نفس مطمئنه
نفْس مُطمَئِنّه به حالتی از نفْس آدم اشاره دارااست که در آن به متانت و اعتقاد میرسد و به گناه رغبت ندارد. این واژه و کلمه در آیه ۲۷ سوره فجر حسینیه نصرت مشهد آمده میباشد.
علامه طباطبایی نفس مطمئنه را نفسی می داند که در پرتو خاطر معبود متانت یافته و به هرچه آفریدگار راضی میباشد رضایت دارااست و خویش را صاحب و مالک هیچ نه و شر و عایدی و ضرری نمیداند. همینطور آورده شده نفس مطمئنه، مرحلهای از نفس میباشد که آدم به واسطۀ مشاهده نيستی خویش در ازای وجودِ ذات حقّ، از خویش رها گردیده و خویش را تسلیم حق مینماید. به حیث امام خمینی نیز نفس مطمئنه» یعنی آن نفسی که دیگر هیچ خواهشی ندارد و نشان نفس غیر مطمئنه این میباشد که تک تک فقید را در شرایطی که یک لقمه نمایند و به وی بدهند، گشوده آن را ناقص میداند و غیر آن را طلب آدرس حسینیه نصرت مشهد مینماید.
نفس مطمئنه در مقابل نفس اَمّاره و نفس لَوّامه، بالاترین جایگاه نفس شمرده شدهاست. در نفس اماره، آدم به گناه سوق داده می شود. نفس لوامه هم آدم را بهخیال خطاهایش شماتت مینماید. به نظریه عالمان مسلمان آدم صرفا یک نفْس داراست و وجود نفس اَمّاره و لوّامه و مطمئنّه با یک کدام ازبودن نفْس منافات ندارد؛ بلکه این اصطلاحات شرایطها و مراتب متعدد نفس را نشانه رزرو حسینیه نصرت مشهد میدهند.
در برخی از روایات، بابیان آیه نفس مُطمَئِنّه، مصداقهایی برای نفس مطمئنه مذکور میباشد. امام علی(ع)، امام حسین(ع) و هر که به فرستاده(ص) و اهلبیت وی ایمان دارااست، به عنوان مثال آن میباشند.
معناشناسی
نفْس مُطمَئِنّه حالتی از نفس میباشد که در آن، به دلیل مداومت بر تبعیت از عقل در غربت از گناه، این فعالیت ملکه یا این که عادت بشر میگردد و در نفس وی اعتقاد و باور و ادب پدید می آید.[۱] این اصطلاح کلمه و واژهای قرآنی میباشد و در آیه ۲۷ سوره فجر به فعالیت رفته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.
نفس را دارنده یکسری جايگاه و نفس مطمئنه را مقابل نفس اماره و نفس لوامه، بالاترین سکو نفس دانستهاند. زیرترین جايگاه نفس، نفس اماره میباشد که در آن، آدم از عقل تاسی نمینماید و به گناه تمایل داراست. مرتبه فراتر، نفس لَوّامه میباشد که در آن، نفس هوشیار میباشد و چنانچه شغل بدی اجرادهد، خویش را شماتت مینماید. فراتر از این سکو هم نفس مُطمئنّه جایدارد.[۲] علامه طباطبایی در المیزان نفس مطمئنه را نفسی می داند که در پرتو حافظه خداوند ادب یافته و به هر چه خداوند راضی میباشد رضایت داراست؛ خویش را صاحب و مالک هیچ نه و شر و عایدی و ضرری نمیداند؛ جهان را محل گذر و هر فقر و بی نیازی را آزمون الهی میداند؛ به همین جهت همواره بر مرز عبودیت بومی میباشد و نعمتهای مادی اورا به خرابی و استکبار نمیکشاند و فقر و ناداری نیز اورا به شرک و شکاف شکر وانمیدارااست.[۳]
سید محمدمهدی بحرالعلوم در رساله سیر و سلوک، نفس مطمئنه را مرحله ورود به مهاجرتِ عُظمی دانسته که عبارت میباشد از هجرت از وجود خویش و رهاساختن و شکاف آن و مهاجرت به فقیدِ وجودِ مطلق و توجّه تامّ به آن. همینطور «يَا أَيَّتَهُا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَةُ» را خطاب به نفسی دانسته كه از جهاد اكبر خارج از و به فقیه فتح و ظفر كه پایگاهّ اطمينان میباشد درون گردیده و نفس خویش را تسليم حق كرده و اسلام اعظم را ادراک کرده و به واسطۀ مشاهده نيستی خویش در ازای وجودِ ذات حقّ و اعتراف و اذعان قلبی به اين دستور، به سکو ايمان اعظم كه پایگاهّ اطمينان و مکان سکينه و طمأنینه میباشد وارداتی، و توشه خویش را در اين جا فرود آورده میباشد و خطاب «ارْجِعِي إِلَی رَبِّك» دستور به مهاجرت از وجودِ خویشِ میباشد به سوی وجود حقّ که ربّ میباشد و پس از اين مهاجرت، راضی به قضا و قدر تشریعی و تکوینی خداوند خواهد بود و هیچ سانحۀ بر خلاف و هیچ معصیت از وی رمز نخواهد زد.[۴]
به لحاظ امام خمینی «نَفْس مطمئنّه» یعنی آن نفسی که دیگر هیچ خواهشی ندارد و نشان نفس غیر مطمئنه این میباشد که تک تک فقید را درحالتی که یک لقمه نمایند و به دست وی بدهند، زمانی میپندارد میبیند نقیصه داراست؛ خواهشش غیر این میباشد. به اعتقاد و باور وی نفس آن وقت مطمئنه میشود که به کمالِ مطلق رسد. کمال مطلق آن هنگامی میباشد که صرفا پروردگار باشد و غیر وی نباشد. دقت به سر گروهی، اعتنا به سلطنت، دقت به فقیه ماده، دقت به فقیدهای دیگر به غیب، به شهیدشدن، هیچ نباشد. خاطر منحصر به فرد گردیده باشد به خاطرِ معبود.[۵]
خاقانی:
با نفس مطمئنه قرینش کن آنچنان
کآواز ارجعی دهدش هاتف رضا
نفس مطمئنه
نفْس مُطمَئِنّه به حالتی از نفْس آدم اشاره دارااست که در آن به متانت و اعتقاد میرسد و به گناه رغبت ندارد. این واژه و کلمه در آیه ۲۷ سوره فجر حسینیه نصرت مشهد آمده میباشد.
علامه طباطبایی نفس مطمئنه را نفسی می داند که در پرتو خاطر معبود متانت یافته و به هرچه آفریدگار راضی میباشد رضایت دارااست و خویش را صاحب و مالک هیچ نه و شر و عایدی و ضرری نمیداند. همینطور آورده شده نفس مطمئنه، مرحلهای از نفس میباشد که آدم به واسطۀ مشاهده نيستی خویش در ازای وجودِ ذات حقّ، از خویش رها گردیده و خویش را تسلیم حق مینماید. به حیث امام خمینی نیز نفس مطمئنه» یعنی آن نفسی که دیگر هیچ خواهشی ندارد و نشان نفس غیر مطمئنه این میباشد که تک تک فقید را در شرایطی که یک لقمه نمایند و به وی بدهند، گشوده آن را ناقص میداند و غیر آن را طلب آدرس حسینیه نصرت مشهد مینماید.
نفس مطمئنه در مقابل نفس اَمّاره و نفس لَوّامه، بالاترین جایگاه نفس شمرده شدهاست. در نفس اماره، آدم به گناه سوق داده می شود. نفس لوامه هم آدم را بهخیال خطاهایش شماتت مینماید. به نظریه عالمان مسلمان آدم صرفا یک نفْس داراست و وجود نفس اَمّاره و لوّامه و مطمئنّه با یک کدام ازبودن نفْس منافات ندارد؛ بلکه این اصطلاحات شرایطها و مراتب متعدد نفس را نشانه رزرو حسینیه نصرت مشهد میدهند.
در برخی از روایات، بابیان آیه نفس مُطمَئِنّه، مصداقهایی برای نفس مطمئنه مذکور میباشد. امام علی(ع)، امام حسین(ع) و هر که به فرستاده(ص) و اهلبیت وی ایمان دارااست، به عنوان مثال آن میباشند.
معناشناسی
نفْس مُطمَئِنّه حالتی از نفس میباشد که در آن، به دلیل مداومت بر تبعیت از عقل در غربت از گناه، این فعالیت ملکه یا این که عادت بشر میگردد و در نفس وی اعتقاد و باور و ادب پدید می آید.[۱] این اصطلاح کلمه و واژهای قرآنی میباشد و در آیه ۲۷ سوره فجر به فعالیت رفته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.
نفس را دارنده یکسری جايگاه و نفس مطمئنه را مقابل نفس اماره و نفس لوامه، بالاترین سکو نفس دانستهاند. زیرترین جايگاه نفس، نفس اماره میباشد که در آن، آدم از عقل تاسی نمینماید و به گناه تمایل داراست. مرتبه فراتر، نفس لَوّامه میباشد که در آن، نفس هوشیار میباشد و چنانچه شغل بدی اجرادهد، خویش را شماتت مینماید. فراتر از این سکو هم نفس مُطمئنّه جایدارد.[۲] علامه طباطبایی در المیزان نفس مطمئنه را نفسی می داند که در پرتو حافظه خداوند ادب یافته و به هر چه خداوند راضی میباشد رضایت داراست؛ خویش را صاحب و مالک هیچ نه و شر و عایدی و ضرری نمیداند؛ جهان را محل گذر و هر فقر و بی نیازی را آزمون الهی میداند؛ به همین جهت همواره بر مرز عبودیت بومی میباشد و نعمتهای مادی اورا به خرابی و استکبار نمیکشاند و فقر و ناداری نیز اورا به شرک و شکاف شکر وانمیدارااست.[۳]
سید محمدمهدی بحرالعلوم در رساله سیر و سلوک، نفس مطمئنه را مرحله ورود به مهاجرتِ عُظمی دانسته که عبارت میباشد از هجرت از وجود خویش و رهاساختن و شکاف آن و مهاجرت به فقیدِ وجودِ مطلق و توجّه تامّ به آن. همینطور «يَا أَيَّتَهُا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَةُ» را خطاب به نفسی دانسته كه از جهاد اكبر خارج از و به فقیه فتح و ظفر كه پایگاهّ اطمينان میباشد درون گردیده و نفس خویش را تسليم حق كرده و اسلام اعظم را ادراک کرده و به واسطۀ مشاهده نيستی خویش در ازای وجودِ ذات حقّ و اعتراف و اذعان قلبی به اين دستور، به سکو ايمان اعظم كه پایگاهّ اطمينان و مکان سکينه و طمأنینه میباشد وارداتی، و توشه خویش را در اين جا فرود آورده میباشد و خطاب «ارْجِعِي إِلَی رَبِّك» دستور به مهاجرت از وجودِ خویشِ میباشد به سوی وجود حقّ که ربّ میباشد و پس از اين مهاجرت، راضی به قضا و قدر تشریعی و تکوینی خداوند خواهد بود و هیچ سانحۀ بر خلاف و هیچ معصیت از وی رمز نخواهد زد.[۴]
به لحاظ امام خمینی «نَفْس مطمئنّه» یعنی آن نفسی که دیگر هیچ خواهشی ندارد و نشان نفس غیر مطمئنه این میباشد که تک تک فقید را درحالتی که یک لقمه نمایند و به دست وی بدهند، زمانی میپندارد میبیند نقیصه داراست؛ خواهشش غیر این میباشد. به اعتقاد و باور وی نفس آن وقت مطمئنه میشود که به کمالِ مطلق رسد. کمال مطلق آن هنگامی میباشد که صرفا پروردگار باشد و غیر وی نباشد. دقت به سر گروهی، اعتنا به سلطنت، دقت به فقیه ماده، دقت به فقیدهای دیگر به غیب، به شهیدشدن، هیچ نباشد. خاطر منحصر به فرد گردیده باشد به خاطرِ معبود.[۵]
خاقانی:
با نفس مطمئنه قرینش کن آنچنان
کآواز ارجعی دهدش هاتف رضا

مراسمها و آیینهای مذهبی حسینیه نصرت مشهد