معنی شناسی خلیفه و خلافت
بعد از رحلت فرستاده اکرم، در نظام سیاسی و مدیریتی مسلمانها واژگان «خلیفه» و «خلافت» از مالامال کاربردترین واژگانیاند که با توشه سیاسی و اعتقادی وارد تاریخ و ادبیات مسلمانها گردیده و در گذر مجال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد مفاهیم لبریز فراز و نشیبی از آنها عزم شدهاست که در بیشتر فرصتها ابزاری بوده میباشد برای تفرقه افکنان که تاب دیدن اتحاد مسلمانها را نداشتند و از طرف دیگر خلافت در عرف سیاسی و فرهنگی مسلمان ها آیتم سوء به کار گیریهای فراوان قرار گرفته میباشد که تودهای با به کارگیری از معنا این کلمه و واژه به سرانجام دیگر مسلمان ها مسلط گردید رزرو حسینیه نصرت مشهد ه و تحت عنوان جانشین نبی اکرم با در چنگ داشتن اختیارات کلان از هیچ کرداری فروگذار نکردند. بر این پایه مطلوب میباشد که واژه و کلمه «خلیفه» و «خلافت» را آغاز در آیه ها قرآن و آدرس حسینیه نصرت مشهد احادیث مفهوم شناسی کنیم بعد در عرف و اصطلاح مسلمانها نظارت نماییم.
کلمهی «خلیفه» در قرآن
کلمه «خلیفه» به صورت مفرد و عده آن «خلائف» و «خلفا» در قرآن کریم حسینیه نصرت مشهد ومهربان نُه توشه به شغل رفته میباشد([۱]) و با برشمردن اشتقاقهای آن در قرآن کاربرد فراوان دارااست([۲]) که در کل بیشتر نشانهها به معنای کناررفتن گروهی و جانشین شدن گروهی دیگر آمده میباشد و در بعضی نشانهها نیز حرف از جانشینی خدا در دوراندیشی کارها در روی زمین میباشد کهاین آیهها اشاره بر ولایت و شأن خاص گروهی دارااست که به مثالهایی از این ایات اشاره میشود:
الف ـ شواهدی از آیه ها گروه یکم
وَرَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَهِ ان یَشَا یُذْهِبْکُمْ وَیَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ مَا یَشَاءُ کَمَا انْشَاکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْمٍ اخَرِینَ([۳])
«و پروردگارت غنی و مالک عفو میباشد چنانچه بخواهد کلیه شمارا هلاک میکند و بعداز شما هر نسلی که بخواهد جایگزین شما مینماید به عبارتیسیرتکامل که شمارا از نسل گروهی دیگر پدید آورد.»
وَهُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الارْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا اتَاکُمْ ان رَبَّکَ سَرِیعُ الْعِقَابِ وَانَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ([۴])
اوست هر کس شمارا در زمین جانشینان نسلهای پیشین قرار اعطا کرد و (شالودههای دنیوی و معنوی ) بعضی از شمارا بر برخی دیگر به درجاتی بالا پیروزی تا شمارا در آنچه به شما عطا کرده بیازماید به طبع پروردگارت زودکیفر میباشد و یقینا بسیار آمرزنده و کریم ومهربان میباشد.
وَیَجْعَلُونَ لِلَّهِ مَا یَکْرَهُونَ وَتَصِفُ الْسِنَتُهُمُ الْکَذِبَ ان لَهُمُ الْحُسْنَى لا جَرَمَ ان لَهُمُ النَّارَ وَانَّهُمْ مُفْرَطُونَ([۵])
«آنها برای آفریدگار چیزهایی قرار می دهند که خودشان از آن کراهت داراهستند (= فرزندان دختر) با این حالا زبانشان به لاف میگویند عاقبت خوبی داراهستند به مجبور برای آنها حریق میباشد و آن ها از پیشگامان دوزخند»
دَعْوَاهُمْ فِیهَا سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلامٌ وَاخِرُ دَعْوَاهُمْ ان الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ([۶])
«گفتار (و دعا) آنها در فردوس این میباشد که خداوندا منزهی تو و تحیت آنها در آنجا درود و واپسین سخنشان این میباشد که: ثنا منحصر به فرد آفریدگار معبود عالمیان میباشد.»
ویَعَجِبْتُمْ ان جَاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَاذْکُرُوا اذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَسْطَهً فَاذْکُرُوا الاءَ اللَّهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ([۷])
آیا تعجب کردهاید که فرمان باخبر کننده پرودگارتان بوسیله مردی از در بین شما به شما رسد تا از مجازات الاهی بیم تان دهد؟ و به خاطر آورید زمانی که شمارا جانشینان خویشان نوح قرار اعطا کرد و شمارا از جهت خلقت (جسمانی) پیشرفت (و توان) اعطا کرد. پس نعمتهای آفریدگار را به خاطر آورید شاید رستگار گردید.
درین آیهها خواسته، خلافت و جانشینی عموم مردم میباشد که از طرف آفریدگار به آنها برای آبادانی زمین و سود بردن از نعمت در آن اجازه عام داده گردیده است.([۸])
علامه طباطبایی درباره معنای خلافت عموم مردم در زمین با به کارگیری از این نشانهها مینگارد: «خلیفه بودن عموم در روی زمین بدین معناست که هر مجموعه لاحقی در رده سابقین برخیزند و بر تصرف و انتفاع از زمین به عبارتیطور که گذشتگان مسلط بودند مسلط شوند.»([۹])
در تعبیر و تفسیر «تبیان» دراین باره آمده میباشد: «خلفا دراین آیه ها گردآوری خلیفه میباشد و معنایش این میباشد که گروهی بر مکان گروهی دیگر به دوراندیشی کارها مبادرت کنند.»([۱۰])
براین اساس یک مجموعه از نشانهها نماد دهنده خلافت عموم مردم در استعمال از نعمتهای الاهی میباشد که بنابر حکمت الاهی از نعمتهای پروردگار در زمین استعمال میبرند.
ب ـ مثالای از آیه ها مجموعه دوم
در قبال نشانهها قبل یکسری آیه ها در قرآن قضیه خلافت و جانشینی را به معنای خاص طرح کردهاند که پژوهشگران از آن آیهها، شأن ولایت خاصه و تصرف در کارها را برای آن خلفا به کارگیری کردهاند که به مثالای از نشانهها که صراحت بیشتری دراین مورد دارا هستند اشاره می شود:
وَاذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ انِّی جَاعِلٌ فِی الارْضِ خَلِیفَهً([۱۱])
«و به خیال و خاطر آور وقتی را که پروردگارت به ملائکه اعلام کرد: اینجانب بر روی زمین جانشینی (= نمایندهای ) قرار خواهم اعطا کرد.»
یَا دَویُدُ انَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فِی الارْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ([۱۲])
«ای داوود! ما تورا خلیفه (و نماینده خویش) در زمین قرار دادیم پس میان عموم به حق داوری کن.»
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ امَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الارْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ امْنًا یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَاولیهَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ([۱۳])
«آفریدگار به عده ای از شما که ایمان آورده و شغل های لایق جاری ساختن دادهاند وعده میدهد که مسلما آنانرا حکمران روی زمین خواهد کرد به عبارتیسیرتکامل که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را اعطا کرد و آئین و آیینی را که برای آنها نیکو پابرجا و ریشه دار خواهد ایجاد کرد و هراسشان را به امنیت و وقار مبدل مینماید آنچنان که صرفا من را میپرستند و چیزی را سهم دار اینجانب نخواهند ایجاد کرد و افرادی که آنگاه کافر شوند آنها فاسقانند.»
درباره دلالت این نشانهها بر خلافت و جانشینی در برخی منابع ایناینگونه آمده میباشد: «خلیفه و استخلاف که در قرآن آمده میباشد به دو معنی میباشد. اولیه: جانشینی عام برای نوع انسان که مقصود از آن آبادانی زمین و دانا هستی میباشد. دوم: جانشینی خاصی که مقصود از آن جانشینی برترین میباشد که در آیهها تیم دوم این نوع از خلافت و جانشینی منظور میباشد که منحصر به فرد گردآوریای از اشخاص آدم میباشد خیر تک تک آدم… و خواسته از خلافت و جانشینی انسان از خدا که واجب الوجود میباشد به معنای جانشینی بعداز فقدان وجود ندارد؛ چون فقدان نسبت به واجب الوجود مفهوم ندارد، بلکه منظور خلافت نخستین میباشد بدین مضمون که صاحب و مالک اساسی زمین و افق معبود میباشد، ولی در عین حالا به نوعی اقتدار و قابلیت و امکان برای بندگان برگزیده خویش نیز داده میباشد.([۱۴])
صدرالمتالهین شیرازی با به کار گیری از آیهی:
یَا دَویُدُ انَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فِی الارْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ([۱۵])
می گوید: منظور از خلافت انسان در زمین، منزلت ولایت میباشد و این رده مطرح ترین منصب میباشد که با آن حق تصرف در کارها و مصالح بقیه افراد پیدا مینماید.([۱۶])
نیز وی از واژه و کلمه «جاعل» در انِّی جَاعِلٌ فِی الارْضِ خَلِیفَهً([۱۷]) به کار گیری نموده که جاعل اشاره داراست بر اینکه تعیین خلیفه از طرف پروردگار میباشد و روا وجود ندارد که آن را به عموم واگذارد.([۱۸])
آیت الله جوادی املی در تعبیروتفسیر آیه انِّی جَاعِلٌ فِی الارْضِ خَلِیفَهً میگوید: «رده آدمیت که شخصیت حقوقی آدم بدون نقص میباشد مبنا خلافت الاهی میباشد؛ چون ذکر خلافت در پوسته گزاره اسمیه موثر استمرار میباشد.»([۱۹])
در برخی احادیث در تعبیر و تفسیر این آیه آمده میباشد: خواسته از اینکه معبود می فرماید اینجانب در روی زمین خلیفه قرار دادم این میباشد که یکون حجه لی فی الارض علی خلقی؛([۲۰]) تا آنها حجت بر مخلوقاتم در روی زمین باشند.

مراسم محرم در حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای کامل حضور در مجالس عزاداری