loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 16
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 15:23


معنی شناسی خلیفه و خلافت

بعد از رحلت فرستاده اکرم، در نظام سیاسی و مدیریتی مسلمانها واژگان «خلیفه» و «خلافت» از مالامال کاربردترین واژگانی‌اند که با توشه سیاسی و اعتقادی وارد تاریخ و ادبیات مسلمانها گردیده و در گذر مجال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد مفاهیم لبریز فراز و نشیبی از آنها عزم شد‌ه‌است که در بیشتر فرصت‌ها ابزاری بوده میباشد برای تفرقه افکنان که تاب دیدن اتحاد مسلمان‌ها را نداشتند و از طرف دیگر خلافت در عرف سیاسی و فرهنگی مسلمان ها آیتم سوء به کار گیری‌های فراوان قرار گرفته میباشد که توده‌ای با به کارگیری از معنا این کلمه و واژه به سرانجام دیگر مسلمان ها مسلط گردید رزرو حسینیه نصرت مشهد ه و تحت عنوان جانشین نبی اکرم با در چنگ داشتن اختیارات کلان از هیچ کرداری فروگذار نکردند. بر این پایه مطلوب میباشد که واژه و کلمه «خلیفه» و «خلافت» را آغاز در آیه ها قرآن و آدرس حسینیه نصرت مشهد احادیث مفهوم شناسی کنیم بعد در عرف و اصطلاح مسلمانها نظارت نماییم.

کلمه‌ی «خلیفه» در قرآن

کلمه «خلیفه» به صورت مفرد و عده آن «خلائف» و «خلفا» در قرآن کریم حسینیه نصرت مشهد ومهربان نُه توشه به شغل رفته میباشد([۱]) و با برشمردن اشتقاق‌های آن در قرآن کاربرد فراوان دارااست([۲]) که در کل بیشتر نشانه‌ها به معنای کناررفتن گروهی و جانشین شدن گروهی دیگر آمده میباشد و در بعضی نشانه‌ها نیز حرف از جانشینی خدا در دوراندیشی کارها در روی زمین میباشد که‌این آیه‌ها اشاره بر ولایت و شأن خاص گروهی دارااست که به مثال‌هایی از این ایات اشاره میشود:

الف ـ شواهدی از آیه ها گروه یکم

وَرَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَهِ ان یَشَا یُذْهِبْکُمْ وَیَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ مَا یَشَاءُ کَمَا انْشَاکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْمٍ اخَرِینَ([۳])

«و پروردگارت غنی و مالک عفو میباشد چنانچه بخواهد کلیه شما‌را هلاک می‌کند و بعداز شما هر نسلی که بخواهد جایگزین شما می‌نماید به عبارتی‌سیرتکامل که شمارا از نسل گروهی دیگر پدید آورد.»

وَهُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الارْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا اتَاکُمْ ان رَبَّکَ سَرِیعُ الْعِقَابِ وَانَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ([۴])

اوست هر کس شمارا در زمین جانشینان نسل‌های پیشین قرار اعطا کرد و (شالوده‌های دنیوی و معنوی ) بعضی از شمارا بر برخی دیگر به درجاتی بالا پیروزی تا شمارا در آنچه به شما عطا کرده بیازماید به طبع پروردگارت زودکیفر میباشد و یقینا بسیار آمرزنده و کریم ومهربان میباشد.

وَیَجْعَلُونَ لِلَّهِ مَا یَکْرَهُونَ وَتَصِفُ الْسِنَتُهُمُ الْکَذِبَ ان لَهُمُ الْحُسْنَى لا جَرَمَ ان لَهُمُ النَّارَ وَانَّهُمْ مُفْرَطُونَ([۵])

«آن‌ها برای آفریدگار چیزهایی قرار می دهند که خودشان از آن کراهت دارا‌هستند (= فرزندان دختر) با این حالا زبانشان به لاف میگویند عاقبت خوبی دارا‌هستند به مجبور برای آنها حریق میباشد و آن ها از پیشگامان دوزخند»

دَعْوَاهُمْ فِیهَا سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلامٌ وَاخِرُ دَعْوَاهُمْ ان الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ([۶])

«گفتار (و دعا) آنها در فردوس این میباشد که خداوندا منزهی تو و تحیت آن‌ها در آنجا درود و واپسین سخنشان این میباشد که: ثنا منحصر به فرد آفریدگار معبود عالمیان میباشد.»

ویَعَجِبْتُمْ ان جَاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَاذْکُرُوا اذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَسْطَهً فَاذْکُرُوا الاءَ اللَّهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ([۷])

آیا تعجب کرده‌اید که فرمان باخبر کننده پرودگارتان بوسیله مردی از در بین شما به شما رسد تا از مجازات الاهی بیم تان دهد؟ و به خاطر آورید زمانی که شمارا جانشینان خویشان نوح قرار اعطا کرد و شمارا از جهت خلقت (جسمانی) پیشرفت (و توان) اعطا کرد. پس نعمت‌های آفریدگار را به خاطر آورید شاید رستگار گردید.

درین آیه‌ها خواسته، خلافت و جانشینی عموم مردم میباشد که از طرف آفریدگار به آن‌ها برای آبادانی زمین و سود بردن از نعمت در آن اجازه عام داده گردیده است.([۸])

علامه طباطبایی درباره معنای خلافت عموم مردم در زمین با به کارگیری از این نشانه‌ها می‌نگارد: «خلیفه بودن عموم در روی زمین بدین معناست که هر مجموعه لاحقی در رده سابقین برخیزند و بر تصرف و انتفاع از زمین به عبارتی‌طور که گذشتگان مسلط بودند مسلط شوند.»([۹])

در تعبیر و تفسیر «تبیان» دراین باره آمده میباشد: «خلفا در‌این آیه ها گردآوری خلیفه میباشد و معنایش این میباشد که گروهی بر مکان گروهی دیگر به دوراندیشی کارها مبادرت کنند.»([۱۰])

براین اساس یک مجموعه از نشانه‌ها نماد دهنده خلافت عموم مردم در استعمال از نعمت‌های الاهی میباشد که بنابر حکمت الاهی از نعمت‌های پروردگار در زمین استعمال میبرند.

ب ـ مثال‌ای از آیه ها مجموعه دوم

در قبال نشانه‌ها قبل یکسری آیه ها در قرآن قضیه خلافت و جانشینی را به معنای خاص طرح کرده‌اند که پژوهشگران از آن آیه‌ها، شأن ولایت خاصه و تصرف در کارها را برای آن خلفا به کارگیری کرده‌اند که به مثال‌ای از نشانه‌ها که صراحت بیشتری دراین مورد دارا هستند اشاره می شود:

وَاذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ انِّی جَاعِلٌ فِی الارْضِ خَلِیفَهً([۱۱])

«و به خیال و خاطر آور وقتی را که پروردگارت به ملائکه اعلام کرد: اینجانب بر روی زمین جانشینی (= نماینده‌ای ) قرار خواهم اعطا کرد.»

یَا دَویُدُ انَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فِی الارْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ([۱۲])

«ای داوود! ما تو‌را خلیفه (و نماینده خویش) در زمین قرار دادیم پس میان عموم به حق داوری کن.»

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ امَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الارْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ امْنًا یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَاولیهَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ([۱۳])

«آفریدگار به عده ای از شما که ایمان آورده و شغل های لایق جاری ساختن داده‌اند وعده میدهد که مسلما آنان‌را حکمران روی زمین خواهد کرد به عبارتی‌سیرتکامل که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را اعطا کرد و آئین و آیینی را که برای آن‌ها نیکو پابرجا و ریشه دار خواهد ایجاد کرد و هراس‌شان را به امنیت و وقار مبدل می‌نماید آن‌چنان که صرفا من را می‌پرستند و چیزی را سهم دار اینجانب نخواهند ایجاد کرد و افرادی که آن‌گاه کافر شوند آن‌ها فاسقانند.»

درباره دلالت این نشانه‌ها بر خلافت و جانشینی در برخی منابع این‌اینگونه آمده میباشد: «خلیفه و استخلاف که در قرآن آمده میباشد به دو معنی میباشد. اولیه: جانشینی عام برای نوع انسان که مقصود از آن آبادانی زمین و دانا هستی میباشد. دوم: جانشینی خاصی که مقصود از آن جانشینی برترین میباشد که در آیه‌ها تیم دوم این نوع از خلافت و جانشینی منظور میباشد که منحصر به فرد گردآوریای از اشخاص آدم میباشد خیر تک تک آدم… و خواسته از خلافت و جانشینی انسان از خدا که واجب الوجود میباشد به معنای جانشینی بعداز فقدان وجود ندارد؛ چون فقدان نسبت به واجب الوجود مفهوم ندارد، بلکه منظور خلافت نخستین میباشد بدین مضمون‌ که صاحب و مالک اساسی زمین و افق معبود میباشد، ولی در عین حالا به نوعی اقتدار و قابلیت و امکان برای بندگان برگزیده خویش نیز داده میباشد.([۱۴])

صدرالمتالهین شیرازی با به کار گیری از آیه‌ی:

یَا دَویُدُ انَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فِی الارْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ([۱۵])

می گوید: منظور از خلافت انسان در زمین، منزلت ولایت میباشد و این رده مطرح ترین منصب میباشد که با آن حق تصرف در کارها و مصالح بقیه افراد پیدا می‌نماید.([۱۶])

نیز وی از واژه و کلمه «جاعل» در انِّی جَاعِلٌ فِی الارْضِ خَلِیفَهً([۱۷]) به کار گیری نموده که جاعل اشاره داراست بر اینکه تعیین خلیفه از طرف پروردگار میباشد و روا وجود ندارد که آن را به عموم واگذارد.([۱۸])

آیت الله جوادی املی در تعبیروتفسیر آیه انِّی جَاعِلٌ فِی الارْضِ خَلِیفَهً می‌گوید: «رده آدمیت که شخصیت حقوقی آدم بدون نقص میباشد مبنا خلافت الاهی میباشد؛ چون ذکر خلافت در پوسته گزاره اسمیه موثر استمرار میباشد.»([۱۹])

در برخی احادیث در تعبیر و تفسیر این آیه آمده میباشد: خواسته از اینکه معبود می فرماید اینجانب در روی زمین خلیفه قرار دادم این میباشد که یکون حجه لی فی الارض علی خلقی؛([۲۰]) تا آن‌ها حجت بر مخلوقاتم در روی زمین باشند.

بازدید : 25
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 11:04


عید فطر چه روزی میباشد؟
عید فطر روز نخستین ماه شوال و در نقطه پایان ماه رمضان حسینیه نصرت مشهد میباشد. عید فطر از مهم ترین پای کوبی‌ها و اعیاد مسلمان ها میباشد. در کشورهای اسلامی، عید فطر مثلا اعیاد بسیار اساسی به حساب می آید و معمولاً با تعطیلی قانونی یار میباشد. درین روز، روزه حرام میباشد و مسلمان‌ها نماز عید برگزار می‌نمایند. پرداخت زکات فطره درین روز بر مسلمانها واجب میباشد. در کشور ایران از سال ۱۳۹۰ با ثبت مجلس شورای اسلامی آدرس حسینیه نصرت مشهد و پذیرش شورای دربان عید فطر دو روز (روز عید و روز آن گاه) تعطیل میباشد.

عید فطر یکی‌از دو عید تعالی در سنت اسلامی میباشد که درباره آن روایات و احادیث بیشمار وارداتی میباشد. مسلمان ها روزه دار که ماه رمضان را به روزه داری به پا داشته و از میل کردن رزرو حسینیه نصرت مشهد و آشامیدن و بخش اعظمی از شغل های مباح دیگر امتناع ورزیده اند، فعلا بعداز سپری شد ماه رمضان در اول روز ماه شوال ثواب و جایزه خویش را از پروردگار می طلبند، ثواب و پاداشی که خویش آفریدگار به آن ها وعده داده میباشد. شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در یکی‌از اعیاد فطر خطبه ای خوانده اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده اند.

خطبه امام علی علیه السلام در روز عید فطر
خطب امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامکم، فاذکروا بخروجکم اینجانب منازلکم الی مصلاکم خروجکم اینجانب الاجداث الی ربکم و اذکروا بوقوفکم فی مصلاکم و وقوفکم دربین یدی ربکم، و اذکروا برجوعکم الی منازلکم، رجوعکم الی منازلکم فی الجنه.

عباد الله! ان ادنی ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فی پایان یوم اینجانب شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف اینجانب ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون (۱)

ای عموم! این روز شما روزی میباشد که نیکوکاران در آن مشوق میگیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و نا آرزو میگردند و این شباهتی زیاد آپ دیت قیامتتان داراست، پس با بیرون شدن از منازل و رهسپار رده نماز عید شدن به خاطر آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوی معبود، و با ایستادن در موضع نماز به خاطر آورید ایستادن در قبال پروردگارتان را و با رجوع و برگشت به سوی منازل خویش، متذکر گردید بازگشتتان را به سوی منازلتان در پردیس برین، ای بندگان خداوند، کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می گردد این میباشد که فرشته ای در واپسین روز ماه رمضان به آنها ندا میدهد و میگوید:

«هان!بشارتتان باد، ای بندگان معبود که گناهان پیشین تان آمرزیده شد، پس به پندار بعدی خود باشید که به چه شکل سایر روز ها را بگذرانید.»

عارف وارسته جناب ملکی تبریزی درباره عید فطر آورده میباشد: «عید فطر روزی میباشد که خدا آن را از در بین دیگر ایام بر گزیده میباشد و ویژه کادو بخشیدن و مشوق دادن به بندگان خود ساخته و آنها‌را اذن داده میباشد تا درین روز نزد حضرت وی گرد آیند و بر خوان کرم وی بنشینند و آرامش بندگی بجای آرند، دیده آرزو به درگاه وی دوزند و از خطاهای خود پوزش خواهند، نیازهای خود به نزد وی آرند و آرزوهای خود از وی خواهند ونیز آنها را وعده و مژده داده میباشد که هر نیازی به وی آرند، بر آوره و بیش تر از آنچه دیده دارا‌هستند به آن ها ببخشند و از بخشندگی و عبد نوازی، بخشایش و کارسازی در حق آن‌ها جایز داراست که گمان نیز نمی مارک.» (۲)

روز اولیه ماه شوال را به این باعث عید فطر خوانده اند که در‌این روز، فرمان امساک و صوم از میل کردن و آشامیدن برداشته گردیده و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار نمایند و روزه خویش را بشکنند فطر و فطر و فطور به معنای تناول کردن و آشامیدن، اولِ میل کردن و آشامیدن میباشد و نیز آورده شده میباشد که به معنای شروع میل کردن و آشامیدن میباشد بعد از مدتی از نخوردن و نیاشامیدن. اولِ تناول کردن و آشامیدن را افطار می نامند و از این رو میباشد که بعداز اتمام روز و وقتی که مغرب فقهی در روزهای ماه رمضان، آغاز می شود آدم افطار می نماید یعنی اذن تناول کردن بعداز امساک از میل کردن به وی داده میگردد.

عید فطر دارنده ایفا و عباداتی میباشد که در احادیث معصومین(ع) به آنان پرداخته گردیده و دعاها خاصی نیز آمده میباشد.

از سخنان معصومین(ع) اینگونه مستفاد می گردد که روز عید فطر، روز به دست آوردن مزد میباشد. و لذا در‌این روز مستحب میباشد که بشر بسیار دعا نماید و به حافظه پروردگار باشد و روز خویش را به بطالت و تنبلی نگذراند و نه عالم و آخرت را بطلبد.

در قنوت نماز عید می‌خوانیم:
«… اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامة و مزیدا ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تدخلنی فی آحاد نه ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنی اینجانب آحاد سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتک علیه و علیهم اللهم انی اسالک نه ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون »

بارالها! به حق این روزی که آن را برای مسلمان‌ها عید و برای محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادی از تو میخواهم که بر محمد و آل محمد سلام بفرستی و من را در هر خیری وارد کنی که محمد و آل محمد را در آن وارد کردی و از هر سوء و بدی بیرون سازی که محمد و آل محمد را بیرون ساختی، سلام و صلوات تو بر وی و آن‌ها، خداوندا، از تو می طلبم آنچه بندگان سزاوار ات از تو خواستند و به تو دفاع میبرم از آنچه بندگان خالصت به تو پشتیبانی بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایی از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه میمون رمضان و استقبال عید سعید فطر وارداتی میباشد:

«اللهم صل علی محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارک لنا فی یوم عیدنا و فطرنا و اجعله اینجانب نه یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفی اینجانب ذنوبنا و ما علن … اللهم انا نتوب الیک فی یوم فطرنا الذی جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتک مجمعا و محتشدا، اینجانب آحاد ذنب اذنبناه وی سوء اسلفناه وی خیال و خاطر شرا اضمرناه توبة اینجانب لا ینطوی علی بازگشت الی.»

پروردگارا ! بر محمد و آل محمد سلام فرست و مصیبت مارا درین ماه جبران کن و روز فطر را بر ما عیدی خوش یمن و خوش‌یمن بگردان و آن را از شایسته ترین روزهایی قرار ده که بر ما قبلی میباشد که در‌این روز بیشتر مارا گزینه بخشش قرار دهی و گناهانمان را بشوئی و خداوندا بر ما ببخشایی آنچه در نهفته و آشکارا گناه گردانیم …

بازدید : 22
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 10:19


در قرآن و صحیفۀ سجّادیه ایمان به معنای گَرَویدن، قبول داشتن، اعتقادوباور کردن، اذعان و تصدیق قلبی و مدرک دادن بکار رفته میباشد. این نوع کارها موجب زدودن گونه های و اقسام خوف ها و هراس های حسینیه نصرت مشهد موهوم و مذموم به حسب مراتب ایمانی شخص مؤمن میگردد، و در باطن وی نوعی امنیت خیال و ادب را موجب می‌شود. ایمان ارتباط ای وجودی در بین قلب آدمی و قلب فقیه وجود؛ یعنی آفریننده و خدا هستی میباشد. از در بین انحاء گوناگون آدرس حسینیه نصرت مشهد ارتباطهایی که دربین بشر باایمان برقرار میگردد، به حیث می‌رسد که توجّه و مداقه به رابطۀ فقر وجودی موجودات و بویژه آدم با خدای بی نیاز مطلق، ژرف ترین و اصلی ترین ارتباط ای میباشد که‌این رابطه وجودی[ایمان] را تبیین می نماید. موادتشکیل دهنده مهم و اصلیّی که با برقراری این ارتباط در باطن آدم صورت میگیرند، عبارتند از: هراس، رزرو حسینیه نصرت مشهد رجاء، اشتیاق و گرایش، یقین، محبّت، اتکا، توکّل و رضا به آفریدگار میباشد. در‌این رسیدگی بر مبنای آیه ها قرآن و صحیفۀ سجّادیه، اصلیّ ترین خصوصیت های ایمان، قلبی و از روی میل بودن و ارتقا و کاهش پذیری آن معرّفی گردیده اند، که خصوصیت اخیر به گونه ای مناسب خیس این خصوصیات را برای واقعیت ایمان[ خیر اعراض و اسباب فرنگی آن] به ثابت می رسانَد. این خصوصیات بایستگی توجّه و محافظت از ایمان را گوشزد می نمایند، و نگاهِ آدم را به نگرشی جراحت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شناسانه نسبت به وجود و ماهیت ایمان شرعی معطوف می دارا‌هستند. تحوّلات ایمانی در قلب بشر تحت عنوان مهم ترین وجهۀ شخصیت وی، مهم ترین مسأله در تحوّل شخصیت بشمار می‌آید. در‌این نوشته‌ی علمی با استناد به‌این کلام از امام سجّاد×، که می‌فرماید: [خدایا]، ایمان من‌را برگزیدگان مرتبۀ ایمان و یقینم را برگزیدگان مرتبۀ اطمینان قرار بده، این سود بدست آمده میباشد که اگرچه ایمان گاهی و خیر لزوماً، قادر است بر پایه ی اعتقاد منطقی خواهد شد، اما آن یقینی که می‌تواند درونمایۀ ایمان فقاهتی را مهیا آوَرد، و یا این که از مراتب کمال آن باشد، یقینی از سنخ حضور و شهود و وصال به مرتبۀ عین الیقین و حقّ الیقین میباشد؛ چون معرفت و اطمینان منطقی با جحد و انکار هم گردآوری می گردد و لزوماً بازدارنده جحد و انکار نمیباشد. با آنکه ایمان بر مبنای توجّه به گرایش و معرفت فطری به خداوند، و گزینش آدمی صورت میگیرد، اما بعد از تکوین با کار به مقتضای آن، بتدریج حالات، ایفا و صفات ایمانی را در آدم و معاش وی تحقّق می‌بخشد، و راز ایفا در بعضا از بشر ها مسئله را برای کشف و شهود ایمانی مهیا می آوَرَد. اما اینگونه وجود ندارد که هر مؤمنی عملاً به این درجه نایل آید. یک کدام از امتحان های درستی و خلوص ایمان، اجرا صادقانه و خالصانۀ آدم ها، و ترازو این صداقت و خلوص، تحمّل مانع ها و نا ملایمات، و پرداخت هزینه در منش ایمان میباشد. از این روست که هزینه بری یک کدام از خصوصیت های ایمان راستین و مؤمنان راست گو و واقعی بشمار آمده میباشد.

بازدید : 86
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 12:18


در اینجا به نحو اطراف ترجمه شــده اســت و باب تــازه اي از سوژه سرازیر شد شناسي شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد در معماري می گشاید. عقیده نحو دور و بر «غرض اصلــي محققین مشغول با این مورد پــي بردن به ارتباط ها اجتماعي در اطراف ماننــد تولید حریم ها، و سکو عمومي و خصوصي از لحاظ اعتنا به جنبه .)75 ،1381 (معماریــان ، بودن فضاها مي باشــد» اجتماعــی سازه و همینطور حریم بندی فضاها، این طرز برای آنالیز فضایی اثر ها تاریخی معماری جمهوری رزرو حسینیه نصرت مشهد اسلامی ایران و به ویژه مســجد، بسیار مطلوب به حیث می رســد. عقیده نحو گوشه و کنار بر پایــه دو حیث در زمینه ی هیبت هاي معماري سازه گردیده اســت،كه کارایی مي كنند تا هر دو آن گاه عیني دور و بر و ذهنــی ما از محیط را رفلکس دهنــد. اولیه اینكه :« نباید به مقولة محیط تحت عنوان پس زمینة کار هاي انســان آدرس حسینیه نصرت مشهد فكر کرد. بلكه بایستی گوشه و کنار را بــه تیتر یك جنبه ذاتي هر فعالیتي كه انســان ایفا مي دهد، در نظــر گرفت». دوم اینكه :« مشاجره تنها در امر تك گوشه و کنار ها نیســت، بلكه در مــورد رابطة متقابــل فی مابین فضاها اســت. فضاهایي كه در غایت آرایش و پیرایش فضایي یك ساختمان یا این که یك شهر را مي سازند. و این به عبارتی چیزي اســت كه آن را پیكر بندي محیط مي خوانند، به معناي رابطة مو جود دربین قســمت هاي متعدد كه یك كل را مي ســازند» .) Hiller & vaghaun,2007,122( نحــو در اینجا به معناي بررســي رابطه هر واحد فضایي اســت در یــك تیم فضاي حسینیه نصرت مشهد همجوار. درســت مانند بررســي یك کلمه در داخــل یك متن و رابطه آن با دیگر کلمه ها. در حالتی که سازه یك شــیء مركب از یك سیستم پیوندها فضایي تلقي گردد، نمود این سیستم
ارتباطي در پوسته یك طرح خواهد بود. آشنایی این طرح ها و الگوها به معني شــناخت ارتباط ها اجتماعي اســت كه در باطن فضاها حادثه مي افتد. شــناخت رابطه ها اجتماعي در فضاها به معني آشنایی شغل مصرف كننــدگان در درون فضاهاســت. و ایــن شغل ها و ارتباط ها اجتماعــي در وهلة اولیه قرار مي گیرد، تا هیبت یا این که شــكل كلي محیط. در نهایــت ارائه دهندگان شیوه « نحو دور و اطراف » معتقدند كه با كاربرد آن مي قدرت رابطه ها اجتماعــي در سازه را به خوبي فهمید و آن را تجزیه و .)78 ،1381 (معماریان، محاسبه كرد بــراي قرائت ارتباط ها اجتماعي موجــود در فضاها (كه همچون یك متن میباشد) از ابزاري ترسیمي به اسم نمودار توجیهي استعمال مي خواهد شد. دسترســی به قدسی ترین فضای مســجد یعنی محراب، صرفا با ســلوک در مسیری مدون از مراتب و حریم ها میسر می‌شود. محراب مســجد جای پرستش پروردگار اســلام، «الله» میباشد. مکانی
حضور در اینگونه ً که روح معنویت اســلام در آن متجلی می گردد. طبعا مکانــی مستلزم شایستگی فرضی و قلبی اســت. عبــور از تراس رفیع مســجد با شکوه لاهوتی اش، نمازگزار را به حقارت خود در قبال پروردگار واقف می ســازد. فضای رمزآلود تراس که بر تاثیر توسعه بعد ها در طول، بازی های نوروفروغ و ســایه، طرح های پرپیــچ و تاب دکوری، و مقرنس های پرابهام ساخت شــده اســت، شخص را از دغدغة معاش روزانه سوا، و متوجه «حضور» در فضایی دیگر می نماید. از این شیوه، استعداد دیوانه مایحتاج ساخت و ساز می شــود، تــا نماز رازونیازی از عمق وجود باشــد. و این چگونگی صرفا با منفعت تصاحب کردن از کالبد شناخت زیرا حیاط آماده گردیده‌است. از این‌راه چگونگی حضور در دور و اطراف معنوی مسجد بســیار افزایش می‌یابد، در حالی که دسترســی مســتقیم به شبستان اساسی در مســاجد شبســتانی، مجال استعداد دیوانه را از نمازگزار ســلب می کنــد و روح تدین او‌را به اجرای نوعی مناســک روزانه فرو می کاهد. تغییر تحول چگونگی فضایی موجب تغییر‌و تحول در ســایر خصوصیت های معماری مســجد نیز می شود که از این پاراگراف خصوصیت های کارکردی و بصری میباشد. آنالیز کارکردی: دقت به دلیل قبله قبل از آنكه مســلمانان مكان خاصي را براي برپایي نماز داشــته باشند. جهت نماز گزاري براي آن ها مشخص و معلوم شد و این جهت، «قبله» نــام گرفت. «قبلــه اصولا براي نوع و حالتي اســت كه رو كننده در آن اســت. مثل جلســه و قعده و در عرب اســم مكاني میباشد كه

نمازگــزار به آن رو مي كند» مجموع مســلمانان هنگام نمازگزاري و عبادت رو به یك سو مي كردند. رســول اكرم (ص) به زمان سیزده سال در مكه و مدتي در مدینه به طرف بیت المقدس نماز مي خواند و ســپس به ســوي كعبه بازگشت . مداقه قبله در نزد فرستاده اكرم آن چنان بود كه )226 ،1378(قرشــي، هنگام تغییر‌و تحول قبله، معبود به ایشــان بشــارت مي دهد كه «اكنون تو (بقره، آیه را به ســوی قبله ای كه از آن خشنود باشي گشوده مي گردانیم» . «درباره‌ی دلایل وجود قبله ســخن بســیار اورده شده میباشد. كه )144 مهم‌ترین آن‌ها موضوع اتحاد مسلمانها اســت. اسلام به زمینه اتحاد بســیار عنایت مي دهد و هر حكمي را كه موجب هماهنگي و وحدت (مكارم مي شــود، به طور وجوب یا این که اســتحباب ذکر فرموده میباشد» . )357 ،1353 شیرازي، به این شکل، در نزد مســلمانان ســوي قبله، جهــت رو كردن به آفریدگار شــد. و رو به ســوي قبله بودن و نمازگزار را متوجــه قبله نمودن، از نیازهای اساسی، در ســاخت مســاجد شوید. بنابراین بسیاري از خصوصیت های معماری مســجد به مراد متوجه ســاختن نمازگزار به ســوي قبله پیاده سازی شد. چرخش پلان به ســوی قبله، قرارگیری ورودی در جبهة رو به روی قبله، و کشیدگی صحن در راستای جهت قبله بیان کنده کارایی معماران براي اکران قبله بوده میباشد. به‌این مراد معماران عملکرد کرده اند تا فضاي چهار کناره صحن را كه بر سكون و مركزیت خویش صحن تأكید دارااست به سیرتکامل اي در سوي قبله بسط دهند و نمازگزار را متوجه آنجا كه خانة خداســت كنند.
همچنیــن استعمال «نشــانه»ها همــواره از پیشبینی ها مناســب در ارشاد مسافران و شهروندان، و هدایت آن ها به سوی جهت درست تکان بوده اســت. تدبیری که در پیاده سازی مساجد نیز، گزینه اعتنا قرار گرفت. در حالتی که «محراب» را نشان و نشــانة قبلــه برای نمازگزاران باطن شبستان دانست، حیاط (مقصوره) نیز اینگونه نقشی را برای نمازگزاران ایوان (صحن) برعهده دارااست. از این لحاظ، می قدرت تراس را یک محراب فرنگی درنظر گرفت و تیتر داشــت که به جهت تبارک شــدن بعدها صحن نســبت به شبســتان، حیاط نیز مقیاس گران قدر تری نســبت به محراب یافته اســت. شــباهت فرمی این دو نیز بیان‌کننده رابطه مجاورت )3آنان میباشد. (صورت حیاط نمازگزار را به ســوی منزل خداوند روش می کند، جایی که فقط به آن سو، «سجود» سزاوار میباشد. و «مسجد» جای سجود میباشد. فارغ از سمت و سوی درست سجود، نماز اسلام به پرستش الهه ای موهوم، و مســجد به معبدی زیرا معابد ادیان دیگر تبدیل می گردد. براین اساس در شرایطی که کارکرد مسجد را مقام سجود مسلمانها رو به قبله ای خاص دانست، تراس عنصری اســت که سمت و سوی درست را نماد می‌دهد، و آن را از انحراف بازمی داراست. به این ترتیب نقشــی اساســی در تأمین نیازهای کارکردی مسجد برعهده دارااست. نظارت بصری در مورد پدیده هاي بصري نیز قواعدي شــبیه به صرف و نحو وجود دارااست و مي تــوان براي ســاختن یك تركیب بندي یا این که كمپوزیســیون،
راهنمایي هــاي مفیدي در دست جویندگان قــرار اعطا کرد. عنصرها اول ارتبــاط بصــري عبارتنــد از: «- نقطه – خط – شــكل – جهت – رنگمایه – بافت – نسبت و مقیاس – بعد از آن و حركت »كه در واقع ماده خامي هســتند كه بدان وسیله می شود به آگاهي بصري از یك چیز رسید و به وسیلة آن میباشد كه گونه های مختلف عبارت ها، اشیاء، پدیده ها، ،1382 (داندیس، تجربه ما از دور و اطراف به طور بصري ذکر مي شــود . براي آنكه موادتشکیل دهنده بصري با مختصات آنچه طرح مي خواهد شد و )39-38 با خواسته اصلي یك پیام تناسب ما یحتاج را بیابند، آن ها را به كمك فوت و فن مختلــف به كار مي گیرند. پرتحرك تریــن حرفه میان فوت‌و‌فن بصري، اســتفاده از كنتراست یا این که تباین اســت، كه نقطه مقابل هارموني و یا این که . گونه های 1 هماهنگي مي باشــد. این دو حرفه در دو قطب مقابل قرار دارا هستند )109و 107 ،1388(ونگ، ناهمخوانی (تباین) عبارتند از : – ناهم خوانی شكلي – تضادومغایرت اندازه اي – ناهم خوانی رنگي – تضاد و مغایرت جهتي – مغایرت موقعیتي – ناهمخوانی فضایي – ناهم خوانی بافتي – ناهم خوانی جاذبه اي ناهم خوانی بیان کنده کیفیتی حســی، ناشــی از عملکــرد متقابل دو یا این که چندین ویژگی ضد‌و‌نقیض در عنصرها بصری اســت. ذهن انســان بســیاری
از مفاهیم را از روش مقایســه خصوصیــات پدیده ها ادراک می نماید. براین اساس در درک بصری، تشــخیص دو پدیده گوناگون از رویه تمایز مختصات آنهــا و به امداد مغایرت شکل میگیرد. به جهت تأثیرات عمیقی که تضاد و مغایرت بر دســتگاه ادراکی بشر داراست، در «ذکر معماری» بســیار آیتم اســتفاده قرار می‌گیرد. در پیاده سازی دو فضای متعدد، معمــار از ناهم خوانی منفعت می گیــرد تا فهم تمایــز آن دو دور و اطراف را برای کاربر میسر سازد. معین میباشد حیاط عنصری بلند قامت میباشد 4 چنان که در شــکل که از ســه طرف بســته و از یک طرف گشوده اســت و در پیشگاه خویش یــک خالی والا ساخت‌و‌ساز می نماید. همیــن دو ادله یعنی قامت بلند و فضــاي منفي حضــور تراس ها، صحن مســاجد را متباین (هم پا با گذار مي ســازد و دو نوع تضاد و مغایرت اندازه اي و فضایي را به ناهمخوانی) و تأثیر وجود مي آورد. طرح یک «تهی» تبارک در راس یک جدار یکدســت و صلب، یکنواختی ملال آور آن را در الگوی شبستانی از فی مابین میبرد، و خستگی ناظر را از مشاهده ریتم یکنواخت تاق و جرز، به اشتیاقی برای کشف دور و اطراف تبدیل می نماید. این دور و بر اعتنا ناظر را به خویش جلب، و او‌را به ســوی خلوت باطن دعوت می نماید. از سویی تغییر‌و تحول مقیاس دهانه مرکزی و تبدیل آن به تراس در ضرب نوا اثبات جداره، یک

بازدید : 36
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 14:02


به راستى پیغمبران و امامان (ع) را پروردگار توفیق دهد و حسینیه نصرت مشهد از مخزون علم و حکمت خود به آن ها چیزها عطا کند که به بقیه افراد ندهد و دانش آنان بلندتر از دانش همه اهل زمانهاى آنان است در شرایطی‌که خداى عز و جل فرماید (35 سوره یونس): «آیا کسى که رهبرى کند شایسته پیروى می‌باشد یا کسى که نیازمند هدایت است، چه شده؟ شما چه طور قضاوت مى‏کنید» و (369 سوره بقره): «به هر کس حکمت داده شد خیر آدرس حسینیه نصرت مشهد بسیار داده شده و جز خردمندان خاطر آور آن نباشند» و (247 سوره بقره) در باره طالوت فرماید: «براستى خداوند او را بر شما برگزید و افزونى در علم و جسم داد، خدا به هر کس خواهد ملکش را بدهد، پروردگار واسع و فقیه می‌باشد» و در باره پیغمبر خود فرموده (113 سوره نساء): «کتاب و حکمت را بر تو فرو فرستاد و آنچه نمى ‏دانستى تعلیمت رزرو حسینیه نصرت مشهد داد و وقار خداوند بر تو بلندمرتبه می باشد» و در باره خاندانش که از آل ابراهیم میباشند فرمود (54 سوره نساء): «آیا حسد برند به مردم در آنچه خداوند از فضل خود به آن ها داده محققاً عطا کردیم به آل ابراهیم کتاب و حکمت را و به آن‌ها بزرگى دادیم (55) برخى بدان ایمان داشته و برخى نداشته، دوزخ آتشى افروخته به قدر کفایت دارد». شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد به راستى چون پروردگار عبد‏اى را براى اصلاح شغل بندگان خود گزینش کند به او تفصیل صدر عطا کند و در دلش چشمه‏هاى حکمت و فرزانگى بجوشاند و دانش خود را از خط مش الهام به او آموزد که در پاسخ هیچ سؤال و پرسشى در نماند و از حق و حقیقت سرگردان نشود، زیرا از طرف خداوند معصوم می باشد و مشتمل بر کمک و تأیید او می باشد از اشتباه و لغزش و برخورد ناصواب در دفاع هست، پروردگار او‌را بدین صفات اختصاص داده تا حجت بالغه بر هرکدام از خلقش باشد که او‌را شعور کند، این آرامش الهى است که به کسی که خواهد عطا کند، و معبود صاحب ادب بزرگى می باشد، آیا انسان می تواند که چنین امامى گزینش کند یا منتخب آن‌ها داراى چنین صفاتى بوده که آن را پیش انداخته‏اند بحق خانه معبود که تعدى کردند و قرآن را پشت راز انداختند، مثل اینکه نوشته ی علمی را نمى‏دانند، هدایت و شفا در کتاب پروردگار می‌باشد که پشت بدان دادند و به‌دنبال هواى خود شدند و پروردگار آنها را نکوهید و دشمن داشت و بدبخت ایجاد کرد و فرمود (50 سوره قصص): «کیست گم راه‏تر از آنکه درپی هوس خویش هست، بى‏رهبرى از جانب خدا، به راستى معبود مردم ستمکار را هدایت نمى کند» فرمود (35 سوره غافر): «بلندمرتبه می باشد در دشمنى نزد آفریدگار و آن‌ها که که گرویدند، همچنان پروردگار بر دل هر متکبر جبارى مهر زند» و صلى الله على محمد و آله و سلم تسلیما کثیراً.

بازدید : 32
شنبه 12 آبان 1403 زمان : 11:48


بهترين اپ ريز همایش
مشاركت كنندگان زيرك ديگر با يك ارائه پاورپینت و به‌دنبال آن يك گرد هم آیی سوال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و جواب راضي نمي شوند. کمپانی کنندگان در همایش های امروزي به چت روم، ایمیل، کلیپ کنفرانس، زمان هاي آنلاین و درخواستنامه هايي كه همكاري بين كارمندان را در سرتاسر عالم ميسر مي سازد دسترسي دارا هستند. رزرو حسینیه نصرت مشهد اينها کلیه با گرد هم آیی همایش سنتي در رقابت میباشند و تحت عنوان مسيري جهت تعامل با اشخاص جديد و به اشتراک گذاری داده ها فعالیت مي كنند. چه چيزي همایش شما‌را عالی از کلیه اين گزینش ها قرار میدهد؟ آيا به آدرس حسینیه نصرت مشهد منابع مالي و هوشي دسترسي داريد و آيا براي رویش و ارتقاء به اندازه كافي وقت صرف مي كنيد؟ استخدام كسي را در حیث داشته باشيد كه بر همایش پژوهش داشته باشد و يا مسئوليت شناسايي مضامين اساسی، دعوت از سخنرانان و نگهداری مشاركت مخاطبين را بر ذمه بگيرد. حسینیه نصرت مشهد

محل برگزاري صحيح
جلسات همایش مانند تالار نمايشگاه، مثل نمايشنامه میباشند- يك شم تئاتري و نمايشي كه حضار را از مسير روزمره و يكنواخت زندگي شان به دور مي كند و ايده ها و عقايد رشته اي آنها‌را احيا مي سازد. تحليل كنيد كه چه طور شرايط محيطي گرد‌همایی به اين تجربیات كمك مي كند.


مهیا سازی مشاركت كنندگان
چرا انتظار داريد كه عموم ساكت بنشينند و داده ها را فارغ از هيچ نوع آمادگي و نقشه قبلي جذب كنند؟ به آنان كمك كنيد تا حقیقتا به کلام هاي سخنران گوش دهند. از سخنراني خشك و يا گزافه گویی بپرهيزيد. به مخاطبين كمك كنيد تا پیش از اینً درباره عناوين همایش فكر كنند. آنان تمايل دارا هستند كدام معضل هاي تخصصي مطرح شوند؟ اين فرمان بدان معناست كه مشاركت كنندگان پیش از ورود هدف ها خویش را ارزيابي مي كنند. اين مطالب را به سخنرانان جابجایی دهيد تا آمادگي خویش را افزايش دهند.

آنچه بیشتر می‌بینیم اینست که برگزار کنندگان خیر در قامت یک دانشمند و فعال علمی واجتماعی که بیشتر صاحبان تیتر و سمت دعوت می گردند تا فرصتی داشته باشند برای خودنمایی وخودنمایی! حتی در حالتی که با به کارگیری از ارائه اطلاعاتی که دیگرافراد عمل کرده اند و بیشتر مشابه تلاوت انشاء میباشد!!!

سفارش میکنم بر طبق مطالبی که در صدر آمد همایشها باید بر پایه ی الگوهای علمی و جهانی باشند و بیشتر افرادی برای ارئه دعوت شوند که جنس کارایی خویش را برای کمپانی کنندگان و جامعه ارائه دهند و حرفی برای مخاطبین داشته باشند.

برگزاری همایش نبایستی بر تکرار مکررات پایدار باشد. محققین فقط افرادی اند که باید اذن برگزاری همایش را داشته باشند.

بازدید : 51
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 11:56


تندستی در قرآن

در آئین مقدس اسلام، سالمی از مقام و بها ویژه برخوردار‌است، چون تن بشر حسینیه نصرت مشهد بسان مرکب روح و ابزار تکامل بشر میباشد. از این رو قرآن و منابع روائی دربردارنده دستورها بخش اعظمی در امر درستی و سالمی میباشد.

۱۰ نکته درباره ی تن درستی در قرآن

۱- بخورید و بیاشامید، ولی به اندازه کافی و مایحتاج، چون پرخوری و زیاده روی، تندرست آدرس حسینیه نصرت مشهد شما‌را به خطر می‌اندازد، (اعراف/۳۱).

۲- کلیه درد‌ها و اندوه‌های خویش را میتوانید با قرآن ریشه‌کن سازید، قرآن بخوانید و به آن فعالیت نمائید و با روح قرآن مرتبط و همنوا شوید تا همگی سیستم‌های روح و جسم شما در تعادل مناسب خویش قرار گیرند، (یونس/۵۷ و اسراء/۸۲). رزرو حسینیه نصرت مشهد

۳- در تمدن قرآنی، این خدا میباشد که بیماری‌ها را شفا می دهد و بقیه افراد، وسیله و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد واسطه اند، (شعرا/۸۰).

۴- اصل نخستین در تندستی و درستی خوراک‌ها به فرموده قرآن، آن میباشد که حلال و پاکیزه باشند.

این سیرتکامل خوراک، قادر است مقدمات تن درستی را در تن آدم مهیا کند، ولی این که یک ماده خوراکی واحد با ترکیبات غذایی اثبات و مشخص و معلوم، در تاثیر حلال یا این که حرام بودن، دارنده اثرها متفاوتی بر تندرست بشر شود، مشاجره علمی بسیار عمیقی می‌طلبد، (نحل/۱۱۴ و بقره ۱۶۸). حلال یعنی چیزی که ممنوعیت دینی ندارد و طیب یعنی چیزی که موافق طبع سلامت انسانی باشد.

۵- شایسته ترین شیوه تغذیه برای تندرست بشر که آیتم پیشنهاد قرآن کریم و مهربان میباشد، تناول کردن ناشتایی و شام میباشد، یعنی غذای روزمره در دو وعده مهم در نخستین روز و انتها روز صرف خواهد شد. این راه طعام میل کردن بهشتیان میباشد که در سوره مریم، آیه ۶۲ آمده میباشد.

۶- به امر قرآن، مؤمنان، سزاوار‌ترین اشخاص در استعمال از نعمت‌های الهی، مانند طعام‌های پاکیزه میباشند. خدا می فرماید: «چه کسی این طعام‌های پاکیزه را بر شما حرام نموده است؟ این‌ها زیبایی‌های معاش دنیاست که خدا برای شایسته ترین بندگانش اخلاق و رفتار کرده است. بعد از نعمت‌های پروردگار به کارگیری نمائید»، (اعراف/۳۲ و مائده/۸۷ و ۸۸). به قسم امام علی (ع)، خدا به عبارتی قدر از حرام شمردن آن چه حلال کرده است، اندوهگین می گردد که حرام او‌را نادیده بگیرید و مانند یک فرمان حلال اجرا دهید.

۷- دیدنی میباشد بدانید که خدا مستقیما در قرآن به تناول کردن گوشت و ماهی و میوه اشاره می‌نماید و آن‌ها‌را از نعمت‌های معاش نصیب الهی برمی‌شمارد و از ما می خواهد که از آنها بخوریم که به ترتیب در سوره مائده آیه ۱ و ۹۶، سوره نحل، آیه ۱۴ و سوره مؤمنون آیه ۱۹ آمده میباشد.

۸- زمینه غذا در قرآن، آن قدر اساسی میباشد که در یک آیه مستقیما امر داده گردیده است که بشر با تمرکز و درنگ در غذایی که میخورد، بنگرد، (عبس/۲۴) ; یعنی این که یک بشر قرآنی، می بایست در شیوه تغذیه خویش، غایت توجه را داشته باشد.

۹- آفریدگار در قرآن کریم ومهربان خواب را یکی‌از کارداران تندرست و متانت روح آدم برمی‌شمارد و آن را نعمتی قابل ثنا و آیه‌ای از آیه ها اعجازآمیز الهی معرفی می‌نماید، (روم/۲۳ و فرقان/۴۷).

۱۰- آیا میدانید در فرهنگ و تمدن قرآنی، دشوار‌ترین و ناگوارترین بیماری‌ها چیست؟ قرآن مستقیما بدین بیماری اشاره نموده، آن را اسم میبرد. این بیماری، مرض قلب یا این که بیماری دل اسم دارااست، زیرا زمانی روح و دل شخصی به‌این بیماری گرفتار شد، از شنیدن و دیدن و ادراک حقایق عاجز می گردد و این بدترین وضعی میباشد که یک بشر پیدا می‌نماید، (اعراف/۱۷۹ و توبه/۱۲۵).
نکاتی اصلی که می بایست درباره قرآن بدانیدروانشناسی در قرآن

مقصود پایانی نزول قرآن، بشر سازی و تربیت انسان میباشد، به این ترتیب خواسته از «همگی چیز» کل اموری میباشد که بشر برای پیمودن رویکرد تکامل به آنها نیاز داراست. اموری که همگی جنبه‌های دنیوی، معنوی، شخصی و اجتماعی اورا در برمی‌گیرد؛ مثلا مطالبی که در قرآن به صورت تفضیل آورده شده، مسائلی میباشد که از رئوس موضوعات دانش روانشناسی به شمار می‌رود. یکی کارها اصلی معاش بشر به چه شکل اندیشیدن میباشد، چراکه روش تامل هر شخص به صورت بدون واسطه بر احساسات و کارایی‌های وی اثر میگذارد و براین اساس، شخصیت آدم را ذیل الشعاع خویش قرار میدهد.

۱۱ نکته روانشناسی در قرآن

۱- از نگرش قرآن، سه نوع شخصیت مهم وجود داراست؛ مؤمن، کافر و منافق، (آیه‌ها ۲ تا ۲۰ سوره بقره).

۲- شخصیت‌های مؤمن، خویش دارنده سه جايگاه شخصیتی میباشند: آن‌ها که به خویش ظلم می‌نمایند، آن‌ها که اواسط رو می‌باشند و آنها که پیشتازانند، (فاطر/۳۲).

۳- مشخصه بارز شخصیت کافر آن میباشد که دل و پندار اش را قفل نموده است و راهی برای نفوذ هیچ کلام جدید و تامل متفاوتی نگذاشته میباشد و به همین برهان، از ادراک حقایق عاجز میباشد.

۴- ویژگی بارز شخصیت منافق از طریقه قرآن، دوگانگی ریشه‌ای در ظواهر و درون میباشد؛ به همین عامل، دچار به شک وتردید و عدم توان تصمیم گیری و ناتوانی در قضاوت میشود، (بقره/۸ تا ۲۰ و منافقون).

۵- در قرآن کریم و مهربان، در آیه‌ها فراوانی از حزن، علل ساخت‌و‌ساز کننده آن و شیوه های برطرف ساختن آن صحبت نقل شده میباشد. گاهی حزن فراق را با دیدار و گاهی ناراحتی فقر را با بشارت و گاهی غم پیامبر خداوند (ص) را به دلداری حضرت حق، معالجه کرده است.

۶- در طریقه قرآن، هراس دو نوع میباشد: «هراس نیکو و هراس ناپسند»، واهمه نیکو، به عبارتی خوف از خدا و عدل و داد اوست که باعث به اصلاح اخلاق میگردد، (انفال/۲)، و هراس ناپسند، اضطرابی شدید با انگیزه مشخصی میباشد که اشراف بر نفس را از فی مابین می برد و بایستی با آن جنگ خواهد شد، (احزاب/۱۰ و ۱۱).

۷- از حیث قرآن دو نوع خشم وجود دارااست، خشم موثر و متعادل و خشم مخرب و نابهنجار؛ خشم متعادل، راهی چهت نیل به غرض در مواقع ضرورت میباشد و خشم مخرب را می بایست معالجه کرد. قرآن مهربان با سفارش به طاقت و جواب‌گویی با فعالیت نیک و با وعده پردیس و جایزه اخروی، بوسیله پیشنهاد به عفو و عفو وبخشش، تذکر اقتدار و خشم پروردگار و… به معالجه بیماری تندستی سوز خشم و عصبانیت پرداخته میباشد؛ که به ترتیب در سوره شوری آیه ۴۳، فصلت آیه ۳۴، آل عمران آیه‌ها ۱۳۳ و ۱۴۳، شوری آیه‌ها ۳۶ و ۳۷ و فروغ و روشنایی آیه ۲۲ نقل شده میباشد.

۸- در قرآن به سه نوع از سازوکار‌های دفاعی، خل وچل اشاره گردیده‌است که عبارتند از: فرافکنی (منافقون/۴)، ادله تراشی (بقره/۱۱ و ۱۲) و برخورد سازی (بقره/۲۰۴ و ۲۰۵ و منافقون/۴).

۹- در فرهنگ وتمدن قرآن یکی‌از طرق مؤثر و اصلی سرازیر درمانی، به کار گیری از مواعظ و نصیحت‌های قرآنی میباشد; (یونس/۵۷).

۱۰- در طرز جاری درمانی قرآنی، ایمان، ساخت و ساز امنیت درونی و وقار می‌کند; (انعام/۸۲ و رعد/۲۸).

۱۱- خاطر آفریدگار، آهسته قسمت دلهاست، (رعد/۲۸).


قرآن از نظر بزرگان دیگر ادیان

اندیشمندان باتوجه به حقایق و آموزه‌های شگفت انگیز قرآن و فارغ از دقت به معاش مسلمان ها مدرن به حقانیت آئین اسلام پی میبرند و دیدنی اینکه جمع‌ای از آنها بعداز تایید آئین اسلام اعلام می‌نمایند که مسلمان ها خویش از آموزه‌های اسلام مسافت گرفته‌اند.

بازدید : 33
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 14:42


توحید در بعدها مختلف آن از مهم ترین موضوعات کلامی می‌باشد که امام درباره آن کلام گفته و بویژه توحید ذات و توحید صفات بیشترین دعوا ها را به خود اختصاص داده است. اما این نکته سزاوار توجه میباش آدرس حسینیه نصرت مشهد د که مباحث مربوط به توحید ذات و بخشی از مباحث صفات، بیش از آن که سبک کلامی داشته باشد، رنگ و بوی عرفانی دارد. امام درین مباحث با ذوق و سلیقه عرفانی و با اصطلاحات و دیدگاه های عارفان صحبت گفته می‌باشد و از همین رو با آن که گزینه کلامی میباشد، اما نمی قدرت مباحث مطرح شده پیرامون آن را مباحث کلامی اصطلاحی دانست. حسینیه نصرت مشهد
۲ - اقتدار عقل در شناخت خداوند
[دستکاری]
این مسأله از دیرباز در بین اندیشمندان مطرح بوده هست که آیا عقل اقتدار شناخت آفریدگار و رزرو حسینیه نصرت مشهد صفات اورا دارااست یا نه؟ آیا عقل می‌تواند در زمینه ی آفریدگار و صفات و افعال او داوری کند یا خیر؟

۳ - حقیقت ذات پروردگار
[دستکاری]
آنچه تمامی بر آن واقعه نظر دارا‌هستند این میباشد که کنه ذات الهی برای آدم نه باعقل و نه با شهود قابل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دسترسی نیست، آدم توانایی آن را ندارد که حقیقت ذات پروردگار را بشناسد. البته گفت و گو در این است که آیا وجود آفریدگار و همچنین صفت او‌را می توان از نحوه عقل اثبات کرد یا نه؟ و آیا می توان به چگونگی رابطه صفات با ذات، شناخت عقلی به دست آورد یا خیر؟

۳.۱ - نظریه کانت درشناخت ماوراء طبعت
بوده اند افرادی که عقل آدم را نسبت به شناخت ماوراء طبیعت و شیوه یابی به عالم غیب روی هم رفته ناتوان می دیدند، مانند کانت در مغرب زمین. و میان مسلمانان نیز کسانی بوده اند که شناخت صفات و اسماء الهی و رابطه آنان با ذات را برای عقل غیر ممکن می دانسته اند، مانند اهل حدیث و عرفا، با این تفاوت که اهل حدیث هرگونه شیوه نامه عقلی و شهودی را انکار می کردند، البته عرفا تنها عقل را ناتوان می دیدند، اما شهود را تأیید می کردند. مسأله تباین سازنده و مخلوق یا اشتراک لفظی صفات آفریدگار با صفات انسان که از سوی بعضی ها مطرح شد‌ه‌است، نمونه ای آشکار از چنین دیدگاهی میباشد. [۱]

۳.۲ - نظریه امام خمینی درشناخت ماوراء طبعت
ولی امام خمینی با آن که یک عارف است و با کشف و شهود دمساز، و با اینکه یک دانا متعبد است که به احادیث و سنت ارج فراوان می نهد، در مسأله شناخت عقلی خدا و اسماء و صفات او، همچون یک فیلسوف عقل گرا می اندیشد. او نه صرفا توان عقل را در این زمینه می پذیرد، بلکه این حوزه را تنها جولانگاه عقل و تامل برای نوع آدم می داند که هرگونه تعبّد و پذیرش فارغ از توجیه عقلانی را غیرمنطقی می شمارد.
این باور و اعتقاد چنان با صلابت و استوار از سوی امام مطرح می شود که حتی روایات تفسیر به رأی را که گمان می شود بیشتر در حوزه اسماء و صفات مطرح میباشد، از این آیتم بیگانه می شمارد و آن ها را ناظر به آیات احکام می‌داند.
(باید دانست اینکه ما گفتیم اندیشه در ذات و اسماء و صفات، ممکن است جاهل گمان کند که تامل در ذات ممنوع میباشد به حسب روایات، و نداند که آن تامل که ممنوع هست فکر در اکتناه ذات و کیفیت آن می باشد، و البته لحاظ در ذات برای اثبات وجود و توحید و تنزیه و تقدیس آن، غایت ارسال انبیاء و آمال عرفا بوده، و قرآن کریم و احادیث شریفه مشحون از علم به ذات و کمالات و اسماء و صفات ذات مقدس می باشد و ملحدین اسماء را حق بزرگ تعییر فرموده و هیچ کتابی از کتب حکما و متکلمین بیشتر از کتاب کریم و مهربان الهی و کتب معتبره خبر‌ها مثل اصول کافی و توحید روحانی صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننموده اند. [۲]
(خلال این که در تفسیر به رأی نیز کلامی میباشد که شاید آن غیرمربوط به آیه ها معارف و علوم عقاید که موافق موازین برهانیه میباشد و آیات اخلاقیه که عقل را در آن مدخلیت میباشد باشد، زیرا که این تفاسیر مبتنی بر با دلیل متین عقلی یا اعتبارات واضحه عقلیه است، که در حالتی که ظاهری خلاف آن ها باشد لازم است آن را از آن ظاهر منصرف نمود.
مثلاً در کریمه شریفه (وجاء ربّک) [۳]
و (الرحمن علی العرش استوی)؛ [۴]
که فهم و شعور عرفی مخالف ادله میباشد، رد این ظاهر و تعبیر و تفسیر بر پایه ی با ادله، تعبیر به رأی نیست و به هیچ وجه ممنوع نخواهد بود.
پس محتمل میباشد بلکه مظنون می‌باشد که تعبیروتفسیر به رأی، در باب آیات احکام باشد که دست آراء و عقول از آن کوتاه هست، و به صرف تعبّد و انقیاد از خزّان وحی و مهابط ملائکة الله باید اخذ کرد… و الا باب اثبات صانع و توحید و تقدیس و اثبات معاد و نبوت بلکه مطلق معارف، حق طلق عقول و از مختصات آن می‌باشد، و در حالتی که در کلام برخی محدثین عالی رتبه وارد شده میباشد که در اثبات توحید اعتماد بر دلیل نقلی می‌باشد، از غرایب امور، بلکه از مصیباتی است که باید به خدای متعال از آن مدد توفیق. [۵]

توحید در بعدها مختلف آن از مهم ترین موضوعات کلامی می‌باشد که امام درباره آن کلام گفته و بویژه توحید ذات و توحید صفات بیشترین دعوا ها را به خود اختصاص داده است. اما این نکته سزاوار توجه میباشد که مباحث مربوط به توحید ذات و بخشی از مباحث صفات، بیش از آن که سبک کلامی داشته باشد، رنگ و بوی عرفانی دارد. امام درین مباحث با ذوق و سلیقه عرفانی و با اصطلاحات و دیدگاه های عارفان صحبت گفته می‌باشد و از همین رو با آن که گزینه کلامی میباشد، اما نمی قدرت مباحث مطرح شده پیرامون آن را مباحث کلامی اصطلاحی دانست.
۲ - اقتدار عقل در شناخت خداوند
[دستکاری]
این مسأله از دیرباز در بین اندیشمندان مطرح بوده هست که آیا عقل اقتدار شناخت آفریدگار و صفات اورا دارااست یا نه؟ آیا عقل می‌تواند در زمینه ی آفریدگار و صفات و افعال او داوری کند یا خیر؟

۳ - حقیقت ذات پروردگار
[دستکاری]
آنچه تمامی بر آن واقعه نظر دارا‌هستند این میباشد که کنه ذات الهی برای آدم نه باعقل و نه با شهود قابل دسترسی نیست، آدم توانایی آن را ندارد که حقیقت ذات پروردگار را بشناسد. البته گفت و گو در این است که آیا وجود آفریدگار و همچنین صفت او‌را می توان از نحوه عقل اثبات کرد یا نه؟ و آیا می توان به چگونگی رابطه صفات با ذات، شناخت عقلی به دست آورد یا خیر؟

۳.۱ - نظریه کانت درشناخت ماوراء طبعت
بوده اند افرادی که عقل آدم را نسبت به شناخت ماوراء طبیعت و شیوه یابی به عالم غیب روی هم رفته ناتوان می دیدند، مانند کانت در مغرب زمین. و میان مسلمانان نیز کسانی بوده اند که شناخت صفات و اسماء الهی و رابطه آنان با ذات را برای عقل غیر ممکن می دانسته اند، مانند اهل حدیث و عرفا، با این تفاوت که اهل حدیث هرگونه شیوه نامه عقلی و شهودی را انکار می کردند، البته عرفا تنها عقل را ناتوان می دیدند، اما شهود را تأیید می کردند. مسأله تباین سازنده و مخلوق یا اشتراک لفظی صفات آفریدگار با صفات انسان که از سوی بعضی ها مطرح شد‌ه‌است، نمونه ای آشکار از چنین دیدگاهی میباشد. [۱]

۳.۲ - نظریه امام خمینی درشناخت ماوراء طبعت
ولی امام خمینی با آن که یک عارف است و با کشف و شهود دمساز، و با اینکه یک دانا متعبد است که به احادیث و سنت ارج فراوان می نهد، در مسأله شناخت عقلی خدا و اسماء و صفات او، همچون یک فیلسوف عقل گرا می اندیشد. او نه صرفا توان عقل را در این زمینه می پذیرد، بلکه این حوزه را تنها جولانگاه عقل و تامل برای نوع آدم می داند که هرگونه تعبّد و پذیرش فارغ از توجیه عقلانی را غیرمنطقی می شمارد.
این باور و اعتقاد چنان با صلابت و استوار از سوی امام مطرح می شود که حتی روایات تفسیر به رأی را که گمان می شود بیشتر در حوزه اسماء و صفات مطرح میباشد، از این آیتم بیگانه می شمارد و آن ها را ناظر به آیات احکام می‌داند.
(باید دانست اینکه ما گفتیم اندیشه در ذات و اسماء و صفات، ممکن است جاهل گمان کند که تامل در ذات ممنوع میباشد به حسب روایات، و نداند که آن تامل که ممنوع هست فکر در اکتناه ذات و کیفیت آن می باشد، و البته لحاظ در ذات برای اثبات وجود و توحید و تنزیه و تقدیس آن، غایت ارسال انبیاء و آمال عرفا بوده، و قرآن کریم و احادیث شریفه مشحون از علم به ذات و کمالات و اسماء و صفات ذات مقدس می باشد و ملحدین اسماء را حق بزرگ تعییر فرموده و هیچ کتابی از کتب حکما و متکلمین بیشتر از کتاب کریم و مهربان الهی و کتب معتبره خبر‌ها مثل اصول کافی و توحید روحانی صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننموده اند. [۲]
(خلال این که در تفسیر به رأی نیز کلامی میباشد که شاید آن غیرمربوط به آیه ها معارف و علوم عقاید که موافق موازین برهانیه میباشد و آیات اخلاقیه که عقل را در آن مدخلیت میباشد باشد، زیرا که این تفاسیر مبتنی بر با دلیل متین عقلی یا اعتبارات واضحه عقلیه است، که در حالتی که ظاهری خلاف آن ها باشد لازم است آن را از آن ظاهر منصرف نمود.
مثلاً در کریمه شریفه (وجاء ربّک) [۳]
و (الرحمن علی العرش استوی)؛ [۴]
که فهم و شعور عرفی مخالف ادله میباشد، رد این ظاهر و تعبیر و تفسیر بر پایه ی با ادله، تعبیر به رأی نیست و به هیچ وجه ممنوع نخواهد بود.
پس محتمل میباشد بلکه مظنون می‌باشد که تعبیروتفسیر به رأی، در باب آیات احکام باشد که دست آراء و عقول از آن کوتاه هست، و به صرف تعبّد و انقیاد از خزّان وحی و مهابط ملائکة الله باید اخذ کرد… و الا باب اثبات صانع و توحید و تقدیس و اثبات معاد و نبوت بلکه مطلق معارف، حق طلق عقول و از مختصات آن می‌باشد، و در حالتی که در کلام برخی محدثین عالی رتبه وارد شده میباشد که در اثبات توحید اعتماد بر دلیل نقلی می‌باشد، از غرایب امور، بلکه از مصیباتی است که باید به خدای متعال از آن مدد توفیق. [۵]

بازدید : 84
يکشنبه 6 آبان 1403 زمان : 10:03


خضوع و خشوع در عبادت
محور عبادت خشوع و فروتنی در مقابل پروردگار میباشد. قرآن کریم ومهربان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد در وصف اهل ایمان میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ • الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»[۱۱]؛ مؤمنان رستگار شدند آنان که در نمازشان فروتنی دارا هستند.» عبادت، وقتی گرانبها میباشد که با توجّه بی نقص و فروتنی جاری ساختن پذیرد و گرنه، عبادت سرسری و فارغ از توجّه، صرفا رفع تکلیف میباشد و خاصیّتی ندارد. پيامبر معبود صلى اللَّه عليه وآله می‌فرمایند: رزرو حسینیه نصرت مشهد «لا صَلاةَ لِمَن لا يَتَخَشَّعُ في صَلاتِهِ»[۱۲]؛ كسى كه در نماز خویش خضوع و خشوع ندارد نمازش نماز نيست.

آشنایی
قدم نخستین در عبادت، آشنایی آفریدگار میباشد؛ یعنی از معبودی‎ که می‎ خوا هیم بپرستیم، آشنایی درست آدرس حسینیه نصرت مشهد داشته باشیم و این، برگزیدگان نوع آشنایی میباشد. کمااینکه پیامبر معبود در جواب هر کس از شایسته ترین اجرا پرسید فرمود: «العِلمُ بِاللّهِ و الفِقهُ في دِينهِ ، و كَرَّرَهُما عَلَيهِ ، فقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، أسألُكَ عَنِ العَمَلِ فتُخبِرُني حسینیه نصرت مشهد عَنِ العِلمِ ؟ ! فقالَ : إنَّ العِلمَ يَنفَعُكَ مَعَهُ قَليلُ العَمَلِ، و إنَّ الجَهلَ لا يَنفَعُكَ مَعَهُ كَثيرُ العَمَلِ»[۱۳]؛ شایسته ترین امور آشنایی آفریدگار میباشد، با این دانش، شغل های کم و بیش، برایت سودمند خواهد بود، اما با جهل، هیچ کاری، خواه نادر یا این که زیاد، برایت بهره‌ای نخواهد داشت». امام رضا عليه السلام نیز فرمود:«أَوَّلُ عِبادَةِ اللّهِ مَعرِفَتُهُ»[۱۴]؛نخستين قدم در خداپرستى ، آشنایی اوست.

آفات و مانع ها عبادت
كاشتن نهال ، وقت چندانی نمی موفقیت، اما به ثمر رساندن و مواظبت از سالم آن و زدودن آفت ها سخت میباشد . گاهی گناهان يا حالات ناپسند روحی ، تمامی نيكي ها را بر باد می‌دهد. برای تحقق عبادت بایستی آفات و موانعی که بر راز راه و روش عبادت وجود دارااست برطرف نمود. به عنوان مثال

سستی و تنبلی
یکی سختی ها سود گیری از اثرها مثبت عبادت و لذت بردن از آن سستی و تنبلی میباشد. فرستاده پروردگار صلی الله علیه و آله فرمودند: «آفَةُ الْعِبَادَةِ الْفَتْرَة»؛[۱۵] آفت عبادت، سستى میباشد.

دورویی و عرض‌اندام
یکی‌از دیگر از سختی ها دور از شوخی عبادت ریاودورویی و خود نمایی میباشد که نیت عبادت را فاسد کرده و خیر فقط اثرها مثبت آن را محو می نماید خودش گناه میباشد و اثر ها نامطلوبی را به دنبال دارااست. امام علی علیه السلام فرمودند: «آفةُ الِعبادةِ الرِّياءُ»[۱۶]؛آفت عبادت، رياست.

خودپسندی
از آفات والا عبادت خودپسندی و گران قدر پنداشتن عبادت میباشد که از آن با تیتر «عجب» حافظه می‌شود. هر کس در گیر عجب گردیده خویش را بابت عبادتی که اجرا داده طلبکار خدا می‌داند و این با روح عبادت که تواضع میباشد وسط ای ندارد. در حدیث میباشد که: «كَم مِن عابِدٍ أَفسَدَتُه‏ العُجبُ»[۱۷]؛ بسا عابدى كه خودپسندى تباهش ایجاد کرد. به همین جهت میباشد که امام سجاد علیه السلام از خودپسندی و غرور به خدا مدد برده و چنین دعا میفرماید:«لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِي بِالْعُجْب‏»[۱۸]؛ و عبادتم را به عجب و غرور تباه مكن‏

شرايط كمال عبادات
غير از شرايط صحّت و قبول عبادات كه بيان شد. امورى هم جزء شرايط كمال عبادت میباشد . اين شرايط، نشانه دهنده قیمت والاتر و محتواى خوب و تأثير بيشتر عبادات میباشد . اين شرايط، از اين قرار میباشد:[۸]

مشكل خیس باشد: هر اندازه جاری ساختن یک عبادت دشوارتر باشد نزد معبود پر ارزش خیس و اثربخشی آن بیشتر میباشد. برتری محرک مجاهدان در روش پروردگار بر سایر افراد از این باب میباشد. «فَضَّلَ اللَّهُ الُْمجَهِدِينَ عَلَى الْقَعِدِينَ أجْرَاً عَظِيماً» ؛و جهادكنندگان را بر منزل‏نشينانِ [بى‏عُذر] به پاداشى تبارک برترى داده میباشد. و على عليه السلام فرموده میباشد : «اَفْضَلُ الاعمالِ ما اَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْهِ»[۱۹]؛ برترين كارها آنست كه خویش را بر ایفا آن وادار كنى.
اساسی خیس باشد: در ایفا كارها، رعايت اهم و مهّم ، علامت عقل و سرنوشت انديشى و مصلحت شناسى میباشد و اسلام ، در كارها به آنچه كه ما یحتاج خیس و مفيدتر و اصلی خیس میباشد تشويق مى كند، چه در تعلیم ، چه در عبادت ، چه در انفاق .پيامبر اسلام فرموده میباشد: «قَليلُ الفِقهِ خَيرٌ مِن كثيرِ العِبادَةِ»[۲۰]؛شخصى كه اندك فقهى بداند عالی از شخصى میباشد كه بسيار عبادت مى كند [ولی ابداً فقه نمى داند].
اثرش پايدارتر باشد: بركت ، اثرها فراوان و فوايد به یاد ماندنی يك کار و آدم میباشد . كارى و عبادتى صفت كمال دارااست كه اثرها آن زودگذر و ناپايدار نباشد.امام علی علیه السلام میفرمایند: «رُبَ‏ يَسِيرٍ أَنْمَى مِنْ كَثِير»؛ چه بسا كارهاى كم وناچيز، كه از كارهاى بسيار رویش ونموّ بيشترى دارااست.در حديث ديگرى تعبير يقين آمده میباشد: «اِنّ الْعَمَلَ الدائم الْقَليل عَلى الْيَقينِ، اَفْضَلُ عِنْدَاللّهِ مِنّ العَمَل الكَثير عَلى غَيْرِ يَقينٍ»[۲۱]؛ کار اندك ولى هميشگى بر پایه ی يقين ، رفیعتر میباشد نزد آفریدگار، از كار بسيار فارغ از يقين و بصيرت .
سبقت داشته باشد. در عبادات و كارهاى نيك ، سوابق قیمت داراست و پيشتازى به اينگونه کارها، ملاك كمال میباشد . قرآن ، بطور مكرّر، امرِ سارعوا و سابقوا داراست. در جايى مى فرمايد: «لاَ يَسْتَوِى مِنكُم مَّنْ أنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَتَلَ أوْلََّئِكَ أعْظَمُ دَرَجَه مِّنَ الَّذِينَ أنفَقُواْ مِن بَعْدُ وَقَتَلُواْ وَكُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى»؛ مسلمانانى كه پيش از فتح مكه ، انفاق و جهاد كردند، مشوق بيشترى دارا‌هستند از آنانكه بعد از فتح مكه انفاق و نزاع كردند. گرچه خدا به هر دو دسته ، وعده جایزه داده میباشد .
با بصيرت باشدآگاهى عميق و بصيرت و انديشه در دين ، سر ارزشمندى كارها و عبادات میباشد و فارغ از آن شغل ، فاقد بها مایحتاج میباشد .على عليه السلام مى فرمايد: «اَلا، لا خَيرَ فىِ عِباده لَيْسَ فيها تَفَكُرٌ»[۲۲]؛ عبادت فارغ از بصيرت و فكر، بى قیمت میباشد.

بازدید : 37
شنبه 5 آبان 1403 زمان : 9:38


(ویتگنشتاین، 1393:104) مالکوم نیز در خصوص شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد تصور ویتگنشتاین از معنی پروردگار می‌‌گوید: «ویتگنشتاین هنگامی اعلام کرد که معنا معبود را تا آنجا که به وجدان شخص درباره گناه و جرم وی مربوط می‌‌خواهد شد، می‌‌تواند فهم نماید. وی ادامه داد که نمی‌‌تواند مضمون‌ پروردگار را بفهمد.» (Malcolm, 2001 P. 59)
مطالبی که پیش‌خیس آمد بیان کنده طریقه ویتگنشتاین در رساله بود میباشد، فعلا درنگ‌های او‌را در یادداشت‌های1 رزرو حسینیه نصرت مشهد ویتگنشتاین متاخر می‌‌بینیم. خدای ویتگنشتاین در زمان‌های آینده معاش وی به شکلی معنادار تغییر‌و تحول رخ می‌‌دهد. نگاه وی بدین شکل میباشد که معنای معاش، به عبارتی معنای عالم میباشد که قادر خواهیم بود آن را معبود بنامیم. وی آفریدگار را به بابا تشبیه می‌نماید و معتقد است دعا درنگ درباره معنای معاش میباشد و اینکه نمی‌‌تواند آدرس حسینیه نصرت مشهد روی داد‌ها و رویدادها دنیا را بر اساس عزم و خواست خویش پیش موفقیت. وی میگوید اینجانب تماما ناتوان هستم. اینجانب صرفا می‌‌توانم خویش را جداگانه از عالم، بدین ترتیب به معنایی مسلط بر آن کنم فقط تا آنجا که از هرگونه اثر گذاشتن حوادث وحوادث عالم صرف‌حیث کنم. اینگونه به‌حیث میرسد که آبشخور پندار‌های ویتگنشـتاین در یادداشـت‌ها، حـوادث جنـگ جهـانی اولیه و مواجهه وی با مرگ، معاش، اسارت، تلاوت خلاصه انجیـل تولسـتوی حسینیه نصرت مشهد و تفحص تأملات فقهی داستایوفسکی بوده میباشد. مک‌گنیس اثر خلاصه انجیل بر اندیشه فقاهتی ویتگنشتاین، درخـلال تـدوین یادداشـت‌ها را هـمتـراز بـا تفکر‌های داستایوفسکی برمی شمارد، به‌نحوی‌که هیچ‌گاه ایـن دو اندیشـه، چـه در طـول مبارزه و چه در علاوه بر اسارت از او غیروابسته نبوده‌اند. (McGuinness, 1988: 273)
ویتگنشتاین اول‌توشه ایده رازآمیز بودن بعضی کارها مانند معبود، دنیا، آئین، مرگ، و حتی خوی را در یادداشت‌ها ذکر می‌نماید و تصـریح می‌کنـد انسـان عمیقـا، رازآلود میباشد. (Wittgenstein,1979: 80)در یادداشت‌ها سوال‌های مهم را درباره خداوند و معنای حیات ذکر می‌نماید که تا نقطه پايان حیـات ویتگنشـتاین بـا او همـراه اسـت. در یادداشت هامی پرسد: چه چیزی درباره معبود و معنای حیات بر اینجانب آشکار میباشد؟ ( Wittgenstein, 1979: 73)مباحث اصلی زیرا عزم آدمی، نه و شر، معنـای جهـان، معنـای زنـدگی، خداونـد، نیایش و دعا و نیازمندی آدم به پروردگار در یادداشت‌ها نظارت می شود. ویتگنشـتاین درین تاثیر معنای معاش را به عبارتی دعاکردن و دعا و نیـایش را همـان اندیشـه و تفکـر معرفـی می‌نماید.
او در یادداشت‌ها می کوشد در فقراتی وقتگیر و به هم پیوسته، نسبت فی مابین معبود و معنـای معاش را گستردن دهد.( Wittgenstein, 1979: 70) استعمال مختلف از کلمه آفریدگار، در یادداشت‌ها، تفاوت اصلی کاربرد این کلمه را با رساله آشکار می‌نماید. ویتگنشـتاین در یادداشت‌ها، به‌سیرتکامل‌ای به طور کامل شورمندانه و ایمان ورزانه از آفریدگار سود می‌بـرد، درحـالی کـه نـوع به کارگیری از کلمه و واژه پروردگار در رساله سلبی یا این که حداکثر از نـوع سـکوت اسـت.

رستاخیز
رستاخیز مسیح یکی محورهای اساسی مشاجره فقهی ویتگنشتاین و به‌طور معلوم درکتاب «فرهنگ وتمدن و بها»‌2 میباشد. وی از رستاخیز مسیح صحبت می‌‌گوید و به نجات و رستگاری از جانب وی آرزو دارااست، معاش سوای وجود منجی را، معاش‌ای در انزوا و تنهایی می‌‌داند و آن را به معاش در دوزخ تشبیه می‌‌نماید؛
«چه چیز من را به اعتقاد کردن رستاخیز مسیح متمایل می‌‌نماید؟ گویی این تفکر را مدل هنگفت می‌‌کنم. در صورتی‌که وی رستاخیز نکرده میباشد، پس در قبر پوسیده میباشد، مثل هر انسانی وی مرده و پوسیده میباشد، در این‌حالت وی معلمی‌‌میباشد مثل هر مدرس دیگر و دیگر نمی‌‌تواند یاری دهد و ما مجدد بی‌حمایت و تنهاییم و می‌‌توانیم به حکمت و لحاظ‌ورزی اکتفا کنیم. گویی در غاری هستیم که صرفا می‌‌توانیم در رویا باشیم و از اسمان گویی با سقفی جداشده‌ایم. اما درصورتی که قرار میباشد حقیقتا نجات یابیم پس اطمینان نیاز دارم خیر نظرورزی و رویا و این اعتقاد ایمان میباشد. ایمان چیزی میباشد که قلب اینجانب نیاز داراست خیر عقل حیث ورزم. زیرا جاری اینجانب با شوریدگی‌هایش، گویی با گوشت و خونش می بایست نجات یابد خیر روح اعتراضی اینجانب. شاید بشود اذعان کرد صرفا عشق و علاقه می‌‌تواند رستاخیز را اعتقاد و باور نماید. می‌‌خواهد شد اظهار کرد عشق و علاقه نجات‌قسمت رستاخیز را هم اطمینان می‌‌نماید. چیزی که با شک و تردید رویا رویی می‌‌نماید گویی نجات میباشد.» (wittgenstine,1989, P. 495)

مرگ
ویتگنشتاین سعادتمندی را در گرو شجاعت در قبال مساله مرگ میداند و کسی را که با هراس از مرگ می‌گریزد بدبخت میداند؛ «آدم سعادتمند نباید بترسد حتی در شرایطی‌که در مواجهه با مرگ قرار بگیرد... واهمه از مواجهه با مرگ شایسته ترین آرم معاش غلط، یعنی معاش بد میباشد.» «مرگ خیر رخدادی میباشد در معاش و خیر امری حقیقی وواقعی در دنیا.» (Wittgenstein,1979, P. 75) چراکه در حیث وی تازمانیکه بشر می‌باشد مرگ وجود ندارد و هنگامی مرگ باشد دیگر انسانی وجود ندارد. ویتگنشتاین معتقد بود که مرگ هیچ‌سیرتکامل تغییری در عالم ساخت نمی‌نماید. یک کدام از دلایل ویتگنشتاین برای رفتن به جناح‌های پیکار با اینکه معا‌ف از رزم بود، مواجهه با مرگ بود. در لحاظ وی بشر با شخصیت کسی میباشد که بتواند در قبال مرگ قرار بگیرد و همواره آرزو داشت این رویا رویی نوری به معاش‌اش بتاباند ( McGuinness, 1988, P .221).

روشن بختی
برای ویتگنشتاین غرض معاش چیزی جز وصال به بهروزی و فراروگریز از بدبختی وجود ندارد. وی در یادداشت‌ها، خویش را خطاب قرار می دهد و می پرسد که غرض معاش چیست؟ و آن گاه جواب می دهد که سعادتمند معاش کردن. گویی معاش سعادتمند به خودی خویش موجه باشد و فقط معاش صحیح، معاش سعادتمندانه میباشد.» (Wittgenstein,1979, P. 73-76) حالا در جهانی که سرشار از پر نمک و شر میباشد و گرایش‌های انسانی اکثری در آن وجود داراست که سامان نمی‌یابند، به چه شکل بایستی زیست که به خوشبختی رسید؟ در اینجا مضمون‌ «عزم جدا اینجانب» از طرف ویتگنشتاین به در بین می آید و فرمان‌العمل معاشِ سعادتمندانه او‌را قدری مشابه به راه رواقیون می‌سازد. وی می گوید: «اینجانب نمی‌توانم اتفاق‌های عالم را تسلیم عزم‌ام کنم، اینجانب تماما ناتوانم. صرفا میتوانم با دیده‌پوشی از هر نوع اثر‌گذاری بر حادثه‌های عالم، خویش را از آن جداگانه و به معنایی بر آن مسلط کنم.» (Wittgenstein,1979, P. 73) ویتگنشتاین پیشنهاد می‌نماید با از کوره در نرفتن در قبال پیشامد‌های تلخ و سختی و مصائب این عالم، بر آنان موفق شویم و بتوانیم به قدرتی دست یابیم که زیر‌اثر اتفاق ها درمانده نشویم.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 278
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 28
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1043
  • بازدید ماه : 1440
  • بازدید سال : 6384
  • بازدید کلی : 64172
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی