loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 30
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


فلسفه حج
برای حج ظواهر و باطنی معرفی گردیده است. ظواهر حج را تیم‌ای از اجرا دانسته‌اند که «مناسک حج» نامیده میگردد؛ ولی در ورای این ظواهر، باطنی نیز تبیین گردیده که اسرار بخش اعظمی در آن مخفی و برخی معتقدند واقعیت حج را می بایست با دقت به اسرارش نظارت و نظارت حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۹]

امام علی (ع):
«پروردگار، حج منزل متشخص خویش را بر شما واجب كرد، به عبارتی منزل‌ای كه آن را قبله‌ گاه بشر‌ها قرار داده‌اند كه چونان تشنگان به سوی آن روی می آورند و همچون كبوتران به آن هواخواهی میبرند. خدای سبحان كعبه را مظهر تواضع بندگان در قبال عظمت خويش و علامت اعتراف آن ها به بزرگی و توان خویش قرار بخشید و در ميان آدم‌ها، شنوندگانی را برگزيد كه دعوت او‌را برای حج، اجابت كنند و حرف او‌را آدرس حسینیه نصرت مشهد تصديق كنند.
منبع : نهج البلاغه، خطبه اولیه

از مهمترین فلسفه‌های حج که بسیار بر آن تأکید گردیده، وصال به واقعیت توحید و یکتاپرستی میباشد. ائمه معصوم فرمان داده‌اند قبل از استارت حج، بایستی دل را از هر آنچه غیر خدا میباشد، خالی کرد و مجموع کارها خویش را به خدا سپرد.[۲۰] امام باقر(ع) حج را مصداق آیه «فَفِرُّوا إِلَى اللَّه‏؛ پس به سوى معبود رزرو حسینیه نصرت مشهد بگریزید»

[۲۱] دانسته‌[۲۲] که بنابر آن، حج، خالی‌شدن و فرارکردن از غیر پروردگار به سوی پروردگار میباشد.[۲۳] امام رضا(ع) نیز ترسیدن از خداوند، از خاطر نبردن وی، و به غیر وی آرزو نداشتن را از فلسفه حج برشمرده میباشد.[۲۴] محمدحسین غروی اصفهانی (۱۲۹۶-۱۳۶۱ق) از فقیهان شیعه، دراین مورد اینگونه سروده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد:

گهی به کعبه جانان هجرت توانی کرد
که در منای وفا شکاف رمز توانی کرد[۲۵]

بعضا منابع حدیثی گفتگویی در میان امام سجاد(ع) و فردی با اسم شِبْلی[یادداشت ۱] را نقل کرده‌اند که در آن امام سجاد(ع) واقعیت و معنای باطنی انجام حج را ذکر می‌نماید. در بخشی از این مذاکره، زمانی امام سجاد(ع) از اِحرام‌بستن شبلی استحضار مییابد، این شغل را ظاهری می داند و دقت شبلی را به داخل اِحرام می‌کشاند: «آیا در آن موقع تصمیم گرفتی جامه گناه را از بدن خویش خارج کنی و جامه طاعت بپوشی؟ ... آیا به هنگام لخت‌شدن از جامه دوخته‌ات، اعتنا داشتی که از دورویی و نفاق و اجرا کارها شبهه‌ناک غربت کنی؟ شبلی: نه. ... امام سجاد(ع): براین اساس خیر در میقات رفته‌ای و خیر از خرقه دوخته، خلاص گردیده‌ای». امام سجاد(ع) همینطور پیرو این گفت‌و‌گو به ذکر جنبه‌های درونی جاری ساختن حج پرداخته میباشد.[۲۶]

ولی در گفت و گو فلسفه حج، ضمن توحید، به بعدها دیگر حج همانند وحدت مسلمانها، اثرها اجتماعی، اثر ها سیاسی دقت گردیده‌است.[۲۷]

ارتباط حج و ولایت
براساس احادیث زیادی از امامان معصوم شیعه در بین حج و ولایت ارتباط‌ای شک ناپذیر وجود داراست امام باقر(ع) در روایتی می فرماید: «عموم مأمور گردیده‌اند به سوی این منزل که از سنگ‌ها درست شده، بشتابند و بر آن طواف نمایند آنگاه نزد ما آمده و ولایت و محبت خویش و استعداد شان را برای کمک ما عرضه نمایند.[یادداشت ۲] [۲۸] ونیز در قصه دیگر فرمود: «کلیهّت و کمال حج دیدار با امام میباشد.» [یادداشت ۳] و از امام راست گو(ع) بیان شده که فرمود: «هر گاه یک کدام از شما به حج می‌رود می بایست حج خویش را به زیارت ما ختم نماید؛ چون این یکی دست اندرکاران تمامیت حج میباشد»؛ «إذا حجّ أحدکم فلیختم حجّه بزیارتنا لأنّ ذلک اینجانب کل الحجّ».[۲۹]

منصب‌ها در حج
قبل از اسلام منصب‌هایی برای اداره کارها کعبه و حاجیان وجود داشت؛ مثلا:

رفادت: تنظیم آذوقه برای حاجیان مستلزم، که قریش مسئولیت تحقیق و تأمین آن را بر ذمه داشت.[۳۰]
سِدانت: سدانت کعبه را به معنای سرویس به کعبه[۳۱] و تولیت کارها آن، مثلا کلیدداری و گشوده و بسته کردن در کعبه دانسته‌اند.[۳۲] که به بنی‌عبدالدار ودیعه گردیده بود.[۳۳]
سقایت: آب‌رسانی به حاجیان،[۳۴] که عباس عموی فرستاده ذمه ‌دار آن بود.[۳۵]
بعد از فتح مکه، نبی(ص) دو مسئولیت سدانت و سقایت را باقی گذاشت[۳۶] و مسئولیت رفادت و اعتنا به نیازمندان را به عنوان نو «امیر الحاج» به «عَتّاب بن اَسید بن اَبی‌الْعِیص» سپرد،[۳۷] که ولی از بیت‌المال تأمین میشد.[۳۸] بعد از نبی نیز خُلفا و حکومت‌ها اشخاص مختلفی را به امارت حج گماردند.[۳۹]
امروزه با اعتنا به جمعیت حاجیان و نیازمندی‌های تازه، در ایالات متحده عربی مسئولیت‌های مختلفی برای اعمال فریضه حج، زیر تیم‌ای با تیتر وزارة الحج و العمره قرار داده گردیده است.[۴۰]

تعداد زائران
تعداد حاجیان در حج تَمتُّع و عمره مفرده متعدد میباشد. از‌آن‌جا‌که حج تمتع سالی یک توشه و در روزهای محصور و خاصی اجرا میشود و به دلیل ازدحام در آن، دولت ایالات متحده عربی محدودیت‌ها و سهمیه‌هایی را برای کشورها قرار داده میباشد. اما عمره مفرده مجال خاصی ندارد؛ بدین ترتیب تعداد نفرات بیشتری را دربرگیرنده می‌گردد.

حج تمتع
مبتنی بر داده های عددی قانونی دولت ایالات متحده عربی، کل زائران حج تمتع در یکسری سال اخیر اینگونه بوده میباشد:

سال‌ها ۱۴۲۹ق (۱۳۸۶ش) ۱۴۳۰ق ۱۴۳۱ق ۱۴۳۲ق ۱۴۳۳ق ۱۴۳۴ق ۱۴۳۵ق
تمام حاجیان ۲,۴۰۸,۸۴۹ نفر ۲,۳۱۳,۲۷۸ ۲,۷۸۹,۳۹۹ ۲,۹۲۷,۷۱۷ ۳,۱۶۱,۵۷۳ ۱,۹۸۰,۲۴۹ ۲,۰۸۵,۲۳۸[۴۱]


حج ۱۴۳۸ق حج ۱۴۳۷ق حج ۱۴۳۶ق
حاجیان عربستانی: ۶۰۰,۱۰۸ نفر حاجیان عربستانی: ۵۳۷,۵۳۷ حاجیان عربستانی:۵۶۷,۸۷۶
حاجیان غیر عربستانی: ۱,۷۵۲,۰۱۴ حاجیان غیر عربستانی:۱,۳۲۵,۳۷۲ حاجیان غیر عربستانی: ۱,۳۸۴,۹۴۱
تک تک حاجیان:۲,۳۵۲,۱۲۲[۴۲] آحاد حاجیان: ۱,۸۶۲,۹۰۹[۴۳] آحاد حاجیان:۱,۹۵۲,۸۱۷[۴۴]
سهمیه‌ کشورها در حج
برای کشورهای متعدد، با اعتنا به تعداد جمعیت مسلمانها، سهمیه‌هایی برای حج قرار داده گردیده‌است:

سرزمین جمعیت مسلمان(براساس میلیون نفر) سهمیه در حج(براساس هزار نفر)
اندونزی ۲۲۵ ۲۲۱
پاکستان ۱۹۵ ۱۷۹
هند ۱۸۰ ۱۷۰
بنگلادش ۱۴۹ ۱۲۸
نیجریه ۹۴ ۹۵
جمهوری اسلامی ایران ۸۰ ۸۶
ترکیه ۷۴ ۸۰
مصر ۷۳ ۷۸
بقیه کشورها ـ ۳۴٪[۴۵]
عمره
در سال ۱۴۳۷ق بیش تر از شش میلیون نفر و در سال ۱۴۴۰ق (۱۳۹۷ش-۱۳۹۸ش) حدود شش میلیون و هفتصد هزار نفر، عمره مفرده ایفا دادند.[۴۶] ولی دولت ایالات متحده عربی براساس نرم افزار ۲۰۳۰ در همت میباشد که‌این تعداد را برای سال ۲۰۳۰ به پانزده میلیون زائر برساند.[۴۶]

پول در گردش
بر طبق گزارش‌های متعدد،‌ در سال ۱۴۳۷ق (۱۳۹۴ش) بیش تر از هشت میلیون زائر به زیارت منزل پروردگار هجرت کرده‌اند و درآمد بی واسطه حکومت ایالات متحده عربی از این شیوه حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده میباشد.[۴۷] این درآمد، حدود ۹ درصد درآمد نفت ایالات متحده عربی بوده میباشد.[۴۸]
درآمدزایی از حج، مخصوص به دولت ایالات متحده عربی وجود ندارد. کشورهای دیگر نیز به اندازه خویش از پول در گردش حج منفعت‌مند می گردند: در سال ۱۳۹۳ش، سعید اوحدی رییس وقت سازمان حج و زیارت کشور ایران، میزان دارایی زائران اهل ایران در سیستم بانکی کشور‌ایران را بیش تر از ۹۰هزار میلیارد ریال اعلام نموده است. وی همینطور پول در گردش سازمان حج و زیارت در خزانه‌های مملکت را یک‌میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار دانست و معتقد بود هیچ ارگان، بنیان و دستگاهی این معیار پول در گردش را در سیستم بانکی ندارد.[۴۹]

بازدید : 34
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:21


مهدی حائری یزدی (۱۳۰۲ ـ ۱۳۷۸ش) فیلسوف و عالم شیعه و مدرس فلسفه، سخن و فقه در دانش گاه‌های کشور‌ایران، ایالات متحده و انگلیس. وی قبل از انقلاب اسلامی کشور ایران، سرپرست مکتب سپهسالار طهران بود. او انجمن اسلامی دانشجو یان کانادا و ایالات متحده را تأسیس حسینیه نصرت مشهد کرد.

حائری در زمان ابتدا وزیری محمد مصدق، عضو شورای بهتر فرهنگ وتمدن و بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران، برای بازه زمانی کوتاهی سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایالات متحده بود. کتاب حکمت و حکومت و نیز گستردن اصول کافی (کتاب‌های عقل و جهل و توحید) از اثرها علمی اوست. «وکالت فردی مالکان مشاع» عقیده معروف وی در فقه سیاسی میباشد. مبتنی بر این عقیده، مرزوبوم ملک مشاع شهروندان آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

تحصیلات
مهدی حائری یزدی، فرزند عبدالکریم حائری یزدی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در قم دیده به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در قم طی کرد و در ۱۳۱۵ش، تحصیلات علم ها فقاهتی را استارت کرد.[۱] او به موازات علم آموزی فقه و اصول، با جدیت به علم آموزی فلسفه پرداخت. او در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ش در طهران درگذشت و در مقبره حضرت معصومه(س) در قم به خاک رزرو حسینیه نصرت مشهد ودیعه شد.[۲]

وی نزدیک به ۱۳۳۸ش، از طرف آیت الله بروجردی ، برای تبلیغ اسلام، به امریکا رفت، البته خیلی زود اخذ که به‌این‌خواسته می بایست با گویش و پندار غربی آشنا گردد؛ از این رو علم آموزی در حرفه فلسفه را در دانش کده‌های ایالات متحده شروع کرد. او عصر مدرک کارشناسی را در دانش کده جرج تاون و زمان فوق‌مدرک کارشناسی را در میشیگان طی کرد و برای علم آموزی در عصر دکتری، به تورنتو (کانادا) رفت. وی درین زمان، ضمن علم آموزی، به درس دادن نیز اشتغال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشت.

استادان
مهم ترین استادان مهدی حائری یزدی در فقه و اصول، کسانی زیرا سید محمد حجت کوه‌کمری، سید محمد تقی خوانساری و آیت الله بروجردی بودند. اساتید اساسی فلسفه وی نیز سید احمد خوانساری، امام خمینی و میرزامهدی آشتیانی بودند.[۳]

مهدی حائری همینطور در دروس عرفان نظری که امام خمینی به طور سری در منزل خویش برگزار می کرد کمپانی داشت. در‌این کلاس‌ها کتاب‌های فُصوص الْحِکَم و فتوحات مَکّیّه نوشته ابن عربی درس دادن می شد.[۴]

شغل‌های علمی
سرپرستی مکتب سپهسالار
مهدی حائری یزدی بعداز فوت میرزامهدی آشتیانی، سرپرستی مکتب سپهسالار قدیم را که سازه بر وقف‌طومار‌اش، می‌بایست به شخصی حرفه‌ای در علم ها سنجیده و منقول واگذار میشد، بر ذمه گرفت.

درس دادن
مهدی حائری یزدی در کشور‌ایران، ایالات متحده و انگلیس درس دادن داشته میباشد. برخی از دروسی که او درس دادن نموده است، عبارتند از:

درس دادن فلسفه (برای مثال فلسفه دکارت و فلسفه مشاء) در دار التبلیغ اسلامی در سال‌های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵؛
درس دادن الهیات، فلسفه و تفصیل اصول کافی در کالج الهیات دانش گاه طهران، در سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۸؛
درس دادن کفایه الاصول، اسفار و اشارات در مکتب سپهسالار (مکتب بهتر شهید مطهری)؛
درس دادن در راس پژوهش ها ادیان جهانی، متعلق به دانش کده هاروارد در سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵؛
درس دادن فلسفه اسلامی و ادبیات فارسی در دانش کده مک‌گیل در سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱؛
درس دادن فلسفه و فقه در دانشکده میشیگان در سال‌های ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲؛
درس دادن ادبیات فارسی (تاریخ بیهقی) در زمانٔ کارشناسی ارشد کالج تورنتو در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵؛
درس دادن در مؤسسه پژوهش ها قرن ها وسطی متعلق به دانش کده تورنتو با تیتر تعلیمات بنیادین فلسفهٔ ابن سینا در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶؛
درس دادن در دانش گاه جرج تاون با تیتر مبادی عنصرها الهی در دولت ها اسلامی در سال ۱۹۷۹؛
درس دادن در دانش گاه تورنتو در مسئله
فلسفه خوی، در سال‌های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰؛

درس دادن فلسفه در دانش کده ییل ـ دانش گاه دولتی نیویورک؛
درس دادن فلسفه تحلیلی در دانشکده آکسفورد؛
درس دادن فلسفه اشراق در کالج مونترال.[۵]
شغل‌های سیاسی ـ اجتماعی
عضویت در شورای خوب فرهنگ وتمدن
حائری یزدی از سوی آیت‌اللّه بروجردی به پزشک مصدق، ابتدا‌وزیر وقت، برای عضویت در شورای خوب فرهنگ و تمدن، معرفی شد و مصدق اورا تحت عنوان مجتهد جامع‌الشرایط شورای بهتر فرهنگ و تمدن، منصوب کرد.[۶]

تأسیس انجمن اسلامی در کانادا و ایالات متحده
مهدی حائری بعد از علم آموزی در حوزه علمیه قم و دریافت رتبه اجتهاد در دهه ۱۳۳۰ش به ایالات متحده رفت و انجمن اسلامی دانشجوها کانادا و ایالات متحده را تأسیس کرد که درستگو قطب زاده، مصطفی چمران و بعداز مدتی ابراهیم یزدی وارد آن شدند.[۷]

کاندیدای مجلس شورای ملی
حائری در سال ۱۳۳۲ش در انتخابات هفدهمین عصر مجلس شورای ملی نامزد نمایندگی یزد شد و در ائتلاف با دکتر معالج مرشد و موسوی زاده قرار گرفت که با باخت ائتلافشان به مجلس منش نیافت.

سفیر جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن
در اولیه روزهای بعداز انقلاب اسلامی، از طرف امام خمینی، سفیر کشور‌ایران در واشنگتن شد، ولی خیلی زود از این منزلت استعفا کرد و در ۱۳۵۹ش به جمهوری اسلامی ایران رجوع.[۸]

سعی برای حل ماجرای گروگانگیری
مهدی حائری، بعداز استعفا از سرپرستی سفارت جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن و در زمانه اقامت در ایالات متحده و در جریان گروگان‌گیری در سفارت ایالات متحده، سعی نافرجامی را برای نقطه پايان این داستان ایفا بخشید.[۹]

پندار سیاسی
نوشته‌علمیٔ اساسی: عقیده وکالت مالکان فردی مشاع
مهدی حائری یزدی با ارائه نقدی باطن‌فقهی به حکومت فقهی و عقیده ولایت دانا، از الگوی وکالتی حکومت و مشروعیت دموکراتیک دولت امان می‌نماید. وی در کتاب حکمت و حکومت به طرح عقیده وکالت مالکان فردی مشاع می پردازد. مبنی بر این عقیده، شهروندان نسبت به میهن خویش دارنده حق مالکیت مشاع می‌باشند و اداره مملکت به طور وکالتی به حکم دهنده واگذار می‌گردد.[۱۰] در‌این طریقه، مشروعیت حکومت ناشی از وکالت عموم میباشد، خیر ولایت عالم.[۱۱]

عبدالله جوادی آملی در نوشته‌ی‌علمی «سیری در مبانی ولایت دانا» به انتقاد این عقیده پرداخته[۱۲] و حائری در نوشته‌علمی‌ای با تیتر «نقدی بر نوشته‌ی‌علمی سیری در مبانی ولایت فقید» از نگرش خویش تامین نموده است.[۱۳] همینطور محمد مؤمن در کتاب «حکومت حکیمانه»[۱۴] و سید عباس حسینی قائم‌مقامی در «اقتدار و مشروعیت»[۱۵] به انتقاد این عقیده پرداخته‌اند.

حائری در تعبیروتفسیر مباحث فلسفی همانند قابلیت خاص و موجبه سالبة المحمول با علامه طباطبائی اختلافاتی داشته که به طور سلسله نقدها و جواب‌ها منتشر شد‌ه‌است.[۱۶]

در حوزه فلسفه عملی، حائری با استناد به آرای افلاطون، این نظر را دارد فلسفه عملی که به کارها ممکن‌الوقوع میپردازد و سیاست مدن را حرفه کشورداری میداند. از طریقه وی، حکومت بایستی بر اساس آگاهی خردمندانه باشد و مضمون‌ حکومت ریشه در حکمت داراست. او بر این اعتقاد و باور میباشد که ماهیت حکومت، رئیس عادلانه میباشد خیر سلطه و تحکم.[۱۷]

اثر ها علمی
حکمت و حکومت
متن بی نقص خاطرات مهدی حائری
هرم هستی: تحلیلی از مبادی هستی شناسی تطبیقی
سیاست‌گری و سیاست‌اندیشی: معاش و درنگ سیاسی، مهدی حائری یزدی
دیدار با رفیقان
دانش کلی
جستارهای فلسفی (گروه مقاله‌ها)
جستجو‌های عقل نظری
جستجو‌های عقل عملی: فلسفه اخلاق و رفتار
تفصیل اصول کافی: کتاب عقل و جهل، کتاب توحید

بازدید : 53
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:24


اسلام، واپسین آیین از ادیان توحیدی و ابراهیمی میباشد. پیام‌آور این آیین حضرت محمد(ص) میباشد که از روش وحی از جانب خداوند قرآن را برای بشریت آورده میباشد. آغاز دعوت به اسلام در سال ۶۱۰ میلادی در مکه، بنا شده در شبه جزیره ایالات متحده عربی بود. پیشرفت روزافزون اسلام بعداز مهاجرت فرستاده اسلام به شهر مدینه شروع شد. از دید مسلمان‌ها، حضرت محمد(ص) واپسین فرستاده الهی و اسلام واپسین حسینیه نصرت مشهد آئین میباشد.

قرآن و سنت نبی اسلام(ص) و ائمه، مهم‌ترین منبع برای آشنایی باورها و اجرا فقهی اسلام می باشند. به باور مسلمانها در قرآن هیچ‌سیرتکامل فسخ و اشتباهی منش ندارد و از مجال نزول تا به امروز سوای تحریف مانده میباشد. سنت نیز دربرگیرنده گفتار و کردار نبی و ائمه(ع) میباشد که به‌شکل مکتوب نسل‌به‌نسل منتقل آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

مهم ترین موادسازنده اعتقادی اسلام توحید، نبوت رسول اسلام (ص) [یادداشت ۱] و معاد میباشند. امرها عملی اسلام به سه گروه عبادات، رفتار و احکام مدنی و اجتماعی تقسیم میگردند. مهمترین جاری ساختن عبادی در اسلام نماز، روزه، خمس، زکات، حج و جهاد میباشند. نصیب زیاد از منابع اسلامی به معرفی خلق نیکو و ناپسند و شیوه های عملی وصال به کمالات اخلاقی تخصیص داراست. پیشنهاد به رعایت دستمزد سایرافراد و دستوراتی برای تهیه و تنظیم رابطه ها اجتماعی و خانوادگی مثلا تعالیم اخلاقی اسلام میباشد. اسلام برای بخش اعظمی از کارها معاش روزانه نیز دستوراتی داراست؛ اموری مثل وصلت، جدایی، داد و ستد، اجاره و قضاوت که احکامشان در کتاب ها دینی تحت تیتر معاملات آیتم دعوا رزرو حسینیه نصرت مشهد قرار می گیرد.

در آیین اسلام دو مذهب عمده و مهم شیعه و اهل سنت وجود دارااست که هر کدام به فرقه‌های مختلف تقسیم‌ گردیده‌اند. این دو مذهب از نقاط مشترک متعددی بهره مند می‌باشند. مهم ترین اختلاف دربین این دو مذهب موضوع امامت یا این که جانشینی رسول اسلام(ص) میباشد؛ افزون‌بر این، در بعض مسائل اعتقادی و احکام نیز با یکدیگر تفاوت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارا‌هستند.

امروزه مسلمان ها در بیشتر کشورهای دنیا حضور دارا‌هستند که بیشتر آن ها در مجموعه کشورها آسیا و به‌ویژه خاورمیانه معاش می‌نمایند. جمعیتِ مسلمان ها عالم حدود یک و نیم میلیارد نفر میباشد.

کلمه و واژه‌شناسی
کلمه و واژه اسلام از ماده «س- ل- م» به‌معنای صدق و عافیت و هجران از هرگونه عیب و نقص و خرابی[۱] میباشد و به معانی «انقیاد»،[۲] «اطاعت کلی و بی‌قید و شرط و تسلیم محض بودن»،[۳] «اذعان به حکم الهی» و «اخلاص در عبادت»[۴] به‌شغل رفته میباشد.

اصطلاح اسلام بین عرب‌های بومی ایالات متحده عربی و پیش از زمانه اسلام، به‌طور کلی به‌معنای سوراخ کردن و دست کشیدن بوده میباشد و عرب‌ها وقتی فعل «اَسْلَمَ» را به‌شغل می‌بردند که فرد از چیزی که برای وی بسیار عزیز و گران‌قیمت بود دست می کشید و آن را به دیگری که خواهان آن بود وامی‌گذاشت و چنانچه که آن چیز، خویشِ فرد و وجودش باشد- که گران‌بهاترین موجودیِ بشر میباشد- در این صورت اسلام به‌معنای اطاعت کلی و بی‌­قید و شرط و تسلیم محض بودن میباشد.[۵][یادداشت ۲]

به گفته علامه طباطبایی انگیزه اسم‌گذاری این آئین به اسلام این میباشد که درین آیین عبد و بنده تسلیم عزم خدای سبحان میباشد.[۶] به گفته سید حسین نصر مسلمان کسی میباشد که با تعیین خویش پذیرفته میباشد که عزم‌اش را فرمانبردار عزم الهی سازد.[۷]

کلمه و واژه اسلام در قرآن به‌فعالیت رفته میباشد و سازه بر آیه ۸۵ سوره آل عمران قرآن هر فقاهتی به جز اسلام غیرمقبول میباشد.[یادداشت ۳] و بعداز داخل شدن اسلام، صرفا آئینِ دارای اعتبار نزد خدا اسلام میباشد.[۸] سخنان بخش اعظمی نیز از فرستاده اکرم(ص) آورده شده که از آیینِ خویش به اسم اسلام و از رهروان خویش با تیتر مسلمان(مسلم) حافظه نموده است.[۹]

در تقسیم‌بندی ادیان، اسلام یک کدام از ادیان الهی، توحیدی و ابراهیمی میباشد.[۱۰] مسلمان ها معتقد به خدای یگانه‌اند. رسولِ آئینِ اسلام، حضرت محمد بن عبدالله(ص) میباشد که از سوی آفریدگار به ابلاغ پیام الهی یا این که وحی به عموم مأمور شد‌ه‌است. کتاب قرآن، دربردارندۀ وحی الهی به حضرت محمد(ص) میباشد.[مستلزم منبع]

نقطه استارت اسلام از شهر مکه در شبه جزیزه ایالات متحده عربی میباشد. نماز مهم ترین فعالیت عبادی مسلمان‌ها میباشد. منزل کعبه در شهر مکه قبله مسمانان میباشد و مسلمان ها به‌سوی آن نماز می‌گزارند.[۱۱] [مستلزم منبع]

امام علی(ع):
این اسلام، به عبارتی دینى میباشد که خداوند براى خویش برگزید و آن را تحت لحاظ خود پرورد و شایسته ترین آفريدگانش را مأمور تبلیغ آن کرد و ستونهایش را بر اساس محبت خود قرار اعطا کرد و با عزّت آن ، ادیان دیگر را خوار كرد و با بلند کردن آن ، آئین‌هاى دیگر را فرود آورد.

نهج البلاغه، تصحیح صبحی باتقوا، خطبه ۱۸۹

تفاوت اسلام با ایمان

بازدید : 15
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:12


مُسْلِم بن عُقْبَه (درگذشت: ۶۴ق) فرمانده سپاه اموی در سرکوب قیام مدینه در رخداد حَرّه. وی، در تاریخ اسلام، به‌تیتر شخصیتی خونریز شناخته می گردد و به‌باعث نقش‌آفرینی دیده‌گیر در کشتارِ رخداد حره، مُسْرِف (اسراف‌کننده در خون ریزی) و تبهکار خوانده حسینیه نصرت مشهد گردیده است.

نتیجه ها نزاع حَره و اشراف مسلم بن عقبه بر مدینه، کشته‌شدن اکثری از عموم، برای مثال صحابیان رسول(ص)، غارت اموال آن ها و تجاوز به زنان و دخترانشان تصویب گردیده است. آورده شده که مسلم بن عقبه عموم مدینه را بدون چاره به بیعت با یزید بن معاویه به‌شرط بندگی کرد و اشخاصی که بیعت نکردند آدرس حسینیه نصرت مشهد را کشت.

کیفیت واکنش مسلم بن عقبه با امام سجاد(ع) در جریان حادثه حره و عکس العمل امام(ع) به آن، از مباحثی میباشد که پژوهشگران شیعه درباره ی محاسبه خلق سیاسی امامان شیعه در حالت گوناگون سیاسی به آن پرداخته‌اند. در برخی از گزارش‌های تاریخی آمده که مسلم بن عقبه، بنابر پیشنهاد یزید، با امام سجاد(ع) با نیکویی خلق و خوی کرد و اذن اعطا کرد وی با یزید، به‌شرط بندگی، بیعت نکند. در بعضی دیگر بیان شده که امام(ع)، خویش، بیعت به‌شرط بندگی را توصیه کرد. قسم اخیر موردمناقشه قرار گرفته و جعلی خوانده رزرو حسینیه نصرت مشهد گردیده است.

مقام تاریخی و خصوصیت‌ها
مُسْلِم بن عُقْبَه، فرمانده سپاه اموی در سرکوب قیام عموم مدینه در حادثه حره[۱] بود که به‌تیتر شخصیتی خون‌ریز در تاریخ اسلام تصویب شد‌ه‌است.[۲] وی به‌ادله نقش‌آفرینی دیده‌گیر درین کشتار، مُسْرِف (اسراف‌کننده در خون‌ریزی) و جنایتکار خوانده شد‌ه‌است.[۳] اخلاق خشونت‌توشه وی با عموم مدینه چنان بود که بعداً، بعضی فرمانروایان مدینه، برای ارعاب و فرمان بردار‌کردن عموم خویش را هم‌خون و هم‌طریق مسلم بن عقبه معرفی می‌کردند.[۴] مسلم بن عقبه را در کنار شمر بن ذی‌الجوشن و بُرمز بن اَرْطاة جزو سنگدل‌ترین فرماندهان بنی‌امیه قلمداد کرده‌اند.[۵] کیفیت واکنش مسلم بن عقبه با امام سجاد(ع) در جریان رخداد حره و برخورد امام(ع) به آن به عنوان مثال مباحثی میباشد که پژوهشگران شیعه در ارتباط چک اخلاق سیاسی امامان شیعه در وضعیت سیاسی متعدد، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد به آن پرداخته‌اند.[۶]

مسلم بن عقبة بن ریاح بن اسعد مُرِّیّ اهل دمشق بود.[۷] آورده شده که وی روزگار نبی(ص) را فهم کرده، اما جزو صحابه وی به‌خودکار نرفته میباشد.[۸] مسلم بن عقبه از دولتمردان و فرماندهان اموی بود[۹] و در پیکار صفین، فرماندهی پیادگان سپاه شام را برعهده داشت.[۱۰] به گزارش منابع، معاویة بن ابی‌سفیان، هنگام مرگ، اورا واسطه رساندن وصایای سیاسی‌اش به فرزندش یزید کرد.[۱۱]

در بعضی منابع، از مختصات ظاهری مسلم بن عقبه حافظه گردیده است: یک‌دیده، گلگون و سپیدموی که زیرا راه و روش میرفت، گویی دو پایش را می خواهد از گِل خارج آورد.[۱۲] مرتضی مطهری وجود اینگونه نقایصی در او‌را، براساس یک قاعده سرازیر‌شناسی (مکانیسم جبران)، عاملی برای سرکوب‌گری و خشونت‌خویی وی دانسته‌ و گفته میباشد براساس این قاعده، هر کس نقصی داراست میخواهد هرطور گردیده، آن را جبران نماید و گاهی جبران نقص خویش را با سرکوب دیگرافراد و به‌زیرکشیدن آن ها پی میگیرد.[۱۳]

نقش‌آفرینی در رخداد حره
مسلم بن عقبه فرمانده سپاه اموی در اتفاق حره بود؛ رخدادی که آن را غیر قابل تعریف[۱۴] و فجیع‌ترین رخداد بعداز اتفاق کربلا[۱۵] به مداد آورده‌اند. بعداز قیام عموم مدینه، یزید بن معاویه سپاهی به فرماندهی مسلم بن عقبه برای سرکوب قیام ارسال کرد.[۱۶] به گزارش بعضی منابع، یزید هنگام بدرقه سپاه، با تأکید از مسلم بن عقبه خواست که مقاومت‌کنندگان را بکشد.[۱۷] وی نیز عهدوپیمان بخشید که با وصال به مدینه از آن‌ها دو چیز بخواهد: یا این که بیعت یا این که مرگ.[۱۸] بعداز ناکامی مقاومت عموم مدینه و سقوط شهر، مسلم بن عقبه سه روز دست سپاهش را بر جان، فرآورده و ناموس عموم بازگذاشت.[۱۹]

نتایج نزاع حره و احاطه مسلم بن عقبه بر مدینه کشته‌شدن بخش اعظمی از عموم مدینه، مثلا صحابه فرستاده(ص)،[۲۰] غارت اموال آن ها[۲۱] و تجاوز به زنان و دخترانشان[۲۲] تصویب گردیده‌است. اورده شده که مسلم بن عقبه عموم مدینه را بدون چاره به بیعت به‌شرط بندگی با یزید بن معاویه کرد و افرادی که با این شرط بیعت نکردند را کشت.[۲۳] گزارش کرده‌اند که مسلم بن عقبه، بعد از حادثه حره، در مواقعی پروردگار را بر ایفا اینگونه امری در راستای «اطاعت از خلیفه» و «نگهداری جماعت» شکر می‌نموده است.[۲۴] از نگاه پیامبر جعفریان، این کار وی زیر تأثیر نظریه‌ای شایع در میان شامیان بوده که امویان نهادینه کرده بودند؛ اینکه اطاعت از خلیفه و نگهداری جماعت در هر قوانینی (حتی فارغ از وجود حالت مذهبی و اخلاقی آن) موردنیاز میباشد.[۲۵]

به‌نقل از تاریخ طبری، مسلم بن عقبه از اولِ جنبش به‌سوی مدینه مریض بود.[۲۶] بعد از سرکوب تکان مدینه، وی به‌ قصد سرکوب حرکت عموم در مکه به رهبری عبدالله بن زبیر به‌‌سوی آنجا رهسپار شد که در وسط منش (در ابواء[۲۷] یا این که مُشَلَّل[۲۸]) درگذشت.[۲۹] مرگ اورا پایان محرم سال ۶۴ق نوشته‌اند.[۳۰] آورده شده که بعد از دفن وی، گورش را نبش و لاشه‌اش را به دار کشیدند و به‌سوی آن سنگ و تیر انداختند.[۳۱]

« دعای امام سجاد(ع) برای دفع شر مسلم بن عقبه: «پروردگارا، چه بسيار نعمتى كه به اینجانب ارزانى داشتى و سپاسگزارى اینجانب براى تو در قبال آن اندک بود و چه بسا پيشامد ناگوارى كه منرا بدان در گیر ساختى و بردبارى اینجانب در برابرش اندک بود. پس اى خدایی كه هنگام ارزانى‌داشتن نعمتش سپاسگزارى اینجانب اندک بود، ولى دست از يارى اینجانب برنداشتى، اى بخشايشگرى كه هیچ زمان عفو و بخشش وی جدا از هم نگردد و اى آن‌كه داراى نعمت‌هاى بی‌شمارى، بر محمد و آل وی سلام فرست و شر اين مرد را از اینجانب بگردان. پس اینجانب همانا تو‌را موازی وی قرار دادم (و از تو می خواهم كه از آن رو كه به‌سوى اینجانب آيد، اورا بازگردانى) و از بدى و آزارش به تو امان مى‌برم.»[۳۲]

بازدید : 61
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 10:56


یتیم‌نوازی نگهبانی مالی و معنوی از یتیم میباشد که در آیین اسلام، بسیار به آن توصیه گردیده‌است. قرآن یتیم را گرامی داشته و با پیشنهاد‌هایی مخاطبانش را به رعایت دستمزد یتیمان و دقت و خیر و خوبی به آن‌ها دعوت نموده است. در قرآن به تکریم یتیم، اِخوراک یتیم، احسان و خوبی به یتیم و انفاق به یتیم سفارش حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

در احادیث اسلامی هم محبت و اعتنا به یتیمان مداقه خاصی داراست. از رسول(ص) ماجرا گردیده: «هرکس یتیمی را تاوقتی‌که بی‌نیاز گردد، گزینه بخشندگی خویش قرار دهد، فردوس بر وی واجب می‌گردد». یتیم‌نوازی در سیرهٔ اهل‌بیت هم بسیار عنایت داشته میباشد. از جمله، از امام علی(ع) گفته شده که اهتمام متعددی به فعالیت یتیمان داشت و خویش را بابا یتیمان آدرس حسینیه نصرت مشهد نامید.

در طی تاریخ، در عالم اسلام، به یتیم‌نوازی اعتنا ویژه گردیده و دارالایتام‌هایی با تیتر مدرسه‌الایتام برای مراقبت و سرپرستی آن‌ها تأسیس گردیده‌است. در سال ۱۳۹۲ش در کشور‌ایران، ضابطه دفاع از خردسال ها و نوجوان ها بی‌سرپرست و بدسرپرست در مجلس شورای اسلامی رزرو حسینیه نصرت مشهد ثبت شد.

بایستگی نگهبانی از یتیم در آئین

تابلوی دفاع (یتیم‌نوازی) تاثیر محمود فرشچیان
عالمان فقهی گفته‌اند اسلام به احترام‌گذاشتن به یتیم و هواخواهی‌دادن به وی پیشنهاد کرده[۱] و جامعه را در عوض یتیمان مسئول دانسته میباشد.[۲] همینطور به مؤمنان فرمان گردیده که به شغل یتیمان بپردازند تا ضرر و زیان و زیانی متوجه آن ها نشود.[۳] به‌گفته حسین انصاریان، شیخ و خطیب شیعه، یتیم‌نوازی از گران قدر‌ترین عبادات شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد[۴]

یتیم چه کسی است؟
نوشته‌علمیٔ مهم: یتیم
یتیم در اصطلاح دینی کسی میباشد که پدرش را پیش از بلوغ از دست داده میباشد.[۵] در قرآن و حدیث، یتیم به معنی غیرشرعی و لغوی، یعنی هر کس یکی والدینش را از دست داده نیز استفاده شد‌ه‌است.[۶]

توصیه قرآن به تکریم یتیم
عده ای که اموال یتیمان را به‌ستم می خورند، جز این وجود ندارد که آتشی در شکم خویش فرومی‌مارک و به‌زودی در آتشی فروزان درآیند. «آیه ۱۰ سوره نساء»

قرآن یتیم را گرامی داشته و با توصیه‌هایی مخاطبان خویش را به رعایت حقوق و دستمزد یتیمان و اعتنا و خیر به آن ها دعوت نموده است.[۷] در قرآن به تکریم یتیم (آیه ۱۷ سوره فجر)، اِخوراک یتیم (آیه ۸ سوره بشر، آیه ۱۵ سوره بلد)، احسان و خوبی به یتیم[۸] (آیه ۸۳ سوره بقره، آیه ۳۶ سوره نساء) و انفاق به یتیم[۹] (آیه ۲۱۵ سوره بقره) پیشنهاد گردیده‌است.[۱۰]

در نشانه‌ها ۱ و ۲ سوره ماعون، عده ای که آخرت را منکر میباشند، به عبارتی عده ای میباشند که یتیم را از خویش میرانند.[۱۱] در آیه ۹ سوره ضحی، خطاب به نبی(ص) و کلیه مسلمان‌ها بیان شده یتیم را تحقیر نکنید‏.[۱۲] بر پایه ی آیه ۱۰ سوره نساء، عده ای که اموال یتیمان را به ناحق تصرف می‌نمایند مشقت بار‌ترین عذاب را خواهند رویت کرد[۱۳] و در آتشی افروخته وارد خواهند شد.[۱۴]

بیان شده حق یتیم آن میباشد که اموال اورا در شایسته ترین وجه به شغل اندازند تا بهره بیشتری داشته باشد و زمانی بالغ شد، حق او‌را به وی تسلیم کنند.[۱۵] مبنی بر آیه ۱۷ سوره فجر، ادله ذلت بعضی این میباشد که یتیم را گرامی نداشته و حقوقش را رعایت نکرده‌اند.[۱۶] از این آیه مستعمل که هرکس به اکرام یتیم و رعایت حق وی برخیزد، گزینه اکرام پروردگار قرار می گیرد.[۱۷] به‌گفته جعفر سبحانی از مراجع تاسی، قرآن بسیار کوشیده تا دیدگان جامعه را به‌سوی یتیمان جلب نماید؛ تا آنجا که فرمان می دهد هنگام تقسیم اموال میت، هرگاه یتیمی میان نزدیکان وی باشد، سهمی نیز به وی بدهند، هرچند وارث نباشد.[۱۸]

سیره اهل‌بیت
در احادیث اسلامی محبت و اعتنا به یتیمان عنایت خاصی دارااست[۱۹] و تکریم یتیم جزئی از سیره اهل‌بیت(ع) دانسته شد‌ه‌است.[۲۰] از رسول(ص) نقل کرده‌اند: «هرکس یتیمی را تا هنگامی که بی‌نیاز گردد، آیتم بخشندگی خویش قرار دهد، فردوس بر وی واجب می گردد.»[۲۱] همینطور بیان شده که امام علی(ع) اهتمام متعددی به شغل یتیمان داشت و خویش را بابا یتیمان نامید.[۲۲] امام علی(ع) در وصیتنامه خویش اعتنا به یتیمان را در کنار اعتنا به نماز و قرآن قرار داده و گفته میباشد: «یتیمان را گاهی سیر و گاهی گرسنه نگذارید و نکند با حضور شما رنج بکشند.»[۲۳]

پرورشگاه ایتام

تصویری از دارالایتام محمدی (احتمالاً در دهه چهل) در قم، بنیانگذار: حاج محمد آقازاده
پیشنهاد‌های گوناگون دربارهٔ یتیمان در متن ها شرعی موجب گردیده مسلمانها در طی تاریخ نگاه ویژه‌ای به یتیمان داشته باشند. در جامعه ها اسلامی، مدرسه/مکاتب‌الایتام مهمترین و کبیر‌ترین بنیان متولی فراگیری به کودک ها یتیم در عالم اسلام به شمار می‌رفتند. دارالایتام یا این که یتیم‌منزل‌ها در کشورهای اسلامی از اواخر قرن سیزدهم تشکیل شد و آنگاه در قرن چهاردهم، رویش سریع و چشمگیری یافت.[۲۴]

در کشور‌ایرانِ بعد از ظهر صفوی، مدرسه‌منزل‌هایی برای ایتام در برخی شهرهای جمهوری اسلامی ایران ساخته شد که از آن دربین، مدرسه‌منزل ایتام مشهد در کنار مقبره رضوی با موقوفات بسیارش بود که تا اواخر بعد از ظهر قاجاری عمل میکرد.[۲۵]

در عصر قاجار و پهلوی دوم هم تحولات اکثری در مورد ساخت و ساز یتیم‌منزل صورت اعطا کرد.[۲۶]

مؤسسه دارالایتام مهدیه همدان تأسیس در سال ۱۳۵۱ش،[۲۷] منزل نوباوگان محمدعلی مظفریِ طهران تأسیس در سال ۱۳۲۶ش،[۲۸] پرورشگاه مژدهیِ رشت، تأسیس در ۱۳۲۸ش[۲۹] از کهن‌ترین یتیم‌منزل‌های کشور‌ایران به شمار می‌رود.

بعداز انقلاب اسلامی، مبتنی بر مصوبه دولت در ۱۳۵۸ش، همگی مراکزی که به نوعی در محافظت و تربیت خردسال ها بی‌سرپرست و یتیم سهم داشتند، به وزارت بهداری و بهزیستی منتقل شدند. بعضی دیگر از مکاتب ایتام نیز به دست اشخاص درستکار سازه شد.[۳۰]

طرح‌های حمایتی برای تکریم یتیم در جمهوری اسلامی ایران
در راستای تکریم و رفع خطاها ایتام در کشور‌ایران، ضابطه حفاظت از کودک ها و نوجوان ها بی‌سرپرست و بدسرپرست دربرگیرنده سی و هفت ماده و هفده تبصره در سال ۱۳۹۲ش در مجلس شورای اسلامی ثبت و بعد از تأیید شورای دربان به دولت ارسال شد.[۳۱]

کمیته کمک امام خمینی از سال ۱۳۷۸ش برنامه ای به اسم اکرام ایتام فعال‌سازی کرد که مقصود آن هواخواهی از کودک ها یتیم و تأمین نیازمندی‌های آن‌ها میباشد.[۳۲] درین طرح، اشخاص در‌ستکار با تاییدِ حفاظت مالی از یک یا این که چندین یتیم در زمان سال نسبت به رفع ایرادات دنیوی و معنوی آنها مبادرت می‌نمایند. نقل شده حدود یک میلیون پشتوانه از سراسر سرزمین سرپرستی خردسالان یتیم پایین پوشش کمیته کمک را برعهده گرفته‌اند.[۳۳]

برای تحقیقٔ بیشتر
تمدن‌طومار یتیم‌نوازی، محمد محمدی ری‌شهری، مرتضی خوش بخش، دارالحدیث. ۱۴۰۲ش.

مالی و معنوی از یتیم میباشد که در آیین اسلام، بسیار به آن توصیه گردیده‌است. قرآن یتیم را گرامی داشته و با پیشنهاد‌هایی مخاطبانش را به رعایت دستمزد یتیمان و دقت و خیر و خوبی به آن‌ها دعوت نموده است. در قرآن به تکریم یتیم، اِخوراک یتیم، احسان و خوبی به یتیم و انفاق به یتیم سفارش گردیده‌است.

در احادیث اسلامی هم محبت و اعتنا به یتیمان مداقه خاصی داراست. از رسول(ص) ماجرا گردیده: «هرکس یتیمی را تاوقتی‌که بی‌نیاز گردد، گزینه بخشندگی خویش قرار دهد، فردوس بر وی واجب می‌گردد». یتیم‌نوازی در سیرهٔ اهل‌بیت هم بسیار عنایت داشته میباشد. از جمله، از امام علی(ع) گفته شده که اهتمام متعددی به فعالیت یتیمان داشت و خویش را بابا یتیمان نامید.

در طی تاریخ، در عالم اسلام، به یتیم‌نوازی اعتنا ویژه گردیده و دارالایتام‌هایی با تیتر مدرسه‌الایتام برای مراقبت و سرپرستی آن‌ها تأسیس گردیده‌است. در سال ۱۳۹۲ش در کشور‌ایران، ضابطه دفاع از خردسال ها و نوجوان ها بی‌سرپرست و بدسرپرست در مجلس شورای اسلامی ثبت شد.

بایستگی نگهبانی از یتیم در آئین

تابلوی دفاع (یتیم‌نوازی) تاثیر محمود فرشچیان
عالمان فقهی گفته‌اند اسلام به احترام‌گذاشتن به یتیم و هواخواهی‌دادن به وی پیشنهاد کرده[۱] و جامعه را در عوض یتیمان مسئول دانسته میباشد.[۲] همینطور به مؤمنان فرمان گردیده که به شغل یتیمان بپردازند تا ضرر و زیان و زیانی متوجه آن ها نشود.[۳] به‌گفته حسین انصاریان، شیخ و خطیب شیعه، یتیم‌نوازی از گران قدر‌ترین عبادات میباشد[۴]

یتیم چه کسی است؟
نوشته‌علمیٔ مهم: یتیم
یتیم در اصطلاح دینی کسی میباشد که پدرش را پیش از بلوغ از دست داده میباشد.[۵] در قرآن و حدیث، یتیم به معنی غیرشرعی و لغوی، یعنی هر کس یکی والدینش را از دست داده نیز استفاده شد‌ه‌است.[۶]

توصیه قرآن به تکریم یتیم
عده ای که اموال یتیمان را به‌ستم می خورند، جز این وجود ندارد که آتشی در شکم خویش فرومی‌مارک و به‌زودی در آتشی فروزان درآیند. «آیه ۱۰ سوره نساء»

قرآن یتیم را گرامی داشته و با توصیه‌هایی مخاطبان خویش را به رعایت حقوق و دستمزد یتیمان و اعتنا و خیر به آن ها دعوت نموده است.[۷] در قرآن به تکریم یتیم (آیه ۱۷ سوره فجر)، اِخوراک یتیم (آیه ۸ سوره بشر، آیه ۱۵ سوره بلد)، احسان و خوبی به یتیم[۸] (آیه ۸۳ سوره بقره، آیه ۳۶ سوره نساء) و انفاق به یتیم[۹] (آیه ۲۱۵ سوره بقره) پیشنهاد گردیده‌است.[۱۰]

در نشانه‌ها ۱ و ۲ سوره ماعون، عده ای که آخرت را منکر میباشند، به عبارتی عده ای میباشند که یتیم را از خویش میرانند.[۱۱] در آیه ۹ سوره ضحی، خطاب به نبی(ص) و کلیه مسلمان‌ها بیان شده یتیم را تحقیر نکنید‏.[۱۲] بر پایه ی آیه ۱۰ سوره نساء، عده ای که اموال یتیمان را به ناحق تصرف می‌نمایند مشقت بار‌ترین عذاب را خواهند رویت کرد[۱۳] و در آتشی افروخته وارد خواهند شد.[۱۴]

بیان شده حق یتیم آن میباشد که اموال اورا در شایسته ترین وجه به شغل اندازند تا بهره بیشتری داشته باشد و زمانی بالغ شد، حق او‌را به وی تسلیم کنند.[۱۵] مبنی بر آیه ۱۷ سوره فجر، ادله ذلت بعضی این میباشد که یتیم را گرامی نداشته و حقوقش را رعایت نکرده‌اند.[۱۶] از این آیه مستعمل که هرکس به اکرام یتیم و رعایت حق وی برخیزد، گزینه اکرام پروردگار قرار می گیرد.[۱۷] به‌گفته جعفر سبحانی از مراجع تاسی، قرآن بسیار کوشیده تا دیدگان جامعه را به‌سوی یتیمان جلب نماید؛ تا آنجا که فرمان می دهد هنگام تقسیم اموال میت، هرگاه یتیمی میان نزدیکان وی باشد، سهمی نیز به وی بدهند، هرچند وارث نباشد.[۱۸]

سیره اهل‌بیت
در احادیث اسلامی محبت و اعتنا به یتیمان عنایت خاصی دارااست[۱۹] و تکریم یتیم جزئی از سیره اهل‌بیت(ع) دانسته شد‌ه‌است.[۲۰] از رسول(ص) نقل کرده‌اند: «هرکس یتیمی را تا هنگامی که بی‌نیاز گردد، آیتم بخشندگی خویش قرار دهد، فردوس بر وی واجب می گردد.»[۲۱] همینطور بیان شده که امام علی(ع) اهتمام متعددی به شغل یتیمان داشت و خویش را بابا یتیمان نامید.[۲۲] امام علی(ع) در وصیتنامه خویش اعتنا به یتیمان را در کنار اعتنا به نماز و قرآن قرار داده و گفته میباشد: «یتیمان را گاهی سیر و گاهی گرسنه نگذارید و نکند با حضور شما رنج بکشند.»[۲۳]

پرورشگاه ایتام

تصویری از دارالایتام محمدی (احتمالاً در دهه چهل) در قم، بنیانگذار: حاج محمد آقازاده
پیشنهاد‌های گوناگون دربارهٔ یتیمان در متن ها شرعی موجب گردیده مسلمانها در طی تاریخ نگاه ویژه‌ای به یتیمان داشته باشند. در جامعه ها اسلامی، مدرسه/مکاتب‌الایتام مهمترین و کبیر‌ترین بنیان متولی فراگیری به کودک ها یتیم در عالم اسلام به شمار می‌رفتند. دارالایتام یا این که یتیم‌منزل‌ها در کشورهای اسلامی از اواخر قرن سیزدهم تشکیل شد و آنگاه در قرن چهاردهم، رویش سریع و چشمگیری یافت.[۲۴]

در کشور‌ایرانِ بعد از ظهر صفوی، مدرسه‌منزل‌هایی برای ایتام در برخی شهرهای جمهوری اسلامی ایران ساخته شد که از آن دربین، مدرسه‌منزل ایتام مشهد در کنار مقبره رضوی با موقوفات بسیارش بود که تا اواخر بعد از ظهر قاجاری عمل میکرد.[۲۵]

در عصر قاجار و پهلوی دوم هم تحولات اکثری در مورد ساخت و ساز یتیم‌منزل صورت اعطا کرد.[۲۶]

مؤسسه دارالایتام مهدیه همدان تأسیس در سال ۱۳۵۱ش،[۲۷] منزل نوباوگان محمدعلی مظفریِ طهران تأسیس در سال ۱۳۲۶ش،[۲۸] پرورشگاه مژدهیِ رشت، تأسیس در ۱۳۲۸ش[۲۹] از کهن‌ترین یتیم‌منزل‌های کشور‌ایران به شمار می‌رود.

بعداز انقلاب اسلامی، مبتنی بر مصوبه دولت در ۱۳۵۸ش، همگی مراکزی که به نوعی در محافظت و تربیت خردسال ها بی‌سرپرست و یتیم سهم داشتند، به وزارت بهداری و بهزیستی منتقل شدند. بعضی دیگر از مکاتب ایتام نیز به دست اشخاص درستکار سازه شد.[۳۰]

طرح‌های حمایتی برای تکریم یتیم در جمهوری اسلامی ایران
در راستای تکریم و رفع خطاها ایتام در کشور‌ایران، ضابطه حفاظت از کودک ها و نوجوان ها بی‌سرپرست و بدسرپرست دربرگیرنده سی و هفت ماده و هفده تبصره در سال ۱۳۹۲ش در مجلس شورای اسلامی ثبت و بعد از تأیید شورای دربان به دولت ارسال شد.[۳۱]

کمیته کمک امام خمینی از سال ۱۳۷۸ش برنامه ای به اسم اکرام ایتام فعال‌سازی کرد که مقصود آن هواخواهی از کودک ها یتیم و تأمین نیازمندی‌های آن‌ها میباشد.[۳۲] درین طرح، اشخاص در‌ستکار با تاییدِ حفاظت مالی از یک یا این که چندین یتیم در زمان سال نسبت به رفع ایرادات دنیوی و معنوی آنها مبادرت می‌نمایند. نقل شده حدود یک میلیون پشتوانه از سراسر سرزمین سرپرستی خردسالان یتیم پایین پوشش کمیته کمک را برعهده گرفته‌اند.[۳۳]

برای تحقیقٔ بیشتر
تمدن‌طومار یتیم‌نوازی، محمد محمدی ری‌شهری، مرتضی خوش بخش، دارالحدیث. ۱۴۰۲ش.

بازدید : 36
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:31


محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷- ۱۹۳۸م) متفکر، روشن فکر فقهی، شعر سرا و سیاستمدار مسلمان.

اقبال آئین اسلام را مستقل از فرهنگ وتمدن اسلامی نمی‌داند و این نظر را دارد تجدید آیین فارغ از احیای فرهنگ، ممکن وجود ندارد. به اعتقادوباور وی باقی ماندن اسلام به‌تیتر یک فرهنگ وتمدن، فرهنگ و ضابطه معاش، مشروط به تغییراتی براساس زمان و توسعه علم ها نو میباشد. اقبال تجدید دانش صحبت بر طبق رسیدگی‌های علم ها جدید و حل و فصل مسائل شرعی با دقت به اقتضای زمان و نیازهای جانور را ضروری می‌دانست. به باور وی گران قدر‌ترین نقص‌ مسلمان ها، اختلال نام‌و‌نشان و دورشدن از آموزه‌های اسلامی میباشد. وی معتقد بود مسلمانها اگر می توانند به وجود خویش افتخار نمایند که تشکیلات حکومتی غیر وابسته‌ای براساس اصول اسلام در بخش ها مسلمان‌نشین ساخت حسینیه نصرت مشهد کنند.

اقبال قرآن را معتبرترین مدرک اسلام و معاش می‌دانست و شیدا رسول اسلام(ص) بود و اشعاری در وصف وی سرود. اقبال در ادامه اهل سنت بود. وی اشعاری نیز در مدح امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) سرود. اقبال در شعری در تعریف رخداد کربلا، امام حسین(ع) را شخصی می داند که تا قیامت رهایی از استبداد را به ما فراگرفت و با تفسیر «راز قرآن از حسین آموختیم» از وی خاطر آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.

اقبال اشعار متعددی به لهجه‌های فارسی و اردو سرود. بعضا او‌را از شایسته ترین شاعران معاصر لهجه فارسی دانسته‌اند. اقبال در سال ۱۹۱۵م منظومه فارسی «اسرار خودی» و سه سال بعداز آن منظومه «رموز بی‌خودی» را سرود. اقبال دقت و عشق بسیار به تصوف داشت؛ با این اکنون کارکردهای سُست‌‏کننده‏ تفکر‌‏های صوفیانه را معارض اسلامِ قادر ‏می‌دانست. از مبانی تفکر عرفانی و تصوفی اقبال، عشق و علاقه و محبت، سلوک عرفانی معتدل و عدم‏ رویا رویی مادیت و معنویت رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معاش‌طومار
محمد اقبال لاهوری در ۹ نوامبر ۱۸۷۷ میلادی (۱۹ آبان ۱۲۵۶ش) در شهر سیالْکوت ایالت پنجاب هند (پاکستان فعلی)، در محله کشمیری‌ها و در یک خانواده مسلمان دیده به جهان گشود.[۱] پدرش روحانی نورمحمد، پیشه خیاطی داشت، اهل سلوک و با شعر و آرامش عرفانی آشنا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بود.[۲]

اقبال لهجه‌های فارسی و عربی را در محل تولد خویش آموخت و با علم ها اسلامی و معارف قرآنی آشنا شد.[۳] وی در دبیرستانی که مبلغان مسیحی اسکاتلندی تأسیس کرده بودند، درس خواند.[۴] اقبال در دانش گاه لاهور در فن گویش انگلیسی علم آموزی کرد و فوق لیسانس فلسفه را نیز در سال ۱۸۹۹م اخذ کرد.[۵] وی به طور همزمان به رسیدگی اصول دانش اقتصاد و حقوق و دستمزد نیز اشتغال داشت.[۶] اقبال در سال ۱۹۰۵م برای ادامه علم آموزی به انگلستان رفت و نقطه پايان‌طومار دکترای خویش را با زمینه «رویش مابعد الطبیعه در کشور‌ایران» در دانش گاه کمبریج تامین کرد.[۷] بعد در آلمان، مرتبه استادی فلسفه را اخذ کرد.[۸] او در سال ۱۹۰۸م به هند رجوع و برگشت و درگیر درس دادن و وکالت شد.[۹]

اقبال در شانزده‌سالگی تزویج کرد.[۱۰] این تزویج به طلاق فارغ از جدایی ختم شد[۱۱] وی در سال ۱۹۱۰م برای توشه دوم[۱۲] و در سال ۱۹۱۳م برای توشه سوم وصلت کرد[۱۳] و با هر دو همسر خویش در یک منزل معاش می کرد.[۱۴]


آرامگاه اقبال لاهوری در پاکستان
اقبال لاهوری در ادامه اهل سنت بود[۱۵] و به اهل بیت نبی(ع) نیز ارادت داشت.[۱۶] وی در ۲۱ آوریل ۱۹۳۸م/۱ اردیبهشت ماه ۱۳۱۷ش در تاثیر بیماری، درگذشت[۱۷] و در کنار پله‌های درب ورودی مسجد پادشاهی لاهور به خاک ودیعت شد.[۱۸] در سال ۱۳۹۹ش بنیاد سینمایی فارابی از ایجاد کرد پروژه مشترک «اقبال لاهوری» با پاکستان به کارگردانی بهرام توکلی در جمهوری اسلامی ایران خبر اعطا کرد.[۱۹]

ضرورت اصلاح فقهی و احیای فرهنگ و تمدن اسلامی
اقبال آئین اسلام را غیروابسته از فرهنگ اسلامی نمی‌دانست و معتقد بود تجدید آیین، فارغ از احیای فرهنگ وتمدن، ممکن نخواهد بود.[۲۰] اقبال در منش احیای فرهنگ اسلامی این نظر را دارد، مسلمانها می بایست از دانش و صنعت غربی‌ها بیاموزند:

توان افرنگ از دانش و رشته میباشد
از همین حریق چراغش پر‌نور میباشد
دانش و رشته را ای جوان شوخ و شنگ
مغز میباید خیر ملبوس فرنگ[۲۱]
اقبال معتقد بود در صورتی تغییراتِ براساس فرصت، پدید نیاید، اسلام مانند ادیان دیگر صرفا یک آیین باقی می ماند البته تحت عنوان تمدن، فرهنگ و تمدن و یا این که نظام و ضابطه معاش، نمی‌تواند باقی بماند.[۲۲]

اقبال به‌این نکته نیز دقت می دهد که نباید غرب را در کارها ظاهری آنان روءیت کرد:

ظاهرش تابنده و گیرنده ایست
دل ضعیف میباشد و نگه را عبد ایست
دیده بیند دل بلغزد اندرون
پیش این بتخانه افتد سرنگون[۲۳]

از دید اقبال نسل تازه مسلمانها نمی‌توانند از دانش صحبت که براساس فلسفه یونانی تهیه گردیده، به کار گیری نمایند؛ چون این دانش، فرسوده و کهنه میباشد و بایستی براساس رسیدگی‌های علم ها جدید، دانش حرف جدیدی را به‌وجود آورد.[۲۴] اقبال معتقد بود به انگیزه تغییر‌و تحول وضع معاش و دگرگونی بلندمرتبه آن، نیاز به دانش حرف نو برای تأیید اصول مذهبی داریم.[۲۵]

به لحاظ اقبال، فقه اسلامی نیز می بایست از تازه تدوین گردد.[۲۶] وی می‌خواست نسل نو مسلمانها، مسائل دینی را به اقتضای دوران و نیازهای جانور خویش حل و فصل نمایند. از لحاظ او، نسل نو مسلمانها، پای‌حایل تفسیر فقاهتی یا این که اجماع نسل‌های پیشین وجود ندارد.[۲۷]

اقبال، معتقد بود مجموع کشورهای اسلامی می بایست روی پای خویش بایستند؛ البته بایستی روزی از روش قراردادها و موافقت‌طومار‌های فرهنگی، اقتصادی و نظامی مانند یک خانواده زنده متحد شوند.[۲۸] اقبال تفکر می کرد کشورهای عقب‌ما‌نده برای نگهداری خود از سلطه سیاسی و اقتصادی غرب به سازمان ملل مستقل‌ای احتیاج پیدا می‌نمایند. وی طهران را به دلیل مرکزیت جغرافیایی‌اش برای این فرمان سفارش کرد.[۲۹]

بازدید : 69
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:35


بعداز مرگ یزید
بیعت با مروان بن حکم
زمانی عبدالله بن زبیر در مدینه توان گرفت، مروان بن حکم به سوی حجاز رفت تا با وی به خلافت بیعت نماید، اما ابن زیاد در بَثَنیه مروان را ملاقات کرد و او را از آن شغل دستگیر و به او عهدوپیمان بخشید که در حالتی که وی خویش مدعا خلافت خواهد شد، پشتوانه وی خواهد بود. مروان رجوع و ابن زیاد نیز به دمشق رفت و ضحاک بن قیس را که از عموم شهر برای ابن زبیر بیعت گرفته بود، فریفت و از شهر خارج راند و برای مروان بیعت گرفت. در پیکار مروانیان با ضحاک بن قیس، که به ناکامی ضحاک انجامید، ابن زیاد، فرماندهی سواران مروان را بر ذمه حسینیه نصرت مشهد داشت.[۲۹]

در عصر حکومت مروان، عبیدالله نیز در دمشق بود. هنگامی توابین به سرکردگی سلیمان بن صُرَد خُزاعی به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کردند، مروان، ابن زیاد را به تقابل آنان ارسال کرد و حکومت عراق را به شرط غلبه بر آن به او بخشید.[۳۰] زمانی عبیدالله به جزیره رسید، از مرگ مروان(۶۵ق /۶۸۵م) باخبر شد، اما به جلو رفتن خویش خاطر آدرس حسینیه نصرت مشهد نشان کرد.

سرکوب قیام توابین
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: قیام توابین
آخر و عاقبت در اواخر جمادی الاول سال ۶۵ق در عین الورده نزاع خونینی میان سپاه ابن زیاد و توابین درگرفت که به کشته شدن سلیمان و یارانش رزرو حسینیه نصرت مشهد انجامید.[۳۱]

رویا رویی با سپاه مختار
ابن زیاد بعد سرگرم فرمان بردار ساختن شهرهای جزیره شد که قبل از آن با ابن زبیر بیعت کرده بودند. وی آغاز به عراق که مختار ثقفی در آن‌جا علیه امویان و به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کرده بود، نمی‌پرداخت، ولی عاقبت به موصل، که در مشت دست اندرکاران مختار بود حمله کرد. طرف داران مختار به تکریت عقب نشستند و مختار را از حمله ابن زیاد مطلع کردند. مختار نیز سپاهی را به رویا رویی ارسال کرد. سپاه مختار، سپاهی را که ابن زیاد به سوی آن‌ها پیامبر بود، ناکامی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بخشید. (۱۰ ذیحجه سال ۶۶ قمری).[۳۲]

مرگ ابن زیاد
بعداز موفقیت لشکریان مختار، ابن زیاد خویش با سپاه به سوی آنها آمد، و سپاه مختار عقب گرد هم آیی. مختار که اصولاً به دنبال هلاک ابن زیاد و کسان دیگری بود که در حادثه کربلا دست داشتند، ابراهیم بن صاحب و مالک اشتر را با سپاه به تقابل ابن زیاد ارسال کرد. ابراهیم که می‌خواست پیش از ورود ابن زیاد به مرزوبوم عراق، به او رسد، در کنار دریا رود خازر مجاورت روستایی به اسم باربیثا در ۵ فرسخی موصل به لشکر شام رسید. در نبرد شدیدی که بین عراقیان و شامیان شروع شد، ابن زیاد باخت خورد (محرم ۶۷) و همدم با یارانش به قتل رسید. براساس روایتی از ابومخنف، بیان کننده ابراهیم بن اشتر خویش در نبرد بدن به بدن، ابن زیاد را به قتل رسانید.[۳۳]

نظریه شیعه‌ها درباره عبیدالله
مبادرت عبیدالله علیه امام حسین(ع) و پدید آوردن اتفاق عاشورا، از به عبارتی شروع او‌را بدنام و منفور کرد و خشم اکثری از مسلمانها به ویژه کوفیان را نسبت به او برانگیخت؛ چنان که به نقل منابع، عبدالله بن عفیف ازدی، دربین اول خطبه ابن زیاد بعد از رخداد برخاست و وی و یزید را دشنام‌های مشقت بار بخشید[۳۴] و حتی گفته‌اند که وی مادرش مرجانه را نیز بسیار ملامت کرد.[۳۵]

عبیدالله به سبب ساز نقشی که در رخداد عاشورا داشته، قرن‌هاست که از منفورترین شخصیت‌های تاریخ اسلام نزد شیعه ها به حساب میآید. اسم وی در یک‌سری زیارت‌طومار دارای اسم و رسم، مثلا زیارت عاشورا آمده و گزینه لعن قرار گرفته میباشد.[۳۶]

بنی‌زیاد
مأمون عباسی (حکومت:۱۹۸ـ۲۱۸ق) بعد از به چنگ آوردن یمن و تهامه از ابراهیم بن موسی و اشخاص دیگر، محمد بن ابراهیم بن عبیدالله، مشهور به محمد بن زیاد را امیر یمن کرد.[۳۷] محمد بن زیاد در ۲۰۳ق وارد یمن شد و بعداز 1سال توانست صنعا را بگیرد. وی شهر زَبید را برپا کرد و راس حکومت خود قرار بخشید. بعداز وی (فوت:۲۴۵ق)، فرزندان و نوادگانش تا ۴۰۷ق در صنعا حکومت کردند. فی مابین آن‌ها، اسحاق بن ابراهیم، ملقب به ابوالجیش، زمانبر‌ترین حکومت را داشت.[۳۸]

پانویس
بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۷۵.
موءثر، الاختصاص، ۱۳۷۹ق، ص۷۳.
قمی، روضه خوان عباس، مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا
القمي، الشيخ عباس، نفس المهموم في مصيبة سيدنا الحسين المظلوم، ج۱، ص۳۷۱. شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص ۲۲۶.
نک: الاستیعاب، ج ۲، ص۵۲۵.
زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۱۹۳.
دینوری، خبر ها، الاخبار الطوال، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۲۶۹-۲۷۰؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷.
نک: زرکلی، الأعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۱۹۳.
ابوعلی مسکویه احمد، تجربه الامم، ۱۳۶۶ش، ج۲، ص۲۸.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۶۶- ۱۶۸.
یعقوبی، تاریخ، دار صادر، ج۲، ص۲۳۷؛ طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۷۲.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۸۵-۱۸۷؛ ج۷، ص۲۲۸.
طبری، تاریخ، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۲۲۸.

بازدید : 89
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 10:41


مَعاد از اصول آئین اسلام و ادیان الهی و در اصطلاح متکلمان به معنای رجوع روح به جسم بعداز مرگ و معاش مجدد آدم در روز قیامت میباشد. سازه بر این اصل، همگی آدم‌ها در روز قیامت مجدد زنده می شوند، جاری ساختن آنان در پیشگاه الهی معقول می‌شود و به کیفر یا این که محرک درستکاری یا این که بدکاری خویش حسینیه نصرت مشهد می‌رسند.

معاد در آیین اسلام، بعداز توحید، مهمترین اعتقادوباور و ایمان به آن شرط مسلمانی شمرده شد‌ه‌است. در ۱۴۰۰ تا ۲۰۰۰ آیه از قرآن پیرامون معاد و معاش اخروی حرف آورده شده میباشد. اعتقاد و باور به معاد را ادله اجرای عدل و داد، تندرست جامعه، ناامیدنشدن در رنج‌های معاش، رعایت حقوق و دستمزد بقیه افراد و... آدرس حسینیه نصرت مشهد برشمرده‌اند.

مسلمان ها در تایید اصل معاد اختلافی ندارند؛ ولی در کیفیت آن اختلاف‌لحاظ دارا هستند و در این مورد سه بینش ارائه داده‌اند: اکثری از عالمان مسلمان برای مثال فیلسوفان، به معاد جسمانی و روضه خوان براین باوراند، بیشتر متکلمان معاد را صرفا جسمانی دانسته‌اند و معاد روضه خوانِ صِرف را نیز به فیلسوفان مشاء نسبت داده‌اند. ولی ابن‌سینا، والا‌ترین فیلسوف مشائی، معاد جسمانی را از روش شرع رزرو حسینیه نصرت مشهد پذیرفته بود.

هواداران روضه خوان-جسمانی بودن معاد در تبیین تن اخروی، بینش‌های گوناگونی ارائه داده‌اند: برگشت روح به تن دنیوی مادی، رجوع و برگشت روح به تن مثالی، رجوع روح به تن آسمانی برای مثال این بینش‌ها به شمار شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌رود.

فیلسوفان مسلمان برای ثابت یکی از‌بودن بشر مادی و اخروی، به قضیه نفس و تجرد آن متوسل گردیده و نفس را دلیل وحدت و عینیت بشر مادی و اخروی شمرده‌اند.

برای ثابت قابلیت و وقوع معاد به دلایل زیادی استناد شد‌ه‌است. قابلیت معاد را از روش نشانه‌ها قرآن همانند آیاتی که اشاره به مجدد زنده‌شدن زمین و مثال‌هایی از زنده‌شدن بشر‌ها مانند اصحاب کهف و عُزَیْر دارا هستند، ثابت کرده‌اند. برای ثابت بایستگی و وقوع معاد نیز به دلایلی همانند صادق بودن معبود در با خبر کردن از وقوع معاد، وجود تمایل به حیات جاودانگی در فطرت بشر، صفت عدل و داد و حکمت خدا استناد شد‌ه‌است.

با وجود دلایل گوناگون برای قابلیت و امکان و وقوع معاد، بعضی به انکار معاد پرداخته‌اند. جهالت، غفلت از توان الهی، تمایل بی‌بندوباری و عدم مسئولیت را مثلا عامل ها انکار معاد شمرده‌اند. تردید ها گوناگونی همانند شبهه آکل و مأکول، شبهه اعاده معدوم و شبهه در دانش و توان معبود در وقوع معاد از سوی منکران ارائه گردیده و عالمان مسلمان جواب‌های مختلفی به آن ها داده‌اند.

معاد، از باورهای اعتقادی ادیان آسمانی
یقین به معاد و زنده‌شدن بشر در فقید آخرت، از اصول اعتقادی[۱] و جزو مهم‌ترین باورهای همگی ادیان آسمانی[۲] دانسته شد‌ه‌است. در کتاب «ادیان زنده دنیا»، معاش بعد از مرگ جزو اعتقادات و تعالیم کلیه ادیان به عنوان مثال ادیان الهی، هندو، بودا، تائو و شینتو شمرده گردیده‌است.[۳]

به اطمینان عالمان شیعه، معاد بعد از اصل توحید، مهمترین مهم میباشد که پیامبران الهی، عموم را به ایمان به آن فراخوانده‌اند.[۴] ایمان به معاد و معاش اخروی شرط مسلمانی و منکر آن، سوا زمره مسلمان ها شمرده شد‌ه‌است.[۵]

به گفته محمدتقی مصباح یزدی، در قرآن، اعتقاد و باور به معاد هم‌سنگ اطمینان به خداوند دانسته گردیده و در بیشتراز بیست آیه، واژه «الله» و «الیوم الآخر» با هم به فعالیت رفته‌اند.[۶] در دوازده آیه نیز بعداز ایمان به پروردگار، ایمان آپدیت آخرت آمده میباشد.[۷] مصباح یزدی اعتقاد دارد که از اعتنا در نشانه‌ها قرآن، به دست می آید که نصیب عمده‌ای از سخنان پیامبران و گفت و گو و جدل‌های آن‌ها با عموم، درباره معاد بوده تا جایی که می‌اقتدار ذکر کرد پیامبران برای ثابت معاد، بیشتر از ثابت توحید کوشش کرده‌اند؛ چون عموم به دلیل انکار کارها غیبی و رغبت به بی‌بندباری و عدم‌مسئولیت در تایید اصل معاد، سرسختی بیشتری از خویش آرم می‌دادند.[۸]

اورده شده کلمه معاد در آیه ها قرآن، صرفا یک توشه[۹] و آن هم به معنای لغوی (جای رجوع و برگشت) به‌عمل رفته میباشد؛[۱۰] ولی در بیشتراز ۱۴۰۰[۱۱] یا این که دو هزار آیه از قرآن (حدود یک سوم آیه ها قرآن)[۱۲] پیرامون معاد و معاش اخروی صحبت آورده شده میباشد. نشانه‌هاِ مربوط به معاد در یک سری مجموعه گروه‌بندی گردیده که عبارت‌اند از:

نشانه‌ها مرتبط با بایستگی ایمان به آخرت؛[۱۳]
آیاتی که به پیامدهای انکار معاد پرداخته میباشد؛[۱۴]
نشانه‌ها مربوط به نعمت‌های ابدی فردوس؛[۱۵]
آیاتی که پیرامون عذاب‌های جاودانه دوزخ وجهنم میباشد؛ [۱۶]
آیاتی که به ارتباط جاری ساختن نیک و بد با نتیجه ها آن در قیامت اشاره داراست؛
آیه‌ها مرتبط با قابلیت و امکان و لزوم رستاخیز که به سؤالات و شبهه ها منکران جواب داده میباشد.[۱۷]
مسیحیان نیز با بیان رستاخیز عیسی(ع) و مثال‌های تاریخی از زنده‌شدن اشخاص بعداز مرگ،[۱۸] به وقوع معاد براین باوراند.[۱۹] براساس عهدوپیمان عتیق[۲۰] و نو،[۲۱] کلیه عموم بعداز مرگ به «هاویه» یا این که فقید فوت شده ها می روند که دو نصیب دارااست: یک بخش برای اشخاص شرور که محل عذاب میباشد و قسمتی دیگر برای عادلان که پردیس‌ (پردیس) اسم دارااست.[۲۲] در اعتقادنامه رسولان و اعتقادنامه نیقیّه نیز که دو اعتقادنامه جهانی و مقبول کلیه مسیحیان میباشد، اطمینان و ایمان به معاد و رستاخیز مذکور میباشد.[۲۳]

اورده شده در پیمان عتیق (تَنَخ)، کتاب مقدس یهودیان، اطمینان به معاد بیان نشده میباشد؛ البته در کتاب تَلْمُود، کتابی شامل روایات و احکام یهود، بسیار از معاد کلام آورده شده میباشد.[۲۴] احتمال داده‌اند که در تاثیر تحریف عهدوپیمان عتیق، عبارت‌های مرتبط با معاد حذف گردیده است.[۲۵] با این وجود، در یک فقره از پیمان عتیق آمده میباشد: «یَهُوَه می‌می راند و زنده می‌كند، به قبر فرود میاورد و برمی‌خیزاند».[۲۶]

براساس آئین زرتشت نیز روح بعد از مرگ، از بدن مستقل گردیده و باقی می ماند تا در روز رستاخیز برای محاسبه برخیزد.[۲۷] آورده شده پردیس زرتشتیان مانند فردوس تعریف گردیده در اسلام میباشد؛‌ البته در آیین زرتشت، دوزخ و جهنم، آتشین و سوزان وجود ندارد؛ بلکه جایی بسیار سرد، بدون‌نور و وحشتناک میباشد.[۲۸] آن ها به «پل چینوَت» (پل صراط و جداکننده) نیز براین باوراند.[۲۹]

بازدید : 22
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:03


مسجد غدیر مسجدی در مسیر مکه به مدینه در محل غدیر خم. بنابر گزارش‌های تاریخی این مسجد در محلی سازه شد که رسول اسلام(ص) در آن ایستاد و خطبه غدیر را مشکل کرد و ولایت امام علی(ع) را به عموم ابلاغ حسینیه نصرت مشهد نمود.

این مسجد نزدیک به پنج کیلومتری منطقۀ جُحْفه قرار داشته البته امروزه اثری از آن باقی وجود ندارد. به گفته شهید نخستین (متوفی۷۸۶ق) دیوارهای این جای تا مجال او پابرجا و نمایان آدرس حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.

در احادیث اهل بیت(ع) از این مسجد خاطر گردیده و تلاوت نماز در آن پیشنهاد شده است.

تاریخ و شرایط جغرافیایی
گزارش‌های منابع درباره تاریخ ایجاد کرد مسجد غدیر ظریف وجود ندارد و فقط آن را مدتی بعداز رخداد غدیر بیان کرده‌اند که‌این مقطع نامعلوم رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.


حالت جغرافیایی حوزه‌ غدیر خم
درباره محل آن بعضا به صورتی کلی گفته‌اند مسجد در مکانی سازه شد که رسول(ص) در برگشت از حجة الوداع در آن جای ایستاد، نماز خواند و علی(ع) را تحت عنوان جانشین خویش معرفی کرد.[۱] بعضا نیز به طور جزئی‌خیس به حالت جغرافیایی مسجد پرداخته‌اند؛ تحت عنوان مثال، در کتاب «معجم ما استعجم» شرایط آن فی مابین غدیر و چشمه آب رقم خورده میباشد.[۲] یاقوت حموی نیز در«معجم البلدان» آورده میباشد: «خم موضعی میباشد که در آن چشمه آبی‌رنگ وجود دارااست و میان غدیر و چشمه، مسجد فرستاده(ص) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد جای‌دارد».[۳]

نقل شده بنای مسجد در زمان عثمانی[۴] بر تاثیر سیل حاد شد‌ه‌است[۵] در عین درحال حاضر شهید نخستین در دو کتاب خویش درباره بنای مسجد غدیر گفته میباشد: دیوارهای آن تاکنون باقی میباشد، و آن مسجدی دارای شهرت میباشد، و غالباً رویکرد حاجیان از آن طرف می‌سپری شد.[۶]

محسن امین در کتاب مفتاح الجنات نیز در این زمینه میگوید: این مسجد عامر و دارای اسم و رسم میباشد و برخی از پادشاهان شیعه هند در طول روحانی مرتضی انصاری به تجدید بنای آن پرداخته‌اند.[۷]

فضیلت نماز تلاوت
در منابع روایی شیعه به مسجد غدیر و فضیلت آن اشاره گردیده است. در کتاب کافی باب مستقلی به مسجد غدیر و احادیث مرتبط با آن تخصیص داراست؛ برای مثال نقل گردیده‌است که عبدالرحمن بن حجاج از حضرت موسی بن جعفر(ع) درباره تلاوت نماز در مسجد غدیر خم پرسید. امام در جواب وی فرمود در آن مسجد نماز بگزار، چون نماز در آن فضیلت بسیار دارااست و پدرم مدام به آن پیشنهاد میکرد.»[۸]

محدثان و فقیهان شیعه مبنی بر این احادیث، به فضیلت تلاوت نماز و دعا در آن اشاره کرده‌اند. کشف کننده الغطا (متوفای ۱۲۲۸ق) در این مورد میگوید: امام راست گو(ع) فرمود: نماز در مسجد غدیر مستحب میباشد؛ چون رسول اکرم(ص) در آن جای امیرمؤمنان را به جانشینی خویش معرفی کرد و حق را ظواهر ایجاد کرد و سمت چپ مسجد افضل میباشد زیرا هنگامی امام درست گو(ع) نگاه به سمت چپ مسجد کرد فرمود: این مکان پای نبی آفریدگار(ص) میباشد.»[۹]

روحانی طوسی، ابن حمزه، ابن ادریس، علامه حلّی، حر عاملی، روحانی یوسف بحرانی و صاحب و مالک جواهر از سایر فقهایی می‌باشند که قرائت دو رکعت نماز را در آن مستحب دانسته‌اند.[۱۰]

جستارهای متعلق
غدیر خم
اتفاق غدیر
پانویس
سمهودی، وفاء الوفا، دار الکتب العلمیه،، ج۳، ص۱۷۱.
بکری، معجم ما استعجم، فقیه الکتب، ج۲، ص۳۶۸.
حموی، معجم البلدان، دار صادر، ج۲، ص۳۸۹.
قائدان، تاریخ و اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۱۶۶.
سمهودی، وفاء الوفا، دار الکتب العلمیه،، ج۳، ص۱۷۱.
شهید نخستین، ذکری الشیعة، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۱۱۸-۱۱۷؛ شهید نخستین، الدروس، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۹.
امین، مفتاح الجنات، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۳۳.
کلینی، الکافی، ۱۳۸۸ق، ج۴، ص۵۶۶.
کشف کننده الغطاء، کشف الغطاء، دفتر کار تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، ج۳، ص۷۴–۷۳.
طبسی، «نوشته‌ی‌علمی مسجد غدیر»، میقات حج، ۱۴۰-۱۳۸.

بازدید : 66
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:04


خواجه و هلاکوخان مغول
خواجه نصیر، بعداز حمله دوم مغولان به فرماندهی هلاکو و تسلیم‌شدن قلعه‌های اسماعیلیان، به دربار هلاکو خط مش یافت.[۱۸] به گفته سید محسن امین، خواجه طوسی فارغ از آنکه اقتدار تعیین داشته باشد، با هلاکو همدم شد و در‌حالتی که مقاومت در قبال نیروی مهاجم، خیر از سوی عموم و خیر از سوی حکومت قابلیت و امکان‌پذیر خلا، سعی کرد از ارثیه اسلامی که در معرض هلاکت بود حفظ نماید و به منجر اقدامات وی بود که در غایت بعداز مدتی مغولان به اسلام گرویدند.[۱۹] خواجه طوسی در حمله هلاکو به بغداد در سال ۶۵۵ قمری یار وی حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۲۰]

احداث رصدخانه و کتابخانه مراغه
خواجه نصیرالدین طوسی بعد از فتح بغداد به وسیله هلاکو، ایجاد کرد یک رصدخانه را به هلاکو توصیه کرد؛ با این توجیه که وی با اعتنا به دانشی که در نجوم داراست، میتواند با یاری رصد ستارگان، پاد شاه را از اتفاق ها آتی، زمان قدمت و نسل وی باخبر سازد.[۲۱] این توصیه گزینه پسند هلاکو قرار گرفت و ایجاد کرد آن از سال ۶۵۷ق استارت شد.[۲۲] به گفته سید محسن امین، خواجه نصیر، رصدخانه مراغه را محلی برای روی هم گذاشتن تعداد متعددی از پژوهشگران آن فرصت قرار اعطا کرد و به این سیرتکامل آنان را از کشته‌شدن رهایی داد و نیز سعی متعددی برای گردآوری‌آوری تعداد متعددی از کتاب‌ها و نگهداری آن ها کرد.[۲۳] فعالیت تشکیل داد رصدخانه تا نقطه نهایی قدمت خواجه زمان برد و زیج به دست آمده از این رصدخانه، زیج ایلخانی اسم آدرس حسینیه نصرت مشهد گرفت.[۲۴][یادداشت ۳]

خواجه نصیر همینطور کتابخانه بزرگی در محل رصدخانه مراغه تاسیس نمود و به دستور هلاکو بخش اعظمی از کتاب‌های پر ارزش و سودمندی که از بغداد، دمشق، موصل و خراسان غارت گردیده بود، به آن جابجایی یافت. خویش خواجه نیز مأمورانی به گوشه و کنار بلاد می‌ارسال کرد که جای‌جای کتاب‌های علمی بیابند خریداری نمایند و برای وی بفرستند و خویش هر کجا به کتاب اثر گذار و نفیسی برمی‌خورد، آن‌را می خرید.[۲۵] به نظریه بعضا از مورخان، حدود ۴۰۰ هزار کتاب در کتابخانه مراغه گرد آمده بود.[۲۶] در کتابخانه رصدخانه مراغه، گونه های کتاب از گویش‌های چینی، مغولی، سنسکریت، آشوری و عربی به گویش فارسی ترجمه شد و در دسترس طالبان دانش و محققان رصدخانه قرار گرفت. این رصد منزل در واقعیت راس علمی‌ای بود که در آن، علم ها متعددِ مجال، مثل ریاضی ها، نجوم و علم ها طبیعی، تفحص و درس دادن رزرو حسینیه نصرت مشهد میشد.[۲۷]

حضور در فتح بغداد
ابن تیمیه (۶۶۱ق-۷۲۸ق) از علمای اهل‌سنت، مدعا گردیده است که خلیفه بغداد، به‌فرمان خواجه نصیرالدین طوسی به‌قتل رسیده میباشد؛[۲۸] البته برخی با استناد به نظارت منابع پیش از وی و عدم مشاهده اینگونه مطلبی در آن‌ها، این مقاله را غلط و بهتان به خواجه دانسته‌اند و احتمال داده‌اند که منابع بعد از ابن‌تیمیه به‌تاسی از وی اینگونه مطلبی را آورده‌اند.[۲۹] بعضا دانشمندان معتقدند حضور نصیرالدین طوسی در جریان فتح بغداد به دست مغولان، عاملی برای کاهش غارت و کشتار عموم بوده و با دفاع وی، بخش اعظمی از عالمان از مرگ نجات شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد یافته‌اند.[۳۰]

درگذشت
خواجه نصیر در حالی در ۱۸ ذی الحجه سال ۶۷۲ق درگذشت که برای سامان دادن به کارها اوقاف و پژوهشگران، در بغداد به راز می برد. وی سازه به وصیت خویش در بقعه کاظمین دفن شد.[۳۱] وی همینطور وصیت کرده بود که روی قبرش اشاره‌ای به خصوصیت‌های علمی‌اش نشود و صرفا عبارت «و کَلبُهُم باسِطٌ ذِراعَیهِ بِالوَصید»[۳۲] بر روی سنگ قبرش نوشته گردد.[۳۳]

مذهب
شواهد متعددی مبتنی بر شیعه اثنی عشری بودن خواجه نصیرالدین طوسی در اختیار میباشد؛ ازجمله وی در اکثر وقت ها کتاب‌های کلامی خویش همانند تجرید الاعتقاد، به دوازده امام و وجوب طهارت آن ها اشاره نموده است.[۳۴] همینطور رساله‌های ویژه‌ای دراین مورد نگاشته که از آن گزاره می‌اقتدار رساله «الفرقة الناجیة» و «رسالة فی حصر الحق بمقالة الامامیة» و نیز «الاثنی عشریة» و «رسالة فی الإمامة» را اسم موفقیت.[۳۵] با این درحال حاضر، در فهرست اثر ها خواجه نصیر، کتاب‌ها و رساله‌هایی منسوب به وی وجود داراست که مبتنی بر با تعالیم اسماعیلیان میباشد.[۳۶]

علمای شیعه اثنی‌عشری اکثر اوقات، اصل انتساب این اثرها به خواجه را رد کرده‌اند، البته برخی پژوهشگران و اسلام‌شناسان غربی، معتقد به نوعی دگرگونی مذهبی در خواجه در حین حضور فی مابین اسماعیلیان می باشند.[۳۷] بعضی برپایه این اثر ها بر این باورند که وی بعداز نگهبانی‌بردن به قلعه‌های اسماعیلیان موقتیً به مذهب آن‌ها گرویده و بعد از آن به مذهب شیعه اثنی عشری بازگشته میباشد.[۳۸]

برخی نویسندگان هم بر این باورند که طوسی به‌تیتر یک شیعه دوازده امامی، تقیه به‌فعالیت بسته و برای نگهداری جان خویش، در قلعه‌های اسماعیلی به تألیف کتاب ها و رسالاتش درگیر شد‌ه‌است.[۳۹] عبدالله نعمة این مقاله را که طوسی به‌محض وخیم‌شدن قلعه‌های اسماعیلیان، شیعه اثنی‌عشری بودن خویش را اعلام کرده است، تأییدی بر این لحاظ گرفته میباشد.[۴۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 231
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 330
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 563
  • بازدید ماه : 960
  • بازدید سال : 5904
  • بازدید کلی : 63692
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی