در دانش حرف
در دانش سخن نام آن لفظی میباشد که بر صِرف ذات دلالت مینماید؛ مانند: «اللّه»، «رجل» و «آدم» یا این که بر ذاتی که به وصفی متصف میباشد دلالت مینماید مانند: «عالِم» و «توانمند» و یا این که بر مبدأ فعل دلالت مینماید؛ مانند: «رازق» و «سازنده» امّا صفت صرفا یک کاربرد داراست و فقط بر مبدأ دلالت مینماید سوای اینکه علامتی بر ذات بوده باشد؛ مانند: دانش، اقتدار، رزق و خلقت، به همین جهت میقدرت نام را محمول قرار داده و آن را بر ذات حمل کرد و اظهار کرد: معبود «فقید» یا این که «تولیدکننده» یا این که «رحمان» یا این که «رحیم» میباشد؛ اما صفت را نمیقدرت محمول قرار اعطا کرد و اظهار کرد: آفریدگار اخلاق حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۷]
در فلسفه و عرفان
اسما و صفات در فلسفه و عرفان معنایی شبیه دارا هستند و صرفا فرقشان به رقیقه بودن معنای آن در فلسفه و حقیقه بودن آن در عرفان میباشد. نام دراین اصطلاح عبارت از ذات با برخی شؤون، اعتبارات و حیثیات میباشد، چون برای آفریدگار متعال به مقتضای «کُلَّ یوم هُوَ فی شَأن» (آیه ۲۹ سوره الرحمن) شؤون ذاتیه و مراتب عینیهای میباشد که به حسب هر کدام از آنها برای وی نام یا این که صفتی نتایج آدرس حسینیه نصرت مشهد میشود.[۸]
صفت، مفهومی مجرد از ذات و عارض بر آن میباشد، از این جهت نام و صفت نظیر مرکب و بسیط میباشد.[۹]
در تعریف و تمجید دیگری، ذات با صفت معلوم و به اعتبار تجلی خاص، نام نامیده میشود.[۱۰]
گاهی به خویش صفت نام اطلاق می گردد، چون ذات در بین همگی اسما مشترک میباشد و تکثر در اسما به باعث تکثر صفات به اعتبار مراتب غیبیه حق بزرگ (مفاتیح الغیب) رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۱]
گاهی در تعریفوتمجید نام و صفت، تعینات و حقایق فرنگی از جهت ظهور ذات در آنان و رابطه آنها با ذات مطلق «نام» نامیده می شود و همین تعینات و حقایق اگر صرفا مراعات خواهد شد «وصف» خوانده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می گردد.[۱۲]
تفاوت تمجید عرفا و متکلمین
نام در عرفان، حقیقتی عینی و فرنگی میباشد؛ اما در حرف، وجودی لفظی یا این که کتبی میباشد و ورای لفظ و نگارش، حقیقتی برای آن متصور وجود ندارد، نامِ کلامی از منظر عرفان نامِ نام میباشد؛ خیر خویش نام.[۱۳]
در احادیث
در روایات اسلامی، نام و صفت درخصوص پروردگار متعال یک مضمون داراهستند. به عنوان مثالً «سمیع» و «بصیر» در بعضا از روایات تحت عنوان صفت معرّفی شد هاند[۱۴] و در بعضا از روایات تحت عنوان نام.[۱۵]
برخی از روایات تصریح مینمایند که اسما و صفات معبود تفاوتی ندارند، از امام باقر(ع) نقل شدهاست: إنَّ الأَسماءَ صِفاتٌ وَصَفَ بِها نَفسَهُ: اسمهای پروردگار، صفاتی میباشند که پروردگار با آنها خویش را وصف نموده است.[۱۶] امام رضا(ع) در جواب محمد بن سنان که از «نام» پرسیده بود فرمود: صِفَةٌ لِمَوصوفٍ: صفتی میباشد برای یک موصوف.[۱۷]
نکته بسیار دقیقی که در روایات اهل بیت در تبیین معنای اسما و صفات الهی آمده این میباشد که آنان هویتی جداگانه از ذات مقدّس حق ندارند، چنان که از امام رضا(ع) قصه شدهاست: أسماؤُهُ تَعبیرٌ، و أفعالُهُ تَفهیمٌ، و ذاتُهُ حَقیقَةٌ: اسمهای وی تعبیرند(یعنی عین ذات و صفات وی نیستند بلکه تعابیری میباشند که گواه بر وی می باشند) [۱۸] و افعالش برای تفهیم، و ذاتش واقعیت میباشد. همینطور امام رضا(ع) می فرماید: الاِسمُ غَیرُ المُسَمّی، فَمَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنی فَقَد کفَرَ و لَم یعبُد شَیئا، و مَن عَبَدَ الاِسمَ وَ المَعنی فَقَد کفَر و عَبَدَ اثنَینِ، و مَن عَبَدَ المَعنی دونَ الاِسمِ فَذاک التَّوحیدُ: اسم، غیر از ناموَر میباشد، کسی که اسم را پرستد خیر معنی را کافر گردیده و چیزی را نپرسیده میباشد، و کسی که اسم و معنی را پرستد هم کافر گردیده و دو چیز را پرستیده میباشد، و کسی که مفهوم را پرستد خیر اسم را، یکتاپرست میباشد.[۱۹]
در دانش حرف
در دانش سخن نام آن لفظی میباشد که بر صِرف ذات دلالت مینماید؛ مانند: «اللّه»، «رجل» و «آدم» یا این که بر ذاتی که به وصفی متصف میباشد دلالت مینماید مانند: «عالِم» و «توانمند» و یا این که بر مبدأ فعل دلالت مینماید؛ مانند: «رازق» و «سازنده» امّا صفت صرفا یک کاربرد داراست و فقط بر مبدأ دلالت مینماید سوای اینکه علامتی بر ذات بوده باشد؛ مانند: دانش، اقتدار، رزق و خلقت، به همین جهت میقدرت نام را محمول قرار داده و آن را بر ذات حمل کرد و اظهار کرد: معبود «فقید» یا این که «تولیدکننده» یا این که «رحمان» یا این که «رحیم» میباشد؛ اما صفت را نمیقدرت محمول قرار اعطا کرد و اظهار کرد: آفریدگار اخلاق حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۷]
در فلسفه و عرفان
اسما و صفات در فلسفه و عرفان معنایی شبیه دارا هستند و صرفا فرقشان به رقیقه بودن معنای آن در فلسفه و حقیقه بودن آن در عرفان میباشد. نام دراین اصطلاح عبارت از ذات با برخی شؤون، اعتبارات و حیثیات میباشد، چون برای آفریدگار متعال به مقتضای «کُلَّ یوم هُوَ فی شَأن» (آیه ۲۹ سوره الرحمن) شؤون ذاتیه و مراتب عینیهای میباشد که به حسب هر کدام از آنها برای وی نام یا این که صفتی نتایج آدرس حسینیه نصرت مشهد میشود.[۸]
صفت، مفهومی مجرد از ذات و عارض بر آن میباشد، از این جهت نام و صفت نظیر مرکب و بسیط میباشد.[۹]
در تعریف و تمجید دیگری، ذات با صفت معلوم و به اعتبار تجلی خاص، نام نامیده میشود.[۱۰]
گاهی به خویش صفت نام اطلاق می گردد، چون ذات در بین همگی اسما مشترک میباشد و تکثر در اسما به باعث تکثر صفات به اعتبار مراتب غیبیه حق بزرگ (مفاتیح الغیب) رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۱]
گاهی در تعریفوتمجید نام و صفت، تعینات و حقایق فرنگی از جهت ظهور ذات در آنان و رابطه آنها با ذات مطلق «نام» نامیده می شود و همین تعینات و حقایق اگر صرفا مراعات خواهد شد «وصف» خوانده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می گردد.[۱۲]
تفاوت تمجید عرفا و متکلمین
نام در عرفان، حقیقتی عینی و فرنگی میباشد؛ اما در حرف، وجودی لفظی یا این که کتبی میباشد و ورای لفظ و نگارش، حقیقتی برای آن متصور وجود ندارد، نامِ کلامی از منظر عرفان نامِ نام میباشد؛ خیر خویش نام.[۱۳]
در احادیث
در روایات اسلامی، نام و صفت درخصوص پروردگار متعال یک مضمون داراهستند. به عنوان مثالً «سمیع» و «بصیر» در بعضا از روایات تحت عنوان صفت معرّفی شد هاند[۱۴] و در بعضا از روایات تحت عنوان نام.[۱۵]
برخی از روایات تصریح مینمایند که اسما و صفات معبود تفاوتی ندارند، از امام باقر(ع) نقل شدهاست: إنَّ الأَسماءَ صِفاتٌ وَصَفَ بِها نَفسَهُ: اسمهای پروردگار، صفاتی میباشند که پروردگار با آنها خویش را وصف نموده است.[۱۶] امام رضا(ع) در جواب محمد بن سنان که از «نام» پرسیده بود فرمود: صِفَةٌ لِمَوصوفٍ: صفتی میباشد برای یک موصوف.[۱۷]
نکته بسیار دقیقی که در روایات اهل بیت در تبیین معنای اسما و صفات الهی آمده این میباشد که آنان هویتی جداگانه از ذات مقدّس حق ندارند، چنان که از امام رضا(ع) قصه شدهاست: أسماؤُهُ تَعبیرٌ، و أفعالُهُ تَفهیمٌ، و ذاتُهُ حَقیقَةٌ: اسمهای وی تعبیرند(یعنی عین ذات و صفات وی نیستند بلکه تعابیری میباشند که گواه بر وی می باشند) [۱۸] و افعالش برای تفهیم، و ذاتش واقعیت میباشد. همینطور امام رضا(ع) می فرماید: الاِسمُ غَیرُ المُسَمّی، فَمَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنی فَقَد کفَرَ و لَم یعبُد شَیئا، و مَن عَبَدَ الاِسمَ وَ المَعنی فَقَد کفَر و عَبَدَ اثنَینِ، و مَن عَبَدَ المَعنی دونَ الاِسمِ فَذاک التَّوحیدُ: اسم، غیر از ناموَر میباشد، کسی که اسم را پرستد خیر معنی را کافر گردیده و چیزی را نپرسیده میباشد، و کسی که اسم و معنی را پرستد هم کافر گردیده و دو چیز را پرستیده میباشد، و کسی که مفهوم را پرستد خیر اسم را، یکتاپرست میباشد.[۱۹]

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم