loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 147
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:15


غَزوه ذاتُ‌الرِقاع از غزوات نبی(ص) با مشرکان در سال چهارم هجری میباشد. رسول(ص) زمانی که آگاه شد بستگان بَنی‌اَنمار و بَنی‌ثَعْلَبَه قصد حمله به مسلمانها را دارا هستند، با تنی چند از مسلمان ها به‌سوی معاند جنبش حسینیه نصرت مشهد کرد

. با وصال مسلمان‌ها به حیطه جنگی، معاندان از هراس به قله کوه‌ها متواری شدند و فارغ از آنکه جنگی شکل گیرد غنائمی به دست مسلمانها زمین خورد و آنها به سوی مدینه آدرس حسینیه نصرت مشهد بازگشتند.

مطابق گزارش منابع تاریخی، در‌این غَزوه سیلی سرازیر شد و فی مابین فرستاده(ص) و یارانش مسافت به زمین خورد. درین هنگام یکی مشرکان قصد کشتن رسول(ص) را داشت که با معجزه الهی ناکامی رزرو حسینیه نصرت مشهد خورد.

آوازه این غزوه به اسم ذات‌الرقاع به‌خیال و خاطر وقوع آن در کنار کوهی با قله‌های سرخ، سیاه و سپید میباشد. این غزوه همینطور با اسم‌های غزوه اَعاجِیب، غزوه مُحارِب و بَنی‌ثَعْلَبَة و بَنی‌اَنْمار در منابع تاریخی اسم‌گذاری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

ماجرای پیکار
غزوه ذات‌الرقاع در سال ۴ هجری برای تقابل با مشرکانی از خویشان‌های بنی‌انمار و بنی‌سَعد واقع شد که قصد حمله به مسلمانها را داشتند.

بر طبق گزارشات تاریخی، فردی که از حوزه‌ نَجْد برای فروش کالایش به مدینه میرفت، گروهی از بنی‌انمار و بنی‌سَعد را روءیت کرد که عموم را علیه مسلمان‌ها گردآوری کرده و قصد حمله به آن ها را دارا‌هستند، در حالی که مسلمان ها از این تکان معاندان بی‌خبر بودند.[۱] وقتی که‌این خبر به فرستاده(ص) رسید، عثمان[۲] و بنابر نقلی ابوذر را جانشین خویش در مدینه کرد[۳] و به همدم ۴۰۰ و به قولی ۷۰۰ یا این که ۸۰۰ نفر از صحابه از مدینه برای پیکار خارج رفتند.[۴] وقتی که سپاه اسلام به محل معاندان رسید، کسی را مشاهده نکردند؛ به این دلیل‌که مشرکان به نوک کوه‌ها گریخته[۵] و از آنجا بر سپاه اسلام اِشراف داشتند.[۶] مسلمانها که از حمله غافلگیرانه مشرکان بیمناک بودند[۷] در وقت نماز با نبی(ص) نماز واهمه خواندند.[۸] درین غزوه، نبی(ص) فارغ از آنکه جنگی نماید،[۹] بعد از ۱۵ روز[۱۰] با تصاحب کردن غنائمی [۱۱] به مدینه رجوع و برگشت.[۱۲]

فرصت غزوه
تاریخ‌نگاران در طول وقوع این غزوه اختلاف دارا هستند.[۱۳] واقدی فرصت غزوه را محرم سال چهارم،[۱۴] بَلاذُری محرم سال پنجم،[۱۵] حَلَبی ربیع‌الاول بعداز غزوه بَنی‌نَضیر،[۱۶] و دِهمپا البَکری بعداز غزوه بَدر صُغری[۱۷] بیان کرده‌اند.

بازدید : 136
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:11


صلح آماسیه
نوشته ی علمیٔ مهم: صلح آماسیه
عهد آماسیه اسم پیمانی میباشد که دربین فرمانروا طهماسب صفوی و فرمان روا سلیمان اولیه در سال ۸۸۴ خورشیدی (۹۶۲ قمری / ۱۵۵۵م) در شهر آماسیه (شهری در شمال آناتولی و در ترکیه مدرن) حسینیه نصرت مشهد بسته شد

. این عهدوپیمان با مشخص و معلوم کردن مرز جمهوری اسلامی ایران و عثمانی نهایی بر پیکار‌های دراز برهه زمانی دو کشوربود. این قول ۲۰ سال متانت را میان دو میهن به ارمغان آورد. متن نامۀ سلطان طهماسب ممهور به مهر او به شمارۀ ۸۹۶۸ در بایگانی کتابخانۀ توپقاپی مراقبت آدرس حسینیه نصرت مشهد می شود.[۸]

به موجب این تفاهم نامه ایالت‌های آذربایجان، ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی در مشت دولت کشور ایران قرار گرفت و گرجستان غربی، ارمنستان غربی و میهن عراق به دولت عثمانی واگذار شد. همینطور پادشاه عثمانی موافقت کرد که با رهروان مذهب شیعه با مدارا خلق نماید و از زوار اهل ایران که عازم مکه و مدینه می‌باشند، امان نماید. به ‌علاوه به فرماندهان مرزی نیز تأکید گردد تا از صدور هرگونه دستوری که موجب منازعات مرزی خواهد شد، دوری رزرو حسینیه نصرت مشهد نمایند.

استقرار در پایتخت
با آرامشی که از روش صلح آماسیه در مرزوبوم تولید شد، فرمانروا طهماسب به دوران بیست سال از قزوین خارج نرفت و در‌این بازه زمانی مشغول افتتاح از ثبات و فراغتی که به وجود آمده بود، شوید. طبع فرآورده‌دوست و زراندوزی او به سیرتکامل‌ای بود که چهارده سال نقطه نهایی سلطنت، حقوق و دستمزد لشکریان را نپرداخت و طبیعی بود که سپاهیان از فشار بر عموم ارتزاق شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کردند

که همین دستور سبب نارضایتی عموم و سبب ساز کودتا‌هایی در گیلان به رهبری سید حسین در سال ۹۷۹ ه‍.ق و کودتا تبریز در سال ۹۸۱ ه‍.ش شد که نهایتا هر دو کودتا سرکوب شدند؛ ولی بذرهای معضل و کودتا در زمان‌های پس از سلطنت او خویش را نمایان ایجاد کرد و دوازده سال طولانی شد تا بعد از یک زمان بی‌ثباتی پس از مرگ طهماسب، سلطنت صفوی استقرار و اقتدار خویش را گشوده یابد.[۹]

جابجایی پایتخت
فرمانروا طهماسب به انگیزه قربت تبریز به مرزهای عثمانی و زخم‌پذیری این شهر و غربت تبریز از خراسان که همواره آیتم هجوم ازبکان قرار می‌گرفت، در سال ۹۶۵ ه‍.ق پایتخت خویش را به قزوین منتقل کرد. از این تاریخ تا سال ۱۰۰۶ ه‍.ق (که پادشاه عباس نخستین، اصفهان را به پایتختی تعیین کرد) شهر قزوین پایتخت صفویه بود.

پناهنده شدن همسایگان به کشور‌ایران
از اتفاق ها عمده زمان فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون شاه هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو اتفاق افتاد تأثیر متعددی در رابطه ها کشور‌ایران با هند و عثمانی داشت.[۱۰] در سال ۹۵۰ ه‍.ق همایون فرمانروا هند به انگیزه اختلافاتی که میان وی و شیرخان افغانی چهره داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را سوراخ کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمان روا طهماسب پناهنده شد. پادشاه طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و امر بخشید اورا با احترام تا پایتخت ملازمت و همراهی نمایند. همایون پس از مدتی اقامت در کشور ایران با نیرویی که شاه صفوی در چنگ وی گذاشت، به هند رجوع و برگشت و سلطنت از دست رفته خویش را به دست آورد. این حادثه چنان اثر خیر و خوبی در رابطه ها کشور ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یک سری که اختلافاتی فی مابین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، ادامه یافت.[۱۱]

بازدید : 145
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 11:05


مصاحبت با ائمه(ع)
به گفته آقابزرگ تهرانی عبدالعظیم، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) را شعور کرده و ایمانش را بر امام هادی(ع) عرضه داشته میباشد.[۱۲] در کتاب الاختصاص نیز روایتی امام رضا(ع) بوسیله وی نقل شد‌ه‌است؛[۱۳] با این حالا آیت‌الله خویی، هم‌بعد از ظهر بودن عبدالعظیم با امام رضا(ع) را رد حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۴]

روحانی طوسی عبدالعظیم را از اصحاب امام عسکری(ع) برشمرده میباشد.[۱۵] عزیزالله عطاردی، با نظارت اوضاع و احوال عبدالعظیم حسنی و احادیث او، این نظر را دارد وی چهارتن از امامان (از امام کاظم(ع) تا امام هادی(ع)) را شعور نموده است.[۱۶] از نگاه محمد محمدی ری‌شهری نیز عبدالعظیم امام جواد(ع) و امام هادی(ع) را فهم و شعور کرده و از آنان روایات نقل آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۷]

نقل میباشد که عبدالعظیم باادب و تواضع ویژه‌ای در مجلس امام جواد(ع) یا این که امام هادی(ع) حاضر می شد و امام(ع) نیز او‌را نزد خویش می‌نشاند و از احوالش جویا رزرو حسینیه نصرت مشهد میشد.[۱۸]

معاش در زمانه سرکوب شیعه‌ها
زمانه معاش عبدالعظیم مصادف با حالت خفقان و سرکوب شیعه‌ها بوسیله بنی عباس بود. وی نیز همانند پدرانش سال‌ها پایین تعقیب بود. وی گرچه وقتی که در مدینه، بغداد و سامرا می‌زیست البته طریق تقیه میکرد و نظریه خویش را نهفته می‌داشت، البته با این درحال حاضر آیتم غضب متوکل و معتز شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بود.[۱۹]

سفر به ری
بنابر گزارش‌های تاریخی، عبدالعظیم در حین معتز، خلیفه عباسی، به دلیل اذیت و آزار و خوف از قتل، به فرمان امام هادی(ع) از سامرا به ری -که از مقر‌های اصلی عباسیان بود- سفر کرد. برخی هم نقل کرده‌اند به قصد زیارت قبر امام رضا(ع) به قصد خراسان مسافرت کرد و در ری برای زیارت حمزة بن موسی بن جعفر توقف کرد و در آن‌جا نهان شد.[۲۰]

نجاشی به گزارش احمد بن محمد بن خالد برقی نقل نموده است که عبدالعظیم در حالا فرار و گریز از پاد شاه، به ری آمد و در سرداب منزل یک کدام از شیعه‌ها در محله «سِکة المَوالی» (کوچه و محله دوستان اهل‌بیت) سکونت کرد. وی در به عبارتی سرداب به عبادت می‌پرداخت، روز را روزه می‌گرفت و شب را به عبادت میگذراند. او مخفیانه از خانه خارج می‌آمد و به زیارت قبری می رفت که آن را قبر یکی‌از فرزندان موسی بن جعفر می‌دانست. پیوسته در آن سرداب بود و خبر ورود وی به شیعه‌ها آل محمد یکی از بعد از دیگری می سید تا اکثر شیعه‌ها با او آشنا شدند.[۲۱]

بعضی امامزادگان کشور ایران
اسم امامزاده مقبره از نسل امام شهر، استان
هلال بن علی امامزاده هلال بن علی امام علی (ع) اصفهان-آران و بیدگل
هاشم بن حسن بن یحیی امامزاده هاشم امام علی (ع)
امام حسن(ع) مازندران-آمل
عبدالعظیم حسنی مقبره حضرت عبدالعظیم امام حسن(ع) ری
شرف‌الدین داود الحسنی امامزاده داود امام حسن(ع) طهران-کوه‌های کن
حسن بن حسین بن اسحاق امام حسن(ع) لرستان-الیگودرز
جلال الدین اشرف امامزاده جلال الدین اشرف امام حسن(ع) گیلان-آستانه اشرفیه
محسن بن علی بن حسین (الاثرم) امامزاده محسن یا این که امامزاده کوه امام حسن(ع) همدان
علی‌اکبر بن ابراهیم بن حسین امامزاده علی‌اکبر چیذر امام سجاد(ع) محله چیذر طهران
محمد بن محمد بن زید امامزاده محروق امام سجاد(ع) خراسان رضوی - نیشابور
عبدالله بن حسین بن علی اصغر بن زین‌العابدین امامزاده عبدالله امام سجاد(ع) خوزستان-شوشتر
محمد بن زید بن علی امامزاده محمد بن زید امام سجاد(ع) خوزستان - شوشتر
حسن، حسین، ابراهیم و جعفر مقبره چهار امامزاده قم امام سجاد(ع) قم
اظهر بن علی امامزاده اظهر بن علی امام سجاد(ع) روستای درگزین، شهر رزن، همدان
احمد بن علی امامزاده احمد امام باقر(ع) اصفهان - حسن آباد
علی بن محمد باقر(ع) مشهد اردهال امام باقر(ع) اصفهان - کاشان
علی بن جعفر الصادق سه مقبره منسوب در عُریض (مدینه)، قم و سمنان امام درستگو(ع) مدینه/قم/ سمنان
علی زین العابدین درب امام امام راستگو(ع) اصفهان
جعفر بن علی امامزاده جعفر امام راست گو(ع) یزد
خدیجه خاتون بقاع خدیجه‌خاتون امام درست گو(ع) قم
حمزه بن موسی(ع) در مجاورت آستانه حضرت عبدالعظیم امام کاظم(ع) طهران - ری
حسین بن موسی بن جعفر(ع) علاءالدین حسین امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن موسی بن جعفر(ع) سید میرمحمد امام کاظم(ع) عجم - شیراز
حکیمه دختر امام کاظم(ع) امام کاظم(ع) کهکیلویه و بویراحمد - گچساران
اسحاق بن موسی(ع) مشهدِ نوروروشنایی گرگان امام کاظم(ع) شهر گرگان
اسحاق بن موسی(ع) امامزاده اسحاق بن موسی بن جعفر (ساوه) امام کاظم(ع)
جعفر بن موسی کاظم امامزاده شاهرضا امام کاظم(ع) اصفهان - شهرضا
زینب بنت موسی بن جعفر زینبیه امام کاظم(ع) اصفهان
آقاعلی عباس امامزاده آقا علی عباس امام کاظم(ع) اصفهان - کاشان
باتقوا بن موسی کاظم امامزاده با تقوا امام کاظم(ع) طهران - تجریش
حسین بن موسی بن جعفر امام کاظم(ع) کوفه/ شیراز/ خراسان جنوبی - طبس
محمد بن موسی کاظم امامزاده سبز قبا امام کاظم(ع) خوزستان-دزفول
سید بهاءالدین محمد امامزاده سید بهاء الدین محمد (روضه خوان شبان) امام کاظم(ع) چهارمحال وبختیاری
علی بن حمزه امامزاده فرمانروا میر علی بن حمزه امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن حسن آقامشهید امام کاظم(ع) عجم - فراشبند
یحیی بن موسی کاظم امامزاده یحیی بن موسی امام کاظم(ع) سمنان
عبیدالله بن موسی کوسه هجیج امام کاظم(ع) کرمانشاه - روستای هجیج
سید پاد شاه‌محمد امامزاده سید فرمان روا‌محمد (پیرچوگان) امام کاظم(ع) هرمزگان - رودان
عبدالله بن احمد الشعرانی امامزاده عبدالله امام کاظم(ع) همدان
حسن بن عبدالله امامزاده امام حسن امام کاظم(ع) شهرستان دیلم، استان بوشهر
حبیب بن موسی بن جعفر زیارتگاه حبیب بن موسی امام کاظم(ع) کاشان
خدیجه خاتون مقبره خدیجه‌خاتون امام کاظم(ع) قم
حسین بن علی امامزاده حسین امام رضا(ع) قزوین
جعفر بن علی بن موسی الرضا امامزاده جعفر بن رضا مشهور به امامزاده فرمان روا‌کرم امام رضا(ع) اصفهان
موسی بن محمد امامزاده موسی مبرقع - چهل‌اختران امام جواد(ع) قم
احمد بن موسی مبرقع امامزاده فرمانروا میراحمد یا این که احمد بن موسی مبرقع امام جواد(ع) اصفهان - کاشان
امامزاده اسماعیل امام جواد(ع) عجم - فسا
حسین بن علی النقی شاهزاده حسین امام هادی(ع) همدان
نبو


مدفن و اجر زیارت عبدالعظیم
نوشته‌علمیٔ اساسی: بقاع عبدالعظیم حسنی

امام خمینی در بقاع عبدالعظیم حسنی
عبدالعظیم در شهر ری وفات یافت و در همانجا دفن شد[۲۲] آرامگاه وی به مسجد شجره (به معنای مسجد درخت) دارای شهرت میباشد.[۲۳] این نامگذاری به خوابی اشاره داراست که در آن رسول(ص) محل دفن یکی‌از فرزندانش را کنار درخت سیب در باغی در ری پیش‌بینی کرده بود.[۲۴]

مبنی بر روایتی که از امام هادی(ع) بیان شده اجر زیارت قبر عبدالعظیم هم‌تراز زیارت امام حسین(ع) میباشد.[۲۵] محققان این ماجرا را آرم رده عبدالعظیم[۲۶] و یا این که آگاهی امام هادی برای نگهداری شیعه‌ها از مخاطرات زیارت امام حسین(ع) می دانند.[۲۷] با این هم اکنون علی‌اکبر غفاری اعتقاد دارد این صحبت ممکن میباشد ناظر به موقعیت خاصی باشد. او برابری این دو زیارت را بعید میداند، البته مطابق قاعده تسامح در دلیل سنن و خبر ها اینجانب بلغ این نظر را دارد زیارت عبدالعظیم با نیت اجر زیارت امام حسین(ع) می تواند شامل ادب الهی خواهد شد.[۲۸]

بازدید : 39
چهارشنبه 12 شهريور 1404 زمان : 15:08


بعداز رحلت فرستاده(ص)
همینطور ملاحظه کنید: غصب خلافت و بی سر و صدا بیست و پنج ساله
«فَصَبْرَتُ وَ فِى العَيْنِ قَذًى، وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً، أرى تُراثىِ نَهْباً»
«به حوصله گراییدم؛ در حالی که چشم از خار اندوه حسینیه نصرت مشهد خسته بود و نوا در گلو شکسته، می‌دیدم میراثم به غارت می‌رود.»

نهج‌البلاغه، خطبه سوم(خطبه شقشقیه) کلام امام علی(ع) در باره طاقت و صبر زمانه ۲۵ ساله قبل آدرس حسینیه نصرت مشهد از خلافت[۷۸]

فرستاده(ص) در صفر سال ۱۱ هجری درگذشت.[۷۹] علی(ع) بعد از رحلت رسول(ص) و در ۳۳ سالگی به امامت رسید.[۸۰] علی(ع) سرگرم کفن و دفن نبی بود که گروهی در سقیفه، ابوبکر را برای خلافت برگزیدند. بعد از خلافت ابوبکر، امام علی(ع) آغاز از بیعت دوری کرد[۸۱] اما آخر و عاقبت با وی بیعت رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.

[۸۲] شیعه‌ها معتقدند این بیعت بدون میل بوده[۸۳] و روحانی اثر گذار این نظر را دارد امام علی(ع) هیچ گاه بیعت نکرده میباشد.[۸۴][۸۵] به نظریه شیعه، یاران خلیفه برای تصاحب کردن بیعت به منزل علی(ع) حمله کردند[۸۶] که طی آن فاطمه(س) جراحت روئت کرد و فرزندش سقط شد.[۸۷] در همین روزها، ابوبکر فدک را غصب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد

[۸۸] و علی(ع) به دادخواهی از فاطمه(س) برخاست.[۸۹] فاطمه(س) بعد از حادثه حمله به منزل، در بستر بیماری زمین‌خورد و بعداز بازه زمانی کوتاهی در سال یازدهم هجری به شهید شدن رسید.[۹۰]

ابوبکر در سال ۱۳ هجری درگذشت[۹۱] و طبق وصیت وی قدمت بن خطاب به خلافت رسید.[۹۲] قدمت در ماه محرم سال ۱۴ هجری، برای نزاع با ساسانیان از مدینه بیرون شد و در سرزمینی با اسم صرار، اردو زد. وی امام علی(ع) را به مکان خویش در مدینه قرار اعطا کرد تا خویش فرماندهی نزاع را به ذمه بگیرد، ولی بعد از مشورت کردن با برخی صحابه برای مثال امام علی(ع)، از تصمیم خویش قیدش را زد و سعد بن ابی‌وقاص را به مبارزه ارسال کرد.

[۹۳] معادیخواه با استناد به نقلی از ابن اثیر گفته میباشد علی(ع) در روزگار خلیفه دوم، جز در سال‌های در آغاز آن، منصب قضاوت داشته میباشد.[۹۴][۹۵] در سال شانزدهم (یا این که هفدهم) هجری[۹۶] به توصیه علی(ع) و تایید قدمت، سفر فرستاده(ص) از مکه به مدینه تحت عنوان مبدأ تاریخ اسلامی معین شد.[۹۷][۹۸] در سال ۱۷ هجری[۹۹] قدمت برای فتح بیت‌المقدس راهی شام شد و امام علی(ع) را جانشین خویش در مدینه قرار بخشید.

[۱۰۰][۱۰۱] در امسال[۱۰۲] قدمت بعداز پافشاری و ترساندن با ام کلثوم دختر امام علی(ع) و فاطمه(س) وصلت کرد.[۱۰۳][۱۰۴] جانشینی علی(ع)، در مهاجرت سال ۱۸ هجری قدمت به شام نیز تکرار شد‌ه‌است.[۱۰۵] قدمت بعداز ترور و قبل از درگذشتش در سال ۲۳ هجری،[۱۰۶] شورایی شش‌نفره برای گزینش خلیفه پس از خویش ایجاد کرد

[۱۰۷] که علی(ع) عضو آن بود.[۱۰۸] قدمت، عبدالرحمن بن عوف را تحت عنوان فرد گزینش‌کننده در شورا معرفی کرد. عبدالرحمن آغاز از امام علی(ع) خواست به شرط شغل به کتاب خداوند، سیره نبی و سیره ابوبکر و قدمت ذمه ‌دار خلافت گردد، ولی امام علی(ع) شرط فعالیت به سیره شیخین را نپذیرفت و اظهار کرد «آرزو آن دارم که در محدوده علم، بضاعت و توان و اجتهاد خویش به کتاب معبود و سنت فرستاده پروردگار(ص) فعالیت کنم».[۱۰۹] عبدالرحمن بعداز آن شروط ذکر شده را با عثمان بن عفان میان گذاشت و بعداز جواب مثبت وی، او را ذمه ‌دار خلافت کرد.[۱۱۰]

بازدید : 66
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:24


تامین و تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران

بدرالدین حوثی در کنفرانس وحدت اسلامی در جمهوری اسلامی ایران ۱۳۷۴ش
بدرالدین حوثی از حامیان انقلاب اسلامی کشور‌ایران بود.[۱۳] میگویند وی توفیق‌ نظامی کشور‌ایران در نبرد کشور‌ایران و عراق و نزاع‌های داخلی را با شلیک گلوله پای کوبی می‌گرفت.[۱۴] همینطور خیزش فکری تکان انصارالله یمن که او بابا معنوی آن به شمار می‌رود را الهام‌گرفته از انقلاب اسلامی کشور ایران می دانند.[۱۵] سیاست‌های وی و فرزندانش را نیز همسو با سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۱۶]

بدرالدین در سال ۱۹۹۴م به‌همدم فرزندش حسین به کشور‌ایران مهاجرت کرد.[۱۷] برخی رجوع او به یمن را در سال ۲۰۰۲ تیتر کرده‌اند[۱۸] و بعضی دیگر زمان اقامت او در جمهوری اسلامی ایران را 1 سال بیان نموده‌اند.[۱۹] بعضی مدعا گردیده‌اند که وی و فرزندش در کشور‌ایران ذیل‌تأثیر مذهب شیعه اثناعشری قرار گرفتند. به همین عامل انصارالله را حرکت شیعی دوازده‌امامی دانسته‌اند؛ ولی حوثی‌ها این داعیه را رد کرده و بر زیدی‌بودن خویش تأکید دارا آدرس حسینیه نصرت مشهد هستند.[۲۰]

شغل‌های سیاسی
بدرالدین، بعد از شهید شدن فرزندش حسین، رهبری تکان انصارالله را بر ذمه گرفت.[۲۱] وی با یاری برخی از عالمان زیدی حزب الحق را تأسیس کرد.[۲۲] حوثی از اعضای شاخص این حزب بود[۲۳] که به‌برهان بروز اختلافات درین حزب، از آن غیر وابسته شد و حزب شَباب‌المؤمن را تأسیس رزرو حسینیه نصرت مشهد نمود.[۲۴]

خرابی، عدم عملکرد دولت و نفوذ و دخالت بیگانگان خصوصا ایالات متحده در یمن، موجب شد تا بدرالدین حوثی شاگردان خویش را به نبرد علیه دولت دعوت نماید.[۲۵] این رویارویی به تضارب نظامی رسید و بدرالدین ناچار به شکاف شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد یمن شد.[۲۶]

گفته میشود بدرالدین چند توشه غرض ترور نافرجام قرار گرفته میباشد. در غرض‌قراردادن وی در روستای الخرب، تنی چند از اشخاص خانواده‌اش کشته شدند.[۲۷] همینطور عملیات ناموفق ترور وی در سال ۲۰۰۵م، موجب استارت مبارزه دوم حوثی‌ها با دولت یمن شد و با تصور کشته‌شدن بدرالدین، نزاع متوقف شوید.[۲۸]

خصوصیت‌های اخلاقی
عالمان هم‌بعد از ظهر بدرالدین حوثی، به تعریف‌و‌تمجید از وی پرداخته‌اند.[۲۹] مَجدالدین مؤیدی، او‌را فقیدِ دلیل دانسته و پندار اورا ستوده میباشد.[۳۰] حسین بن حسن، اورا به زهد، زهدو تقوا، تواضع و عبادت تعریف کرده و او را مدافع مدرسه اهل‌بیت معرفی نموده است.[۳۱] همینطور به‌گفته عبدالملک حوثی، بدرالدین با قرآن، مأنوس بود و اهتمام متعددی به آن داشت.[۳۲] انس وی با قرآن موجب شد به وی کنیه فَقیه القرآن داده خواهد شد.[۳۳]

بازدید : 20
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 15:09


بَیْتُ الْاَحْزان فی مَصائبِ سَیّدةِ النِّسْوان کتابی تاریخی، درباره زندگانی حضرت زهرا(س) و به گویش عربی ، نوشته روضه خوان عباس قمی از علمای شیعه قرن چهاردهم قمری. وی این تاثیر را در سال ۱۳۳۰ق نگاشته و در یک‌سری باب از به دنیاآمدن تا شهید شدن تهیه و تنظیم کرده و فقط به ذکر اتفاق ها تاریخی پرداخته میباشد. این تاثیر، چندبار به لهجه فارسی ترجمه و منتشر شد‌ه‌است. محمد محمدی اشتهاردی، بَیْتُ الْاَحْزان را ترجمه و به اسم «سختی‌ها و فریادهای فاطمه درود الله علیها» یار با پیشگفتار‌ای از آیت‌الله مکارم شیرازی منتشر حسینیه نصرت مشهد نموده است.

مؤلف
نوشته ی علمیٔ اساسی: روضه خوان عباس قمی
عباس بن محمد رضا القُمی (۱۲۹۴-۱۳۵۹ق) دارای اسم و رسم به روحانی عباس قمی و نیز محدّث قمی، فقیه شیعه قرن چهاردهم قمری میباشد. وی محدّث، مورخ و خطیب بود. مفاتیح الجنان، سفینة البحار و منتهی الآمال از مشهورترین تألیفات اوست. محدث قمی در سال ۱۳۵۹ ق در نجف درگذشت و در بقاع علی بن ابیطالب(ع) آدرس حسینیه نصرت مشهد دفن شد.

تاریخ تألیف و اسم کتاب
تألیف کتاب در سال ۱۳۳۰ق در قم انجام یافته میباشد.[۱] محدث قمی در پیشگفتار، اسم کتاب را «بیت الاحزان فی مصائب سیدة النسوان» معرفی می‌نماید،[۲] ولی در برخی چاپ‌ها با اسم «بیت الاحزان فی بیان احوالات سیدة نساء العالمین» آمده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳]

محتوا
محدث قمی در چهار باب به زندگانی حضرت زهرا(س) پرداخته و در هر باب، مباحث زیادی را مطرح نموده است. شیوه مؤلف، تحلیلی وجود ندارد و در برخی موردها فقط به نظارت روایات پرداخته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.

ابواب کتاب
سازه بر آنچه مؤلف در پیشگفتار کتاب گفته، بیت الاحزان دربردارنده ابوابی میباشد، البته اشاره به تعداد آن نشده و ازآنجاکه متن کتاب به طور پیوسته درج شده و عنوان ندارد، در چاپ‌ها و ترجمه‌های متفاوت، ترتیب ابواب به طور انواع گوناگون آمده میباشد.

باب نخستین: به دنیا آمدن، اسم‌ها و لقب‌ها
باب دوم: فضیلت ها حضرت فاطمه(س) (مصحف فاطمه، مقام وی نزد پروردگار، زهدوتقوا و پارسایی وی، فاطمه بعداز رحلت نبی (ص)، تزویج حضرت زهرا)
باب سوم: خبر ها سقیفه و احوالات بعداز رحلت نبی(ص) (خیانت‌های منافقان، کیفیت بیعت به چنگ آوردن از امیرمؤمنان، احتجاج حضرت زهرا(س) با ابوبکر، حادثه ها منزل حضرت فاطمه(س)، حریق زدن در، غصب فدک، کثرت اندوه و شیون فاطمه، عزاداری و سوگواری حضرت زهرا(س) کنار قبر بابا، سخنان حضرت به خلیفه اولیه و دوم در بستر بیماری، عیادت زنان مهاجر و انصار، وصیت و شهیدشدن حضرت فاطمه(س)، دفن وی و شکوائیه امیر‌مومنان).[۴]
نسخه ها خطی

بازدید : 44
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:10


حزب‌الله یا این که مقاومت اسلامی لبنان گروهی سیاسی و نظامیِ شیعه در لبنان میباشد که در سال ۱۹۸۲م به مراد تقابل با اسرائیل و با تامین کشور‌ایران تأسیس شد. این حزب کار بر ضد اسرائیل را با عملیات‌های استشهادی استارت کرد. بعد از آن اقتدار نظامی خویش را ارتقاء اعطا کرد و با موشک کاتیوشا و پیکار‌های چریکی، به تقابل با اسرائیل حسینیه نصرت مشهد پرداخت.

تا کنون (۲۰۲۴) یک‌سری توشه فی مابین حزب‌الله و اسرائیل تضارب نظامی درگرفته که برای مثال ‌آنان پیکار ۳۳روزه میباشد. این پیکار را اسرائيل با غرض خلع‌سلاح حزب‌الله و آزادسازی دو نظامی‌اش شروع کرد که در عملیات حزب‌الله با اسم الوعد الصادق به اسارت حزب‌الله درآمده بودند. همینطور بعد از عملیات گردباد‌الاقصیٰ در ادامه امان حزب‌الله از حماس و عموم نوار غَزّه، زد خورد‌های در بین ارتش رژیم صهیونیستی و نیروهای حزب‌الله آدرس حسینیه نصرت مشهد لبنان تشدید شد،

در‌این تنش‌ها حزب‌الله با مقصود توقف کشتار عموم غزه بوسیله اسرائیل، هدف ها نظامی در شمال کشور‌های اشغالی را مقصود قرار می‌اعطا کرد، اسرائیل نیز تنی چند از اعضاوجوارح و فرماندهان حزب‌الله مثلا سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله را ترور کرد. قبل از سید حسن نصرالله، سید عباس موسوی دبیرکل این حزب را بر ذمه داشت وی نیز به وسیله رژیم صهیونیستی ترور گردیده بود. نعیم قاسم در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۴م و حدود یک ماه بعد از شهید شدن سید حسن نصرالله سومی دبیرکل حزب‌الله رزرو حسینیه نصرت مشهد شد.

حزب‌الله در سوریه در امان از حکومت این مرزو بوم، به نبرد با نیروهای تکفیری نیز پرداخته میباشد. این حزب همینطور عمل‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دارااست. کانال تلویزیونی المنار وابسته به حزب‌الله شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.

تاریخچه و مورد‌های صورت‌گیری
حزب‌الله لبنان در سال ۱۹۸۲م با پناه ایران صورت گرفت.[۱] ابتدا یک‌سری سال مخفیانه علیه اشغالگران صهیونیستی شغل میکرد. در ۱۱ نوامبر ۱۹۸۴م موازی با ۲۰ آبان ۱۳۶۱ش، احمد جعفر قصیر عملیاتی استشهادی علیه نظامیان اسرائیل در جنوب لبنان اعمال اعطا کرد که تنی چند از آنها کشته شدند. در ۱۶ فوریه ۱۹۸۵ موازی با ۲۷ بهمن ۱۳۶۳ش، هم زمان با عقب‌نشینی اسرائیل از صیدا، حزب‌الله مسئولیت عملیات شهید شدن‌طلبانه احمد جعفر قصیر را برعهده گرفت و ایدئولوژی و استراتژی خویش بر پایه ی تقابل با اسرائیل را به طور رسمیً خاطرنشان کرد.[۲]

به گفته حسین دهقان از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بعداز عملیات بیت‌المقدس در ۱۳۶۱ش در نزاع دربین جمهوری اسلامی ایران و عراق، اسرائیل به لبنان حمله کرد. گروهی از فرماندهان سپاه برای فراگیری نیروهای لبنانی برای تقابل با اسرائیل به لبنان اعزام شدند. آنان خلال یادگرفتن نظامی، به ساخت‌و‌ساز وحدت فی مابین تیم‌های مربوط به جمهوری اسلامی ایران نیز پرداختند که در غایت به صورت‌گیری حزب‌الله انجامید.[۳] به گفته نعیم قاسم نائب رئیس دبیر تمام حزب‌الله، امام خمینی این مجموعه‌ها را برای فراگیری نظامی به لبنانی‌ها پیامبر بود. اما پیش‌خیس، تشکل‌های تکان اَمَل، حزب‌الدَّعوه، تجمع علمای حرم و کمیته‌های اسلامی برای تشکیل حزب واحدی در قبال اشغالگری اسرائیل، به توافق رسیده بودند و طرح آن آیتم موافقت امام خمینی هم قرار گرفته بود.[۴]

بازدید : 35
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:29


افسوس وی در نقطه پايان قدمت
از ابوبکر در بستر بیماری سخنانی تحت عنوان وصایای او اورده شده که بعضی از آنان مرتبط با جانشینی قدمت و اعتراضاتی میباشد که دراین مورد به او میشد و بعضی دیگر مرتبط با مسائل فردی و به جا مانده و تسویه اکانت با بیت‌المال حسینیه نصرت مشهد میباشد.

[۱۸۵] در کنار این سخنان، سخنی ممتاز از آنان و با اختلاف مقداری در لفظ و معنا در منابع از او گفته شده که از جهت آشنایی نهان او در نقطه نهایی معاش و تبیین بعضا از رویدادها تاریخ اسلام دارنده ارزشی خاص میباشد. این سخنان را او در جواب واپسین جملا‌ت عبدالرحمن به وی گفته بود: «... تو پیوسته باتقوا و مصلح بوده‌ای، بر چیزی از عالم ناراحتی آدرس حسینیه نصرت مشهد مخور»

و ابوبکر جواب داده میباشد: «بله، بر چیزی از عالم افسوس نمی خورم، مگر برای سه شغل که کرده‌ام و کاش نکرده بودم و سه شغل که نکردم و کاش کرده بودم و سه چیز که کاش خویش جواب آنان را از فرستاده(ص) پرسیده بودم. ولی آنچه دوست دارم که نمی‌کردم یکی‌از آن میباشد که کاش منزل فاطمه(س) را حتی در حالتی که به قصد نبرد بر ضد اینجانب بسته رزرو حسینیه نصرت مشهد بودند،

نگشوده بودم و دیگر آنکه کاش فجائه سلمی را نسوزانده بودم، کشته بودم یا این که آزاد کرده بودم، سوم آنکه کاش در روز سقیفه بنی ساعده فعالیت خلافت را به گردن یک کدام از این دو مرد قدمت و ابو عبیده افکنده بودم که یکی‌از آن دو امیر می شد و اینجانب وزیر؛... البته آن سه فعالیت که نکردم و کاش شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرده بودم،

یک کدام از اینکه اشعث بن قیس را که به اسارت پیش اینجانب آوردند، کاش گردنش را زده بودم، چون به گمان اینجانب، او جای جای شرّی می‌بیند به امداد‌اش می‌شتابد و دیگر آنکه کاش زمانی که خالد بن ولید را به مبارزه مرتدان فرستادم، خویش در ذوالقصه باقیمانده بودم و فراهم مبارزه و کمک بودم، و سوم آنکه کاش هنگامی که خالد را به شام گسیل داشتم، قدمت را نیز به عراق رسول بودم تا به‌این‌سان دو دست خود را در روش پروردگار باز بودم». بعد دست‌های خود باز و افزوده میباشد: کاش از رسول آفریدگار(ص) پرسیده بودم که خلافت از آن که می باشد تا هیچ‌کس بر رمز آن به ستیزه برنخیزد و کاش پرسیده بودم که آیا دختر اخوی و عمه ارث میبرند یا این که خیر؟ چون در‌این‌باره مطمئن نیستم».[۱۸۶]

پانویس
ابن اثیر الجزری، اسدالغابة، ۱۲۸۶ق، ج۳، ص۲۲۳.
ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰م، ص۱۶۷.

بازدید : 38
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:10


مذهب و مدرسه فکری حسن بصری
درباره مدرسه فکری حسن حادثه حیث نیست؛ او‌را معتزلی، شیعی، در‌پی مذهب مرجئه و معتقد به مبانی اشاعره دانسته‌اند. [۷۹] بعضی از ابن ابی العوجا، که آغاز محصل حسن بود و بعد از زندیقان شد، ماجرا کرده‌اند که حسن گاهی به سوی قدریان و هنگامی به سمت جبریان متمایل می‌گردیده‌است.[۸۰] ولی به لحاظ می رسد با استناد به گفته وی نمی‌اقتدار مطلبی را اثبات کرد. افزون بر آن که سخنان و احادیث حسن در تخطئه جبر و قدر و تأیید موضع شیعه در این مورد، بارها در متن ها شیعی گزینه استناد و ثنا قرار حسینیه نصرت مشهد گرفته میباشد.[۸۱]

عبدالرحمان بدوی[۸۲] نیز بر مبنا دوری حسن از جواب به سوال حجاج درباره امام علی(ع) و عثمان، اورا از نهاد‌گذاران مرجئه دانسته میباشد. البته حسن بارها معاویه، یزید و حجاج و بخش اعظمی دیگر از قدرتمندان را محکوم کرده و حتی حکمرانان بعدازظهر خویش را منافق خوانده میباشد.[۸۳] همینطور اقوال و احادیث به جامانده از حسن راجع‌به مضمون‌ ایمان، حکایت از مخالفت جدّی وی با مرجئه آدرس حسینیه نصرت مشهد داراست.[۸۴]

برخی هم بر آن‌اند که حسن، بعد از ترساندن شدن، از اظهار مخالفت با نظریه عامه سنّیان درباره قدر بازایستاده میباشد.[۸۵] ولی در شرایطی‌که هم اثبات گردد که حسن در پاره‌ای مورد ها به یکی‌از دو طرف جبر یا این که سپردن رغبت یافته میباشد، بایستی این گفته‌ها را با کل گفتگوها وی رزرو حسینیه نصرت مشهد سنجید.

از زمانه حسن تاکنون درباره وی گزارش‌هایی مطرح بوده میباشد که بعضی آن را حاکی از مخالفت حسن با امامان شیعه، خاصه امام علی(ع)، دانسته‌اند. به عنوان مثالً طبرسی[۸۶] ماجرا نموده است که در بصره علی(ع) از حسن استدلال کمپانی نکردنش در نزاع جمل را پرسید و حسن عامل آن را جهنمی بودن قتل کننده و کشته شده اذعان کرد. طبق روایتی دیگر،[۸۷] بعد از نبرد جمل و ورود امام علی به بصره، آن حضرت خطاب به حسن که قصد نگارش عرایض وی را داشت گفته بود هر امتی سامری‌ای داراست و سامری این امت حسن میباشد که اطمینان به نبرد کردن ندارد. همینطور نقل گردیده است که حسن عمداً در کربلا به سپاه امام حسین(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نپیوست.[۸۸]

درباره دو ماجرا اولیه بایستی اعلام کرد که خلال آنکه فاقد سندند، به نظر تاریخی نیز نمی‌توانند صحیح باشند، چون پیکار جمل در سال ۳۶ق وقوع افتاد و حسن در‌این مجال حداکثر پانزده ساله بود. ولی قبل از دعوا مدرک و موضوع تاریخی این دو ماجرا و نیز احادیث دیگری که در تأیید اقدامات علی(ع) در نزاع جمل از حسن بیان شده،[۸۹] روحانی اثرگذار در امالی[۹۰] قصه اولیه را به سیرتکامل دیگری نقل نموده است. در آنجا حسن خیر فقط جواب بی‌ادبانه‌ای به سؤال امام نداده، بلکه حتی از وی موعظه مراد میباشد. ولی در امر داستان سوم، حضور نیافتن حسن در کربلا می تواند به‌این ادله باشد که به موقع از ورود سپاه امام به کربلا آگاه نشد، همچنان که هیچ یک از رجال بصره، که قصد کمک کردن امام حسین(ع) را داشتند، مجال پیوستن به امام را نیافتند. به علاوه، ابن زیاد همگی رویه‌هایی را که به آن مرزوبوم منتهی میشد بسته بود. دیگر آنکه نقل میباشد که حسن چنان به اهل بیت علیهم السلام دلبستگی داشت که با شنیدن خبر شهید شدن امام حسین(ع)، به شدت گریست و بعد از آن اذعان کرد: «‌خداوند خوار نماید امتی را که فرزند پیامبرش را کشت‌».[۹۱]

حسن در اشاعه برخی معتقدات که امامان شیعه یاد دادن می‌دادند و نیز آموزه‌هایی که تیم آموزه‌ای شیعه را تشکیل میدهند، گامهای بلندی برداشت، از آن پاراگراف میباشد: نفی رؤیت باری گرانقدر، شفاعت، مهدویت، امامتِ امامان اهل بیت و شمار آن ها، تخطئه قیاس، تقیه، سرانجام فرزندان نامسلمانان، معراج نبی صلی اللّه علیه وآله وسلم، خطاهای فاحش خلفا، نکاح موقت، زمینه ارثیه رسول صلی اللّه علیه وآله وسلم، تقدیس بزرگان شیعه همانند سلمان و عمار یاسر.[۹۲]

او همینطور امامان شیعه را ثنا نموده است. برای مثالً از علی(ع) تحت عنوان ربّانی این امت و شایسته ترین شخص امت رسول(ص) و اولیه مؤمن و نمازگزار با او و از همسر و دو فرزندش تحت عنوان شایسته ترین کسان بعد از او خاطر کرده و نیز، به گزارش عبدالله بن مسعود، گفته میباشد که در قیامت، علی(ع) بر کرسی فروغ و روشنایی نشسته میباشد و صرفا کسی می تواند از صراط بگذرد که ولایت وی و اهل بیت او‌را داشته باشد.[۹۳]

بازدید : 75
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:18


صُهَیب بن سِنَان بن خالد(صاحب) بن عبد و بنده عمرو بن عقیل بن عامر، (درگذشت ۳۸ق بنابر نقل معروف)، از صحابه و اولیه مسلمان ها که به طور همزمان با عمار اسلام آورد و بعداز مسافرت نبی، در قُبا خویش را به آن‌حضرت حسینیه نصرت مشهد رساند.

وی در همه غزوات نبی حضور یافت. او در روزها بیماری خلیفه دوم، از سوی وی بر عموم نماز گزارد. بعداز درگذشت قدمت، طبق وصیت وی بر لاشه‌اش نماز خواند. او بعداز قتل عثمان با امام علی(ع) بیعت نکرد. در کتاب الاختصاص روایتی در مذمت وی نقل گردیده‌است. به گفته زرکلی او ۳۰۷ حدیث آدرس حسینیه نصرت مشهد نقل نموده است.

نسب و کودکی
نسب صهیب به سه شکل تحت در منابع تاریخی آمده میباشد:

صهیب بن سنان بن خالد بن مخلوق عمرو بن طفیل بن عامر بن جندلة بن کعب بن سعد بن خزیمة بن کعب بن سعد[۱]
به گفته واقدی: صهیب بن سنان بن خالد بن مخلوق عمرو بن عقیل بن کعب بن سعد.[۲]
به گفته ابن اسحاق: صهیب بن سنان بن صاحب و مالک بن بنده عمرو بن عقیل بن عامر بن جندلة بن جذیمة بن کعب رزرو حسینیه نصرت مشهد بن سعد[۳]
صهیب بن سنان، از قوم نمر بن قاسط بوده[۴]، اساسا اهل عراق و در کنار دجله مجاورت موصل سکونت داشتند، بابا و عمویش از فرمانداران کسری بر مرزو بوم أبلّه بودند، در یکی مبارزه‌های روم و جمهوری اسلامی ایران صهیب اسیر رومیان شوید. او‌را به روم بردند و در آنجا پروش یافت، از این‌رو به وی صهیب رومی می گویند[۵] و به همین جهت در لهجه لکنت داشت، برخی از اشخاص قوم و قبیله کلب اورا با عده ای از بردگان از روم خریداری کردند و در مکه به عبدالله جدعان فروختند، عبدالله اورا آزاد ایجاد کرد.[۶] در منابع تاریخی از وی با غلام عبدالله بن جزعان نیز خاطر گردیده‌است. نبی نیز اورا ابویحیی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نامید.[۷]

روزگار فرستاده
اسلام آوردن
صهیب و عمار یاسر بعداز سی و یک سری نفر مسلمان شدند.[۸] وقتی‌که رسول(ص) با عده ای از مسلمان ها در منزل ارقم مخفی بودند، عمار یاسر جلو منزل ارقم معطل اذن بود که صهیب هم رسید، عمار پرسید برای چه به اینجا آمدی؟ صهیب ذکر کرد: تو برای چه آمده‌ای؟ عمار خاطرنشان کرد: آمده‌ام تا سرویس نبی آفریدگار‌(ص) رسیده و گفتارش را بشنوم، صهیب اذعان کرد: غرض اینجانب هم همین میباشد. هر دو وارد شدند. رسول(ص) اسلام را به آنان توصیه کرد و آن دو مسلمان شدند.[۹]

نبی میان وی و حارث بن صمه، عقد اخوت برقرار کرد.[۱۰]

مهاجرت
بعد از سفر فرستاده(ص)، صهیب به قصد مدینه تکان کرد. کفار قریش به تعقیب وی برخاستند. صهیب تیری به چله کمان بنیان و ذکر کرد کلیه من‌را می شناسید در تیراندازی مهارت بدون نقص دارم، در شرایطی‌که از اینجانب دست نکشید واپسین تیری که در ترکشم می‌باشد به عمل برده، آنگاه با خنجر با شما می جنگم؛ علاوه اینجانب برای شما سودی ندارم. محل اموالم را به شما نشانه می ‌دهم تا آنها‌را تصرف نمایید و از اینجانب دست بکشید. آن‌ها به‌این معامله راضی شدند و برگشتند، وی به منش خویش خاطر نشان نمود تا در قبا خویش را به رسول(ص) رسانید.[۱۱]

وی و حضرت علی(ع)، واپسین اشخاصی از مهاجرین بودند که در نصفه ربیع الاول در قبا به فرستاده(ص) پیوستند.[۱۲]

بعضی شأن نزول آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ»﴿۲۰۷﴾ (ترجمه:و از فی مابین عموم کسی میباشد که جان خویش را برای طلب خشنودی آفریدگار می فروشد.)[بقره–۲۰۷] را در ارتباط با وی دانسته‌اند.[۱۳] ولی پر اسم و رسم این میباشد که‌این آیه در شان حضرت علی در لیلة المبیت نازل گردیده است.[۱۴][۱۵]

صهیب در بدر[۱۶]، احد، خندق و بقیه پیکار‌های نبی کمپانی داشت.[۱۷] رسول اکرم(ص) درباره وی فرمود: «جلوداران چهار نفرند؛ اینجانب جلودار اعراب، صهیب جلودار رومیان، سلمان جلودار عجم‌ها و بلال جلودار حبشی‌هااست.»[۱۸]

بعداز نبی
خلیفه دوم، عشق خاصی به صهیب داشت[۱۹]، از این رو سازه بر وصیت وی، صهیب بعداز مرگش بر لاشه وی نماز خواند.[۲۰] در ایامی که خلیفه دوم در بستر افتاده بود، امر کرد، تا صهیب با عموم نماز بخواند[۲۱]، وی با این فرمان تا بعداز خاتمه یافتن فعالیت شورای خلافت برای عموم نماز میخواند.[۲۲]

پس از قتل عثمان، صهیب از افرادی بود که با علی(ع) بیعت نکرد.[۲۳] مبتنی بر روایتی در تخصیص، به دلیل بعضا انجام ناپسند آیتم شماتت اهل بیت(ع) قرار گرفته میباشد.[۲۴]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 407
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 330
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 739
  • بازدید ماه : 1136
  • بازدید سال : 6080
  • بازدید کلی : 63868
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی