رخدادٔ مسجد گوهرشاد یا این که قیام گوهرشاد یکیاز اتفاق ها روزگار حکومت رضاشاه حسینیه نصرت مشهد و ابتداوزیری محمدعلی فروغی در روزگار پهلوی میباشد که در ۲۱ تیر ۱۳۱۴۲ صورت اعطا کرد. خیزش عموم در جریان این اتفاق، در اعتراض به اجباری شدن بر سرنهادن کلاه شاپو به وسیله حکومت مرکزی فیس بخشید و به کشته شدن بیشتراز صد نفر انجامید.۳۴ این واقعه بهتیتر یک آدرس حسینیه نصرت مشهد «واقعه خونین» تعریف شده است.۱این اتفاق دستمایه سوءاستفاده تبلیغاتی انبوهی از رسانهها و جایگاههای حکومتی در جمهوری اسلامی ایران گردیدهاست کهاین رخداد را در اعتراض به کشف عفاف معرفی مینمایند درحالیکه رزرو حسینیه نصرت مشهد واقعه کشف عفاف حدود شش ماه پس از این حادثه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ به وقوع پیوست.۵
پیشدرآمد رخداد
نمایی از مسجد گوهرشاد در مجاورت مرقد علی بن موسی الرضا (عکس مرتبط با سال ۱۳۱۴ ه.ش)
وقتی که در سال ۱۳۱۴، جایگزینی کلاههایی که شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عموم جمهوری اسلامی ایران تا آن لحظه بر راز مینهادند (که کلاه پهلوی را نیز در برمی گرفت) با کلاه شاپو، به دستور حکومت، در کشور ایران اجباری شد، در شهر مذهبی مشهد، اجرای آن به سادگی جاری ساختن نگرفت و پیرامون اجرای آن میان دو توان در خراسان اختلاف حیث تولید شد: فتحالله پاکروان استاندار خراسان که نو بهاین جایگاه گماشته گردیده یود، بر این اطمینان بود که حکومت باید در قبال مقاومت عموم در تایید کلاه شاپو که کلاهی خارجی و بیگانه بهشمار میرفت، با بهکارگیری تحمیل، آنها را بهاین جایگزینی و تحول وادارد. البته از سوی دیگر، توان دیگر خراسان، یعنی محمدولی اسدی، نایب التولیه آستان قدس رضوی که تا حدی جنبه مردمی داشت و با روحانیان گردهمایی و برخاست داشت، معتقد بود ازآنجاکه مشهد شهری مذهبی میباشد و بخش اعظمی از اهالیش در پی روحانیت میباشند، برای خودداری از هرگونه روی داد شومی (به ویژه خیزش عموم بر ضد حکومت که به احتمال زیاد به خونریزی میانجامید) باید کاربرد کلاه شاپو در خراسان، بهطور استثنا دلبخواهی باشد.
رضاشاه هر دو نگرش را گزینه اعتنا قرار بخشید و عاقبت بعداز مدتی، نظریهٔ آن دو توان را جویا شد. پاکروان صریحاً به فرمان روا نوشت: «... چاکر کار کشته به جاری ساختن حیث خویش هستم در شرایطیکه که از طرف نایب التولیه تحریک نشود…»؛ نایب التولیه هم نوشت: «... هنوز به اظهارنظر خویش معتقد بوده و اجرای آن را خطرناک میدانم…». به فرمان پاکروان، شهربانی برای بهکارگیری کلاه خارجی در رده اجرا توان برآمد و به دریدن کلاه کهن و دستگیر کسان بیکلاه ورزید.
در تیرماه ۱۳۱۴ روحانیونِ مشهد با تجمع در خانه یونس اردبیلی، از روحانیون شیعه، قصد به ارسال کردن نمایندگانی برای مصاحبه با رضاشاه گرفتند و روضه خوان شیعه سید حسین طباطبایی قمی بدین مراد گزینش شد. قمی بعداز ورود به طهران، به ری رفت و در گلشن سراجالملک سکنی گزید. حکومت محل اقامت اورا ذیل محاصره قرار بخشید و آنگاه دستگیر و ممنوعالملاقات شد.۶۷
بهدنبال تکثیر خبر دستگیر قمی در مشهد و همینطور در اعتراض به مبادرتهای شهربانی، شب نوزدهم تیرماه عموم در مسجد گوهرشاد گرد آمدند و محمدتقی بهلول دارای شهرت به روضه خوان بهلول واعظ که در آن گردهمایی بر منبر صحبت می راند، عموم را به ایستادگی در قبال حکومت فراخواند. ارشادوراهنمایی روضه خوان بهلول دو سه روزی ادامه یافت؛ وی در منبر سخنان تندی اختلال کرد که شنوندگان را به طور کاملً ذیل تأثیر قرار بخشید.۳۴۸
به محض آنکه گزارش بستنشینی عموم در بقاع علی بن موسی الرضا به رضا پادشاه رسید، به مأموران نظامی مشهد فرمان مصرح اعطا کرد که چنانچه تا فردا صبح، عموم بستنشسته را نپراکنند، به بالاترین مجازات نظامی گرفتار خواهند شد.۹ پلیس مشهد حکم به متفرق شدن جمعیت حاضر (که درین برهه زمانی در آنجا تحصن کرده بودند) بخشید البته عموم امر نبردند؛ از اینرو پلیس به قوه اجرایی (استانداری) متوسل شد. پاکروان هم از ایرج مطبوعی فرمانده لشکر خواست که عموم گردآمده را بپراکند. سرتیپ مطبوعی نیز هنگ پیاده لشکر را به سرکوبی عموم گماشت؛ این هنگ به فرماندهی سرهنگ قادری محیط صحن و مقبره علی بن موسی الرضا و مسجد گوهرشاد را محاصره کرد و به تیراندازی به تحصنکنندگان پرداخت که در فیضاش، توده متعددی از زائران و تحصنکنندگان کشته شدند. شمار کشتهشدگان این رخداد تعدادی ده نفر برآورد شده است. حسینعلی ذوالفقاری گلمکانی، نگهبان بازنشسته و حاضر در حادثه، ادعا دارد «آن شب حدود ۱۶۰۰ نفر را کشتند اما از نگهبانها و نظامیها هم مقتول بود که بروز داده نمیشد!»۱۰ حکومت جسد کشتهشدگان را سوای رعایت آئینهای فقاهتی در گوری مجموعهجمعی در محله آجر جنسها و گلشن خونی مشهد دفن کرد.مستلزم منبع
بعد از حادثه مسجد گوهرشاد، محمدتقی بهلول به انگیزه ذیل تعقیب بودن به افغانستان گریخت. همینطور حکومت در به عبارتی سال سید حسین طباطبایی قمی را از کشورایران به عراق تبعید کرد.
رخدادٔ مسجد گوهرشاد یا این که قیام گوهرشاد یکیاز اتفاق ها روزگار حکومت رضاشاه حسینیه نصرت مشهد و ابتداوزیری محمدعلی فروغی در روزگار پهلوی میباشد که در ۲۱ تیر ۱۳۱۴۲ صورت اعطا کرد. خیزش عموم در جریان این اتفاق، در اعتراض به اجباری شدن بر سرنهادن کلاه شاپو به وسیله حکومت مرکزی فیس بخشید و به کشته شدن بیشتراز صد نفر انجامید.۳۴ این واقعه بهتیتر یک آدرس حسینیه نصرت مشهد «واقعه خونین» تعریف شده است.۱این اتفاق دستمایه سوءاستفاده تبلیغاتی انبوهی از رسانهها و جایگاههای حکومتی در جمهوری اسلامی ایران گردیدهاست کهاین رخداد را در اعتراض به کشف عفاف معرفی مینمایند درحالیکه رزرو حسینیه نصرت مشهد واقعه کشف عفاف حدود شش ماه پس از این حادثه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ به وقوع پیوست.۵
پیشدرآمد رخداد
نمایی از مسجد گوهرشاد در مجاورت مرقد علی بن موسی الرضا (عکس مرتبط با سال ۱۳۱۴ ه.ش)
وقتی که در سال ۱۳۱۴، جایگزینی کلاههایی که شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عموم جمهوری اسلامی ایران تا آن لحظه بر راز مینهادند (که کلاه پهلوی را نیز در برمی گرفت) با کلاه شاپو، به دستور حکومت، در کشور ایران اجباری شد، در شهر مذهبی مشهد، اجرای آن به سادگی جاری ساختن نگرفت و پیرامون اجرای آن میان دو توان در خراسان اختلاف حیث تولید شد: فتحالله پاکروان استاندار خراسان که نو بهاین جایگاه گماشته گردیده یود، بر این اطمینان بود که حکومت باید در قبال مقاومت عموم در تایید کلاه شاپو که کلاهی خارجی و بیگانه بهشمار میرفت، با بهکارگیری تحمیل، آنها را بهاین جایگزینی و تحول وادارد. البته از سوی دیگر، توان دیگر خراسان، یعنی محمدولی اسدی، نایب التولیه آستان قدس رضوی که تا حدی جنبه مردمی داشت و با روحانیان گردهمایی و برخاست داشت، معتقد بود ازآنجاکه مشهد شهری مذهبی میباشد و بخش اعظمی از اهالیش در پی روحانیت میباشند، برای خودداری از هرگونه روی داد شومی (به ویژه خیزش عموم بر ضد حکومت که به احتمال زیاد به خونریزی میانجامید) باید کاربرد کلاه شاپو در خراسان، بهطور استثنا دلبخواهی باشد.
رضاشاه هر دو نگرش را گزینه اعتنا قرار بخشید و عاقبت بعداز مدتی، نظریهٔ آن دو توان را جویا شد. پاکروان صریحاً به فرمان روا نوشت: «... چاکر کار کشته به جاری ساختن حیث خویش هستم در شرایطیکه که از طرف نایب التولیه تحریک نشود…»؛ نایب التولیه هم نوشت: «... هنوز به اظهارنظر خویش معتقد بوده و اجرای آن را خطرناک میدانم…». به فرمان پاکروان، شهربانی برای بهکارگیری کلاه خارجی در رده اجرا توان برآمد و به دریدن کلاه کهن و دستگیر کسان بیکلاه ورزید.
در تیرماه ۱۳۱۴ روحانیونِ مشهد با تجمع در خانه یونس اردبیلی، از روحانیون شیعه، قصد به ارسال کردن نمایندگانی برای مصاحبه با رضاشاه گرفتند و روضه خوان شیعه سید حسین طباطبایی قمی بدین مراد گزینش شد. قمی بعداز ورود به طهران، به ری رفت و در گلشن سراجالملک سکنی گزید. حکومت محل اقامت اورا ذیل محاصره قرار بخشید و آنگاه دستگیر و ممنوعالملاقات شد.۶۷
بهدنبال تکثیر خبر دستگیر قمی در مشهد و همینطور در اعتراض به مبادرتهای شهربانی، شب نوزدهم تیرماه عموم در مسجد گوهرشاد گرد آمدند و محمدتقی بهلول دارای شهرت به روضه خوان بهلول واعظ که در آن گردهمایی بر منبر صحبت می راند، عموم را به ایستادگی در قبال حکومت فراخواند. ارشادوراهنمایی روضه خوان بهلول دو سه روزی ادامه یافت؛ وی در منبر سخنان تندی اختلال کرد که شنوندگان را به طور کاملً ذیل تأثیر قرار بخشید.۳۴۸
به محض آنکه گزارش بستنشینی عموم در بقاع علی بن موسی الرضا به رضا پادشاه رسید، به مأموران نظامی مشهد فرمان مصرح اعطا کرد که چنانچه تا فردا صبح، عموم بستنشسته را نپراکنند، به بالاترین مجازات نظامی گرفتار خواهند شد.۹ پلیس مشهد حکم به متفرق شدن جمعیت حاضر (که درین برهه زمانی در آنجا تحصن کرده بودند) بخشید البته عموم امر نبردند؛ از اینرو پلیس به قوه اجرایی (استانداری) متوسل شد. پاکروان هم از ایرج مطبوعی فرمانده لشکر خواست که عموم گردآمده را بپراکند. سرتیپ مطبوعی نیز هنگ پیاده لشکر را به سرکوبی عموم گماشت؛ این هنگ به فرماندهی سرهنگ قادری محیط صحن و مقبره علی بن موسی الرضا و مسجد گوهرشاد را محاصره کرد و به تیراندازی به تحصنکنندگان پرداخت که در فیضاش، توده متعددی از زائران و تحصنکنندگان کشته شدند. شمار کشتهشدگان این رخداد تعدادی ده نفر برآورد شده است. حسینعلی ذوالفقاری گلمکانی، نگهبان بازنشسته و حاضر در حادثه، ادعا دارد «آن شب حدود ۱۶۰۰ نفر را کشتند اما از نگهبانها و نظامیها هم مقتول بود که بروز داده نمیشد!»۱۰ حکومت جسد کشتهشدگان را سوای رعایت آئینهای فقاهتی در گوری مجموعهجمعی در محله آجر جنسها و گلشن خونی مشهد دفن کرد.مستلزم منبع
بعد از حادثه مسجد گوهرشاد، محمدتقی بهلول به انگیزه ذیل تعقیب بودن به افغانستان گریخت. همینطور حکومت در به عبارتی سال سید حسین طباطبایی قمی را از کشورایران به عراق تبعید کرد.

مراسمها و آیینهای مذهبی حسینیه نصرت مشهد