loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 34
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:04


علویان در عصر حکومت عثمانی
عثمانی‎ها برای تقویت حکومت خویش و برای وحدت بخشیدن به جامعه‎ای که از اقوام متنوع و مذهب‌ها زیادی درست شده بود، به رهبران صوفی که از نفوذ بالایی بین عموم بهره مند بودند، متوسل شدند.[۲] در همین راستا آن ها رابطه ها گرمی با رهروان علویان بکتاشیه و دراویش این فرقه که در آن عصر فقط مدرسه صوفی‏‎گرایانه‎ای بیش خلا، برقرار کردند. این ارتباط ها به سیرتکامل‎ای بود که طبق بعضی گزارش‎ها، هسته اساسی ارتش عثمانی‎ با اسم قشون «ینی‎چری»، در سال ۱۳۶۳ میلادی در خانقاه بکتاشیه نهاد حسینیه نصرت مشهد گذاشته شد.[۳][۴]

از سوی دیگر گروهی از علویان غیر بکتاشی به طریقت صفی الدین اردبیلی ـ که در قرن ۱۳ میلادی در اردبیل صورت گرفته بود ـ عشق و علاقه‎مند شدند. این عشق و علاقه تا بدانجا رسید که در قرن ۱۵ میلادی مذهب علوی در آناتولی به شدت اشاعه یافت. پیشرفت علوی‎گری در قلمرو حکومت عثمانی به طور همزمان با ظهور صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی در تبریز، زنگ خطری برای دولت عثمانی بود. به این دلیل‌که علویان آناتولی به منجر رابطه قلبی با صفی‎الدین اردبیلی و صفویان، رؤیای تشکیل دولت علوی را در راز می‎گذراندند. این رؤیا با اعلام حکومت صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی به وسیله پادشاه اسماعیل صفوی در تبریز به واقعیت به آدرس حسینیه نصرت مشهد پیوست.[۵]


بایزید دوم پاد شاه وقت عثمانی در بالا برای کاهش نفوذ و محبوبیت سلطان اسماعیل نخستین و دراویش اردبیل فی مابین عموم، سیاست تطمیع و ارعاب را در پیش گرفت؛ از یک سو برای جذب آن‌ها به احیاء خانقاه‎ها و مقابر بزرگان اهل سنت پرداخت و از سویی دیگر علویانی را که برای زیارت صفی‎الدین اردبیلی به جمهوری اسلامی ایران می‎رفتند، مجازات نموده و آنها را به کرن و مدان (یونان) تبعید می‎کرد. حکومت عثمانی با این اقدامات نماد بخشید که دولتی سنی مذهب رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]


بایزید دوم در راستای سیاست سنی‎گرایی، از توسعه طریقت بکتاشیه با محوریت بالم پادشاه برای دوری از نفوذ صفویان امان کرد.[مستلزم منبع] به این خواسته در سال ۱۴۹۲میلادی بالم پادشاه را از آلبانی به شهر نَوشهر، محل معاش و دفن حاج بکتاش اما آورد و قبه‌ای بر فراز قبر حاج بکتاش البته تشکیل داد و در کنار آن خانقاهی برای بالم شاه سازه کرد.[۷] با این سیاست عثمانی‎ها، بکتاشی‎هایی که شاخه پرجمعیت علویان بودند، تا سال ۱۸۰۰ میلادی تحت لحاظ و با یاری‎های دولت عثمانی به راحتی معاش کردند و در مقابل شاخه‎ای از علویان که در‌پی مدرسه صفی الدین اردبیلی بوده و به پاد شاه اسماعیل صفوی تحت عنوان رهبر فقهی می‎نگریستند، مدام در ظلم و تبعید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بودند.[مستلزم منبع]


فشارهای دولت عثمانی علیه این شاخه از علویان در عصر پادشاه سلیم هم زمان با نزاع چالدران فی مابین عثمانی‎ها و صفویان در سال ۱۵۱۴ میلادی که به باخت صفویان باعث شد، به نقطع ی عطف خویش رسید. بعضا از گزارش‎ها از صدور فتوای روضه خوان‎الاسلام ابن‎کمال پاشا، دانا عثمانی و عقیده‎پرداز مبارزه مذهبی چالدران، علیه علویان و در ادامه آن قتل‎عام ۴۰ هزار علوی، قبل از برپایی مبارزه به وسیله دولت عثمانی خبر داده‎اند که بدون صدق و سقم داده های عددی آن، آرم از عکس العمل شدید شاه عثمانی نسبت به علویان داراست.[۸]

گزارش‎های تاریخی از وخامت اوضاع و احوال علویان غیربکتاشی بعد از باخت حکومت صفوی تا زمان سقوط دولت عثمانی، خبر داده‎اند. طبق گزارش‎های نویسندگان علوی، عثمانی‎ها با فتوای افراطی و ضد‎ شیعی ابن‌کمال پاشا علویانِ غیر بکتاشی یا این که قزلباش‎ها کافر، رافضی و زندیق خوانده شدند.[۹]


وخامت وضع و اوضاع به حدی بود که حتی به دست دریافت کردن قرآن برای علویان ممنوع بود و هر کس به علوی قرآن می‎فروخت، گناه بزرگی مرتکب می‎شد. علویان برای تصاحب کردن قرآن از دوستان مسیحی و یهودی خویش می‎خواستند که برای آنها قرآن بیاورند.[مستلزم منبع] آن‌ها از برگزاری مراسم عبادی و هرگونه اجتماع شرعی در مسجد، خانقاه و هرجای دیگر نهی شده و در شکل برپایی آن تبعید یا این که کشته می‎شدند. این مجموعه شیعی نمی‎توانستند به مدرسه های رفته یا این که محل‎های مشخصی را برای یاددادن و جابجایی آموزه‎های شرعی به نسل آن‌گاه تأسیس نمایند. همینطور فراروگریز آنها به بخشها صعب الوصول کوهستانی و جنگلی و در سکونت در آن بخش ها از خوف قتل‎عام شدن، قابلیت و امکان رابطه فرهنگی آن ها با مرکز ها شیعی را غیرممکن کرده بود.[مستلزم منبع]

این مسأله موجب شد وجود عالمان شرعی دربین آن‌ها اندک گردیده و مردم علویان از علم شرعی منفعت کافی نداشته باشند در فیض آن‌ها به باطنی‌گری و فراگیری سینه به سینه روی‎ آوردند. در فیض این اقدامات، منزلت اجتماعی و اقتصادی علویان ضعیف شد و از نگاه فرهنگی نیز فشارهای عثمانی‎ها، انزوای قهری علویان غیربکتاشی را به برهه زمانی یک سری قرن و تا تأسیس حکومت جمهوری در ترکیه درپی داشت.[۱۰]

بازدید : 40
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:38


اسماعيل‌ بن‌ جعفر (درگذشت:۱۴۳ یا این که ۱۴۵ق) فرزند بلندمرتبه امام راستگو(ع‌) میباشد که‌ اسماعیلیه وی یا این که فرزندش محمد را امام بعداز امام راستگو(ع) می دانند. البته از حیث امامیه و نیز بر طبق روایات رسیده از نبی(ص)، موسی بن جعفر(ع) امامِ بعد از امام راست گو(ع) میباشد. باور به امامت اسماعیل دیباچه طلاق اسماعیلیان از امامیه و صورت‌گیری فرقه حسینیه نصرت مشهد اسماعیلیه شد.

درباره شخصیت اسماعیل اختلاف‌حیث وجود داراست بعضی با استناد به احادیث بر این باورند که او با غالیان رابطه داشته میباشد. ولی آیت‌الله خویی با توجیه این احادیث و استناد به احادیث دیگر او را فردی جلیل و آیتم عطوفت بابا آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.

اسماعیل در طول حیات امام درست گو(ع) از عالم رفت و در بقیع دفن شد. امام راستگو(ع) مراسم‌تدفین و تشییع‌جنازه او را آشکارا برگزار کرد و عده ای را بر مرگش شاهد گرفت تا شبهه امامت و موعود بودن او از در بین برود. همینطور سازه بر احادیث درباره مجال مرگ اسماعیل بداء صورت داده میباشد، چراکه بعضا از شیعه ها او‌را امام می‌پنداشتند و با مرگش پدیدار و آشکار شد که او امام شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نبوده میباشد.

معاش و خانواده
اسماعیل فرزند امام راستگو(ع) و فاطمه نوه امام سجاد(ع) میباشد.[۱] تاریخ‌ به دنیاآمدن او در منابع تاریخی بیان نشده میباشد. با این اکنون با استناد به ولادت امام کاظم(ع) در سال ۱۲۷ق[۲] یا این که ۱۲۸ق[۳] و اختلاف ۲۵ سال فی مابین امام کاظم(ع) و اسماعیل،[۴] میلاد وی در سال‌های اول قرن دوم تقریب زده رزرو حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.[۵]
علی بن محمد علوی عمری سال فوت اسماعیل را ۱۳۸ق گزارش داده.[۶] در حالی که طبری، مولف تاریخ طبری از زنده بودن وی در ۱۴۰ق خبر داده میباشد.[۷] سال‌های ۱۴۳[۸] و ۱۴۵ق[۹] به‌تیتر سال‌های مرگ اسماعیل آمده میباشد.
نسل اسماعیل از روش فرزندانش محمد و علی ادامه یافت.[۱۰] محمد دو فرزند به اسم‌های اسماعیل ثانی و جعفر اکبر داشت[۱۱] و نسل علی بن اسماعیل نیز از فرزندی به اسم محمد باقی ماند.[۱۲]
نوادگان اسماعیل در مرزوبوم‌هایی زیرا خراسان، نیشابور، سامراء[۱۳] دمشق،[۱۴] مصر،[۱۵] اهواز، کوفه، بغداد،[۱۶] یمن،[۱۷] صور،[۱۸] حلب[۱۹] و قم[۲۰] می‌زیستند.

نبو
امام جعفر راستگو (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر راست گو
حمیده بقیه همسران فاطمه
امام موسی کاظم اسحاق محمد اسماعیل عبدالله ام فروة
امام رضا علی عباس اسما فاطمه
اعتبار و شخصیت
به گفته آیت‌الله خویی رجالی شیعه (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) درباره اعتبار شخصیت اسماعیل دو مجموعه احادیث وجود دارااست. از بعضی از احادیث مدح وی و از بعضا دیگر ذمش برداشت میگردد.[۲۱] بر طبق روایاتی که از آن ها ذم اسماعیل‌ برداشت گردیده وی با غالیان‌ همانند مفضل بن عُمَر و بَسّام صیرَفی رابطه داشت و امام درستگو(ع) از این‌ رابطه ها ناخشنود بود.[۲۲] همینطور وی به محافلی‌ رفت‌وآمد داشت که‌ سبب‌ می شد در صلاحیت‌های اخلاقی‌ او شک وتردید گردد.[۲۳] آیت‌الله خویی احادیث ذم را دارنده ضعف سندی و دلالی دانسته و احادیث مدح را ترجیح داده میباشد از این‌رو اسماعیل را فردی جلیل و آیتم عطوفت پدرش معرفی نموده است.[۲۴]
بعضی به رابطه اسماعیل‌ با خطابیه و نقش‌ آن ها در صورت‌گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ اشاره کرده‌اند. به گفته اینان ابوالخطاب و اسماعیل‌ در حین‌ حیات‌ امام‌ راستگو‌(ع‌)، به یاری یکدیگر، عقایدی را مبنا‌گذاری کردند که‌ محور‌ اسماعیلیه شد[۲۵] اورده شده دلیلی بر این داعیه نیست.[۲۶] لویی ماسینیون‌، اسلام‌شناس فرانسوی نیز ابوالخطاب‌ را بابا معنوی اسماعیل میداند.[۲۷] ولی حکم کننده نعمان مغربی فقید اسماعیلیه (۲۸۳-۳۶۳ق) نقشی برای ابوالخطاب در صورت‌گیری اسماعیلیه قائل وجود ندارد و اورا بدعتگذار و گزینه لعن امام راستگو(ع) میداند.[۲۸]

بازدید : 31
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:25


هانی بن عُرْوَة بن خروشان مرادی (شهید شدن ۶۰ق)، از بزرگان کوفه و یاران خاص امام علی(ع). او در نزاع جمل و صفّین حضور داشت. هانی از عنصرها قیام حُجْر بن عَدی در قبال زیاد بن ابیه، و از معارضان بیعت با یزید به شمار میرفت. منزلٔ وی از مجال ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه راءس شغل‌های سیاسی و نظامی بود، او نقش مهمی در قیام مسلم بن عقیل داشت. هانی بعداز شهید شدن مسلم بن عقیل، و به فرمان عبیدالله بن زیاد، راز از بدنش غیر وابسته کردند. خبر شهیدشدن وی در اواسطٔ منش کوفه، در منزلگاه زرود به امام حسین(ع) رسید. امام بر مرگ وی گریست و آیهٔ استرجاع را خواند و برایش درخواست عفووبخشش کرد. هانی را در کنار دارالامارهٔ کوفه به خاک سپردند. آستانهٔ هانی بن عروه حال از زیارتگاه‌های شیعه‌ها حسینیه نصرت مشهد میباشد.

شخصیت و فامیل
هانی بن عروه از شیعه ها متعصب امام علی(ع)[۱] و از اصحاب آن امام،[۲] از طایفهٔ بنی‌خواسته و از خویشاوندانٔ مَذحِج،[۳] روضه خوان و زعیم بنی‌منظور[۴] و نزد عموم کوفه، بسیار وجیه و معتبر بود.[۵] پسر هانی، یحیی، محدّث و از راویان اصح و ثقه نزد اهل‌سنت آدرس حسینیه نصرت مشهد شمرده می شود.[۶]

معاش هانی تا ورود مسلم به کوفه
دربارهٔ معاش وی تا ورود مسلم بن عقیل به کوفه، تحت عنوان سفیر امام حسین(ع) در جریان رخدادٔ کربلا، داده ها اندکی وجود دارااست. او در مبارزه جمل[۷] و صفّین[۸] حضور داشت و در صفّین، امام علی(ع) با وی مشورت کردن میکرد. وقتی که امام، اشعث بن قیس را از سر کردگی دو بستگانٔ ربیعه و کنده بیرون کرد، هانی به امام سفارش اعطا کرد جانشینی همتای اشعث برای سر کردگی این دو خویشاوندان تعیین نماید.[۹] هانی بن عروه به قوم و قبیلهٔ خویش تعصب داشت؛ وقتی که کثیر بن شهاب مذحجی، والی خراسان، مجرم به اختلاس شد و به کوفه گریخت، هانی به او حفاظت اعطا کرد و از این رو معاویه به وی عتاب کرد.[۱۰] وقتی که معاویه برای پسرش یزید، از عموم کوفه بیعت می‌گرفت، هانی از معارضان بود و حتی می‌بیان کرد که از معاویه بخاطر اعمال اینگونه کاری تعجب می‌نماید و مختصات زشت یزید را برمی‌شمرد.[۱۱] هانی یکی موادسازنده قیام حجر بن عدی بر ضد زیاد رزرو حسینیه نصرت مشهد بن ابیه بود.[۱۲]

نقش هانی در قیام مسلم بن عقیل
مسلم بن عقیل، بعداز تدبیر از وارد شدن عبیدالله بن زیاد به کوفه و تهدیدهای وی، از منزلٔ مختار بن ابوعبید ثقفی به منزلٔ هانی بن عروه رفت.[۱۳]

سازه بر نقلی، هانی مایل خلا مسلم وارد منزلٔ وی گردد، ولی بعد از ورود مسلم، با آحاد وجود از وی پناه کرد.[۱۴] منزلٔ هانی از این رو تعیین شد که از دید اجتماعی، وی بانفوذتر از مختار بود. منزلٔ هانی از مجال ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه راءس عمل‌های سیاسی و نظامی بود و شیعه‌ها به منزلٔ وی آمد و شد شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کردند.[۱۵]

سهم دار بن الاعور نیز – که از یاران خاص امام علی(ع)[۱۶] و از شیعه ها گران قدر بصره بود و به همپا عبیدالله به کوفه آمده بود – مریض شوید و وی نیز به منزلٔ هانی، که از دوستانش بود، وارد شد[۱۷] و هانی را به کمک مسلم تشویق کرد و در منزلٔ هانی نقشهٔ کشتن عبیدالله را کشید[۱۸] براین اساس که در طی عیادت عبیدالله از وی، در منزلٔ هانی اجرا گیرد.[۱۹] به هر هم اکنون، این طرح بدین منجر که هانی یا این که یک کدام از زنان منزل مایل خلا مهمانش در منزل‌اش کشته گردد و یا این که استناد مسلم به حدیثی از فرستاده(ص) [یادداشت ۱] که از کشتن به صورت غافلگیرانه نهی کردن فرموده، عملی نشد.[۲۰]

دستگیری و شهید شدن

بارگاه هانی بن عروه
عبیدالله بن زیاد یکی‌از بردگان شامی خویش را مأمور ذیل لحاظ به چنگ آوردن منزلٔ هانی کرد[۲۱] و زیرا هانی به دیدار ابن زیاد نرفت، با خیانت و کارشکنی، به واسطهٔ محمد بن اشعث و اسماء بن خارجه[۲۲] و عمرو بن حجاج زبیدی[۲۳] – که هر سه از اقوام و دوستان هانی بودند[مستلزم منبع]– او‌را به دارالاماره کشاند و در بین وی و مسلم بن عقیل طلاق به زمین خورد و به ناکامی قیام مسلم انجامید.

از‌آن‌جا‌که هانی حاضر نشد مسلم بن عقیل را به عبیدالله تسلیم نماید، شکنجه شد، به گونه ای که بینی وی شکستند و او را به زندان انداختند.[۲۴][یادداشت ۲]

بعداز شهیدشدن مسلم بن عقیل، هانی را دست بسته به بازار قصابان بردند و به امر عبیدالله بن زیاد، غلام رخنه‌ عبیدالله، به اسم رشید، رمز از بدنش جداگانه کرد.[۲۶] در منابع تاریخی به تاریخ شهید شدن هانی اشاره نشده میباشد البته روز شهید شدن مسلم ۹ ذی‌الحجه خاطر گردیده‌است.[۲۷] با این اکنون در روزنگار ایران ۹ ذی الحجه روز شهید شدن مسلم و هانی میباشد.

سازه بر نقل مسعودی،[۲۸] هانی هرگاه قوم و قبیلهٔ بنی‌خواسته را به کمک میخواند، ۴۰۰۰ مرد زره‌پوش سواره و ۸۰۰۰ نظامی پیاده با وی جنبش می‌کردند و در شرایطی‌که قبایل هم‌عهدوپیمان خویش را دعوت می کرد، ۳۰۰۰۰ زره پوش نظامی در رکابش بودند، البته زمانی که به سوی قتلگاه میرفت، از آن کلیه مردان جنگی، هیچ کس درخواست کمک‌اش را اجابت نکرد.[۲۹] امام علی علیه‌السلام مرگ او‌را در نظر گرفتن کرده بود.[۳۰]

عبیدالله بن زیاد راز مسلم و هانی را، به وسیله هانی بن ابی‌حَیه همدانی و زبیر بن اَروَج تمیمی، نزد یزید ارسال کرد ویزید او‌را تشویق کرد.[۳۱] جسد آن دو را در بازار کناسه بر زمین کشیدند[۳۲] و آن گاه به‌دار آویختند.[۳۳]

بازدید : 29
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:21


عبدالعظیم حسنی (۱۷۳-۲۵۲ق) دارای شهرت به پاد شاه عبدالعظیم و سیدالکریم از سادات حسنی و از راویان حدیث بود. نسب وی با چهار واسطه به امام حسن مجتبی(ع) میرسد. عبدالعظیم، از اصاحاب امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده و نقل میباشد که در ایمان خویش را بر امام هادی(ع) عرضه داشت. مقبره حضرت عبدالعظیم در شهر ری قراردارد و زیارتگاه شیعه‌ها میباشد. سازه برخی احادیث اجر زیارت قبر وی موازی با اجر زیارت امام حسین(ع) در کربلا حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معاش‌طومار
عبدالعظیم حسنی مشهور به سلطان عبدالعظیم و سیدالکریم، از راویان حدیث شیعه در قرن سوم هجری بود. وی از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) به شمار می رفت.[۱] پدرش عبدالله بن علی و مادرش هیفاء، دختر اسماعیل بن ابراهیم بود.[۲] آرامگاه وی در شهر ری از زیارتگاه‌های شیعه‌ها آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

تاریخ به دنیاآمدن و وفات
به گفته محمد محمدی ری‌شهری، در منابع تاریخی، تاریخ ظریف میلاد و وفات عبدالعظیم بیان نشده میباشد، البته بعضی منابع متأخر با استناد به منابعی همانند «مناقب العترة» ابن‌فهد حلی (درگذشت: ۸۴۱ق)، ولادت اورا ۴ ربیع‌الثانی ۱۷۳ق و وفاتش را ۱۵ شوال ۲۵۲ق تصویب کرده‌اند و این تاریخ به روزنگار ایران نیز راه و روش یافته میباشد.[۳] ری‌شهری این گزارش‌ها را فاقد اعتبار میداند و با استناد به احادیث عبدالعظیم از هشام بن حکم (درگذشت: ۱۹۹ق)، ولادت او‌را حدود ۱۸۰ق تقریب زده میباشد. همینطور، با اعتنا به حدیث امام هادی(ع) درباره فضیلت زیارت قبر عبدالعظیم، سود گرفته که وی قبل از شهید شدن امام هادی(ع) (سال ۲۵۴ق) درگذشته میباشد.[۴] رضا استادی، متفحص شیعه نیز کهن‌ترین منبع مو جود درباره تاریخ به دنیاآمدن و وفات حضرت عبدالعظیم را کتاب «نور و روشنایی الآفاق» نوشته جواد فرمان روا‌عبدالعظیمی (درگذشت: ۱۳۵۵ق) و فاقد اعتبار رزرو حسینیه نصرت مشهد میداند.[۵]

وفات یا این که شهید شدن؟
به نقل از نجاشی عبدالعظیم بر تاثیر بیماری درگذشته میباشد.[۶] روحانی طوسی نیز قائل به وفات او میباشد.[۷] با این حالا فخرالدین طُریحی فقید شیعی قرن یازدهم، ادعای شهیدشدن وی از روش زنده به گور شدن را مطرح کرده است.[۸] واعظ کُجوری گفته میباشد با بازرسی در منابع رجالی و انساب گزارش موثقی نشانه بر شهید شدن عبدالعظیم نیافته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۹]

همسر و فرزندان
عبدالعظیم با دختر عمویش وصلت کرد و صاحب و مالک دو فرزند به اسم‌های محمد و ام سلمه شد.[۱۰] به گفته روحانی عباس قمی، محمد به تقوا و عبادت آوازه داشت.[۱۱]

بازدید : 30
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:07


تعبیروتفسیر از علم ها اسلامی مربوط به قرآن کریم و مهربان میباشد که تعریف‌و‌تمجید‌های زیادی از آن ارائه گردیده، مانند «بيان معانى آيات قرآنى و كشف هدف های و مداليل آن». واژه و کلمه تعبیر و تفسیر همینطور برای اشاره به کتاب‌های دربردارنده تعبیر قرآن به عمل حسینیه نصرت مشهد می‌رود.

تعبیروتفسیر قرآن از به عبارتی بعدازظهر نزول قرآن شروع شد‌ه‌است. امام علی(ع) را می‌قدرت بعد از نبی اکرم(ص) اول مُفسّر قرآن دانست که بخش اعظمی از صحابه احادیث تفسیری خویش را از وی نقل کرده‌اند. همینطور گروهی از صحابه همانند ابن عباس و ابی بن کعب، قرآن را تعبیر می‌کردند. بعد از آن ها، تابعین و تابع تابعین از بایستگی پرداختن به تعبیروتفسیر غافل نشدند و اثراتی تفسیری از خویش به مکان گذاشتند. در زمان‌های آن‌گاه، تفسیرها صورت فنی‌تری به خویش گرفتند و تنوع تفاسیر، باعث پدیدآمدن طرز‌های متعدد در آدرس حسینیه نصرت مشهد تعبیر شد.

از مهم ترین گروه‌بندی‌های که می‌قدرت در تعبیر و تفسیر اسم پیروزی، تعبیروتفسیر قرآن به قرآن، تعبیر روایی و تعبیر و تفسیر عقلی میباشد. همینطور از مهم ترین طرز‌ها می‌قدرت از این طرز‌ها اسم موفقیت: نحوه موضوعی، ترتیبی، رزرو حسینیه نصرت مشهد تاریخی و ...

از مهم ترین تفاسیر شیعه می‌قدرت این تفاسیر را برشمرد: تعبیروتفسیر قمی، تبیان، مجمع البیان، روض الجنان، تعبیر و تفسیر صافی، تعبیر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد المیزان.

مضمون‌‌شناسی
تعبیروتفسیر در لغت به معنای ایضاح و تبیین میباشد. درباره ریشه این واژه و کلمه دو رأی وجود داراست:

این واژه و کلمه از مادّه فسر گرفته گردیده‌است. لغت‌شناسان برای این مادّه معانی زیادی بیان کرده‌اند، مثلا ذکر و توضیح دادن،[۱] آشکار ساختن دستور پوشیده[۲] و کشف و اظهار معنای سنجیده[۳] که تمامی این معانی در معنی «‌تبیین و آشکار ساختن و اظهار کردن‌» مشترک‌اند. بعضا «‌فسر‌» و «‌تعبیر‌» را مترادف و هم معنی یکدیگر دانسته‌اند[۴] البته به لحاظ میرسد که ــ به جهت ویژگی معنایی باب تفعیل که اکثر اوقات به معنی مبالغه و انتشار میباشد[۵] و با اعتنا به معانی مذکور برای «‌تعبیر‌» در کتاب ها لغت[۶] ــ کلمه و واژه تعبیر و تفسیر مبالغه معنای فَراز [۷] و به معنای آشکار نمودن مطالب معنوی و سنجیده هم پا با همت و اجتهاد باشد.[۸]
این واژه و کلمه مشتق از «‌مسافرت‌» و مقلوب آن میباشد.[۹] این پیمان خلال آنکه بر پایه ی قاعده اشتقاق بزرگ [یادداشت ۱]است که در لهجه عرب رایج میباشد،[۱۰] ناشی از آن میباشد که برخی از لغت شناسان معنای اساسی مادّه مهاجرت را کشف و آشکار شدن دانسته‌اند، [۱۱] با این توضیح که دو مادّه، خلال لفظ، در مضمون‌ نیز شبیه‌اند. ولی نظارت موردها به کارگیری این دو مادّه علامت می‌د هد که اولین بیشتر در زمینه ی اظهار معنای سنجیده و آشکار کردن مطالب معنوی و دومین برای آشکار نمودن اشیای فرنگی و محسوس به کار گیری می گردد.[۱۲] چنان که راغب اصفهانی کاربرد او‌لین را برای ذکر معنای سنجیده [۱۳] و کاربرد دومین را مختص به اعیان مادّی و فرنگی[۱۴] دانسته میباشد و امین خولی [۱۵] نیز همین لحاظ را تأیید کرده، علاوه بر این که در اشتقاق واژه و کلمه تعبیر از هر مورد از این دو مادّه تفاوتی قائل وجود ندارد چون هر دو به معنی «‌کشف و اظهار‌» مشترک‌اند.[۱۶] اکثر لغویان معتقد به بینش ابتدا‌اند و در کتاب ها خویش به نگرش دوم اشاره‌ای نکرده‌اند.[۱۷]
همینطور اورده شده که اصل کلمه تعبیر و تفسیر، سریانی میباشد که در متن‌ها دیرین این لهجه به معنای تفصیل و توضیح کتاب مقدّس فراوان به شغل رفته میباشد.[۱۸]

کاربرد در قرآن

کلمۀ تعبیر یک توشه در قرآن آمده و آن هم به معنای ذکر و گستردن میباشد: وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرً‌ا (ترجمه:و براى تو مَثَلى نياوردند، مگر آنكه [ما] حق را با نيكوترين بيان براى تو آورديم.)[فرقان–۳۳] چون در جواب مشرکان مکه که همواره نبی(ص) را گزینه سرزنش قرار می‌دادند و در نبوت و رسالت حضرت تشکیک می‌کردند، قرآن جواب می دهد: و کافران برای تو هیچ مثلی نیاوردند مگر آن که جوابی حق و خوش ذکر‌خیس برایت بیاوریم.

علامه طباطبائی علم تعبیر را به این شکل تعریف و تمجید نموده است: «تفسير به معناى بيان معانى آيات قرآنى و پرده برداشتن از هدف ها و هدف های آنهاست.».[۱۹]

مهمترین نکته در زمینه ی تعبیر و تفسیر عبارت از نقش این دانش در پرده برداری از مدلول لفظ و ذکر معانی میباشد. در سود، ذکر معانی ظاهری لفظ که از ظواهر سخن به ذهن می رسد، تعبیر خوانده نمی شود و به تعبیروتفسیر شهید صدر (م ۱۴۰۲ق): «‌پرده برداری و ذکر به معنی تعبیروتفسیر در جایی مطرح میباشد که گزارش‌گرِ نوعی مخفی بودگی و ابهام باشد تا از شیوه تعبیر و تفسیر کشف و زایل خواهد شد. اما در جایی که کلام با معانی ظاهری و زودرس پر‌نور می گردد و لفظ معنای آن را دوراندیشی میدهد، تعبیروتفسیر نامیده نمی شود، چون از چیزی مخفی پرده برداری نکرده میباشد».[۲۰] این تعریف‌و‌تمجید برای محدودۀ تعبیر و تفسیر و میدان عمل این دانش در درک پیام قرآن بسیار اساسی میباشد، چون معین می‌نماید کجا مکان تعبیر و کجا مکان برداشت از معنای ظاهری و ترجمان صحبت میباشد. سیوطی نیز در الاتقان این تمجید را ارائه نموده است: «‌تعبیر علمی میباشد که از اوضاع قرآن از نگاه دلالت بر مرادش متناسب با فهم و شعور و ادراک انسان مشاجره می‌نماید».[۲۱]

بازدید : 24
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:07


حیث عارفان
روح در عرفان «نَفَس رَحْمانی» نامیده می‌گردد که نَفَسی میباشد که هستی عالم، از آن نَفَس میباشد و نَفْخ یا این که وزِش این نَفَس، موجودات عالم را می‌آفریند. ازاین‌رو، عارفان واژه روح را به هر آنچه که دل عارفان را حیات بخشد، اطلاق می‌نمایند.[۵۰] مُؤیّدالدین جَنْدی، از عارفان قرن هفتم قمری، گفته میباشد روح، به عبارتی نَفَس رحمانی میباشد که ماهیت ممکن را به عرصه ظهور درآورده و واقعیت مظاهر و قابلیات ممکنات به شمار می‌رود.[۵۱] روح در عرفان به دو قول تقسیم گردیده است: عبد خاص معبود که سلسله‌جنبان موجودات و رویدادهای اساسی عالم میباشد و روح مخلوقی که در بشر(ع) و عیسی(ع) دمیده شد.[۵۲] در عرفان کمتر از روح بخاری صحبت بیان شده میباشد.[۵۳] به ادعای سید محمد خامنه‌ای، کم کم در بین دیدگاه ها عارفان و صوفیه با قرآن اختلاف چشم حسینیه نصرت مشهد می‌گردد.[۵۴]

وجه نامگذاری
در وجه نامگذاری روح، بیان شده روح و ریح (به معنای باد) از یک ریشه و مضمون‌ می‌باشند و وجه نامگذاری روح بشر به‌این اسم، این میباشد که از حیث تحرک و حیات‌آفرینی و ناپیدا بودن مانند باد میباشد.[۵۵] در روایتی از امام درستگو(ع) به تحرک روح بمانند باد و نیز در وجه نامگذاری‌اش، به مشتق شدن آن از واژه و کلمه ریح (به معنای باد) اشاره آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده است.[۵۶]

روایاتِ آفرینش ارواح قبل از تن‌ها
براساس روایات زیادی روح آدم‌ها دو هزار سال قبل از تن‌هایشان کردار گردیده‌است.[۵۷] در برخی از روایات روح شیعه ها مذکور میباشد.[۵۸] علامه مجلسی[۵۹] این احادیث را در حدود تواتر و ملاصدرا[۶۰] با دقت به فراوانی احادیث، خلقت ارواح قبل از تن‌ها را از ضروریات مذهب امامیه دانسته میباشد. بعضی از فیلسوفان و متکلمان مسلمان[۶۱] همانند روحانی صدوق[۶۲] این روایات را قبول کرده و برخی مانند روحانی موثر،[۶۳] آن خبر ها را به دلیل خبر واحد بودن رد کرده‌اند. به گزارش غلامرضا فیاضی، بیشتر فیلسوفان مسلمان قبل از ملاصدرا همانند ابن سینا خلقت روح قبل از تن را نا ممکن شمرده و معتقد بودند که روح هر انسانی وقتی آفریده می شود که تن وی به طور بدون نقص آفریده گردیده و استعداد تایید روح را داشته باشد.[۶۴] به گفته محسنی قندهاری، احادیث با لحاظ ملاصدرا که این نظر را دارد روح نخست به طور دنیوی به وجود می آید و به ندرت روضه خوان و مجرد می شود (جسمانیة الحدوث و روحانية البقا)، منافات داراست.[۶۵] معارضان رفتار ارواح قبل از تن‌ها، توجیهات تحت را برای احادیث ذکر رزرو حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند:

بعضا همانند روحانی موثر گفته‌اند منظور از ارواح در احادیث، فرشتگان میباشد. ازاین‌رو،‌ فرشتگان دوهزار سال قبل از انسان آفریده گردیده‌اند.[۶۶]
ملاصدرا به رغم قبول اعتبار احادیث، آن ها را به ارواح بشر‌های بدون نقص، یعنی پیامبران و امامان معصوم(ع) تخصیص داده میباشد.[۶۷]
نقل شده خواسته روایات این میباشد که خدا ارواح را در دانش خویش طرح و پی‌ریزی کرد و آن‌گاه تن‌ها را آفرید و آنگاه ارواح را برای آن تن‌ها به وجود شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد آورد.[۶۸]
غلامرضا فیاضی اعتقاد دارد هر سه توجیه با ظواهر و تعابیر احادیث ناسازگارند.[۶۹] بیان شده منظور از دو هزار سال مشخص و معلوم وجود ندارد که سال متعارف این دنیایی میباشد یا این که غیر از آن میباشد.[۷۰] از این احادیث، موارد ذیل برداشت گردیده‌است:

ارواح قبل از اخلاق و رفتار تن، تیم مجموعه بودند و گروهی با هم انس و شناخت و گروهی از همدیگر کینه ورزی داشتند؛
ارواح مرتبه‌بندی داشتند و بالاترین رتبه مرتبط با ارواح نبی اسلام(ص)، امامان(ع) و پیامبران(ع) بود؛
رسول(ص)‌ و امام علی(ع) به کلیه ارواح به ویژه ارواح شیعه‌ها معرفی گردیده اند؛
در دانا ارواح تکلیف به ایمان و بی دینی وجود داشته و توده‌ای از ارواح مؤمن و گروهی کافر بودند؛
ارواح فارغ از هیچ وابستگی و ارتباطی با تن معاش می‌کردند.[۷۱]
داعیه گردیده همگی متکلمان مسلمان واقعه لحاظ دارا‌هستند که روح حادث بوده و آفریده شد‌ه‌است برخلاف حیث افلاطون و پیروانش که روح را قدیم می‌دانستند.[۷۲]

دلایل ثابت روح انسانی
نقل شده کلیه اندیشمندان مسلمان وجود روح را پذیرفته و آن را غیر از تن دانسته‌اند.[۷۳] برای ثابت روح انسانی و بر خلاف بودن آن با تن، دلایل و شواهد زیادی ارائه گردیده‌است[۷۴] که بعضا از آن ها از این قرار میباشد:

هر انسانی به صورت ناخودآگاه، اعضای تن و حتی خویش تن را به حقیقت دیگری غیر از تن به اسم «اینجانب» نسبت میدهد و می گوید دست اینجانب، مغز اینجانب و تن اینجانب. اینگونه نسبتی نماد از این میباشد که هر شخصی، خویش را به حقیقت دیگری متعلق می داند که غیر از شخصیت دنیوی و ظاهری وی میباشد و درپی تمامی تحول‌های تن و اعضای آن، اثبات میباشد و آن به عبارتی روح میباشد.[۷۵]
خواب‌های راستین و رؤیاهای صادقه‌ای که از کارها نهفته یا این که رویدادها بعدی خبر می دهند و صدق آن‌ها پر‌نور میگردد، دلیلی بر وجود روح دانسته گردیده‌است.[۷۶]
گزارش‌های اشخاصی که از لحاظ پزشکان مرده بودند؛ ولی بعداز معالجات مجدد زنده شدند و از فقید ارواح و طلاق از تن صحبت گفته‌اند (تجربیات‌های در حدود مرگ). به گفته بعضی، این گزارش‌ها به صورت جدا وجود روح را اثبات می‌نمایند.[۷۷]
دنیوی‌گرایان وجود روح جدا و مجرد را انکار می‌نمایند و اندیشه،‌ عزم و بقیه صفات فرضی و نفسانی را به روان و سلول‌های مغز نسبت می دهند.[۷۸]

بازدید : 30
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


فلسفه حج
برای حج ظواهر و باطنی معرفی گردیده است. ظواهر حج را تیم‌ای از اجرا دانسته‌اند که «مناسک حج» نامیده میگردد؛ ولی در ورای این ظواهر، باطنی نیز تبیین گردیده که اسرار بخش اعظمی در آن مخفی و برخی معتقدند واقعیت حج را می بایست با دقت به اسرارش نظارت و نظارت حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۹]

امام علی (ع):
«پروردگار، حج منزل متشخص خویش را بر شما واجب كرد، به عبارتی منزل‌ای كه آن را قبله‌ گاه بشر‌ها قرار داده‌اند كه چونان تشنگان به سوی آن روی می آورند و همچون كبوتران به آن هواخواهی میبرند. خدای سبحان كعبه را مظهر تواضع بندگان در قبال عظمت خويش و علامت اعتراف آن ها به بزرگی و توان خویش قرار بخشید و در ميان آدم‌ها، شنوندگانی را برگزيد كه دعوت او‌را برای حج، اجابت كنند و حرف او‌را آدرس حسینیه نصرت مشهد تصديق كنند.
منبع : نهج البلاغه، خطبه اولیه

از مهمترین فلسفه‌های حج که بسیار بر آن تأکید گردیده، وصال به واقعیت توحید و یکتاپرستی میباشد. ائمه معصوم فرمان داده‌اند قبل از استارت حج، بایستی دل را از هر آنچه غیر خدا میباشد، خالی کرد و مجموع کارها خویش را به خدا سپرد.[۲۰] امام باقر(ع) حج را مصداق آیه «فَفِرُّوا إِلَى اللَّه‏؛ پس به سوى معبود رزرو حسینیه نصرت مشهد بگریزید»

[۲۱] دانسته‌[۲۲] که بنابر آن، حج، خالی‌شدن و فرارکردن از غیر پروردگار به سوی پروردگار میباشد.[۲۳] امام رضا(ع) نیز ترسیدن از خداوند، از خاطر نبردن وی، و به غیر وی آرزو نداشتن را از فلسفه حج برشمرده میباشد.[۲۴] محمدحسین غروی اصفهانی (۱۲۹۶-۱۳۶۱ق) از فقیهان شیعه، دراین مورد اینگونه سروده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد:

گهی به کعبه جانان هجرت توانی کرد
که در منای وفا شکاف رمز توانی کرد[۲۵]

بعضا منابع حدیثی گفتگویی در میان امام سجاد(ع) و فردی با اسم شِبْلی[یادداشت ۱] را نقل کرده‌اند که در آن امام سجاد(ع) واقعیت و معنای باطنی انجام حج را ذکر می‌نماید. در بخشی از این مذاکره، زمانی امام سجاد(ع) از اِحرام‌بستن شبلی استحضار مییابد، این شغل را ظاهری می داند و دقت شبلی را به داخل اِحرام می‌کشاند: «آیا در آن موقع تصمیم گرفتی جامه گناه را از بدن خویش خارج کنی و جامه طاعت بپوشی؟ ... آیا به هنگام لخت‌شدن از جامه دوخته‌ات، اعتنا داشتی که از دورویی و نفاق و اجرا کارها شبهه‌ناک غربت کنی؟ شبلی: نه. ... امام سجاد(ع): براین اساس خیر در میقات رفته‌ای و خیر از خرقه دوخته، خلاص گردیده‌ای». امام سجاد(ع) همینطور پیرو این گفت‌و‌گو به ذکر جنبه‌های درونی جاری ساختن حج پرداخته میباشد.[۲۶]

ولی در گفت و گو فلسفه حج، ضمن توحید، به بعدها دیگر حج همانند وحدت مسلمانها، اثرها اجتماعی، اثر ها سیاسی دقت گردیده‌است.[۲۷]

ارتباط حج و ولایت
براساس احادیث زیادی از امامان معصوم شیعه در بین حج و ولایت ارتباط‌ای شک ناپذیر وجود داراست امام باقر(ع) در روایتی می فرماید: «عموم مأمور گردیده‌اند به سوی این منزل که از سنگ‌ها درست شده، بشتابند و بر آن طواف نمایند آنگاه نزد ما آمده و ولایت و محبت خویش و استعداد شان را برای کمک ما عرضه نمایند.[یادداشت ۲] [۲۸] ونیز در قصه دیگر فرمود: «کلیهّت و کمال حج دیدار با امام میباشد.» [یادداشت ۳] و از امام راست گو(ع) بیان شده که فرمود: «هر گاه یک کدام از شما به حج می‌رود می بایست حج خویش را به زیارت ما ختم نماید؛ چون این یکی دست اندرکاران تمامیت حج میباشد»؛ «إذا حجّ أحدکم فلیختم حجّه بزیارتنا لأنّ ذلک اینجانب کل الحجّ».[۲۹]

منصب‌ها در حج
قبل از اسلام منصب‌هایی برای اداره کارها کعبه و حاجیان وجود داشت؛ مثلا:

رفادت: تنظیم آذوقه برای حاجیان مستلزم، که قریش مسئولیت تحقیق و تأمین آن را بر ذمه داشت.[۳۰]
سِدانت: سدانت کعبه را به معنای سرویس به کعبه[۳۱] و تولیت کارها آن، مثلا کلیدداری و گشوده و بسته کردن در کعبه دانسته‌اند.[۳۲] که به بنی‌عبدالدار ودیعه گردیده بود.[۳۳]
سقایت: آب‌رسانی به حاجیان،[۳۴] که عباس عموی فرستاده ذمه ‌دار آن بود.[۳۵]
بعد از فتح مکه، نبی(ص) دو مسئولیت سدانت و سقایت را باقی گذاشت[۳۶] و مسئولیت رفادت و اعتنا به نیازمندان را به عنوان نو «امیر الحاج» به «عَتّاب بن اَسید بن اَبی‌الْعِیص» سپرد،[۳۷] که ولی از بیت‌المال تأمین میشد.[۳۸] بعد از نبی نیز خُلفا و حکومت‌ها اشخاص مختلفی را به امارت حج گماردند.[۳۹]
امروزه با اعتنا به جمعیت حاجیان و نیازمندی‌های تازه، در ایالات متحده عربی مسئولیت‌های مختلفی برای اعمال فریضه حج، زیر تیم‌ای با تیتر وزارة الحج و العمره قرار داده گردیده است.[۴۰]

تعداد زائران
تعداد حاجیان در حج تَمتُّع و عمره مفرده متعدد میباشد. از‌آن‌جا‌که حج تمتع سالی یک توشه و در روزهای محصور و خاصی اجرا میشود و به دلیل ازدحام در آن، دولت ایالات متحده عربی محدودیت‌ها و سهمیه‌هایی را برای کشورها قرار داده میباشد. اما عمره مفرده مجال خاصی ندارد؛ بدین ترتیب تعداد نفرات بیشتری را دربرگیرنده می‌گردد.

حج تمتع
مبتنی بر داده های عددی قانونی دولت ایالات متحده عربی، کل زائران حج تمتع در یکسری سال اخیر اینگونه بوده میباشد:

سال‌ها ۱۴۲۹ق (۱۳۸۶ش) ۱۴۳۰ق ۱۴۳۱ق ۱۴۳۲ق ۱۴۳۳ق ۱۴۳۴ق ۱۴۳۵ق
تمام حاجیان ۲,۴۰۸,۸۴۹ نفر ۲,۳۱۳,۲۷۸ ۲,۷۸۹,۳۹۹ ۲,۹۲۷,۷۱۷ ۳,۱۶۱,۵۷۳ ۱,۹۸۰,۲۴۹ ۲,۰۸۵,۲۳۸[۴۱]


حج ۱۴۳۸ق حج ۱۴۳۷ق حج ۱۴۳۶ق
حاجیان عربستانی: ۶۰۰,۱۰۸ نفر حاجیان عربستانی: ۵۳۷,۵۳۷ حاجیان عربستانی:۵۶۷,۸۷۶
حاجیان غیر عربستانی: ۱,۷۵۲,۰۱۴ حاجیان غیر عربستانی:۱,۳۲۵,۳۷۲ حاجیان غیر عربستانی: ۱,۳۸۴,۹۴۱
تک تک حاجیان:۲,۳۵۲,۱۲۲[۴۲] آحاد حاجیان: ۱,۸۶۲,۹۰۹[۴۳] آحاد حاجیان:۱,۹۵۲,۸۱۷[۴۴]
سهمیه‌ کشورها در حج
برای کشورهای متعدد، با اعتنا به تعداد جمعیت مسلمانها، سهمیه‌هایی برای حج قرار داده گردیده‌است:

سرزمین جمعیت مسلمان(براساس میلیون نفر) سهمیه در حج(براساس هزار نفر)
اندونزی ۲۲۵ ۲۲۱
پاکستان ۱۹۵ ۱۷۹
هند ۱۸۰ ۱۷۰
بنگلادش ۱۴۹ ۱۲۸
نیجریه ۹۴ ۹۵
جمهوری اسلامی ایران ۸۰ ۸۶
ترکیه ۷۴ ۸۰
مصر ۷۳ ۷۸
بقیه کشورها ـ ۳۴٪[۴۵]
عمره
در سال ۱۴۳۷ق بیش تر از شش میلیون نفر و در سال ۱۴۴۰ق (۱۳۹۷ش-۱۳۹۸ش) حدود شش میلیون و هفتصد هزار نفر، عمره مفرده ایفا دادند.[۴۶] ولی دولت ایالات متحده عربی براساس نرم افزار ۲۰۳۰ در همت میباشد که‌این تعداد را برای سال ۲۰۳۰ به پانزده میلیون زائر برساند.[۴۶]

پول در گردش
بر طبق گزارش‌های متعدد،‌ در سال ۱۴۳۷ق (۱۳۹۴ش) بیش تر از هشت میلیون زائر به زیارت منزل پروردگار هجرت کرده‌اند و درآمد بی واسطه حکومت ایالات متحده عربی از این شیوه حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده میباشد.[۴۷] این درآمد، حدود ۹ درصد درآمد نفت ایالات متحده عربی بوده میباشد.[۴۸]
درآمدزایی از حج، مخصوص به دولت ایالات متحده عربی وجود ندارد. کشورهای دیگر نیز به اندازه خویش از پول در گردش حج منفعت‌مند می گردند: در سال ۱۳۹۳ش، سعید اوحدی رییس وقت سازمان حج و زیارت کشور ایران، میزان دارایی زائران اهل ایران در سیستم بانکی کشور‌ایران را بیش تر از ۹۰هزار میلیارد ریال اعلام نموده است. وی همینطور پول در گردش سازمان حج و زیارت در خزانه‌های مملکت را یک‌میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار دانست و معتقد بود هیچ ارگان، بنیان و دستگاهی این معیار پول در گردش را در سیستم بانکی ندارد.[۴۹]

بازدید : 35
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:21


مهدی حائری یزدی (۱۳۰۲ ـ ۱۳۷۸ش) فیلسوف و عالم شیعه و مدرس فلسفه، سخن و فقه در دانش گاه‌های کشور‌ایران، ایالات متحده و انگلیس. وی قبل از انقلاب اسلامی کشور ایران، سرپرست مکتب سپهسالار طهران بود. او انجمن اسلامی دانشجو یان کانادا و ایالات متحده را تأسیس حسینیه نصرت مشهد کرد.

حائری در زمان ابتدا وزیری محمد مصدق، عضو شورای بهتر فرهنگ وتمدن و بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران، برای بازه زمانی کوتاهی سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایالات متحده بود. کتاب حکمت و حکومت و نیز گستردن اصول کافی (کتاب‌های عقل و جهل و توحید) از اثرها علمی اوست. «وکالت فردی مالکان مشاع» عقیده معروف وی در فقه سیاسی میباشد. مبتنی بر این عقیده، مرزوبوم ملک مشاع شهروندان آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

تحصیلات
مهدی حائری یزدی، فرزند عبدالکریم حائری یزدی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در قم دیده به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در قم طی کرد و در ۱۳۱۵ش، تحصیلات علم ها فقاهتی را استارت کرد.[۱] او به موازات علم آموزی فقه و اصول، با جدیت به علم آموزی فلسفه پرداخت. او در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ش در طهران درگذشت و در مقبره حضرت معصومه(س) در قم به خاک رزرو حسینیه نصرت مشهد ودیعه شد.[۲]

وی نزدیک به ۱۳۳۸ش، از طرف آیت الله بروجردی ، برای تبلیغ اسلام، به امریکا رفت، البته خیلی زود اخذ که به‌این‌خواسته می بایست با گویش و پندار غربی آشنا گردد؛ از این رو علم آموزی در حرفه فلسفه را در دانش کده‌های ایالات متحده شروع کرد. او عصر مدرک کارشناسی را در دانش کده جرج تاون و زمان فوق‌مدرک کارشناسی را در میشیگان طی کرد و برای علم آموزی در عصر دکتری، به تورنتو (کانادا) رفت. وی درین زمان، ضمن علم آموزی، به درس دادن نیز اشتغال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشت.

استادان
مهم ترین استادان مهدی حائری یزدی در فقه و اصول، کسانی زیرا سید محمد حجت کوه‌کمری، سید محمد تقی خوانساری و آیت الله بروجردی بودند. اساتید اساسی فلسفه وی نیز سید احمد خوانساری، امام خمینی و میرزامهدی آشتیانی بودند.[۳]

مهدی حائری همینطور در دروس عرفان نظری که امام خمینی به طور سری در منزل خویش برگزار می کرد کمپانی داشت. در‌این کلاس‌ها کتاب‌های فُصوص الْحِکَم و فتوحات مَکّیّه نوشته ابن عربی درس دادن می شد.[۴]

شغل‌های علمی
سرپرستی مکتب سپهسالار
مهدی حائری یزدی بعداز فوت میرزامهدی آشتیانی، سرپرستی مکتب سپهسالار قدیم را که سازه بر وقف‌طومار‌اش، می‌بایست به شخصی حرفه‌ای در علم ها سنجیده و منقول واگذار میشد، بر ذمه گرفت.

درس دادن
مهدی حائری یزدی در کشور‌ایران، ایالات متحده و انگلیس درس دادن داشته میباشد. برخی از دروسی که او درس دادن نموده است، عبارتند از:

درس دادن فلسفه (برای مثال فلسفه دکارت و فلسفه مشاء) در دار التبلیغ اسلامی در سال‌های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵؛
درس دادن الهیات، فلسفه و تفصیل اصول کافی در کالج الهیات دانش گاه طهران، در سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۸؛
درس دادن کفایه الاصول، اسفار و اشارات در مکتب سپهسالار (مکتب بهتر شهید مطهری)؛
درس دادن در راس پژوهش ها ادیان جهانی، متعلق به دانش کده هاروارد در سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵؛
درس دادن فلسفه اسلامی و ادبیات فارسی در دانش کده مک‌گیل در سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱؛
درس دادن فلسفه و فقه در دانشکده میشیگان در سال‌های ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲؛
درس دادن ادبیات فارسی (تاریخ بیهقی) در زمانٔ کارشناسی ارشد کالج تورنتو در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵؛
درس دادن در مؤسسه پژوهش ها قرن ها وسطی متعلق به دانش کده تورنتو با تیتر تعلیمات بنیادین فلسفهٔ ابن سینا در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶؛
درس دادن در دانش گاه جرج تاون با تیتر مبادی عنصرها الهی در دولت ها اسلامی در سال ۱۹۷۹؛
درس دادن در دانش گاه تورنتو در مسئله
فلسفه خوی، در سال‌های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰؛

درس دادن فلسفه در دانش کده ییل ـ دانش گاه دولتی نیویورک؛
درس دادن فلسفه تحلیلی در دانشکده آکسفورد؛
درس دادن فلسفه اشراق در کالج مونترال.[۵]
شغل‌های سیاسی ـ اجتماعی
عضویت در شورای خوب فرهنگ وتمدن
حائری یزدی از سوی آیت‌اللّه بروجردی به پزشک مصدق، ابتدا‌وزیر وقت، برای عضویت در شورای خوب فرهنگ و تمدن، معرفی شد و مصدق اورا تحت عنوان مجتهد جامع‌الشرایط شورای بهتر فرهنگ و تمدن، منصوب کرد.[۶]

تأسیس انجمن اسلامی در کانادا و ایالات متحده
مهدی حائری بعد از علم آموزی در حوزه علمیه قم و دریافت رتبه اجتهاد در دهه ۱۳۳۰ش به ایالات متحده رفت و انجمن اسلامی دانشجوها کانادا و ایالات متحده را تأسیس کرد که درستگو قطب زاده، مصطفی چمران و بعداز مدتی ابراهیم یزدی وارد آن شدند.[۷]

کاندیدای مجلس شورای ملی
حائری در سال ۱۳۳۲ش در انتخابات هفدهمین عصر مجلس شورای ملی نامزد نمایندگی یزد شد و در ائتلاف با دکتر معالج مرشد و موسوی زاده قرار گرفت که با باخت ائتلافشان به مجلس منش نیافت.

سفیر جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن
در اولیه روزهای بعداز انقلاب اسلامی، از طرف امام خمینی، سفیر کشور‌ایران در واشنگتن شد، ولی خیلی زود از این منزلت استعفا کرد و در ۱۳۵۹ش به جمهوری اسلامی ایران رجوع.[۸]

سعی برای حل ماجرای گروگانگیری
مهدی حائری، بعداز استعفا از سرپرستی سفارت جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن و در زمانه اقامت در ایالات متحده و در جریان گروگان‌گیری در سفارت ایالات متحده، سعی نافرجامی را برای نقطه پايان این داستان ایفا بخشید.[۹]

پندار سیاسی
نوشته‌علمیٔ اساسی: عقیده وکالت مالکان فردی مشاع
مهدی حائری یزدی با ارائه نقدی باطن‌فقهی به حکومت فقهی و عقیده ولایت دانا، از الگوی وکالتی حکومت و مشروعیت دموکراتیک دولت امان می‌نماید. وی در کتاب حکمت و حکومت به طرح عقیده وکالت مالکان فردی مشاع می پردازد. مبنی بر این عقیده، شهروندان نسبت به میهن خویش دارنده حق مالکیت مشاع می‌باشند و اداره مملکت به طور وکالتی به حکم دهنده واگذار می‌گردد.[۱۰] در‌این طریقه، مشروعیت حکومت ناشی از وکالت عموم میباشد، خیر ولایت عالم.[۱۱]

عبدالله جوادی آملی در نوشته‌ی‌علمی «سیری در مبانی ولایت دانا» به انتقاد این عقیده پرداخته[۱۲] و حائری در نوشته‌علمی‌ای با تیتر «نقدی بر نوشته‌ی‌علمی سیری در مبانی ولایت فقید» از نگرش خویش تامین نموده است.[۱۳] همینطور محمد مؤمن در کتاب «حکومت حکیمانه»[۱۴] و سید عباس حسینی قائم‌مقامی در «اقتدار و مشروعیت»[۱۵] به انتقاد این عقیده پرداخته‌اند.

حائری در تعبیروتفسیر مباحث فلسفی همانند قابلیت خاص و موجبه سالبة المحمول با علامه طباطبائی اختلافاتی داشته که به طور سلسله نقدها و جواب‌ها منتشر شد‌ه‌است.[۱۶]

در حوزه فلسفه عملی، حائری با استناد به آرای افلاطون، این نظر را دارد فلسفه عملی که به کارها ممکن‌الوقوع میپردازد و سیاست مدن را حرفه کشورداری میداند. از طریقه وی، حکومت بایستی بر اساس آگاهی خردمندانه باشد و مضمون‌ حکومت ریشه در حکمت داراست. او بر این اعتقاد و باور میباشد که ماهیت حکومت، رئیس عادلانه میباشد خیر سلطه و تحکم.[۱۷]

اثر ها علمی
حکمت و حکومت
متن بی نقص خاطرات مهدی حائری
هرم هستی: تحلیلی از مبادی هستی شناسی تطبیقی
سیاست‌گری و سیاست‌اندیشی: معاش و درنگ سیاسی، مهدی حائری یزدی
دیدار با رفیقان
دانش کلی
جستارهای فلسفی (گروه مقاله‌ها)
جستجو‌های عقل نظری
جستجو‌های عقل عملی: فلسفه اخلاق و رفتار
تفصیل اصول کافی: کتاب عقل و جهل، کتاب توحید

بازدید : 53
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:24


اسلام، واپسین آیین از ادیان توحیدی و ابراهیمی میباشد. پیام‌آور این آیین حضرت محمد(ص) میباشد که از روش وحی از جانب خداوند قرآن را برای بشریت آورده میباشد. آغاز دعوت به اسلام در سال ۶۱۰ میلادی در مکه، بنا شده در شبه جزیره ایالات متحده عربی بود. پیشرفت روزافزون اسلام بعداز مهاجرت فرستاده اسلام به شهر مدینه شروع شد. از دید مسلمان‌ها، حضرت محمد(ص) واپسین فرستاده الهی و اسلام واپسین حسینیه نصرت مشهد آئین میباشد.

قرآن و سنت نبی اسلام(ص) و ائمه، مهم‌ترین منبع برای آشنایی باورها و اجرا فقهی اسلام می باشند. به باور مسلمانها در قرآن هیچ‌سیرتکامل فسخ و اشتباهی منش ندارد و از مجال نزول تا به امروز سوای تحریف مانده میباشد. سنت نیز دربرگیرنده گفتار و کردار نبی و ائمه(ع) میباشد که به‌شکل مکتوب نسل‌به‌نسل منتقل آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

مهم ترین موادسازنده اعتقادی اسلام توحید، نبوت رسول اسلام (ص) [یادداشت ۱] و معاد میباشند. امرها عملی اسلام به سه گروه عبادات، رفتار و احکام مدنی و اجتماعی تقسیم میگردند. مهمترین جاری ساختن عبادی در اسلام نماز، روزه، خمس، زکات، حج و جهاد میباشند. نصیب زیاد از منابع اسلامی به معرفی خلق نیکو و ناپسند و شیوه های عملی وصال به کمالات اخلاقی تخصیص داراست. پیشنهاد به رعایت دستمزد سایرافراد و دستوراتی برای تهیه و تنظیم رابطه ها اجتماعی و خانوادگی مثلا تعالیم اخلاقی اسلام میباشد. اسلام برای بخش اعظمی از کارها معاش روزانه نیز دستوراتی داراست؛ اموری مثل وصلت، جدایی، داد و ستد، اجاره و قضاوت که احکامشان در کتاب ها دینی تحت تیتر معاملات آیتم دعوا رزرو حسینیه نصرت مشهد قرار می گیرد.

در آیین اسلام دو مذهب عمده و مهم شیعه و اهل سنت وجود دارااست که هر کدام به فرقه‌های مختلف تقسیم‌ گردیده‌اند. این دو مذهب از نقاط مشترک متعددی بهره مند می‌باشند. مهم ترین اختلاف دربین این دو مذهب موضوع امامت یا این که جانشینی رسول اسلام(ص) میباشد؛ افزون‌بر این، در بعض مسائل اعتقادی و احکام نیز با یکدیگر تفاوت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارا‌هستند.

امروزه مسلمان ها در بیشتر کشورهای دنیا حضور دارا‌هستند که بیشتر آن ها در مجموعه کشورها آسیا و به‌ویژه خاورمیانه معاش می‌نمایند. جمعیتِ مسلمان ها عالم حدود یک و نیم میلیارد نفر میباشد.

کلمه و واژه‌شناسی
کلمه و واژه اسلام از ماده «س- ل- م» به‌معنای صدق و عافیت و هجران از هرگونه عیب و نقص و خرابی[۱] میباشد و به معانی «انقیاد»،[۲] «اطاعت کلی و بی‌قید و شرط و تسلیم محض بودن»،[۳] «اذعان به حکم الهی» و «اخلاص در عبادت»[۴] به‌شغل رفته میباشد.

اصطلاح اسلام بین عرب‌های بومی ایالات متحده عربی و پیش از زمانه اسلام، به‌طور کلی به‌معنای سوراخ کردن و دست کشیدن بوده میباشد و عرب‌ها وقتی فعل «اَسْلَمَ» را به‌شغل می‌بردند که فرد از چیزی که برای وی بسیار عزیز و گران‌قیمت بود دست می کشید و آن را به دیگری که خواهان آن بود وامی‌گذاشت و چنانچه که آن چیز، خویشِ فرد و وجودش باشد- که گران‌بهاترین موجودیِ بشر میباشد- در این صورت اسلام به‌معنای اطاعت کلی و بی‌­قید و شرط و تسلیم محض بودن میباشد.[۵][یادداشت ۲]

به گفته علامه طباطبایی انگیزه اسم‌گذاری این آئین به اسلام این میباشد که درین آیین عبد و بنده تسلیم عزم خدای سبحان میباشد.[۶] به گفته سید حسین نصر مسلمان کسی میباشد که با تعیین خویش پذیرفته میباشد که عزم‌اش را فرمانبردار عزم الهی سازد.[۷]

کلمه و واژه اسلام در قرآن به‌فعالیت رفته میباشد و سازه بر آیه ۸۵ سوره آل عمران قرآن هر فقاهتی به جز اسلام غیرمقبول میباشد.[یادداشت ۳] و بعداز داخل شدن اسلام، صرفا آئینِ دارای اعتبار نزد خدا اسلام میباشد.[۸] سخنان بخش اعظمی نیز از فرستاده اکرم(ص) آورده شده که از آیینِ خویش به اسم اسلام و از رهروان خویش با تیتر مسلمان(مسلم) حافظه نموده است.[۹]

در تقسیم‌بندی ادیان، اسلام یک کدام از ادیان الهی، توحیدی و ابراهیمی میباشد.[۱۰] مسلمان ها معتقد به خدای یگانه‌اند. رسولِ آئینِ اسلام، حضرت محمد بن عبدالله(ص) میباشد که از سوی آفریدگار به ابلاغ پیام الهی یا این که وحی به عموم مأمور شد‌ه‌است. کتاب قرآن، دربردارندۀ وحی الهی به حضرت محمد(ص) میباشد.[مستلزم منبع]

نقطه استارت اسلام از شهر مکه در شبه جزیزه ایالات متحده عربی میباشد. نماز مهم ترین فعالیت عبادی مسلمان‌ها میباشد. منزل کعبه در شهر مکه قبله مسمانان میباشد و مسلمان ها به‌سوی آن نماز می‌گزارند.[۱۱] [مستلزم منبع]

امام علی(ع):
این اسلام، به عبارتی دینى میباشد که خداوند براى خویش برگزید و آن را تحت لحاظ خود پرورد و شایسته ترین آفريدگانش را مأمور تبلیغ آن کرد و ستونهایش را بر اساس محبت خود قرار اعطا کرد و با عزّت آن ، ادیان دیگر را خوار كرد و با بلند کردن آن ، آئین‌هاى دیگر را فرود آورد.

نهج البلاغه، تصحیح صبحی باتقوا، خطبه ۱۸۹

تفاوت اسلام با ایمان

بازدید : 15
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:12


مُسْلِم بن عُقْبَه (درگذشت: ۶۴ق) فرمانده سپاه اموی در سرکوب قیام مدینه در رخداد حَرّه. وی، در تاریخ اسلام، به‌تیتر شخصیتی خونریز شناخته می گردد و به‌باعث نقش‌آفرینی دیده‌گیر در کشتارِ رخداد حره، مُسْرِف (اسراف‌کننده در خون ریزی) و تبهکار خوانده حسینیه نصرت مشهد گردیده است.

نتیجه ها نزاع حَره و اشراف مسلم بن عقبه بر مدینه، کشته‌شدن اکثری از عموم، برای مثال صحابیان رسول(ص)، غارت اموال آن ها و تجاوز به زنان و دخترانشان تصویب گردیده است. آورده شده که مسلم بن عقبه عموم مدینه را بدون چاره به بیعت با یزید بن معاویه به‌شرط بندگی کرد و اشخاصی که بیعت نکردند آدرس حسینیه نصرت مشهد را کشت.

کیفیت واکنش مسلم بن عقبه با امام سجاد(ع) در جریان حادثه حره و عکس العمل امام(ع) به آن، از مباحثی میباشد که پژوهشگران شیعه درباره ی محاسبه خلق سیاسی امامان شیعه در حالت گوناگون سیاسی به آن پرداخته‌اند. در برخی از گزارش‌های تاریخی آمده که مسلم بن عقبه، بنابر پیشنهاد یزید، با امام سجاد(ع) با نیکویی خلق و خوی کرد و اذن اعطا کرد وی با یزید، به‌شرط بندگی، بیعت نکند. در بعضی دیگر بیان شده که امام(ع)، خویش، بیعت به‌شرط بندگی را توصیه کرد. قسم اخیر موردمناقشه قرار گرفته و جعلی خوانده رزرو حسینیه نصرت مشهد گردیده است.

مقام تاریخی و خصوصیت‌ها
مُسْلِم بن عُقْبَه، فرمانده سپاه اموی در سرکوب قیام عموم مدینه در حادثه حره[۱] بود که به‌تیتر شخصیتی خون‌ریز در تاریخ اسلام تصویب شد‌ه‌است.[۲] وی به‌ادله نقش‌آفرینی دیده‌گیر درین کشتار، مُسْرِف (اسراف‌کننده در خون‌ریزی) و جنایتکار خوانده شد‌ه‌است.[۳] اخلاق خشونت‌توشه وی با عموم مدینه چنان بود که بعداً، بعضی فرمانروایان مدینه، برای ارعاب و فرمان بردار‌کردن عموم خویش را هم‌خون و هم‌طریق مسلم بن عقبه معرفی می‌کردند.[۴] مسلم بن عقبه را در کنار شمر بن ذی‌الجوشن و بُرمز بن اَرْطاة جزو سنگدل‌ترین فرماندهان بنی‌امیه قلمداد کرده‌اند.[۵] کیفیت واکنش مسلم بن عقبه با امام سجاد(ع) در جریان رخداد حره و برخورد امام(ع) به آن به عنوان مثال مباحثی میباشد که پژوهشگران شیعه در ارتباط چک اخلاق سیاسی امامان شیعه در وضعیت سیاسی متعدد، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد به آن پرداخته‌اند.[۶]

مسلم بن عقبة بن ریاح بن اسعد مُرِّیّ اهل دمشق بود.[۷] آورده شده که وی روزگار نبی(ص) را فهم کرده، اما جزو صحابه وی به‌خودکار نرفته میباشد.[۸] مسلم بن عقبه از دولتمردان و فرماندهان اموی بود[۹] و در پیکار صفین، فرماندهی پیادگان سپاه شام را برعهده داشت.[۱۰] به گزارش منابع، معاویة بن ابی‌سفیان، هنگام مرگ، اورا واسطه رساندن وصایای سیاسی‌اش به فرزندش یزید کرد.[۱۱]

در بعضی منابع، از مختصات ظاهری مسلم بن عقبه حافظه گردیده است: یک‌دیده، گلگون و سپیدموی که زیرا راه و روش میرفت، گویی دو پایش را می خواهد از گِل خارج آورد.[۱۲] مرتضی مطهری وجود اینگونه نقایصی در او‌را، براساس یک قاعده سرازیر‌شناسی (مکانیسم جبران)، عاملی برای سرکوب‌گری و خشونت‌خویی وی دانسته‌ و گفته میباشد براساس این قاعده، هر کس نقصی داراست میخواهد هرطور گردیده، آن را جبران نماید و گاهی جبران نقص خویش را با سرکوب دیگرافراد و به‌زیرکشیدن آن ها پی میگیرد.[۱۳]

نقش‌آفرینی در رخداد حره
مسلم بن عقبه فرمانده سپاه اموی در اتفاق حره بود؛ رخدادی که آن را غیر قابل تعریف[۱۴] و فجیع‌ترین رخداد بعداز اتفاق کربلا[۱۵] به مداد آورده‌اند. بعداز قیام عموم مدینه، یزید بن معاویه سپاهی به فرماندهی مسلم بن عقبه برای سرکوب قیام ارسال کرد.[۱۶] به گزارش بعضی منابع، یزید هنگام بدرقه سپاه، با تأکید از مسلم بن عقبه خواست که مقاومت‌کنندگان را بکشد.[۱۷] وی نیز عهدوپیمان بخشید که با وصال به مدینه از آن‌ها دو چیز بخواهد: یا این که بیعت یا این که مرگ.[۱۸] بعداز ناکامی مقاومت عموم مدینه و سقوط شهر، مسلم بن عقبه سه روز دست سپاهش را بر جان، فرآورده و ناموس عموم بازگذاشت.[۱۹]

نتایج نزاع حره و احاطه مسلم بن عقبه بر مدینه کشته‌شدن بخش اعظمی از عموم مدینه، مثلا صحابه فرستاده(ص)،[۲۰] غارت اموال آن ها[۲۱] و تجاوز به زنان و دخترانشان[۲۲] تصویب گردیده‌است. اورده شده که مسلم بن عقبه عموم مدینه را بدون چاره به بیعت به‌شرط بندگی با یزید بن معاویه کرد و افرادی که با این شرط بیعت نکردند را کشت.[۲۳] گزارش کرده‌اند که مسلم بن عقبه، بعد از حادثه حره، در مواقعی پروردگار را بر ایفا اینگونه امری در راستای «اطاعت از خلیفه» و «نگهداری جماعت» شکر می‌نموده است.[۲۴] از نگاه پیامبر جعفریان، این کار وی زیر تأثیر نظریه‌ای شایع در میان شامیان بوده که امویان نهادینه کرده بودند؛ اینکه اطاعت از خلیفه و نگهداری جماعت در هر قوانینی (حتی فارغ از وجود حالت مذهبی و اخلاقی آن) موردنیاز میباشد.[۲۵]

به‌نقل از تاریخ طبری، مسلم بن عقبه از اولِ جنبش به‌سوی مدینه مریض بود.[۲۶] بعد از سرکوب تکان مدینه، وی به‌ قصد سرکوب حرکت عموم در مکه به رهبری عبدالله بن زبیر به‌‌سوی آنجا رهسپار شد که در وسط منش (در ابواء[۲۷] یا این که مُشَلَّل[۲۸]) درگذشت.[۲۹] مرگ اورا پایان محرم سال ۶۴ق نوشته‌اند.[۳۰] آورده شده که بعد از دفن وی، گورش را نبش و لاشه‌اش را به دار کشیدند و به‌سوی آن سنگ و تیر انداختند.[۳۱]

« دعای امام سجاد(ع) برای دفع شر مسلم بن عقبه: «پروردگارا، چه بسيار نعمتى كه به اینجانب ارزانى داشتى و سپاسگزارى اینجانب براى تو در قبال آن اندک بود و چه بسا پيشامد ناگوارى كه منرا بدان در گیر ساختى و بردبارى اینجانب در برابرش اندک بود. پس اى خدایی كه هنگام ارزانى‌داشتن نعمتش سپاسگزارى اینجانب اندک بود، ولى دست از يارى اینجانب برنداشتى، اى بخشايشگرى كه هیچ زمان عفو و بخشش وی جدا از هم نگردد و اى آن‌كه داراى نعمت‌هاى بی‌شمارى، بر محمد و آل وی سلام فرست و شر اين مرد را از اینجانب بگردان. پس اینجانب همانا تو‌را موازی وی قرار دادم (و از تو می خواهم كه از آن رو كه به‌سوى اینجانب آيد، اورا بازگردانى) و از بدى و آزارش به تو امان مى‌برم.»[۳۲]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 299
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 330
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 631
  • بازدید ماه : 1028
  • بازدید سال : 5972
  • بازدید کلی : 63760
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی