توحید در بعدها مختلف آن از مهم ترین موضوعات کلامی میباشد که امام درباره آن کلام گفته و بویژه توحید ذات و توحید صفات بیشترین دعوا ها را به خود اختصاص داده است. اما این نکته سزاوار توجه میباش آدرس حسینیه نصرت مشهد د که مباحث مربوط به توحید ذات و بخشی از مباحث صفات، بیش از آن که سبک کلامی داشته باشد، رنگ و بوی عرفانی دارد. امام درین مباحث با ذوق و سلیقه عرفانی و با اصطلاحات و دیدگاه های عارفان صحبت گفته میباشد و از همین رو با آن که گزینه کلامی میباشد، اما نمی قدرت مباحث مطرح شده پیرامون آن را مباحث کلامی اصطلاحی دانست. حسینیه نصرت مشهد
۲ - اقتدار عقل در شناخت خداوند
[دستکاری]
این مسأله از دیرباز در بین اندیشمندان مطرح بوده هست که آیا عقل اقتدار شناخت آفریدگار و رزرو حسینیه نصرت مشهد صفات اورا دارااست یا نه؟ آیا عقل میتواند در زمینه ی آفریدگار و صفات و افعال او داوری کند یا خیر؟
۳ - حقیقت ذات پروردگار
[دستکاری]
آنچه تمامی بر آن واقعه نظر داراهستند این میباشد که کنه ذات الهی برای آدم نه باعقل و نه با شهود قابل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دسترسی نیست، آدم توانایی آن را ندارد که حقیقت ذات پروردگار را بشناسد. البته گفت و گو در این است که آیا وجود آفریدگار و همچنین صفت اورا می توان از نحوه عقل اثبات کرد یا نه؟ و آیا می توان به چگونگی رابطه صفات با ذات، شناخت عقلی به دست آورد یا خیر؟
۳.۱ - نظریه کانت درشناخت ماوراء طبعت
بوده اند افرادی که عقل آدم را نسبت به شناخت ماوراء طبیعت و شیوه یابی به عالم غیب روی هم رفته ناتوان می دیدند، مانند کانت در مغرب زمین. و میان مسلمانان نیز کسانی بوده اند که شناخت صفات و اسماء الهی و رابطه آنان با ذات را برای عقل غیر ممکن می دانسته اند، مانند اهل حدیث و عرفا، با این تفاوت که اهل حدیث هرگونه شیوه نامه عقلی و شهودی را انکار می کردند، البته عرفا تنها عقل را ناتوان می دیدند، اما شهود را تأیید می کردند. مسأله تباین سازنده و مخلوق یا اشتراک لفظی صفات آفریدگار با صفات انسان که از سوی بعضی ها مطرح شدهاست، نمونه ای آشکار از چنین دیدگاهی میباشد. [۱]
۳.۲ - نظریه امام خمینی درشناخت ماوراء طبعت
ولی امام خمینی با آن که یک عارف است و با کشف و شهود دمساز، و با اینکه یک دانا متعبد است که به احادیث و سنت ارج فراوان می نهد، در مسأله شناخت عقلی خدا و اسماء و صفات او، همچون یک فیلسوف عقل گرا می اندیشد. او نه صرفا توان عقل را در این زمینه می پذیرد، بلکه این حوزه را تنها جولانگاه عقل و تامل برای نوع آدم می داند که هرگونه تعبّد و پذیرش فارغ از توجیه عقلانی را غیرمنطقی می شمارد.
این باور و اعتقاد چنان با صلابت و استوار از سوی امام مطرح می شود که حتی روایات تفسیر به رأی را که گمان می شود بیشتر در حوزه اسماء و صفات مطرح میباشد، از این آیتم بیگانه می شمارد و آن ها را ناظر به آیات احکام میداند.
(باید دانست اینکه ما گفتیم اندیشه در ذات و اسماء و صفات، ممکن است جاهل گمان کند که تامل در ذات ممنوع میباشد به حسب روایات، و نداند که آن تامل که ممنوع هست فکر در اکتناه ذات و کیفیت آن می باشد، و البته لحاظ در ذات برای اثبات وجود و توحید و تنزیه و تقدیس آن، غایت ارسال انبیاء و آمال عرفا بوده، و قرآن کریم و احادیث شریفه مشحون از علم به ذات و کمالات و اسماء و صفات ذات مقدس می باشد و ملحدین اسماء را حق بزرگ تعییر فرموده و هیچ کتابی از کتب حکما و متکلمین بیشتر از کتاب کریم و مهربان الهی و کتب معتبره خبرها مثل اصول کافی و توحید روحانی صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننموده اند. [۲]
(خلال این که در تفسیر به رأی نیز کلامی میباشد که شاید آن غیرمربوط به آیه ها معارف و علوم عقاید که موافق موازین برهانیه میباشد و آیات اخلاقیه که عقل را در آن مدخلیت میباشد باشد، زیرا که این تفاسیر مبتنی بر با دلیل متین عقلی یا اعتبارات واضحه عقلیه است، که در حالتی که ظاهری خلاف آن ها باشد لازم است آن را از آن ظاهر منصرف نمود.
مثلاً در کریمه شریفه (وجاء ربّک) [۳]
و (الرحمن علی العرش استوی)؛ [۴]
که فهم و شعور عرفی مخالف ادله میباشد، رد این ظاهر و تعبیر و تفسیر بر پایه ی با ادله، تعبیر به رأی نیست و به هیچ وجه ممنوع نخواهد بود.
پس محتمل میباشد بلکه مظنون میباشد که تعبیروتفسیر به رأی، در باب آیات احکام باشد که دست آراء و عقول از آن کوتاه هست، و به صرف تعبّد و انقیاد از خزّان وحی و مهابط ملائکة الله باید اخذ کرد… و الا باب اثبات صانع و توحید و تقدیس و اثبات معاد و نبوت بلکه مطلق معارف، حق طلق عقول و از مختصات آن میباشد، و در حالتی که در کلام برخی محدثین عالی رتبه وارد شده میباشد که در اثبات توحید اعتماد بر دلیل نقلی میباشد، از غرایب امور، بلکه از مصیباتی است که باید به خدای متعال از آن مدد توفیق. [۵]
توحید در بعدها مختلف آن از مهم ترین موضوعات کلامی میباشد که امام درباره آن کلام گفته و بویژه توحید ذات و توحید صفات بیشترین دعوا ها را به خود اختصاص داده است. اما این نکته سزاوار توجه میباشد که مباحث مربوط به توحید ذات و بخشی از مباحث صفات، بیش از آن که سبک کلامی داشته باشد، رنگ و بوی عرفانی دارد. امام درین مباحث با ذوق و سلیقه عرفانی و با اصطلاحات و دیدگاه های عارفان صحبت گفته میباشد و از همین رو با آن که گزینه کلامی میباشد، اما نمی قدرت مباحث مطرح شده پیرامون آن را مباحث کلامی اصطلاحی دانست.
۲ - اقتدار عقل در شناخت خداوند
[دستکاری]
این مسأله از دیرباز در بین اندیشمندان مطرح بوده هست که آیا عقل اقتدار شناخت آفریدگار و صفات اورا دارااست یا نه؟ آیا عقل میتواند در زمینه ی آفریدگار و صفات و افعال او داوری کند یا خیر؟
۳ - حقیقت ذات پروردگار
[دستکاری]
آنچه تمامی بر آن واقعه نظر داراهستند این میباشد که کنه ذات الهی برای آدم نه باعقل و نه با شهود قابل دسترسی نیست، آدم توانایی آن را ندارد که حقیقت ذات پروردگار را بشناسد. البته گفت و گو در این است که آیا وجود آفریدگار و همچنین صفت اورا می توان از نحوه عقل اثبات کرد یا نه؟ و آیا می توان به چگونگی رابطه صفات با ذات، شناخت عقلی به دست آورد یا خیر؟
۳.۱ - نظریه کانت درشناخت ماوراء طبعت
بوده اند افرادی که عقل آدم را نسبت به شناخت ماوراء طبیعت و شیوه یابی به عالم غیب روی هم رفته ناتوان می دیدند، مانند کانت در مغرب زمین. و میان مسلمانان نیز کسانی بوده اند که شناخت صفات و اسماء الهی و رابطه آنان با ذات را برای عقل غیر ممکن می دانسته اند، مانند اهل حدیث و عرفا، با این تفاوت که اهل حدیث هرگونه شیوه نامه عقلی و شهودی را انکار می کردند، البته عرفا تنها عقل را ناتوان می دیدند، اما شهود را تأیید می کردند. مسأله تباین سازنده و مخلوق یا اشتراک لفظی صفات آفریدگار با صفات انسان که از سوی بعضی ها مطرح شدهاست، نمونه ای آشکار از چنین دیدگاهی میباشد. [۱]
۳.۲ - نظریه امام خمینی درشناخت ماوراء طبعت
ولی امام خمینی با آن که یک عارف است و با کشف و شهود دمساز، و با اینکه یک دانا متعبد است که به احادیث و سنت ارج فراوان می نهد، در مسأله شناخت عقلی خدا و اسماء و صفات او، همچون یک فیلسوف عقل گرا می اندیشد. او نه صرفا توان عقل را در این زمینه می پذیرد، بلکه این حوزه را تنها جولانگاه عقل و تامل برای نوع آدم می داند که هرگونه تعبّد و پذیرش فارغ از توجیه عقلانی را غیرمنطقی می شمارد.
این باور و اعتقاد چنان با صلابت و استوار از سوی امام مطرح می شود که حتی روایات تفسیر به رأی را که گمان می شود بیشتر در حوزه اسماء و صفات مطرح میباشد، از این آیتم بیگانه می شمارد و آن ها را ناظر به آیات احکام میداند.
(باید دانست اینکه ما گفتیم اندیشه در ذات و اسماء و صفات، ممکن است جاهل گمان کند که تامل در ذات ممنوع میباشد به حسب روایات، و نداند که آن تامل که ممنوع هست فکر در اکتناه ذات و کیفیت آن می باشد، و البته لحاظ در ذات برای اثبات وجود و توحید و تنزیه و تقدیس آن، غایت ارسال انبیاء و آمال عرفا بوده، و قرآن کریم و احادیث شریفه مشحون از علم به ذات و کمالات و اسماء و صفات ذات مقدس می باشد و ملحدین اسماء را حق بزرگ تعییر فرموده و هیچ کتابی از کتب حکما و متکلمین بیشتر از کتاب کریم و مهربان الهی و کتب معتبره خبرها مثل اصول کافی و توحید روحانی صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننموده اند. [۲]
(خلال این که در تفسیر به رأی نیز کلامی میباشد که شاید آن غیرمربوط به آیه ها معارف و علوم عقاید که موافق موازین برهانیه میباشد و آیات اخلاقیه که عقل را در آن مدخلیت میباشد باشد، زیرا که این تفاسیر مبتنی بر با دلیل متین عقلی یا اعتبارات واضحه عقلیه است، که در حالتی که ظاهری خلاف آن ها باشد لازم است آن را از آن ظاهر منصرف نمود.
مثلاً در کریمه شریفه (وجاء ربّک) [۳]
و (الرحمن علی العرش استوی)؛ [۴]
که فهم و شعور عرفی مخالف ادله میباشد، رد این ظاهر و تعبیر و تفسیر بر پایه ی با ادله، تعبیر به رأی نیست و به هیچ وجه ممنوع نخواهد بود.
پس محتمل میباشد بلکه مظنون میباشد که تعبیروتفسیر به رأی، در باب آیات احکام باشد که دست آراء و عقول از آن کوتاه هست، و به صرف تعبّد و انقیاد از خزّان وحی و مهابط ملائکة الله باید اخذ کرد… و الا باب اثبات صانع و توحید و تقدیس و اثبات معاد و نبوت بلکه مطلق معارف، حق طلق عقول و از مختصات آن میباشد، و در حالتی که در کلام برخی محدثین عالی رتبه وارد شده میباشد که در اثبات توحید اعتماد بر دلیل نقلی میباشد، از غرایب امور، بلکه از مصیباتی است که باید به خدای متعال از آن مدد توفیق. [۵]
توحید در بعدها مختلف آن از مهم ترین موضوعات کلامی میباشد که امام درباره آن کلام گفته و بویژه توحید ذات و توحید صفات بیشترین دعوا ها را به خود اختصاص داده است. اما این نکته سزاوار توجه میباش آدرس حسینیه نصرت مشهد د که مباحث مربوط به توحید ذات و بخشی از مباحث صفات، بیش از آن که سبک کلامی داشته باشد، رنگ و بوی عرفانی دارد. امام درین مباحث با ذوق و سلیقه عرفانی و با اصطلاحات و دیدگاه های عارفان صحبت گفته میباشد و از همین رو با آن که گزینه کلامی میباشد، اما نمی قدرت مباحث مطرح شده پیرامون آن را مباحث کلامی اصطلاحی دانست. حسینیه نصرت مشهد
۲ - اقتدار عقل در شناخت خداوند
[دستکاری]
این مسأله از دیرباز در بین اندیشمندان مطرح بوده هست که آیا عقل اقتدار شناخت آفریدگار و رزرو حسینیه نصرت مشهد صفات اورا دارااست یا نه؟ آیا عقل میتواند در زمینه ی آفریدگار و صفات و افعال او داوری کند یا خیر؟
۳ - حقیقت ذات پروردگار
[دستکاری]
آنچه تمامی بر آن واقعه نظر داراهستند این میباشد که کنه ذات الهی برای آدم نه باعقل و نه با شهود قابل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دسترسی نیست، آدم توانایی آن را ندارد که حقیقت ذات پروردگار را بشناسد. البته گفت و گو در این است که آیا وجود آفریدگار و همچنین صفت اورا می توان از نحوه عقل اثبات کرد یا نه؟ و آیا می توان به چگونگی رابطه صفات با ذات، شناخت عقلی به دست آورد یا خیر؟
۳.۱ - نظریه کانت درشناخت ماوراء طبعت
بوده اند افرادی که عقل آدم را نسبت به شناخت ماوراء طبیعت و شیوه یابی به عالم غیب روی هم رفته ناتوان می دیدند، مانند کانت در مغرب زمین. و میان مسلمانان نیز کسانی بوده اند که شناخت صفات و اسماء الهی و رابطه آنان با ذات را برای عقل غیر ممکن می دانسته اند، مانند اهل حدیث و عرفا، با این تفاوت که اهل حدیث هرگونه شیوه نامه عقلی و شهودی را انکار می کردند، البته عرفا تنها عقل را ناتوان می دیدند، اما شهود را تأیید می کردند. مسأله تباین سازنده و مخلوق یا اشتراک لفظی صفات آفریدگار با صفات انسان که از سوی بعضی ها مطرح شدهاست، نمونه ای آشکار از چنین دیدگاهی میباشد. [۱]
۳.۲ - نظریه امام خمینی درشناخت ماوراء طبعت
ولی امام خمینی با آن که یک عارف است و با کشف و شهود دمساز، و با اینکه یک دانا متعبد است که به احادیث و سنت ارج فراوان می نهد، در مسأله شناخت عقلی خدا و اسماء و صفات او، همچون یک فیلسوف عقل گرا می اندیشد. او نه صرفا توان عقل را در این زمینه می پذیرد، بلکه این حوزه را تنها جولانگاه عقل و تامل برای نوع آدم می داند که هرگونه تعبّد و پذیرش فارغ از توجیه عقلانی را غیرمنطقی می شمارد.
این باور و اعتقاد چنان با صلابت و استوار از سوی امام مطرح می شود که حتی روایات تفسیر به رأی را که گمان می شود بیشتر در حوزه اسماء و صفات مطرح میباشد، از این آیتم بیگانه می شمارد و آن ها را ناظر به آیات احکام میداند.
(باید دانست اینکه ما گفتیم اندیشه در ذات و اسماء و صفات، ممکن است جاهل گمان کند که تامل در ذات ممنوع میباشد به حسب روایات، و نداند که آن تامل که ممنوع هست فکر در اکتناه ذات و کیفیت آن می باشد، و البته لحاظ در ذات برای اثبات وجود و توحید و تنزیه و تقدیس آن، غایت ارسال انبیاء و آمال عرفا بوده، و قرآن کریم و احادیث شریفه مشحون از علم به ذات و کمالات و اسماء و صفات ذات مقدس می باشد و ملحدین اسماء را حق بزرگ تعییر فرموده و هیچ کتابی از کتب حکما و متکلمین بیشتر از کتاب کریم و مهربان الهی و کتب معتبره خبرها مثل اصول کافی و توحید روحانی صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننموده اند. [۲]
(خلال این که در تفسیر به رأی نیز کلامی میباشد که شاید آن غیرمربوط به آیه ها معارف و علوم عقاید که موافق موازین برهانیه میباشد و آیات اخلاقیه که عقل را در آن مدخلیت میباشد باشد، زیرا که این تفاسیر مبتنی بر با دلیل متین عقلی یا اعتبارات واضحه عقلیه است، که در حالتی که ظاهری خلاف آن ها باشد لازم است آن را از آن ظاهر منصرف نمود.
مثلاً در کریمه شریفه (وجاء ربّک) [۳]
و (الرحمن علی العرش استوی)؛ [۴]
که فهم و شعور عرفی مخالف ادله میباشد، رد این ظاهر و تعبیر و تفسیر بر پایه ی با ادله، تعبیر به رأی نیست و به هیچ وجه ممنوع نخواهد بود.
پس محتمل میباشد بلکه مظنون میباشد که تعبیروتفسیر به رأی، در باب آیات احکام باشد که دست آراء و عقول از آن کوتاه هست، و به صرف تعبّد و انقیاد از خزّان وحی و مهابط ملائکة الله باید اخذ کرد… و الا باب اثبات صانع و توحید و تقدیس و اثبات معاد و نبوت بلکه مطلق معارف، حق طلق عقول و از مختصات آن میباشد، و در حالتی که در کلام برخی محدثین عالی رتبه وارد شده میباشد که در اثبات توحید اعتماد بر دلیل نقلی میباشد، از غرایب امور، بلکه از مصیباتی است که باید به خدای متعال از آن مدد توفیق. [۵]
توحید در بعدها مختلف آن از مهم ترین موضوعات کلامی میباشد که امام درباره آن کلام گفته و بویژه توحید ذات و توحید صفات بیشترین دعوا ها را به خود اختصاص داده است. اما این نکته سزاوار توجه میباشد که مباحث مربوط به توحید ذات و بخشی از مباحث صفات، بیش از آن که سبک کلامی داشته باشد، رنگ و بوی عرفانی دارد. امام درین مباحث با ذوق و سلیقه عرفانی و با اصطلاحات و دیدگاه های عارفان صحبت گفته میباشد و از همین رو با آن که گزینه کلامی میباشد، اما نمی قدرت مباحث مطرح شده پیرامون آن را مباحث کلامی اصطلاحی دانست.
۲ - اقتدار عقل در شناخت خداوند
[دستکاری]
این مسأله از دیرباز در بین اندیشمندان مطرح بوده هست که آیا عقل اقتدار شناخت آفریدگار و صفات اورا دارااست یا نه؟ آیا عقل میتواند در زمینه ی آفریدگار و صفات و افعال او داوری کند یا خیر؟
۳ - حقیقت ذات پروردگار
[دستکاری]
آنچه تمامی بر آن واقعه نظر داراهستند این میباشد که کنه ذات الهی برای آدم نه باعقل و نه با شهود قابل دسترسی نیست، آدم توانایی آن را ندارد که حقیقت ذات پروردگار را بشناسد. البته گفت و گو در این است که آیا وجود آفریدگار و همچنین صفت اورا می توان از نحوه عقل اثبات کرد یا نه؟ و آیا می توان به چگونگی رابطه صفات با ذات، شناخت عقلی به دست آورد یا خیر؟
۳.۱ - نظریه کانت درشناخت ماوراء طبعت
بوده اند افرادی که عقل آدم را نسبت به شناخت ماوراء طبیعت و شیوه یابی به عالم غیب روی هم رفته ناتوان می دیدند، مانند کانت در مغرب زمین. و میان مسلمانان نیز کسانی بوده اند که شناخت صفات و اسماء الهی و رابطه آنان با ذات را برای عقل غیر ممکن می دانسته اند، مانند اهل حدیث و عرفا، با این تفاوت که اهل حدیث هرگونه شیوه نامه عقلی و شهودی را انکار می کردند، البته عرفا تنها عقل را ناتوان می دیدند، اما شهود را تأیید می کردند. مسأله تباین سازنده و مخلوق یا اشتراک لفظی صفات آفریدگار با صفات انسان که از سوی بعضی ها مطرح شدهاست، نمونه ای آشکار از چنین دیدگاهی میباشد. [۱]
۳.۲ - نظریه امام خمینی درشناخت ماوراء طبعت
ولی امام خمینی با آن که یک عارف است و با کشف و شهود دمساز، و با اینکه یک دانا متعبد است که به احادیث و سنت ارج فراوان می نهد، در مسأله شناخت عقلی خدا و اسماء و صفات او، همچون یک فیلسوف عقل گرا می اندیشد. او نه صرفا توان عقل را در این زمینه می پذیرد، بلکه این حوزه را تنها جولانگاه عقل و تامل برای نوع آدم می داند که هرگونه تعبّد و پذیرش فارغ از توجیه عقلانی را غیرمنطقی می شمارد.
این باور و اعتقاد چنان با صلابت و استوار از سوی امام مطرح می شود که حتی روایات تفسیر به رأی را که گمان می شود بیشتر در حوزه اسماء و صفات مطرح میباشد، از این آیتم بیگانه می شمارد و آن ها را ناظر به آیات احکام میداند.
(باید دانست اینکه ما گفتیم اندیشه در ذات و اسماء و صفات، ممکن است جاهل گمان کند که تامل در ذات ممنوع میباشد به حسب روایات، و نداند که آن تامل که ممنوع هست فکر در اکتناه ذات و کیفیت آن می باشد، و البته لحاظ در ذات برای اثبات وجود و توحید و تنزیه و تقدیس آن، غایت ارسال انبیاء و آمال عرفا بوده، و قرآن کریم و احادیث شریفه مشحون از علم به ذات و کمالات و اسماء و صفات ذات مقدس می باشد و ملحدین اسماء را حق بزرگ تعییر فرموده و هیچ کتابی از کتب حکما و متکلمین بیشتر از کتاب کریم و مهربان الهی و کتب معتبره خبرها مثل اصول کافی و توحید روحانی صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننموده اند. [۲]
(خلال این که در تفسیر به رأی نیز کلامی میباشد که شاید آن غیرمربوط به آیه ها معارف و علوم عقاید که موافق موازین برهانیه میباشد و آیات اخلاقیه که عقل را در آن مدخلیت میباشد باشد، زیرا که این تفاسیر مبتنی بر با دلیل متین عقلی یا اعتبارات واضحه عقلیه است، که در حالتی که ظاهری خلاف آن ها باشد لازم است آن را از آن ظاهر منصرف نمود.
مثلاً در کریمه شریفه (وجاء ربّک) [۳]
و (الرحمن علی العرش استوی)؛ [۴]
که فهم و شعور عرفی مخالف ادله میباشد، رد این ظاهر و تعبیر و تفسیر بر پایه ی با ادله، تعبیر به رأی نیست و به هیچ وجه ممنوع نخواهد بود.
پس محتمل میباشد بلکه مظنون میباشد که تعبیروتفسیر به رأی، در باب آیات احکام باشد که دست آراء و عقول از آن کوتاه هست، و به صرف تعبّد و انقیاد از خزّان وحی و مهابط ملائکة الله باید اخذ کرد… و الا باب اثبات صانع و توحید و تقدیس و اثبات معاد و نبوت بلکه مطلق معارف، حق طلق عقول و از مختصات آن میباشد، و در حالتی که در کلام برخی محدثین عالی رتبه وارد شده میباشد که در اثبات توحید اعتماد بر دلیل نقلی میباشد، از غرایب امور، بلکه از مصیباتی است که باید به خدای متعال از آن مدد توفیق. [۵]

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم