loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 26
پنجشنبه 8 آذر 1403 زمان : 9:42


سرویس ها سیار اورژانس اجتماعی[دستکاری]
با دقت به نیاز اشخاص در معرض زخم و مصدوم اجتماعی به سرویس ها رزرو حسینیه نصرت مشهد سازمان بهزیستی و در جهت پرهیز و رفع اشتباهات و جراحت‌های اجتماعی سرویس ها سیار اورژانس اجتماعی با سه خصوصیت خاص «به موقع بودن»، «تخصصی بودن»، «در دسترس بودن»، به‌شکل شبانه‌روزی و بدون پول استارت به عمل کرد. آدرس حسینیه نصرت مشهد

گشت فوریت‌های سرویس ها اجتماعی، تیم ویژه‌ای مشمول مددکار اجتماعی و ضابط قضایی (مأمور نیروی انتظامی) میباشد که به‌همپا یک راننده به‌شکل شبانه‌روزی در سطح شهر طهران برای شناسایی و جذب و جابجایی جامعهٔ مقصود و تحویل آنها با مصلحت‌اندیشی مددکار، شغل می‌نماید. کارشناسان از روش گشت‌زنی و کاوش حسینیه نصرت مشهد در محدوده استقرار خودرو به شناسایی، جذب و هدایت اشخاص پرداخته و نسبت به ارایه سرویس ها تخصصی در محل به آن ها مبادرت می‌نمایند.

کارشناسان این خودروها در شکل تماس از روش خط ۱۲۳ و اعلام موردها اورژانسی به محل رقم خورده برای تایید و ارایه سرویس ها مایحتاج به اشخاص مشتمل بر مراجعه می‌نمایند. در شکل نیاز به بقیه سرویس ها به راس مداخله شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد در معضل شخصی، خانوادگی و اجتماعی، ارجاع داده می گردند.

فعلا تعداد ۲۹۸ خودرو به طور کلی میهن عمل میباشد.[۸][۵]

سید صاحب و مالک حسینی دربارهٔ تمهیدات شهرداری برای اشخاص بی‌خانمان اذعان کرد: ۳۵ واحد گشت فوریت‌های اجتماعی در سه وهله کاری هشت ساعته در هم اکنون شغل در سطح بخشها ۲۲ گانه شهر جهت مطالعه به پیام‌های شهروندان در حوزه زخم‌های اجتماعی می‌باشند که تحقیق به پیام‌ها با فوریت یک ساعته در روز و با فوریت نیم ساعته در شب جاری ساختن می شود.[۹]

مقر سرویس ها اجتماعی[بازنویسی]
مقر‌های سرویس ها اجتماعی، با مقصود توانمندسازی ساکنان سکونت‌گاه‌های غیر رسمی و در دست گرفتن و کاهش جراحت‌های اجتماعی درین بخش ها از سال ۱۳۸۵ آغاز به عمل کرده‌میباشد. درین مقر‌ها مجموعه‌های مقصود اپ اورژانس اجتماعی شناسایی و بعداز ارائه سرویس ها تخصصی بوسیله مددکاران اجتماعی و روانشناسان به دسته‌های مقصود در محل، در شکل نیاز به سرویس ها بقیه مرکز ها سازمان بهزیستی به واحدهای مرتبط ارجاع داده میشوند.[۱۰]

هدف ها[دستکاری]
شناسایی مسائل و خطاها دسته‌های غرض
ارتقای سالم اجتماعی، چگونگی معاش و رفاه اجتماعی
با خبر‌سازی مجموعه‌های مقصود در جهت آشنایی نیازها و ایرادات و کوشش در جهت رفع آنان
شناخت مجموعه‌های مقصود با منابع مو جود
دسترسی موازی به سرویس ها اجتماعی
پیشرفت روحیهٔ خود باوری و خوداتکایی
ساخت و ساز مورد شرکت کردن عموم و سازمان‌های غیردولتی
کاهش تصدی‌گری
در اختیار گرفتن و کاهش جراحت‌های اجتماعی
سیاست‌های کلی[دستکاری]
به دست آوردن قضیهٔ شرکت کردن عموم و سازمان‌های غیردولتی
همیاری و هماهنگی داخل بخشی و برون بخشی در ارائه سرویس ها
اعتمادسازی در بخشها حساس‌سازی عموم و مسئولان
مستقر سازی اپ‌ها
به کارگیری باصرفه از منابع مالی
دقت به استیناف‌های کاربردی
اعتنا به فراگیری[۱۱]
دسته‌های مقصود[بازنویسی]
اشخاص در معرض زخم اجتماعی یا این که جراحت‌چشم اجتماعی، مشتمل بر زنان و دختران در معرض جراحت و زنان سرپرست خانوار
زوجین درخواست کننده جدایی و اشخاص فاقد مهارت‌های معاش، خردسال ها خیابانی، خردسال ها فعالیت، کودک ها بد سرپرست، خردسالان بی‌سرپرست، کودک ها بازمانده از علم آموزی، طفل‌های جدایی، خردسال ها دارنده پدر و مادر معتاد
همگی خردسالان پایین ۶ سال
عده ای که به نوعی با چالش‌های شخصی، خانوادگی و اجتماعی روبه‌رو گردیده‌اند.[۱۱]
نیروی انسانی[دستکاری]
نیروی انسانی مقر دربرگیرنده دست کم ۱ مددکار اجتماعی و ۱ سرازیر‌شناس میباشد. با اعتنا به نوع و واحد سنجش مداخلات و برحسب نیاز تعداد نیروهای تخصصی میتواند ارتقا پیدا نماید. فرصت حضور نیروهای تخصصی متناسب با حالت و نیاز ناحیه در کشیک‌های صبح و بعدازظهر یا این که صرفا کشیک صبح میباشد.[۱۱]

بازدید : 26
چهارشنبه 7 آذر 1403 زمان : 8:55


پیش‌درآمد:
هر تعریفی که از ”فرهنگ“ داشته باشیم بایستی بپذیریم که در تمجید «انسانیت» حسینیه نصرت مشهد معنا میل همگانی به سمت سرویس به آدم و تکامل توانگری‌ها و تجهیزات ذاتی و عرضی وی، مثلا مهم ترین بنیادها به شمار می‌رود.
هیچ مذهب، مدرسه یا این که حتی رفتاری، جز با داشتن جنبهٔ انسانی نمی‌تواند آنگاه تمدنی به خویش گیرد. لازمهٔ این آن گاه انسانی ـ بنابر ادراکات وجدان و سوای نیاز به دلیل ـ اعتقادوباور به دستهٔ قیمت‌های مطلق و مشترک آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد، چه نمی‌اقتدار در هر چیز، هم قایل به نسبیّت بود و هم وجود خصوصیت‌های انسانی را مسلّم تلقی کرد. چون این دستور متضمّن نوعی تناقض و باصطلاح پارادوکس میباشد به‌این مفهوم که لازمه‌اش از یک سو تایید نام‌و‌نشان متفرّد رزرو حسینیه نصرت مشهد و جزیی در حالتی‌که خیر کلی آدم و از سوی دیگر، نفی هرگونه وجه تمایز انسانی یا این که بها اثبات در آن میباشد.

اکنون سوال این میباشد که‌این خصوصیت و قیمت اثبات، کدام میباشد؟
جواب وجدانی این سوال (با تأکید بر وجدانی بودن این جواب به جهت بی‌نیازی از دلیل)، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد همانا فطرت انسانی میباشد.
خواسته از فطرت نیز آن میباشد که آدم آفریده‌ای میباشد که سازه بر حکمت و روالّت الهی، در وجود و سرشت اساسی وی، تیم داده‌های اشکار و بضاعت و توان‌های عقلی و امیال و غرایزی به ودیعت گذاشته گردیده که تکان طبیعی به سمت اپلیکیشنٔ تکاملی در حیث گرفته گردیده برای او‌را ضمانت می‌نماید.

تمامیٔ تمدنها، ادیان و مذهبها، به تفسیر مولای متقیان علی (علیه‌السلام) آمده‌اند تا قیمت‌های والای کوچک را بنمایانند و فضای قابل قبولی برای بروز توانگری‌های مخفی در بشر را به منصهٔ ظهور رسانند و اورا به شیوه و سمت و سویی رهنمون شوند که با خوی حیوان‌ها لهجه بسته‌ای که فاقد توانگری‌ها و تجهیزات وی میباشند، تفاوت زمین تا آسمانی داشته باشد.
قضایای مبرهن به وی (یعنی آدم) اقتدار آشنایی می بخشند: آشنایی خویش، آشنایی هستی و حقیقی وواقعیّت، فلسفهٔ وجود و پیوندهای جانور بین اشیاء. این قضایا مواقعی زیرا: ایمان به اصل علیّت، ایمان به عدم قابلیت اجتماع و طول نقیضین و بعضی قضایای دیگر را مشتمل بر میگردند.

تایید این نوع قضایا، نیازی به برهان ندارد و در باورها و وجدان انسانی، تماماً پذیرفته گردیده و مسلّم تلقی میگردند به این دلیل‌که در غیر اینصورت با بن‌بست روبرو می‌شویم چون بررسی ها خویش به‌این قضایای هویدا متکی می‌باشند و به امداد آن ها امکان ثابت مییابند.

توانگری‌های عقلی نیز به عبارتی اقتدار درونی انسانی بر تامل، تأمل، مجرّد‌سازی مسایل از حشو و زوائد، ارتقاء از مرحلهٔ جزئیات به مرحلهٔ کلیّات، مقایسهٔ شی ها با یکدیگر برای نیل به دیده‌اندازهای نو و نرم افزار‌ریزی‌های فرضی برای مراحلی میباشد که هنوز مصداق حقیقی وواقعی و عملی به خویش ندیده‌اند. این بضاعت و توان خیالی، برای مثال خصوصیت‌های بشر و در واقع رمز و سر جنبش، مراحل تکاملی، خلاقیّت، پرورش و نموّ اوست، اکنون آنکه امیال غریزی، نیروی محرکهٔ او به سمت کمال و سوق دهنده ی وی در راستای منفعت‌گیری از پتانسیل‌های مخفی او دراین باره میباشد. به عنوان مثال این امیال و غریزه ها می‌قدرت به موردها ذیل اشاره نمود: تمایل به کمال، تکان به سمت کمال مطلق، عملکرد در رفع کاستی‌های خود، اذعان به‌این اقتدار، مطلق ادای حق و تشکر نعمت‌های ارزانی گردیده، کارایی در جهت اطاعت از وی و … میباشد؛ این رغبت‌ها و امیال و غریزه ها به رغم گوناگونی تجلیّات و تعدد طریق‌ها و عملکردهای آن‌ها، در سرشت انسانی ریشه دوانیده اند هرچند ممکن میباشد به جهت شک ها یا این که سوء تفاهم‌هایی، سرکوب یا این که نهفته گردیده باشند. به عنوان مثال این غریزه ها همینطور می‌اقتدار از غریزهٔ حب به ذات و همت در جهت تحقق خواستها و آرزوهای خود اسم پیروزی که به نوبهٔ خویش مثلا غریزه ها اساسی در آدم به شمار می‌رود که نمی‌قدرت آن را نادیده گرفت و سرکوب کرد یا این که همانند مارکسیسم آن را پدیده‌ای روبنایی تلقی کرد و تصور کرد که می‌اقتدار از روش الغای مالکیت سری، آن را از وجود آدم حذف نمود. سلیقه هنری و شیفتگی نسبت به عنصر زیبایی که عالم هستی، سرشار از آن میباشد نیز در‌این زمره قراردارد.

به این ترتیب آنچه به طور کاملً پر‌نور به حیث میرسد این میباشد که: قضیه اعتقاد به عقیدهٔ فطرت انسانی، عرصه را برای کلام از تیم مفاهیمی زیرا ”دستمزد“، ”تکالیف“، ”عدل و داد“، ”انسانیّت“، ”خلق“، ”ذوق وسلیقه هنری“، ”قیمت‌های مشترک“، ”فرهنگ“، ”مذاکره“، ”آئین“، ”آشنایی“، ”تصدیق“، ”منطق“، و حتی ”ادله و ادله“ و ”دانش“ گشوده می‌نماید چون این دو معنا ]دانش و برهان[ نیز بر اساس عنصر ثابتی میباشند که فارغ از آن مرزها و نشان‌هایشان، قابل تبیین وجود ندارد.
سوای یقین به‌این عقیده آدم، زندانی خود خواهد ماند و به تعبیروتفسیر جرج بارکلی، جز با تصاویر خیالی خویش، ارتباطی پیدا نمی‌نماید، و حتی می‌قدرت اظهار کرد وی با کنار گذاردن این عقیده، نمی‌تواند به خودش نیز ایمان داشته باشد و این نقطع ی عطف پوچی و هیچ‌انگاری میباشد.

فارغ از این عقیده [عقیدهٔ فطرت] به اعتقادوباور ما هر آنچه گفته شد، فاقد مفهوم می گردد. و این واقعیت بزرگی میباشد که تمایل‌های دنیوی به شدت با آن مواجه می گردند؛ هم از اینروست که متن ها اسلامی بر ”فطرت“ و اینکه آیین در واقعیت همسو و هماهنگ با ”فطرت“ میباشد تأکید داراست به دلیل آن که فطرت واقعیتی اصیل و آیین نیز نرم‌افزار‌ای حقیقی وواقعی برای اصلاح بشر و بهبود حالت معاش اوست. خدا متعال می فرماید: فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطر‌الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم([۱])

بدین ترتیب با صحت آئین، روی (دل) را برای این آئین راست بدار! بر به عبارتی سرشتی که خدا عموم را بر آن آفریده میباشد، هیچ تحول در آفرینش آفریدگار منش ندارد؛ این میباشد آیین پایدار ولی بیشتر عموم نمی‌دانند.
این آیهٔ کریمه همچنانکه آیه‌ا… شهید محمدباقر صدر (قدس‌سره) در کتاب خویش اقتصادنا یادآور گردیده بر موردها پایین انگشت میگذارد:
یکم: آئین (با کلیه حقوق و دستمزد و تکالیف و هدفهای عدل و داد جویانه‌ای که دربردارد) خویش از مفاد فطری میباشد که خداوندگار دنیا، کلیه مردمان را بدان سرشته و در‌این آفریده به نظر اینگونه سرشتی، تغییری پدید نخواهد آمد.
دوم: این آئین که فطرت انسانی بدان سرشته گردیده به عبارتی آئین راست و خالص و ناب میباشد؛ درحال حاضر آنکه ادیان بی دینی‌آمیز و خدایان و همی و نسبی، قدرت حل اشتباهات بشری را ندارند.

بازدید : 26
دوشنبه 5 آذر 1403 زمان : 12:03


داستان با سماع تحت عنوان شیوه فراگیری و مراقبت تحت عنوان نحوه یادگیری شماره مسجد توفیق مشهد در واقع ما یحتاج و ملزوم یکدیگرند و شواهد مرتبط با شناخت اعراب با سنت ماجرا را در اینجا نیز می‌قدرت حافظه کرد.
دشوار‌یابی و گرانی نوشت‌افزار و ترویج سنت جابجایی سینه به سینه ماجرا‌ها میان کلیه اقوام از دلایل اساسی روی آوردن دانشجوها روزگاران سابق به نگهداری مطالب بود. قبل از اینها، سرفراز خارج وارد رزرو مسجد توفیق مشهد شدن از مجالس محاضره ــ که به‌ویژه بین ایرانیان از اهمیتـی بسـزا برخـوردار بـود ــ بی‌امداد گنجینه ارزشمندی از محفوظات غیر ممکن می‌نمود. ولی از دوران نبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) علت دیگری به علت‌های قبلی به کار گیری از طرز محافظت افزوده شد. با نزول قرآن مجید و تأکید پیوسته رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به از بر داشتن قرآن و فضایلی که برای «حملة القرآن» برشمرده میشد (مثلا آن‌هاست: «حملة القرآن عرفاء اهلِ آدرس مسجد توفیق مشهد الجنة (یوم القیامة)» یا این که «تسلط امتی حملة القرآن واصحاب اللیل»؛ نک‌ [۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱][۱۳۲]) شمار بخش اعظمی از مسلمانها ــ از هر سن و قشـری و کسی که در‌حد اقتدار خویش ــ به محافظت سوره‌ای خرد تا سراسر قرآن عملکرد گماشتند.
قضیه محافظت قرآن حتی ۳ قرن بعد از نگارش قرآن و ۲ قرن بعد از اشاعه ورقه در مملکت‌های اسلامی چندان از مداقه و اعتبار منتفع بود که ابوبکر محمد بن حسین بن عبدالله آجری بغدادی کتابی به اسم خوی حملة القرآن نگاشت. به‌دنبال همین سنت اثرها دیگری زیرا التبیان فی آداب حملة القرآن ابوزکریا محیی‌الدین یحیی بن شرف نووی (د ۶۷۶ ق)، تذکرة الحفاظ ذهبی (د ۷۴۸ق) و زیر‌هایی که ابوالمحاسن محمد بن علی بن حسن بن حمزه حسینی شافعی (د ۷۶۵ق) و تقی‌الدین محمد بن فهد مکی (د ۸۷۱ ق) بر آن نوشتند، طبقات الحفاظ جلال‌الدین سیوطی (د ۹۱۱ق) و در سده اخیر فتح الکریم المنان فی آداب حملة القرآن علی بن محمد حسن دارای شهرت به ضباع مصری (د ۱۳۷۶ق) به فن تحریر درآمدند.
سنت نگهداری قرآن حتی امروزه و با وجود قابل انعطاف‌افزارهای پرشماری که به یک اشاره هر کلمه‌ای را در قرآن می یابند و تفاسیر و ترجمه‌های متعدد آن را نیز در قبال جوینده می‌نهند، همچنان با قوّت در سراسر عالم اسلام پیگیری می گردد. روایات نیز اندک‌اندک در زمره مطالبی قرار گرفتند که ازبر داشتن آن ها ارجی کمتر از حمل قرآن نداشت. صورت‌گیری دانش حدیث نیز دراین مورد تأثیری بسزا داشت، چون محدث بدون چاره از نگهداری روایات متفاوت بود تا بتواند با مقایسه آن ها سره و ناسره را از یکدیگر متمایز سازد. قبل از این در زمان اسلامی هماهنگ با این‌شیوه علم آموزی، اثرها زیادی با ساختاری مطلوب برای ازبر داشتن (و طبعاً غالباً منظوم و گاه منثور البته مسجع و موزون) نگاشته شد که با عناوینی کلی مانند ارجوزه، یا این که منظومه و جز آن آوازه می‌یافت.

۵.۲ - درایه و شعور
بعضا پژوهندگان که پنداشته‌اند طریق نگهداری، آفتی برای درک مطالب به وسیله دانشجو یان مسلمان بوده میباشد، ولی آیه ها زیادی که مسلمان ها را به تانی و فکر در طبیعت، نظام هستی و جز آن فرامی‌خواند، ما‌را بدین سود میرساند که در نظام یاد دادن و تربیت اسلامی که بر محور تمدن قرآن سازه گردیده بود، نگهداری شکل مطالب کفایت نمیکرد و به همین باعث اکثری از بزرگان و صاحب و مالک‌نظران آموختن و تربیت به تیزفهمی و قوه استنتاج دانشجوها بهای بسیار می‌داده‌اند. [۱۳۳]

۵.۳ - سوال و جواب و مناقشه
سوال و جواب و نیز مناقشه بر راز جواب‌های ارائه گردیده (اما با رعایت احترام مدرس) همواره یک کدام از مهم ترین طرز‌های دانش‌آموزی بوده میباشد. مداقه این راه در دانش‌آموزی تا بدانجا ست که حتی‌د‌ر اثرها آموزشی (یا این که به تعبیری سنت مکتوب یادگرفتن) نیز روش یافته میباشد. سنت کتابت اثرها آموزشی (به‌ویژه اثرها پندآموز) به روش سوال و جواب در کشور ایران باستان نیز ریشه‌ای عمیق داشت و از مشهورترین این اثر ها که اما ماجرا پایانی آن به سده ۳ق گشوده می شود، بایستی به مینوی، کوچک، رساله خسروقبادان و ریدگی و... اشاره نمود. این شیوه در یادگرفتن علم ها دقیقه نیز به فعالیت می‌رفته میباشد که مشهورترین تاثیر دراین باره التفهیم ابوریحان بیرونی میباشد. نحوه مناقشه نیز رفلکس ویژه‌ای در اثر ها مکتوب داشته میباشد. به‌این‌شکل که مؤلف گاه بعد از بیان لحاظ خویش پاسخ مخالفان خیالی را به طرز‌ای مانند این جواب می‌بخشید: «و ان قیل.... قُلتُ...) این راه به‌ویژه در ردیه‌ها و دیگر اثر ها احتجاجی (که اساساً پایه آن ها مناقشه‌ میباشد) و نیز اثرها فقاهتی ترویج بسیار داشته میباشد.
در قرآن مجید بر سوال در هنگام ندانستن تأکید شد‌ه‌است «... فَسْئَلُوا اَهْلَ الذِّکرِ اِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» [۱۳۴] در روایات منسوب به نبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز علم به گنجینه‌هایی تشبیه گردیده‌است که کلیدش سوال میباشد. سازه بر این احادیث در پرسیدن ۳ (در برخی احادیث ۴) ثواب میباشد: ثواب خواهنده (پرسنده)، مربی یا این که گوینده و مستمع (و در بعضی احادیث: ثواب دوستار اینان، نک‌ [۱۳۵] [۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸][۱۳۹]) خلیل‌ بن احمد حتی مناظره (در واقع مناقشه و دعوا) محصل با معلم را برای دوراندیشی مدرس از ضعف‌هایش اثر گذار می‌شمارد («اجعل مناظرة المتعلم تنبیها علی ما لیس عندک»، نک‌[۱۴۰])
ماوردی آورده میباشد که بعضا دانشجو یان در تبعیت از مربی خویش بزرگ نمایی و به پیروی بسنده می‌نمایند تا جایی که هر چه وی میگوید، برایشان حجت میباشد و به احتجاج و سوال نمی‌پردازند و در‌صورتی‌که ابعاد کسی در رد آنچه آن‌ها از مدرس شنیده‌اند، استدلالی صحیح آورد، پاسخشان این میباشد که خرابی این عامل از آن‌جا پیدا ست که روحانی ما چیزی درباره آن نگفت! ولی بی‌اعتمادی و بسیار پرسیدن از معلم نیز سزاوار وجود ندارد و خوب آن‌که دانشجو در اعتقاد و باور به آموزگارش وسط‌رو (معتدل الرأی و میانگین الاعتقاد) باشد. [۱۴۱]
امتناع معلم از جواب در حالی که می داند (کتمان دانش) یا این که گزافه‌گویی و قصه‌سرایی در حالی که جواب را نمی‌داند، هر دو از نکوهیده‌ترین امور بود. سازه بر نص قرآن مجید خدا با دانشوران پیمان نموده است که دانش (آنچه را در کتاب الله آمده میباشد) بر سایر افراد پر‌نور سازند و از آنها پوشیده ندارند، چه، در شرایطی که اینگونه نمایند پروردگار و ملائکه اورا لعن خواهند کرد. [۱۴۲][۱۴۳] از نبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) داستان کرده‌اند کسی که وقتی که از آنچه می داند، از او بپرسند و وی جواب ندهد و پوشیده دارااست، در روز رستاخیز بر دهانش لگامی از حریق خواهند زند. [۱۴۴][۱۴۵][۱۴۶][۱۴۷][۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱][۱۵۲][۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷] [۱۵۸] به لحاظ ماوردی، از آداب علما آن میباشد که در یاد دادن آنچه در آن زبردست‌اند، بخل نورزند و از آموختن آنچه می دانند، دوری نکنند. [۱۵۹]
در سنت نبوی، هرکس در جواب به پرسشی، از روی بی‌دانشی فتوا دهد، گم راه باشد و منحرف نماید. «اینجانب سئل فافتی بغیر دانش فقد ضل و اضل» [۱۶۰][۱۶۱] «اذا شکاف العالم عهدوپیمان لا ادری اصیبت مقاتله» و «هلک اینجانب شکاف لا ادری»

۵.۴ - مناظره و مباحثه و گفت‌و‌گو و محاضره
این‌شیوه همچنان که از معانی کلمه‌هایش پیداست، بیشتر فی مابین اشخاص صاحب و مالک‌حیث و اساتید چهره می‌داده میباشد (مثال‌ای از کاربرد مناظره در مفهوم مناقشه بین طلبه و معلم پیش‌خیس بیان شد) ولی چه بسیار بزرگانی که از مجالس مناظره و محاضره فایده بسیار می‌بردند و بر علم آنان افزوده میشد. پیش‌خیس درباره عنایت سرفرازی در مجالس محاضره که به نوعی پیشی‌تصاحب کردن بر دیگری در حاضر جوابی و نغز سخنی و جز آن بود، حرف به در بین آمد. در کشور ایران باستان مجالس مناظره و محاضره نوشیروان که با حضور بزرگمهر و دیگر بزرگان دربار برگذار میشد، از آوازه بسیار بهره مند بود که تفصیل آن ها به شرح در مجالس هفت‌گانه نوشیروان آمده میباشد. [۱۶۲] فردوسی درباره فایده‌وری حکیمی فرزانه زیرا بزرگمهر از مجالس مناظره اینگونه آورده میباشد. [۱۶۳]
«همی علم فراگرفت و اندرگذشت •••• وزان فیلسوفان سرش برگذشت»
سنت برگذاری مجالس مناظره و مباحثه علمی و فلسفی در زمان خلیفگان عباسی نیز به تلاش دولتمردان بلندپایه اهل ایران، به ویژه برمکیان که خویش مشربی فلسفی داشتند، اشاعه یافت. در روایتی که به سال ۱۷۱ق گشوده میشود، یحیی بن خالد برمکی بر آن میشود که مناظره‌ای علمی در میان بختیشوع بن جورجیس (د ۱۸۵ق) که از جندی‌شاپور برای معالجه هارون فرا خوانده گردیده بود و پزشکان حاضر در دربار زیرا ابوقریش عیسی، عبدالله طیفوری و داوود بن سرابیون برگذار نماید، ولی آن‌ها از این فعالیت راز گشوده زدند و ابوقریش اذعان کرد که بین ما کسی وجود ندارد که یارای اینگونه کاری داشته باشد، چه وی، و پدرش و امثال وی (یعنی جندی‌شاپوریان) تمامی از فلاسفه و در مشاجره زبردست می‌باشند. بختیشوع بعد از سرافرازی در تست هارون، بر پزشکان دیگر برتری یافت و از آن پس تا هنگام مرگ دکتر منحصربه‌فرد خلیفه بود. [۱۶۴][۱۶۵][۱۶۶] (نشست تعدادی از پزشکان و ریاضی‌دانان در قصر عیسی بن علی و مشاجره درباره یک موضوع پزشکی [۱۶۷])
با اشراف بدون نقص آل بویه بر دستگاه خلافت در نصفه دوم سده ۴ق، سیاست تساهل و تسامح در قبال آراء متعدد بر رونق این‌سیرتکامل محافل خاطر نشان کرد و برخی امرا و دولتمردان بلندپایه این دستگاه حکومت از این نیز بالاتر رفتند و قصر خویش را به مکانی برای برگذاری این‌سیرتکامل مجالس تبدیل کردند. در‌این دوران مجالس مباحثه از چنان اعتباری بهره مند بود که دانشمندی پررنگ زیرا ابوالوفا بوزجانی در ۳۶۰ق «نقیب مجلس و آراسته» (به اصطلاح مدرن: مدیریت نشست) بزرگان دربار عزالدوله بختیار بود. [۱۶۸]
کتاب الامتاع و المؤانسه ابوحیان توحیدی در واقع گزارشی از ۴۰ شب همنشینی و مباحثه ابوحیان توحیدی با ابن‌سعدان وزیر میباشد که به درخواست ابوالوفا بوزجانی به حرفه تحریر درآمد و اتفاقاً مسئله بعضی مباحث این جلسات، خویش مباحثات و مناظراتی فی مابین اشخاص دیگر میباشد. [۱۶۹][۱۷۰][۱۷۱][۱۷۲][۱۷۳][۱۷۴][۱۷۵][۱۷۶] ولی گزارش او از محفل علمی ابوسلیمان سجستانی که در پوسته کتاب المقابسات گرد آمده میباشد، اهمیتی به مراتب بیش‌خیس داراست.[۱۷۷] البته غزالی خیر فقط مناظره را موءثر ندانسته، بلکه باب چهارم از «کتاب العلم» احیاء علم ها الدین را به آفات مناظره و جدل و موقعیت اباحت آن تخصیص داده، و تصور تشابه مجالس مناظره به جلسات مشورت صحابه و «مفاوضات سلف» را از تلبیسات ابلیس برشمرده میباشد.

۵.۵ - سفرهای علمی
یک کدام از مهم ترین معیارهای انتخاب سکو علمی هر دانشور مسلمان شمار اساتید بلندپایه‌ای بود که او در زمان دانشجویی از محضر آن‌ها سود گرفته بود. ناگفته پیداست که هیچ‌گاه کلیه استادان پر رنگ یک دانش در یک شهر گرد نمی‌آمدند. در سود ترسیم این بود که هیچ دانشوری والا شمرده نمیشد، مگر آن‌که برای دستیابی محضر محققان نقاط متعدد توشه مسافرت بندد و به شهرهای متفاوت برود. حتی گاه بعضا دانشوران پر رنگ فقط برای استحصال به ورژن‌ای از یک کتاب، (که به نوعی داستان مکتوب درس استادی پر رنگ بود) رنج سفرهای بس بدور دست را بر خویش هموار می‌ساختند.
مثلا کمال‌الدین فارسی در پیشگفتار تنقیح المناظر اینگونه آورده میباشد: «زیرا خدای گرانقدر من را در جوانی با کلیه کوتاه دستی و گمراهی و سستی اثاثیه تلاش و نیرومندی مانع ها، موفقیت ارزانی داشت که سعی بر طلب دانش مصروف دارم، به میهن‌های مختلف رخت می‌کشیدم و به دنبال یافتن بزرگان بودم تا از روشنی وی استحصال فروغ و روشنایی کنم، و اینگونه بود تا موفقیت رفیق اینجانب شد و به محضر قطب‌الدین شیرازی درآمدم و وی با لطف خود دست من را گرفت و پیوسته من‌را به جست‌وجوی علم انگیخت.... پس پرسیدم که منش مطالعه در‌این دستور (نورشناسی)، با پیش گویی این‌که مباحث مرتبط با آن در کتاب‌های هیئت کفاف نمی دهد، چیست؟ حضرتش ذکر کرد که در کودکی در برخی از کتابخانه‌های عجم کتابی در مناظر منسوب به ابن‌هیثم در دو جلد بلندمرتبه چشم‌ام و شاید آنچه در‌پی آن میگردی در آن باشد، و بر اینجانب میباشد که گرچه در ثریا باشد، آن را به دست آورم. پس دشوار خواهان وصال به منظور شدم و در آن حین ورژن کتاب به خط ابن هیثم از شهر دوردستی به دست زمین‌خورد، من‌را خواست و کتاب را به اینجانب اعطا کرد»

بازدید : 68
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 9:42


لطفا طریقت و شریعت رو تعریف‌و‌تمجید می‌کنید؟ و آن‌گاه فرق فی مابین اونها رو حسینیه نصرت مشهد هم میگید؟ در ارتباط با تعريف شريعت و طريقت عرفا تعاريف متفاوتي ارائه فرموده اند كه مبنا و ماحصل تعاريف اين میباشد كه « شريعت ملاحظه ظواهر احكام را مي گويند و طريقت ملاحظه داخل احكام را » يعني شريعت راهي میباشد كه آدم را به طريقت و حقيقت رهنمون مي سازد . فلذا وجه اسم گذاري شريعه فرات همين میباشد زیرا شريعه راهي میباشد كه به آدرس حسینیه نصرت مشهد طريقت ( فرات ) متصل مي گردد . فلذا لازمه رسيدن به طريقت ، عبور از شريعت میباشد و شريعت چيزي جز فعالیت نمودن به دستورها دين نيست . برخي تعاريف بزرگان را جهت اگاهی پهنا مي كنم: بعضي گفته اند: شريعت احكام ظواهر و اجرا درخصوص بدن میباشد، و طريقت آداب داخل و راجع‌به دل، شريعت آرایش کردن ظواهر میباشد به طاعت و عبادت، رزرو حسینیه نصرت مشهد طريقت پاكيزه نمودن داخل میباشد به خلق پسنديده و دوستي و ياد معبود و پر‌نور ساختن دل به شناختن وی، و حقيقت غايت نهائي طريقت و وصول به حق میباشد. بعض ديگر بزرگان عرفاء و صوفي گفته اند: شريعت همانند شمعي میباشد كه رویکرد را علامت مي دهد و آن عبارت از احكام و دستوراتي میباشد كه رعايت آن ها آدم را به طرف كمال مي كشاند شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد پس فائده شريعت راهنمائي میباشد و بس. و راهروي به طرف كمال طريقت میباشد. و نهايت طريقت و غايت سلوك، وصول به حقيقت میباشد. بطور نمونه: شريعت، دانش طب میباشد كه دواي هر دردي در آن ذكر گردیده‌است. و به كار بردن دوا و امرها و پرهيز كردن به موجب دانش طب طريقت میباشد. و رهائي يافتن از آلام و اسقام و وصول به درستی ابدي، حقيقت میباشد. حضرت امام (ره) در تعليقه بر گستردن فصوص چنين مى‏فرمايند: «طريقت» و «حقيقت» جز از رویکرد «شريعت» نتایج نخواهند شد، زيرا ظواهر شیوه درون میباشد... كسى كه چنين مى‏بيند كه با جاری ساختن تكليفهاى الهى داخل براى وی نتایج نشد، بداند كه ظواهر را صحیح اجرا نداد. و كسى كه بخواهد به درون رسد فارغ از روش ظواهر، مانند برخى از صوفيان عوام، وی هيچ دليلى از طرف آفریدگار ندارد.

بازدید : 29
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 10:04


موقعی که ما از جا نماز استفاده می کنیم که در محضر پروردگار حسینیه نصرت مشهد تعالی و گرانقدر هستیم و این از وسیع ترین و پر ارزش ترین دقایق زندگی روزانه ما می‌باشد پس جانماز وسیله ای متبرک و خوش‌یمن و دیدنش در خواب بسیار نیکو می باشد البته حالات آن و نوع آن تفاوت هائی را به وجود می‌آورد که تعابیر را متفاوت می کند.

اگر در خواب ببینید که بر جا نماز و در مسجد نشسته اید به مسافرت حج می روید ولی در آدرس حسینیه نصرت مشهد حالتی‌که در خواب دیدید که جانماز را تا کرده و زیر بغل نهاده اید به مسافرت زیارتی می روید.

اگر جانمازی که در خواب میبینید از پشم باشد نشانه آن می باشد که به طاعت و صلاح تحریص می شوید اما در صورتی‌که جانمازتان از ابریشم بود خواب شما می گوید روش تزویر و ریا و دورویی پیش می گیرید و رزرو حسینیه نصرت مشهد در کار دین صداقت ندارید.

اگر در خواب دیدید که جانماز خودتان را پشت و رو پهن کرده اید فریب شیطان را می خورید و کاری به تبع هوای نفس اجرا می دهید و منحرف میشوید.

در‌صورتی‌که مشاهده کنید که جانمازتان بخشی سوخته یا سوراخ شده خوابتان میگوید که عبادت شما چون شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بر مبنای صداقت نبوده بی ارزش می‌باشد و هشداری است برای این که تغییر تحول مسیر بدهید و شیوه صلاح بگیرید.

در صورتی در خواب دیدید که جانماز ( یا مهر و تسبیح) خود را گم کرده اید و پیرو آن می‌گردید نشان هست که در معرض خطر وسوسه و فریب شیطان قرار گرفته اید.

همین حالت می باشد چنانچه مشاهده کنید که جانمازی ملیله دوزی شده و پر شکوه دارید که با صداقت و خضوع و خشوع در عمل دین درست در نمی آید.

دیدن سجاده در خواب نیکو هست به خصوص در صورتی‌که به خودتان تعلق نداشته باشد و بر آن نشسته یا ایستاده باشید.
اگر در خواب ببینید بر سجاده متعلق به خودتان نشسته اید نشان آن است که کاری نیک ایفا می دهید و عملی در جهت رضای خداوند میکنید.

در شرایطی که در خواب مشاهده کنید که سجاده ای دارید ولی دیگری بر آن به نماز ایستاده بنیان خیر می نهید یعنی کاری می‌کنید که دیگران به تناوب و استمرار از آن بهره مند میشوند و نام شما را به خیر میاورند مانند انتخاب موقوفات و بنای مسجد و حفر قنات و تولید کاریز و بنیاد سیل بند.

در شرایطی‌که در خواب ببینید که بر جانماز متعلق به دیگری به عبادت ایستاده اید شما از عمل خیر سایرافراد منفعت میبیرید.

در حالتی که ببینید که سجاده خویش را شسته و در آفتاب گرانقدر اید تا خشک خواهد شد از گناه توبه می‌کنید و از طریق بر خلاف برمی گردید.

در شرایطی‌که ببینید که سجاده ای دارید البته سوخته یا رخنه‌ شده خواب شما میگوید که گناهی مرتکب شده اید که آثار آن باقی هست و هنوز توبه نکرده اید.

☺ تعبیروتفسیر خواب «جانماز (سجاده)» برای من چیست؟
در حالتی‌که در خواب‌تان «جانماز (سجاده)» را دیده اید اما تعبیرخواب فوق جوابگوی شما نیست شروع قسمت نظرات را بخوانید و در‌صورتی‌که که همچنان به تعبیر خواب خود نرسیدید؛ جزئیات خواب‌تان را در نصیب نظرها ارسال نمائید تا به آن پاسخ مناسبی داده گردد.

بازدید : 17
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 9:13


از سیره نبوی و علوی در ارتباط حکومت‌داری اینگونه برمی‌آید که حکومت در اسلام ضمن هدف ها مشترکی که در دولت ها انسانی برای حکومت وجود داراست (مانند برقراری نظم و امنیت، تأمین نیازهای دنیوی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و جسمی و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی )، دو غرض عمده دیگر را نیز بایستی پیگیری نماید:

۱۲.۱ - کمال معنوی و اخلاقی عموم
رویش و کمال معنوی و اخلاقی عموم، که از مهم ترین مسئولیت‌های رزرو حسینیه نصرت مشهد زمامدار جامعه اسلامی میباشد.
حضرت علی علیه‌السلام علت خویش را از تایید حکومت، آشکارسازیِ علامت‌های آئین پروردگار و اصلاح در میهن‌های اسلامی شمرده تا در پرتو آن ستمدیدگان حس امنیت نمایند و حدود تعطیل گردیده الهی اقامه گردد . [۸۷]

۱۲.۲ - برقراری عدل و داد به دست عموم
برقراری عدل و داد به دست عموم، که از مهم ترین هدف ها ارسال پیامبران خوانده گردیده است. [۸۸][۸۹][۹۰]
امیرمؤمنان مقصود اساسی خویش را از تایید مسئولیت، ستاندن حقوق و دستمزد ضعیفان حسینیه نصرت مشهد و ستمدیدگان از اقویا و ستم‌پیشگان بیان نموده است [۹۱]او حاضر نشد برای قانع کردن زیاده‌طلبان از اجرای عدل و داد دیده بپوشد، هر یک‌سری حکومتش با آشوب و نبرد‌افروزی روبه‌رو گردد.
به حیث وی، بیت‌المال می بایست به تساوی دربین مسلمان‌ها تقسیم خواهد شد . [۹۲]؛ حتی عدل آدرس حسینیه نصرت مشهد و داد بر عفو وبخشش برتری داراست، چون عدل و داد خیر صرفآ ارزشی شخصی، بلکه ارزشی اجتماعی میباشد . [۹۳]
اما اجرای احکام الهی در بعد ها متفاوت خویش پیشگفتار اجرای عدل و داد میباشد و تلقی اسلام از برقرار شدن عدل و داد، نیل عموم پایین مدیر یک حکومت (شهروندان) به دستمزد خویش در پرتو ضوابط اسلامی میباشد. [۹۴]
از همین منظر، جواب مصرح علی بن ابی طالب در شورای تعیین خلیفه سوم قابل تبیین میباشد.
آن حضرت هنگام سفارش خلافت تأکید کرد که خلافت را با این شرط می‌پذیرد که صرفا کتاب خداوند و سنّت فرستاده را مبنای مبادرت قرار دهد [۹۵][۹۶] چون تحقق عدل و داد تنها با التزام به آیین حق قابلیت و امکان‌پذیر میباشد.
با دقت به سنگینیِ مسئولیت حکومتداری در اسلام، حالت مشقت برای زمامدار اسلامی و کارگزاران وی مقرر شد‌ه‌است.

۱۳ - اوصاف ضروری حاکمیت شرع از بینش ملا محمد حسن هردنگی با دقت به شخصیت شناسی خصوصیت های حضرت علی(ع)
[دستکاری]


۱۳.۱ - داشتن دانش به آداب نظام جهان و نظام آئین
دیگر از قوانینی که از نفس این تعریف‌و‌تمجید فهمیده می‌شود این میباشد که می بایست اشتباه در نظام آئین و عالم از وی صادر نشود. این مضمون‌ نتیجه ها نمیشود فارغ از ملکه عدل و داد بلکه پاکی. چه، غیر عادل خطاکار میباشد، و زیرا خطاکار شد نظام را مختل می نماید خیر پابرجا. تعجب میباشد از برادران که به همین طور تعریف‌و‌تمجید کرده اند امامت را، و ملتفت به اسباب نشده اند.

۱۳.۲ - قاضی اسلامی می بایست بداند که پیشوایی و خلافت به به جا مانده نیست
او این مسئله را جایی ذکر می نماید که به رفع شبهه ای جواب میدهد به‌این مضمون که برخی عموی رسول جناب عباس بن عبدالمطلب را سزاوار جانشینی دانسته و این رده را مرتبط با حضرت علی(ع) نمی دانستند و در مثل می‌گوید جماعتی را باور این میباشد که خلافت به ارثیه میباشد و از این جهت عباس بن عبدالمطلب که عمّ حضرت نبی بود را خلیفه می‌دانند. خرابی این باور ظواهر میباشد؛ چه مناط و ملاک و ترازو در خلافت اللهی که منزلت نبوّت، که اصل خلافت میباشد، دانش و علم و انصاف، ملکه عصمت و طهارت و تأیید به روحالقدس میباشد؛ و خلافت فرستاده هم خلافت خداست به واسطه فرستاده صلی الله علیه و آله و سلّم. پس بایستی همین ملاک و واحد سنجش در آن باشد. مثل ارث جنس وجود ندارد شک و تردید وجود ندارد که عباس رضی الله عنه دارنده این رده خلا...

۱۳.۳ - گزینش خلیفه و قاضی اسلامی با اجماع نمی‌باشد
او این مورد را در جواب به شبهه ای از برادران ذکر می نماید که مدعا میباشند استدلال تعیین جناب صدیق اجماع میباشد و می‌گوید شک و تردید وجود ندارد که نص ارجح میباشد چون که پروردگار و فرستاده اعرفاند به محلّ قابل خلافت. به همین سبب ساز میباشد که در امم سوابق نیز هیچ کس قائل نشده که گزینش خلیفه را به اجماع کرده باشند، و انتخاب به اجماع و بیعت مرجوح میباشد. چون که جعل خلیفه به دلیل مراقبت نظام و رفع خرابی میباشد و واگذاشتن به تفویض عموم سبب ترویج فتنه و اعلاء خرابی میباشد. علاوه که هرگاه نصب امام به سپردن رعیت شد برکنار وی نیز به تفویض وی خواهد بود، که برکنار یک کدام از ما یحتاج دارااست نصب دیگری را. پس می بایست امام سیخکی عموم باشد، به اصطلاح ولایت ما. اینگونه امامی نمیتواند دستور و نهی و حکمرانی نماید که یک رعیت بی رمز و پایی بگوید اینجانب تورا برکنار کردم. در شرایطی که ابوموسی اشعری به فریب قدمت و عاص علی علیهالسلام را بر کنار کرد.

۱۳.۴ - اعظم کارها معتبره در قاضی اسلامی داشتن کمالاتی از فضل و ادب، دانش، علم، عصمت مولد، نجابت، شرافت آبا و معروفیت به تقوی میباشد و حکم کننده اسلامی می بایست افضل از رعیت باشد
در این زمینه در تامین از خلیفه بودن حضرت علی میگوید : می بایست خلیفه افضل از رعیت هم باشد عقلاً؛ از جهت قبح دستور کردن فقید به اطاعت جاهل؛ و قبح نثار مفضول بر فاضل؛لِکونه ظُلماً وَ اِضلالاً؛ ممتنع میباشد که هرکس اشراف به کمالات هر کس فوق وی میباشد کند و به اندازه رده فضل و ادب و کمال وی عکس العمل، والّا مورد نیاز آید که آنچه را فوق در کمال فرض کردیم فوق نباشد، و آنکه را فاضل فرض کردیم مفضول باشد. زیرا این دو دستور که طهارت و افضلیت از رعیت باشد دارای اعتبار شد، ما یحتاج آمد که انتخاب خلیفه باایمان و فرستاده باشد؛ چه، برخوردگی به‌این دو صفت کسی را ممکن وجود ندارد، و محال میباشد که رعیت را از شعور این دو صفت به گونه ای که مناط صحّت خلافت میباشد سود باشد مگر به تأیید الهی، و خرق عادت.
و ولی تفصیلاً، دارای اعتبار میباشد در امام اینکه افضل از رعیت و اهل مجال خویش باشد، چون که درصورتی که افضل نباشد، یا این که هم اندازه خواهد با رعیت، یا این که ادون؛ در صورتی‌که ادون باشد، ما یحتاج میآید ترجیح مرجوح بر راجح و این بالبداهه فسخ میباشد و در صورتی متساوی باشد ما یحتاج میآید ترجیح بلا مرجح، چه احد للمتساویین را بر دیگری ترجیح دادن نیازمند مفسده مزبوره میباشد. ترجیح بلا مرجح فسخ میباشد. هر یک سری اشاعره روا میدانند. چون که نیازمند میباشد ترجیح بلا مرجح، ترجح بلامرجح را که اشاعره نیز در بطلان آن با ما موافقند

۱۳.۵ - گزینش حکم کننده اسلامی نباید مطابق ریش سفیدی و بزرگسالی باشد
چه اینکه ریش سفیدان فراوانی که عمری در بت پرستی بودند و چه ریش سیاهانی مانند حضرت علی که از طفولیت اسلام آورد و می‌گوید باری مراعات نموده است که مسلمان ریش سپید و مسلمان ریش سیاه، سن نخستین بیشتر میباشد، پس بایستی فعالیت وی بیشتر باشد هرچند در خواب باشد، اما غافل از اینکه ریش سیاه با شغل خداپسند از فرصت طفولیت که خویش معترفند که علی علیهالسلام در طفولیت اسلام آورد، بایستی بیشتر باشد ثوابش از ریشی که در بت پرستی سپید گردد، ودر آن انتها کلمه و واژه اسلام به گویش روان نماید.

۱۳.۶ - حکم دهنده اسلامی حصار آئین و نظام مسلمین میباشد
او در مورد حقانیت امامت حضرت علی میگوید که در کدام از مرحله از آیین چه سنی و چه شیعه نقل کرده اند که علی مسیر را فارغ اسلام رفت اما در باب هر ۳ خلیفه دیگر از این موردها زیاد میباشد. قاضی می بایست عموم را به سمت معبود با حکمت و راهنمایی حسنه و مخالفین نظام اسلامی را با شجاعت از آیین پروردگار دفع نماید. امامت یا این که جانشینی بر امام اصل اسلام میباشد که نمو می نماید، فرع و شاخ بلند اسلام میباشد. امام دعوت می نماید به سوی پروردگار به حکمت و ارشاد حسنه، و دفع می نماید مخالفین را از آیین معبود. امام مثل آفتاب تابان میباشد که به روشنایی آن فقید پر‌نور می‌گردد خیر آنکه با ساخت و ساز مواقعی شبه ناک مسیر آئین را تغییر تحول یا این که در آن بدعت نماید.

۱۳.۷ - قاضی اسلامی فردی میباشد که بر پا می دارد نماز را و میدهد زکات و صدقه حتی درصورتی که در رکوع باشد
او این مورد را در جایی ذکر میدارد که کسانی در رد حضرت علی ذکر داشتند که چه‌گونه ممکن میباشد فردی در نماز باشد و صدقه بدهد و آخوند هردنگی به استناد آیه ولایت این مسئله را جواب میدهد.

۱۳.۸ - حکم کننده اسلامی نباید معروف به فسق، فجور و نابکاری باشد
او این زمینه را در جایی ذکر میدارد که خرابی مالی جناب عثمان به حدی رسیده بود که دیگر تحملش برای خیلی از مومنین قابل تحمل عدم وجود

۱۳.۹ - حکم دهنده اسلامی می بایست از صادقین بوده و کذاب نباشد
حکم دهنده می بایست با صراحت و صداقت با عموم عکس العمل کند و آخوند هردنگی این خصوصیت را جز در حضرت علی به نسبت بقیه خلفا نمی بیند آنجا که برای ثابت این مسئله شان نزول آیه صادقین را در زمینه ی حضرت علی میداند و به استناد منابع اهل تسنن مثلا قاضی حسکانى این مسئله را ثابت می کند. او ذکر می نماید که صادقین در واقع و نفس الامر، یا این که صادقین مشخص و معلوم الصدق به اختلاف قولین در وضع و اوضاع لفظ ها. در هر شکل دانش به صحت یا این که روش نفس الامر میباشد یا این که خویش نفس الامر.
آن زمانی نتیجه ها می گردد که آن فرد معصوم باشد. و لیس غیر علی معصوما؛ به حادثه طرفین. پاکی وی بزرگوار را ذکر کردیم. پس وی بزرگوار راست گو می باشند. و واجب میباشد بودن با وی بزرگوار؛ و تبعه خلفاء ثلاث با وی بزرگوار نیستند. پس بعداز پیامبر که معصوم و درست گو میباشد، اطاعت و بودن با وی بزرگوار واجب شد. قصد نداریم به خلافت و امامت مگر این معنا را.

۱۳.۱۰ - قاضی اسلامی قادر است دارنده وصایت و ولایت عامه و خاصه باشد
او در‌این خصوص میگوید آنچه در فرستاده دارای اعتبار میباشد در امام هم دارای اعتبار میباشد، جز اینکه وحی به امام نمی‌شود، چون که امامت نیابت میباشد و نیابت مقتضی میباشد که آنچه در منصوب عنه باشد در نایب نیز باشد؛ مگر آنچه به جهت اثبات گردد عدم اعتبار آن،

۱۳.۱۱ - حکم دهنده اسلامی می بایست از سبقت گیرندگان در طاعات و وصال به پردیس باشد و در نهان و آشکار مالهای خودش را در رویکرد آفریدگار نفقه نماید
، درین خصوص می‌گوید از عامل خلافت بلافصل علی علیه السلام آیه شریفه میباشد "وَالسّابِقُونَ السّابِقون، اولئک المُقرَّبُون" و یعنی سبقت گیرندگان به طاعات، سبقت گیرندگان به جنات اند. منها آیه شریفه "الّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم بِاللَّیلِ و النَّهارِ سِراً وَ ... علانیه" درین خصوص می‌گوید چه، این آیه در حق علی علیه السلام نازل گردیده وقتی که چهار درهم تصدّق کرد، یا این که باری رطب بر اصحاب صفّه، به دوازده حدیث از شیوه های برادران و تصدیق اعیان از علماءشان. معنا آیه این میباشد که اشخاصی که نفقه می نمایند مالهای خویش را در منش آفریدگار در شب و روز، نهان و آشکار، ثواب وی بر خداوند میباشد تا پایان.

۱۳.۱۲ - وجود حکم دهنده اسلامی به استناد در بین جوهره نبوت و امامت از ضروریات میباشد
از ادلّه خلافت بلافصل علی علیهالسلام این میباشد که وسط واقعیت و جوهره نبوّت و واقعیت و جوهره امامت و خلافت، کمال، مناسبت میباشد، یعنی امامت درج شده میباشد در نبوّت؛از این جهت میباشد که در حق ابراهیم خلیل می فرماید پروردگار فقیه"إیَّ حاملک للناس اماماً"و بدین منجر میباشد که امام صوت ملک میشنود همانند پیامبر صلی الله علیه و آله و در نحوه سیر الی الله » حاملک للناس اماماً اولاً می بایست به رده امامت رسید تا قابل پوشیدن لباس نبوت شوید.

۱۳.۱۳ - قاضی اسلامی نباید به حریم ائمه اطهار ورود نماید یا این که آن ها را ترساندن یا این که تخویف کند
او این مسئله را در جایی ذکر می نماید که جناب صدیق و فاروق به فدک دست زده و درب خانه حضرت زهرا (س)را شکستند و میگوید از مطاعن و قبایح جاری ساختن صادره از ابیبکر میباشد اینکه قصد کرد احراق بیت فاطمه را که علی و حسنین و عده ای از بنیهاشم در آن بودند، و وی را ترساندن و تخویف کردند که یا این که خارج آیید و بیعت فرمایید و یا این که منزل را بر شما بسوزانیم با آنچه در آن میباشد. چاقو زبیر را شکستند و اورا و علی را به عنف و قهر قدمت و خالد به نزد ابوبکر آوردند.

۱۳.۱۴ - قاضی اسلامی باید تا پیش از وصال بدین رده جزئی اموری از کارها مسلمان ها به او اختیار گردیده و درین خصوص چیره باشد
او این قضیه را در جایی ذکر می نماید که در مطاعن جناب صدیق ذکر میدارد که در صورتیکه وی از مسئولیت پذیری و کاردانی بهره مند می بود فرستاده در طی حیاتش کناره ای از کارها مسلمین را به او واگذار میکرد و در جایی میگوید از چیزهایی که طعن میباشد بر ابوبکر و استدلال میباشد بر عدم استحقاق وی سکو خلافت و سر گروهی عامّه روش این میباشد که هیچوقت جزیی امری را از کارها به وی مفوّض نفرمودند فرستاده صلیالله علیه و آله؛ و با اینکه خیلی شوق و اشتیاق داشتند که عده ای پیدا شوند که به فرمان وی بزرگوار متصدّی و کارگزار باشند. پس مشخص و معلوم میباشد که آن قابلیت و امکان در وجود ابی دیده نشده عدم وجود.

بازدید : 77
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 9:48


فاضل نراقی، هزار رکعت را اجماعی دانسته و در ترتیب آن دو شکل را مطرح کرده است:
الف: در هر شب بیست رکعت، هشت رکعت بعداز مغرب و دوازده رکعت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بعد از عشا ـ یا این که به عکس ـ و در دهه انتها هر شب ده رکعت اضافه کند و در شب های قدر صد رکعت اضافه کند.
ب: به عبارتی ترتیب، مگر آنکه در شب های قدر به صد رکعت اکتفا نماید.(34)
7 ـ سیّد عاملی گوید: در هر شب بیست رکعت و این اجماعی میباشد، همان گونه که در انتصار و بر خلاف و کشف اللثام و منتهی آمده میباشد.(35)
8 ـ سیّد طباطبایی، با اشاره به اختلاف احادیث، اجماع فقها را بر استحباب هزار رزرو حسینیه نصرت مشهد رکعت، افزون بر نوافل دیگر آورده میباشد. او اشاره به پیمان صدوق نموده که گفته میباشد: در رمضان زاید بر نوافلِ دیگر ماه ها نافله ای وجود ندارد، آن را عهد شاذّ دانسته(36) و چگونگی ایفا آن را به ترتیب کهن بیان نموده است.(37)
همان طور که پیشتر گفته شد، سخن صدوق در فقید دالّ بر عدم مشروعیّت وجود ندارد بلکه تأکید آدرس حسینیه نصرت مشهد آن بر استحباب را نفی می نماید و به صورت مصرح آورده میباشد: فعالیت به آنچه در احادیث وارداتی.(38)
* اقوال مخالف در مسأله تراویح
در قبال آنچه جمهور فقهای عامّه به سنّت بودن بیست رکعت تراویح قائل اند، بعضا آن را انکار کرده اند:
1 ـ کحلانی مؤلّف «سبل السلام» آن را گزینه انکار قرار داده، می‌گوید: ماجرا صحیحی درباره آن نرسیده و فقط یازده رکعت در داستان درست آمده میباشد و آنچه شغل میشود (بیست رکعت) بدعت میباشد، شوکانی نیز در نیل حسینیه نصرت مشهد الأوطار رویه کحلانی را پیموده میباشد.
کحلانی در عین حالا جماعت قرائت نافله را انکار نکرده وبه شغل قدمت استناد نموده است که زیرا مشاهده کرد عموم متفرّق به نماز ایستاده اند، آن‌ها‌را به جماعت فراخواند. و آن‌گاه به روایتی که عامّه از فرستاده صلی الله علیه و آله نقل می نمایند که «بر شما باد به سنّت اینجانب و سنّت خلفای راشدین بعداز اینجانب» اشاره کرده و میگوید: هدف از سنّت خلفا رویکرد رسول در قبال معاندان اسلام و تقویت شعائر آئین و امثال آن میباشد. و میافزاید این حدیث هر خلیفه راشدی را برخوردار‌است و به شیخین (ابوبکر و قدمت) تخصیص ندارد و این از قواعد شریعت میباشد که خلیفه راشد حقّ ندارد نگرش ای را مغایر سیره نبی صلی الله علیه و آله نهاد گذاری نماید. حتّی قدمت که خویش مؤسس جماعت نافله در شب های رمضان بود، آن را بدعت نامید و نگفت سنّت میباشد. افزون بر این، صحابه در مفاد مختلفی با شیخین مخالفت نموده اند و این نماد آن میباشد که آن ها حدیث نام برده را دالّ بر سنّت بودن تراویح ندانسته اند.(39)
2 ـ شوکانی بر این اطمینان میباشد که: از احادیث این باب مشروعیّت نافله در رمضان به جماعت و یا این که فرادی به کارگیری می گردد، براین اساس منحصر به فرد نمودن آن به تراویح و عدد مشخص و با خواندن بخصوص از سنّت دلیلی ندارد.(40)
3 ـ علاّمه مجلسی گوید: از احادیث اهل سنّت بر می‌آید که رسول بیست رکعت تحت عنوان تراویح اقامه نکردند بلکه سیزده رکعت بجا می آوردند و احادیث آن ها نیز هیچگونه دلالتی بر استحباب بیست رکعت ندارد تا چه برسد به جماعت تلاوت آن، هر یکسری شایسته ترین عبادت میباشد و معدود یا این که زیاد آن مانعی ندارد امّا عهد به استحباب عدد خاصّ و در وقت منحصربه‌فرد و به نحوه ای خاص، بدعت و گمراهی میباشد در حالی که سنّتی که آن ها (عامّه) ماجرا می نمایند به طور مؤکّد میباشد و با تیتر شعائر آیین تراویح را بپا می دارا‌هستند.(41)
نماز تراویح با جماعت، بدعتی از خلیفه دوم
ظواهر کمی نصوص این میباشد که اولیه هر که جماعت در نافله رمضان را سنّت کرد، عمربن خطاب بود و در حین پیغمبر صلی الله علیه و آله و زمان خلافت ابوبکر اینگونه چیزی وجود نداشت. امّا قدمت با استحسان به‌این فرمان رأی اعطا کرد ومردم را بدان ترغیب کرد و خویش معترف بود که‌این بدعت میباشد امّا می اعلام‌کرد بدعت خیر و خوبی میباشد! و خویش به آن ملتزم خلا و در منزل فرادی میخواند. بدین مقاله قسطلانی و قلقشندی و ابن قدامه و سایرافراد تصریح کرده اند که سخنانشان را خوا هیم روئت کرد.
ماجرا بخاری
ابن شهاب از عروة بن زبیر، از عبدالرحمان بن عبدالقاری نقل کرده که اذعان کرد: شبی از شب های رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتیم، عموم پراکنده بودند و هرکس برای خویش نماز می‌خواند و برخی مردی با اقوام خویش به نماز سرگرم بود. قدمت زیرا این بدید اظهار کرد: به نظریه اینجانب درصورتی که اینها را با یک امام گرد آوریم عالی میباشد. و درپی این تصمیم ابیّ بن کعب را به امامت گماشت. شب دیگر به حادثه به مسجد رفتیم و عموم به جماعت نماز می خواندند، قدمت بیان کرد: «نعم البدعة هذه» این بدعت خیر میباشد! ولی نمازی که بعداز خوابیدن بخوانند؛ یعنی نیمه شب از اینکه ویّل شب اقامه خواهد شد خوب خواهد بود.»(42)
علمای عامّه چه می‌گویند
1 ـ قسطلانی می‌گوید: این نماز را قدمت بدعت نامید؛ چون فرستاده صلی الله علیه و آله فرمان نداده بود که به جماعت بخوانند و همینطور در قسم ابوبکر، در ویّل شب عدم وجود و همگی شب اقامه نمیشد و عدد رکعات آن این مقدار نبوده میباشد.(43)
2 ـ ابن قدامه گفته میباشد: تراویح را به قدمت نسبت داده اند؛ چون عموم را مأمور تشکیل داد با ابیّ بن کعب به جماعت بخوانند و وی اینگونه کرد.(44)
3 ـ العینی گوید: قدمت آن را بدعت نامید؛ به این دلیل‌که فرستاده خداوند صلی الله علیه و آله آن را سنّت نکرد و در طول ابوبکر نیز بدان فعالیت نمی‌شد. وی میافزاید: بدعت دو سیرتکامل میباشد؛ در شرایطی که پایین تیتر فعالیت نیکو در شریعت باشد بدعت پسندیده میباشد واگر ناپسند باشد بدعت ناپسند میباشد.(45)
نگارنده گوید: خوا‌هیم ذکر کرد که بدعت یک نوع بیش وجود ندارد و آن هم ضلالت میباشد و حرام.
4 ـ قلقشندی گوید: یک کدام از ابتکارات قدمت این بود که نماز تراویح را برای اولیه توشه در ماه رمضان سنّت کرد و عموم را به اقامه آن با امام واحد فراخواند و این در سال چهاردهم سفر بود.(46)
الباصی، سیوطی، سکتواری و دیگرافراد نیز گفته اند: ویّلین هر کس تراویح را سنّت نمود عمربن خطاب بود و نیز تصریح کرده اند که اقامه نوافل به جماعت در ماه رمضان از بدعت های قدمت میباشد.(47)
ابن سعد و طبری و ابن اثیر گفته اند: این مسئله در سال چهاردهم بود و در مدینه برای عموم و امام قرار بخشید یکی از برای مردان و دیگری برای زنان.(48)
الباصی، ابن التین، ابن عبدالبرّ، کحلانی و زرقانی نیز همین مقاله را گفته اند و کحلانی درباره این کلام قدمت که اعلام کرد: این بدعت خیر و خوبی میباشد، می‌گوید: بدعت هیچگاه نیکو وجود ندارد بلکه همواره گمراهی و ضلالت میباشد.(49)
اینها بخشی میباشد از گفتار فقهای فریقین در مسأله تراویح و همین هاست که موجب شد‌ه‌است در مشروعیت آن به دعوا بپردازند.
حکم جماعت در نافله رمضان
همان گونه که مراعات کردیم، در زمانه رسول صلی الله علیه و آله نوافل رمضان به جماعت تشریع نشده و خلیفه دوم آن را نوآوری نموده است و همین دستور منشأ اختلاف فقهای اسلام شد‌ه‌است. امامیّه مشروعیّت آن را به استناد دلائل سفت رد کرده اند و متأسفانه بعضا از عامّه موضع شیعه را نفهمیده و تصوّر کرده اند اصل مشروعیّت نافله آیتم انکار آن ها میباشد، در حالی که اینگونه وجود ندارد. آنچه مردود میباشد جماعت تلاوت نافله میباشد خیر اصل نافله؛ به دلیل آنکه به اعتراف خلیفه دوّم بدعت میباشد.
بعضی از عامّه نیز نظری موافق و در حدود امامیّه دارا‌هستند؛ مانند شافعی که جماعت تلاوت نافله را مکروه دانسته و بعضا دیگر گفته اند خوب میباشد فرادی و در منزل خوانده خواهد شد. بدین ترتیب مسأله گزینه اتّفاق علمای عامّه وجود ندارد هر یکسری اکثریت به مشروعیّت جماعت قائل گردیده اند.
* آرای فقهای عامّه
1 ـ عبدالرزاق از ابن قدمت نقل کرده که خاطرنشان کرد: نماز نافله در ماه رمضان به جماعت خوانده نشود.(50)
و نیز از مجاهد ـ که بیان کرد مردی نزد ابن قدمت آمد و خاطرنشان کرد در رمضان جماعت می‌خوانم ـ پرسید آیا تلاوت می‌خوانی، جواب اعطا کرد: بله، اعلام‌کرد: آیا همانند حمار بی صدا میکنی! برو در منزل ات نماز بخوان.(51)
2 ـ سرخسی از شافعی نقل کرده که اعلام‌کرد: مانعی وجود ندارد هر نمازی به جماعت خوانده خواهد شد؛ چنانکه صاحب و مالک گفته و قائل به استحباب آن گردیده‌است، امّا به حیث ما مکروه میباشد.
سرخسی می‌افزاید: شافعی نافله را به فریضه قیاس گرفته میباشد، در حالی که به لحاظ ما اصل در نوافل نهفته داشتن و دوری از ریا و دورویی و عرض‌اندام میباشد. به عکس فرایض که اصل در آن‌ها اعلان میباشد و جماعت اینگونه خصوصیت را داراست.(52)
و نیز در فصل دوم کتاب خویش گوید: طحاوی از معلی و ابو یوسف و صاحب و مالک نقل کرده که گفته اند: حتّی الامکان در منزل اقامه نماید. و شافعی گوید: تراویح به صروت فرادی افضل میباشد؛ چون به دور از تظاهر میباشد. عیسی بن ابان و بکار بن قتیبه و مزنی از شافعیه و احمد بن علوان قائل به افضل بودن جماعت اند مبتنی بر دارای اسم و رسم بخش اعظمیّت علما.

بازدید : 23
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 9:51


ماجرای اصلاح خطا در فتوا
بر اساس گزارشی، داعیه گردیده روضه خوان اثر گذار در صدو حسینیه نصرت مشهد ر فتوایی خطا کرده و امام فرصت(عج) آن را اصلاح نموده است.[۳۷] بیان شده دیرین‌ترین منبع این گزارش مرتبط با ۱۵۰ سال قبلی میباشد.[۳۸] ضعف منبع توقیع، تعارض فتوا با احادیث و فتاوای دارای شهرت، اتهام بی‌سوادی یا این که شتاب در صدور فتو آدرس حسینیه نصرت مشهدا به روضه خوان موءثر، از دلایل عدم صدق اینگونه روایتی معرفی گردیده‌است؛[۳۹] خلال اینکه روحانی اثر گذار، در کتاب شرعی خویش، المقنعه، به فتوای دارای شهرت در‌این قضیه تصریح کرده و بر این پایه، صدور اینگونه اشتباهی از او به قصه‌سرایی مشابه دانسته شد‌ه‌است.[۴۰]

مبنی بر نقل نام برده که به منابع مکتوب معاصر هم رویکرد یافته میباشد،[۴۱] مردی روستایی نزد روحانی موثر رفت و از وی پرسید که در شرایطی‌که زنی آبستن از جهان برود و جنین در شکمش زنده باقی‌مانده باشد، رزرو حسینیه نصرت مشهد می بایست جنین را با زن دفن کرد، یا این که آن را درآورد؟ روضه خوان اثرگذار به مرد اذعان کرد که زن را فارغ از درآوردن فرزند از شکمش دفن فرمائید. در راه و روش رجوع و برگشت، شخصی سوار بر اسب خویش را به مرد روستایی رساند و بیان کرد که روضه خوان گفته شکم زن را بشکافید، نوپا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد را خارج بیاورید و بعد زن را دفن نمائید. چندی آن‌گاه که مرد روستایی، ماجرا را برای روضه خوان موءثر نقل کرد، روضه خوان تعجب کرد و پست کردن شخصی برای اصلاح فتوا را انکار کرد و متوجه شد که آن شخص، امام فرصت بوده میباشد. روحانی اثرگذار بعد از آن دست از فتوا دادن برداشت، تا آنکه در توقیعی از امام مجال، به او گفته شد که فتوا بده، و ما آن را اصلاح و پایدار میکنیم.[۴۲] [یادداشت ۳]

اثر ها درباره روضه خوان موءثر

کنگره جهانی هزاره روضه خوان موثر
درباره روضه خوان موثر کتاب‌ها و مقاله‌ها زیادی کتابت و منتشر شد‌ه‌است. مثلا:

روضه خوان اثر گذار درفش‌دار آزادی درنگ، سید جعفر مرتضی عاملی
درنگ‌های کلامی روحانی اثرگذار، مارتین مکدرموت،( به انگلیسیMcdermott, Martin)
روضه خوان اثرگذار، علی اکبر ولایتی
مدافع حریم تشیع (مروری بر معاش و اثرها روحانی اثرگذار)، قاسمعلی کوچنانی
روضه خوان اثرگذار؛‌ استاد امت تاثیر احمد لقمانی.[۴۳]
در فروددین ماه ۱۳۷۲ش (۲۴ تا ۲۶ شوال ۱۴۱۳ق) کنگره جهانی هزاره روحانی موثر در قم برگزار شد. درین کنگره بیش تر از ۲۵۰ بدن از شخصیت‌های علمی از ۲۳ میهن عالم در پوسته ارائه نوشته‌ی علمی به تحقیق فکر‌های کلامی، شرعی، تاریخی و حدیثی روحانی اثر گذار و خصوصیت‌های بعدازظهر وی پرداختند. این مقاله ها در پوسته یک‌سری جلد کتاب منتشر شد.[۴۴]

همینطور در سال ۱۳۷۳ش دسته‌ای تلویزیونی درباره معاش روحانی اثرگذار با تیتر خورشید شب و با نویسندگی محمود حسنی و کارگردانی سیروس مقدم ساخته شد و در سال ۱۳۷۴ش از کانال دوم سیمای جمهوری اسلامی پخش شد

بازدید : 25
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 11:27


در آیین اسلام همانطور که درآمدزایی از هر راهی مجاز وجود ندارد، خرج کردن محصول نیز در هر راهی صحیح وجود ندارد، یکی‌از نیکوترین رویه های گزینه تأیید اسلام برای صرف کالا، صدقه دادن حسینیه نصرت مشهد آن در رویکرد خداست، دادن متاع در خط مش پروردگار را «تصدّق» و محصول داده گردیده را «صدقه» می نامند.
چیزی که بشر آن را به قصد نزدیکی از مالش بیرون می نماید مانند زکات که بشر آدرس حسینیه نصرت مشهد از جنس خویش در رویکرد معبود می‌دهد را صدقه گویند؛ اما در واقع، صدقه هم مشمول واجب میشود و هم مستحب.
معرفی اجمالی
علامه بزرگوار ابن فهد برای صدقه پنج عهد و پیمان ذکر نموده است: صدقه در محصول، در جاه، در عقل، در لهجه، در دانش. صدقه در محصول، مشخص میباشد و البته در جاه: تصورش بدین میباشد که رزرو حسینیه نصرت مشهد برای دیگری در راه و روش آفریدگار شفاعت نماید، و در عقل: در مشاوره یاری کند، و در لهجه: دربین عموم به اصطلاح برخیزد، و در دانش: پر‌نور گر ذهن ها عموم گردد. و بایستی متوجه بود که صدقه در فرآورده، صرفا پنج ریال یا این که یک تومان دادن به بینوا و مسکین وجود ندارد، بلکه جامعه از این متاع یا این که به نحو وجوب و یا این که بطور استحباب، حقی داراست؛ براین اساس از این اموال، فرد مسلمان می بایست جامعه را برخوردار سازد، کتاب های شرعی چاپ کرده، در دسترس قرار دهد، کتابخانه، بیمار‌ستان، زایشگاه، پل، جاده، و خزینه بسازد و صدها فرمان دیگر که در سرویس بندگان معبود شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد قرار می‌گیرد، ایفا دهد.
معنای حاجتمند و مسکین
بینوا: کسی میباشد که محتاج میباشد، اما سؤال (درخواست) نمی نماید، ولی مسکین؛ کسی میباشد که سؤال می کند و بر این مضمون‌ از امام باقر (علیه السّلام) روایتی نقل گردیده‌است. «الفَقیرُ الّذی لایساَلُ النّاسُ وَ المسکینُ الّذی یَساَلُ.» و آیه مبارکه: «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ اُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ اِلْحافاً؛ برای فقراء: آن افرادی که در رویه پروردگار دستگیر گردیده اند، توان سیر در زمین را ندارند، کودن آنان‌را از جهت عفیف بودنشان، ثروتمند فکر میکنند، تو آنان‌را به سیما می‌شناسی، از عموم در شرایط الحاح سؤال نمی‌کنند.» پر‌نور گر این مدعاست.»
اقسام صدقه
...
wikifeqh: صدقه_پنهانی
[ویکی شیعه] صدقه چیزی میباشد که بشر آن را به قصد قُربَت (مجاورت شدن به پروردگار) از مالش بیرون می نماید، مثل زکات؛ اما کلمه و واژه «صدقه» را برای صدقهٔ مستحب و «زکات» را برای صدقهٔ واجب به عمل میبرند. دادن جنس در خط مش خداوند را «تصدّق» و جنس داده گردیده را «صدقه» می نامند.
در سوره توبه آیه ۱۰۴ آمده میباشد، پروردگار خویش، صدقات را می‌گیرد: أَلَمْ یعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّ حِیمُ ﴿۱۰۴﴾ (ترجمه: آیا ندانسته اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را می پذیرد و صدقات را میگیرد، و خداست که خویش توبه پذیر کریم و مهربان میباشد؟)
در تعبیروتفسیر مثال تحت این آیه آمده میباشد: این تعبیروتفسیر، عظمت و شکوه این حُمعدود اسلامی را مجسم می سازد و ضمن تشویق کلیه مسلمان ها بدین فریضه الهی، هشدار می‌دهد در پرداخت زکات و صدقات، غایت متانت و احترام را به خرج دهند؛ چرا‌که گیرنده خداست. همینطور در روایتی از امام سجاد (ع) آمده میباشد:إنَّ الصَّدَقَة لاتَقَع فی یدِ العَبدِ حتّی تَقَعُ فی یدِ الرَّب (ترجمه: صدقه در چنگ عبد و بنده قرار نمی گیرد مگر این که تا قبل از اینً در اختیار معبود قرار گیرد.)
wikishia: صدقه
[ویکی اهل البیت] صدقه): چیزی میباشد که بشر از کالا خویش قربة الی اللّه می‌دهد. و آن اعمّ از زکوة میباشد صدقه بواجب و مستحب هر دو گفته میگردد البته زکوة تنها نام واجب میباشد (مجمع) «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً ...» توبه: 103. درباره صدقه واجب میباشد «هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَأْخُذُ الصَّدَقاتِ» توبه: 104. ظاهرا اعم از واجب و نداب میباشد.
"صدقه" چیزی میباشد که آدم آن را به قصد نزدیکی از مالش بیرون می نماید مثل زکات، البته در اصل صدقه در امری میباشد که فرد سوای آنکه ناچار باشد خویش اجرا دهد و زکات در زمینه‌ی واجب گفته میگردد. و گاهی واجب هم صدقه گفته میگردد در جایی که صدقه دهنده قصدش صحت در کردارش باشد.
صدقه مالی میباشد که به قصد نزدیکی در منش معبود دهند خواه به بینوا یا این که به بی نیاز، واجب باشد مانند زکات و کفارات یا این که مستحب باشد.
آیه «و آتوا حقه یوم حصاد»(سوره انعام/آیه 134)؛ حق کشت و میوه را بدهید روز چیدن و درو کردن اشاره به صدقه مستحبی دارااست. چرا‌که این سوره مکی میباشد زکوة واجب در مدینه ساکن گشت این حق به هر سیرتکامل زرع و میوه وابستگی میگیرد.
در سوره بقره آیه 104 می‌خوانیم؛ «ألَم یَعلَمُوا أنَّ الله هُوَ یَقبِلُ التُاینترنتَة عَنْ عباده و یأخُذُ الصَّدَقات؛ آیا نمی دانستند که تنها پروردگار توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می‌گیرد و آفریدگار توبه پذیر و کریم ومهربان میباشد».
wikiahlb: صدقه
[ویکی الکتاب] مفهوم صَدَقَةٍ: صدقه (صدقة به معنای خرج کردن جنس میباشد در خط مش معبود ، که یک کدام از مصادیق آن زکات واجب میباشد)
مضمون‌ تَصَدَّقَ: صدقه اعطا کرد
مفهوم صَدَقَاتٍ: صدقه ها (صدقة به معنای خرج کردن فرآورده میباشد در شیوه خداوند ، که یکی‌از مصادیق آن زکات واجب میباشد)
مضمون‌ یَصَّدَّقُواْ: که صدقه دهند (صدقة به معنای خرج کردن فرآورده میباشد در راه و روش آفریدگار ، که یکی مصادیق آن زکات واجب میباشد)
معنا تَصَدَّقُواْ: که صدقه بدهید
مضمون‌ صَدَقَاتِکُم: صدقه هایتان
مفهوم مُصَّدِّقَاتِ: زنان صدقه دهنده
مضمون‌ مُصَّدِّقِینَ: مردان صدقه دهنده
مفهوم مُتَصَدِّقَاتِ: زنان صدقه دهنده
مفهوم مُتَصَدِّقِینَ: مردان صدقه دهنده
مضمون‌ تَصَدَّقْ: صدقه بده - ببخش
مضمون‌ زَکَوٰةٍ: پاکی و طهارت - نُگیسو درست و تمیز - صدقه - زکات (صدقه را هم از این جهت زکات گفته اند زیرا سبب ساز عصمت بشر می‌شود)
مفهوم نَصَّدَّقَنَّ: یقیناً صدقه میدهیم (صدقة به معنای خرج کردن کالا میباشد در منش آفریدگار ، که یک کدام از مصادیق آن زکات واجب میباشد)
مضمون‌ یَمْنَعُونَ: ممانعت می نمایند - گشوده می دارا‌هستند (عبارت "یَمْنَعُونَ ﭐلْمَاعُونَ" یعنی : از [وصال] وسایل و ابزار ضروری معاش [و زکات و کادو و صدقه به نیازمندان] پرهیز می نمایند)

بازدید : 67
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 12:07


از آن جایی که «رضوان » در لغت به معنای رضایت کثیراست، پس حسینیه نصرت مشهد حاجی درین هجرت مقدس بایستی دنبال استحصال رضوان الهی باشد که مهمترین سرمایه برای هر عبدی، حصول رضایت مولی میباشد. «وَ رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَکبَرُ» و محل حصول اینگونه رضایتی، موسم با شکوه حج میباشد. چنان که امام درستگو _ علیه السلام _ ضمنا حدیث مفصلی فرمود: حج شعبه ای از رضوان الهی میباشد. آدرس حسینیه نصرت مشهد

هم چنان که حضرت ابراهیم پهنا کرد: «پروردگارا! اینجانب برخی از ذریه ام را در سرزمینی بی آب و علف در کنار منزل ای که مقبره توست، بومی ساختم تا نماز را برپادارند».

از این آیه هم بعد از آن معنوی حج به کارگیری می‌گردد، زیرا رزرو حسینیه نصرت مشهد که لغات «غیر ذی زرع و عند بیتک الحرم و لیقیموا الصلوة » اشاره به‌این حقیقت دارااست که هدف از اسکان، زراعت و حصول و کسب و کار وجود ندارد، بلکه اسکان دراین جا فاقد هر نوع تجهیزات اول، برای تقرب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد محض الی الله و متمحض شدن در عبادت اوست.

پس جو حج، یک جو عبادت و بندگی و غربت پیدا کردن از هرگونه تعلقات دنیوی میباشد و مسافرت حج یک مسافرت الی الله میباشد.

/////فلسفه حج چیست؟!/ چرا می بایست به حج برویم؟!
براین اساس، حاجی از به عبارتی نخستین که نیت حج می نماید و از خویش و منزل و کاشانه و همگی تعلقات دنیوی غیروابسته می‌شود تا احرام و طواف و تلاش و رمی و هدی نماید، تمامی جا پروردگار را میجوید و در طلب رسیدن وی شب و روز آهسته ندارد؛ این سو و آن سو می رود و در کوه و کویر گیج می گردد تا در مهمان سرای الهی آیه‌ها پر‌نور الهی را با دیده راز و دیده جان مشاهده کند. «فِیهِ آیه هاٌ بَینَاتٌ» و با همت و همت همانند هاجر چشمه ای از معرفت برای وی باز خواهد شد.

پس، هرکس که قصد هجرت الی الله را نموده، بایستی از ابتداء از هرگونه اموری که با این مهاجرت ضدیت داراست غربت جسته و دل را تنها متوجه آفریدگار بنماید. چنان که امام درست گو _ علیه السلام _ دراین باره فرمودند:
حاجی میخواهد با احرام بقعه امن الهی در خویش به وجود آورد و حوزه‌ وجودش را برای غیرخدا ممنوعه اعلان نماید: «مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِنًا» تا برای مدام بر روی غیرخدا ممنوع شود. خویش صاحبخانه فرمود: اشخاصی که (به واسطه احرام) حج را بر خویش واجب نموده اند بایستی از هرگونه تمتعات جنسی و اجرا گناه و اظهار‌کرد و گوهای بی بهره و جر و دعوا های بی قیمت اجتناب نمایند.

مسائل معنوی و عرفانی حج هیچ زمان تک تک شدنی وجود ندارد، و وصال به مقامات عالیه در حج، وقف احدی وجود ندارد بلکه بستگی به کوشش و کارایی، سعی و خلوص و سوز و گداز زائران داراست. و هر زائر منزل معبود بایستی بداند که در شرایطی که کسی در‌این پس از حج که مهم‌ترین بعد ها حج میباشد پیروز نگردد، در بعدها دیگر هم چندان برنده نخواهد شد. چنان که حضرت امام خمینی _ قدس سره _ احیاگر حج ابراهیمی، محمدی در این زمینه فرمودند: علم آموزی بعد ها دیگر حج در گرو علم آموزی بعد از آن معنوی حج میباشد؛ بعد از آن سیاسی و اجتماعی حج نتیجه ها نمیشود، مگر آن که بعد از آن معنوی و الهی آن لباس فعالیت بپوشد.

براین اساس، حاجی فقط نباید این تن را از شیوه بدور تکان داده و به میقات و مطاف و مسعی و عرفات و مشعر و منی رساند، ولی با جان خالی از معارف آسمانی و دست تهی از منفعت معنوی حج با چمدان های مملو‌از عروسک و اسباب و اثاث بازی برگردد.

«فوا اسفاه اینجانب خجلتی و افتضاحی» آن کس که با پا به کعبه رود کعبه را طواف می نماید و آن کس که با دل برود اورا طواف می نماید و در صورتی‌که حاجی در روزها حج به خویش نپردازد و از خودبینی رها نشود و به خودسازی کوشش نگمارد و از احرام تا حلق و تقصیر و طواف خویش را از آلودگی خلاصی نبخشد، پس کی؟ در حالتی‌که گذشته و آن‌گاه وی فرق نکند، پس کی؟ چه آن که حج ازیادبردن خویش، در راه و روش پروردگار و ذوب شدن اینجانب، در ما میباشد.

آداب و احکام حج تمتع
حج اکبر،حج واجب یا این که حج تمتع یکی مهم ترین فروع آئین اسلام میباشد. مسلمان‌ها با داشتن قوانینی موظف‌اند در دهه نخستین ماه ذی‌الحجه به مسجد الحرام در شهر مکه در ایالات متحده عربی رفته و دسته‌ای از اجرا نیایشی را به‌جا آورند.

ایفا حج تمتع سیزده چیز میباشد كه به ترتیب عبارتند از:

1- احرام
2- وقوف به عرفات كه در چهار فرسخى مكه میباشد
3- وقوف به مشعر الحرام كه حدودا در دو فرسخى مكه میباشد
4- رفتن به منا كه نزدیك مكه میباشد و پرت کردن سنگریزه بر جمره عقبه
5- قربانى كردن در منا
6- تراشیدن سَر یا این که به چنگ آوردن كمى از ناخن
7- طواف زیارت
8- دو ركعت نماز طواف
9- سعى در میان صفا و مروه
10- طواف نساء
11- دو ركعت نماز طواف نساء
12- ماندن در منا در شب هاى یازدهم و دوازدهم ذیحجه و بعضى می بایست شب سیزدهم را هم در منا بمانند.
13- پرتاب کردن سنگریزه بر سه جمره در منا در روز یازدهم و دوازدهم و بعضى در روز سیزدهم هم می بایست بیندازند.

احرام حج
واجب میباشد بشر بعداز مجموع كردن جاری ساختن عمره تمتع، مهیا خواهد شد براى اجرا انجام حج تمتع و اولی کار احرام میباشد كه می بایست از مكه مُحرِم گردد و گشوده متوجه بایستی بود كه این سیزده شغل هم مثل پنج شغل عمره تمتع تمامی عبادت میباشد. در نخستین ِ هر عملى آدم می بایست دقت داشته باشد كه چه مى‏خواهد اعمال دهد و همینطور شغل را قربة ً اِلى الله و محض اطاعت فرمان آفریدگار به جا آورد كه در صورتی خداى نخواسته ریاودورویی و خویش نمائى در عبادت درون خواهد شد فاسد و فسخ مى‏شود و قبل از این خویش دورویی، معصیت كبیره میباشد و می بایست با لبیك اعلام کردن مُبقاع شدن همگی كس و تمامی چیز غیر از خداوند را فراموش كنیم و با خاطر حق و براى اطاعت از اوامرش اجرا را جاری ساختن دهیم.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 274
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 28
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1039
  • بازدید ماه : 1436
  • بازدید سال : 6380
  • بازدید کلی : 64168
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی