loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 44
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 10:55


میرزا جوادآقا تهرانی (۱۲۸۳-۱۳۶۸ش) فقید، معلم معارف و اعتقادات اسلامی و تعبیر و از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی از اساتید خوی در مشهد و نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی ایران ایران تهرانی از معارضان تصوف بود و اصول فکری و اعتقادی و عملی اهل تصوف را عیب گیری می کرد. اورا از بزرگان مدرسه تفکیک به شمار آورده‌اند. پژوهش در پیرامون اسلام، عارف و صوفی چه می گویند؟ آئین معاش و درس‌های خلق اسلامی، عنوان ها بعضا از اثر ها چاپ‌گردیده تهرانی حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معاش‌طومار
میرزا جواد تهرانی در سال ۱۲۸۳ش در طهران چشم به جهان گشود. اسم خانوادگی وی حاجی‌ترخانی بود.[مستلزم منبع] پدرش حاج محمدتقی و برادرش، حاج آقا رضا شاهپوری، از تاجران متدین و معتمد بودند و برادرش به گزینش آیت‌الله بروجردی (متوفای ۱۳۴۰ش)، تا انتها قدمت، سرپرست مسجداعظم آدرس حسینیه نصرت مشهد قم بود.[۱]

درگذشت
تهرانی، در سحرگاه سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۶۸ش بر تاثیر بیماری کبد در مشهد درگذشت و طبق وصیت خویش، [۲] در پردیس رضا در مشهد رزرو حسینیه نصرت مشهد دفن شد.[۳]

تحصیلات
طهران و قم
تهرانی بعد از دریافت مدرک زمان نخستین متوسطه از مکتب گنج طهران، برای یادگرفتن علم ها شرعی راهی قم شد و بعد از یکسری سال سکونت در آن شهر و گذراندن مقدمات و بخشی ازسطوح، به نجف شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رفت.

نجف
در توقف دو ساله خویش در نجف، از استادانی همانند مرتضی طالقانی (متوفی ۱۳۶۲) و محمد تقی آملی (متوفی ۱۳۵۰ش) بهره مند شد. بعد از آن به دستور مادرش به طهران برگشت.[۴]

مشهد
تهرانی بعد از درنگی کوتاه در طهران و وصلت، نزدیک به ۱۳۱۲ش به مشهد رفت. ابتدا از درس هاشم قزوینی (متوفی ۱۳۳۹ ش) فایده گرفت. تهرانی در پی رویکرد علمی خویش، به حوزه درس‌های بیرون فقه و اصول و معارف میرزا مهدی اصفهانی (متوفی ۱۳۲۵ش) حاضر شد و تا نقطه نهایی قدمت او، یعنی حدود ده سال، از محضر او به کار گرفت.[۵]

تهرانی از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی و رهروان مدرسه وی به‌شمار میرفت. حتی هنگام تعطیلی حوزه علمیه مشهد در حین حکومت پهلوی اولیه و فضای اختناق، فعالانه و مداوم در خانه فردی مدرس از وی سود علمی می برد.[۶] میرزا مهدی اصفهانی در یک گرد هم آیی درس دادن، تهرانی را آیتم مداقه ویژه خویش قرار بخشید و به صورت جدّی از وی خواست که تعلیم و تفحص در معارف اعتقادی را ادامه دهد.[۷] تهرانی ذیل تأثیر سلوک اخلاقی و مبانی معارفی معلم خویش، تا نقطه پایان قدمت در تبیین و اشاعه مبانی و خط روال اعتقادی وی کوشید.


حضور آیت الله میرزا جواد تهرانی در جناح
درس دادن
مواد درس دادن
تهرانی از استادان حوزه علمیه مشهد بود[۸] و به درس دادن فقه و اصول، تعبیروتفسیر قرآن، معارف اعتقادی و فلسفه اشتغال داشت.

خصوصیت‌های درس دادن
از ویژگیهای درس دادن وی این مفاد گفتنی میباشد: غربت از پیروی در مسائل علمی، تأکید بر مسائل اخلاقی و اصول و مبانی اعتقادی، رعایت حرمت سایر افراد در رده عیب گیری و رسیدگی آرا و دادن زمان اعلام کرد‌وگو و دعوا به علم پژوهان و طلاب و احترام به شخصیت آن‌ها.[۹]

او بر ارائه جداگانه و اجتهادی مبانی اعتقادی تشیع، با ماهیت عقلی و نقلی، همچون طرز اجتهاد در حوزه فقاهت شیعی، تأکید داشت و به‌این نظریه، چه در اثرها علمی چه در عکس العمل عملی، طاقت فرسا پایبند بود.

بازدید : 57
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 10:42


عکس العمل‌ها در تأیید فتوا
محمد اَلْبَهی از از رؤسای مجمع تخمین با تایپ کردن نوشته ی علمی‌ای در تأیید عامل فقه شیعه از فتوای شلتوت حفاظت حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۵]
محمد اَلشَّرقاوی یادداشتی به عنوان «اَلاَزهر و مذهب ها الفقه الاسلامی» نوشت. او رأی شلتوت را شجاعانه و از رمز ایثار و صحت معرفی آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۶]
محمدتقی قمی، سردبیر دارالتقریب در بین المذاهب، بعداز صدور فتوا، نوشته ی علمی‌ای با تیتر «قصةُ التَّقریب» نوشت[۱۷] و در آن به بایستگی تخمین، جهات آن و همینطور تخمین فی مابین شیعه و سنی تأکید کرد. این نوشته‌علمی در خبر نامه رسالة الاسلام، نشر رزرو حسینیه نصرت مشهد یافت.[۱۸]
محمد محمد اَلمدنی، سردبیر خبر نامه رسالة الاسلام و مسئول دانش کده شریعت در دانش کده الازهر، نوشته‌ی‌علمی‌ای با اسم «رَجَّة الْبَعث فی کُلّیَةِ الشَّریعة» نوشت و در آن، با رد بزرگنمایی از شیعه امامیه و زیدیه، آنان‌را مختلف با بقیه فرق شیعه دانست و با جواب به سؤالاتی که به درس دادن فقه شیعه در الازهر شد، فتوای شلتوت را تأیید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۹]
محمد اَلغزالی یادداشتی با تیتر «علی اوائل الطریق» در روزنامه الازهر نوشت و فتوای شلتوت را حرکتی والا دانست. وی، درین نوشته ی علمی، نادرشاه را فردی خواستار تخمین و غالب در شناساندن تشیع تحت عنوان پنج‌مین مذهب قانونی اسلام معرفی کرد و به صورتی طعنه‌آمیز، برخی علما را شماتت کرد.[۲۰]
برخورد‌ها در جهت رد فتوا
روضه خوان عبداللطیف السُّبکی مدیر هیئت فتوا و روضه خوان حنبلی‌ها در الازهر، در نوشته‌ی علمیٔ شدیداللحنی تخمین دربین شیعه و سنی را آیتم تهاجم قرار اعطا کرد و آن را فرضی خالی از واقعیت خواند که به طور یک‌جانبه و تنها از طرف اهل‌سنت شکل می گیرد.[۲۱]
یوسف القَرضاوی کلاً منکر صدور این فتوا از شلتوت شد. برهان وی نبودن این فتوا در کتاب‌های شلتوت میباشد. در مقابل، محمد حَسون، به دلایلی برای مثال متأخر بودن فتوای شلتوت از چاپ کتاب ها و نیز تصریح مفتی مصر «علی آدینه» در کانال اشاره اخباریه، این ادعای قرضاوی را فسخ دانست.[۲۲]
قدمت عبدالله احمد، در نوشته‌ی‌علمی‌ای، به نقل کلمات برخی علمای اهل‌سنت در رد ایده ها شیعه‌ها پرداخته و فتوای شلتوت را به معضل کشید.[۲۳]
ابوالوفاء کریستانی، با تایپ کردن طومار‌ای به شلتوت و طرح سؤالاتی، او‌را به انتقاد کشید. محمود شلتوت هم در جواب این طومار، با شرحی بر فتوای خویش، به توضیح آن پرداخت.[۲۴]
پانویس
ابوالحسینی، «روحانی محمود شلتوت: آیت شجاعت»، ص۱۳۵.
خبرگزاری رسا، «شناخت با زندگینامه روحانی تخمین، روضه خوان شلتوت و صدور فتوای تاریخی».
کریمی، «شخصیت علمی روحانی شلتوت و طریق تفسیری او»، ص۳۸؛ عبدالله احمد، «الشيخ محمود شلتوت شيخ الأزهر حياته الدعوية وموقفه اینجانب مسألة التقريب بين السنة والشيعة»، ص۱۵۹۶.
رستم‌نژاد، «فقه شیعه و مقام آن نزد مذهب ها اسلامی»، ص۲۰۰.
آیت الله بروجردی و روضه خوان شلتوت منادیان وحدت اسلامی، «خبرگزاری ایرنا».
ابوالحسینی، «پیشگامان تخمین: آیت الله بروجردی: آیت اخلاص».
ابوالحسینی، «روحانی محمود شلتوت: آیت شجاعت»، ص۱۳۶؛ ساور، «شناخت با پیش گامان بیداری اسلامی(۱) علامه روضه خوان محمود شلتوت»، ص۱۷۳.
ابوالحسینی، «روحانی محمود شلتوت: آیت شجاعت»، ص۱۳۶؛ابوالح

بازدید : 22
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 10:31


گستردن حدیث سلسلة الذهب

حدیث سلسلة الذهب بر دو طرف سردر یک کدام از ورودی‌های مقبره امام رضا
روضه خوان صدوق بعداز نقل سخن امام رضا(ع) در کتاب توحید می گوید: معنای کلام حضرت این میباشد که از شروط «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» اقرار به امامت اینجانب میباشد و اینکه اینجانب از جانب آفریدگار امامی هستم که فرمانبری‌ام واجب حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۲][یادداشت ۱]

با دقت به اینکه این حدیث به مسأله توحید و ولایت اشاره نموده است بعضی معتقدند که غرض اساسی این ماجرا ذکر همین لینک میباشد؛ به دلیل آن که عموم نیشابور، از اهل‌سنت بودند و نگاه آن‌ها به ولایت معصومان، ولایت به معنای فرمانبری (یعنی امامت) خلا. بر این شالوده امام رضا(ع) با اشاره به اینکه توحید پناهگاهی قابل متکی بودن و اصل آئین میباشد، البته مسیر وصال به آن، به دست آوردن حقائق از امام و تاسی از آدرس حسینیه نصرت مشهد وی میباشد.

[۱۳] به ارتباط در میان توحید و ولایت امامان معصوم در دیگر احادیث نیز اشاراتی گردیده‌است مانند زیارت جامعه کبیره و علامه مجلسی نیز در تفصیل این فراز از زیارت جامعه کبیره (مَنْ اَرادَ اللهَ بَدَأَ بِكُمْ وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ) احتمالاتی را ذکرکرده مانند این که وصال به معارف الهی و منزلت رضای وی جز با تبعیت از امامان معصوم (ع) ممکن وجود ندارد، توحید الهی تنها با پذیزش صحبت معصومان دست یافتنی میباشد، فارغ از اخذ علم ها از امامان راهی چهت نیل به توحید وعبادت واقعی وجود ندارد، توحید ودیگر معارف تنها با گفتار امامان و استدلال آنها دست یافتنی میباشد، وصال به غایت مراتب توحید صرفا در پرتو تاسی از آن‌ها ممکن میباشد، رد کننده سخنان امامان مشرک ست و این که خداشناس حقیقی و واقعی بدون‌شک پذیرنده آحاد سخنان رزرو حسینیه نصرت مشهد امامان میباشد.

[۱۴] به اعتقادوباور مطهری متفکر معاصر توحید در حرف امام رضا(ع) بدین جهت حصن و باروی الهی دانسته گردیده است که توحیداساس و ریشه میباشد و همچون الف میباشد که به دنبالش کلیه چیز میباشد. [۱۵]بعضا از پژوهشگران نیز حدیث سلسلة الذهب را بیان‌کننده فلسفه سیاسی تشیع و عرفان رضوی و تخصیص داشتن ولایت سیاسی، علمی و معنوی به امامان معصوم(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۱۶]

منابع اهل‌سنت
منابع اهل سنت نیز این حدیث را گزارش کرده‌اند. در کتاب‌های حدیثی اهل سنت یکسری عهد و پیمان در زمینه ی تعداد عده ای که جریان این حدیث را گزارش کرده‌اند وجود داراست برخی تعداد این اشخاص را ده هزار نفر[۱۷] بعضا بیست هزار نفر[۱۸] و بعضی دیگر تعداد این اشخاص را سی هزار نفر[۱۹] گزارش کرده‌اند که برخی قسم بیست هزار نفر را پر اسم و رسم می دانند.[۲۰] ولی اشخاص معدودی همانند قندوزی در ینابیع الموده به پاراگراف نهایی داستان « وانا اینجانب شروطها» اشاره کرده‌اند.[۲۱] از احمد بن حنبل و اباصلت هروی نقل شد‌ه‌است که در حالتی که این ورقه ها بر خل وچل‌ای خوانده خواهد شد هر آینه عاقل میشود یا این که شفا مییابد.[۲۲]

نقل دیگر
یقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی وَلَایةُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ نَارِی.
...معبود جل جلاله میفرماید: ولایت علی ابن ابی‌طالب دژ اینجانب میباشد، پس هرکس که در دژ اینجانب درآید از عذابم در تامین میباشد.

ابن بابویه(صدوق)، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.

در کنار داستان سلسله الذهب مشهور در میان اهل سنت و شیعه روایتی مشابه آن نیز نقل گردیده‌است که اما مضمون متفاوتی دارااست. مشابهت این دو داستان این میباشد که هر دو حدیث قدسی می باشند یعنی محتوا و معنی آنان از طرف آفریدگار به قلب حضرت فرستاده(ص) القا گردیده‌اند[۲۳] و در مدرک هر دو ماجرا ائمه معصومین قرار دارا‌هستند. همانندی دیگر این دو قصه این میباشد که هر دو از امام رضا(ع) بیان شده‌اند. ولی مهمترین تفاوت آن‌ها این میباشد که درین داستان با صراحت به ولایت علی ابن ابیطالب اشاره گردیده‌است. روحانی صدوق در کتاب امالی[۲۴] و عیون خبر ها الرضا(ع)[۲۵]، شعیری (قرن ششم) در کتاب جامع الأخبار[۲۶] و حسکانی (وفات ۴۹۰ق) از عالمان اهل سنت در کتاب شواهد التنزیل[۲۷] این قصه را نقل کرده‌اند و محدثان پس از آن ها مکررا این قصه را در کتاب ها خود آورده‌اند. نکته حائض اهمیت این که در نقل روحانی صدوق در امالی گواهی حدیث که به فرستاده رسیده حضرت افزوده که وی حدیث ولایت علی(ع) را از جبرئیل و وی از میکائیل و وی از اسرافیل شنیده واسرافیل از لوح و لوح از مداد و مداد از معبود متعال نقل نموده است که ولایت علی بن ابی طالب دژ و حصار اوست وهر کس داخلش خواهد شد از حریق وی در جانبداری میباشد. [۲۸][یادداشت ۲]

برخی گفته‌اند که نیکوست این قصه را که مشمول اسامی معصومان(ع) میباشد را بر کفن بنویسند.[۲۹]

پانویس
صدوق، التوحید، ۱۳۸۹ق، ص۲۵.
صدوق، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.
صدوق، معانی الاخبار،۱۴۰۳ق، ص۳۷۱.
صدوق، عیون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۳۵.
فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ش

بازدید : 21
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 11:20


انحصارگرایی در بقیه ادیان
مثال‌هایی از انحصارگرایی در سخنان رهروان بقیه ادیان ابراهیمی، یعنی یهودیت و مسیحیت،[۲۵] گزارش حسینیه نصرت مشهد گردیده است:

انحصارگرایی در یهودیت
انحصارگرایی یهودی فرض میگیرد که تورات، صرفا حوزه واقعیت میباشد و یهودیت صرفا آئین وحیانی میباشد که تاسی از آن، ضمانت‌کننده نجات و رستگاری میباشد.[۲۶] آن ها با دقت به بعضا متن‌ها شرعی خویش، یهودیان را خاندان برگزیده و به یادماندنی آدرس حسینیه نصرت مشهد میدانند.[۲۷]

انحصارگرایی در مسیحیت
در مسیحیت نیز با استناد به متن ها مقدس خویش، بر دو خصوصیت حقانیت و نجات‌بخشی به‌واسطه تبعیت از آئین مسیحیت تأکید گردیده و بقیه سنت‌های فقهی از این دو موهبت محروم دانسته گردیده‌اند.[۲۸] کلیسای مسیحی از مجال نوشته‌های اول خویش اینگونه تبلیغ نموده است که عیسی مسیح فقط رویکرد وصال به پروردگار میباشد.[۲۹] برای مثال در رساله انجام رسولان بیان شده «در هیچ‌کس غیر از وی نجات وجود ندارد، چون نام دیگری ذیل اسمان به عموم عطا نشده که بدان نجات یابند.»[۳۰] در انجیل یوحنا نیز آمده میباشد: «خط مش منم و معاش منم. هیچ‌کس نمی‌تواند به خداوند رسد، مگر به‌وسیله اینجانب.»[۳۱] انحصارگرایی مسیحی همینطور با استناد به آموزه تَجَسُّد[یادداشت ۱] و فِدْیه[یادداشت ۲] بر این باورند که عیسی مسیح برای نجات بشریت به صلیب آویخته شد و نجات فقط در تقلید از او، قابلیت‌پذیر میباشد.[۳۲] مسیحیت کاتولیک، تمامی عده ای را که خارج از کلیسا باقی بمانند، از رستگاری محروم دانسته و آنها را وارد در حریق و عذاب ابدی میداند؛ مگر آن که قبل از به نقطه پایان وصال معاش‌شان به کلیسا رزرو حسینیه نصرت مشهد بپیوندند.[۳۳]

سازه به نقل از قرآن در آیه «وَ قَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ؛ و می‌گفتند: هیچوقت کسی جز یهود و نصاری، درون در پردیس نمیشود.»[۳۴] و همینطور آیاتی مانند آیه ۱۸ سوره مائده و نشانه‌ها ۸۰ سوره بقره و ۱۳۵ سوره بقره، یهودی‌ها و نصرانی‌های بعد از ظهر فرستاده اسلام(ص)، رستگاری و نجات را به آئین خودشان منحصربه‌فرد می‌دانستند که اما قرآن مدعای آن‌ها‌را ابطال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۳۵]

انحصارگرایی در ادیان غیر ابراهیمی
انحصارگرایی فقاهتی به ادیان ابراهیمی محصور نمیشود و در دو آیین هندو و بودا، از دیرین‌ترین نظام‌های شرعی عالم، نیز اگرچه کمتر به آن میل دارا هستند، البته مثال‌هایی از انحصارگرایی را می‌قدرت در آنان یافت.[۳۶] گفته می شود رهروان این ادیان بر درستی مدعیات فقاهتی خویش اصرار می‌نمایند و براساس آموزه‌های مهم خویش، ادیان دیگر را کنار می گذارند.[۳۷]

جستارهای متعلق
کثرت‌گرایی فقاهتی
شمول‌گرایی فقاهتی
پانویس
پترسون و دیگرافراد، عقل و یقین فقاهتی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۲-۴۰۴؛ یوسفیان، سخن تازه، ۱۴۰۱ش، ص۲۸۱.
برای مثال نگاه فرمایید به هیک، فلسفه آیین، ۱۳۹۰ش، ص۲۴۳؛ پلانتینجا و بقیه افراد، جستارهایی در فلسفه آیین، ۱۳۸۰ش، ص۸۶-۸۷؛ یاندل و سایرافراد، فلسفه آیین، ۱۳۹۲ش، ص۳۳۴.
پترسون و دیگر افراد، عقل و اعتقاد و باور فقاهتی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۲.
هیک، فلسفه آئین، ۱۳۹۰ش، ص۲۴۳؛ پلانتینجا و سایرافراد، جستارهایی در فلسفه آیین، ۱۳۸۰ش، ص۸۶-۸۷؛ یاندل و بقیه افراد، فلسفه آئین، ۱۳۹۲ش، ص۳۳۴.
پترسون و دیگرافراد، عقل و اطمینان شرعی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۲.
پترسون و بقیه افراد، عقل و یقین فقهی، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۲.
پترسون و سایر افراد، عقل و یقین

بازدید : 39
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 16:26


حدیث مَدینةُ العِلْم، حدیثی از فرستاده اکرم(ص) میباشد که در آن خویش را شهر دانش و علی(ع) را دروازه آن شهر معرفی کرده‌ میباشد. این حدیث از ادلّه متکلمان شیعه برای ثابت مرجعیت فقاهتی امام علی(ع) پس از رسول(ص) حسینیه نصرت مشهد میباشد.

متن حدیث
قالَ رَسولُ اللّهِ(ص): أنَا مَآئینَةُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها، فَمَن أرادَ العِلمَ فَلیَأتِ البابَ.

نبی آفریدگار(ص) فرمود: اینجانب شهر دانشم و علی، دروازه آن میباشد. آن که علم میخواهد، بایستی از [این] دروازه در آید.[۱]

حدیث مدینة العلم با تعبیرهاى متعدد در کتاب هاى حدیثى اهل سنت و شیعه وارداتی میباشد. مثلا:

قاضی نیشابورى به سندش از ابن عباس و جابر بن عبدالله انصارى نقل کرده که پیامبر معبود(ص) فرمود: «أنا مدینة العلم و علىّ بابها فمن اراد العلم فلیأت الباب» [۲] اینجانب شهر علمم و على دروازه آن میباشد. پس کسی که عزم آن شهر را کرده است بایستی از دروازه آن وارد آدرس حسینیه نصرت مشهد گردد.
ترمذى در درست خویش سازه بر نقل کتاب جامع الاصول از فرستاده معبود(ص) نقل کرده که فرمود: «انا مدینة العلم و علىّ بابها»[۳] اینجانب شهر دانش هستم و على رزرو حسینیه نصرت مشهد دروازه آن میباشد.
ابن مخلوق البرّ قرطبى از نبی(ص) نقل کرده که فرمود: «أنا مدینة العلم و علىّ بابها فمن اراد العلم فلیأته اینجانب بابه»[۴] اینجانب شهر علمم و على دروازه آن میباشد، پس هر که عزم دانش کرده، می بایست از دروازه آن وارد شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردد.
ترمذى به گواهی خویش از فرستاده پروردگار(ص) نقل کرده که فرمود: «انا دار الحکمة و علىّ بابها»[۵] اینجانب منزل حکمت و على درِ آن میباشد.
طبری در تهذیب الآثار، از محمدبن اسماعیل از عبدالسلام بن با تقوا هروى، از ابو معاویه، از اعمش از مجاهد از ابن عباس نقل کرده که رسول(ص) فرمود: «انا مدینة العلم وعلیّ بابها فمن أراد المدینة فلیأتها اینجانب بابها»[۶] اینجانب شهر علمم و على دروازه آن میباشد پس هر که قصد این شهر را نموده بایستی از دروازه آن وارد خواهد شد.
در کتاب ها شیعه با تعابیری مختلفی نقل شده میباشد نظیر:

۱-مدینة العلم

روحانی موثر از ابو سعید خدری نقل می‌نماید: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَقْتَبِسْهُ مِنْ عَلِي‌»[۷] اینجانب شهر دانشم و علی دروازه آن میباشد، پس آن کس که علم میخواهد، می بایست از علی اقتباس نماید.
روضه خوان طوسی در امالی از امیرالمؤمنین (ع) اینگونه نقل نموده است : « قَالَ لِيَ النَّبِيُّ(ص): أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ أَنْتَ الْبَابُ، وَ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَصِلُ إِلَى الْمَدِينَةِ لَا مِنْ قِبَلِ الْبَابِ».[۸] که فرستاده(ص) به اینجانب فرمود: اینجانب شهر دانش و تو دروازه آن هستی و هر که گمان می‌نماید از راهی غیر از دروازه بدین شهر می رسد لاف می گوید.
۲-مدینة الجنه:

روحانی طوسی از ابن عباس از نبی(ص) این سیرتکامل نقل می‌نماید: «عَنِ النَّبِيِّ(ص) أَنَّهُ قَالَ: أَنَا مَدِينَةُ الْجَنَّةِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْجَنَّةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا»[۹] اینجانب شهر بهشتم و على دروازه آن میباشد. هر كه خواستار پردیس میباشد بايد از دروازه آن وارد گردد.
۳-مدینة الحکمه:

روحانی طوسی از جابر بن عبدالله انصاری اینگونه نقل می‌نماید: «عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ، قَالَ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) آخِذاً بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) وَ هُوَ يَقُولُ: هَذَا أَمِيرُ الْبَرَرَةِ، وَ قَاتِلُ الْفَجَرَةِ، مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ، مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ. ثُمَّ رَفَعَ بِهَا صَوْتَهُ: أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ، وَ عَلِيٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ».[۱۰] نبی پروردگار(ص) را ديدم دست على بن ابى طالب(ع) را گرفته بود و مى فرمود: اين امير نيكوكاران و آدم کش بدكاران میباشد، پيروز میباشد كسى كه او‌را يارى دهد، شكست خورده میباشد كسى كه او‌را رها كند، آن‌گاه صدايش را به اين حقيقت بلند كرد: اینجانب شهر حكمتم و على باب آن شهر میباشد، كسى كه حكمت بخواهد بايد از طريق باب آن [على] وارد خواهد شد.
۴-دار الحکمه:

روحانی صدوق از امام باقر(ع) از عهد و پیمان جابر بن عبدالله انصاری از فرستاده(ص) نقل کرده که فرمود: قال النبی(ص): ..مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا دَارُ الْحِكْمَةِ وَ عَلِيٌّ مِفْتَاحُهَا وَ لَنْ يُوصَلَ إِلَى الدَّارِ إِلَّا بِالْمِفْتَاحِ وَ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَ يُبْغِضُ عَلِيّاً».[۱۱] ای عموم! اینجانب منزل حکمتم و علی، کلید آن میباشد. جز با کلید، به منزل نمی قدرت رسید. آن که میپندارد من را دوست داراست، در حالی که با علی دشمنی می ورزد، لاف گفته میباشد.

بازدید : 60
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:00


مسافرت علما به طهران
امام خمینی:
اینجانب روز پانزده خرداد ماه را برای مدام عزای همگانی اعلام می کنم و برای بزرگداشت شهدای خود درین روز گران قدر در مکتب فیضیه به سوگ می‌نشینم به آرزو آنکه با خواست آفریدگار متعال ما‌نده ریشه‌های گندیده استعمار از بیخ و بُن کنده گردد و جمهوری اسلامی بر پایه ی احکام قرآن مجید در مملکت ما ساکن حسینیه نصرت مشهد گردد.»

امام خمینی، صحیفه روشنایی، ج۷، ص۵۰.

علما و روحانیون از شهرستان‌های متعدد دست به سفر زده و هنوز ۳۵ روز از قیام ۱۵ خرداد ماه و دستگیری آیت الله خمینی نگذشته بود که گروهی از آنان وارد طهران شدند. در‌پی این مبادرت، پادشاه بازدارنده ورود دیگر روحانیون به طهران شد. دولت به هواپیمای حمل کننده سید محمدهادی میلانی، که عازم طهران بود، فرمان رجوع و برگشت اعطا کرد و برخی از علما را بدون چاره به رجوع به شهرهای خودشان کرد. ولی دیری نگذشت که در‌این سیاست تجدیدنظر شد و هجرت علما آدرس حسینیه نصرت مشهد ادامه یافت.
با حضور مهاجران در طهران، آنان دست به تشکیل جلسات زیادی زدند و استعداد خویش را برای رویارویی با اقدامات حکومت اعلام کردند. جو همگانی نیز به عایدی علما بود و عموم از آنها امان می‌کردند. در سود، پاد شاه به‌بدون چاره عقب‌نشینی کرد و با اعلام عدم جراحت‌رسانی به امام خمینی، اذن اعطا کرد که نمایندهٔ علما شخصاً با امام خمینی ملاقات رزرو حسینیه نصرت مشهد نماید.
براین اساس، جو همگانی با آزادی موقت امام خمینی و یارانش آهسته شوید و هجرت ۱۴ روزهٔ علما نقطه پايان عهده دار شد.[۱۸]پیرو دستگیری امام خمینی و در اوایل فصل تابستان ۱۳۴۲، امام موسی صدر راهی اروپا و شمال آفریقا شوید، تا از روش واتیکان و الازهر، پادشاه کشور‌ایران را برای آزادسازی امام ذیل فشار قرار دهد. با آزاد گشتن امام در نقطه پايان این مسافرت، آیت‌الله خویی تصریح نمود که‌این آزادی بیش تر از هر چیز مدیون مسافرت آقای صدر بوده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۹]

آزادی امام خمینی
در ۱۵ فروددین ماه ۱۳۴۳ش، بعد از سالگرد رخداد فیضیه و قبل از ذی‌حجه و محرم، امام خمینی پیام آزادی خویش را اخذ کرد و از قیطریه بیرون گردیده و به خانه خویش در قم منتقل شد. خبر آزادی وی موجی از شور آفرید و دیدارکنندگان را از قم و شهرهای دیگر، به سمت خانه وی روانه تشکیل داد. دولت نیز آزادی امام خمینی را سود علایق مذهبی حکومت و احترام به مقامات شیخ تعبیر و تفسیر کرد.[۲۰]

قیام۱۵ خرداد ماه از نگرش امام خمینی و آیت الله خامنه ای
امام خمینی:
راهگشای نسل های آتی

قیام ۱۵ خرداد ماه اسطورۀ اقتدار ستمشاهی را در هم ناکامی و افسانه ها و افسون‌ها‏‎ ‎‏را فسخ کرد. شهیدشدن جوان ها رشید و زنان و مردان در آن روز حایلّ کبیر توان شیطانی‏‎ ‎‏را از نهاد سست نمود. خون سلحشوران کوخ نشین، کاخ‌های ستم را در هم کوبید. ملت‏‎ ‎‏بزرگ الشأن جمهوری اسلامی ایران با قیام و تقدیم خون فرزندان عزیز خود، شیوه قیام را برای نسل‌های آجل‏‎ ‎‏گشود و ناشدنی‌ها را شدنی کرد.[۲۱]

ریشه داشتن در عاشورای امام حسین(ع)

سالروز‏‎ ‎‏خرداد ماه ۴۲ خمیر مایۀ نهضت میمون ملت ایران بزرگ و روز بذر انقلاب گران قدر اسلامی‏‎ ‎‏ماست. ملت عزیز می بایست این خمیرمایه و بذر پربرکت را در بعدازظهر عاشورای ۱۳۸۳ قمری‏‎ ‎‏کاوش نماید؛ بعد از ظهر عاشورای مصادف با ساعتها شهید شدن نصرت آفرین سید مظلومان و‏‎ ‎‏سرور شهیدان؛ بعدازظهر عاشورایی که خون طاهر و مطهر ثارالله و ابن ثاره به زمین گرم کربلا‏‎ ‎‏جاری شد و ریشۀ انقلابات اسلامی را آبیاری نمود. [۲۲]

بازدید : 59
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 15:43


الناصر لدین الله
الناصر لدین الله (۵۵۳ق-۶۲۲ق) یا این که ناصر عباسی سی و چهارمی خلیفه عباسی و از خلفای پر اسم و رسم بنی‌عباس میباشد. به اعتقاد و باور بیشتر مورخان، ناصر به مذهب امامیه تمایل داشت و این نظریه در خلق و اشعار آورده شده از وی رفلکس داشته میباشد. وی ۴۷ سال حکومت کرد که وقتگیر‌ترین زمان خلافت در میان حسینیه نصرت مشهد عباسیان بود.

اعتنا ناصر عباسی به شعائر شیعه و حمایتش از شیعه‌ها منجر پیشرفت تشیع و حضور فعال آنان در میهن‌های اسلامی شد. او بقعه کاظمین را ناحیه امن برای پناهندگان خاطرنشان کرد و اقداماتی در آبادانی بقعه عسکریین و سرداب امام فرصت در سامرا اجرا اعطا کرد. بیشتر وزیران ناصر از در بین شیعه‌ها گزینش شدند. او توانست با متکی بودن به وزیران شیعه، توان و ثبات از دست رفته عباسیان را احیا کرده و با استقلال بی نقص به حکومت آدرس حسینیه نصرت مشهد بپردازد.

در طی حکومت ناصر، سلجوقیان منقرض گردیده و خوارزمشاهیان به توان رسیدند و ایوبیان نیز با قبول خلافت عباسیان در حیطه مصر و شام حکومت می‌کرده و با صلیبیان مشغول بودند. در منابع، از اختلاف و زد خورد‌های نظامی ناصر با خوارزمشاهیان کلام به در میان آمده میباشد. آورده شده سیاست ناصر ساخت تفرقه و نبرد بین توان‌ها بود. بنابر گزارشی، وی مغولان را علیه خوارزمشاهیان تحریک کرد. همین داعیه باعث گردیده تا بعضا او‌را ادله ورود بیگانگان به مرزو بوم‌های اسلامی و هلاکت تمدن اسلامی رزرو حسینیه نصرت مشهد بدانند.

ناصر ضمن نقل حدیث به علم ها دیگری زیرا فقه و شعر نیز مسلط بود. وی دقت ویژه‌ای به مسائل اجتماعی و اقتصادی عموم داشت و شغل های عام‌المنفعه متعددی اعمال اعطا کرد. بعداز وی فرزندش الظاهر بامر الله حکومت را به دست شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گرفت.

معرفی اجمالی
احمد بن مستضیء ملقب به الناصر لدین الله[۱] سی و چهارمی خلیفه عباسی میباشد.[۲] او از خلفای پر رنگ[۳] و دارای اسم و رسم عباسیان به شمار رفته میباشد.[۴] لقب‌اش ابوالعباس بود.[۵] زمان حکومت ناصر از امن‌ترین زمانه در سلسله خلفای عباسی شناخته گردیده است.[۶]

ناصر عباسی در سال ۵۵۳ق در بغداد به دنیا آمد[۷] و در سال ۵۷۵ق بعد از مرگ پدرش و در سن ۲۳ سالگی به خلافت رسید.[۸] او عاقبت به انگیزه بیماری در سال ۶۲۲ق[۹] یا این که ۶۲۳ق[۱۰] در ۷۰ سالگی[۱۱] از جهان رفت. خلافت ۴۷ ساله ناصر[۱۲] زمانبر‌ترین عصر خلافت فی مابین خلفای عباسی میباشد.[۱۳] بعداز وی با پسرش محمد ملقب به الظاهر بامر الله بیعت شد.[۱۴] ناصر آغاز فرزند بزرگش محمد را ولیعهد کرد؛ ولی پس از مدتی فرزند خرد خویش علی را جایگزین وی نمود. آنگاه با فوت علی در سال ۶۱۲ق، مجدد محمد را به‌تیتر ولیعهد گزینش کرد.[۱۵]

ناصر لدین الله را شخصی بافضیلت، باذکاوت،[۱۶] سیاست‌مدار، کاردان و دلیر دانسته‌اند.[۱۷] بیان شده وی به مسائل اجتماعی و اقتصادی عموم اعتنا متعددی داشت[۱۸] و در بسط شریعت کوشش کرد و جاری ساختن ناپسند و مغایر شرع را در بغداد از فی مابین موفقیت.[۱۹] تحقیق فرد او به هم اکنون عموم و طغیان‌های شبانه‌اش در منابع رفلکس داشته میباشد.[۲۰] ناصر در تشکیل داد مساجد، مدرسه های و شیوه‌ها بسیار کوشید؛[۲۱] به سیرتکامل‌ای که شغل های عام‌المنفعه وی غیر قابل شمارش قلمداد گردیده‌است.[۲۲] شریف ابوجعفر یحیی بن محمد علوی حسینی نقیب طالبی‌ها در بصره از هم‌نشینان ناصر به شمار رفته میباشد.[۲۳]

بازدید : 212
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 15:26


الجمل (کتاب)

الجَمَل وَ النُّصرة لِسید العترَة فی حَربِ البَصرَة کتابی تاریخی و به لهجه عربی تألیف روضه خوان اثرگذار (متوفای ۴۱۳ق) میباشد. این کتاب، یکی متن ها سابق کلامی و تاریخی شیعه میباشد که مؤلف در آن به اتفاق نزاع جمل، فتنه‌ها، ابهامات و آراء و عقاید مسلمان ها درباره آن پرداخته میباشد. این کتاب به لهجه‌های فرانسوی و فارسی ترجمه حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

علت تألیف
روحانی اثرگذار این کتاب را به درخواست شخصی نگاشته که از وی منظور کتابی درباره مبارزه جمل و آراء و عقاید مسلمان‌ها درباره آن حادثه بنویسد. وی در پیشگفتار کتاب آدرس حسینیه نصرت مشهد می گوید:

«خداوندت مؤید دارااست، از اینجانب منظور‌ای که برای تو اختلاف لحاظ و آراء اهل قبله را در باب فتنه بصره (نبرد جمل)، خون‌ریزی و کشتار در میان امیر المؤمنین و طلحه و زبیر و عایشه، و اعتقادوباور هر تیم را دراین مورد بیان‌کنم و گستردن دهم و باعث این فتنه را بازگو کنم و خبرها آن و آنچه را که دربین وی پیش آمده میباشد آماده آورم...همگی کتاب‌هایی که در این مورد تصنیف گردیده است متضمن اخباری میباشد که فهم آن برای عامه مردم طاقت فرسا و شبهه‌انگیز میباشد و هیچ‌یک از مصنفان کیفیت پیکار را با ترتیب و نظام نیاورده‌اند و خبر ها را چنان در هم آمیخته‌اند که نمی‌قدرت به صورت ظریف و آشکار از نیت و مقصودشان با خبر شد، و اینجانب در‌این تألیف برای تو- که خدایت چیره داراست- آنچه اورده شده میباشد آماده آورده‌ام و برهانی را اثبات کرده‌ام که کسی که آن را بنگرد میتواند باور صدق در زمینه‌ی آن ها و رفتارشان پیدا نماید و متوجه گردد که شرک و ایمان و عصیان و طاعت و گمراهی و هدایت چه‌طور بوده میباشد و امیدوارم تو هم غالب شوی که از آن عبرت گیری و از شرایط تاسیِ گم راه کننده خارج آیی و به حق برسی و آنچه که موجب غلط و سرگردانی میباشد از تو زایل گردد و در حال حاضر با تکیه به خدای عز و جل و امداد پیدا کردن از پیشگاه وی و آرزوی موفقیت و ارشاد برای تو، پرسشی را که کرده‌ای رزرو حسینیه نصرت مشهد جواب می ‌دهم.»[۱]
محتوا
روحانی اثر گذار کتاب جمل را در دو نصیب تهیه و تنظیم نموده است:
بحش اولیه: وی کلیه آراء و عقاید اسلامی را در اولیه قسمت کتاب آورده و با ادله‌های سفت و پایدار و براهین کارکشته نظرها و شبهه ها فرقه‌ها و مذهب ها مختلف را جواب گفته و عقیده واقعیت‌ گرای شیعه را بر طبق این که امیرالمؤمنین و رهروان وی بر حق بودند و تیم مقابل بر فسخ و اهل خلافت میباشند ثاب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرده است.

نصیب دوم: تاریخ پیکار جمل و گزارش آن میباشد. مؤلف درین قسمت چکیده و عصاره روایت را از لحظه منعقد نطفه و آغاز آن تا نقطه پايان شغل مبتنی بر منابع و مآخذ دست اولیه و دارای اعتبار، فارغ از تعصب و طرفداریِ بی‌گزینه به صورت ظریف نقل نموده است و در خاتمه کتاب، دلایلِ بُغض عایشه، طلحه و زبیر نسبت به امیرالمؤمنین را به صورت کلان تفصیل و توضیح داده میباشد.[۲] اولیه مقاله کتاب در باره اختلاف امت درباره فتنه جمل و احکام نبرد در آن میباشد. روحانی موثر یکسری نگرش را درباره فتنه جمل نقل کرده که عبارتند از:۱- حکم کردن به خطا امیرالمؤمنین(ع) و یارانش و نیز مخالفانش در نبرد جمل و آرزو به بخشیده شدن آن‌ها وقطعی نبودن عذابشان. ۲- هر دو مجموعه در پیکار جمل غلط کردند البته به دلیل سوابقشان گزینه رحمت و غفران الهی قرار می گیرند. ۳- اصحاب نبی در هر دو مجموعه گزینه عفو و بخشش می باشند اما سایر افراد دربرگیرنده عفو وبخشش قرار نمی‌گیرند. ۴- بخشیده شدن سرانِ نزاع جمل در هر دو جناح و گناهکاربودن پیروانشان. ۵- ورود پیدا نکردن در تنازعات مرتبط با اصحاب و این که هر سیرتکامل نظرها در مسائل مرتبط با آن ها( مانند سقیفه و کشته شدن عثمان و نزاع جمل و صفین) بدعت میباشد. [۳]

بازدید : 35
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:05


قبیله
لوط دو دختر به اسم رتبا و رعورا داشت که پیش از وقوع عذاب به یاور بابا از شهر بیرون شدند و به ابراهیم(ع) پیوستند.[۱۰] یکی ‏دختران لوط مامان ایوب(ع) میباشد.[۱۱] شُعَیب نیز داماد لوط معرفی گردیده‌است.[۱۲] در گزارشی دیگر مَدیَن، فرزند ابراهیم(ع)، حسینیه نصرت مشهد داماد لوط بود.[۱۳]

نوشته‌علمیٔ مهم: همسر لوط
از همسر لوط فیس منفی گزارش شد‌ه‌است. وی از گناهانی که خویشاوندان لوط مرتکب می‌شدند نگهبانی میکرد. تحت عنوان مثال هنگامی که ملائکه الهی برای ارائه خبر وقوع عذاب در قامت مردان جوان به خانه لوط رفته بودند، همسر لوط عموم را از حضور میهمانان مرد جوان در خانه لوط آگاه کرد[۱۴] بعد از نشر خبر میهمانان در خاندان لوط، مردان خویشان خواستار رابطه جنسی با آنها شدند.[۱۵] مبنی بر نشانه‌ها قرآن و گزارش‌های تاریخی، همسر لوط مانند خویشان لوط آدرس حسینیه نصرت مشهد عذاب شد.[۱۶]

مبنی بر آیه ۱۰ سوره تحریم همسر نوح و لوط به همسران خویش که از پیامبران الهی بودند توطئه کردند، اما به اطمینان مفسران مراد از توطئه، انحراف جنسی و ارتکاب بی عفتی وجود ندارد[۱۷]، بلکه به گفته علامه طباطبایی خواسته از مکر این دو نفر، شرک آن‌ها و همیاری با معاندان و افشای اسرار همسرانشان رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۱۸]

رسالت
لوط از سوی آفریدگار به منزلت نبوت رسید. در قرآن به رده رسالت وی تصریح گردیده است.[۱۹] در منابع تاریخی محل مأموریت او میهن مُؤتَفِکات در فلسطین مذکور میباشد.[۲۰] این مملکت به شهرهای سدوم، عموره، صوغر و صبوییم در فلسطین گفته می‌گردیده است.[۲۱] اسم این کشور در قرآن در ستون شهرهایی میباشد که عذاب بر آن‌ها نازل گردیده‌است.[۲۲] لوط عموم را به آئین ابراهیم(ع) دعوت می کرد. وی تا پیش از وقوع عذاب الهی بیشتر از بیست سال در‌این میهن سکونت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشت.[۲۳]

فامیل لوط
نوشته‌علمیٔ اساسی: خاندان لوط
خاندان لوط کسانی بودند که در کشور مؤتفکات در فلسطین بومی بودند. در قرآن و متن ها تاریخی رخ‌ای منفی از خویشان لوط گزارش گردیده‌است.[۲۴] مطابق نشانه‌ها قرآن و متن ها تاریخی خویشان لوط مرتکب لواط،[۲۵] راهزنی و آزار رسانی مهمانان می‌شدند.[۲۶] لوط آنان‌را به رخنه‌ گناه دعوت می کرد.[۲۷] بعداز پافشاری آن ها بر گناه، عذاب الهی بر آن ها نازل شد.[۲۸]

جبرئیل، میکائیل و اسرافیل مأمور عذاب فامیل لوط بودند. آن ها قبل از عذاب خویشان لوط، آغاز به طور مردانی جوان و ناشناس وارد خانه لوط شدند. بعد از آرم دادن نام‌و‌نشان خویش به لوط گفتند برای در حمایت ماندن از عذاب، شبانه به یار دو دخترش از شهر بیرون گردد. ملائکه لحظه وقوع عذاب را صبح روز آنگاه اعلام کردند.[۲۹] ماجرای حضور ملائکه عذاب در منزل لوط و اتفاق ها بعد از آن در سوره هُود و حِجر آمده میباشد.[۳۰] همینطور در تورات نیز ماجرای حضور ملائکه در شهر سدوم محل معاش لوط، عذاب قبیله لوط و نجات او به یاروهمدم دو دخترش از عذاب نام برده میباشد.[۳۱]

تفاوت گزارش تورات با منابع اسلامی
به رغم یقین مسلمان‌ها بر پاکی پیامبران، در تورات آمده میباشد دختران لوط بعد از وقوع عذاب برای باقی ماندن نسلی برای لوط(ع) با او آمیزش کردند.[۳۲]

پانویس

بازدید : 83
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 16:21


وصلت علی(ع) و فاطمه(س)
وصلت علی(ع) و فاطمه(س)، به وصلت حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(س) دختر فرستاده اکرم(ص) اشاره دارااست. مبتنی بر منابع حدیثی، قبل از امام علی(ع)، اشخاص دیگری از فاطمه(س) خواستگاری کرده بودند فرستاده در جواب آن‌ها می‌اظهار‌کرد که وصلت فاطمه به دست خداوند حسینیه نصرت مشهد میباشد.

خطبه عقد علی(ع) و فاطمه را رسول(ص) خواند. سازه بر حیث دارای شهرت مهریه حضرت فاطمه(س)، ۵۰۰ درهم (متساوی ۱۵۰۰ گرم نقره خالص) نام برده که‌این مبلغ مَهرالسُّنة خوانده میگردد. مبنی بر احادیث، امام علی(ع) زره خویش را فروخت و رسول(ص) با پول آن جهیزیه حضرت فاطمه(س) را تنظیم کرد. همینطور در شب وصلت امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، عموم مدینه، اطعام آدرس حسینیه نصرت مشهد شدند.

سازه بر گزارش‌های تاریخی و روایی تزویج علی(ع) و فاطمه(س) در سال دوم یا این که سوم قمری فیس داده میباشد البته درباره روز و ماه آن نظرها مختلفی وجو دارااست. سازه بر آنچه در مناقب آل ابی‌طالب (مندرج در قرن ۶ق) آمده عقد فاطمه(س) در اولیه ذی‌الحجه و تزویج وی در ششم ذی‌الحجه در سال دوم قمری بوده میباشد. در روزنگار کشور‌ایران، نخستین ذی‌الحجه به‌مناسبت سالروز ازدوج حضرت علی(ع) و فاطمه(س) روز تزویج نامگذاری رزرو حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

خواستگاری از فاطمه
بر طبق منابع، پیش از خواستگاری حضرت علی(ع)، چندین بدن از صحابه مانند ابوبکر بن ابی‌قُحافه و عُمر بن خطاب از فاطمه خواستگاری کرده بودند. فرستاده(ص) در جواب آنان، تزویج فاطمه را به‌دست خداوند می‌دانست.[۱] بربرپایه روایتی که در امالی روحانی طوسی از امام علی(ع) نقل شد‌ه‌است امام علی از نبی، فاطمه را خواستگاری کرد، فرستاده فیض را به حیث فاطمه موکول کرد. فاطمه در جواب نبی، سكوت کرد و فرستاده خموشی فاطمه را عامل بر رضايتش دانست.[۲] بعد از اين جریان جبرئیل بر فرستاده نازل شد و از وی خواست فاطمه را به تزویج على در بیاورد، زيرا خداوند راضى میباشد که زهرا براى على و على براى زهرا باشد.[۳]بعد از وصلت حضرت علی با فاطمه بعضی از مهاجران که پیشتر از فاطمه خواستگاری کرده بودند، از نبی شکایت کردند، فرستاده(ص) در جواب آن‌ها تزویج علی و فاطمه را به‌امر آفریدگار شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانسته بود.[۴]

خطبه عقد
بنابر نقل ابن شهرآشوب (درگذشته ۵۸۸ق) در مناقب آل ابی‌طالب، نبی(ص) در هنگام تزویج فاطمه(س) و علی(ع) بر منبر رفت و خطبه‌ای خواند و اظهار‌کرد: خدا به اینجانب امر داده میباشد که فاطمه را به عقد علی درآورم و این شغل را جاری ساختن بخشید.[۵]

برای امام علی(ع) در زمانه معاش با فاطمه(س) همسر دیگری بیان نشده میباشد. بر طبق روایتی که در کتاب الامالی روحانی طوسی نقل گردیده است وصلت امام علی(ع) با زنان دیگر در طول حیات حضرت فاطمه(س) حرام بوده میباشد.[۶]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 290
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 330
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 622
  • بازدید ماه : 1019
  • بازدید سال : 5963
  • بازدید کلی : 63751
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی