loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 35
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 9:55


پیکار با صوفیه
آوازه آقامحمدعلی، پیکار وی با صوفیه میباشد. قبل از وی نیز فقها و محدثان با صوفیان معارضاتی داشته‌اند، از آن ها می بایست از علامه حلی، محمدطاهر قمی، و محمدباقر مجلسی را اسم موفقیت. با بالا دریافت کردن عمل این صوفیان و جذب شدن عموم متعددی به آن ها که با حرکتهای گروه عده ای از شهری به شهر دیگر یار و همدم بود، علما نسبت به مراقبت عقاید و آداب فقاهتی عموم نگران شدند و حکام را از اثار فرمان تحذیر کردند؛ به تبع آن، بعضا از حکام به اخراج صوفیان از شهرها، و در بعضی موردها قتل و آزار وی، دست حسینیه نصرت مشهد یازیدند.

[۲۷] درین هنگام کرمانشاه، به جهت وجود آقامحمدعلی که حکم کننده شرع آنجا بود، از لحاظ اجرای احکام فقهی و امنیت اجتماعی از شایسته ترین شهرهای جمهوری اسلامی ایران به شمار میرفت.[۲۸] هنگامی صوفیان، در مسیر جنبش خویش، در شهرهای متفاوت، به کرمانشاه رسیدند، مجتهد کرمانشاه که‌این جریان را نوعی گمراهی و مخالفت با شرع می‌دانست، به سرکوبی آن ها آدرس حسینیه نصرت مشهد عملکرد گماشت.[مستلزم منبع]

منابع صوفیه،[۲۹] انگیزه این مخالفت آقامحمدعلی را غالباً حسادت وی به علم معصوم علیشاه و اغراض فردی بیان کرده‌اند و بعضا نیز فعالیت اورا نوعی خطای در اجتهاد دانسته‌اند. این نکته در خور توجه میباشد که قبل از ظهور معصوم علیشاه، آقامحمدعلی نسبت به تصوف برخوردی دورازشوخی نداشت و حتی‌د‌ر مقامع الفضل لعن بر صوفیه را به صورت مطلق روا نمی‌دانست. از حیث او، صوفیگری انحرافی اعتقادی بود و به‌این منجر بعد از طلبه شدن آن در پوسته جریانی اجتماعی، با آن تقابل کرد. او تأکیدی دور از شوخی به برقراری آداب و سنن شرعی در کرمانشاه داشت[۳۰] از این رو جنبش محصل متصوّفه، که گزارش بهبهانی نوعاً التزام اعتقادی و عملی به شرع نداشتند، از سوی مجتهد کرمانشاه نمی‌توانست رزرو حسینیه نصرت مشهد نادیده گرفته گردد.[مستلزم منبع]

دستگیری معصوم علیشاه
در ۱۲۱۱ق، آقامحمد علی بعداز ورود معصوم علیشاه به دعوت صوفیان به کرمانشاه، او را بازداشت و در خانه خویش محبوس کرد. خبر دستگیری او به حاجی ابراهیم خان شیرازی، صدراعظم وقت، رسید و به‌دنبال آن برای پر‌نور شدن باعث دستگیری معصوم علیشاه دربین ابراهیم خان و آقامحمدعلی طومار‌هایی ردّ و بدل شد.[مستلزم منبع] آقامحمدعلی در‌این طومار‌ها بتفصیل عقاید و جاری ساختن صوفیه را گزارش داده و حال و روز معصوم علیشاه و مریدانش را وصف کرده و به گستردن کیفیت محاکمه معصوم علیشاه و عدم دوراندیشی او بر احکام معمولی دینی و خرابی نظریه‌اش پرداخته میباشد. وی با اینکه خویش مرجع و قاضی شرع کرمانشاه بود،[مستلزم منبع] در‌این خصوص از علما و مراجع عتبات استشهاد نمود و فتاوا و گفتگوها آن ها را به هم پا واپسین طومار‌اش برای صدراعظم وقت ارسال داشت. بدین ترتیب استشهادات، علامه بحرالعلوم، آقاسیدعلی طباطبایی و سیدمحمد مهدی شهرستانی بی دینی و خرابی معصوم علیشاه و نورعلیشاه و اتباع وی را قطعی دانسته‌اند. غیر از وی علمایی زیرا ملا عبدالصمد همدانی (متوفی ۱۲۱۶ق) صاحب و مالک بحرالمعارف، که خویش آغاز از شاگردان نورعلیشاه و معصوم علیشاه بود، و آقاسیدحسین نهاوندی که دانشمندی عرفان مسلک به شمار می‌آمد نیز بی‌اعتنایی آشکار فرقه سابق الذکر را به احکام شرع اعلام کرده و در‌این در بین نهاوندی حکم به حبس ابد معصوم علیشاه داده میباشد.[۳۱] بعداز مراعات طومار آقامحمدعلی و استشهادات سابق الذکر، حاجی ابراهیم شیرازی از بینش صوفیه تبری جست و با احترام و تعظیم بسیار به مجتهد کرمانشاه، رأی او‌را در حبس و تکفیر معصوم علیشاه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد تأیید کرد.[۳۲]

نوشتن خیراتیه
در همین اوان بود که آقامحمدعلی خیراتیه را در ردّ صوفیه نگاشت و با صادر کردن آن به نزد فتحعلی پاد شاه و حاج ابراهیم خان شیرازی توشه دیگر لحاظ موافق وی را در قلع و قمع صوفیه جلب کرد.[۳۳]

بازدید : 111
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 12:53


شهیدشدن امام جواد(ع)

بقاع امام جواد(ع) و امام کاظم(ع) در شهر کاظمین، عراق
امام جواد(ع) به فرمان معتصم، مسموم و به شهیدشدن رسید. وی برای آنکه بتواند کار‌های امام جواد را به اعتنا پایین لحاظ داشته باشد وی را بازداشت کرده و به سامرا پیروزی و در به عبارتی سال امام به شهید حسینیه نصرت مشهد شدن رسید.[۵۴]

دلایل فراوانی برای شهیدشدن امام جواد(ع) به دست معتصم نقل شد‌ه‌است. یک کدام از دلایل خاطر گردیده برای شهیدشدن امام به دست معتصم، هراسی میباشد که وی از حوزه‌ تزویج امام و ام ادب دختر مأمون شم میکرد. معتصم بیم آن داشت که چنانچه از این تزویج فرزندی به هم برسد، خلافت وی با خطری دورازشوخی مواجه می شود به این دلیل که این فرزند می‌توانست مبتنی بر انتساب هم‌زمان به امام و مأمون، به راحتی ادعای خلافت نماید.[۵۵]معتصم با تطمیع، ام ادب را متقاعد ایجاد کرد تا امام را مسموم و به شهید آدرس حسینیه نصرت مشهد شدن برساند.

برخی انگیزه شهید شدن امام را سعایت ابن ابی داود، حکم دهنده القضات معتصم، می دانند[۵۶] که به انگیزه حسادت بیش تر از حد به امام، سعایت وی را نزد معتصم کرد و همین سبب ساز شد تا معتصم وی را مسموم نماید؛[۵۷] هر یکسری شهید شدن امام جواد(ع) برای روحانی اثرگذار اثبات نشده میباشد و قائل میباشد که به مرگ طبیعی رحلت نموده‌اند.[۵۸] سیاست معتصم در طول امام هادی(ع) به انگیزه اقتصاد سرشار حکومت عباسی که سبب ساز کاهش استخراج حامیان علویان برای عملیات نظامی گردیده بود، تحمل و مدارا با علویان بود و سختگیری‌های کهن رزرو حسینیه نصرت مشهد را نکرد.[۵۹]

پانویس
سراج، طبقات ناصری، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۱۴
مسعودی، التنبیه والإشراف، قاهره، ص۳۰۵.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۷۱؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۲۳.
نجاشی، رجال، مؤسسة النشر الإسلامي، ص۱۶۵؛ روضه خوان صدوق، عیون اخبارالرضا، الناشر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد : منشورات عالم‌، ج۲، ص۲۳۸-۲۳۹.
ابن مسکویه، تجربه الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۴، ص۲۷۴؛ مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۱۶؛ ابن الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۳۱۸.
صلواتی، تحلیلی از زندگانی و زمان امام محمد تقی(ع)، ۱۳۸۴ش، ص۲۴۶.
ابن مسکویه، تجربه الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۴، ص۲۷۴؛ مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۱۶؛ ابن الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۳۱۸.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۷۸.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۶۰.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۵۹.
نادری، برآمدن عباسیان ایدئولوژی مذهبی و قدرت سیاسی، ۱۳۸۴ش.
؟؟؟طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۶۶۷.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۶۶۷.
ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۱۵، ۱۴۱۳ق، ص۲۷.
ابن مسکویه، تجربه الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۴، ص۱۷۵؛ ابن العبری، تاریخ مختصرالدول، ۱۹۹۲م، ص۱۳۸.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۵۹.
ابن مسکویه، تجربه الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۴، ص۲۷۴.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷، ج۹، ص۱۱۸؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۶، ص۵۲۴.
طقوش، دولت عباسیان، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۸.
صلواتی، تحلیلی از زندگانی و زمانه امام محمد تقی(ع)، ۱۳۸۴ش، ص۲۲۲.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۷۱؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۲۳.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۹ش، ج۳، ص۴۶۵.
خضری، تاریخ خلافت عباسی از شروع تا نقطه پایان آل بویه، ۱۳۸۳ش، ص۹۲.
خضری، تاریخ خلافت عباسی از شروع تا نقطه پایان آل بویه، ۱۳۸۳ش، ص۹۲.
ابن اثیر، الکامل، ج۶، ۱۹۶۵م، ص۴۵۱.
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۵۰.
ابن اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۶، ص۴۵۲.
خلیلی، موسوعة العتبات المقدسه، ۱۴۰۷ق، ج۱۲، ص۸۰ به سپس.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۶۴۷.
ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۵، ص۲۷.
صلواتی، تحلیلی از زندگانی و زمانه امام محمد تقی(ع)، ۱۳۸۴ش، ص۲۶۴.
ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۵، ص۲۷.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۷۲؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۵، ص۳۲؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۴۳.
رضایی، بعد از ظهر محنه در فرهنگ و تمدن مسلمان‌ها، شماره ۱۹، ۱۳۷۳ش.
صلواتی، تحلیلی از زندگانی و زمانه امام محمد تقی(ع)، ۱۳۸۴ش، ص۱۵۴-۲۲۲.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۸-۱۱؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۹۶۵ق، ج۶، ص۴۴۳-۴۴۴؛ ابن مسکویه، تجربیات الأمم، ۱۳۷۹ش، ج۴، ص۱۷۷-۱۷۸.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۴۷۳-۴۷۵؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۳۱-۵۵؛ ابن مسکویه، تجربیات الأمم، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۱۷۸-۱۸۳؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۸، ص۴۳۷؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۴۶۷.

بازدید : 26
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 15:17


سید اسماعیل صدر

سید اسماعیل صدر (۱۲۵۸-۱۳۳۸ق) از مراجع تبعیت قرن چهاردهم قمری و سرسلسله فامیل صدر. تحصیلات خویش را در اصفهان و نجف و سامرا سپری کرد و از شاگردان میرزای شیرازی بود. در قبال تهاجمات روسیه، انگلیس و ایتالیا به ممالک اسلامی به یاروهمدم دیگر علمای نجف، فتوای جهاد حسینیه نصرت مشهد صادر کرد.

معاش‌طومار
سید اسماعیل بن سید صدرالدین، نسبش به ابراهیم اصغر بن امام موسی بن جعفر می‎برسد. پدرش از اهل یک محل جبل استدلال بود که در فتنه جَزّار به عراق و آن‌گاه به اصفهان مسافرت کرده بود.[۱] امین در اعیان الشیعه او‌را این سیرتکامل معرفی نموده است: موسوی، عاملی، اصفهانی، کاظمی دارای شهرت به سید آدرس حسینیه نصرت مشهد اسماعیل صدر. [۲]

سید اسماعیل در سال ۱۲۵۸ق در اصفهان متولد شد.[۳] در شش سالگی پدرش دار فانی را وداع گفت و بعد از آن برادرش سید محمدعلی، پر اسم و رسم به آقامجتهد، سرپرستی اورا عهده دار شد. ادبیات عربی و بخشی از اصول و فقه را نزد وی خواند. در چهارده سالگی بعداز فوت اخوی، نزد محمدباقر رازی اصفهانی فرزند مالک هدایة المسترشدین درس فقه را کامل شدن کرد. در ۱۲۸۱ق به قصد کمپانی در درس روضه خوان انصاری عازم نجف شد، ولی قبل از وصال وی به نجف روحانی انصاری درگذشت. در نجف در درس روحانی راضی نجفی و مهدی کشف کننده الغطاء حاضر شد. بعداز مسافرت حج در ۱۲۸۲ق مریض شد و برای بهبود به اصفهان رجوع و برگشت. در اصفهان گزینه احترام عموم قرار گرفت، البته در ۱۲۹۴ق به عذر بازدید از روستایی، از اصفهان بیرون شد و برای ادامه کار علمی به عراق رجوع. وی در سال ۱۳۰۰ق به خراسان مسافرت کرد و آن‌گاه به عتبات رجوع و برگشت. بعد از وفات روضه خوان موسی آل شراره در جبل ادله، اهل یک محل آنجا از وی دعوت کردند که جبل ادله برود ولی وی رزرو حسینیه نصرت مشهد نپذیرفت.

[۴] حدود بیست سال در فقه و اصول از میرزای شیرازی در نجف و سامرا به کار گرفت.[۵] سید اسماعیل صدر، محمدتقی شیرازی و سید محمد فشارکی سه شاگردی بودند که میرزای شیرازی در ده سال پایان عمرش درس دادن را به آن‌ها واگذارده بود. وی تا ۱۳۱۴ق، دو سال بعد از وفات میرزای شیرازی، در سامرا ماند.[۶] بعد به کربلا رفت و آغاز به درس دادن کرد.[۷] گروهی از شیعه‌ها کشور‌ایران و عراق از وی تاسی می‌کردند. در اواخر قدمت به کاظمین رفت[۸] و در ۳ جمادی‌الاول ۱۳۳۷ق/۱۲۹۸ش وفات یافت.[۹] در نقلی تاریخ وفات وی سه‌شنبه ۱۲ جمادی‌الاول ۱۳۳۸ق/۱۲۹۹ش میباشد.[۱۰] وی در یک کدام از حجرات تحت پای بقعه کاظمین شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دفن شد.[۱۱]

جهت پر اسم و رسم شدن او و خاندانش به صدر این میباشد که میرزای شیرازی دو فراگیر به اسم سید اسماعیل داشت و به خیال و خاطر شباهت اسمی، پسوند صدر را به خیال اسم بابا -سید صدرالدین- به اسم وی اضافه کرد.[۱۲]

سید اسماعیل صدر را از زاهدان و پرهیزگاران دانسته‌اند.[۱۳] به گفته محسن امین خوش‌خلق، پرهیزگار، بی شیله پیله، گریزان از آوازه بود. به تنهایی روش می رفت و دوست نداشت کسی همراهش باشد. در فتوا بسیار محتاط بود.[۱۴]

فرزندان
سید اسماعیل چهار پسر داشت که همه از علما بودند.

سید محمدمهدی: (متولد۱۲۹۶ق) از شاگردان آخوند خراسانی و آقا رضا همدانی بود.
سید صدرالدین: (۱۲۹۹-۱۳۷۳ق) از فقها و مراجع تبعیت شیعه و دارای تخصص در اصول، رجال، شعر و تعبیر و تفسیر بود. وی وصی عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم بود و بعداز وفات حائری یزدی، به یاروهمدم سید محمد تقی خوانساری و سید محمد حجت، سرپرستی حوزه علمیه قم را بر ذمه داشت و در نگهداری و پیشرفت حوزه کوشید. او بابا سید موسی صدر و سید رضا صدر میباشد.
سید محمدجواد: (متولد ۱۳۰۱ق) از شاگردان درس آقا ضیاء عراقی، سید حسین فشارکی و ابوالحسن طالقانی بود.
سید حیدر: (۱۳۰۹-۱۳۵۶ق) در درس سید حسین فشارکی و عبدالکریم حائری یزدی کمپانی کرد. سید عبدالحسین شرف الدین او‌را از جهت علمی فراتر از سایر برادران میداند. وی بابا سید محمدباقر صدر بود.[۱۵]

بازدید : 78
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:04


حکیم بن جبله

حُکَیم بن جَبَله (شهیدشدن در سال ۳۶ قمری)، از اصحاب حضرت علی(ع) بود که در کودتا علیه عثمان نقش داشت. وی بعداز قتل عثمان، زبیر را به بیعت با امام علی(ع) وادار کرد. حکیم، قبل از نبرد جمل فرماندهی نظامیان بصره را برعهده داشت. وی با لشکریان طلحه و زبیر در بصره یا این که قربت آن جنگید و در‌این تضارب به شهیدشدن رسید. حضرت علی(ع) در مدحش شعری سرود و به وی کنیه رجل پارسا حسینیه نصرت مشهد اعطا کرد.

نسب
نسب حکیم بن جبله(جبل) به عبدالقیس می رسد. از این‌رو به عبدی آوازه یافته میباشد.[۱] وی در طی نبی به عالم آمده ولی گزارشی از اینکه از فرستاده حدیث شنیده باشد یا این که اورا چشم باشد نیست.[۲] وی مردی باتقوا و دین دار بود و قومش صحبت او‌را می‌پذیرفتند.[۳] برادرش اشرف بن جبله از اصحاب امام علی(ع) بود که قبل از مبارزه جمل در تضارب با اصحاب جمل شهید شدن آدرس حسینیه نصرت مشهد رسید.[۴]

عصر خلافت عثمان
وقتی که عثمان در سال ۲۳ق به خلافت رسید عبداللّه بن عامر را به ولایت بصره گماشت، از وی خواست تا شخصی را برای پژوهش ها به سِند (مرز هند) گسیل دارااست. وی، حکیم را برای این شغل برگزید. حکیم به آنجا رفت.[۵] زمانی که به بصره رجوع ابن‌عامر او‌را نزد عثمان ارسال کرد، عثمان از وی درباره شرایط آن دیار پرسید، حكیم آنجا را تعریف و عثمان کسی را به آنجا رزرو حسینیه نصرت مشهد نفرستاد.[۶]

طبری، به گزارش سیف بن قدمت ضبّی در حادثه ها سال ۳۳ق آورده میباشد که حکیم به همپا لشکریان اسلام به مبارزه رفت هنگام غفلت سربازان، خویش را از لشکر کنار کشید و در مرزوبوم عجم به آزار رسانی و غارت اهل عهده پرداخت آنگاه به بصره رجوع و برگشت. عموم آن مملکت به عثمان گلایه کردند وی از عبداللّه بن عامر خواست که حکیم و اشخاص دیگری که مانند وی به اذیت و آزار عموم میپردازند را زندانی نماید و افرادی که مثل وی می‌باشند دیگر از بصره بیرون نشوند.[۷] ابن عامر حکیم را زندانی کرد وی در زندان بود تا اینکه عبدالله بن سبأ وارد بصره شد و حکیم به وی پیوست.[۸] اما برخی بر این باورند با اعتنا به اینکه حکیم در کودتا علیه عثمان نقش داشت، به احتمال، سیف بن قدمت این ماجرا را برای تخریب شخصیت وی جعل نموده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد است.[۹]

کودتا علیه عثمان
نوشته‌ی علمیٔ مهم: قتل عثمان
حکیم، سرکردگی گروهی از شورشیان بصره علیه عثمان را بر ذمه داشت.[۱۰] در سال ۳۵ قمری، عثمان بعداز اقامه نماز، بر منبر رفت و خطاب به شورشیان خاطرنشان کرد: اهل مدینه می دانند که نبی، شمارا لعن نموده است. محمد بن مَسْلَمه این گفته عثمان را تأیید کرد، ولی حکیم، دست اورا گرفت و او‌را نشاند.[۱۱] بعد از آنکه صاحب و مالک اشتر، که رهبری کوفیان را ذمه ‌دار بود، از محاصره منزل عثمان گوشه‌گیری کرد، حکیم بن جبله نیز از این عمل قیدش را زد.[۱۲]

حکیم عثمان را به خیال بعضا از کارگزارانش مانند عبدالله بن عامر شماتت میکرد.[۱۳]

بازدید : 18
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:35


عمل‌های سیاسی و اجتماعی
شهید مدنی مبارزات سیاسی و اجتماعی خویش را از روزگار علم آموزی در قم شروع کرد و در او‌لین عمل‌های خویش مدتی‌ به‌ محل تولد‌ خویش آذرشهر برگشت‌ و علیه‌ نفوذ اقتصادی‌، اجتماعی‌ بهائیان‌ در آذرشهر سخنرانی‌هایی‌ کرد که‌ به‌ اخراج‌ بهائیان‌ از شهر باعث شد. به‌دنبال‌ آن‌ شهربانی‌ آذرشهر او‌ را مدتی‌ به‌ همدان‌ تبعید حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۹]
وقتی‌ که‌ سید مجتبی نواب صفوی برای‌ اعدام‌ احمد کسروی‌ به‌ کشور‌ایران‌ می‌آمد، آیت‌الله‌ مدنی‌ اندوخته‌ای‌ را که‌ برای‌ خرج‌ ازدواجش‌ کنار نهاده‌ بود، به‌ نواب‌ بخشید.[۲۰]
در دورۀ زمامداری‌ جمال‌ عبدالناصر در مصر، مدنی‌ در رأس‌ هیئتی‌ از علمای‌ اهل ایران‌ حوزه علمیه نجف برای‌ افشاگری‌ علیه‌ دولت‌ کودتای‌ فضل و ادب‌الله زاهدی‌ به‌ آن‌ مرز و بوم هجرت آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۲۱]
در ۵ مرداد سال ۱۳۴۱شمسی او‌ از عراق وارد همدان‌ شد و در جریان‌ اعتراض‌ به‌ ثبت‌ لایحه‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ در سخنرانی‌ خویش در مسجد جامع‌ همدان‌، عموم‌ این‌ شهر را به‌ پناه‌ از مبارزات‌ حوزه علمیه‌ قم‌ فراخواند[۲۲] و در کنار بقیه علمای‌ همدان‌ تلگراف‌ اعتراض‌آمیزی‌ نسبت‌ به‌ ثبت‌ این‌ لایحه‌ به‌ اسدالله دانش‌ رزرو حسینیه نصرت مشهد مخابره‌ کرد[۲۳]
پس‌ از درگذشت آیت‌الله سید محسن طباطبائی حکیم، مرجعیت آیت الله‌ خمینی‌ را در همدان‌ مطرح‌ کرد؛ به‌طوری‌ که‌ ساواک‌ گزارش‌ اعطا کرد او‌ بیش‌ از یک‌ سوم‌ هم محلی‌ همدان‌ را تقلید کننده امام‌ کرده‌ میباشد‌. رفت‌وآمدهای‌ او‌ به‌ همدان‌ و نجف‌ تا اوایل‌ سال‌ ۱۳۵۰ش ادامه‌ پیدا کرد و درین‌ فرصت‌ به‌ دعوت‌ عموم‌ و روحانیون‌ شهر خرم‌آباد به‌ آن شهر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رفت.[۲۴]
سیداسدالله مدنی کار‌ خویش را در خرم‌آباد با درس دادن‌ درس بیرون در حوزۀ علمیۀ کمالوند[یادداشت ۱]شروع کرد و بعد از مدتی سرپرست این مکتب شد. با سپری شد‌ فرصت‌ اندکی‌ به‌ تیتر‌ نماینده قانونی‌ تام‌الاختیار امام‌ خمینی‌ و نمایندۀ وی‌ به‌ روحانیان‌ و عموم‌ خرم‌آباد معرفی‌ شد. با ادامۀ سخنرانی‌های‌ سیاسی مدنی‌، در مهر ۱۳۵۴ از ساواک‌ طهران‌ به‌ ساواک‌ لرستان‌ دستوری‌ ابلاغ‌ شد که‌ او‌ به‌ دوران‌ سه‌ سال‌ به‌ منطقۀ نورآباد ممسنی‌ اعزام‌ خواهد شد و مجددا در مرداد ۱۳۵۶ محل تبعید او به گنبدکاووس تغییر‌و تحول پیدا میکند. به جهت بیماری وی، کمیسیون امنیت اجتماعی خرم ‌آباد محل تبعید او را از مرداد ۱۳۵۷ به شهرستان مهاباد تغییر و تحول می دهد.[۲۵]
با محاصرۀ خانه‌ امام‌ خمینی‌ در مهر ۱۳۵۷ در نجف‌ او‌ یار‌ جمعی‌ از روحانیون‌ تبعیدی‌ با صدور اعلامیه‌ای‌ به‌ این‌ مبادرت‌ رژیم‌ بعثی‌ عراق اعتراض‌ نمود.[۲۶]
اوایل‌ دی‌ ۱۳۵۷ش در بین استقبال‌ عموم‌ همدان‌ وارد این‌ شهر شد و رهبری‌ مبارزات‌ ضد رژیم‌ عموم‌ را بر ذمه ‌ گرفت‌. در ۲۱ بهمن‌ سال‌ ۱۳۵۷ش که‌ لشکر ۸۱ زرهی‌ کرمانشاه‌ برای‌ سرکوبی‌ عموم‌ انقلابی‌ به‌ سمت‌ طهران‌ به‌ جنبش‌ درآمد، با فرمان او‌ عموم‌ کفن‌پوش‌ همدان‌ با دست‌ خالی‌ خلال‌ نثار‌ شماری‌ شهید، از تکان‌ تانک‌ها خودداری‌ کردند[۲۷]

آیت‌الله سید اسدالله مدنی درحال نقص‌ خطبه‌های نمازجمعه تبریز
کار‌ها پس از انقلاب

آیت‌الله مدنی در توده رزمندگان
با تشکیل‌ مجلس خبرگان قانون اساسی کشور او‌ از طرف‌ عموم‌ همدان‌ به‌ نمایندگی‌ درین‌ مجلس‌ گزینش‌ شد[۲۸] و به‌ فرمان امام‌ با اختیارات‌ بی نقص‌ به‌ امامت‌ جمعۀ این‌ شهر منصوب شد.[۲۹][۳۰]
پس‌ از شهید شدن‌ سید محمدعلی حکم دهنده طباطبایی، او‌لین‌ شهید محراب و امام آدینه و نماینده‌ امام‌ در تبریز، در دهم‌ آبان‌ ۱۳۵۸ش با حکم‌ امام‌ به‌ تیتر‌ امام‌ آدینه‌ تبریز منصوب‌ شد[۳۱] امامت‌ آدینه‌ او‌ با مخالفت‌ اعضای‌ حزب‌ جمهوری خواه اخلاق و رفتار‌ مسلمان‌ روبه‌رو شد و تعدادی درجه‌ رده‌ نماز آدینه‌ را به‌ حریق‌ کشیدند.[۳۲]
بعداز شروع نبرد، مدنی در تقویت روحیه رزمندگان اسلام سعی می کرد او با پوشیدن خرقه رزم و کمپانی در جناح‌های مبارزه و کمپانی در مجالس دعا و نیایش آن ها، جایزه رزمندگان بود.[۳۳]
سرویس ها اجتماعی
تاسیس مهدیه در همدان.
فعال سازی صندوق قرض‌الحسنه در همدان.
تاسیس مریضخانه مهدیه همدان.
ایجاد کرد گرمابه، حسینیه، مسجد و مکتب، کتابخانه و صندوق قرض الحسنه در روستای مرادبیگ.
راه اندازی صندوق قرض‌الحسنه در قصر شیرین.
تاسیس چند منزل در یکی روستاهای بویین‌زهرا.
ایجاد کرد مسجد در نورآباد ممسنی.[۳۴]

بازدید : 39
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 14:56


سوره نوح

سوره نوح هفتاد و یکمین سوره و از سوره‌های مکی قرآن میباشد که در جزء ۲۹ قرار دارد. اسم‌گذاری این سوره به اسم نوح به جهت پرداختن به قصه حضرت نوح(ع) میباشد. این سوره ترسیمی میباشد از ذکر پیکار همیشگی دوست داران حق و فسخ و اپلیکیشن‌هایی که دوست داران حق در مسیر خویش بایستی به فعالیت بندند. این سوره از سوره‌های مفصلات یعنی سوره‌های نسبتا خرد حسینیه نصرت مشهد قرآن میباشد.

دو آیه مکث اجل و طلب غفران برای خویش و مؤمنان از نشانه‌ها معروف این سوره میباشد. در فضیلت قرائت این سوره اورده شده هر كس سوره نوح (ع) را خواندن كند، از مؤمنانی میباشد كه دعای حضرت نوح (ع) دربرگیرنده اکنون وی آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌گردد.


آیه ۲۸ سوره نوح به خط معلی
معرفی سوره
اسم‌گذاری

اسم‌گذاری این سوره به اسم «‌نوح‌» را به جهت گستردن روایت حضرت نوح(ع) از آغاز تا انتهای این سوره دانسته‌اند.[۱]

محل و ترتیب نزول:

سوره نوح جزو سوره‌های مکی و در ترتیب نزول، هفتاد و یکمین سوره‌ای میباشد که بر نبی(ص) نازل گردیده‌است. این سوره در چیدمان کنونی مُصحَف نیز هفتاد و یکمین سوره میباشد رزرو حسینیه نصرت مشهد و در جزء ۲۹ قرآن قراردارد.[۲]

تعداد نشانه‌ها و دیگر خصوصیت‌ها

سوره نوح ۲۸ آیه،[یادداشت ۱] ۲۲۷ کلمه و واژه و ۹۶۵ صحبت داراست و از لحاظ وسعت جزو سوره‌های مفصلات (سوره‌های نسبتاً خرد قرآن) میباشد.[۳] این سوره را در شمار سوره‌های ممتحنات نیز آورده‌اند[۴] که بیان شده این سوره‌ها با سوره ممتحنه تناسب محتوایی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارا هستند.[۵] [یادداشت ۲]

محتوی سوره
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حضرت نوح (ع)
قصه نوح و سرگذشت فامیل وی در سوره‌های زیادی از قرآن [یادداشت ۳] اشاره گردیده؛ البته آنچه در سوره نوح (ع) آمده نصیب خاصی از معاش اوست که در مکان دیگری بدین مدل نیامده‌میباشد.[۶] درین سوره به دعوت همیشگی وی به سوی توحید و چگونگی این دعوت و کیفیت واکنش حضرت نوح(ع) با خویشان لجوج خویش که حاضر به ایمان آوردن نبودند، پرداخته گردیده است.[۷]

در‌این سوره مطالب دیگری متناسب با ماجرا حضرت نوح مطرح گردیده است.

نقل نصایح و مواعظ حضرت نوح
تأکید بر تقوای الهی و اطاعت از آفریدگار و پیامبرش
شمارش نعمت‌های آفریدگار و اثر ها و نماد‌های توحید
بیان اصول عقیدتی، شرعی، اخلاقی و اجتماعی
دعاهای آموزنده حضرت نوح و طرز دعا کردن. [۸]
نکات تفسیری
تعدادی نکته تفسیری تحت بعضا از نشانه‌ها سوره نوح ارائه گردیده‌است

اصول سه‌گانه دعوت حضرت نوح(ع)
آیه سوم سوره نوح «أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ» را حاوی اصول سه‌گانه دعوت حضرت نوح(ع) دانسته‌اند. علامه طباطبایی نصیب نخستین آیه «أَنِ اعْبُدُوا اللهَ» را نماد‌دهنده آشنایی بستگان نوح نسبت به پروردگار می داند؛ البته آن‌ها زیرا وثنی بودند به مکان پرستش معبود، بت‌ها را تحت عنوان شفیع نزد خداوند عبادت می‌کردند؛ به همین برهان اصل نخستین دعوت نوح را دعوت به توحید در عبادت معرفی می‌نماید.[۱۰] دو‌مین اصل برگرفته از عبارت «وَ اتَّقُوهُ» اجتناب از گناهان کبیره و صغیره یعنی کفر و زیر‌خیس از آن و در مقابل آن جاری ساختن اجرا صالحی میباشد که نباید رخنه‌ گردد. اصل سوم از فراز سوم آیه «وَ أَطِيعُونِ» گرفته گردیده که آن را اطاعت از نوح، تصدیق رسالتش و تصاحب کردن معالم( نماد‌های پیمودن خط مش ) آیین از وی دانسته‌اند.[۱۱]

استخراج عفووبخشش و برکت با استغفار

بازدید : 114
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 13:30


قیام ابن طباطبا
قیام ابن طباطبا به وسیله محمد بن ابراهیم طباطبا در سال ۱۹۹ هجری قمری علیه حکومت عباسیان در طول خلافت مامون عباسی صورت گرفت. وی پس از تصاحب کردن بیعت از ابو السرایا به سمت کوفه رفت و با شعار الرضا اینجانب آل محمد عموم را به بیعت خویش فراخواند. عموم کوفه و دور و بر آن با وی بیعت کردند. ابن طباطبا رهبری مذهبی و ابو السرایا فرماندهی نظامی قیام را عهده دار شد. امام رضا(ع) از کمپانی در قیام پرهیز کرد و حتی حاضر به پذیرش قیام حسینیه نصرت مشهد هم نشد.

این قیام کاسه بازه زمانی کوتاهی گستره جغرافیایی خویش را از کوفه تا حجاز و از جانب شرق تا اهواز بسط بخشید و لشکریان ارسالی از جانب حکومت عباسیان را ناکامی اعطا کرد و کارگزاران خویش را که عمدتا از فرزندان امامان بودند، به شهرهای متفاوت ارسال کرد؛ ولی با مرگ ناگهانی ابن طباطبا، قیام رو به ضعف بنیان. ابو السرایا رهبری قیام را به‌دست گرفت و در غایت در پیکار با هرثمه بن اعین ناکامی خورد و متلاشی آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.

این قیام به خیال و خاطر گستردگی جغرافیایی، و حضور فعال امام‌زادگان حسنی و حسینی از التفات فراوانی شامل است.

رهبر قیام
نوشته ی علمیٔ اساسی: ابن طباطبا
محمد بن إبراهیم بن إسماعیل بن إبراهیم بن حسن مثنی بن حسن بن علی بن ابی‌طالب (م۱۷۳- ۱۹۹ق) یکی سادات حسنی و از امامان زیدیه میباشد.[۱] وی در ۱۷۳ق در مدینه به دنیا آمد و در آن شهر سکونت رزرو حسینیه نصرت مشهد داشت.[۲]

ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین، روایاتی را از امام سجاد(ع) و زید بن علی نقل می‌نماید که در آن احادیث، قیام اینگونه فردی با اشاره به بعضی از جزئیات، در سال ۱۹۹ق پیش‌بینی گردیده‌است.[۳] در روایتی منسوب به امام رضا(ع) وقوع این قیام در رجب تحت عنوان یکی‌از علامت‌های ظهور قلمداد شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است. [۴]

ابن طباطبا با خرقه و دانش سپید[۵] از کوفه قیام کرد و سیطره حکومتش تا واسط، مدائن، اهواز، مدینه، مکه و حتی یمن پیشرفت پیدا کرد[۶] و تبدیل به ارعاب دور از شوخی برای حکومت عباسیان شد. قیام وی با قدمت کوتاه خویش با اعتنا به گستردگی جغرافیایی آن و اشراف بر مکه و مدینه و حضور فعال علویان و امام‌زادگان حسنی و حسینی در آن، از عنایت متعددی شامل است.

انگیزه‌ و علت قیام
برای قیام ابن طباطبا دلایلی مذکور میباشد؛ به عنوان مثال آن‌که: یکی‌از شیعه ها حیطه جزیره به اسم نصر بن شبیب،[۷] به ملاقات ابن طباطبا رفت و از ظلم و ستم عباسیان و مظلومیت اهل‌بیت(ع) حرف اعلام‌کرد و از وی خواست تا به جزیره رفته و با یاری و پناه وی قیام نماید؛[۸] ولی بعداز آنکه ابن طباطبا به جزیره رفت، ابن شبیب در تصمیم خویش مردد شد و دست از امداد وی برداشت. ابن طباطبا بسیار خشمگین شد[۹] و به سمت حجاز تکان کرد.

میان رویه با ابو السرایا[۱۰] در حوزه‌ رقه[۱۱]که به خیال و خاطر اختلافات مالی از لشکر مأمون غیروابسته گردیده و طغیان کرده بود[۱۲] واکنش کرد. ابن طباطبا از این زمان بهره مند شد و از وی به‌شکل مخفیانه[۱۳] بیعت ستاند[۱۴] و قصد به قیام از کوفه گرفت.[۱۵] بعضی قائلند ابو السرایا برهان اساسی قیام ابن طباطبا میباشد. وی که از فرماندهان هرثمه بن اعین، فرمانده لشکر مأمون بود، به انگیزه اختلافات مالی از وی مستقل شد[۱۶] و به کوفه رفت و با ابن طباطبا در کوفه بیعت کرد و عموم آن شهر، با آن ها بیعت نمودند.[۱۷] گرچه بعضی دیگر قائلند که ابو السرایا اینگونه تصمیمی نداشت و به درخواست و سفارش ابن طباطبا بیعت کرد.[۱۸]

ابن طباطبا، زمانی ظلم و ستم بر یک پیرزن را مشاهده می‌نماید یکی علت‌های خویش را برای قیام و کشته شدن در این‌شیوه را، خودداری از ظلم و ستمی می‌داند که بر این پیرزن و امثال وی شکل می گیرد.[۱۹]

ملازمت و همراهی عموم عراق
درباره عامل ملازمت نواحی عراق، به خصوص کوفه اینگونه نقل گردیده‌است: مأمون پس از به اقتدار وصال، حسن بن راحت را جایگزین طاهر بن حسین در عراق نمود. هنگامی این خبر به عموم عراق رسید گمان کردند که ادب بن سهل و آسان، وزیر اهل ایران مأمون حکومت را به دست گرفته و مأمون را در قصر خویش حبس نموده است و شخصا زمام کارها حکومت را به دست گرفته میباشد.[۲۰] همین دستور باعث خشم و عصبانیت بنی هاشم و بزرگان عراق شد و از تبعیت حکومت مرکزی راز گشوده زدند و در هر کناره و کناری قیامی صورت گرفت و او‌لین هر کس قیام کرد و عموم از وی پیروی نمودند، ابن طباطبا بود.[۲۱]

بازدید : 92
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 10:17


جدال احسن
جِدال اَشمَن روشی در مجادله میباشد که مقصود از آن آشکار شدن حق و راضی کردن فرد مقابل، با به کار گیری از مقدمات نیکو میباشد. از حیث قرآن، جدال احسن گفت و گو و مناظره‌ای میباشد که در بین دو نفر برای رد و ثابت نظریه‌ای، به‌شکل علمی و با رعایت مسائل اخلاقی اعمال می گردد. در قرآن به مثال‌هایی از جدال احسن اشاره شد‌ه‌است. خدا در قرآن جدلی که وضعیت جدال احسن را نداشته باشد ممنوع نموده است. مهمترین کارداران در جدال احسن، استعمال از منابع علمی دارای اعتبار همانند قرآن، سنت، منابع عقلی و رعایت رفتار حسینیه نصرت مشهد میباشد.

به‌اطمینان علامه طباطبایی، در حالتی که که هر دو مناظره‌کننده عشق‌مند به پر‌نور شدن حق بوده و لجاجت به خرج ندهند، جدال احسن آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معنی‌شناسی
جدال احسن گفتگویی میباشد برای آشکار شدن حق و اقناع فرد مقابل، و مقدمات آن، عقاید مشهوری میباشد که از حیث مصلحت مردم، نیکو و رزرو حسینیه نصرت مشهد نیکوست.[۱]

ملاصدرا فیلسوف شیعه:
مراد از جدل، علم آموزی اعتقاد و باور وجود ندارد بلکه الزام میباشد، براین اساس ممکن میباشد جدل به‌شکل استقراء یا این که تمثیل باشد؛ جدل بر دو عهد میباشد: جدال احسن، از آن برای الزام عموم فاسدالعقیده و منکر واقعیت به کارگیری می شود؛ و جدال مذموم، از آن برای پابرجا نمودن فسخ و پایمال کردن حقیقتی به کارگیری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میگردد.[۲]

به‌یقین بعضی جدال احسن، رای زنی در مسائل متفاوت علمی و غیر علمی، به‌شکل مشخص و براساس قواعد و قانون ها دارای اسم و رسم و مقبول طرف مقابل بوده که با طرز‌های علمی، برای ثابت مناسب و کشف واقعیت، به فعالیت رفته میباشد؛ به‌طوری‌که با اقامه ادله، اقتدار نقض آن از طرف مقابل سلب شود.[۳]

التفات جدال احسن
جدال احسن از دو جهت پر ارزش میباشد؛ در آغاز: دعوت غیرمسلمانان به اسلام و مطلع ساختن مسلمان ها ناآگاه؛ دوم: راه حل‌اندیشی در مسائل اجتهادی-اختلافی؛ بدین مضمون‌ که جدال احسن می تواند، راهی چهت نیل به طریقه مشترک در حل مسائل اختلافی باشد.[۴] برخی اندیشمندان مداقه آن را در مواقعی همانند تفاهم اجتماعی، پناه از باورها و رابطه فرهنگی در جامعه تیتر کرده‌اند.[۵]

پیشینه جدال احسن
به‌اعتقادوباور بعضی قرآن‌پژوهان، مشتقات «جدل» ۲۹ توشه در قرآن آورده شده میباشد.[۶] از منظر قرآن جدال احسن مشاجره و مناظره‌ایست که در بین دو نفر برای رد و ثابت نظریه‌ای جاری ساختن میگردد؛ و بایستی به شایسته ترین صورت «وَجَٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ»[۷] صورت پذیرد.[۸] مظفر (درگذشته ۱۳۷۵ق) از عالمان شیعه، راجع به این آیه می‌نویسد: این عبارت به‌معنای خوب بودن چهت نیل به فیض مناسب بوده و شایسته ترین تفسیری میباشد که با (بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ) تناسب داراست.[۹]

در بعضا آیه ها از جدال نهی شد‌ه‌است؛ در مسألۀ اعتکاف باب حج آمده میباشد: «وَ لاٰ جِدٰالَ فِی الْحَجِّ»[۱۰] (در حج مجادله نکنید). در حالتی‌که مجادله منصفانه باشد و مقوله‌های اخلاقی، عقلی و فقاهتی ملاحظه گردد، خیر‌صرفا از آن نهی نشده بلکه خدا به اینگونه جدالی دستور فرموده: «اُدْعُ إِلیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»[۱۱] (با حکمت و موعظه پسندیده، به رویه پروردگارت دعوت نما! و با آن‌ها به‌روشی که نیکوتر میباشد، برهان و مناظره کن). این آیه، تمامی را به جدال احسن دعوت می‌نماید.[۱۲]

جدال احسن از حیث مفسران
روحانی طوسی (درگذشته ۴۶۰ق) در تمجید جدال احسن می گوید: روشی همدم با نرمی، آرامش، سکینه که با موفقیت طرف حق به‌وسیله ارائه ادله و دلیل منطقی میباشد.[۱۳] بعضا عالمان شیعه همانند طبرسی (درگذشته ۵۴۸ق) به محتوای مقدمات دقت کرده و جدال احسن را به مناظره به وسیله قرآن و حجت‌های قطعی معرفی کرده و بر این شالوده، تقدیر آیه را «بالکلمه التی هی احسن» می دانند.[۱۴] فخر رازی (درگذشته ۶۰۶ق) مفسر اهل‌سنت، ملاک جدال احسن را مسلّم بودن مقدمات آن ذکر نموده است.[۱۵] به اعتقاد و باور برخی مفسران جدال احسن، مجادله‌ای برای تبیین حق در باب فرائض میباشد.[۱۶]

گروهی دیگر «علت» را شالوده اساسی تعریف‌و‌تمجید خویش قرار داده و جدال احسن را به جدالی که در آن سرکشی نفس و وسوسه‌های شیطانی نبوده و تنها برای پروردگار باشد تعبیر و تفسیر کرده‌اند.[۱۷] مغنیه (درگذشته ۱۴۰۰ق) مفسر شیعه، به غرض اعتنا کرده و جدال احسن را به اظهار حق و اقناع فرد تعبیروتفسیر نموده است.[۱۸]

بعضا مفسران، با اعتنا به ماجرا رسول(ص) «أمرنا معاشر الأنبیاء ان نکلم الناس علی قدر عقولهم» (به ما پیامبران فرمان داده گردیده‌است که با عموم به اندازه عقلشان کلام کنیم)، جدال احسن را به جدالی تعبیروتفسیر کرده‌اند که در خور فهم و شعور کاربر باشد.[۱۹] برخی دیگر با اعتنا به نوع استفاده کننده می گویند: معنای «وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» یعنی با هر طایفه‌ای، با شیوه متناسب با آن مجادله کن؛ پس با اهل نفاق مجادله کن و با آن‌ها شدت به خرج بده و با موافقان با لطف و عفووبخشش مجادله کن و نسبت به مؤمنان انسان خاکی باش و از آنان درگذر و برایشان طلب مغفرت نما.[۲۰]

علامه طباطبایی (درگذشته ۱۳۶۰ش) مفسر شیعه می‌نویسد: «در شرایطی‌که هر دو مناظره کننده عشق‌مند به پر‌نور شدن حق بوده و لجاجت به خرج ندهند، جدال احسن میباشد.[۲۱]

بازدید : 33
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:14


در دانش حرف
در دانش سخن نام آن لفظی میباشد که بر صِرف ذات دلالت می‌نماید؛ مانند: «اللّه»، «رجل» و «آدم» یا این که بر ذاتی که به وصفی متصف میباشد دلالت می‌نماید مانند: «عالِم» و «توانمند» و یا این که بر مبدأ فعل دلالت می‌نماید؛ مانند: «رازق» و «سازنده» امّا صفت صرفا یک کاربرد داراست و فقط بر مبدأ دلالت می‌نماید سوای اینکه علامتی بر ذات بوده باشد؛ مانند: دانش، اقتدار، رزق و خلقت، به همین جهت می‌قدرت نام را محمول قرار داده و آن را بر ذات حمل کرد و اظهار کرد: معبود «فقید» یا این که «تولیدکننده» یا این که «رحمان» یا این که «رحیم» میباشد؛ اما صفت را نمی‌قدرت محمول قرار اعطا کرد و اظهار کرد: آفریدگار اخلاق حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۷]

در فلسفه و عرفان
اسما و صفات در فلسفه و عرفان معنایی شبیه دارا هستند و صرفا فرقشان به رقیقه بودن معنای آن در فلسفه و حقیقه بودن آن در عرفان میباشد. نام در‌این اصطلاح عبارت از ذات با برخی شؤون، اعتبارات و حیثیات میباشد، چون برای آفریدگار متعال به مقتضای «کُلَّ یوم هُوَ فی شَأن» (آیه ۲۹ سوره الرحمن) شؤون ذاتیه و مراتب عینیه‌ای میباشد که به حسب هر کدام از آنها برای وی نام یا این که صفتی نتایج آدرس حسینیه نصرت مشهد میشود.[۸]

صفت، مفهومی مجرد از ذات و عارض بر آن میباشد، از این جهت نام و صفت نظیر مرکب و بسیط میباشد.[۹]

در تعریف و تمجید دیگری، ذات با صفت معلوم و به اعتبار تجلی خاص، نام نامیده میشود.[۱۰]

گاهی به خویش صفت نام اطلاق می گردد، چون ذات در بین همگی اسما مشترک میباشد و تکثر در اسما به باعث تکثر صفات به اعتبار مراتب غیبیه حق بزرگ (مفاتیح الغیب) رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۱]

گاهی در تعریف‌و‌تمجید نام و صفت، تعینات و حقایق فرنگی از جهت ظهور ذات در آنان و رابطه آنها با ذات مطلق «نام» نامیده می شود و همین تعینات و حقایق اگر صرفا مراعات خواهد شد «وصف» خوانده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می گردد.[۱۲]

تفاوت تمجید عرفا و متکلمین
نام در عرفان، حقیقتی عینی و فرنگی میباشد؛ اما در حرف، وجودی لفظی یا این که کتبی میباشد و ورای لفظ و نگارش، حقیقتی برای آن متصور وجود ندارد، نامِ کلامی از منظر عرفان نامِ نام میباشد؛ خیر خویش نام.[۱۳]

در احادیث
در روایات اسلامی، نام و صفت درخصوص پروردگار متعال یک مضمون‌ دارا‌هستند. به عنوان مثالً «سمیع» و «بصیر» در بعضا از روایات تحت عنوان صفت معرّفی شد ه‌اند[۱۴] و در بعضا از روایات تحت عنوان نام.[۱۵]

برخی از روایات تصریح می‌نمایند که اسما و صفات معبود تفاوتی ندارند، از امام باقر(ع) نقل شد‌ه‌است: إنَّ الأَسماءَ صِفاتٌ وَصَفَ بِها نَفسَهُ: اسم‌های پروردگار، صفاتی می‌باشند که پروردگار با آنها خویش را وصف نموده است.[۱۶] امام رضا(ع) در جواب محمد بن سنان که از «نام» پرسیده بود فرمود: صِفَةٌ لِمَوصوفٍ: صفتی میباشد برای یک موصوف.[۱۷]

نکته بسیار دقیقی که در روایات اهل بیت در تبیین معنای اسما و صفات الهی آمده این میباشد که آنان هویتی جداگانه از ذات مقدّس حق ندارند، چنان که از امام رضا(ع) قصه شد‌ه‌است: أسماؤُهُ تَعبیرٌ، و أفعالُهُ تَفهیمٌ، و ذاتُهُ حَقیقَةٌ: اسم‌های وی تعبیرند(یعنی عین ذات و صفات وی نیستند بلکه تعابیری میباشند که گواه بر وی می باشند) [۱۸] و افعالش برای تفهیم، و ذاتش واقعیت میباشد. همینطور امام رضا(ع) می فرماید: الاِسمُ غَیرُ المُسَمّی، فَمَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنی فَقَد کفَرَ و لَم یعبُد شَیئا، و مَن عَبَدَ الاِسمَ وَ المَعنی فَقَد کفَر و عَبَدَ اثنَینِ، و مَن عَبَدَ المَعنی دونَ الاِسمِ فَذاک التَّوحیدُ: اسم، غیر از ناموَر میباشد، کسی که اسم را پرستد خیر معنی را کافر گردیده و چیزی را نپرسیده میباشد، و کسی که اسم و معنی را پرستد هم کافر گردیده و دو چیز را پرستیده میباشد، و کسی که مفهوم را پرستد خیر اسم را، یکتاپرست میباشد.[۱۹]

بازدید : 30
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 14:37


سردر ورودی‌ها
سردر شرقی
این مسجد، سه ورودی اساسی داراست. سردر شرقی به صورت پنج ضلعی، با دو رتبه در دو طرف، کتیبه‌ای با اشعار فارسی، مقرنس کاری در قوسِ سردر، و دو پشت‌بغل مزین به خط بنّایی کاشی‌کاری‌گر حسینیه نصرت مشهد دیده‌است.

سردر غربی
سردر غربی با مقرنس گچی معمولی در قوس، در انتهای کوچه‌ای بن‌بست قراردارد و به خیابان حکیم رویکرد مییابد و در حدود در جورجیر آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۳]

سردر شمالی
سردر شمالی با اشکال کاشی‌کاری و آجرکاری و دو رتبه در دو طرف، حیاط کوچکی به پهنا مدخل با پیاده سازی قشنگ، در بالای در ورودی دارااست که به حجره‌ای شیوه می یابد. در بالای حجره دو پشت‌بغل و در قوسِ تراس، مقرنس با پوشش کاشی‌کاری مَعْقَلی چشم رزرو حسینیه نصرت مشهد میشود.[۱۴]

اضلاع و حیاط‌ها
مسجد حکیم، با صحنی به بعدها تقریبی ۶۱ متر × ۵۳ متر که در هر ضلع آن ایوانی قرار گرفته، دارنده آبگینه سنگی مستطیل‌صورت و دو مهتابی (رتبه) در دو طرف آن میباشد که در جنوب هر دو مهتابی، جایگاهی به ارتفاع ۱/۷۰ متر برای امام جماعت درنظرگرفته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شده میباشد.[۱۵]

ضلع شمالی

نمای شمالی مسجد حکیم
تراس ضلع شمالی به ارتفاع ۱۱/۵ متر و عمق ۹ متر، نزدیک به ۱۵ سانتی‌متر فراتر از سطح ایوان جای‌دارد. کتیبه‌ای کاشی‌کاری، مشمول اشعاری در وصف مسجد، در میانه حیاط چشم می گردد. ازاره این تراس تا طول ۱/۲۰ متر با کاشی‌های معقلی پوشیده گردیده است. در میانه دیوار غربی، راهرویی به پهنا ۳/۳ متر چشم می شود که رویکرد حصول به مدخل شمالی مسجد میباشد و در حال حاضر با دیوار آجری مشبک پوشانده شد‌ه‌است. در نصیب فوقانی راهروها، دو تراس خرد جلو حجره‌ها جای‌دارد. کتیبه‌ای به خط ثلث، از محمدرضا امامی، با مورد لاجوردی در سه جانب تراس عمل شد‌ه‌است. این کتیبه به همپا پوشش سقف، که واژه و کلمه علی را با خط بنّایی از مخلوط خشت و کاشی فیروزه صورت داده، به‌این تراس جلوه‌ای خاص بخشیده میباشد. در دو طرف تراس، ایوانی خرد‌خیس با تزیینات شبیه سازه شده و هر مورد از این تراس‌ها در دو طرف خویش طاق‌نمایی به پهنا سه متر دارا‌هستند.[۱۶]

ضلع جنوبی

رواق جنوبی
جناح جنوبی صحن و نیز تراس، شبیه ضلع شمالی میباشد و تنها در تزیینات، گوناگون به حیث می‌رسند، مثلا در مقرنسی که در دل قانونی‌بندی بالای حیاط ایجاد شده است.[۱۷]

ضلع شرقی و غربی
جانب شرقی و غربی صحن همچون میباشد، مشمول ایوانی به پهنا حدود هشت متر و در هر طرف تراس آغاز یک طاق‌نما و آنگاه سه حیاط خرد‌خیس، با پهنا در حدود پنج متر، جای دارد. دو طاق‌نمای خرد نیز در صدر و انتهای هر ضلع چشم میگردد که از درون آن‌ها می‌اقتدار به حجره‌های بالای آنان دسترسی یافت. در طبقه بالای دو ضلع شرقی و غربی، برای زیباسازی فضا صحن، طاق‌نماهایی ایجاد شده است که هیچ‌سیرتکامل بنایی در پشت آنان نیست، به‌طوری که هوا از دربین آن‌ها جریان مییابد. به این‌ترتیب، در هر طرف تراس‌های شرقی و غربی شش طاق‌نما قرار گرفته میباشد.
تراس شرقی به صورت بدیعی دارنده سلطان‌نشینی میباشد که ارتفاع فرورفتگی آن حدود ۵/۵ متر و دارنده قوسی میباشد و روی آن ایوانکی (بالکنی) تعبیه کرده‌اند که حجره‌های دو طرف بدان منش دارا‌هستند. تزیینات کاشی‌کاری این حیاط در پشت‌بغل‌ها با نقش هشت و چهار سُلی معقلی و نیز کتیبه سرتاسری، مشاهده می‌گردد. تراس غربی نیز با دارا بودن یک کانال کاشی‌کاری معرق با نقش اسلیمی، در دیوار مقابل حیاط پیاده سازی گردیده‌است.[۱۸]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 67
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 832
  • بازدید ماه : 1229
  • بازدید سال : 6173
  • بازدید کلی : 63961
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی