loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 41
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:37


سید نورالله حسینی شوشتری (۹۵۶ -۱۰۱۹ق) یا این که مرعشی پر اسم و رسم به حکم کننده نورالله شوشتری یا این که شهید ثالث، فقید، اصولی، متکلم، محدث و شعر سرا شیعی در قول صفویه میباشد. شوشتری تالیفات اکثری به عنوان مثال احقاق الحق و ازهاق الباطل، مجالس المؤمنین، الصوارم المهرقه و مصائب النواصب دارااست. وی حکم دهنده القضاة هند بود و مبنی بر مذهب‌ها چهارگانه اهل سنت، فتوا می‌اعطا کرد. وی سرنوشت با بدگویی بدخواهان، به امر جهانگیرشاه به مرگ محکوم شد و به قتل رسید. او در آگرای هند مدفون حسینیه نصرت مشهد میباشد.

به دنیا آمدن و نسب
سید نورالله حسینی مرعشی در سال ۹۵۶ق در شوشتر از شهرهای خوزستان متولد شد. تبار او به امام سجاد(ع) میرسد. بابا وی سید شریف الدین، از علمای بعد از ظهر خویش بود. سید شریف الدین دارنده اثراتی در علم ها نقلی و عقلی بود. اجداد حکم کننده نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از آمل به شوشتر مهاجرت کرد بازمی‌شود.[۱] حکم کننده نورالله همواره به لینک خویش به‌این سلسله افتخار میکرد و این موضوع در آثارش نمایان آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

فرزندان
حکم کننده نورالله شوشتری ۵ پسر داشت که هر کدام از آن‌ها از نویسندگان، شاعران و علمای بعدازظهر خویش به شمار می روند و دارنده تألیفاتی رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌باشند:

سید محمد یوسف
شریف الدین (۹۹۲ـ ۱۰۲۰ ق)
علاء الملک
سید ابوالمعالی (۱۰۰۴ـ ۱۰۴۶ق)
سید علاء الدوله (ت۱۰۱۲)[۲]
تحصیلات
سید نورالله، در شوشتر به علم آموزی دانش پرداخت. علم ها نقلی و عقلی را نزد پدرش فراگرفت و طب را نزد حکیم مولانا عماد الدین یادگرفت. میر صفی الدین محمد و میر جلال الدین محمد صدر از معلمان وی بودند. وی در ۲۳ سالگی در سال ۹۷۹ (ه‍.ق) به یار اخوی کوچکترش سید وجیه الدین محسن برای علم آموزی به مشهد شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رفت.[۳]

حکم کننده نورالله در مشهد در درس مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین فایده علمی خود را در قضیه‌های فقه، اصول، سخن و حدیث و تعبیر و تفسیر از وی استحصال کرد. وی از درس مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و تجوید قرآن کریم ومهربان را یادگرفت و به‌دنبال علم آموزی از بزرگانی اذن قصه دستیابی کرد. از آن بین می‌قدرت به عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مؤلف کتاب مجالس الامامیه در اعتقادات) و همینطور مولا عبدالوحید تستری اشاره نمود.[۴]

مسافرت به هند
سید نورالله در سال ۹۹۲ یا این که ۹۹۳ق بدون چاره به رخنه‌ مشهد و هجرت به هند شد. انگیزه این مسافرت، مصیبت‌های مداوم و فجایع و کودتا‌های مکرر در مشهد بود؛ به نحوی که در یک کدام از تهاجم هاِ ازبک‌ها به مشهد، برادرش کشته شد. در‌این فرصت پادشاه عباس نخستین هنوز به طور رسمی بر تخت ننشسته بود. بی‌ثباتی سیاسی خراسان، سید نورالله را وادار به مسافرت به محل امن‌تری کرد. هندوستان در آن مجال یک کدام از آهسته‌ترین روزگار تاریخ خویش را سپری میکرد.[۵]

شاید این وقار هندوستان، به روحیه اکبر سلطان بازمی‌گشت که در آن طولانی آن میهن حکمرانی میکرد. اکبر پاد شاه، پسر همایون فرمان روا، نوه بابر و از نسل تیمور گورکانی در ۱۴ سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و دانایی ازخود نماد بخشید و ممالک گجرات، بنگال و کشمیر و گواهی را به تصرف خویش درآورد و سلطنتی بلندمرتبه ایجاد کرد و شهرها و آبادی‌های بی‌شماری نهاد بنیان.[۶]

اکبر فرمانروا علی‌رغم عشق و علاقه فراوان به عمران و آبادی، و مداقه خاصی که به مسائل فلسفی داشت، ولی نظریه چندان محکمی نسبت به آئین خاصی نداشت. همین بینش اکبر پادشاه به آیین، او‌را به پندار ارائه فقهی برآمده از ادیان متفاوت انداخت.

حاکم نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، اولیه به دیوان اکبر پادشاه در فتح پور سکری نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی، طبیب توانمند اهل ایران و شعر سرا گران قدر رفت. مسیح‌الدین گیلانی بعداز یادگرفتن علم ها و فوت‌و‌فن در سال ۹۸۳ وارد هندوستان شد و به خیال قابلیت و امکان و شایستگی خود در زمره مقربان اکبرشاه درآمد.[۷] مسیح الدین، شوشتری را به اکبر پاد شاه معرفی کرد. سید نورالله شوشتری، کتابی که درباره حضرت علی(ع) نوشته بود، به فرمانروا اهدا کرد. اکبر پاد شاه به وی و کتابش بسیار علاقمند شد.

اصحاب تراجم نقل کرده‌اند که حکم دهنده نوروروشنایی الله، اولی عالمی بود که در هند اظهار تشیع کرد و به آن دعوت نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره ساخت.[۸]

بازدید : 27
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:20


کشتن وزیر اهل ایران
نوشته‌علمیٔ مهم: ادب بن سهل و آسان
ادب بن راحت وزیر اهل ایران مأمون بود که برای دست‌یابی وی به خلافت و ثبت حکومتش عملکرد بخش اعظمی کرد. این همت‌ها موجب شد مأمون بعداز وصال به خلافت، کنیه ذوالریاستین به فضل و ادب بن آسان اعطا کرد. اعطای این کنیه به‌این معنی بود که ادب به طور همزمان دو رده اصلی مدیریت کشوری و لشکری را در مشت داشت.[۳۱] بعضا بر این باورند که سفارش ولایتعهدی امام رضا(ع) از سوی ادب بن آسوده مطرح شد‌ه‌است.[۳۲] نقل شده ادب با این شغل می‌خواست بعداز امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۳۳] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحاک از بستگان فضل و ادب بن سهل و آسان برای جابجایی امام رضا از مدینه تا مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون درباره ی نقشه راحت و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این داعیه دانسته حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.[۳۴]

به اعتقادوباور برخی مورخان، مشورت کردن و یاری ابن‌ سهل و آسان به مأمون برای آن بود که مرو به‌مکان بغداد پایتخت خلافت گردد، خراسان در قبال عراق و دیگر بخشها از مقام بالاتری منتفع خواهد شد و رده ایرانیان که بعد از تحقیر برمکیان اهل ایران در ساختار حکومت عباسی از دست رفته بود به آن ها برگردد.[۳۵] برهمین پایه، فضل و ادب بن آسان کارایی می کرد هر زمینه‌ و چالشی که تهدیدی برای عظمت مرو، خراسان و ایرانیان بود از دیده خلیفه بدور بماند. یک کدام از مهم ترین بحران‌ها ظهور آشوب و ناآرامی‌های بغداد بود. همهمه بغداد در‌پی برکناری طاهر بن حسین، حکم دهنده عربی بغداد و تفویض این منصب به حسن بن سهل وآسان اهل ایران بود. این جایگزینی در‌پی سیاست برتری نژاد اهل ایران در قبال نژاد عربی دربار مأمون انجام شده بود. وزیر اهل ایران کوشش بخش اعظمی کرد تا خبرها ناآرامی‌های بغداد به خلیفه آدرس حسینیه نصرت مشهد نرسد.[۳۶]


سکه ولایتعهدی امام رضا(ع) که به فرمان مأمون ضرب شد. بر روی سکه عبارت ذیل به خط کوفی درج شد‌ه‌است: «لله، محمدرسول الله، المأمون خلیفة الله، مما أمر به الأمیر الرضا اما قول المسلمین علی بن موسی بن علی بن ابی طالب، رزرو حسینیه نصرت مشهد ذوالریاستین.
بعد از آنکه مأمون بوسیله امام رضا(ع) از آشوب‌های بغداد با خبر شد، تصمیم گرفت مرو را سوراخ کرده و عازم بغداد، پایتخت مرکزی بنی‌عباس خواهد شد. خلیفه متوجه شد بازگشتش به بغداد با جلوگیری کردن دورازشوخی وزیر اهل ایران‌اش مواجه شود؛ همچنان‌که بعضی اقدامات وزیر نظیر پنهان‌ کردن خبرها بغداد بدبینی خلیفه را نسبت به ادب بن آسوده تشدید کرد. از این‌رو مأمون در اولِ هجرت خویش به بغداد وزیر اهل ایران را در شهر سرخس بوسیله عامل ها پنهان خویش به قتل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رساند.[۳۷]

شهید شدن امام رضا(ع)
بعد از آنکه مأمون در ماجرای ولایت‌عهدی امام رضا به هدف ها خویش دست یافت، حس کرد حضور امام در کنار وی دیگر به مصلحت حکومتش وجود ندارد. نگرانی مأمون از استمرار ولایت‌عهدی امام رضا(ع) ناشی از چندین مورد بود: برتری امام رضا(ع) در جلسات مناظره با علمای مذهب‌ها، ارتقاء محبوبیت امام رضا(ع) بین عموم[۳۸] و نقد مصرح امام به بعضا اقدامات مأمون.[۳۹] از این‌رو مأمون مانند خلفای عباسی گذشته برای نگهداری خلافت خویش با خیانت‌ای امام رضا(ع) را در راه و روش رجوع به بغداد در اوائل سال ۲۰۳ هجری قمری به شهیدشدن رساند.[۴۰] با این حالا، تعداد اندکی از شیعه معتقدند امام رضا از سوی مأمون به شهید شدن نرسیده میباشد؛[۴۱] چنان‌که علی بن عیسی اربلی، مؤلف کتاب کشف الغمّه، اینگونه باوری را از سید ابن طاووس‌ نقل کرده و خویش به آن متمایل گردیده است.[۴۲] البته پیامبر جعفریان با خطا پی بردن این عقیده، این یقین خطا را ناشی از خوی دوگانه مأمون و ظاهرسازی‌های وی دانسته میباشد.[۴۳]

بازدید : 29
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:20


حَمزة بن عَبدالمُطَّلِب، ملقب به اسدالله، اسد نبی‌الله و سیدالشهداء، عموی رسول اکرم(ص) و از شهدای اُحُد میباشد. حمزه از حامیان اساسی دعوت نبی اکرم(ص) بود و گفته‌اند که وی حتی‌د‌ر هنگامی که هنوز مسلمان نشده بود، از نبی(ص) در مقابل آزار مشرکان جانبداری می کرد. او از بزرگان قریش بود و از این رو، با مسلمان شدنش، از معیار آزار قریش نسبت به رسول(ص) حسینیه نصرت مشهد کاسته شد.

وی در شعب ابی‌طالب یار مسلمانها بود و در غزوه بدر و غزوه احد کمپانی داشت و در احد در سال سوم هجری به شهیدشدن رسید.

مقام حمزه
تأثیر عمیق شخصیت حمزه و محبوبیت وی بعداز شهادتش منجر شد بعضی از صحابه فرزندان خویش را حمزه اسم نهادند.[۱] شهیدشدن حمزه و جعفر بن ابی‌طالب استدلال کاهش قدرت بنی‌هاشم در مقابل قریش و به خلافت نرسیدن علی بن ابی‌طالب(ع) بعداز فرستاده(ص) دانسته آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده است.[۲]

براساس بعضا احادیث[۳] و تفاسیر، آیه ۲۳ سوره احزاب در شأن امام علی(ع)، حمزه، جعفر بن ابی‌طالب و عُبیدة بن حارث نازل گردیده‌است[۴] و خواسته از «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ» افرادی که به شهیدشدن رسیدند، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب رزرو حسینیه نصرت مشهد می باشند.[۵]

فضائل وی در احادیث
امام علی(ع) و بقیه امامان شیعه در احتجاج با معارضان، به خویشاوندی خویش با حمزه و جعفر مباهات کرده‌اند.[۶]

درباره فضائل و کرامات حمزه احادیث بخش اعظمی نقل شد‌ه‌است.[۷] رسول اکرم(ص)، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب و علی(ع) را شایسته ترین عموم[۸] و جزو هفت نفر از شایسته ترین کسان از نسل بنی‌هاشم خواند[۹] و نیز علی(ع)، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب را شایسته ترینِ شهدا نامید.[۱۰] نبی(ص) می‌بیان کرد که حمزه شرط خویشاوندی را رعایت کرد و جاری ساختن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد خیر داشت.[۱۱]

در احادیث به اسب حمزه به اسم وَرد و شمشیرش لِیاح،[۱۲] و دیگر متعلقات او اشاره شد‌ه‌است.

مجال میلاد
بر طبق روایاتی که میگویند ثُوَیبه، کنیز ابولهب، به نبی(ص) و حمزه شیر داده میباشد[۱۳] و نیز تأکید فرستاده(ص) بر اینکه حمزه اخوی رضاعی اوست، [۱۴] حمزه حداکثر دو سال از نبی(ص) تبارک‌خیس بوده میباشد. توده‌ای این اختلاف سنی را چهار سال هم دانسته‌اند[۱۵] که باتوجه به شک برخی از پژوهشگران راجع به شیر دادن ثویبه به نبی، [۱۶] ممکن میباشد بیشتر هم باشد. مجموعاَ، او احتمالاً دو تا چهار سال قبل از عام الفیل (سال به دنیاآمدن رسول اکرم) متولد گردیده‌است. باباِ حمزه، عبدالمطلب و مادرش و مامان خواهرش صفیه، هالة بنت أهيب ابن عبد و بنده مناف بن زهرة میباشد و با عبدالله بابا رسول از دو مامان می‌باشند مامان عبدالله فاطمه دختر عمرو بن عائذ مخزومی یکی از دیگر از همسران مخلوق المطلب میباشد. [۱۷]

اسم، لقب و کنیه
حمزه بن عبدالمطلب، عموی نبی اکرم(ص) و از شهدای اُحُد. لقب‌اش ابوعُماره و ابویعْلی[۱۸] و مادرش هاله بنت اُهَیب (وُهَیب) بن عبدمَناف بن زُهره بود.[۱۹] کلمه و واژه حمزه را نیز به معنای شیر[۲۰] یا این که تیزفهم[۲۱] دانسته‌اند.

او را اسدالله و اسد پیامبر‌الله کنیه داده‌اند.[۲۲] بعداز شهید شدن حمزه، جبرئیل به فرستاده خبر بخشید که حمزه در افق‌ها بدین دو تیتر ملقب گشته میباشد.[۲۳] یکی‌از دیگر از ا‌لقاب اصلی حمزه، سیدالشهداء است.[۲۴] مرتضی مطهری کنیه سیدالشهداء را برای حمزه، مقید و برای امام حسین(ع)، مطلق می‌شمارد و بر این نکته تاریخی تأکید می‌ورزد که‌این کنیه پیش از عاشورا منحصر به فرد حمزه بود اما پس از عاشورا کنیه امام حسین(ع) شد و حمزه، سیدالشهدای فرصت خودش میباشد اما امام حسین(ع) سیدالشهدای کلیه مجال هاست همانطور که مریم، سرور بانوان زمان خودش میباشد البته فاطمه(س)، سرور زنان همگی روزگار‌ها.[۲۵] ملاصالح مازندرانی همین حیث را پیش از مرتضی مطهری مطرح کرده‌میباشد.[۲۶]

فرزندان
فرزندان حمزه، سه پسر به اسم‌های عمارة، یعلی و عامر بودند.[۲۷] عمارة (پسر بلندمرتبه حمزه) در فتح عراق حضور داشت.[۲۸] یعلی پنج پسر داشت.[۲۹] با وجود تأکید منابع بر عدم تداوم نسل حمزه، [۳۰] در قرن دهم هجری، برخی را از نسل وی می‌دانستند.[۳۱]

اسم‌های گوناگونی که برای دختران حمزه در منابع نام برده، به تصریح بیشتر منابع، تمامی به یک بدن بازمی گردند که اسم مرجَّح یا این که اُمامه میباشد.[۳۲] اسم امامه را در شمار راویان حدیث غدیرخم نیز درج کرده‌اند.[۳۳]

بازدید : 25
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:12


تاریخچه سود‌های داودی
تشکیل فرقه عَلیه
در عصر‌های آن‌گاه، سود‌های طیبی داودی در گیر ناسازگاری بسیار شدند که عمدتاً از رهبری جامعه و منصب داعی مطلق سرچشمه می‌گرفت؛ در ۱۰۳۴ق، علی بن ابراهیم مرجعیت بیست و نهمی داعی، یعنی عبدالطیب زکی الدین (۱۰۳۰-۱۰۴۱ق.)، را مردود آشنایی و جانشینی را حق خویش گفت. او با رهروان خویش، از منفعت‌های طیبی داودی فرقه‌ای فرعی ایجاد کرد که به اسم خودش به عَلیه معروف شد. مقر داعیان فایده‌های عَلیّه در بارودا (بروده) در گجرات باقیمانده میباشد. علیه با منفعت‌های داودی تزویج نمیکنند و ادبیات مذهبی خاصی حسینیه نصرت مشهد پدید نیاورده‌اند.

اینک، طیب ضیاءالدین بن یوسف نورالدین، تحت عنوان چهل و چهارمی داعی مطلق، رهبری سود‌های علیه را به ذمه دارااست.[۱۲]

فرقه فرعی ناگوشیه
دسته کوچکی از فایده‌ها در ۱۲۰۴، از فرقه علیه جداگانه شدند و به نقطه پایان وصال به دور اسلام را اعلام کردند. آن‌ها همینطور معتقد به برخی از باورهای هندوها بودند، برای مثال حرام بودن گوشتخواری، و از‌این جهت به ناگوشیه پر اسم و رسم شدند. ناگوشیان گیاهخوار، مانند اعضای فرقه مهم علیه، در لبه جامعه سود‌های داودی می‌زیستند و اکنون تعداد یه خرده‌از آن ها باقیمانده آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۳]

آزار اسماعیلیان هند
در حین اورنگ زیب مغول، او موج بزرگی برای آزار اسماعیلیان هند به خط مش‌انداخت. فایده‌های اسماعیلی، به الحاد تبهکار شدند و مساجد آنها به دست گردانندگان سنی مذهب زمین خورد. مراسم مذهبی و جاری ساختن عبادی آنان، مثلا مراسم سوگواری امام حسین(ع) در ماه محرم و دیدار آن ها از زیارتگاه‌های متعددشان، تعطیل شد. مراسم معمولی عبادی سود‌های داودی و سلیمانی، مانند نمازهای روزمره، ذیل لحاظ مأموران سنی که مساجد فرقه را نیز در مشت گرفته بودند رزرو حسینیه نصرت مشهد قرار گرفت.


محمد عامل الدین رهبر قبلی منفعت‌های داوودی

تشییع محمد عامل الدین رهبر گذشته سود‌های داوودی
داعیان داودیان از این پس
اسماعیل بدرالدین: در اینگونه قوانینی بود که سی و چهار‌مین داعی مطلق داودیان، یعنی اسماعیل بدرالدین (۱۰۶۵ ۱۰۸۵)، مقر دعوت فایده‌های طیبی داودی را از احمدآباد به استکان نگر منتقل کرد. فقط بعداز مرگ اورنگ زیب در ۱۱۱۸ و زوال فرمانروایی مغولان هند بود که فایده‌های اسماعیلی اذن یافتند تا آزادانه به مراسم مذهبی و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد فعالیت و کار بپردازند.[۱۴]
هبة الله المؤید فی الدین: در زمان داعی‌گری هبة الله المؤید فی الدین (۱۱۶۸-۱۱۹۳) که به طور همزمان با شروع استیلای انگلیس بر هند بود، نهضت طلاق طلبانه‌ای دیگر در جامعه منفعت‌های داودی صورت بخشید. رهبران این نهضتِ ضد داعی اسماعیل بن عبدالرسول المجدوع، مؤلف کتابشناسی دارای شهرت اسماعیلی موسوم به فهرسة الکتب و الرسائل (چاپ علینقی منزوی، طهران ۱۳۴۴ ش) و پسرش هبة الله بودند که نهضت آنها به هبتیه معروف شد. امروزه، دسته کوچکی از‌این فرقه سود هنوز در اوجین باقی‌اند.[۱۵]
یوسف نجم الدین: چهل و دومی داعی مطلق سود‌های داودی، یوسف نجم الدین (۱۲۰۰-۱۲۱۳)، راس دعوت را به سورات منتقل کرد که در آن فرصت پایین استیلای بریتانیا بود و از‌این حیث برای اسماعیلیان محل امنی به شمار میرفت. اخوی و جانشین یوسف نجم الدین، عبدعلی سیف الدین (۱۲۱۳-۱۲۳۲)، مکتب دارای اسم و رسم به «سیفی درس» (جامعة السیفیة) را در سورات برای یاد دادن و تربیت علمای داودی و نیز برای ارائه تعلیمات خوب مذهبی به اعضای جامعه سود‌های داودی تأسیس کرد. این مکتب، با شعبه‌اش که چندی آنگاه در شهر بمبئی بهره برداری شد، همچنان راس تعلیمات فقاهتی به شیوه‌های سنتی برای فایده‌های داودی میباشد.[۱۶]
عبدعلی سیف الدین: در حین عبدعلی سیف الدین، چهل و سومی داعی مطلق داودیان، که بریتانیا بر هندوستان استیلای بی نقص یافت، اذیت و آزار فایده‌های اسماعیلی نقطه پايان گرفت، ولی کشمکش‌های داخلی و تحزّب که اکثر زمان ها بر رمز جانشینی داعی و مسائل مالی پش می‌آمد، و نیز زد خورد با دیگر دسته‌های مسلمان هند و با هندوها همچنان از خصوصیت‌های تاریخ آینده سود‌های داودی میباشد.[۱۷]
محمد بدرالدین: چهل و ششمی داعی مطلق داودیان، محمد بدرالدین، که واپسین داعی از راجپوتهای گجرات نیز بود، پیش از آن‌که به نص جلی، یعنی در خطابی همگانی‌، جانشین خویش را طبق متد معمول مشخص و معلوم نماید در ۱۲۵۶ درگذشت. این دستور موجب پیدایی مناقشه‌های تند بر رمز موضوع جانشینی در جامعه فایده‌های داودی شد که تا امروز ادامه داشته میباشد.[۱۸]
محمد دلیل‌الدین: وی رهبر قبل سود‌های داوودی بود که در سال ۱۳۹۲ هجری خورشیدی در سن ۱۰۲ سالگی بعداز پنجاه سال رهبری این فرقه درگذشت. مراسم تشییع پیکر این صورت پررنگ هندی در بمبئی برگزار شد که بر تاثیر ازدحام جمعیت ۱۸ نفر از مسلمان‌ها این میهن جان خویش را از دست دادند. پیکر استدلال الدین در حوالی «صیفی محل» به خاک ودیعه شد.[۱۹]
مفضل سیف‌الدین: فرزند محمد استدلال‌الدین و رهبری کنونی و پنجاه و سومی داعی مطلقِ سود‌های داوودی میباشد.[۲۰]

بازدید : 34
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:04


علویان در عصر حکومت عثمانی
عثمانی‎ها برای تقویت حکومت خویش و برای وحدت بخشیدن به جامعه‎ای که از اقوام متنوع و مذهب‌ها زیادی درست شده بود، به رهبران صوفی که از نفوذ بالایی بین عموم بهره مند بودند، متوسل شدند.[۲] در همین راستا آن ها رابطه ها گرمی با رهروان علویان بکتاشیه و دراویش این فرقه که در آن عصر فقط مدرسه صوفی‏‎گرایانه‎ای بیش خلا، برقرار کردند. این ارتباط ها به سیرتکامل‎ای بود که طبق بعضی گزارش‎ها، هسته اساسی ارتش عثمانی‎ با اسم قشون «ینی‎چری»، در سال ۱۳۶۳ میلادی در خانقاه بکتاشیه نهاد حسینیه نصرت مشهد گذاشته شد.[۳][۴]

از سوی دیگر گروهی از علویان غیر بکتاشی به طریقت صفی الدین اردبیلی ـ که در قرن ۱۳ میلادی در اردبیل صورت گرفته بود ـ عشق و علاقه‎مند شدند. این عشق و علاقه تا بدانجا رسید که در قرن ۱۵ میلادی مذهب علوی در آناتولی به شدت اشاعه یافت. پیشرفت علوی‎گری در قلمرو حکومت عثمانی به طور همزمان با ظهور صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی در تبریز، زنگ خطری برای دولت عثمانی بود. به این دلیل‌که علویان آناتولی به منجر رابطه قلبی با صفی‎الدین اردبیلی و صفویان، رؤیای تشکیل دولت علوی را در راز می‎گذراندند. این رؤیا با اعلام حکومت صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی به وسیله پادشاه اسماعیل صفوی در تبریز به واقعیت به آدرس حسینیه نصرت مشهد پیوست.[۵]


بایزید دوم پاد شاه وقت عثمانی در بالا برای کاهش نفوذ و محبوبیت سلطان اسماعیل نخستین و دراویش اردبیل فی مابین عموم، سیاست تطمیع و ارعاب را در پیش گرفت؛ از یک سو برای جذب آن‌ها به احیاء خانقاه‎ها و مقابر بزرگان اهل سنت پرداخت و از سویی دیگر علویانی را که برای زیارت صفی‎الدین اردبیلی به جمهوری اسلامی ایران می‎رفتند، مجازات نموده و آنها را به کرن و مدان (یونان) تبعید می‎کرد. حکومت عثمانی با این اقدامات نماد بخشید که دولتی سنی مذهب رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]


بایزید دوم در راستای سیاست سنی‎گرایی، از توسعه طریقت بکتاشیه با محوریت بالم پادشاه برای دوری از نفوذ صفویان امان کرد.[مستلزم منبع] به این خواسته در سال ۱۴۹۲میلادی بالم پادشاه را از آلبانی به شهر نَوشهر، محل معاش و دفن حاج بکتاش اما آورد و قبه‌ای بر فراز قبر حاج بکتاش البته تشکیل داد و در کنار آن خانقاهی برای بالم شاه سازه کرد.[۷] با این سیاست عثمانی‎ها، بکتاشی‎هایی که شاخه پرجمعیت علویان بودند، تا سال ۱۸۰۰ میلادی تحت لحاظ و با یاری‎های دولت عثمانی به راحتی معاش کردند و در مقابل شاخه‎ای از علویان که در‌پی مدرسه صفی الدین اردبیلی بوده و به پاد شاه اسماعیل صفوی تحت عنوان رهبر فقهی می‎نگریستند، مدام در ظلم و تبعید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بودند.[مستلزم منبع]


فشارهای دولت عثمانی علیه این شاخه از علویان در عصر پادشاه سلیم هم زمان با نزاع چالدران فی مابین عثمانی‎ها و صفویان در سال ۱۵۱۴ میلادی که به باخت صفویان باعث شد، به نقطع ی عطف خویش رسید. بعضا از گزارش‎ها از صدور فتوای روضه خوان‎الاسلام ابن‎کمال پاشا، دانا عثمانی و عقیده‎پرداز مبارزه مذهبی چالدران، علیه علویان و در ادامه آن قتل‎عام ۴۰ هزار علوی، قبل از برپایی مبارزه به وسیله دولت عثمانی خبر داده‎اند که بدون صدق و سقم داده های عددی آن، آرم از عکس العمل شدید شاه عثمانی نسبت به علویان داراست.[۸]

گزارش‎های تاریخی از وخامت اوضاع و احوال علویان غیربکتاشی بعد از باخت حکومت صفوی تا زمان سقوط دولت عثمانی، خبر داده‎اند. طبق گزارش‎های نویسندگان علوی، عثمانی‎ها با فتوای افراطی و ضد‎ شیعی ابن‌کمال پاشا علویانِ غیر بکتاشی یا این که قزلباش‎ها کافر، رافضی و زندیق خوانده شدند.[۹]


وخامت وضع و اوضاع به حدی بود که حتی به دست دریافت کردن قرآن برای علویان ممنوع بود و هر کس به علوی قرآن می‎فروخت، گناه بزرگی مرتکب می‎شد. علویان برای تصاحب کردن قرآن از دوستان مسیحی و یهودی خویش می‎خواستند که برای آنها قرآن بیاورند.[مستلزم منبع] آن‌ها از برگزاری مراسم عبادی و هرگونه اجتماع شرعی در مسجد، خانقاه و هرجای دیگر نهی شده و در شکل برپایی آن تبعید یا این که کشته می‎شدند. این مجموعه شیعی نمی‎توانستند به مدرسه های رفته یا این که محل‎های مشخصی را برای یاددادن و جابجایی آموزه‎های شرعی به نسل آن‌گاه تأسیس نمایند. همینطور فراروگریز آنها به بخشها صعب الوصول کوهستانی و جنگلی و در سکونت در آن بخش ها از خوف قتل‎عام شدن، قابلیت و امکان رابطه فرهنگی آن ها با مرکز ها شیعی را غیرممکن کرده بود.[مستلزم منبع]

این مسأله موجب شد وجود عالمان شرعی دربین آن‌ها اندک گردیده و مردم علویان از علم شرعی منفعت کافی نداشته باشند در فیض آن‌ها به باطنی‌گری و فراگیری سینه به سینه روی‎ آوردند. در فیض این اقدامات، منزلت اجتماعی و اقتصادی علویان ضعیف شد و از نگاه فرهنگی نیز فشارهای عثمانی‎ها، انزوای قهری علویان غیربکتاشی را به برهه زمانی یک سری قرن و تا تأسیس حکومت جمهوری در ترکیه درپی داشت.[۱۰]

بازدید : 40
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:38


اسماعيل‌ بن‌ جعفر (درگذشت:۱۴۳ یا این که ۱۴۵ق) فرزند بلندمرتبه امام راستگو(ع‌) میباشد که‌ اسماعیلیه وی یا این که فرزندش محمد را امام بعداز امام راستگو(ع) می دانند. البته از حیث امامیه و نیز بر طبق روایات رسیده از نبی(ص)، موسی بن جعفر(ع) امامِ بعد از امام راست گو(ع) میباشد. باور به امامت اسماعیل دیباچه طلاق اسماعیلیان از امامیه و صورت‌گیری فرقه حسینیه نصرت مشهد اسماعیلیه شد.

درباره شخصیت اسماعیل اختلاف‌حیث وجود داراست بعضی با استناد به احادیث بر این باورند که او با غالیان رابطه داشته میباشد. ولی آیت‌الله خویی با توجیه این احادیث و استناد به احادیث دیگر او را فردی جلیل و آیتم عطوفت بابا آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.

اسماعیل در طول حیات امام درست گو(ع) از عالم رفت و در بقیع دفن شد. امام راستگو(ع) مراسم‌تدفین و تشییع‌جنازه او را آشکارا برگزار کرد و عده ای را بر مرگش شاهد گرفت تا شبهه امامت و موعود بودن او از در بین برود. همینطور سازه بر احادیث درباره مجال مرگ اسماعیل بداء صورت داده میباشد، چراکه بعضا از شیعه ها او‌را امام می‌پنداشتند و با مرگش پدیدار و آشکار شد که او امام شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نبوده میباشد.

معاش و خانواده
اسماعیل فرزند امام راستگو(ع) و فاطمه نوه امام سجاد(ع) میباشد.[۱] تاریخ‌ به دنیاآمدن او در منابع تاریخی بیان نشده میباشد. با این اکنون با استناد به ولادت امام کاظم(ع) در سال ۱۲۷ق[۲] یا این که ۱۲۸ق[۳] و اختلاف ۲۵ سال فی مابین امام کاظم(ع) و اسماعیل،[۴] میلاد وی در سال‌های اول قرن دوم تقریب زده رزرو حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.[۵]
علی بن محمد علوی عمری سال فوت اسماعیل را ۱۳۸ق گزارش داده.[۶] در حالی که طبری، مولف تاریخ طبری از زنده بودن وی در ۱۴۰ق خبر داده میباشد.[۷] سال‌های ۱۴۳[۸] و ۱۴۵ق[۹] به‌تیتر سال‌های مرگ اسماعیل آمده میباشد.
نسل اسماعیل از روش فرزندانش محمد و علی ادامه یافت.[۱۰] محمد دو فرزند به اسم‌های اسماعیل ثانی و جعفر اکبر داشت[۱۱] و نسل علی بن اسماعیل نیز از فرزندی به اسم محمد باقی ماند.[۱۲]
نوادگان اسماعیل در مرزوبوم‌هایی زیرا خراسان، نیشابور، سامراء[۱۳] دمشق،[۱۴] مصر،[۱۵] اهواز، کوفه، بغداد،[۱۶] یمن،[۱۷] صور،[۱۸] حلب[۱۹] و قم[۲۰] می‌زیستند.

نبو
امام جعفر راستگو (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر راست گو
حمیده بقیه همسران فاطمه
امام موسی کاظم اسحاق محمد اسماعیل عبدالله ام فروة
امام رضا علی عباس اسما فاطمه
اعتبار و شخصیت
به گفته آیت‌الله خویی رجالی شیعه (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) درباره اعتبار شخصیت اسماعیل دو مجموعه احادیث وجود دارااست. از بعضی از احادیث مدح وی و از بعضا دیگر ذمش برداشت میگردد.[۲۱] بر طبق روایاتی که از آن ها ذم اسماعیل‌ برداشت گردیده وی با غالیان‌ همانند مفضل بن عُمَر و بَسّام صیرَفی رابطه داشت و امام درستگو(ع) از این‌ رابطه ها ناخشنود بود.[۲۲] همینطور وی به محافلی‌ رفت‌وآمد داشت که‌ سبب‌ می شد در صلاحیت‌های اخلاقی‌ او شک وتردید گردد.[۲۳] آیت‌الله خویی احادیث ذم را دارنده ضعف سندی و دلالی دانسته و احادیث مدح را ترجیح داده میباشد از این‌رو اسماعیل را فردی جلیل و آیتم عطوفت پدرش معرفی نموده است.[۲۴]
بعضی به رابطه اسماعیل‌ با خطابیه و نقش‌ آن ها در صورت‌گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ اشاره کرده‌اند. به گفته اینان ابوالخطاب و اسماعیل‌ در حین‌ حیات‌ امام‌ راستگو‌(ع‌)، به یاری یکدیگر، عقایدی را مبنا‌گذاری کردند که‌ محور‌ اسماعیلیه شد[۲۵] اورده شده دلیلی بر این داعیه نیست.[۲۶] لویی ماسینیون‌، اسلام‌شناس فرانسوی نیز ابوالخطاب‌ را بابا معنوی اسماعیل میداند.[۲۷] ولی حکم کننده نعمان مغربی فقید اسماعیلیه (۲۸۳-۳۶۳ق) نقشی برای ابوالخطاب در صورت‌گیری اسماعیلیه قائل وجود ندارد و اورا بدعتگذار و گزینه لعن امام راستگو(ع) میداند.[۲۸]

بازدید : 31
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:25


هانی بن عُرْوَة بن خروشان مرادی (شهید شدن ۶۰ق)، از بزرگان کوفه و یاران خاص امام علی(ع). او در نزاع جمل و صفّین حضور داشت. هانی از عنصرها قیام حُجْر بن عَدی در قبال زیاد بن ابیه، و از معارضان بیعت با یزید به شمار میرفت. منزلٔ وی از مجال ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه راءس شغل‌های سیاسی و نظامی بود، او نقش مهمی در قیام مسلم بن عقیل داشت. هانی بعداز شهید شدن مسلم بن عقیل، و به فرمان عبیدالله بن زیاد، راز از بدنش غیر وابسته کردند. خبر شهیدشدن وی در اواسطٔ منش کوفه، در منزلگاه زرود به امام حسین(ع) رسید. امام بر مرگ وی گریست و آیهٔ استرجاع را خواند و برایش درخواست عفووبخشش کرد. هانی را در کنار دارالامارهٔ کوفه به خاک سپردند. آستانهٔ هانی بن عروه حال از زیارتگاه‌های شیعه‌ها حسینیه نصرت مشهد میباشد.

شخصیت و فامیل
هانی بن عروه از شیعه ها متعصب امام علی(ع)[۱] و از اصحاب آن امام،[۲] از طایفهٔ بنی‌خواسته و از خویشاوندانٔ مَذحِج،[۳] روضه خوان و زعیم بنی‌منظور[۴] و نزد عموم کوفه، بسیار وجیه و معتبر بود.[۵] پسر هانی، یحیی، محدّث و از راویان اصح و ثقه نزد اهل‌سنت آدرس حسینیه نصرت مشهد شمرده می شود.[۶]

معاش هانی تا ورود مسلم به کوفه
دربارهٔ معاش وی تا ورود مسلم بن عقیل به کوفه، تحت عنوان سفیر امام حسین(ع) در جریان رخدادٔ کربلا، داده ها اندکی وجود دارااست. او در مبارزه جمل[۷] و صفّین[۸] حضور داشت و در صفّین، امام علی(ع) با وی مشورت کردن میکرد. وقتی که امام، اشعث بن قیس را از سر کردگی دو بستگانٔ ربیعه و کنده بیرون کرد، هانی به امام سفارش اعطا کرد جانشینی همتای اشعث برای سر کردگی این دو خویشاوندان تعیین نماید.[۹] هانی بن عروه به قوم و قبیلهٔ خویش تعصب داشت؛ وقتی که کثیر بن شهاب مذحجی، والی خراسان، مجرم به اختلاس شد و به کوفه گریخت، هانی به او حفاظت اعطا کرد و از این رو معاویه به وی عتاب کرد.[۱۰] وقتی که معاویه برای پسرش یزید، از عموم کوفه بیعت می‌گرفت، هانی از معارضان بود و حتی می‌بیان کرد که از معاویه بخاطر اعمال اینگونه کاری تعجب می‌نماید و مختصات زشت یزید را برمی‌شمرد.[۱۱] هانی یکی موادسازنده قیام حجر بن عدی بر ضد زیاد رزرو حسینیه نصرت مشهد بن ابیه بود.[۱۲]

نقش هانی در قیام مسلم بن عقیل
مسلم بن عقیل، بعداز تدبیر از وارد شدن عبیدالله بن زیاد به کوفه و تهدیدهای وی، از منزلٔ مختار بن ابوعبید ثقفی به منزلٔ هانی بن عروه رفت.[۱۳]

سازه بر نقلی، هانی مایل خلا مسلم وارد منزلٔ وی گردد، ولی بعد از ورود مسلم، با آحاد وجود از وی پناه کرد.[۱۴] منزلٔ هانی از این رو تعیین شد که از دید اجتماعی، وی بانفوذتر از مختار بود. منزلٔ هانی از مجال ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه راءس عمل‌های سیاسی و نظامی بود و شیعه‌ها به منزلٔ وی آمد و شد شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کردند.[۱۵]

سهم دار بن الاعور نیز – که از یاران خاص امام علی(ع)[۱۶] و از شیعه ها گران قدر بصره بود و به همپا عبیدالله به کوفه آمده بود – مریض شوید و وی نیز به منزلٔ هانی، که از دوستانش بود، وارد شد[۱۷] و هانی را به کمک مسلم تشویق کرد و در منزلٔ هانی نقشهٔ کشتن عبیدالله را کشید[۱۸] براین اساس که در طی عیادت عبیدالله از وی، در منزلٔ هانی اجرا گیرد.[۱۹] به هر هم اکنون، این طرح بدین منجر که هانی یا این که یک کدام از زنان منزل مایل خلا مهمانش در منزل‌اش کشته گردد و یا این که استناد مسلم به حدیثی از فرستاده(ص) [یادداشت ۱] که از کشتن به صورت غافلگیرانه نهی کردن فرموده، عملی نشد.[۲۰]

دستگیری و شهید شدن

بارگاه هانی بن عروه
عبیدالله بن زیاد یکی‌از بردگان شامی خویش را مأمور ذیل لحاظ به چنگ آوردن منزلٔ هانی کرد[۲۱] و زیرا هانی به دیدار ابن زیاد نرفت، با خیانت و کارشکنی، به واسطهٔ محمد بن اشعث و اسماء بن خارجه[۲۲] و عمرو بن حجاج زبیدی[۲۳] – که هر سه از اقوام و دوستان هانی بودند[مستلزم منبع]– او‌را به دارالاماره کشاند و در بین وی و مسلم بن عقیل طلاق به زمین خورد و به ناکامی قیام مسلم انجامید.

از‌آن‌جا‌که هانی حاضر نشد مسلم بن عقیل را به عبیدالله تسلیم نماید، شکنجه شد، به گونه ای که بینی وی شکستند و او را به زندان انداختند.[۲۴][یادداشت ۲]

بعداز شهیدشدن مسلم بن عقیل، هانی را دست بسته به بازار قصابان بردند و به امر عبیدالله بن زیاد، غلام رخنه‌ عبیدالله، به اسم رشید، رمز از بدنش جداگانه کرد.[۲۶] در منابع تاریخی به تاریخ شهید شدن هانی اشاره نشده میباشد البته روز شهید شدن مسلم ۹ ذی‌الحجه خاطر گردیده‌است.[۲۷] با این اکنون در روزنگار ایران ۹ ذی الحجه روز شهید شدن مسلم و هانی میباشد.

سازه بر نقل مسعودی،[۲۸] هانی هرگاه قوم و قبیلهٔ بنی‌خواسته را به کمک میخواند، ۴۰۰۰ مرد زره‌پوش سواره و ۸۰۰۰ نظامی پیاده با وی جنبش می‌کردند و در شرایطی‌که قبایل هم‌عهدوپیمان خویش را دعوت می کرد، ۳۰۰۰۰ زره پوش نظامی در رکابش بودند، البته زمانی که به سوی قتلگاه میرفت، از آن کلیه مردان جنگی، هیچ کس درخواست کمک‌اش را اجابت نکرد.[۲۹] امام علی علیه‌السلام مرگ او‌را در نظر گرفتن کرده بود.[۳۰]

عبیدالله بن زیاد راز مسلم و هانی را، به وسیله هانی بن ابی‌حَیه همدانی و زبیر بن اَروَج تمیمی، نزد یزید ارسال کرد ویزید او‌را تشویق کرد.[۳۱] جسد آن دو را در بازار کناسه بر زمین کشیدند[۳۲] و آن گاه به‌دار آویختند.[۳۳]

بازدید : 28
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:21


عبدالعظیم حسنی (۱۷۳-۲۵۲ق) دارای شهرت به پاد شاه عبدالعظیم و سیدالکریم از سادات حسنی و از راویان حدیث بود. نسب وی با چهار واسطه به امام حسن مجتبی(ع) میرسد. عبدالعظیم، از اصاحاب امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده و نقل میباشد که در ایمان خویش را بر امام هادی(ع) عرضه داشت. مقبره حضرت عبدالعظیم در شهر ری قراردارد و زیارتگاه شیعه‌ها میباشد. سازه برخی احادیث اجر زیارت قبر وی موازی با اجر زیارت امام حسین(ع) در کربلا حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معاش‌طومار
عبدالعظیم حسنی مشهور به سلطان عبدالعظیم و سیدالکریم، از راویان حدیث شیعه در قرن سوم هجری بود. وی از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) به شمار می رفت.[۱] پدرش عبدالله بن علی و مادرش هیفاء، دختر اسماعیل بن ابراهیم بود.[۲] آرامگاه وی در شهر ری از زیارتگاه‌های شیعه‌ها آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

تاریخ به دنیاآمدن و وفات
به گفته محمد محمدی ری‌شهری، در منابع تاریخی، تاریخ ظریف میلاد و وفات عبدالعظیم بیان نشده میباشد، البته بعضی منابع متأخر با استناد به منابعی همانند «مناقب العترة» ابن‌فهد حلی (درگذشت: ۸۴۱ق)، ولادت اورا ۴ ربیع‌الثانی ۱۷۳ق و وفاتش را ۱۵ شوال ۲۵۲ق تصویب کرده‌اند و این تاریخ به روزنگار ایران نیز راه و روش یافته میباشد.[۳] ری‌شهری این گزارش‌ها را فاقد اعتبار میداند و با استناد به احادیث عبدالعظیم از هشام بن حکم (درگذشت: ۱۹۹ق)، ولادت او‌را حدود ۱۸۰ق تقریب زده میباشد. همینطور، با اعتنا به حدیث امام هادی(ع) درباره فضیلت زیارت قبر عبدالعظیم، سود گرفته که وی قبل از شهید شدن امام هادی(ع) (سال ۲۵۴ق) درگذشته میباشد.[۴] رضا استادی، متفحص شیعه نیز کهن‌ترین منبع مو جود درباره تاریخ به دنیاآمدن و وفات حضرت عبدالعظیم را کتاب «نور و روشنایی الآفاق» نوشته جواد فرمان روا‌عبدالعظیمی (درگذشت: ۱۳۵۵ق) و فاقد اعتبار رزرو حسینیه نصرت مشهد میداند.[۵]

وفات یا این که شهید شدن؟
به نقل از نجاشی عبدالعظیم بر تاثیر بیماری درگذشته میباشد.[۶] روحانی طوسی نیز قائل به وفات او میباشد.[۷] با این حالا فخرالدین طُریحی فقید شیعی قرن یازدهم، ادعای شهیدشدن وی از روش زنده به گور شدن را مطرح کرده است.[۸] واعظ کُجوری گفته میباشد با بازرسی در منابع رجالی و انساب گزارش موثقی نشانه بر شهید شدن عبدالعظیم نیافته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۹]

همسر و فرزندان
عبدالعظیم با دختر عمویش وصلت کرد و صاحب و مالک دو فرزند به اسم‌های محمد و ام سلمه شد.[۱۰] به گفته روحانی عباس قمی، محمد به تقوا و عبادت آوازه داشت.[۱۱]

بازدید : 28
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:07


تعبیروتفسیر از علم ها اسلامی مربوط به قرآن کریم و مهربان میباشد که تعریف‌و‌تمجید‌های زیادی از آن ارائه گردیده، مانند «بيان معانى آيات قرآنى و كشف هدف های و مداليل آن». واژه و کلمه تعبیر و تفسیر همینطور برای اشاره به کتاب‌های دربردارنده تعبیر قرآن به عمل حسینیه نصرت مشهد می‌رود.

تعبیروتفسیر قرآن از به عبارتی بعدازظهر نزول قرآن شروع شد‌ه‌است. امام علی(ع) را می‌قدرت بعد از نبی اکرم(ص) اول مُفسّر قرآن دانست که بخش اعظمی از صحابه احادیث تفسیری خویش را از وی نقل کرده‌اند. همینطور گروهی از صحابه همانند ابن عباس و ابی بن کعب، قرآن را تعبیر می‌کردند. بعد از آن ها، تابعین و تابع تابعین از بایستگی پرداختن به تعبیروتفسیر غافل نشدند و اثراتی تفسیری از خویش به مکان گذاشتند. در زمان‌های آن‌گاه، تفسیرها صورت فنی‌تری به خویش گرفتند و تنوع تفاسیر، باعث پدیدآمدن طرز‌های متعدد در آدرس حسینیه نصرت مشهد تعبیر شد.

از مهم ترین گروه‌بندی‌های که می‌قدرت در تعبیر و تفسیر اسم پیروزی، تعبیروتفسیر قرآن به قرآن، تعبیر روایی و تعبیر و تفسیر عقلی میباشد. همینطور از مهم ترین طرز‌ها می‌قدرت از این طرز‌ها اسم موفقیت: نحوه موضوعی، ترتیبی، رزرو حسینیه نصرت مشهد تاریخی و ...

از مهم ترین تفاسیر شیعه می‌قدرت این تفاسیر را برشمرد: تعبیروتفسیر قمی، تبیان، مجمع البیان، روض الجنان، تعبیر و تفسیر صافی، تعبیر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد المیزان.

مضمون‌‌شناسی
تعبیروتفسیر در لغت به معنای ایضاح و تبیین میباشد. درباره ریشه این واژه و کلمه دو رأی وجود داراست:

این واژه و کلمه از مادّه فسر گرفته گردیده‌است. لغت‌شناسان برای این مادّه معانی زیادی بیان کرده‌اند، مثلا ذکر و توضیح دادن،[۱] آشکار ساختن دستور پوشیده[۲] و کشف و اظهار معنای سنجیده[۳] که تمامی این معانی در معنی «‌تبیین و آشکار ساختن و اظهار کردن‌» مشترک‌اند. بعضا «‌فسر‌» و «‌تعبیر‌» را مترادف و هم معنی یکدیگر دانسته‌اند[۴] البته به لحاظ میرسد که ــ به جهت ویژگی معنایی باب تفعیل که اکثر اوقات به معنی مبالغه و انتشار میباشد[۵] و با اعتنا به معانی مذکور برای «‌تعبیر‌» در کتاب ها لغت[۶] ــ کلمه و واژه تعبیر و تفسیر مبالغه معنای فَراز [۷] و به معنای آشکار نمودن مطالب معنوی و سنجیده هم پا با همت و اجتهاد باشد.[۸]
این واژه و کلمه مشتق از «‌مسافرت‌» و مقلوب آن میباشد.[۹] این پیمان خلال آنکه بر پایه ی قاعده اشتقاق بزرگ [یادداشت ۱]است که در لهجه عرب رایج میباشد،[۱۰] ناشی از آن میباشد که برخی از لغت شناسان معنای اساسی مادّه مهاجرت را کشف و آشکار شدن دانسته‌اند، [۱۱] با این توضیح که دو مادّه، خلال لفظ، در مضمون‌ نیز شبیه‌اند. ولی نظارت موردها به کارگیری این دو مادّه علامت می‌د هد که اولین بیشتر در زمینه ی اظهار معنای سنجیده و آشکار کردن مطالب معنوی و دومین برای آشکار نمودن اشیای فرنگی و محسوس به کار گیری می گردد.[۱۲] چنان که راغب اصفهانی کاربرد او‌لین را برای ذکر معنای سنجیده [۱۳] و کاربرد دومین را مختص به اعیان مادّی و فرنگی[۱۴] دانسته میباشد و امین خولی [۱۵] نیز همین لحاظ را تأیید کرده، علاوه بر این که در اشتقاق واژه و کلمه تعبیر از هر مورد از این دو مادّه تفاوتی قائل وجود ندارد چون هر دو به معنی «‌کشف و اظهار‌» مشترک‌اند.[۱۶] اکثر لغویان معتقد به بینش ابتدا‌اند و در کتاب ها خویش به نگرش دوم اشاره‌ای نکرده‌اند.[۱۷]
همینطور اورده شده که اصل کلمه تعبیر و تفسیر، سریانی میباشد که در متن‌ها دیرین این لهجه به معنای تفصیل و توضیح کتاب مقدّس فراوان به شغل رفته میباشد.[۱۸]

کاربرد در قرآن

کلمۀ تعبیر یک توشه در قرآن آمده و آن هم به معنای ذکر و گستردن میباشد: وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرً‌ا (ترجمه:و براى تو مَثَلى نياوردند، مگر آنكه [ما] حق را با نيكوترين بيان براى تو آورديم.)[فرقان–۳۳] چون در جواب مشرکان مکه که همواره نبی(ص) را گزینه سرزنش قرار می‌دادند و در نبوت و رسالت حضرت تشکیک می‌کردند، قرآن جواب می دهد: و کافران برای تو هیچ مثلی نیاوردند مگر آن که جوابی حق و خوش ذکر‌خیس برایت بیاوریم.

علامه طباطبائی علم تعبیر را به این شکل تعریف و تمجید نموده است: «تفسير به معناى بيان معانى آيات قرآنى و پرده برداشتن از هدف ها و هدف های آنهاست.».[۱۹]

مهمترین نکته در زمینه ی تعبیر و تفسیر عبارت از نقش این دانش در پرده برداری از مدلول لفظ و ذکر معانی میباشد. در سود، ذکر معانی ظاهری لفظ که از ظواهر سخن به ذهن می رسد، تعبیر خوانده نمی شود و به تعبیروتفسیر شهید صدر (م ۱۴۰۲ق): «‌پرده برداری و ذکر به معنی تعبیروتفسیر در جایی مطرح میباشد که گزارش‌گرِ نوعی مخفی بودگی و ابهام باشد تا از شیوه تعبیر و تفسیر کشف و زایل خواهد شد. اما در جایی که کلام با معانی ظاهری و زودرس پر‌نور می گردد و لفظ معنای آن را دوراندیشی میدهد، تعبیروتفسیر نامیده نمی شود، چون از چیزی مخفی پرده برداری نکرده میباشد».[۲۰] این تعریف‌و‌تمجید برای محدودۀ تعبیر و تفسیر و میدان عمل این دانش در درک پیام قرآن بسیار اساسی میباشد، چون معین می‌نماید کجا مکان تعبیر و کجا مکان برداشت از معنای ظاهری و ترجمان صحبت میباشد. سیوطی نیز در الاتقان این تمجید را ارائه نموده است: «‌تعبیر علمی میباشد که از اوضاع قرآن از نگاه دلالت بر مرادش متناسب با فهم و شعور و ادراک انسان مشاجره می‌نماید».[۲۱]

بازدید : 24
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:07


حیث عارفان
روح در عرفان «نَفَس رَحْمانی» نامیده می‌گردد که نَفَسی میباشد که هستی عالم، از آن نَفَس میباشد و نَفْخ یا این که وزِش این نَفَس، موجودات عالم را می‌آفریند. ازاین‌رو، عارفان واژه روح را به هر آنچه که دل عارفان را حیات بخشد، اطلاق می‌نمایند.[۵۰] مُؤیّدالدین جَنْدی، از عارفان قرن هفتم قمری، گفته میباشد روح، به عبارتی نَفَس رحمانی میباشد که ماهیت ممکن را به عرصه ظهور درآورده و واقعیت مظاهر و قابلیات ممکنات به شمار می‌رود.[۵۱] روح در عرفان به دو قول تقسیم گردیده است: عبد خاص معبود که سلسله‌جنبان موجودات و رویدادهای اساسی عالم میباشد و روح مخلوقی که در بشر(ع) و عیسی(ع) دمیده شد.[۵۲] در عرفان کمتر از روح بخاری صحبت بیان شده میباشد.[۵۳] به ادعای سید محمد خامنه‌ای، کم کم در بین دیدگاه ها عارفان و صوفیه با قرآن اختلاف چشم حسینیه نصرت مشهد می‌گردد.[۵۴]

وجه نامگذاری
در وجه نامگذاری روح، بیان شده روح و ریح (به معنای باد) از یک ریشه و مضمون‌ می‌باشند و وجه نامگذاری روح بشر به‌این اسم، این میباشد که از حیث تحرک و حیات‌آفرینی و ناپیدا بودن مانند باد میباشد.[۵۵] در روایتی از امام درستگو(ع) به تحرک روح بمانند باد و نیز در وجه نامگذاری‌اش، به مشتق شدن آن از واژه و کلمه ریح (به معنای باد) اشاره آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده است.[۵۶]

روایاتِ آفرینش ارواح قبل از تن‌ها
براساس روایات زیادی روح آدم‌ها دو هزار سال قبل از تن‌هایشان کردار گردیده‌است.[۵۷] در برخی از روایات روح شیعه ها مذکور میباشد.[۵۸] علامه مجلسی[۵۹] این احادیث را در حدود تواتر و ملاصدرا[۶۰] با دقت به فراوانی احادیث، خلقت ارواح قبل از تن‌ها را از ضروریات مذهب امامیه دانسته میباشد. بعضی از فیلسوفان و متکلمان مسلمان[۶۱] همانند روحانی صدوق[۶۲] این روایات را قبول کرده و برخی مانند روحانی موثر،[۶۳] آن خبر ها را به دلیل خبر واحد بودن رد کرده‌اند. به گزارش غلامرضا فیاضی، بیشتر فیلسوفان مسلمان قبل از ملاصدرا همانند ابن سینا خلقت روح قبل از تن را نا ممکن شمرده و معتقد بودند که روح هر انسانی وقتی آفریده می شود که تن وی به طور بدون نقص آفریده گردیده و استعداد تایید روح را داشته باشد.[۶۴] به گفته محسنی قندهاری، احادیث با لحاظ ملاصدرا که این نظر را دارد روح نخست به طور دنیوی به وجود می آید و به ندرت روضه خوان و مجرد می شود (جسمانیة الحدوث و روحانية البقا)، منافات داراست.[۶۵] معارضان رفتار ارواح قبل از تن‌ها، توجیهات تحت را برای احادیث ذکر رزرو حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند:

بعضا همانند روحانی موثر گفته‌اند منظور از ارواح در احادیث، فرشتگان میباشد. ازاین‌رو،‌ فرشتگان دوهزار سال قبل از انسان آفریده گردیده‌اند.[۶۶]
ملاصدرا به رغم قبول اعتبار احادیث، آن ها را به ارواح بشر‌های بدون نقص، یعنی پیامبران و امامان معصوم(ع) تخصیص داده میباشد.[۶۷]
نقل شده خواسته روایات این میباشد که خدا ارواح را در دانش خویش طرح و پی‌ریزی کرد و آن‌گاه تن‌ها را آفرید و آنگاه ارواح را برای آن تن‌ها به وجود شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد آورد.[۶۸]
غلامرضا فیاضی اعتقاد دارد هر سه توجیه با ظواهر و تعابیر احادیث ناسازگارند.[۶۹] بیان شده منظور از دو هزار سال مشخص و معلوم وجود ندارد که سال متعارف این دنیایی میباشد یا این که غیر از آن میباشد.[۷۰] از این احادیث، موارد ذیل برداشت گردیده‌است:

ارواح قبل از اخلاق و رفتار تن، تیم مجموعه بودند و گروهی با هم انس و شناخت و گروهی از همدیگر کینه ورزی داشتند؛
ارواح مرتبه‌بندی داشتند و بالاترین رتبه مرتبط با ارواح نبی اسلام(ص)، امامان(ع) و پیامبران(ع) بود؛
رسول(ص)‌ و امام علی(ع) به کلیه ارواح به ویژه ارواح شیعه‌ها معرفی گردیده اند؛
در دانا ارواح تکلیف به ایمان و بی دینی وجود داشته و توده‌ای از ارواح مؤمن و گروهی کافر بودند؛
ارواح فارغ از هیچ وابستگی و ارتباطی با تن معاش می‌کردند.[۷۱]
داعیه گردیده همگی متکلمان مسلمان واقعه لحاظ دارا‌هستند که روح حادث بوده و آفریده شد‌ه‌است برخلاف حیث افلاطون و پیروانش که روح را قدیم می‌دانستند.[۷۲]

دلایل ثابت روح انسانی
نقل شده کلیه اندیشمندان مسلمان وجود روح را پذیرفته و آن را غیر از تن دانسته‌اند.[۷۳] برای ثابت روح انسانی و بر خلاف بودن آن با تن، دلایل و شواهد زیادی ارائه گردیده‌است[۷۴] که بعضا از آن ها از این قرار میباشد:

هر انسانی به صورت ناخودآگاه، اعضای تن و حتی خویش تن را به حقیقت دیگری غیر از تن به اسم «اینجانب» نسبت میدهد و می گوید دست اینجانب، مغز اینجانب و تن اینجانب. اینگونه نسبتی نماد از این میباشد که هر شخصی، خویش را به حقیقت دیگری متعلق می داند که غیر از شخصیت دنیوی و ظاهری وی میباشد و درپی تمامی تحول‌های تن و اعضای آن، اثبات میباشد و آن به عبارتی روح میباشد.[۷۵]
خواب‌های راستین و رؤیاهای صادقه‌ای که از کارها نهفته یا این که رویدادها بعدی خبر می دهند و صدق آن‌ها پر‌نور میگردد، دلیلی بر وجود روح دانسته گردیده‌است.[۷۶]
گزارش‌های اشخاصی که از لحاظ پزشکان مرده بودند؛ ولی بعداز معالجات مجدد زنده شدند و از فقید ارواح و طلاق از تن صحبت گفته‌اند (تجربیات‌های در حدود مرگ). به گفته بعضی، این گزارش‌ها به صورت جدا وجود روح را اثبات می‌نمایند.[۷۷]
دنیوی‌گرایان وجود روح جدا و مجرد را انکار می‌نمایند و اندیشه،‌ عزم و بقیه صفات فرضی و نفسانی را به روان و سلول‌های مغز نسبت می دهند.[۷۸]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 194
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 330
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 526
  • بازدید ماه : 923
  • بازدید سال : 5867
  • بازدید کلی : 63655
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی