بعداز مرگ یزید
بیعت با مروان بن حکم
زمانی عبدالله بن زبیر در مدینه توان گرفت، مروان بن حکم به سوی حجاز رفت تا با وی به خلافت بیعت نماید، اما ابن زیاد در بَثَنیه مروان را ملاقات کرد و او را از آن شغل دستگیر و به او عهدوپیمان بخشید که در حالتی که وی خویش مدعا خلافت خواهد شد، پشتوانه وی خواهد بود. مروان رجوع و ابن زیاد نیز به دمشق رفت و ضحاک بن قیس را که از عموم شهر برای ابن زبیر بیعت گرفته بود، فریفت و از شهر خارج راند و برای مروان بیعت گرفت. در پیکار مروانیان با ضحاک بن قیس، که به ناکامی ضحاک انجامید، ابن زیاد، فرماندهی سواران مروان را بر ذمه حسینیه نصرت مشهد داشت.[۲۹]
در عصر حکومت مروان، عبیدالله نیز در دمشق بود. هنگامی توابین به سرکردگی سلیمان بن صُرَد خُزاعی به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کردند، مروان، ابن زیاد را به تقابل آنان ارسال کرد و حکومت عراق را به شرط غلبه بر آن به او بخشید.[۳۰] زمانی عبیدالله به جزیره رسید، از مرگ مروان(۶۵ق /۶۸۵م) باخبر شد، اما به جلو رفتن خویش خاطر آدرس حسینیه نصرت مشهد نشان کرد.
سرکوب قیام توابین
نوشتهیعلمیٔ اساسی: قیام توابین
آخر و عاقبت در اواخر جمادی الاول سال ۶۵ق در عین الورده نزاع خونینی میان سپاه ابن زیاد و توابین درگرفت که به کشته شدن سلیمان و یارانش رزرو حسینیه نصرت مشهد انجامید.[۳۱]
رویا رویی با سپاه مختار
ابن زیاد بعد سرگرم فرمان بردار ساختن شهرهای جزیره شد که قبل از آن با ابن زبیر بیعت کرده بودند. وی آغاز به عراق که مختار ثقفی در آنجا علیه امویان و به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کرده بود، نمیپرداخت، ولی عاقبت به موصل، که در مشت دست اندرکاران مختار بود حمله کرد. طرف داران مختار به تکریت عقب نشستند و مختار را از حمله ابن زیاد مطلع کردند. مختار نیز سپاهی را به رویا رویی ارسال کرد. سپاه مختار، سپاهی را که ابن زیاد به سوی آنها پیامبر بود، ناکامی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بخشید. (۱۰ ذیحجه سال ۶۶ قمری).[۳۲]
مرگ ابن زیاد
بعداز موفقیت لشکریان مختار، ابن زیاد خویش با سپاه به سوی آنها آمد، و سپاه مختار عقب گرد هم آیی. مختار که اصولاً به دنبال هلاک ابن زیاد و کسان دیگری بود که در حادثه کربلا دست داشتند، ابراهیم بن صاحب و مالک اشتر را با سپاه به تقابل ابن زیاد ارسال کرد. ابراهیم که میخواست پیش از ورود ابن زیاد به مرزوبوم عراق، به او رسد، در کنار دریا رود خازر مجاورت روستایی به اسم باربیثا در ۵ فرسخی موصل به لشکر شام رسید. در نبرد شدیدی که بین عراقیان و شامیان شروع شد، ابن زیاد باخت خورد (محرم ۶۷) و همدم با یارانش به قتل رسید. براساس روایتی از ابومخنف، بیان کننده ابراهیم بن اشتر خویش در نبرد بدن به بدن، ابن زیاد را به قتل رسانید.[۳۳]
نظریه شیعهها درباره عبیدالله
مبادرت عبیدالله علیه امام حسین(ع) و پدید آوردن اتفاق عاشورا، از به عبارتی شروع اورا بدنام و منفور کرد و خشم اکثری از مسلمانها به ویژه کوفیان را نسبت به او برانگیخت؛ چنان که به نقل منابع، عبدالله بن عفیف ازدی، دربین اول خطبه ابن زیاد بعد از رخداد برخاست و وی و یزید را دشنامهای مشقت بار بخشید[۳۴] و حتی گفتهاند که وی مادرش مرجانه را نیز بسیار ملامت کرد.[۳۵]
عبیدالله به سبب ساز نقشی که در رخداد عاشورا داشته، قرنهاست که از منفورترین شخصیتهای تاریخ اسلام نزد شیعه ها به حساب میآید. اسم وی در یکسری زیارتطومار دارای اسم و رسم، مثلا زیارت عاشورا آمده و گزینه لعن قرار گرفته میباشد.[۳۶]
بنیزیاد
مأمون عباسی (حکومت:۱۹۸ـ۲۱۸ق) بعد از به چنگ آوردن یمن و تهامه از ابراهیم بن موسی و اشخاص دیگر، محمد بن ابراهیم بن عبیدالله، مشهور به محمد بن زیاد را امیر یمن کرد.[۳۷] محمد بن زیاد در ۲۰۳ق وارد یمن شد و بعداز 1سال توانست صنعا را بگیرد. وی شهر زَبید را برپا کرد و راس حکومت خود قرار بخشید. بعداز وی (فوت:۲۴۵ق)، فرزندان و نوادگانش تا ۴۰۷ق در صنعا حکومت کردند. فی مابین آنها، اسحاق بن ابراهیم، ملقب به ابوالجیش، زمانبرترین حکومت را داشت.[۳۸]
پانویس
بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۷۵.
موءثر، الاختصاص، ۱۳۷۹ق، ص۷۳.
قمی، روضه خوان عباس، مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا
القمي، الشيخ عباس، نفس المهموم في مصيبة سيدنا الحسين المظلوم، ج۱، ص۳۷۱. شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص ۲۲۶.
نک: الاستیعاب، ج ۲، ص۵۲۵.
زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۱۹۳.
دینوری، خبر ها، الاخبار الطوال، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۲۶۹-۲۷۰؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷.
نک: زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۱۹۳.
ابوعلی مسکویه احمد، تجربه الامم، ۱۳۶۶ش، ج۲، ص۲۸.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۶۶- ۱۶۸.
یعقوبی، تاریخ، دار صادر، ج۲، ص۲۳۷؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۷۲.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷؛ ج۷، ص۲۲۸.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۲۲۸.
بعداز مرگ یزید
بیعت با مروان بن حکم
زمانی عبدالله بن زبیر در مدینه توان گرفت، مروان بن حکم به سوی حجاز رفت تا با وی به خلافت بیعت نماید، اما ابن زیاد در بَثَنیه مروان را ملاقات کرد و او را از آن شغل دستگیر و به او عهدوپیمان بخشید که در حالتی که وی خویش مدعا خلافت خواهد شد، پشتوانه وی خواهد بود. مروان رجوع و ابن زیاد نیز به دمشق رفت و ضحاک بن قیس را که از عموم شهر برای ابن زبیر بیعت گرفته بود، فریفت و از شهر خارج راند و برای مروان بیعت گرفت. در پیکار مروانیان با ضحاک بن قیس، که به ناکامی ضحاک انجامید، ابن زیاد، فرماندهی سواران مروان را بر ذمه حسینیه نصرت مشهد داشت.[۲۹]
در عصر حکومت مروان، عبیدالله نیز در دمشق بود. هنگامی توابین به سرکردگی سلیمان بن صُرَد خُزاعی به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کردند، مروان، ابن زیاد را به تقابل آنان ارسال کرد و حکومت عراق را به شرط غلبه بر آن به او بخشید.[۳۰] زمانی عبیدالله به جزیره رسید، از مرگ مروان(۶۵ق /۶۸۵م) باخبر شد، اما به جلو رفتن خویش خاطر آدرس حسینیه نصرت مشهد نشان کرد.
سرکوب قیام توابین
نوشتهیعلمیٔ اساسی: قیام توابین
آخر و عاقبت در اواخر جمادی الاول سال ۶۵ق در عین الورده نزاع خونینی میان سپاه ابن زیاد و توابین درگرفت که به کشته شدن سلیمان و یارانش رزرو حسینیه نصرت مشهد انجامید.[۳۱]
رویا رویی با سپاه مختار
ابن زیاد بعد سرگرم فرمان بردار ساختن شهرهای جزیره شد که قبل از آن با ابن زبیر بیعت کرده بودند. وی آغاز به عراق که مختار ثقفی در آنجا علیه امویان و به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کرده بود، نمیپرداخت، ولی عاقبت به موصل، که در مشت دست اندرکاران مختار بود حمله کرد. طرف داران مختار به تکریت عقب نشستند و مختار را از حمله ابن زیاد مطلع کردند. مختار نیز سپاهی را به رویا رویی ارسال کرد. سپاه مختار، سپاهی را که ابن زیاد به سوی آنها پیامبر بود، ناکامی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بخشید. (۱۰ ذیحجه سال ۶۶ قمری).[۳۲]
مرگ ابن زیاد
بعداز موفقیت لشکریان مختار، ابن زیاد خویش با سپاه به سوی آنها آمد، و سپاه مختار عقب گرد هم آیی. مختار که اصولاً به دنبال هلاک ابن زیاد و کسان دیگری بود که در حادثه کربلا دست داشتند، ابراهیم بن صاحب و مالک اشتر را با سپاه به تقابل ابن زیاد ارسال کرد. ابراهیم که میخواست پیش از ورود ابن زیاد به مرزوبوم عراق، به او رسد، در کنار دریا رود خازر مجاورت روستایی به اسم باربیثا در ۵ فرسخی موصل به لشکر شام رسید. در نبرد شدیدی که بین عراقیان و شامیان شروع شد، ابن زیاد باخت خورد (محرم ۶۷) و همدم با یارانش به قتل رسید. براساس روایتی از ابومخنف، بیان کننده ابراهیم بن اشتر خویش در نبرد بدن به بدن، ابن زیاد را به قتل رسانید.[۳۳]
نظریه شیعهها درباره عبیدالله
مبادرت عبیدالله علیه امام حسین(ع) و پدید آوردن اتفاق عاشورا، از به عبارتی شروع اورا بدنام و منفور کرد و خشم اکثری از مسلمانها به ویژه کوفیان را نسبت به او برانگیخت؛ چنان که به نقل منابع، عبدالله بن عفیف ازدی، دربین اول خطبه ابن زیاد بعد از رخداد برخاست و وی و یزید را دشنامهای مشقت بار بخشید[۳۴] و حتی گفتهاند که وی مادرش مرجانه را نیز بسیار ملامت کرد.[۳۵]
عبیدالله به سبب ساز نقشی که در رخداد عاشورا داشته، قرنهاست که از منفورترین شخصیتهای تاریخ اسلام نزد شیعه ها به حساب میآید. اسم وی در یکسری زیارتطومار دارای اسم و رسم، مثلا زیارت عاشورا آمده و گزینه لعن قرار گرفته میباشد.[۳۶]
بنیزیاد
مأمون عباسی (حکومت:۱۹۸ـ۲۱۸ق) بعد از به چنگ آوردن یمن و تهامه از ابراهیم بن موسی و اشخاص دیگر، محمد بن ابراهیم بن عبیدالله، مشهور به محمد بن زیاد را امیر یمن کرد.[۳۷] محمد بن زیاد در ۲۰۳ق وارد یمن شد و بعداز 1سال توانست صنعا را بگیرد. وی شهر زَبید را برپا کرد و راس حکومت خود قرار بخشید. بعداز وی (فوت:۲۴۵ق)، فرزندان و نوادگانش تا ۴۰۷ق در صنعا حکومت کردند. فی مابین آنها، اسحاق بن ابراهیم، ملقب به ابوالجیش، زمانبرترین حکومت را داشت.[۳۸]
پانویس
بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۷۵.
موءثر، الاختصاص، ۱۳۷۹ق، ص۷۳.
قمی، روضه خوان عباس، مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا
القمي، الشيخ عباس، نفس المهموم في مصيبة سيدنا الحسين المظلوم، ج۱، ص۳۷۱. شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص ۲۲۶.
نک: الاستیعاب، ج ۲، ص۵۲۵.
زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۱۹۳.
دینوری، خبر ها، الاخبار الطوال، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۲۶۹-۲۷۰؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷.
نک: زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۱۹۳.
ابوعلی مسکویه احمد، تجربه الامم، ۱۳۶۶ش، ج۲، ص۲۸.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۶۶- ۱۶۸.
یعقوبی، تاریخ، دار صادر، ج۲، ص۲۳۷؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۷۲.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷؛ ج۷، ص۲۲۸.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۲۲۸.

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم