loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 61
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 10:56


یتیم‌نوازی نگهبانی مالی و معنوی از یتیم میباشد که در آیین اسلام، بسیار به آن توصیه گردیده‌است. قرآن یتیم را گرامی داشته و با پیشنهاد‌هایی مخاطبانش را به رعایت دستمزد یتیمان و دقت و خیر و خوبی به آن‌ها دعوت نموده است. در قرآن به تکریم یتیم، اِخوراک یتیم، احسان و خوبی به یتیم و انفاق به یتیم سفارش حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

در احادیث اسلامی هم محبت و اعتنا به یتیمان مداقه خاصی داراست. از رسول(ص) ماجرا گردیده: «هرکس یتیمی را تاوقتی‌که بی‌نیاز گردد، گزینه بخشندگی خویش قرار دهد، فردوس بر وی واجب می‌گردد». یتیم‌نوازی در سیرهٔ اهل‌بیت هم بسیار عنایت داشته میباشد. از جمله، از امام علی(ع) گفته شده که اهتمام متعددی به فعالیت یتیمان داشت و خویش را بابا یتیمان آدرس حسینیه نصرت مشهد نامید.

در طی تاریخ، در عالم اسلام، به یتیم‌نوازی اعتنا ویژه گردیده و دارالایتام‌هایی با تیتر مدرسه‌الایتام برای مراقبت و سرپرستی آن‌ها تأسیس گردیده‌است. در سال ۱۳۹۲ش در کشور‌ایران، ضابطه دفاع از خردسال ها و نوجوان ها بی‌سرپرست و بدسرپرست در مجلس شورای اسلامی رزرو حسینیه نصرت مشهد ثبت شد.

بایستگی نگهبانی از یتیم در آئین

تابلوی دفاع (یتیم‌نوازی) تاثیر محمود فرشچیان
عالمان فقهی گفته‌اند اسلام به احترام‌گذاشتن به یتیم و هواخواهی‌دادن به وی پیشنهاد کرده[۱] و جامعه را در عوض یتیمان مسئول دانسته میباشد.[۲] همینطور به مؤمنان فرمان گردیده که به شغل یتیمان بپردازند تا ضرر و زیان و زیانی متوجه آن ها نشود.[۳] به‌گفته حسین انصاریان، شیخ و خطیب شیعه، یتیم‌نوازی از گران قدر‌ترین عبادات شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد[۴]

یتیم چه کسی است؟
نوشته‌علمیٔ مهم: یتیم
یتیم در اصطلاح دینی کسی میباشد که پدرش را پیش از بلوغ از دست داده میباشد.[۵] در قرآن و حدیث، یتیم به معنی غیرشرعی و لغوی، یعنی هر کس یکی والدینش را از دست داده نیز استفاده شد‌ه‌است.[۶]

توصیه قرآن به تکریم یتیم
عده ای که اموال یتیمان را به‌ستم می خورند، جز این وجود ندارد که آتشی در شکم خویش فرومی‌مارک و به‌زودی در آتشی فروزان درآیند. «آیه ۱۰ سوره نساء»

قرآن یتیم را گرامی داشته و با توصیه‌هایی مخاطبان خویش را به رعایت حقوق و دستمزد یتیمان و اعتنا و خیر به آن ها دعوت نموده است.[۷] در قرآن به تکریم یتیم (آیه ۱۷ سوره فجر)، اِخوراک یتیم (آیه ۸ سوره بشر، آیه ۱۵ سوره بلد)، احسان و خوبی به یتیم[۸] (آیه ۸۳ سوره بقره، آیه ۳۶ سوره نساء) و انفاق به یتیم[۹] (آیه ۲۱۵ سوره بقره) پیشنهاد گردیده‌است.[۱۰]

در نشانه‌ها ۱ و ۲ سوره ماعون، عده ای که آخرت را منکر میباشند، به عبارتی عده ای میباشند که یتیم را از خویش میرانند.[۱۱] در آیه ۹ سوره ضحی، خطاب به نبی(ص) و کلیه مسلمان‌ها بیان شده یتیم را تحقیر نکنید‏.[۱۲] بر پایه ی آیه ۱۰ سوره نساء، عده ای که اموال یتیمان را به ناحق تصرف می‌نمایند مشقت بار‌ترین عذاب را خواهند رویت کرد[۱۳] و در آتشی افروخته وارد خواهند شد.[۱۴]

بیان شده حق یتیم آن میباشد که اموال اورا در شایسته ترین وجه به شغل اندازند تا بهره بیشتری داشته باشد و زمانی بالغ شد، حق او‌را به وی تسلیم کنند.[۱۵] مبنی بر آیه ۱۷ سوره فجر، ادله ذلت بعضی این میباشد که یتیم را گرامی نداشته و حقوقش را رعایت نکرده‌اند.[۱۶] از این آیه مستعمل که هرکس به اکرام یتیم و رعایت حق وی برخیزد، گزینه اکرام پروردگار قرار می گیرد.[۱۷] به‌گفته جعفر سبحانی از مراجع تاسی، قرآن بسیار کوشیده تا دیدگان جامعه را به‌سوی یتیمان جلب نماید؛ تا آنجا که فرمان می دهد هنگام تقسیم اموال میت، هرگاه یتیمی میان نزدیکان وی باشد، سهمی نیز به وی بدهند، هرچند وارث نباشد.[۱۸]

سیره اهل‌بیت
در احادیث اسلامی محبت و اعتنا به یتیمان عنایت خاصی دارااست[۱۹] و تکریم یتیم جزئی از سیره اهل‌بیت(ع) دانسته شد‌ه‌است.[۲۰] از رسول(ص) نقل کرده‌اند: «هرکس یتیمی را تا هنگامی که بی‌نیاز گردد، آیتم بخشندگی خویش قرار دهد، فردوس بر وی واجب می گردد.»[۲۱] همینطور بیان شده که امام علی(ع) اهتمام متعددی به شغل یتیمان داشت و خویش را بابا یتیمان نامید.[۲۲] امام علی(ع) در وصیتنامه خویش اعتنا به یتیمان را در کنار اعتنا به نماز و قرآن قرار داده و گفته میباشد: «یتیمان را گاهی سیر و گاهی گرسنه نگذارید و نکند با حضور شما رنج بکشند.»[۲۳]

پرورشگاه ایتام

تصویری از دارالایتام محمدی (احتمالاً در دهه چهل) در قم، بنیانگذار: حاج محمد آقازاده
پیشنهاد‌های گوناگون دربارهٔ یتیمان در متن ها شرعی موجب گردیده مسلمانها در طی تاریخ نگاه ویژه‌ای به یتیمان داشته باشند. در جامعه ها اسلامی، مدرسه/مکاتب‌الایتام مهمترین و کبیر‌ترین بنیان متولی فراگیری به کودک ها یتیم در عالم اسلام به شمار می‌رفتند. دارالایتام یا این که یتیم‌منزل‌ها در کشورهای اسلامی از اواخر قرن سیزدهم تشکیل شد و آنگاه در قرن چهاردهم، رویش سریع و چشمگیری یافت.[۲۴]

در کشور‌ایرانِ بعد از ظهر صفوی، مدرسه‌منزل‌هایی برای ایتام در برخی شهرهای جمهوری اسلامی ایران ساخته شد که از آن دربین، مدرسه‌منزل ایتام مشهد در کنار مقبره رضوی با موقوفات بسیارش بود که تا اواخر بعد از ظهر قاجاری عمل میکرد.[۲۵]

در عصر قاجار و پهلوی دوم هم تحولات اکثری در مورد ساخت و ساز یتیم‌منزل صورت اعطا کرد.[۲۶]

مؤسسه دارالایتام مهدیه همدان تأسیس در سال ۱۳۵۱ش،[۲۷] منزل نوباوگان محمدعلی مظفریِ طهران تأسیس در سال ۱۳۲۶ش،[۲۸] پرورشگاه مژدهیِ رشت، تأسیس در ۱۳۲۸ش[۲۹] از کهن‌ترین یتیم‌منزل‌های کشور‌ایران به شمار می‌رود.

بعداز انقلاب اسلامی، مبتنی بر مصوبه دولت در ۱۳۵۸ش، همگی مراکزی که به نوعی در محافظت و تربیت خردسال ها بی‌سرپرست و یتیم سهم داشتند، به وزارت بهداری و بهزیستی منتقل شدند. بعضی دیگر از مکاتب ایتام نیز به دست اشخاص درستکار سازه شد.[۳۰]

طرح‌های حمایتی برای تکریم یتیم در جمهوری اسلامی ایران
در راستای تکریم و رفع خطاها ایتام در کشور‌ایران، ضابطه حفاظت از کودک ها و نوجوان ها بی‌سرپرست و بدسرپرست دربرگیرنده سی و هفت ماده و هفده تبصره در سال ۱۳۹۲ش در مجلس شورای اسلامی ثبت و بعد از تأیید شورای دربان به دولت ارسال شد.[۳۱]

کمیته کمک امام خمینی از سال ۱۳۷۸ش برنامه ای به اسم اکرام ایتام فعال‌سازی کرد که مقصود آن هواخواهی از کودک ها یتیم و تأمین نیازمندی‌های آن‌ها میباشد.[۳۲] درین طرح، اشخاص در‌ستکار با تاییدِ حفاظت مالی از یک یا این که چندین یتیم در زمان سال نسبت به رفع ایرادات دنیوی و معنوی آنها مبادرت می‌نمایند. نقل شده حدود یک میلیون پشتوانه از سراسر سرزمین سرپرستی خردسالان یتیم پایین پوشش کمیته کمک را برعهده گرفته‌اند.[۳۳]

برای تحقیقٔ بیشتر
تمدن‌طومار یتیم‌نوازی، محمد محمدی ری‌شهری، مرتضی خوش بخش، دارالحدیث. ۱۴۰۲ش.

مالی و معنوی از یتیم میباشد که در آیین اسلام، بسیار به آن توصیه گردیده‌است. قرآن یتیم را گرامی داشته و با پیشنهاد‌هایی مخاطبانش را به رعایت دستمزد یتیمان و دقت و خیر و خوبی به آن‌ها دعوت نموده است. در قرآن به تکریم یتیم، اِخوراک یتیم، احسان و خوبی به یتیم و انفاق به یتیم سفارش گردیده‌است.

در احادیث اسلامی هم محبت و اعتنا به یتیمان مداقه خاصی داراست. از رسول(ص) ماجرا گردیده: «هرکس یتیمی را تاوقتی‌که بی‌نیاز گردد، گزینه بخشندگی خویش قرار دهد، فردوس بر وی واجب می‌گردد». یتیم‌نوازی در سیرهٔ اهل‌بیت هم بسیار عنایت داشته میباشد. از جمله، از امام علی(ع) گفته شده که اهتمام متعددی به فعالیت یتیمان داشت و خویش را بابا یتیمان نامید.

در طی تاریخ، در عالم اسلام، به یتیم‌نوازی اعتنا ویژه گردیده و دارالایتام‌هایی با تیتر مدرسه‌الایتام برای مراقبت و سرپرستی آن‌ها تأسیس گردیده‌است. در سال ۱۳۹۲ش در کشور‌ایران، ضابطه دفاع از خردسال ها و نوجوان ها بی‌سرپرست و بدسرپرست در مجلس شورای اسلامی ثبت شد.

بایستگی نگهبانی از یتیم در آئین

تابلوی دفاع (یتیم‌نوازی) تاثیر محمود فرشچیان
عالمان فقهی گفته‌اند اسلام به احترام‌گذاشتن به یتیم و هواخواهی‌دادن به وی پیشنهاد کرده[۱] و جامعه را در عوض یتیمان مسئول دانسته میباشد.[۲] همینطور به مؤمنان فرمان گردیده که به شغل یتیمان بپردازند تا ضرر و زیان و زیانی متوجه آن ها نشود.[۳] به‌گفته حسین انصاریان، شیخ و خطیب شیعه، یتیم‌نوازی از گران قدر‌ترین عبادات میباشد[۴]

یتیم چه کسی است؟
نوشته‌علمیٔ مهم: یتیم
یتیم در اصطلاح دینی کسی میباشد که پدرش را پیش از بلوغ از دست داده میباشد.[۵] در قرآن و حدیث، یتیم به معنی غیرشرعی و لغوی، یعنی هر کس یکی والدینش را از دست داده نیز استفاده شد‌ه‌است.[۶]

توصیه قرآن به تکریم یتیم
عده ای که اموال یتیمان را به‌ستم می خورند، جز این وجود ندارد که آتشی در شکم خویش فرومی‌مارک و به‌زودی در آتشی فروزان درآیند. «آیه ۱۰ سوره نساء»

قرآن یتیم را گرامی داشته و با توصیه‌هایی مخاطبان خویش را به رعایت حقوق و دستمزد یتیمان و اعتنا و خیر به آن ها دعوت نموده است.[۷] در قرآن به تکریم یتیم (آیه ۱۷ سوره فجر)، اِخوراک یتیم (آیه ۸ سوره بشر، آیه ۱۵ سوره بلد)، احسان و خوبی به یتیم[۸] (آیه ۸۳ سوره بقره، آیه ۳۶ سوره نساء) و انفاق به یتیم[۹] (آیه ۲۱۵ سوره بقره) پیشنهاد گردیده‌است.[۱۰]

در نشانه‌ها ۱ و ۲ سوره ماعون، عده ای که آخرت را منکر میباشند، به عبارتی عده ای میباشند که یتیم را از خویش میرانند.[۱۱] در آیه ۹ سوره ضحی، خطاب به نبی(ص) و کلیه مسلمان‌ها بیان شده یتیم را تحقیر نکنید‏.[۱۲] بر پایه ی آیه ۱۰ سوره نساء، عده ای که اموال یتیمان را به ناحق تصرف می‌نمایند مشقت بار‌ترین عذاب را خواهند رویت کرد[۱۳] و در آتشی افروخته وارد خواهند شد.[۱۴]

بیان شده حق یتیم آن میباشد که اموال اورا در شایسته ترین وجه به شغل اندازند تا بهره بیشتری داشته باشد و زمانی بالغ شد، حق او‌را به وی تسلیم کنند.[۱۵] مبنی بر آیه ۱۷ سوره فجر، ادله ذلت بعضی این میباشد که یتیم را گرامی نداشته و حقوقش را رعایت نکرده‌اند.[۱۶] از این آیه مستعمل که هرکس به اکرام یتیم و رعایت حق وی برخیزد، گزینه اکرام پروردگار قرار می گیرد.[۱۷] به‌گفته جعفر سبحانی از مراجع تاسی، قرآن بسیار کوشیده تا دیدگان جامعه را به‌سوی یتیمان جلب نماید؛ تا آنجا که فرمان می دهد هنگام تقسیم اموال میت، هرگاه یتیمی میان نزدیکان وی باشد، سهمی نیز به وی بدهند، هرچند وارث نباشد.[۱۸]

سیره اهل‌بیت
در احادیث اسلامی محبت و اعتنا به یتیمان عنایت خاصی دارااست[۱۹] و تکریم یتیم جزئی از سیره اهل‌بیت(ع) دانسته شد‌ه‌است.[۲۰] از رسول(ص) نقل کرده‌اند: «هرکس یتیمی را تا هنگامی که بی‌نیاز گردد، آیتم بخشندگی خویش قرار دهد، فردوس بر وی واجب می گردد.»[۲۱] همینطور بیان شده که امام علی(ع) اهتمام متعددی به شغل یتیمان داشت و خویش را بابا یتیمان نامید.[۲۲] امام علی(ع) در وصیتنامه خویش اعتنا به یتیمان را در کنار اعتنا به نماز و قرآن قرار داده و گفته میباشد: «یتیمان را گاهی سیر و گاهی گرسنه نگذارید و نکند با حضور شما رنج بکشند.»[۲۳]

پرورشگاه ایتام

تصویری از دارالایتام محمدی (احتمالاً در دهه چهل) در قم، بنیانگذار: حاج محمد آقازاده
پیشنهاد‌های گوناگون دربارهٔ یتیمان در متن ها شرعی موجب گردیده مسلمانها در طی تاریخ نگاه ویژه‌ای به یتیمان داشته باشند. در جامعه ها اسلامی، مدرسه/مکاتب‌الایتام مهمترین و کبیر‌ترین بنیان متولی فراگیری به کودک ها یتیم در عالم اسلام به شمار می‌رفتند. دارالایتام یا این که یتیم‌منزل‌ها در کشورهای اسلامی از اواخر قرن سیزدهم تشکیل شد و آنگاه در قرن چهاردهم، رویش سریع و چشمگیری یافت.[۲۴]

در کشور‌ایرانِ بعد از ظهر صفوی، مدرسه‌منزل‌هایی برای ایتام در برخی شهرهای جمهوری اسلامی ایران ساخته شد که از آن دربین، مدرسه‌منزل ایتام مشهد در کنار مقبره رضوی با موقوفات بسیارش بود که تا اواخر بعد از ظهر قاجاری عمل میکرد.[۲۵]

در عصر قاجار و پهلوی دوم هم تحولات اکثری در مورد ساخت و ساز یتیم‌منزل صورت اعطا کرد.[۲۶]

مؤسسه دارالایتام مهدیه همدان تأسیس در سال ۱۳۵۱ش،[۲۷] منزل نوباوگان محمدعلی مظفریِ طهران تأسیس در سال ۱۳۲۶ش،[۲۸] پرورشگاه مژدهیِ رشت، تأسیس در ۱۳۲۸ش[۲۹] از کهن‌ترین یتیم‌منزل‌های کشور‌ایران به شمار می‌رود.

بعداز انقلاب اسلامی، مبتنی بر مصوبه دولت در ۱۳۵۸ش، همگی مراکزی که به نوعی در محافظت و تربیت خردسال ها بی‌سرپرست و یتیم سهم داشتند، به وزارت بهداری و بهزیستی منتقل شدند. بعضی دیگر از مکاتب ایتام نیز به دست اشخاص درستکار سازه شد.[۳۰]

طرح‌های حمایتی برای تکریم یتیم در جمهوری اسلامی ایران
در راستای تکریم و رفع خطاها ایتام در کشور‌ایران، ضابطه حفاظت از کودک ها و نوجوان ها بی‌سرپرست و بدسرپرست دربرگیرنده سی و هفت ماده و هفده تبصره در سال ۱۳۹۲ش در مجلس شورای اسلامی ثبت و بعد از تأیید شورای دربان به دولت ارسال شد.[۳۱]

کمیته کمک امام خمینی از سال ۱۳۷۸ش برنامه ای به اسم اکرام ایتام فعال‌سازی کرد که مقصود آن هواخواهی از کودک ها یتیم و تأمین نیازمندی‌های آن‌ها میباشد.[۳۲] درین طرح، اشخاص در‌ستکار با تاییدِ حفاظت مالی از یک یا این که چندین یتیم در زمان سال نسبت به رفع ایرادات دنیوی و معنوی آنها مبادرت می‌نمایند. نقل شده حدود یک میلیون پشتوانه از سراسر سرزمین سرپرستی خردسالان یتیم پایین پوشش کمیته کمک را برعهده گرفته‌اند.[۳۳]

برای تحقیقٔ بیشتر
تمدن‌طومار یتیم‌نوازی، محمد محمدی ری‌شهری، مرتضی خوش بخش، دارالحدیث. ۱۴۰۲ش.

بازدید : 36
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:31


محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷- ۱۹۳۸م) متفکر، روشن فکر فقهی، شعر سرا و سیاستمدار مسلمان.

اقبال آئین اسلام را مستقل از فرهنگ وتمدن اسلامی نمی‌داند و این نظر را دارد تجدید آیین فارغ از احیای فرهنگ، ممکن وجود ندارد. به اعتقادوباور وی باقی ماندن اسلام به‌تیتر یک فرهنگ وتمدن، فرهنگ و ضابطه معاش، مشروط به تغییراتی براساس زمان و توسعه علم ها نو میباشد. اقبال تجدید دانش صحبت بر طبق رسیدگی‌های علم ها جدید و حل و فصل مسائل شرعی با دقت به اقتضای زمان و نیازهای جانور را ضروری می‌دانست. به باور وی گران قدر‌ترین نقص‌ مسلمان ها، اختلال نام‌و‌نشان و دورشدن از آموزه‌های اسلامی میباشد. وی معتقد بود مسلمانها اگر می توانند به وجود خویش افتخار نمایند که تشکیلات حکومتی غیر وابسته‌ای براساس اصول اسلام در بخش ها مسلمان‌نشین ساخت حسینیه نصرت مشهد کنند.

اقبال قرآن را معتبرترین مدرک اسلام و معاش می‌دانست و شیدا رسول اسلام(ص) بود و اشعاری در وصف وی سرود. اقبال در ادامه اهل سنت بود. وی اشعاری نیز در مدح امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) سرود. اقبال در شعری در تعریف رخداد کربلا، امام حسین(ع) را شخصی می داند که تا قیامت رهایی از استبداد را به ما فراگرفت و با تفسیر «راز قرآن از حسین آموختیم» از وی خاطر آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.

اقبال اشعار متعددی به لهجه‌های فارسی و اردو سرود. بعضا او‌را از شایسته ترین شاعران معاصر لهجه فارسی دانسته‌اند. اقبال در سال ۱۹۱۵م منظومه فارسی «اسرار خودی» و سه سال بعداز آن منظومه «رموز بی‌خودی» را سرود. اقبال دقت و عشق بسیار به تصوف داشت؛ با این اکنون کارکردهای سُست‌‏کننده‏ تفکر‌‏های صوفیانه را معارض اسلامِ قادر ‏می‌دانست. از مبانی تفکر عرفانی و تصوفی اقبال، عشق و علاقه و محبت، سلوک عرفانی معتدل و عدم‏ رویا رویی مادیت و معنویت رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معاش‌طومار
محمد اقبال لاهوری در ۹ نوامبر ۱۸۷۷ میلادی (۱۹ آبان ۱۲۵۶ش) در شهر سیالْکوت ایالت پنجاب هند (پاکستان فعلی)، در محله کشمیری‌ها و در یک خانواده مسلمان دیده به جهان گشود.[۱] پدرش روحانی نورمحمد، پیشه خیاطی داشت، اهل سلوک و با شعر و آرامش عرفانی آشنا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بود.[۲]

اقبال لهجه‌های فارسی و عربی را در محل تولد خویش آموخت و با علم ها اسلامی و معارف قرآنی آشنا شد.[۳] وی در دبیرستانی که مبلغان مسیحی اسکاتلندی تأسیس کرده بودند، درس خواند.[۴] اقبال در دانش گاه لاهور در فن گویش انگلیسی علم آموزی کرد و فوق لیسانس فلسفه را نیز در سال ۱۸۹۹م اخذ کرد.[۵] وی به طور همزمان به رسیدگی اصول دانش اقتصاد و حقوق و دستمزد نیز اشتغال داشت.[۶] اقبال در سال ۱۹۰۵م برای ادامه علم آموزی به انگلستان رفت و نقطه پايان‌طومار دکترای خویش را با زمینه «رویش مابعد الطبیعه در کشور‌ایران» در دانش گاه کمبریج تامین کرد.[۷] بعد در آلمان، مرتبه استادی فلسفه را اخذ کرد.[۸] او در سال ۱۹۰۸م به هند رجوع و برگشت و درگیر درس دادن و وکالت شد.[۹]

اقبال در شانزده‌سالگی تزویج کرد.[۱۰] این تزویج به طلاق فارغ از جدایی ختم شد[۱۱] وی در سال ۱۹۱۰م برای توشه دوم[۱۲] و در سال ۱۹۱۳م برای توشه سوم وصلت کرد[۱۳] و با هر دو همسر خویش در یک منزل معاش می کرد.[۱۴]


آرامگاه اقبال لاهوری در پاکستان
اقبال لاهوری در ادامه اهل سنت بود[۱۵] و به اهل بیت نبی(ع) نیز ارادت داشت.[۱۶] وی در ۲۱ آوریل ۱۹۳۸م/۱ اردیبهشت ماه ۱۳۱۷ش در تاثیر بیماری، درگذشت[۱۷] و در کنار پله‌های درب ورودی مسجد پادشاهی لاهور به خاک ودیعت شد.[۱۸] در سال ۱۳۹۹ش بنیاد سینمایی فارابی از ایجاد کرد پروژه مشترک «اقبال لاهوری» با پاکستان به کارگردانی بهرام توکلی در جمهوری اسلامی ایران خبر اعطا کرد.[۱۹]

ضرورت اصلاح فقهی و احیای فرهنگ و تمدن اسلامی
اقبال آئین اسلام را غیروابسته از فرهنگ اسلامی نمی‌دانست و معتقد بود تجدید آیین، فارغ از احیای فرهنگ وتمدن، ممکن نخواهد بود.[۲۰] اقبال در منش احیای فرهنگ اسلامی این نظر را دارد، مسلمانها می بایست از دانش و صنعت غربی‌ها بیاموزند:

توان افرنگ از دانش و رشته میباشد
از همین حریق چراغش پر‌نور میباشد
دانش و رشته را ای جوان شوخ و شنگ
مغز میباید خیر ملبوس فرنگ[۲۱]
اقبال معتقد بود در صورتی تغییراتِ براساس فرصت، پدید نیاید، اسلام مانند ادیان دیگر صرفا یک آیین باقی می ماند البته تحت عنوان تمدن، فرهنگ و تمدن و یا این که نظام و ضابطه معاش، نمی‌تواند باقی بماند.[۲۲]

اقبال به‌این نکته نیز دقت می دهد که نباید غرب را در کارها ظاهری آنان روءیت کرد:

ظاهرش تابنده و گیرنده ایست
دل ضعیف میباشد و نگه را عبد ایست
دیده بیند دل بلغزد اندرون
پیش این بتخانه افتد سرنگون[۲۳]

از دید اقبال نسل تازه مسلمانها نمی‌توانند از دانش صحبت که براساس فلسفه یونانی تهیه گردیده، به کار گیری نمایند؛ چون این دانش، فرسوده و کهنه میباشد و بایستی براساس رسیدگی‌های علم ها جدید، دانش حرف جدیدی را به‌وجود آورد.[۲۴] اقبال معتقد بود به انگیزه تغییر‌و تحول وضع معاش و دگرگونی بلندمرتبه آن، نیاز به دانش حرف نو برای تأیید اصول مذهبی داریم.[۲۵]

به لحاظ اقبال، فقه اسلامی نیز می بایست از تازه تدوین گردد.[۲۶] وی می‌خواست نسل نو مسلمانها، مسائل دینی را به اقتضای دوران و نیازهای جانور خویش حل و فصل نمایند. از لحاظ او، نسل نو مسلمانها، پای‌حایل تفسیر فقاهتی یا این که اجماع نسل‌های پیشین وجود ندارد.[۲۷]

اقبال، معتقد بود مجموع کشورهای اسلامی می بایست روی پای خویش بایستند؛ البته بایستی روزی از روش قراردادها و موافقت‌طومار‌های فرهنگی، اقتصادی و نظامی مانند یک خانواده زنده متحد شوند.[۲۸] اقبال تفکر می کرد کشورهای عقب‌ما‌نده برای نگهداری خود از سلطه سیاسی و اقتصادی غرب به سازمان ملل مستقل‌ای احتیاج پیدا می‌نمایند. وی طهران را به دلیل مرکزیت جغرافیایی‌اش برای این فرمان سفارش کرد.[۲۹]

بازدید : 69
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:35


بعداز مرگ یزید
بیعت با مروان بن حکم
زمانی عبدالله بن زبیر در مدینه توان گرفت، مروان بن حکم به سوی حجاز رفت تا با وی به خلافت بیعت نماید، اما ابن زیاد در بَثَنیه مروان را ملاقات کرد و او را از آن شغل دستگیر و به او عهدوپیمان بخشید که در حالتی که وی خویش مدعا خلافت خواهد شد، پشتوانه وی خواهد بود. مروان رجوع و ابن زیاد نیز به دمشق رفت و ضحاک بن قیس را که از عموم شهر برای ابن زبیر بیعت گرفته بود، فریفت و از شهر خارج راند و برای مروان بیعت گرفت. در پیکار مروانیان با ضحاک بن قیس، که به ناکامی ضحاک انجامید، ابن زیاد، فرماندهی سواران مروان را بر ذمه حسینیه نصرت مشهد داشت.[۲۹]

در عصر حکومت مروان، عبیدالله نیز در دمشق بود. هنگامی توابین به سرکردگی سلیمان بن صُرَد خُزاعی به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کردند، مروان، ابن زیاد را به تقابل آنان ارسال کرد و حکومت عراق را به شرط غلبه بر آن به او بخشید.[۳۰] زمانی عبیدالله به جزیره رسید، از مرگ مروان(۶۵ق /۶۸۵م) باخبر شد، اما به جلو رفتن خویش خاطر آدرس حسینیه نصرت مشهد نشان کرد.

سرکوب قیام توابین
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: قیام توابین
آخر و عاقبت در اواخر جمادی الاول سال ۶۵ق در عین الورده نزاع خونینی میان سپاه ابن زیاد و توابین درگرفت که به کشته شدن سلیمان و یارانش رزرو حسینیه نصرت مشهد انجامید.[۳۱]

رویا رویی با سپاه مختار
ابن زیاد بعد سرگرم فرمان بردار ساختن شهرهای جزیره شد که قبل از آن با ابن زبیر بیعت کرده بودند. وی آغاز به عراق که مختار ثقفی در آن‌جا علیه امویان و به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کرده بود، نمی‌پرداخت، ولی عاقبت به موصل، که در مشت دست اندرکاران مختار بود حمله کرد. طرف داران مختار به تکریت عقب نشستند و مختار را از حمله ابن زیاد مطلع کردند. مختار نیز سپاهی را به رویا رویی ارسال کرد. سپاه مختار، سپاهی را که ابن زیاد به سوی آن‌ها پیامبر بود، ناکامی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بخشید. (۱۰ ذیحجه سال ۶۶ قمری).[۳۲]

مرگ ابن زیاد
بعداز موفقیت لشکریان مختار، ابن زیاد خویش با سپاه به سوی آنها آمد، و سپاه مختار عقب گرد هم آیی. مختار که اصولاً به دنبال هلاک ابن زیاد و کسان دیگری بود که در حادثه کربلا دست داشتند، ابراهیم بن صاحب و مالک اشتر را با سپاه به تقابل ابن زیاد ارسال کرد. ابراهیم که می‌خواست پیش از ورود ابن زیاد به مرزوبوم عراق، به او رسد، در کنار دریا رود خازر مجاورت روستایی به اسم باربیثا در ۵ فرسخی موصل به لشکر شام رسید. در نبرد شدیدی که بین عراقیان و شامیان شروع شد، ابن زیاد باخت خورد (محرم ۶۷) و همدم با یارانش به قتل رسید. براساس روایتی از ابومخنف، بیان کننده ابراهیم بن اشتر خویش در نبرد بدن به بدن، ابن زیاد را به قتل رسانید.[۳۳]

نظریه شیعه‌ها درباره عبیدالله
مبادرت عبیدالله علیه امام حسین(ع) و پدید آوردن اتفاق عاشورا، از به عبارتی شروع او‌را بدنام و منفور کرد و خشم اکثری از مسلمانها به ویژه کوفیان را نسبت به او برانگیخت؛ چنان که به نقل منابع، عبدالله بن عفیف ازدی، دربین اول خطبه ابن زیاد بعد از رخداد برخاست و وی و یزید را دشنام‌های مشقت بار بخشید[۳۴] و حتی گفته‌اند که وی مادرش مرجانه را نیز بسیار ملامت کرد.[۳۵]

عبیدالله به سبب ساز نقشی که در رخداد عاشورا داشته، قرن‌هاست که از منفورترین شخصیت‌های تاریخ اسلام نزد شیعه ها به حساب میآید. اسم وی در یک‌سری زیارت‌طومار دارای اسم و رسم، مثلا زیارت عاشورا آمده و گزینه لعن قرار گرفته میباشد.[۳۶]

بنی‌زیاد
مأمون عباسی (حکومت:۱۹۸ـ۲۱۸ق) بعد از به چنگ آوردن یمن و تهامه از ابراهیم بن موسی و اشخاص دیگر، محمد بن ابراهیم بن عبیدالله، مشهور به محمد بن زیاد را امیر یمن کرد.[۳۷] محمد بن زیاد در ۲۰۳ق وارد یمن شد و بعداز 1سال توانست صنعا را بگیرد. وی شهر زَبید را برپا کرد و راس حکومت خود قرار بخشید. بعداز وی (فوت:۲۴۵ق)، فرزندان و نوادگانش تا ۴۰۷ق در صنعا حکومت کردند. فی مابین آن‌ها، اسحاق بن ابراهیم، ملقب به ابوالجیش، زمانبر‌ترین حکومت را داشت.[۳۸]

پانویس
بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۷۵.
موءثر، الاختصاص، ۱۳۷۹ق، ص۷۳.
قمی، روضه خوان عباس، مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا
القمي، الشيخ عباس، نفس المهموم في مصيبة سيدنا الحسين المظلوم، ج۱، ص۳۷۱. شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص ۲۲۶.
نک: الاستیعاب، ج ۲، ص۵۲۵.
زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۱۹۳.
دینوری، خبر ها، الاخبار الطوال، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۲۶۹-۲۷۰؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷.
نک: زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۱۹۳.
ابوعلی مسکویه احمد، تجربه الامم، ۱۳۶۶ش، ج۲، ص۲۸.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۶۶- ۱۶۸.
یعقوبی، تاریخ، دار صادر، ج۲، ص۲۳۷؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۷۲.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷؛ ج۷، ص۲۲۸.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۲۲۸.

بازدید : 92
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 10:41


مَعاد از اصول آئین اسلام و ادیان الهی و در اصطلاح متکلمان به معنای رجوع روح به جسم بعداز مرگ و معاش مجدد آدم در روز قیامت میباشد. سازه بر این اصل، همگی آدم‌ها در روز قیامت مجدد زنده می شوند، جاری ساختن آنان در پیشگاه الهی معقول می‌شود و به کیفر یا این که محرک درستکاری یا این که بدکاری خویش حسینیه نصرت مشهد می‌رسند.

معاد در آیین اسلام، بعداز توحید، مهمترین اعتقادوباور و ایمان به آن شرط مسلمانی شمرده شد‌ه‌است. در ۱۴۰۰ تا ۲۰۰۰ آیه از قرآن پیرامون معاد و معاش اخروی حرف آورده شده میباشد. اعتقاد و باور به معاد را ادله اجرای عدل و داد، تندرست جامعه، ناامیدنشدن در رنج‌های معاش، رعایت حقوق و دستمزد بقیه افراد و... آدرس حسینیه نصرت مشهد برشمرده‌اند.

مسلمان ها در تایید اصل معاد اختلافی ندارند؛ ولی در کیفیت آن اختلاف‌لحاظ دارا هستند و در این مورد سه بینش ارائه داده‌اند: اکثری از عالمان مسلمان برای مثال فیلسوفان، به معاد جسمانی و روضه خوان براین باوراند، بیشتر متکلمان معاد را صرفا جسمانی دانسته‌اند و معاد روضه خوانِ صِرف را نیز به فیلسوفان مشاء نسبت داده‌اند. ولی ابن‌سینا، والا‌ترین فیلسوف مشائی، معاد جسمانی را از روش شرع رزرو حسینیه نصرت مشهد پذیرفته بود.

هواداران روضه خوان-جسمانی بودن معاد در تبیین تن اخروی، بینش‌های گوناگونی ارائه داده‌اند: برگشت روح به تن دنیوی مادی، رجوع و برگشت روح به تن مثالی، رجوع روح به تن آسمانی برای مثال این بینش‌ها به شمار شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌رود.

فیلسوفان مسلمان برای ثابت یکی از‌بودن بشر مادی و اخروی، به قضیه نفس و تجرد آن متوسل گردیده و نفس را دلیل وحدت و عینیت بشر مادی و اخروی شمرده‌اند.

برای ثابت قابلیت و وقوع معاد به دلایل زیادی استناد شد‌ه‌است. قابلیت معاد را از روش نشانه‌ها قرآن همانند آیاتی که اشاره به مجدد زنده‌شدن زمین و مثال‌هایی از زنده‌شدن بشر‌ها مانند اصحاب کهف و عُزَیْر دارا هستند، ثابت کرده‌اند. برای ثابت بایستگی و وقوع معاد نیز به دلایلی همانند صادق بودن معبود در با خبر کردن از وقوع معاد، وجود تمایل به حیات جاودانگی در فطرت بشر، صفت عدل و داد و حکمت خدا استناد شد‌ه‌است.

با وجود دلایل گوناگون برای قابلیت و امکان و وقوع معاد، بعضی به انکار معاد پرداخته‌اند. جهالت، غفلت از توان الهی، تمایل بی‌بندوباری و عدم مسئولیت را مثلا عامل ها انکار معاد شمرده‌اند. تردید ها گوناگونی همانند شبهه آکل و مأکول، شبهه اعاده معدوم و شبهه در دانش و توان معبود در وقوع معاد از سوی منکران ارائه گردیده و عالمان مسلمان جواب‌های مختلفی به آن ها داده‌اند.

معاد، از باورهای اعتقادی ادیان آسمانی
یقین به معاد و زنده‌شدن بشر در فقید آخرت، از اصول اعتقادی[۱] و جزو مهم‌ترین باورهای همگی ادیان آسمانی[۲] دانسته شد‌ه‌است. در کتاب «ادیان زنده دنیا»، معاش بعد از مرگ جزو اعتقادات و تعالیم کلیه ادیان به عنوان مثال ادیان الهی، هندو، بودا، تائو و شینتو شمرده گردیده‌است.[۳]

به اطمینان عالمان شیعه، معاد بعد از اصل توحید، مهمترین مهم میباشد که پیامبران الهی، عموم را به ایمان به آن فراخوانده‌اند.[۴] ایمان به معاد و معاش اخروی شرط مسلمانی و منکر آن، سوا زمره مسلمان ها شمرده شد‌ه‌است.[۵]

به گفته محمدتقی مصباح یزدی، در قرآن، اعتقاد و باور به معاد هم‌سنگ اطمینان به خداوند دانسته گردیده و در بیشتراز بیست آیه، واژه «الله» و «الیوم الآخر» با هم به فعالیت رفته‌اند.[۶] در دوازده آیه نیز بعداز ایمان به پروردگار، ایمان آپدیت آخرت آمده میباشد.[۷] مصباح یزدی اعتقاد دارد که از اعتنا در نشانه‌ها قرآن، به دست می آید که نصیب عمده‌ای از سخنان پیامبران و گفت و گو و جدل‌های آن‌ها با عموم، درباره معاد بوده تا جایی که می‌اقتدار ذکر کرد پیامبران برای ثابت معاد، بیشتر از ثابت توحید کوشش کرده‌اند؛ چون عموم به دلیل انکار کارها غیبی و رغبت به بی‌بندباری و عدم‌مسئولیت در تایید اصل معاد، سرسختی بیشتری از خویش آرم می‌دادند.[۸]

اورده شده کلمه معاد در آیه ها قرآن، صرفا یک توشه[۹] و آن هم به معنای لغوی (جای رجوع و برگشت) به‌عمل رفته میباشد؛[۱۰] ولی در بیشتراز ۱۴۰۰[۱۱] یا این که دو هزار آیه از قرآن (حدود یک سوم آیه ها قرآن)[۱۲] پیرامون معاد و معاش اخروی صحبت آورده شده میباشد. نشانه‌هاِ مربوط به معاد در یک سری مجموعه گروه‌بندی گردیده که عبارت‌اند از:

نشانه‌ها مرتبط با بایستگی ایمان به آخرت؛[۱۳]
آیاتی که به پیامدهای انکار معاد پرداخته میباشد؛[۱۴]
نشانه‌ها مربوط به نعمت‌های ابدی فردوس؛[۱۵]
آیاتی که پیرامون عذاب‌های جاودانه دوزخ وجهنم میباشد؛ [۱۶]
آیاتی که به ارتباط جاری ساختن نیک و بد با نتیجه ها آن در قیامت اشاره داراست؛
آیه‌ها مرتبط با قابلیت و امکان و لزوم رستاخیز که به سؤالات و شبهه ها منکران جواب داده میباشد.[۱۷]
مسیحیان نیز با بیان رستاخیز عیسی(ع) و مثال‌های تاریخی از زنده‌شدن اشخاص بعداز مرگ،[۱۸] به وقوع معاد براین باوراند.[۱۹] براساس عهدوپیمان عتیق[۲۰] و نو،[۲۱] کلیه عموم بعداز مرگ به «هاویه» یا این که فقید فوت شده ها می روند که دو نصیب دارااست: یک بخش برای اشخاص شرور که محل عذاب میباشد و قسمتی دیگر برای عادلان که پردیس‌ (پردیس) اسم دارااست.[۲۲] در اعتقادنامه رسولان و اعتقادنامه نیقیّه نیز که دو اعتقادنامه جهانی و مقبول کلیه مسیحیان میباشد، اطمینان و ایمان به معاد و رستاخیز مذکور میباشد.[۲۳]

اورده شده در پیمان عتیق (تَنَخ)، کتاب مقدس یهودیان، اطمینان به معاد بیان نشده میباشد؛ البته در کتاب تَلْمُود، کتابی شامل روایات و احکام یهود، بسیار از معاد کلام آورده شده میباشد.[۲۴] احتمال داده‌اند که در تاثیر تحریف عهدوپیمان عتیق، عبارت‌های مرتبط با معاد حذف گردیده است.[۲۵] با این وجود، در یک فقره از پیمان عتیق آمده میباشد: «یَهُوَه می‌می راند و زنده می‌كند، به قبر فرود میاورد و برمی‌خیزاند».[۲۶]

براساس آئین زرتشت نیز روح بعد از مرگ، از بدن مستقل گردیده و باقی می ماند تا در روز رستاخیز برای محاسبه برخیزد.[۲۷] آورده شده پردیس زرتشتیان مانند فردوس تعریف گردیده در اسلام میباشد؛‌ البته در آیین زرتشت، دوزخ و جهنم، آتشین و سوزان وجود ندارد؛ بلکه جایی بسیار سرد، بدون‌نور و وحشتناک میباشد.[۲۸] آن ها به «پل چینوَت» (پل صراط و جداکننده) نیز براین باوراند.[۲۹]

بازدید : 25
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:03


مسجد غدیر مسجدی در مسیر مکه به مدینه در محل غدیر خم. بنابر گزارش‌های تاریخی این مسجد در محلی سازه شد که رسول اسلام(ص) در آن ایستاد و خطبه غدیر را مشکل کرد و ولایت امام علی(ع) را به عموم ابلاغ حسینیه نصرت مشهد نمود.

این مسجد نزدیک به پنج کیلومتری منطقۀ جُحْفه قرار داشته البته امروزه اثری از آن باقی وجود ندارد. به گفته شهید نخستین (متوفی۷۸۶ق) دیوارهای این جای تا مجال او پابرجا و نمایان آدرس حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.

در احادیث اهل بیت(ع) از این مسجد خاطر گردیده و تلاوت نماز در آن پیشنهاد شده است.

تاریخ و شرایط جغرافیایی
گزارش‌های منابع درباره تاریخ ایجاد کرد مسجد غدیر ظریف وجود ندارد و فقط آن را مدتی بعداز رخداد غدیر بیان کرده‌اند که‌این مقطع نامعلوم رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.


حالت جغرافیایی حوزه‌ غدیر خم
درباره محل آن بعضا به صورتی کلی گفته‌اند مسجد در مکانی سازه شد که رسول(ص) در برگشت از حجة الوداع در آن جای ایستاد، نماز خواند و علی(ع) را تحت عنوان جانشین خویش معرفی کرد.[۱] بعضا نیز به طور جزئی‌خیس به حالت جغرافیایی مسجد پرداخته‌اند؛ تحت عنوان مثال، در کتاب «معجم ما استعجم» شرایط آن فی مابین غدیر و چشمه آب رقم خورده میباشد.[۲] یاقوت حموی نیز در«معجم البلدان» آورده میباشد: «خم موضعی میباشد که در آن چشمه آبی‌رنگ وجود دارااست و میان غدیر و چشمه، مسجد فرستاده(ص) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد جای‌دارد».[۳]

نقل شده بنای مسجد در زمان عثمانی[۴] بر تاثیر سیل حاد شد‌ه‌است[۵] در عین درحال حاضر شهید نخستین در دو کتاب خویش درباره بنای مسجد غدیر گفته میباشد: دیوارهای آن تاکنون باقی میباشد، و آن مسجدی دارای شهرت میباشد، و غالباً رویکرد حاجیان از آن طرف می‌سپری شد.[۶]

محسن امین در کتاب مفتاح الجنات نیز در این زمینه میگوید: این مسجد عامر و دارای اسم و رسم میباشد و برخی از پادشاهان شیعه هند در طول روحانی مرتضی انصاری به تجدید بنای آن پرداخته‌اند.[۷]

فضیلت نماز تلاوت
در منابع روایی شیعه به مسجد غدیر و فضیلت آن اشاره گردیده است. در کتاب کافی باب مستقلی به مسجد غدیر و احادیث مرتبط با آن تخصیص داراست؛ برای مثال نقل گردیده‌است که عبدالرحمن بن حجاج از حضرت موسی بن جعفر(ع) درباره تلاوت نماز در مسجد غدیر خم پرسید. امام در جواب وی فرمود در آن مسجد نماز بگزار، چون نماز در آن فضیلت بسیار دارااست و پدرم مدام به آن پیشنهاد میکرد.»[۸]

محدثان و فقیهان شیعه مبنی بر این احادیث، به فضیلت تلاوت نماز و دعا در آن اشاره کرده‌اند. کشف کننده الغطا (متوفای ۱۲۲۸ق) در این مورد میگوید: امام راست گو(ع) فرمود: نماز در مسجد غدیر مستحب میباشد؛ چون رسول اکرم(ص) در آن جای امیرمؤمنان را به جانشینی خویش معرفی کرد و حق را ظواهر ایجاد کرد و سمت چپ مسجد افضل میباشد زیرا هنگامی امام درست گو(ع) نگاه به سمت چپ مسجد کرد فرمود: این مکان پای نبی آفریدگار(ص) میباشد.»[۹]

روحانی طوسی، ابن حمزه، ابن ادریس، علامه حلّی، حر عاملی، روحانی یوسف بحرانی و صاحب و مالک جواهر از سایر فقهایی می‌باشند که قرائت دو رکعت نماز را در آن مستحب دانسته‌اند.[۱۰]

جستارهای متعلق
غدیر خم
اتفاق غدیر
پانویس
سمهودی، وفاء الوفا، دار الکتب العلمیه،، ج۳، ص۱۷۱.
بکری، معجم ما استعجم، فقیه الکتب، ج۲، ص۳۶۸.
حموی، معجم البلدان، دار صادر، ج۲، ص۳۸۹.
قائدان، تاریخ و اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۱۶۶.
سمهودی، وفاء الوفا، دار الکتب العلمیه،، ج۳، ص۱۷۱.
شهید نخستین، ذکری الشیعة، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۱۱۸-۱۱۷؛ شهید نخستین، الدروس، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۹.
امین، مفتاح الجنات، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۳۳.
کلینی، الکافی، ۱۳۸۸ق، ج۴، ص۵۶۶.
کشف کننده الغطاء، کشف الغطاء، دفتر کار تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، ج۳، ص۷۴–۷۳.
طبسی، «نوشته‌ی‌علمی مسجد غدیر»، میقات حج، ۱۴۰-۱۳۸.

بازدید : 66
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:04


خواجه و هلاکوخان مغول
خواجه نصیر، بعداز حمله دوم مغولان به فرماندهی هلاکو و تسلیم‌شدن قلعه‌های اسماعیلیان، به دربار هلاکو خط مش یافت.[۱۸] به گفته سید محسن امین، خواجه طوسی فارغ از آنکه اقتدار تعیین داشته باشد، با هلاکو همدم شد و در‌حالتی که مقاومت در قبال نیروی مهاجم، خیر از سوی عموم و خیر از سوی حکومت قابلیت و امکان‌پذیر خلا، سعی کرد از ارثیه اسلامی که در معرض هلاکت بود حفظ نماید و به منجر اقدامات وی بود که در غایت بعداز مدتی مغولان به اسلام گرویدند.[۱۹] خواجه طوسی در حمله هلاکو به بغداد در سال ۶۵۵ قمری یار وی حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۲۰]

احداث رصدخانه و کتابخانه مراغه
خواجه نصیرالدین طوسی بعد از فتح بغداد به وسیله هلاکو، ایجاد کرد یک رصدخانه را به هلاکو توصیه کرد؛ با این توجیه که وی با اعتنا به دانشی که در نجوم داراست، میتواند با یاری رصد ستارگان، پاد شاه را از اتفاق ها آتی، زمان قدمت و نسل وی باخبر سازد.[۲۱] این توصیه گزینه پسند هلاکو قرار گرفت و ایجاد کرد آن از سال ۶۵۷ق استارت شد.[۲۲] به گفته سید محسن امین، خواجه نصیر، رصدخانه مراغه را محلی برای روی هم گذاشتن تعداد متعددی از پژوهشگران آن فرصت قرار اعطا کرد و به این سیرتکامل آنان را از کشته‌شدن رهایی داد و نیز سعی متعددی برای گردآوری‌آوری تعداد متعددی از کتاب‌ها و نگهداری آن ها کرد.[۲۳] فعالیت تشکیل داد رصدخانه تا نقطه نهایی قدمت خواجه زمان برد و زیج به دست آمده از این رصدخانه، زیج ایلخانی اسم آدرس حسینیه نصرت مشهد گرفت.[۲۴][یادداشت ۳]

خواجه نصیر همینطور کتابخانه بزرگی در محل رصدخانه مراغه تاسیس نمود و به دستور هلاکو بخش اعظمی از کتاب‌های پر ارزش و سودمندی که از بغداد، دمشق، موصل و خراسان غارت گردیده بود، به آن جابجایی یافت. خویش خواجه نیز مأمورانی به گوشه و کنار بلاد می‌ارسال کرد که جای‌جای کتاب‌های علمی بیابند خریداری نمایند و برای وی بفرستند و خویش هر کجا به کتاب اثر گذار و نفیسی برمی‌خورد، آن‌را می خرید.[۲۵] به نظریه بعضا از مورخان، حدود ۴۰۰ هزار کتاب در کتابخانه مراغه گرد آمده بود.[۲۶] در کتابخانه رصدخانه مراغه، گونه های کتاب از گویش‌های چینی، مغولی، سنسکریت، آشوری و عربی به گویش فارسی ترجمه شد و در دسترس طالبان دانش و محققان رصدخانه قرار گرفت. این رصد منزل در واقعیت راس علمی‌ای بود که در آن، علم ها متعددِ مجال، مثل ریاضی ها، نجوم و علم ها طبیعی، تفحص و درس دادن رزرو حسینیه نصرت مشهد میشد.[۲۷]

حضور در فتح بغداد
ابن تیمیه (۶۶۱ق-۷۲۸ق) از علمای اهل‌سنت، مدعا گردیده است که خلیفه بغداد، به‌فرمان خواجه نصیرالدین طوسی به‌قتل رسیده میباشد؛[۲۸] البته برخی با استناد به نظارت منابع پیش از وی و عدم مشاهده اینگونه مطلبی در آن‌ها، این مقاله را غلط و بهتان به خواجه دانسته‌اند و احتمال داده‌اند که منابع بعد از ابن‌تیمیه به‌تاسی از وی اینگونه مطلبی را آورده‌اند.[۲۹] بعضا دانشمندان معتقدند حضور نصیرالدین طوسی در جریان فتح بغداد به دست مغولان، عاملی برای کاهش غارت و کشتار عموم بوده و با دفاع وی، بخش اعظمی از عالمان از مرگ نجات شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد یافته‌اند.[۳۰]

درگذشت
خواجه نصیر در حالی در ۱۸ ذی الحجه سال ۶۷۲ق درگذشت که برای سامان دادن به کارها اوقاف و پژوهشگران، در بغداد به راز می برد. وی سازه به وصیت خویش در بقعه کاظمین دفن شد.[۳۱] وی همینطور وصیت کرده بود که روی قبرش اشاره‌ای به خصوصیت‌های علمی‌اش نشود و صرفا عبارت «و کَلبُهُم باسِطٌ ذِراعَیهِ بِالوَصید»[۳۲] بر روی سنگ قبرش نوشته گردد.[۳۳]

مذهب
شواهد متعددی مبتنی بر شیعه اثنی عشری بودن خواجه نصیرالدین طوسی در اختیار میباشد؛ ازجمله وی در اکثر وقت ها کتاب‌های کلامی خویش همانند تجرید الاعتقاد، به دوازده امام و وجوب طهارت آن ها اشاره نموده است.[۳۴] همینطور رساله‌های ویژه‌ای دراین مورد نگاشته که از آن گزاره می‌اقتدار رساله «الفرقة الناجیة» و «رسالة فی حصر الحق بمقالة الامامیة» و نیز «الاثنی عشریة» و «رسالة فی الإمامة» را اسم موفقیت.[۳۵] با این درحال حاضر، در فهرست اثر ها خواجه نصیر، کتاب‌ها و رساله‌هایی منسوب به وی وجود داراست که مبتنی بر با تعالیم اسماعیلیان میباشد.[۳۶]

علمای شیعه اثنی‌عشری اکثر اوقات، اصل انتساب این اثرها به خواجه را رد کرده‌اند، البته برخی پژوهشگران و اسلام‌شناسان غربی، معتقد به نوعی دگرگونی مذهبی در خواجه در حین حضور فی مابین اسماعیلیان می باشند.[۳۷] بعضی برپایه این اثر ها بر این باورند که وی بعداز نگهبانی‌بردن به قلعه‌های اسماعیلیان موقتیً به مذهب آن‌ها گرویده و بعد از آن به مذهب شیعه اثنی عشری بازگشته میباشد.[۳۸]

برخی نویسندگان هم بر این باورند که طوسی به‌تیتر یک شیعه دوازده امامی، تقیه به‌فعالیت بسته و برای نگهداری جان خویش، در قلعه‌های اسماعیلی به تألیف کتاب ها و رسالاتش درگیر شد‌ه‌است.[۳۹] عبدالله نعمة این مقاله را که طوسی به‌محض وخیم‌شدن قلعه‌های اسماعیلیان، شیعه اثنی‌عشری بودن خویش را اعلام کرده است، تأییدی بر این لحاظ گرفته میباشد.[۴۰]

بازدید : 61
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 10:37


حَکِیمَه دختر امام جواد (ع)(درگذشت ۲۷۴ق) دختر امام جواد(ع) و سمانه مغربیه و خواهر امام هادی(ع) که چهار امام شیعه (امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع) و امام مهدی(عج)) را فهم و شعور نموده است. گفته‌اند وی ذمه ‌دار یادگرفتن و کارها نرجس خاتون مامان امام فرصت(عج) و شاهد تولد امام مهدی(عج) بود. بنابر منابع شیعه، حکیمه در طی غایب بودن صغرا، امام مهدی(عج) را ملاقات کرده و رابط عموم با وی بوده و بعضی از احادیث او‌را نقل نموده است. عالمان و مورخان شیعه از او به خیر و خوبی حافظه کرده و دیانتش را ستوده‌اند. بقعه او در بقاع عسکریین در حسینیه نصرت مشهد سامرا میباشد.
حکیمه دختر امام جواد(ع) میباشد. مجال ولادتش در منابع تاریخی معلوم وجود ندارد اما از آن جا که تاریخ میلاد برادرش امام هادی (ع) سال ۲۱۲ بوده و بر طبق با گزارش‌های تاریخی، حکیمه خاتون از برادرش خرد‌خیس میباشد، می‌قدرت ولادت او را در دهه دوم قرن سوم قمری یعنی مابین سال‌های ۲۱۳ تا ۲۲۰ ق آدرس حسینیه نصرت مشهد تقریب زد.[۱]

مامان او سمانه مغربیه، دارای شهرت به سیده میباشد که مامان امام هادی(ع) و موسی مبرقع و دیگر فرزندان امام جواد(ع) نیز بود.[۲]

شوهر حکیمه خاتون ابوعلی حسن بن علی مرعش بن‌عبیدالله بن ابی‌الحسن محمد اکبر بن محمدحسن بن حسین اصغر بن امام سجاد (ع) بوده میباشد. ثمره این وصلت سه پسر به اسم‌های حسین، زید و حمزه بود.[۳]

از حیث عالمان
علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار دربارهٔ حکیمه خاتون می‌نویسد: در قُبّه شریفه که بقعه امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) میباشد، قبری منسوب به نجیبه، عالمه، فاضله، تقیه، رضیه، حکیمه، دختر امام جواد(ع) وجود داراست که نمی‌دانیم چرا با کلیه فضل و ادب و جلالت آشکاری که‌این بانوی گرامی داراست و محلّ اسرار امامت بوده، زیارتی برای وی قید نشده میباشد. آن‌گاه میگوید: شایسته میباشد که اورا با الفاظی که مطلوب جایگاه اوست، زیارت رزرو حسینیه نصرت مشهد نمائید.

[۴] عبدالله مامقانی، اسم اورا در زمره زنان راوی، بیان کرده و می گوید: وحید بهبهانی اعتراض کرده که چرا زیارتی برای وی بیان نکرده‌اند. تعجب آور‌خیس این که روضه خوان اثر گذار، اسم حکیمه را در زمره فرزندان امام جواد(ع) بیان نکرده و بعضا کتاب ها تاریخ و سیره و نَسَب نیز او را حافظه نکرده‌اند.[۵] روحانی اثرگذار در اسم بردن از فرزندان امام جواد(ع) به حکیمه تصریح نکرده میباشد؛ البته در مکان دیگری از کتاب الارشاد[۶] او را در سلسله روات بیان کرده و تصریح نموده که او عمه امام عسکری(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.

خصوصیت‌ها
حکیمه خاتون، چهار بدن از امامان شیعه را فهم کرده و میان دختران امام جواد(ع) به وفور دانش و فضل و ادب دارای اسم و رسم بود.[۷] حکیمه از زنان راوی میباشد و احادیثی از او بیان شده[۸] که یکی‌از آنان حرز امام جواد(ع) میباشد.[۹]

امام هادی(ع)، فراگیری نرجس خاتون مامان امام مجال(عج) را به حکیمه سپرد. دربارهٔ تزویج امام عسکری(ع) با نرجس و به دنیا آمدن امام دوازدهم شیعه ها (عج)، احادیث متعددی از او، نقل گردیده‌است.[۱۰] حکیمه در شب به دنیاآمدن امام مهدی(عج) با درخواست امام عسکری(ع) در کنار نرجس حضور داشت و اولی شخصی میباشد که امام مجال(عج) را در آغوش گرفت و بوسید.[۱۱] او بارها آن حضرت را در طول حیات امام عسکری(ع) ملاقات کرده و از سفیران و رابطان امام در حین غایب بودن صغرا بوده میباشد.[۱۲]


مرقد حکیمه خاتون در بارگاه بقعه عسکریین
درگذشت
تاریخ وفات حکیمه را برخی از عالمان نامعلوم میدانند[۱۳] و گروه دیگر سوای بیان گواهی قابل توجهی که بتوان بدان استناد نمود، سال ۲۷۴ قمری را تحت عنوان تاریخ وفات بیان کرده‌اند.[۱۴]

نوشته ی علمیٔ اساسی: مقبره عسکریین
مرقد او در سامرا در بارگاه مقبره عسکریین واقع میباشد.[۱۵]

پانویس
اعلمی حائری، تراجم اعلام النساء، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۶۴، ص۲۸۵.
قمی، منتهی الامال، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۹۷.
محلاتی، ریاحین الشریعه، ۱۳۶۸ش، ج ۴، ص۱۵۷؛ محلاتی، مآثر الکبراء فی تاریخ سامراء، نجف، ج۲، ص۳۰۳؛ فخر رازی، الشجرة المبارکه فی أنساب الطالبیه، ۱۴۰۹ق، ص ۱۶۹،۱۷۰.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج ۱۰۲، ص۷۹.
مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۵۲ق، ج ۳، ص۷۶.
اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص۳۵۱.
قمی، منتهی الامال، ۱۳۸۲ش، ج ۲، ص۵۰۲.

بازدید : 33
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 10:30


خواستگاری رسول
پس از مسافرت زینب به مدینه، نبی(ص) از زینب برای زید خواستگاری نمود. زینب قبل از خواستگاری گمان می کرد که رسول قصد داراست او‌را برای خود خواستگاری نماید، ولی بعداز آنکه اخذ نبی او را برای زید خواستگاری نموده است، مخالفت نمود و زیرا رسول را بدین تزویج راضی رویت کرد، با درخواست وصلت موافقت حسینیه نصرت مشهد کرد.[۳۸]

مفسران در‌شان نزول آیۀ ۳۶ سوره احزاب عموماً آن را ناظر بر ماجرای تزویج زید و زینب دانسته و گفته‌اند بعد از نزول این آیه، زینب به تزویج با زید موافقت کرد.[۳۹] زیر آیه که مطابق خبری گفته که آیه راجع به امّ کلثوم دختر عقبة بن ابی‌معیط و زید بن حارثه نازل آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

طلاق از زید
همواره در بین زینب و زید کشاکش وجود داشت[۴۰] و زید از بداخلاقی زینب نزد نبی گلایه میبرد و نبی او‌را به طاقت و تحمل همسر دعوت میکرد.[۴۱] تا اینکه عاقبت رسول به دستور معبود به طلاق آن دو حکم بخشید. به گفتۀ بیشتر سیره‌نویسان و مورخان، طلاق زینب و زید در سال پنجم یا این که بعداز غزوه مُرَیسع در شعبان سال پنجم هجری رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۴۲]

وصلت با نبی
نبی با امر الهی و برای شکستن قانونی جاهلی که فرزندخوانده را همانند فرزند تنی خویش می‌دانستند، با زینب تزویج کرد.[۴۳] نقل گردیده است زینب خویش را فارغ از مهریه به رسول(ص) اعطا کرد، و نبی همواره زید را فرزند و وارث خویش معرفی میکرد.[۴۴] ابعاد زینب به منجر اینکه وصلت وی با فرستاده در افق‌ها مقرر گردیده‌است بر دیگر همسران نبی برتری می‌جست.[۴۵] فرستاده در وصلت با زینب، ولیمه اعطا کرد و گوسفندی کشت[۴۶] و با نان و گوشت از مهمانان پذیرایی کرد.[۴۷] تزویج رسول با زینب ابتدا ذیقعدۀ سال پنجم چهره اعطا کرد و زینب در آن هنگام ۳۵ سال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشت.[۴۸]

نزول نشانه‌ها عفاف و حجاب
نشانه‌ها عفاف در ارتباط مزاحمت صحابه برای رسول(ص) بعداز تزویج وی با زینب نازل گردیده است. شرح گزارش‌های متعدد را ابن‌سعد[۴۹] و طبرانی[۵۰] آورده و مفسران نیز زیر آیه ها ۵۸ و ۵۹ سوره احزاب بدین نکته اشاره کرده‌اند.[۵۱]

مقام زینب نزد نبی موجب تحریک شدن حسادت بعضی از زنان آن حضرت گردیده بود که در غایت نشانه‌ها ابتدا سوره تحریم در این مورد نازل شد.[۵۲] هر یک سری زینب نیز خویش سبب رنجش صفیه دختر حیی بن اخطب، گردیده بود.[۵۳]

زینب در مبارزه حنین همپا نبی بود[۵۴] و بعد از رحلت فرستاده(ص) می‌خاطرنشان کرد که بعداز وی هیچ وقت بر مرکبی سوار نخواهم شد، هرچند برای حج باشد.[۵۵]

نبی خطاب به قدمت که به زینب پرخاش کرده بود، فرمود بهوش باشد که زینب اَوّاهه میباشد و اَوّاه را فروتن در پیشگاه پروردگار و بسیار شیون کننده در درگاه وی و صفت حضرت ابراهیم مفهوم کرد.[۵۶]

روزگار قدمت
قدمت بعد از تشکیل دیوان، مستمری سالیانۀ زینب را همانند برخی دیگر از همسران رسول، ۱۲۰۰۰ درهم انتخاب نمود، البته زینب تنها 1 سال این مستمری را گرفت و سال بعد از آن درگذشت، زینب به چنگ آوردن این مبلغ را فتنه می‌دانست و از آفریدگار مراد بود که به سیرتکامل‌ای اورا از به چنگ آوردن مستمری رهایی بخشد.[۵۷]

درگذشت
او اول همسر فرستاده(ص) بود که پس از رحلت وی درگذشت.[۵۸] زینب در سال ۲۰ق درگذشت[۵۹] و قدمت بن خطاب بر جنازۀ وی نماز گزارد.[۶۰]

ابن‌سعد[۶۱] و ذهبی[۶۲] در خبری نقل کرده‌اند که خلیفه دوم امر کرد برای محافظت حرمت زینب، به جهت پوشیده نبودن تابوت، فقط محارم وی در تشییع‌جنازه حاضر شوند. در‌این هنگام اسماء بنت عمیس شیوۀ فایده گیری از تابوت را به خلیفه گوشزد کرد و بعداز آن به مردم اجازۀ کمپانی در تشییع جنازۀ زینب داده شد.[۶۳]

قدمت پیشاپیش تابوتِ پوشیده با روکش پررنگ جنبش می کرد و می‌ذکر کرد چه پسندیده پوششی میباشد که پیکر زنان را بعداز مرگ از دیدۀ مردان پوشیده می دارد.[۶۴]

تشییع‌جنازه
طریق‌ای که در تشییع زینب (یعنی قرار دادن پیکر او در تابوت) به عمل رفت، پیشتر حضرت زهرا(س) برای خویش پیشنهاد کرده و این مسئله را به اسماء بنت عمیس اظهار کرد و اسماء اعلام کرد که در سنّت تدفین اهل حبشه تابوت را چشم میباشد و آن را خواهد آورد.[۶۵] البته زیرا پیکر دختر فرستاده(ص) تشییع قانونی نشده بود، برای اول توشه این راه برای پیکر زینب که از تعدادی لحاظ والاترینِ همسران فرستاده بعداز خدیجه بود، جاری ساختن شد.[۶۶]

خاک سپاری
زینب در گورستان بقیع در کنار خانۀ عقیل و خانۀ محمد بن حنفیه به خاک ودیعه شد[۶۷] و برادرزاده و خواهرزادۀ زینب و اسامة بن زید، که همگان بر زینب مَبقعه بودند، در گور رفتند و اورا به خاک سپردند.[۶۸]

در روز تشییع‌جنازه زینب گرمای هوا شدت یافت، از این رو خلیفه امر کرد روی قبر وی چادر‌ای نصب گردد که آن را اول خیمۀ نصب گردیده بر قبر در اسلام دانسته‌اند.[۶۹]

ارثیه
صرفا ارثیه ما‌نده از زینب، خانۀ وی بود که ابعاد، هنگام توسعۀ بقعه نبوی در حین ولید بن عبدالملک، به ۵۰۰۰۰ درهم از وارثان وی خریداری شد.[۷۰]

پانویس
ابن‌سعد، ج۸، ص۱۰۱؛ ابن‌عبدالبر، ج۴، ص۱۸۴۹؛ ابن‌ابی‌الحدید، ج۹، ص۲۴۲.
نک: بلاذری، ج۱، ص۵۲۱-۵۲۲.
ابن‌سعد، ج۸، ص۱۰۱؛ابن‌عبدالبر، ج۴، ص۱۸۴۹؛ابن‌ابی الحدید، ج۹، ص۲۴۲.
ابن‌اثیر جزری، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۰.
ابن‌عبدالبر، ج۴، ص۱۸۴۹؛ محب‌الدین طبری، ص۱۶۱؛ ابن‌حجر، ج۷، ص۶۶۸.
نک: ابن‌سعد، ج۸، ص۱۱۵؛ ابن‌جوزی، ج۲، ص۴۹.
ابن‌حجر، ج۷، ص۶۷۰.
ابن‌سعد، ج۸، ص۱۱۴.
نک: ابن‌حجر، ج۷، ص۶۷۰.
ابن‌سعد، ج۱، ص۱۱۵.
ابن‌هشام، ج۲، ص۱۱۴؛ ابن‌سعد، ج۸، ص۱۰۱؛ ذهبی، ج۲، ص۲۱۱.
ابن‌هشام، ج۲، ص۱۱۴-۱۱۵، ۱۴۵.
ابن‌سعد، ج۸، ص۱۱۴.
ابن‌سعد، ج۸، ص۱۰۸؛ ابونعیم اصفهانی، ج۲، ص۵۴؛ ابن‌عبدالبر، ج۴، ص۱۸۵۰-۱۸۵۱.
نک: ابن‌سعد، ج۸، ص۱۰۳، ۱۱۰؛ ابن‌حجر، ج۷، ص۶۷۰.
ابن‌سعد، ج۸، ص۱۰۸، ۱۱۰؛ ابن‌عبدالبر، ج۴، ص۱۸۵۱؛ ابن‌حجر، ج۷، ص۶۷۱.
ابن‌سعد، ج۸، ص۱۱۴ .
ابن‌عبدالبر ج۴، ص۱۸۵۱.
ابن‌جوزی ج۲، ص۴۸.

بازدید : 58
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 10:24


خون حِیض یکی‌از اشکال خون‌هایی میباشد که از رَحِم بانوان از روزگار بلوغ تا یائسگی سرازیر می‌گردد. زن در‌این دوران «حائض» بوده و احکام فقاهتی ویژه‌ای داراست، مثلا حرام بودن نماز تلاوت و روزه دریافت کردن و توقف حسینیه نصرت مشهد در مسجد.

قرآن، خون حیض را ضرروزیان‌توشه معرفی کرده و آمیزش جنسی درین موقعیت را ممنوع نموده است. بعداز نقطه پايان عادت ماهیانه، غسل حیض برای برخی امور واجب آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌گردد.

خون حیض
از مجرای رحم زن ممکن میباشد خون‌های متفاوتی با احکام متعدد بیرون خواهد شد: خون ناشی از جراحت، خون ناشی از وضع حمل (نِفاس)، خون استحاضه و خون حیض. خون حیض معمولا تیره‌رنگ و غلیظ میباشد و با مقداری فشار و سوزش خارج می آید.[۱] این خون ناشی از تخریب طبیعی پوشش رحم و دفع تخمک بارور نشده میباشد. مسافت میان دو قاعدگی در اشخاص متعدد و همینطور در یک شخص اثبات وجود ندارد. معمولاً مسافت طبیعی میان استارت یک قاعدگی تا استارت قاعدگی آینده ۲۸ روز میباشد ولی صرفا در تعداد یه خرده از زنان این مسافت به طور کاملً منظم میباشد. مسافت دربین دو قاعدگی ذیل تأثیر عامل ها متعددی مانند اضطراب و نگرانی، تغییرات فصلی و آب و هوا، تغییر و تحول گوشه و کنار معاش و تغذیه قراردارد، ولی مجموعاَ مسافت ۲۱ تا ۳۵ روز میان دو قاعدگی طبیعی رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲]

با اعتنا به اختلاف احکام فقاهتی خونی که از رحم جریان مییابد، برای مشخص و معلوم شدن خون حیض مجموعه‌بندی‌هایی انجام شده میباشد:

اقسام حائض
بانوان در روزگار قاعدگی بر پایه ی نظم استارت خون دیدن و تعداد روزهای آن حالات مختلفی دارا هستند و مبتنی بر آن، احکام عادت ماهانه را جاری ساختن می‌نمایند. زنی که دو توشه متواتر به طور یکسانی خون حیض ببیند «صاحب و مالک عادت» شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد:[۳]

در‌حالتی که فرصت آغاز و تعداد روزهای خون دیدن یکسان باشد: مالک عادت وقتیه و عددیه میباشد.
در حالتی که تنها مجال استارت آن مشخص باشد: مالک عادت وقتیه میباشد.
در شرایطی‌که صرفا تعداد روزهای دیدن خون مشخص و معلوم باشد: صاحب و مالک عادت عددیه میباشد.
در‌حالتی که فرصت آغاز یا این که تعداد ایام مشخص نباشد یا این که فراموش کرده‌باشد یا این که عادت پیشین وی به هم خورده و عادت جدیدی صورت نگرفته باشد: مُضْطَرِبِه میباشد.
هر که برای نخستین دفعه خون حیض می‌بیند مُبْتَدِئه میباشد.
هر کس فراموش کرده عادتش چه‌طور بوده ناسِیه میباشد.
تشخیص شروع عادات ماهیانه
هر کس فرصت آغاز خون دیدن وی مشخص و معلوم میباشد (صاحب و مالک عادت وقتیه، و وقتیه عددیه) به محض دیدن خون در روزها عادت -‌و یا این که یکی از دو دیروز و آن‌گاه، به پاره ای که پس و پیشِ عادت به شمار رود- آن را حیض قرار میدهد و کلیه احکام حیض را جاری ساختن می‌نماید، هرچند فاقد صفات خون حیض باشد. در حالتی که بعدا معین شد حیض نبوده -‌به عنوان مثال خون پیش از سه روز جدا خواهد شد- عبادتهای اجرا نداده را قضا می‌نماید.[۴]

مالک عادت وقتیه عددیه، در‌حالتی که که به مقدار به عبارتی عدد، پیش از روزها عادت یا این که آن‌گاه خون ببیند، حکم به حیض بودن آن می‌نماید، هرچند دارنده صفات حیض نباشد، زیرا درین سیرتکامل مواقع که عادت پس و پیش می‌گردد، عدد بر وقت مقدم می شود.[۵] مالک این عادت درصورتی که بیش تر از تعداد روزهای معمولش خون ببیند (تا حداکثر ۱۰ روز) در شرایطی‌که که در روز ها عادت معمولش نیز این خون استمرار داشته باشد، کلیه آن ایام حیض خواهد بود.[۶]

در اینکه حکم فقهی مضطربه، مبتدئه و ناسیه در هنگام دیدن خون چیست اختلاف فتوا وجود دارااست:[۷]

به صرف دیدن خون، حائض به حساب می‌آید و وظیفه‌اش شغل به حکم حائض میباشد.
سه روز حوصله می‌نماید، در شکل دیدن خون در آن بازه یا این که بیشتر، آن را حیض قرار میدهد.
در حالتی که که خون دارنده صفات حیض بود، آن را حیض قرار میدهد.
تا سه روز فی مابین مواقعی که حائض بایستی شکاف نماید و اعمالی که مُستحاضه می بایست اعمال دهد عده می‌نماید،[یادداشت ۱] در صورتی‌که خون بیشتراز سه روز ادامه پیدا کرد معین می‌گردد سه دیروز حیض بوده و در شرایطی که تا پیش از سه روز انقطاع شد معین میشود خون استحاضه بوده میباشد.
خون بیش تر از ۱۰ روز
فتوای دارای اسم و رسم فقها درباره حکم خونی که بیشتراز ده روز چشم میگردد اینگونه میباشد:

مالک عادت، روزها عادت را حیض و سایر را استحاضه قرار می دهد.[یادداشت ۲]
مبتدئه و مضطربه، خون واجد صفات حیض را -در شکل کمتر نبودن آن از سه و بیشتر نبودن آن از ده روز- حیض و خون واجد صفات استحاضه را استحاضه قرار می دهند.[۸]
موقعیت دینی خون حیض
در فقه برای خون حیض قوانینی قرار داده گردیده است:

خونی که پیش از سن بلوغ یا این که بعد از یائسگی چشم گردد خون حیض به اکانت نمی‌آید.[۹]
دستکم زمانه قاعدگی سه روز میباشد و در صورتی خون پیش از سه روز انقطاع خواهد شد خون حیض به اکانت نمی‌آید.[۱۰]
در صورتی‌که بعد از ۳ روز از اولِ استارت عادت ماهیانه تا ۱۰ روز خونی ببیند که احتمال داشته باشد خون حیض باشد، آحاد این بازه زمانی را عادت ماهیانه قرار میدهد.[۱۱]
حداکثر زمان قاعدگی ۱۰ روز میباشد و خونهای بعد از آن حُمعدود حیض را ندارد.[۱۲]
دست‌کم مسافت فی مابین دو قاعدگی ۱۰ روز میباشد. پس در شرایطی که بعد از نقطه پايان عصر عادت ماهیانه تا ۱۰ روز خونی ببیند خون حیض به اکانت نمی‌آید.[۱۳]
احکام حائض
نوشته ی علمیٔ اساسی: عادت ماهیانه
قرآن خون حیض را ضرروزیان‌توشه دانسته و قربت دراین‌صورت را ممنوع نموده است.[یادداشت ۳] در دو کتاب وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل، ۳۷۵ حدیث درباره احکام حیض توده‌آوری گردیده‌است و بر همین پایه خلال حرام بودن همگی چیزهایی که بر جُنُب حرام میباشد، احکام دیگری مانند حرمت قربت در‌این‌صورت‌ نیز قرار داده شد‌ه‌است.

بانوان طاهره
در حدیثی از فرستاده(ص)، بتول به معنای بانویی آمده که خون نمی‌بیند. درین حدیث، حضرت مریم و حضرت فاطمه(س) بتول خوانده گردیده‌اند.[۱۴]

امام باقر(ع) «طاهره» را یکی‌از لقب ها حضرت فاطمه(س) و به معنای کسی دانسته که از هر آلودگی تمیز میباشد و هیچ زمان خون حیض و نِفاس نمی‌بیند.[یادداشت ۴]

بازدید : 67
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 16:33


تولید دولت در قهستان
در ۴۸۴ق حسن، یکی داعیان به اسم حسین قائنی را به قهستان (کوهستان)، در جنوب شرقی خراسان، گسیل داشت تا در آنجا برای تکان امداد مهیا آورد. عموم قهستان، که زیر حکومت امیر سلجوقی بودند، فورا و به‌طور کلان به قیام همگانی برضد سلجوقیان دست زدند و یک سری شهر عمده (مانند قائن، طبس، تون و زوزن) را گرفتند. بنابراین، اسماعیلیان در قهستان هم، مانند رودبار، پیروز به ثبت استقلال خویش از سلجوقیان شدند و آن ناحیه، دومی میهن عمده اسماعیلیان کشور ایران شد که آن را رهبری اداره می کرد که از الموت منصوب میشد و او‌را مُحتَشَم حسینیه نصرت مشهد می‌نامیدند.[۱۲]

تحکیم و توسعه حالت
در ۴۸۵، ملکشاه به صلاحدید نظام الملک، لشکریانی به نبرد اسماعیلیان در رودبار و قهستان ارسال کرد ولی این عملیات، با مرگ ملکشاه و نظام الملک در به عبارتی سال، نافرجام ماند.[مستلزم منبع] با این رخداد و رقابت پسران ملکشاه برای جانشینی، حسن مجال قابل قبولی برای تحکیم و گسترش شرایط خویش یافت. اسماعیلیان قلعه گردکوه و قلعه‌های دیگری را در نزدیکی دامغان و بخش‌های شرقی کوه‌های البرز (در ناحیه قومس)، و یک‌سری قلعه را در منطقه اَرَّجان، حوزه‌ مرزی میان ایالات خوزستان و عجم، تصاحب آدرس حسینیه نصرت مشهد کردند.[مستلزم منبع]

در رودبار نیز اسماعیلیان قلعه‌های بیشتری را گرفتند که از تمامی اصلی‌خیس لَمَسَر/ لَنبَراز در حوزه‌ علیای شاهرود و در مغرب الموت بود.[۱۳]

کیابزرگ آرزو، جانشین آینده حسن، لَمسر را در ۴۸۹[۱۴] یا این که به عهدوپیمان جوینی[۱۵] در ۴۹۵، تسخیر کرد و حکمران آن بود تا‌زمانی‌که به الموت احضار شوید تا جانشین حسن خواهد شد.[مستلزم منبع]

اسماعیلیان در اصفهان
اسماعیلیان دقت خویش را به نواحی مجاورت‌خیس به پایگاهّ سلجوقیان در اصفهان نیز معطوف کرده بودند. در‌این حیطه، رهبری اسماعیلیه با احمد، فرزند عبدالملک بن عطّاش، بود و او با تصاحب قلعه پادشاه دز/ دژ در ۴۹۴، موفقیت مهمی در حومه اصفهان استحصال کرد، به‌طوری‌که حدود سی هزار نفر را در منطقه اصفهان به کیش اسماعیلی رزرو حسینیه نصرت مشهد درآورد.[۱۶]

حسن صباح از آغاز و به خیر می‌دانست که بعداز ملکشاه دیگر فرمانروا قدرتمندی وجود ندارد که ما یحتاج باشد او را با سپاهی گرانقدر براندازد. توان سیاسی و نظامی سلجوقیان عمدتاً بین امیران بخش اعظمی تقسیم گردیده بود که هریک از آنها حوزه‌‌ای را به اقطاع در شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دست داشتند.[۱۷]

بدین ترتیب، حسن صباح کوشید تا حیطه به حیطه، از روش قلعه‌های نفوذناپذیر بسیار بر سلجوقیان غلبه نماید. فرماندهان این قلعه‌ها دستورهای کلی خویش را از الموت می‌گرفتند اما در محل خویش، آزادی فعالیت داشتند.[مستلزم منبع]

اسماعیلیان نزاری و مُستَعلوی
در به عبارتی اکنون که قیام اسماعیلیان جمهوری اسلامی ایران به رهبری حسن صباح توسعه می‌یافت، مستنصر بالله (خلیفه فاطمی و امام اسماعیلی) در سال ۴۸۷ هجری قمری در قاهره درگذشت و نبرد بر سرجانشینی وی اسماعیلیه را به دو شاخه نزاریه و مستعلویه تقسیم کرد.[مستلزم منبع]

حسن صباح حمایت کننده نزار
یک سری سالی بود که حسن صباح سیاست انقلابی مستقلی اتخاذ کرده و رهبری اسماعیلیان مملکت‎های سلجوقی را نیز برعهده گرفته بود. او در امر جانشینی مستنصر بالله، از دعوی و دستمزد نزار حفاظت کرد. نزار ولیعهد مستنصر بود اما وزیر قوی فاطمی، افضل، اورا از حقوق و دستمزد جانشینی محروم کرده بود. نزار در ۴۸۸ به قتل رسید.[۱۸]

حسن صباح فورا مناسبات خویش را با دولت فاطمی و دستگاه مرکزی دعوت اسماعیلیه در قاهره که فعلا در سرویس دعوت مستعلوی درآمده بود، انقطاع کرد و به این ترتیب، مستعلی را که بر تخت فاطمی نشانده گردیده بود، تحت عنوان جانشین مستنصر بالله در امامت نشناخت. با این تصمیم، حسن صباح دعوت جداگانه نزاریه را نهاد بنیان اما در حیات خودش هیچ‌گاه اسم جانشین نزار را در امامت افشا نساخت. از این به آنگاه، اسماعیلیان جمهوری اسلامی ایران با اسم نزاریه نیز آوازه پیدا کردند.[مستلزم منبع]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 201
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 28
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 966
  • بازدید ماه : 1363
  • بازدید سال : 6307
  • بازدید کلی : 64095
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی