تولید دولت در قهستان
در ۴۸۴ق حسن، یکی داعیان به اسم حسین قائنی را به قهستان (کوهستان)، در جنوب شرقی خراسان، گسیل داشت تا در آنجا برای تکان امداد مهیا آورد. عموم قهستان، که زیر حکومت امیر سلجوقی بودند، فورا و بهطور کلان به قیام همگانی برضد سلجوقیان دست زدند و یک سری شهر عمده (مانند قائن، طبس، تون و زوزن) را گرفتند. بنابراین، اسماعیلیان در قهستان هم، مانند رودبار، پیروز به ثبت استقلال خویش از سلجوقیان شدند و آن ناحیه، دومی میهن عمده اسماعیلیان کشور ایران شد که آن را رهبری اداره می کرد که از الموت منصوب میشد و اورا مُحتَشَم حسینیه نصرت مشهد مینامیدند.[۱۲]
تحکیم و توسعه حالت
در ۴۸۵، ملکشاه به صلاحدید نظام الملک، لشکریانی به نبرد اسماعیلیان در رودبار و قهستان ارسال کرد ولی این عملیات، با مرگ ملکشاه و نظام الملک در به عبارتی سال، نافرجام ماند.[مستلزم منبع] با این رخداد و رقابت پسران ملکشاه برای جانشینی، حسن مجال قابل قبولی برای تحکیم و گسترش شرایط خویش یافت. اسماعیلیان قلعه گردکوه و قلعههای دیگری را در نزدیکی دامغان و بخشهای شرقی کوههای البرز (در ناحیه قومس)، و یکسری قلعه را در منطقه اَرَّجان، حوزه مرزی میان ایالات خوزستان و عجم، تصاحب آدرس حسینیه نصرت مشهد کردند.[مستلزم منبع]
در رودبار نیز اسماعیلیان قلعههای بیشتری را گرفتند که از تمامی اصلیخیس لَمَسَر/ لَنبَراز در حوزه علیای شاهرود و در مغرب الموت بود.[۱۳]
کیابزرگ آرزو، جانشین آینده حسن، لَمسر را در ۴۸۹[۱۴] یا این که به عهدوپیمان جوینی[۱۵] در ۴۹۵، تسخیر کرد و حکمران آن بود تازمانیکه به الموت احضار شوید تا جانشین حسن خواهد شد.[مستلزم منبع]
اسماعیلیان در اصفهان
اسماعیلیان دقت خویش را به نواحی مجاورتخیس به پایگاهّ سلجوقیان در اصفهان نیز معطوف کرده بودند. دراین حیطه، رهبری اسماعیلیه با احمد، فرزند عبدالملک بن عطّاش، بود و او با تصاحب قلعه پادشاه دز/ دژ در ۴۹۴، موفقیت مهمی در حومه اصفهان استحصال کرد، بهطوریکه حدود سی هزار نفر را در منطقه اصفهان به کیش اسماعیلی رزرو حسینیه نصرت مشهد درآورد.[۱۶]
حسن صباح از آغاز و به خیر میدانست که بعداز ملکشاه دیگر فرمانروا قدرتمندی وجود ندارد که ما یحتاج باشد او را با سپاهی گرانقدر براندازد. توان سیاسی و نظامی سلجوقیان عمدتاً بین امیران بخش اعظمی تقسیم گردیده بود که هریک از آنها حوزهای را به اقطاع در شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دست داشتند.[۱۷]
بدین ترتیب، حسن صباح کوشید تا حیطه به حیطه، از روش قلعههای نفوذناپذیر بسیار بر سلجوقیان غلبه نماید. فرماندهان این قلعهها دستورهای کلی خویش را از الموت میگرفتند اما در محل خویش، آزادی فعالیت داشتند.[مستلزم منبع]
اسماعیلیان نزاری و مُستَعلوی
در به عبارتی اکنون که قیام اسماعیلیان جمهوری اسلامی ایران به رهبری حسن صباح توسعه مییافت، مستنصر بالله (خلیفه فاطمی و امام اسماعیلی) در سال ۴۸۷ هجری قمری در قاهره درگذشت و نبرد بر سرجانشینی وی اسماعیلیه را به دو شاخه نزاریه و مستعلویه تقسیم کرد.[مستلزم منبع]
حسن صباح حمایت کننده نزار
یک سری سالی بود که حسن صباح سیاست انقلابی مستقلی اتخاذ کرده و رهبری اسماعیلیان مملکتهای سلجوقی را نیز برعهده گرفته بود. او در امر جانشینی مستنصر بالله، از دعوی و دستمزد نزار حفاظت کرد. نزار ولیعهد مستنصر بود اما وزیر قوی فاطمی، افضل، اورا از حقوق و دستمزد جانشینی محروم کرده بود. نزار در ۴۸۸ به قتل رسید.[۱۸]
حسن صباح فورا مناسبات خویش را با دولت فاطمی و دستگاه مرکزی دعوت اسماعیلیه در قاهره که فعلا در سرویس دعوت مستعلوی درآمده بود، انقطاع کرد و به این ترتیب، مستعلی را که بر تخت فاطمی نشانده گردیده بود، تحت عنوان جانشین مستنصر بالله در امامت نشناخت. با این تصمیم، حسن صباح دعوت جداگانه نزاریه را نهاد بنیان اما در حیات خودش هیچگاه اسم جانشین نزار را در امامت افشا نساخت. از این به آنگاه، اسماعیلیان جمهوری اسلامی ایران با اسم نزاریه نیز آوازه پیدا کردند.[مستلزم منبع]
تولید دولت در قهستان
در ۴۸۴ق حسن، یکی داعیان به اسم حسین قائنی را به قهستان (کوهستان)، در جنوب شرقی خراسان، گسیل داشت تا در آنجا برای تکان امداد مهیا آورد. عموم قهستان، که زیر حکومت امیر سلجوقی بودند، فورا و بهطور کلان به قیام همگانی برضد سلجوقیان دست زدند و یک سری شهر عمده (مانند قائن، طبس، تون و زوزن) را گرفتند. بنابراین، اسماعیلیان در قهستان هم، مانند رودبار، پیروز به ثبت استقلال خویش از سلجوقیان شدند و آن ناحیه، دومی میهن عمده اسماعیلیان کشور ایران شد که آن را رهبری اداره می کرد که از الموت منصوب میشد و اورا مُحتَشَم حسینیه نصرت مشهد مینامیدند.[۱۲]
تحکیم و توسعه حالت
در ۴۸۵، ملکشاه به صلاحدید نظام الملک، لشکریانی به نبرد اسماعیلیان در رودبار و قهستان ارسال کرد ولی این عملیات، با مرگ ملکشاه و نظام الملک در به عبارتی سال، نافرجام ماند.[مستلزم منبع] با این رخداد و رقابت پسران ملکشاه برای جانشینی، حسن مجال قابل قبولی برای تحکیم و گسترش شرایط خویش یافت. اسماعیلیان قلعه گردکوه و قلعههای دیگری را در نزدیکی دامغان و بخشهای شرقی کوههای البرز (در ناحیه قومس)، و یکسری قلعه را در منطقه اَرَّجان، حوزه مرزی میان ایالات خوزستان و عجم، تصاحب آدرس حسینیه نصرت مشهد کردند.[مستلزم منبع]
در رودبار نیز اسماعیلیان قلعههای بیشتری را گرفتند که از تمامی اصلیخیس لَمَسَر/ لَنبَراز در حوزه علیای شاهرود و در مغرب الموت بود.[۱۳]
کیابزرگ آرزو، جانشین آینده حسن، لَمسر را در ۴۸۹[۱۴] یا این که به عهدوپیمان جوینی[۱۵] در ۴۹۵، تسخیر کرد و حکمران آن بود تازمانیکه به الموت احضار شوید تا جانشین حسن خواهد شد.[مستلزم منبع]
اسماعیلیان در اصفهان
اسماعیلیان دقت خویش را به نواحی مجاورتخیس به پایگاهّ سلجوقیان در اصفهان نیز معطوف کرده بودند. دراین حیطه، رهبری اسماعیلیه با احمد، فرزند عبدالملک بن عطّاش، بود و او با تصاحب قلعه پادشاه دز/ دژ در ۴۹۴، موفقیت مهمی در حومه اصفهان استحصال کرد، بهطوریکه حدود سی هزار نفر را در منطقه اصفهان به کیش اسماعیلی رزرو حسینیه نصرت مشهد درآورد.[۱۶]
حسن صباح از آغاز و به خیر میدانست که بعداز ملکشاه دیگر فرمانروا قدرتمندی وجود ندارد که ما یحتاج باشد او را با سپاهی گرانقدر براندازد. توان سیاسی و نظامی سلجوقیان عمدتاً بین امیران بخش اعظمی تقسیم گردیده بود که هریک از آنها حوزهای را به اقطاع در شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دست داشتند.[۱۷]
بدین ترتیب، حسن صباح کوشید تا حیطه به حیطه، از روش قلعههای نفوذناپذیر بسیار بر سلجوقیان غلبه نماید. فرماندهان این قلعهها دستورهای کلی خویش را از الموت میگرفتند اما در محل خویش، آزادی فعالیت داشتند.[مستلزم منبع]
اسماعیلیان نزاری و مُستَعلوی
در به عبارتی اکنون که قیام اسماعیلیان جمهوری اسلامی ایران به رهبری حسن صباح توسعه مییافت، مستنصر بالله (خلیفه فاطمی و امام اسماعیلی) در سال ۴۸۷ هجری قمری در قاهره درگذشت و نبرد بر سرجانشینی وی اسماعیلیه را به دو شاخه نزاریه و مستعلویه تقسیم کرد.[مستلزم منبع]
حسن صباح حمایت کننده نزار
یک سری سالی بود که حسن صباح سیاست انقلابی مستقلی اتخاذ کرده و رهبری اسماعیلیان مملکتهای سلجوقی را نیز برعهده گرفته بود. او در امر جانشینی مستنصر بالله، از دعوی و دستمزد نزار حفاظت کرد. نزار ولیعهد مستنصر بود اما وزیر قوی فاطمی، افضل، اورا از حقوق و دستمزد جانشینی محروم کرده بود. نزار در ۴۸۸ به قتل رسید.[۱۸]
حسن صباح فورا مناسبات خویش را با دولت فاطمی و دستگاه مرکزی دعوت اسماعیلیه در قاهره که فعلا در سرویس دعوت مستعلوی درآمده بود، انقطاع کرد و به این ترتیب، مستعلی را که بر تخت فاطمی نشانده گردیده بود، تحت عنوان جانشین مستنصر بالله در امامت نشناخت. با این تصمیم، حسن صباح دعوت جداگانه نزاریه را نهاد بنیان اما در حیات خودش هیچگاه اسم جانشین نزار را در امامت افشا نساخت. از این به آنگاه، اسماعیلیان جمهوری اسلامی ایران با اسم نزاریه نیز آوازه پیدا کردند.[مستلزم منبع]

مراسمها و آیینهای مذهبی حسینیه نصرت مشهد