loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 21
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 10:58

سید ابراهیم ایروانی، سید محمد متفحص داماد، سید احمد خوانساری، سید ابوالقاسم خویی، سید نصرالله مستنبط و نصرالله خلخالی در تصویر مشاهده میشوند
خوانساری تا مجال درگذشت بروجردی در ۱۳۴۰ش/۱۳۸۰ق به درس دادن و اداره کارها فقهی عموم طهران می‌پرداخت و بعد از درگذشت وی، هر یک سری بعضی از علمای طراز اولیه از او خواستند به نجف یا این که قم برود و مرجعیت عامه شیعه ها را بپذیرد، او طهران را رخنه‌ نکرد.[۱۷] البته مرجعیت را عهده دار شد و بعضی از شیعه ها پاکستان، عراق و کشور ایران او را تحت عنوان مرجع تبعیت خود حسینیه نصرت مشهد برگزیدند.[۱۸]

اظهار نظر خاص
آیت الله خوانساری این نظر را دارد که ثابت حرمت بازی با آلات قمار فارغ از پیروزی و ناکامی نقص‌ میباشد. از گفته‌های وی در کتاب جامع المدارک می‌اقتدار برداشت کرد که طبق حیث وی، بازی با آلات قمار حتی در حالتی که تیتر قمار بودن هم بر آن درستی نماید فارغ از پیروزی و شکست روا آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۹]

آیت الله خوانساری از نادر علمایی میباشد که در شطرنج نظری گوناگون دارااست، او در کتاب جامع المدارک گفته میباشد: هرگاه شطرنج تحت عنوان یکی‌از آلات قمار شناخته نشود، بازی با آن حلال میباشد. امام خمینی نیز حکم به حلیت شطرنج با این شرط بخشید و در مقابل اعتراض یکی شاگردان خویش (محمدحسن قدیری . درگذشت: ۱۳۸۷ش)، به سوابق این حکم بوسیله سید احمد خوانساری اشاره رزرو حسینیه نصرت مشهد نمود.[۲۰]

او در امر ولایت فقید نیز قائل میباشد که هیچ مرحله از ولایت برای دانا نیست و حتی حق تصرف در خمس را ندارد تا چه برسد به اجرای حدود و قصاص و قضاوت و دیگر کارها اجتماعی.[۲۱] خوانساری از آغاز در شمار معارضان تند و مصرح حکومت و به ویژه فرد محمدرضا پادشاه عدم وجود.[۲۲] وی که از باخت علمای نجف در جریان مشروطه خاطرات ناخوشایندی داشت خط مش مداراگرایانه عبدالکریم حائری یزدی و بروجردی با حکومت را اعتقاد داشت، هرچند به قربت با حکومت روی خوش نشانه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نمی‌بخشید.[۲۳]

مناسبات خوانساری با حکومت پهلوی با فراز و نشیب‌های بخش اعظمی هم پا بود و گاه این مناسبات به تیرگی می‌گرایید. چنان که در قضایایی مانند قیام پانزدهم خرداد ماه(۱۳۴۲ش) و پایکوبی‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در ۱۳۵۰ش، موضع او با صدور اعلامیه و اظهار مخالفت مصرح به جناح معارضان دور از شوخی رژیم مجاورت شد.[۲۴] وی همینطور در مقاطع گوناگون تذکراتی به حکومت وقت می‌بخشید و خواست‌هایی را مطرح می کرد مانند برحذر داشتن رژیم از بی‌حرمتی به عالمان فقهی در رادیو، دوری از پخش بعضا نرم افزار‌های نامناسب از تلویزیون، ساماندهی معافیت طلاب علم ها شرعی از سرویس سربازی، پیگیری برای آزادی علما و زندانیان دیگر و رفع ممنوعیت از سخنرانی وعاظ ممنوع المنبر.[۲۵]

برخی گفته‌اند که انگیزه اینکه آیت الله خوانساری در مباحث سیاسی ورود نیافت، ماجرای اهانت او در بازار طهران در موضوع اصلاحات ارضی بود.[۲۶]

عمل‌های اجتماعی و فرهنگی
خوانساری ضمن پژوهش به حوزه علمیه قم، طهران، نجف و دیگر شهرها به تاسیس و تعمیر اکثری از مساجد و بناهای همگانی یاری می کرد. هنگام وقوع زمین لرزه خراسان در ۱۳۴۷ش یاری‌هایی به زمین لرزه‌زدگان تخصیص بخشید و در ماجرای اخراج ایرانیان از عراق در ۱۳۴۸ش، به سعی وی مجلسی تعالی در اعتراض به‌این خلق حاکمان عراق تشکیل شوید.[۲۷]

وفات
خوانساری در ۲۹ دی ۱۳۶۳ش موازی با ۲۷ ربیع‌الثانی ۱۴۰۵ق در طهران درگذشت.[۲۸] امام خمینی به مناسبت وفات وی پیام تسلیتی صادر کرد[۲۹] و بازار طهران و ناحیههای علمیه تعطیل و از سوی دولت یک هفته عزای همگانی اعلام شد. پیکر او را بعداز تشییع در طهران به قم منتقل و در مسجد بالاسر بقعه حضرت معصومه(س) به خاک سپردند.[۳۰]

فرزندان
خوانساری دارنده چهار فرزند ذکور به اسم‌های جعفر، مهدی، علی و ادب الله بود که دو نفر اخیر در طول حیات وی از جهان رفتند.[۳۱]

مختصات
اکثری از عالمان، احتیاط بسیار و ورع خوانساری را ستوده و او را در تهذیب نفس و فضائل اخلاقی زیرا متانت، تواضع و بی آلایش زیستی دارنده سکو‌ای بلند دانسته‌اند.[۳۲] مقام علمی رفیع وی نیز برای همگان مشهود بود چنان که اکثری از بزرگان حوزه قم، نجف و کربلا بعداز درگذشت آیت الله بروجردی او را اعلم و دارنده دقیق شدن در مسائل دینی می‌دانستند.[۳۳] خصوصیت اساسی فقه خوانساری استقلال در رأی میباشد که در بخش اعظمی موردها به مخالفت وی با طریقه دارای شهرت انجامیده میباشد.[۳۴] امام خمینی اورا منفعت‌مند از رده احتياط، زهد و تقوا، علميت و دقیق شدن دانسته میباشد.[۳۵] درباره یکی‌از کرامات آیت‌الله سیداحمد خوانساری نقل گردیده‌است: او بیماری آسیب معده داشت که احتیاج به فعالیت جراحی داشت، از طرفی او سالخورده و از نظر جسمی ناتوان بود و تحمل جراحی فارغ از بیهوشی نیز ممکن عدم وجود، قبل از آنکه کار جراحی استارت خواهد شد، او اذن بی‌هوش کردن را به دکتر نداد -زیرا به لحاظ وی در موقعیت بی‌هوشی، پیروی مقلدینشان مبتلا انواع میشد- از این رو به پزشکان معالج خاطرنشان کرد: هر گاه اینجانب سرگرم تلاوت سوره مبارکه انعام شدم، شما درگیر شغل گردید، اینجانب اعتنا‌ام به قرآن میباشد و در این حالت هیچ مشکلی پیش نمی‌آید -او آن چنان به قرآن اعتنا پیدا میکرد که شم درد نمی‌کردند- همانطور هم شد و با مجموع شدن کار جراحی، خواندن سوره مبارکه انعام نیز به انتها رسید![۳۶]

بازدید : 18
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:51


بِحارُ الاَنوار الجامِعَةُ لِدُرَرِ أخبارِ الأئمةِ الأطهار پر اسم و رسم به بحار الانوار، دسته حدیثی شیعه میباشد که با تحقیق علامه مجلسی تألیف گردیده‌است. تألیف این کتاب که دسته‌ای از آموزه‌ها و تعالیم شیعه میباشد، بیشتراز ۳۰ سال ارتفاع کشیده و گروهی از شاگردان علامه مجلسی او‌را در‌این فعالیت کمک حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

مؤلف، کتاب را مبنی بر ۲۵ قضیه کلی پیاده سازی و آن را در ۲۵ جلد مکان داده میباشد که در زمان‌های اخیر به طور ۱۱۰ جلدی منتشر می‌گردد.

آقا گرانقدر تهرانی در وصف بحارالانوار گفته میباشد کتاب جامع حدیثی میباشد که مانند آن خیر قبلش و خیر بعدش تألیف نشده میباشد بحارالانوار، مصدر و منبع علمی برای هر شخصی میباشد که درپی علم ها آل محمد(ص) میباشد. چون که اکثر منابع بحارالانوار از کتاب‌های معتمد و معتبری بوده که تعدادشان معدود و دسترسی به آنان بر همگان قابلیت آدرس حسینیه نصرت مشهد نداشته میباشد.

بحار الانوار به خیال بیان مستند بیشتر داستان‌های منقول از ائمه شیعه، باب‌بندی موضوعات، تفصیل و ذکر بخش اعظمی از احادیث، پژوهش ها مختلف کلامی، تاریخی، فقاهتی، تفسیری، اخلاقی، حدیثی و لغوی، نزد پژوهشگران و محققان مقامی تعالی داشته میباشد؛ چنانکه با وجود وسعت زیاد، از به عبارتی زمانه تألیف، ورژن‌های خطی اکثری از آن مندرج و با ترویج صنعت چاپ، همگی یا این که نصیب‌هایی از آن بارها به چاپ رزرو حسینیه نصرت مشهد رسیده میباشد.

جلدهای متفاوت این کتاب به طور متفرقه به فارسی نیز ترجمه و منتشر گردیده‌اند. مشهور‌ترین ترجمه آن کتابی میباشد با اسم مهدی موعود(عج) بوسیله علی دوانی که ترجمه جلد ۱۳ از چاپ ۲۵ جلدی میباشد و به مسئله امام فرصت(عج) تخصیص شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داراست.

برنامه موضوعی بحارالانوار با مقصود کسب ریلکس‌خیس دانشمندان به مطالب این کتاب ایجاد و منتشر شد‌ه‌است.

درباره مؤلف
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: محمدباقر مجلسی
محمدباقر مجلسی مشهور به علامه مجلسی یا این که مجلسی دوم (۱۰۳۷-۱۱۱۰ق)، از پر اسم و رسم‌ترین فقها و محدثان در دنیا اسلام میباشد. او از مالک‌منصبان با نفوذ شیعه در بعد از ظهر صفویه میباشد. در علم ها متفاوت اسلامی مانند تعبیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه، فلسفه، منطق، ریاضی ها، ادبیات، لغت، جغرافیا، طب، نجوم و علم ها نا آشنا دارای تخصص بود.

علت کتابت
مجلسی در پیشگفتار بحارالانوار علتٔ خویش را از تألیف بحارالانوار اینگونه بیان می‌نماید:

منجر تألیف کتاب این میباشد که اینجانب در علم آموزی در اشکال علم ها حریص بودم و بعداز سپری کردن بخشی از قدمت در علم‌های متعدد و اندیشیدن به ثمرات و غایات این علم ها دریافتم که دانش، صرفا از چشمه وحی و احادیث اهل بیت نتایج می‌گردد و در آخرت صرفا این علم سودمند میباشد. از این رو به خبر‌ها و احادیث معصومین(ع) پرداخته‌ام.[۱]
وی همینطور درصدد منابعی بوده میباشد که در معرض بیماری آلزایمر قرار داشتند و از این رو، به سراغ کتاب‌هایی رفته که در گذر مجال و به انگیزه دقت زیاد به کتاب ها اربعه، مهجور ما‌نده بود و یا این که به انگیزه مقصود ورزی فاسدان، بی‌توجهی جاهلان و وجود معارضان اهل بیت(ع) در هم اکنون هلاکت بوده‌اند.[۲]

وی میگوید: «مانند این کتاب تا به امروز نوشته نشده و امید‌واریم این کتاب، تا قیام قائم آل محمد(ص)، مرجع فضلا و طالبان دانش و منبع استیناف مجموع اشخاصی باشد که به دنبال علم آموزی علم ها ائمه اطهار میباشند او هم‌چنان اظهار امیدواری کرده که کتابش سبب خواری معاندان بی‌آیین و ذخیره‌ و مایه شادمانی و ادب و نوری برای قیامتش باشد.[۳]

طریق تألیف
اراده مؤلف بر نگاشتن این کتاب از ۱۰۷۰ق‌، بعداز کتابت کتاب فهرس مصنفات الاصحاب‌ جزم شد‌ه‌است و او‌لین تاریخ تصویب گردیده در خویش کتاب ۱۰۷۲ق میباشد‌[۴] و پیش‌نویس آن در ۱۱۰۴ یا این که ۱۱۰۶ق به نقطه نهایی رسیده میباشد‌، هر یک سری منزه‌نویس کتاب تا بعد از فوت مؤلف و بوسیله شاگردان وی همچنان ادامه داشته میباشد‌.[۵]

مجلسی برای تألیف این کتاب، بخش اعظمی از شاگردانش را به شهرها و کشورهای گوناگون ارسال کرد تا کتاب ها و ورژن‌های جانور روایی را پیدا نمایند.[۶] از جمله وی گزارش داده حتی برای فراهم نمودن کتاب مدینة العلم روحانی صدوق که تصور می شد در یمن وجود داراست، گروهی را با هدایای فراوان به سوی حکم دهنده آنجا ارسال کرد تا کتاب را به دست آورد.[۷]

در تألیف بحار، برخی از شاگردان مجلسی دربرگیرنده عبدالله بن عیسی افندی، میر محمدصالح خاتون‌آبادی، ملا عبدالله بن نورالدین بحرینی، سید نعمت‌الله جزایری و آمنه بیگم مجلسی خواهر علامه مجلسی با وی همیاری کردند.[۸]

مجلسی بر تمامی فرآیند شغل احاطه بی نقص داشت و شاگردانش صرفا به عده‌آوری و کتابت آیه ها و روایات، پایین تیتر‌های پیاده سازی گردیده بوسیله خویش وی می‌پرداختند و همه انتخاب‌ها از متن، گواهی و نیز تهیه و تنظیم متن به وسیله خویش وی شکل می‌گرفته میباشد.[۹] با این درحال حاضر اتمام بی نقص کتاب به معنای تمیز نویسی آن، پس از وفات مجلسی و به وسیله شاگردان اوانجام گرفته میباشد.[۱۰]

مجلسی عنوانی را برای هر جلد کتاب برمی‌گزید و در تحت هر تیتر ابوابی را قرار می‌بخشید. وی هر باب را با آیاتی از قرآن کریم و مهربان که صریحاً یا این که به جانبداری قراین متعدد تاریخی، حدیثی و تفسیری با زمینه تناسب داشته شروع کرده، آن گاه اقوال مفسّران (غالباً امین الاسلام طبرسی و فخر رازی) را در توانّ بایستگی نقل کرده و سپس روایاتِ ناظر بر هر تیتر را با بیان مدرک، به ترتیب شماره آورده میباشد.‌ گاه صرفا بخشی از یک حدیث را نقل کرده و بی نقص آن را در بابی مطلوب‌خیس آورده میباشد (گاهی به محل مهم نقل حدیث در بحار اشاره می‌نماید) و همینطور، در شکل ضرورت، برای تبیین معنای حدیث توضیحاتی با تیتر (ذکر) داده میباشد. این توضیحات در جلدهایی که به وسیله شاگردان وی منزه نویس گردیده نیست. براساس اظهار مجلسی این ذکر‌ها در غایت اختصار میباشد و در خاطرش بوده که در حالتی‌که موفقیت و فضل و ادب الهی نصیبش خواهد شد و اجل مهلتش دهد گستردن جامعی(متمایز از آن‌چه دیگر افراد نوشته‌اند) برای روایات بحار به مراد استعمال خردمندان(اولین‌الالباب) بنویسد.[۱۱][یادداشت ۱]

مجلسی هرچند در تألیف بحار در نیمۀ دوم قدمت و بعداز کامل شدن مدارج علمی و تألیف بیشتر کتاب هایش از همیاری برخی فضلا و نگهبانی مالی حکومت صفوی و وام ها و تجهیزات در جمع منابع بهره مند بود، به شهید شدن ورژن‌های جانور و قراین دیگر، شغل اساسی را شخصاً اعمال می‌بخشید. [۱۲]

اعتبار کتاب
اورده شده بحارالانوار تحت عنوان دائرة المعارف گران قدر روایات شیعه کنیه گرفته میباشد.[۱۳]

آقابزرگ تهرانی می گوید: «بحارالانوار، کتاب جامع حدیثی میباشد که مانند آن خیر قبلش و خیر بعدش تألیف نشده میباشد. چون خلال گردآوری‌آوری خبر‌ها، دربرگیرنده استیناف و ذکر و تفصیل احادیث میباشد.»[۱۴] همینطور میگوید: «بحارالانوار، مصدر و منبع علمی برای هر شخصی میباشد که پیرو علم ها آل محمد(ص) میباشد. چون که اکثر منابع بحارالانوار از کتاب‌های معتمد و معتبری بوده که تعدادشان نادر و دسترسی به آنان بر همگان قابلیت نداشته میباشد تا آنجا که مدرس ما علامه نوری که دارنده کتابخانه بزرگ و نفیسی بود، در تألیف مستدرک وسائل الشیعه نتوانست بعضا روایات را از منبع مهم نقل نماید و به‌بدون چاره آنها‌را به واسطه کتاب بحارالانوار نقل نموده است. جامع حدیثی میباشد که مانند آن خیر قبلش و خیر بعدش تألیف نشده میباشد. چون ضمن عده‌آوری خبر ها، مشمول بازرسی و ذکر و گستردن احادیث میباشد.»[۱۵]

امام خمینی می‌نویسد: «بحارالانوار تاثیر فقید و محدث گرانقدر محمدباقر مجلسی میباشد که نسبتاًً در برگیرنده ۴۰۰ کتاب و رساله میباشد؛ بحارالانوار خویش یک کتابخانه میباشد و مصنف آن زمانی که مشاهده کرد بخش اعظمی از کتاب ها حدیثی به واسطه کوچکی وسعت و سپری شد فرصت در معرض هلاکت و تلف شدن میباشند، در صددتألیف آن بر آمد.»[۱۶]

نکتۀ شایان توجه در تألیف بحار آن میباشد که به کار گیری محصور مؤلف از کتاب ها اربعه منجر گردیده التفات کتاب وی از نظر فقاهتی کاهش پیدا کرده و به رغم اینکه در دیگر مورد‌ها سیطره بدون نقص و بسیار واضحی در حوزۀ فرهنگ و تمدن تشیع بعداز خویش پیدا کرده، در مباحث دینی، از مراجع متداول محسوب نشود.[۱۷]

همینطور نوع بررسی‌ها و توضیحاتی که علامه دربارۀ روایات میدهد، در فضای اخباری‌گری متعادل انجام یافته و حتی آنجا که با مسائل عقلی عکس العمل می‌نماید، با رویکردی کلامی و ظاهرگرایانه آن را انتقاد می‌نماید، خیر با رویکردی عقلی فلسفی، به همین خیال برخی از متفکران شیعه معتقدند تفصیل‌ها و نکات علامه مجلسی از توجه کافی بهره مند نیستند.[۱۸] از این رو، بخشی از تفسیرها و تعبیرهایی که علامه مجلسی زیر احادیث اهل بیت، درباره عناوینی زیرا روح، نفس، عقل و... میاورد، آیتم عیب گیری این محققین قرار گرفته میباشد. برای مثال علامه طباطبایی در تعلیقه خویش بر قسمت‌هایی از بحارالانوار می‌نویسد: «... وشیوه احتیاط برای هر کس در مباحث عمیق عقلی وارد وجود ندارد، آن میباشد که به ظواهر قرآن و روایات مستفیضه تمسک نماید و شعور حقایق آن ها را به معبود واگذارد، و از ورود به دعوا‌های عمیق عقلی اثباتا و نفیا جلوگیری نماید.»[۱۹] سید محسن امین نیز در اعیان الشیعه می‌نویسد: «اکثری از بیان ها، توضیحات و تفسیرهایی که علامه مجلسی برای روایات و غیر آن نقل نموده است، شتابزده درج شده و این دستور موجب کاهش منفعت و وقوع نادرست درین مطالب گردیده است.»[۲۰]

بازدید : 63
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 11:29

یکی‌از مهمترین نحوه‌های معاویه در عکس العمل با شیعه‌ها، ساخت و ساز بیزاری از امام علی(ع) بین عموم بود. معاویه و دیگر امویان در زمان‌های آن گاه به مشقت در حذف رخ امام علی(ع) از جامعه و معرفی وی تحت عنوان عنصری نزاع طلب و خونریز شغل می‌کردند.[۹۷] در محافل از وی اظهار تنفر می‌کردند و او‌را لعن می‌کردند. ابن ابی الحدید در گستردن نهج البلاغه به روایات مجعولی که معاویه در ذم علی(ع) ایجاد کرد، اشاره حسینیه نصرت مشهد میکند.[۹۸]

سب و لعن علی در عصر معاویه و بعد از آن امویان به طور یک سنت متداول ادامه داشت، تا آنکه در طول قدمت بن عبدالعزیز خاتمه یافت.[۹۹] در شرایطی که زمانی از مروان بن حکم سؤال شد چرا در منابر به علی دشنام میگویند، خاطرنشان کرد: حاکمیت بنی امیه جز با سب علی پابرجا نمی‌ماند.[۱۰۰] معاویه می‌خاطرنشان کرد این دستور می بایست چنان بسط یابد تا خردسالان با این شعار والا گردیده و جوان ها با آن پیر شوند و هیچ کس از وی فضیلتی نقل نکند.[۱۰۱] معاویه به سمرة بن جندب صد هزار درهم بخشید تا بگوید«و هو اَلَدّ الخصام»[یادداشت ۱] درباره علی(ع) نازل شد‌ه‌است و وی نپذیرفت تا این که با چهارصد هزار درهم راضی به‌این کارشد.[۱۰۲] همو شماری از صحابه و تابعین را بر آن داشت تا بر ضد امام علی(ع) احادیثی قصه نمایند که از آن گزاره ابوهریره، عمرو بن عاص، مغیرة بن شعبة و عروه بن زبیر بودند. وی در نقطه پايان خطبه‌هایش علی را لعن و کارگزارانی را که اینگونه نمی‌کردند، برکنار میکرد و وحشتی تولید کرده بود که عموم اسم فرزندانشان را علی آدرس حسینیه نصرت مشهد نگذارند.[۱۰۳]

شهید شدن حجر بن عدی و یارانش: زمانی که مغیره و سایرافراد در کوفه روی منبر، امام علی(ع) را لعن می‌کردند، حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی و همراهانشان بپا می‌خواستند و لعن را به خودشان بازمی‌گفتند و درین‌باره حرف می‌گفتند. بعد از مغیره که زیاد بن ابیه قاضی کوفه شد پیرو دستگیری آن ها برآمد. عمرو بن حمق خزاعی و چندین نفر یار او به موصل گریختند و حجر بن عدی و ۱۳ مرد از همراهانش بازداشت و نزد معاویه رسول شدند. زیاد در طومار‌اش به معاویه نوشت که اینان در لعن ابو تراب [لقب امام علی(ع)] با جماعت مسلمانها مخالفت ورزیده‌اند و بر والیان لاف‌پردازی کرده‌اند و به‌این جهت از ذیل دستور خارج رفته‌اند. وقتی که دستگیر شدگان به مرج عذراء در یک سری میلی دمشق رسیدند، معاویه دستورداد که آن ها را همانجا گردن زنند. زیرا برخی درباره ۶ نفر از آن ها پادرمیانی کردند، این ۶ نفر را زنده گذاشتند البته ۷ بدن دیگر را کشتند: حجر بن عدی، سهم دار بن شداد حضرمی، صیفی بن فسیل شیبانی، قبیصه ابن ضبیعه عبسی، محرز بن شهاب تمیمی، کدام بن حیان عنزی،[۱۰۴] عبدالرحمان بن حسان عنزی.[۱۰۵]
شنیدن این خبر برای امام حسین(ع) بسیار گران آمد و در طومار‌ای به معاویه، یک کدام از پلیدی‌های خوی او‌را کشتن حجر قلمداد رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۰۶]
عایشه نیز به این عمل معاویه اعتراض کرد و هنگامی معاویه انگیزه شغل خویش را صلاح امت اعلام‌کرد، عایشه بیان کرد:
سمعت نبی الله (صلی الله علیه و آله) یقول سیقتل بعذراء اناس یغضب الله لهم و اهل السماء (ترجمه: شنیدم که رسول(ص) می گوید: بعداز اینجانب مردمانی در عذراء کشته می گردند که معبود متعال و اهل عرش از قتل وی به خشم می آیند.[۱۰۷])
حسن بصری می گوید: معاویه چهار خصلت داشت که هرمورد از آن ها برای نابودی بس شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد:

در آغاز، سوار شدنش بر گرده مسلمان ها با خنجر به سیرتکامل‌ای که سوای مشورت کردن، به امارت رسید در حالی که صحابه بافضیلت همچنان زنده بودند.

دوم، جانشین نمودن فرزند دایم الخمرش که حریر میپوشید و تنبور می‌زد.
سوم، اخوی تلاوت زیاد را در حالی که رسول(ص) فرموده میباشد: الولد للفراش و للعاهر الحجر (ترجمه: فرزند زن، از آنِ شوهر رسمی و قانونی میباشد، و زناکار جز سنگ نصیبی ندارد.)
چهارم، کشتن حجر.[۱۰۸] [آن گاه دو توشه اذعان کرد:] وای بر وی از حجر و یارانش.[۱۰۹]

بازدید : 42
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:29


خالد بن ولید مخزومی از فرماندهان جنگی صدر اسلام که پیش از مسلمان‌شدن، در نزاع‌های بدر، احد و احزاب در مقابل مسلمانها جنگید و قبل از فتح مکه مسلمان شد. وی بعداز اسلام‌آوردن، در مبارزه موته و فتح مکه و مبارزه حُنَین کمپانی حسینیه نصرت مشهد کرد.

پر اسم و رسم‌ترین روایت درباره خالد بن ولید، روش عکس العمل وی با صاحب و مالک بن نُوَیره، صحابی رسول(ص) میباشد. درین داستان، باآنکه صاحب و مالک بن نویره و قوم و قبیله وی و بنی‌تمیم مسلمان بودند، خالد آنها‌را اسیر کرد و سپس دستورداد صاحب و مالک بن نویره و اشخاص خویشاوندان‌اش را کشتند و به عبارتی شب، با زن صاحب بن نویره همبستر شد. عُمَر بن خَطّاب، خالد را به جرم قتل صاحب و مالک، مستحق قصاص و به جرم همبسترشدن با همسر وی، مستحق سنگسار می‌دانست؛ ولی ابوبکر معتقد بود خالد به اجتهاد خویش کار کرده و معذور آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

نقل شده که خالد از معاندان امام علی بوده و در مبادرت برای قتل وی نقش داشته میباشد.

معاش‌طومار و مقام
خالد بن ولید از فامیل بنی‌مخزوم قریش،[۱] یکی‌از بستگان‌های والا و اصلی قریش بود که با بنی‌هاشم رقابت داشتند.[۲] بنابر در نظر گرفتن مورخان و براساس سن وی در هنگام مرگ، خالد ۲۶ سال قبل از بعثت رسول(ص)، در مکه متولد گردیده‌است. پدرش، ولید بن مغیره، از تسلط و بزرگان قریش محسوب رزرو حسینیه نصرت مشهد میشد.[۳]

خالد قبل از اسلام از تسلط و جنگجویان قریش بود.[۴] در سال دوم هجری، در نبرد بدر علیه مسلمان‌ها کمپانی کرد[۵] و به‌گفته واقدی اسیر شد.[۶] در سال سوم هجری، از فرماندهان قریش در پیکار اُحُد بود و توانست مسلمان ها را باخت دهد[۷] و در سال پنجم نیز در غزوه خندق یا این که احزاب کمپانی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.[۸]

با این اکنون، خالد بن ولید عاقبت مسلمان شد. درباره تاریخ مسلمان‌شدن وی ایده ها مختلفی وجود دارااست؛ ولی عهد و پیمان پر اسم و رسم آن میباشد که در نخستین صفر سال هشتم، قبل از فتح مکه، مسلمان شد.[۹] منابع دیگری نیز اسلام‌آوردن اورا سال پنجم، بعد از غزوه بنی‌قُرَیظه یا این که در مسافت وقتیِ بین صلح حدیبیه (ذی‌القعده سال ششم) و فتح خیبر (محرّم سال هفتم)[۱۰] یا این که سال هفتم پس از غزوه خیبر ذکر کرده‌اند.[۱۱]

دشمنی با امام علی
گروهی از مورخان اهل‌سنت، خالد بن ولید را فرماندهی شجاع، بافِراست، کریم، اهل آگاهی، باوقار و خوش‌یُاینجانب دانسته‌اند؛[۱۲] البته در کتاب سُلَیم بن قیس آمده که خالد در ماجرای بیعت‌به دست آوردن اجباری از علی(ع) برای خلیفه اولیه شرکت کردن داشته میباشد.[۱۳] همینطور در منابع شیعه داستان گردیده که خالد در برخی اقدامات مخفیانه برضد امام علی(ع)، برای مثال طرح قتل وی حضور داشته و به همین برهان و نیز شغل های دیگرش به‌شدت گزینه ملامت بوده میباشد.[۱۴]

از راویان حدیث
خالد احادیثی یک‌سری از رسول اکرم(ص) قصه نموده است.[۱۵] عبدالله بن عباس، مِقدام بن مَعدی کَرَب و صاحب بن حارث الاشتر از وی داستان کرده‌اند.[۱۶]

نقش‌آفرینی در مبارزه‌ها
خالد بعداز مسلمان‌شدن، در مبارزه موته در جمادی‌الاولی سال هشتم کمپانی کرد و بعداز کشته‌شدنِ سران سپاه مسلمانها، فرماندهی را برعهده گرفت و ما‌نده سپاه را به مدینه بازگرداند.[۱۷] در هنگام فتح مکه، در ۲۰ رمضان سال هشتم قمری نیز حضور داشت[۱۸] و در رأس گروهی، به امر فرستاده، بت دارای شهرت العُزَّی، تعالی‌ترین بت قریش را از دربین پیروزی.[۱۹]

مأموریت برای دعوت به اسلام
خالد در رجب سال نهم هجری نیز از سوی رسول مأمور شد تا همپا با ۴۲۰ سوار، به‌سوی أُکَیدِر بن عبدالملک، حکم دهنده مسیحی دَوْمَةُ الْجَنْدَل برود. وی بعد از مبارزه کوتاهی، او را اسیر و آن‌گاه با وی صلح کرد.[۲۰] نبی همینطور در سال دهم، خالد را با ۴۰۰ نفر به‌سوی بنی‌حارث در نجران ارسال کرد و آن ها را به اسلام دعوت کرد.[۲۱]

در همین سال، فرستاده(ص) خالد را به یمن ارسال کرد تا عموم آنجا را نیز به اسلام دعوت نماید. وی شش ماه در یمن به دعوت پرداخت؛ اما کسی به دعوت او جواب مثبت نداد و به‌دنبال آن، رسول علی(ع) را به یمن روانه کرد و فرمود تا خالد را بازگرداند.[۲۲]

بی‌باکی و کشتن بی‌گناهان

بازدید : 20
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 11:10

روایات خَاصِفُ‌النَّعْل (به‌معنای پینه‌زن کفش) گفتارهایی از رسول اکرم(ص) در ذکر رده و فضیلت ها امام علی(ع) میباشد که از امام، به‌جهت آنکه در آن لحظه سرگرم پینه‌زدن کفش فرستاده(ص) بود، با کنیه خاصف‌النعل خاطر گردیده‌است. در این باره، احادیث مختلفی وجود داراست که همگی، در به‌کاررفتن کنیه خاصف‌النعل برای امام علی(ع) اشتراک دارا هستند. نزاع با ستمگران برای تأویل قرآن یکی موضوعات این احادیث میباشد. نَص بر امامت امام علی(ع)، تسلط بدون نقص وی به دانش تأویل قرآن و حقانیت امام در پیکار‌های فرصت خلافتش به عنوان مثال برداشت‌هایی میباشد که از قصه نقل شده میباشد. در احادیث دیگرِ خاصف‌النعل، رسول(ص) امام را هادی امت و جانشین بعداز خویش معرفی نموده حسینیه نصرت مشهد است.

این روایات به طور عظیم در منابع فریقین به عنوان مثال برخی از کتاب ها اربعه و صِحاح سِتّهٔ اهل‌سنت رفلکس داشته میباشد. پژوهشگران برخی از این روایات را مستفیض، پی در پی و درست دانسته‌اند. اُم‌سَلَمه با یاد‌آوری این حدیث از عایشه خواست تا از کودتا برعلیه امام جلوگیری نماید. امام علی(ع) در پاره‌ای از سخنانش برای ثابت حقانیت خویش، به روایات خاصف‌النعل استناد نموده است. این روایات در اشعار شاعران مثلا سیدِ حِمیَری رفلکس داشته آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

مقام و التفات
حدیث خاصف‌النعل یا این که روایات خاصِف‌النعل تیم‌روایاتی از نبی اکرم(ص) میباشد، در ذکر منزلت و فضیلت ها امام علی(ع) زیرا امامت و خلافت، مقاتله با مشرکان و ستمگران که از وی در حالی‌که سرگرم پینه‌زدن کفش نبی بود، با تیتر (خاصف النعل) خاطر شد‌ه‌است.[۱] کنیه خاصف‌النعل برای امام علی(ع) وجه مشترک این احادیث رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.

خصف به‌معنای گردآوری‌کردن و ضمیمه‌کردن شی ءها به هم میباشد[۲] و به‌هر کس پاره‌های کفش را گردآوری می‌نماید و به‌شکل اولش درمی‌آورد، خاصف‌النعل گفته می گردد.[۳] پینه‌زدن به کفش رسول(ص) به وسیله امام علی(ع) را علامت از غایت تواضع[۴] و بی‌اعتنایی به جهان و الگویی برای بی آلایش‌زیستی دانسته‌اند.[۵] عبارت خاصف‌النعل پس از به‌کاررفتن به وسیله پیامبر خداوند(ص)[۶] تحت عنوان یک کدام از لقب‌ها خاص امام علی(ع) به شمار آمده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۷]

اورده شده میباشد این احادیث از نصوص امامت ائمه(ع)[۸] و از فضیلت ها منحصر به فرد امام علی(ع) بوده[۹] و به برتری وی بر دیگر صحابه دلالت می‌نماید.[۱۰] احادیث خاصف‌النعل به‌رغم اشاره به امام در پوسته وصف، از روایات مصرح در فضیلت امام[۱۱] و از نصوص مصرح و پر‌نور در امامت و خلافت وی[۱۲] به شمار آمده میباشد. برخی از عالمان شیعه و سنی، التفات این روایات را همسان احادیثی زیرا حدیث جایگاه و حدیث غدیر در فضیلت ها امام علی(ع) دانسته‌اند.[۱۳]

اعتبار روایات
هاشم بن سلیمان بَحرانی، دانا شیعه قرن یازدهم قمری اعتقاد دارد روایات خاصف‌النعل با نُه طرز سندی از سوی اهل‌سنت[۱۴] و دو نحوه از سوی شیعه[۱۵] نقل گردیده است. بعضا بر این باورند که روایات خاصف‌النعل به‌شکل وسیع[۱۶] در منابع شیعه و اهل‌سنت آمده میباشد.[۱۷] این روایات در تنی چند از کتاب ها اربعه[۱۸] و دیگر منابع متقدم شیعه[۱۹] مذکور و منابع آتی به‌شکل پرتکرار به آن پرداخته‌اند.[۲۰] در منابع متقدم اهل‌سنت زیرا سنن ترمذی،[۲۱] سنن نسایی[۲۲] و مُسنَد احمد[۲۳] به پاره‌ای از این احادیث اشاره گردیده و در منابع دیگر اهل‌سنت[۲۴] نیز رفلکس داشته میباشد.[۲۵]

روحانی اثرگذار بعضا روایات خاصف النعل را نزد فریقین درست دانسته [۲۶] مقدس اردبیلی این حدیث را دارای اسم و رسم و دارای اعتبار معرفی کرده و نوشته میباشد کسی بر صدق این روایات ایرادی نگرفته میباشد.[۲۷] بعضا نوشته‌اند در درستی و وثاقت مدرک این احادیث، اجماع وجود دارااست.[۲۸] بعضی عالمان شیعه گفته‌اند این احادیث مستفیض [۲۹] و برخی دیگر آنان‌را متوالی[۳۰] شمرده‌اند.

ترمذی محدث اهل‌سنت و از نویسندگان صِحاح سِتّه، به‌نقل از محدثان گذشته، قصه خاصف‌النعلِ نقل‌گردیده در کتاب خویش را درست دانسته میباشد.[۳۱] گنجی شافعی از محدثان اهل‌سنت نیز اعتبار آن را بلندمرتبه، پسندیده و درست قملداد نموده است.[۳۲]

بعضی از عالمان شیعه بابی را به روایات خاصف‌النعل تخصیص داده‌ و به توده‌آوری آن ها از منابع، مثلا منابع اهل‌سنت پرداخته‌اند.[۳۳]

سیرتکامل‌های گوناگون حدیث و برداشت‌ها از آنان
حدیث خاصف النعل با کلمات و موضوعات مختلف و در جای ‌ها و مجال‌های متعدد نام برده که گفته‌اند این مورد علامت از تکرار این منقبت و همینطور تأکید بر فضیلت امام علی(ع) میباشد.[۳۴] بعضی از روایات عبارت‌اند از:

قصه مقاتله برای تأویل قرآن
در بخشی از احادیث، خاصف‌النعل مرتبط با گفته‌ای از فرستاده اکرم(ص) میباشد که در عده یاران خویش فرمود: «...إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ عَلَى تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ فَاسْتَشْرَفَ لَهَا الْقَوْمُ، وَفِيهِمْ أَبُاینترنتَكْرٍ وَعُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ أَبُاینترنتَكْرٍ: أَنَا هُوَ، قَالَ: لَا قَالَ عُمَرُ: أَنَا هُوَ، قَالَ: لَا، وَلَكِنْ خَاصِفُ النَّعْلِ» - يَعْنِي عَلِيًّا...»؛‌[۳۵] از شما کسی میباشد که بعداز اینجانب برای تأویل قرآن خواهد جنگید؛ به عبارتی‌طور که اینجانب برای تنزیل قرآن به نبرد پرداختم.» بعضی از حاضران که اورده شده ابوبکر و قدمت بودند، سؤال کردند که آیا آنها به عبارتی فرد میباشند؟ رسول خلال جواب منفی به آن ها، اورا فردی دانست که درگیر پینه‌زدن کفش میباشد. در آن مجال امام علی(ع) در هم اکنون وصله‌کردن کفش نبی بود.[۳۶] شماری از محدثان و مفسران معتقدند نبی اکرم(ص) این حدیث را بعد از نزول آیه اصلاح ذات البین فرمود.[۳۷]

پژوهشگران برداشت‌های متفاوتی از حدیث ارائه کرده‌اند:

ثابت امامت
مقدس اردبیلی از فقیهان شیعه (درگذشت: ۹۹۳ق) این حدیث را نص صریحی در امامت امام علی(ع) دانسته میباشد.[۳۸] به‌یقین او و عده ای دیگری، تشبیه نزاع امام علی(ع)‌ با پیکار رسول اکرم(ص)‌ بر امامت امام علی دلالت دارااست[۳۹] و دلیلی بر رد امامت بقیه افراد میباشد.[۴۰] اما برخی از عالمان اهل‌سنت همانند شافعی و ابن‌تیمیه به‌رغم درست‌شمردن این حدیث، دلالت آن بر امامت امام علی را نپذیرفته‌اندو[۴۱] شافعی تنهاکارکرد حدیث را در پر‌نور‌شدن کیفیت پیکار با ستمگران دانسته میباشد.[۴۲]

اشراف بدون نقص به دانش تأویل قرآن
برخی از عالمان شیعه، احادیث پیکار خاصف‌النعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر تسلط بدون نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] میدانند.[۴۵] همینطور از این داستان اینگونه برداشت گردیده که کتاب آفریدگار فارغ از امام کفایت نمی‌نماید و کلام عده ای که قرآن را کافی میدانند و نیاز به معصومان را در تبیین نشانه‌ها رد می‌نمایند، بی‌اعتبار میباشد.[۴۶]

حقانیت امام علی(ع) در نبرد‌های فرصت وی
عده ای از عالمان گفته‌اند کلام رسول اکرم(ص)، ‌پیش‌بینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در نبرد‌هایی میباشد که در طول خلافتش با سه دسته ناکثین، قاسطین و مارقین جاری ساختن بخشید.[۴۷] گردآوری‌ای این تعبیروتفسیر را نشانه از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیده‌اند، دانسته‌اند. [۴۸]

بازدید : 12
شنبه 7 تير 1404 زمان : 12:16

امامت انتخابی یکی شیوه های مشخص و معلوم شدن امام به حیث اهل‌سنت میباشد. بر طبق این عقیده، در صورتی نصی بر امامت وجود نداشته باشد، امام به وسیله دسته و یا این که شخص دارنده خصوصیت‌های خاص تعیین می شود. متکلمان امامی برای ابطال این عقیده برهان‌هایی را ذکر کرده‌اند. قابلیت و امکان خالی بودن فرصت از امام، تنافی گزینش عموم با معنا خلافت و رده امامت، بروز هیاهو، قابلیت و امکان نبوت انتخابی، احتمال اشتباه در گزینش و حق تقدم امام به حاکم برای مثال دلایلی میباشد که به وسیله آنان مطرح حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

در‌این که اجماع و حادثه حیث چه اشخاصی امامت را اثبات می‌نماید اظهار نظر مختلفی وجود دارااست. حادثه اکثریت امت اسلامی، اجماع جماعتی که اجتماع آن ها بر کذب عقلا محال باشد، شش نفر از اهل حل و عقد، پنج نفر از این اشخاص، کفایت سه نفر و حتی یک نفر برای تحقق گزینش مشروع امام، مثلا نظرها مطرح گردیده آدرس حسینیه نصرت مشهد است.

خصوصیت‌هایی همانند اسلام، عدل و داد، ورع، دانش، شجاعت، کفایت و دوراندیشی و افضلیت برای امام منتخب از جانب مجموعه‌های متفاوت اهل سنت ارائه گردیده است که اصولا یا این که جزئیات برخی مفاد آن اختلاف لحاظ وجود دارااست. تاریخچه مطرح شدن این عقیده را مرتبط با جریان تعیین‌شدن ابوبکر به خلافت و مشروعیت‌بخشی به آن دانسته‌اند. حجیت اجماع تحت عنوان یک عامل فقاهتی از همین عقیده در طی خلافت ابوبکر نشأت گرفته و آنگاه به بقیه مباحث دینی رویه یافته میباشد. همینطور لزوم شورا برای انتخاب خلیفه و امام مثلا مسائلی میباشد که از فرصت قدمت بن خطاب و به وسیله او برای مشروعیت امام منتخب مطرح رزرو حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

معرفی و منزلت
از لحاظ اهل‌سنت، سپردن و گزینش یکی طرق ثابت امامت میباشد.[۱] بر این پایه، گروهی با تیتر «اهل حَلّ و عَقد»، با شخصی که وضعیت خلافت را دارااست، به‌تیتر خلیفه و امام بیعت می‌نمایند.[۲] سپردن هنگامی مفهوم داراست که نصی بر امامت وجود نداشته باشد.[۳] بر پایه ی گزارش‌های گفته شده، اکثر اهل حدیث، معتزله، اشاعره، خوارج، مرجئه، اباضیه و صالحیه (از فرقه‌های زیدیه) به‌این عقیده معتقدند.[۴] آمِدی (درگذشت: ۶۳۱ق) از متکلمان اهل سنت، فرقه‌های سلیمانیه و بَخیسِیه از زیدیه را هم بر این نظریه میداند.[۵] به گفته ابوالحسن ماوردی (درگذشت: ۴۵۰ق) از فقهای اهل‌سنت، در‌صورتی‌که اهل حل و عقد کسی را لایق امامت روئت کرد و او‌را گزینش کردند، در‌این‌صورت در صورتی‌که وی بپذیرد بر کلیه امت واجب میباشد که از وی تبعیت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نمایند.[۶]

ابطال عقیده در صحبت امامیه
متکلمان امامیه بر این نظریه‌اند که گزینش امام به دست عموم مشروعیت ندارد.[۷] دلیل‌هایی برای رد این‌راه به وسیله آنان آورده شده میباشد:[۸]

خالی بودن فرصت از امام: چنانچه گزینش به دست عموم باشد ممکن میباشد اهل حل و عقد بر راز یک امام توافق نکنند و هر گروهی امام خاصّی را برگزینند. در‌این‌صورت دو امام خوا‌هیم داشت که اینگونه چیزی مقبول اهل‌سنت وجود ندارد. یا این که یکی‌از آنها امام میباشد که ترجیح سوای مرجح میباشد.[یادداشت ۱] یا هیچ‌یک امام نیستند که در آن شکل مجال سوای امام خوا هیم داشت.[۹]
تنافی گزینش عموم با معنا خلافت: خلافت به معنای جانشینی نبی میباشد و جانشینی وی وقتی مفهوم داراست که از سوی او گزینش گردیده باشد خیر عموم.[۱۰]
تنافی گزینش عموم با رده امام: در صورتی‌که نصب امام به دست عموم باشد برکنار وی نیز به دست عموم میباشد. در آن شکل در‌حالتی که بر خلاف خواست عموم کار نماید میتوانند اورا برکنار نمایند و این منافی با رده امام میباشد.[۱۱]
بروز غوغا: یکی دلایل بایستگی امامت نگهداری جامعه از تزلزل و هیاهو میباشد. در شکل واگذاری فرمان امامت به تفویض عموم، احتمال بروز اختلاف حیث و غوغا وجود دارااست.[۱۲] برای مثال در طول خلافت حضرت علی(ع) که معاویه در بخشی از جامعه اسلامی ادعای امامت کرد، موجب جنگ و شلوغی شد.[۱۳]
قابلیت نبوّت انتخابی: امامت ادامه دهنده نبوت و دارنده خاستگاه یکسان با آن میباشد. در شرایطی که امامتِ انتخابی قابلیت داشته باشد، نبوّتِ انتخابی و در سود تشریع و اوضاع و احوال حکم نیز ممکن خواهد بود.[۱۴]
حق تقدم امام به حاکم: معبود اذن نصب حکم کننده را که اختیارات محدودی دارااست به عموم نداده میباشد. پس به طرز اولین عموم نمی‌توانند امام جامعه و هر که کارها آئین و دنیایشان به دست اوست نصب نمایند.[۱۵]
احتمال اشتباه در تعیین: ممکن میباشد عموم فریفته ظواهر شخصی گردیده و اورا تحت عنوان امام گزینش نمایند. در فیض با دیدن ایرادات وی دل‌سرد گردیده و به اصل امامت بی‌اعتنا می گردند.[۱۶]

بازدید : 36
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:21


تیرگی رابطه ها با محمدرضا فرمان روا
ارتباط ها بهبهانی با حکومت، از ۱۳۳۷ ش به آن‌گاه رو به تیرگی بنیان. مهمترین اختلافات در بین دربار خصوصاً محمدرضا سلطان و بهبهانی می‌اقتدار بدین موردها حسینیه نصرت مشهد اشاره نمود:

زنان و انتخابات
در دی ماه سال۱۳۳۷ش. وی در طومار‌ای که در کیهان منتشر شد، طرح دوباره زمینه کمپانی زنان در انتخابات را در مجلس سنا آیتم حمله قرار اعطا کرد.[۲۶]

عدم وجود آزادی ذکر
در بیستم بهمن سال ۱۳۴۰ش نیز با شروع اپ اصلاحات ارضی، در تلگراف شدیداللحنی به پادشاه، اتفاق ها دانش کده و کشته شدن توده‌ای از دانشجو یان را ناشی از تأخیر در بهره برداری مجلس و نبودن آزادی دانست و پاد شاه را به کوتاهی در ایفا وظیفه جنایتکار کرد. بعداز این تلگراف، که با تشدید شغل سید جعفر بهبهانی فرزند سیدمحمد یاور بود، سیدجعفر که یک سری زمان نماینده قانونی مجلس بود دستگیر آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.[۲۷]

ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی
درپی ثبت ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در ۱۶ مهر ۱۳۴۱، که در آن شرط پیمان به قرآن و مسلمان بودن از حالت گزینش شوندگان و تعیین کنندگان حذف و به زنان نیز حق رأی داده گردیده بود، ارتباط بهبهانی و حکومت رزرو حسینیه نصرت مشهد تیره‌خیس شد.[۲۸]

درپی ثبت این ضابطه، علمای قم و نجف، همانند آیت الله حکیم و آیت الله خویی، با تلگراف به بهبهانی خواهان مبادرت وی برای کنسل این ضابطه شدند و وی نیز طی تلگرافی به فرمان روا بر این مراد تأکید کرد.بهبهانی برای اعتراض به‌این ضابطه، عموم را به اجتماع در مسجد سیدعزیزالله، در بازار طهران، فراخواند. در‌این مراسم، بعد از سخنرانی خطیب معروف طهران، محمدتقی فلسفی، بهبهانی با وجود کهنسالی به منبر رفت و از در آغاز وزیر خواست که‌این ضابطه اصلاح شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد خواهد شد.

از آن‌جا که دولت به‌این اعتراض‌ها توجهی نکرد، بهبهانی و سه نفر از مجتهدان، تصمیم گرفتند در مسجد حاج سیدعزیزالله، تحصن و عموم را به حضور در مسجد دعوت نمایند. وقتی که بی‌اعتنایی دولت شدت یافت، بهبهانی که حدود نود سال داشت، وصیت کرد که در صورتیکه درین فی مابین از جهان رفت، لاشه اورا تا این ضابطه کنسل نشده در مسجد نهاده، دفن نکنند. آخر و عاقبت، ابتدا وزیر در تلگرافی به علمای قم و طهران کنسل ثبت طومار را اظهار کرد و با قبول مراد‌های مراجع، اجتماعات آجل نیز کنسل شد.[۲۹]

انقلاب سپید
در کلیه پرسی اصول شش گانه انقلاب سپید، آیت الله خویی در تلگرافی به بهبهانی، انقلاب سپید را آیتم اعتراض قرار بخشید[۳۰] و بهبهانی نیز طی طومار‌ای به عَلَم، ابتدا وزیر وقت، صریحاً دولت را از تقسیم املاک موقوفه و دخالت در کارها این املاک دستگیر.

تحریم کلیه پرسی
وقتی که امام خمینی کلیه پرسی پاد شاه را برای انقلاب سپید تحریم کرد، آیت الله بهبهانی در کنار سید احمد خوانساری به تحریم همگی پرسی فتوا بخشید. در ۲ بهمن ۱۳۴۱، محمدتقی فلسفی در خانه بهبهانی، در مخالفت با همگی پرسی سخنرانی کرد. این اجتماع در غایت به زدوخورد با پلیس سبب شد و در ادامه آن بهبهانی ذیل حیث قرار گرفت و از خروج وی از خانه ممانعت شد. براین اساس، این توشه بهبهانی به صورت بدون واسطه رودرروی دربار قرار گرفت.[۳۱]

فاجعۀ مدرسۀ فیضیه
وقتی که آیت الله خمینی و مراجع تبعیت، عید باستانی ۱۳۴۲ را عزای ملی اعلام کردند، بهبهانی نیز با صدور اعلامیه‌ای با وی یاور شد و در حادثه فیضیه نیز جنایت رژیم پادشاه را به شدت محکوم کرد.[۳۲]

قضیۀ پانزده خرداد ماه
بعد از قیام ۱۵ خرداد ماه سال ۱۳۴۲، بهبهانی بیانیه‌ای صادر و در آن «‌جنایت هیئت حاکمه‌» را بشدت محکوم کرد.وی با به عمل بردن عباراتی مصرح، از «‌مقاومت مجدّانه روحانیت مذهب مقدس جعفری در مقابل جاری ساختن و فجایع ناشیانه دولت» حرف خاطرنشان کرد و از آن مجال بود که بیش تر از پیش آیتم غضب حکومت واقع شد و حتی از تعیین فرزند وی به نمایندگی مجلس نیز پرهیز به فعالیت آمد.[۳۳]

پانویس
عاقلی، روزشمار تاریخ کشور‌ایران، ج۲، ص۱۶۵؛ صبح زود، ج۲، ص۲۸۹
عاقلی، روزشمار تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ج۲، ص۱۶۵؛ مرتضوی برازجانی، ص۱۱۵؛ ایرانیکا، تحت مادّه
عاقلی، روزشمار تاریخ کشور ایران، ج۲، ص۱۶۵؛ ایرانیکا، پایین ماده
فتلاوی، مشاهير المدفونين في الصحن العلوی الشريف، ۱۴۲۷ق،ص۳۰۸.
صفایی، ج۱، ص۲۰۳؛ عاقلی، روزشمار تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ج۱، ص۴۰ـ۴۱؛ مرتضوی برازجانی، ص۱۱۲؛ کریمیان، ص۹۹
عاقلی، روزشمار تاریخ کشور‌ایران، ج۱، ص۴۰ـ۴۱، فرهنگ وتمدن قهرمانی، ص۱۶
مرتضوی برازجانی، ص۱۱۴؛ صبح زود، ج۲، ص۲۸۹، ایرانیکا، پایین مادّه
عاقلی، روزشمار تاریخ ایرانش، ج۱، ص۱۲۶؛ عاقلی، در آغاز وزیران جمهوری اسلامی ایران از مشیرالدوله تا بختیار، ص۳۳۹؛ کریمیان، ص۹۹
مکی، ج۳، ص۴۸۷

بازدید : 11
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:59


اصول اعتقادی

تصویری از قرآن، کتاب مقدس مسلمان ها
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: اصول آئین
بعضی از اصول اعتقادی مشترک دربین همگی مسلمان ها به ذکر تحت میباشد:

توحید: مهم‌ترین آموزه‌ اعتقادی مسلمانها توحید میباشد.[۲۱] به اطمینان همگی مسلمان‌ها، معبود، یگانه سازنده دنیا میباشد و سهم دار حسینیه نصرت مشهد ندارد.[۲۲]
معاد: یقین به رجوع و برگشت روح به جسم در قیامت و زنده شدن مجدد وی میباشد تا به اجرا وی تفحص گردد؛ نیکوکاران به پردیس و نعمت‌های جاودانی و بدکاران به کیفر و عذاب خویش برسند.[۲۳]
نبوت: اعتقاد و باور مسلمان ها به نبوت عبارت میباشد از این که اولاً: حضرت محمد(ص) از طرف آفریدگار به پیامبری برگزیده شد.[۲۴] ثانیاً: کتاب قرآن از سوی خداوند به او وحی شد[۲۵] و ثالثاً: واپسین پیامبری میباشد که بعد از او دیگر پیامبری نخواهد آدرس حسینیه نصرت مشهد آمد.[۲۶]
انجام عبادی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فروع آیین
از مهمترین انجام عبادی مشترک در بین همگی مسلمانها می‌قدرت به کارها ذیل اشاره نمود:

نماز: بر هر مسلمانی واجب میباشد که در هر روز ۱۷ رکعت نماز بخواند.[۲۷] این ۱۷ رکعت، به نمازهای یومیه دارای اسم و رسم میباشد[۲۸] و عبارتند از: دو رکعت نماز صبح، چهار رکعت نماز ظهر و چهار رکعت نماز بعدازظهر، سه رکعت نماز مغرب و چهار رکعت نماز رزرو حسینیه نصرت مشهد عشاء.[۲۹]

تصویری از مسلمانها در حالا اجرای مناسک حج در مسجد الحرام
روزه: بر هر مسلمانی واجب میباشد که در ماه رمضان به بازه زمانی یک ماه، از اذان صبح تا اذان مغرب از مفطرات روزه پرهیز شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نماید.[۳۰]
حج: بر هر مسلمانی واجب میباشد که در حین عمرش یک‌توشه (با آماده شدن موقعیت) به حج برود.[۳۱] دین عبادی حج هر سال یک‌توشه در ذی الحجة و در شهر مکه برپا می گردد و شمار متعددی از مسلمان‌ها از کشورهای متفاوت دنیا تجمع کرده و به اجرای مناسک حج میپردازند.[۳۲]
احکام دینی
از نگاه فقهای شیعه، مسلمان بودن به صرف اعلام کردن شهادتین یا این که ترجمه آن تحقق مییابد.[۳۳] در شریعت اسلام برای مسلمان، اثراتی توشه گردیده که بعضی از آن‌ها به تفصیل پایین میباشد:

امام راستگو(ع): «الْإِسْلَامُ يُحْقَنُ بِهِ الدَّمُ وَ تُؤَدَّى بِهِ الْأَمَانَةُ وَ تُسْتَحَلُّ بِهِ الْفُرُوجُ وَ الثَّوَابُ عَلَى الْإِيمَانِ؛
توسط اسلام جان محفوظ میباشد و ادای ودیعت می گردد و فُروج(زناشویی) بدان حلال می‌شود، البته اجر آخرت برای ایمان میباشد.»[۳۴]

تن و رطوبت‌های تن مسلمان تمیز میباشد.[۳۵]
جان، متاع و آبروی مسلمان حرمت داراست.[۳۶]
بر مسلمان واجب میباشد که ختنه نماید حتی در صورتیکه کهنسال باشد.[۳۷]
مسلمان بودن در صدق عبادات و اعمالی که صدق آنان متوقف بر قصد نزدیکی بوده، شرط میباشد.[۳۸]
تزویج مسلمان با غیر‌مسلمان درست وجود ندارد.[۳۹] تزویج زن مسلمان حتی با اهل کتاب نیز درست وجود ندارد.[۴۰]
کافر بر مسلمان ولایت و احاطه ندارد؛ یعنی با دقت به قاعده نفی سبیل، آفریدگار هیچ حکمی را که به باعث آن، شیوه اشراف و ولایتی از کافر بر مسلمان باشد، جعل نکرده میباشد.[۴۱]
سازه به حیث فقهای شیعه هر کس مسلمان بوده و صریحاً آئین اسلام را کنار بگذارد و بگوید اینجانب از این به آنگاه مسلمان نیستم یا این که یکی‌از ضروریات آیین اسلام را انکار نماید و یا این که یکی‌از مورد ها آیتم اجماع دربین مسلمانها یا این که شیعه‌ها را انکار نماید، مرتد میباشد و احکام ارتداد بر آن سرازیر می شود.[۴۲]
اماکن مقدس مسلمانها
بعضا از اماکنی که نزد مسلمان‌ها عالم، مقدس به شمار میروند، به این تفصیل میباشد:

کعبه مقدس‌ترین جای مذهبی در عالم اسلام، بنا شده در شهر مکه و قبله‌گاه مسلمان‌ها عالم میباشد.[۴۳] همینطور مسجد الحرام از مهم ترین مساجد مسلمانها به شمار می‌رود که در گرداگرد کعبه و دور و اطراف بر آن واقع شد‌ه‌است.[۴۴]
مسجدالنبی از سایر اماکن مقدس و مذهبی مسلمانها میباشد که در شهر مدینه واقع گردیده‌است.[۴۵] این مسجد به دست نبی اسلام(ص) در بدو ورود به شهر مدینه ساخته شد.[۴۶]
مسجد الاقصی او‌لین قبله‌گاه مسلمانها، از سایر اماکن مذهبی و مقدس مسلمان‌ها به شمار می‌رود.[۴۷] این مسجد در جنوب شرقی شهر بیت‌المقدس قراردارد.[۴۸]
غار حراء، اولی جای نزول وحی بر فرستاده اسلام(ص) نیز از اماکن مقدس مسلمان ها به شمار می‌رود.[۴۹]
جمعیت
آیین اسلام تحت عنوان دومی آئین پرجمعیت دنیا بعد از مسیحیت شناخته گردیده‌است.[۵۰] براساس گزارش مؤسسه تحقیقاتی پیو (Pew Research Center) جمعیت مسلمان‌ها دنیا در سال ۲۰۲۰م، یک میلیارد و ۹۰۷ میلیون نفر مساوی ۲۴.۹ درصد جمعیت عالم اعلام گردیده که طبق پیش‌بینی این مؤسسه تا سال ۲۰۵۰م به دو میلیارد و ۷۶۱ میلیون نفر موازی با ۲۹.۷ درصد جمعیت عالم خواهد رسید.[۵۱]

طبق بررسی راءس پیو، در حدود دو سوم (۶۲ درصد) مسلمان‌ها عالم در ناحیه آسیا و اقیانوسیه معاش می‌نمایند.[۵۲] مطابق گزارش راس تحقیقاتی پیو طبق آماری که در سال ۲۰۱۵ میلادی تنظیم شد‌ه‌است، ۱۰ کشوری که بیشترین جمعیت مسلمان را به خویش تخصیص داده‌اند به ترتیب در جدول پایین نشانه داده شد‌ه‌است:[۵۳]

بازدید : 24
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:17


علی بن محمد صُلَیْحی (درگذشت: ۴۷۳ق) داعی اسماعیلیه و نهاد‌گذار حکومت صلیحیان یمن بود که از فاطمیان نگهبانی میکرد. وی در سال ۴۵۴ق توانست به طور تقریب کل ناحیه یمن را پایین سلطه خویش در آورد. مدتی سپس با اذن مُستنصِر، خلیفه فاطمی وقت، حکومتش را به طور علنی تأسیس نمود و به اسم وی خطبه خواند. بعد از بسط فتوحات و احاطه بر یمن، در سال ۴۵۵ق وارد مکه شد و با ایفا اصلاحاتی، رضایت عموم را جلب حسینیه نصرت مشهد کرد.

صلیحی آغاز شافعی‌مذهب بود؛ آن گاه به اسماعیلیه گروید و جانشین سلیمان بن عبدالله زَواحی، داعی اسماعیلیه شد. وی در سفرهای مختلف به حج، رابطه با سنی‌مذهبان را تقویت کرد و پشت گرمی آن‌ها را برای ملازمت و همراهی با نهضتش جلب نمود. وی در حکومتش بر اجرای عدل و داد و کردار نیک با عموم تأکید آدرس حسینیه نصرت مشهد داشت.

علی بن محمد در سال ۴۷۳ق در اواسط هجرت حج به دست سعید بن نَجاح کشته شد و فرزندش احمد، ملقب به المُکَرَّم، جانشین وی شد.

تأسیس حکومت صلیحیان
نوشته‌علمیٔ مهم: حکومت صلیحیان
علی بن محمد صلیحی از داعیان اسماعیلیه بود و توانست با فتح بخش ها متعدد یمن در ۴۵۵ق بر آحاد مرزوبوم یمن غلبه کرده[۱] به نمایندگی از خلیفه فاطمی وقت حکومت صلیحیان را سازه کرد. پایتخت حکومتی وی صنعا بود.[۲] اورده شده موفقیت شاگرد و قاطع وی بر یمن در زمانه نا آگاهی و اسلام بی‌سوابق رزرو حسینیه نصرت مشهد بود.[۳]

نهاد‌گذار حکومت صلیحیان پیش از واپسین سفرش به حج، که در آن هجرت کشته شد، فرزندش احمد بن علی ملقب به المکرّم را جانشین خویش در صنعا قرار بخشید و خلیفه فاطمی نیز بعد از مرگ علی، حکومت فرزندش را به رسمیت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد آشنایی.[۴]

استارت تکان
وی در سال ۴۲۹ق[۵] یا این که ۴۳۹ق[۶] بر روی کوه مسار در استان صنعا در یمن تکان خویش را شروع کرد و در آنجا قلعه‌ها و بناهای محکمی تشکیل داد.[۷] او توانست قبایل مخالف حیطه حَسر را با خویش یاور نماید.[۸] در سال ۴۴۰ق و در یک کدام از نبردهای صلیحی با معارضان، ابوالفتح دیلمی، امام و مفسر زیدی قرن پنجم به هم پا یارانش در منطقه نجد الجاح کشته شد.[۹]

در یمنِ آن‌زمانه وحدت سیاسی وجود نداشت. حکومت‌های حیطه‌ای دایم با هم در ستیز بودند و صرفا وجه مشترک آن ها لینک و پیوند با حکومت عباسیان در بغداد، در پوسته خلل خطبه و ضرب سکه به اسم خلیفه عباسی و اعلام وفاداری ظاهری به وی بود.[۱۰] صلیحی در مکاتبه‌ای با مستنصر، خلیفه فاطمی اجازه تأسیس قانونی و علنی حکومتش را اخذ کرد.[۱۱]

اشراف بر مکه و منزل کعبه
صلیحی در‌پی فتوحات خویش در سال ۴۵۵ق وارد مکه شد. بر کعبه پرده‌ای سپید پوشانید و به یاور همسرش حرّه به درون کعبه رفت. پیش بینی ها و اقدامات نیکویی بهره مند شد که کاهش بها‌ها و رضایت عموم مکه را در‌پی داشت.[۱۲] علی صلیحی در طی قیام و حکومتش بر اجرای عدل و داد و نیک‌رفتاری سماجت داشت و به اسم خلیفه فاطمی خطبه می خواند.[۱۳]

معاش‌طومار
ابو‌بی نقص علی بن محمد صُلَیْحی از خاندان هَمْدان یمن و فرزند محمد صلیحی، دانا و حکم دهنده[یادداشت ۱] شافعی‌مذهب بود.[۱۴] گزارش گردیده وی در محیطی با اصالت عربی تربیت شد و آرم‌های بلندهمتی در او نمایان بود. بعضی عموم هم در ملاقات وی، حاکمیتش بر یمن را پیش‌بینی می‌کردند.[۱۵] سلیمان بن عبدالله زواحی، داعی الدُّعات فاطمی در یمن[۱۶] در منطقه کوهستانی حَرمز، اندکی قبل از مرگ خویش، صلیحی را به شاگردی به عهده گرفت. آداب دعوت و آموزه‌های اسماعیلیه را به وی فراگرفت و او‌را جانشین خویش قرار اعطا کرد.[۱۷] علی را شخصی با شایستگی و هوش بالا معرفی کرده‌اند که قبل از بلوغ به تفحص معارف پرداخت.

بر پایه ی گزارش‌های تاریخی علی صلیحی در فقه امامیه به سکو اجتهاد رسیده بود.[۱۸] صلیحی به دوران پانزده سال حج گزارد و حاجیان را در مسیر کوهستانی سَراة و طائف موعظه کرد.[۱۹] رابطه وی با آئین‌داران اهل‌سنت و اتکا‌سازی با آن‌ها‌را از مقدمات جنبش سیاسی و لازمه موفقیت در دعوت اسماعیلی قلمداد کرده‌اند.[۲۰]

کشته‌شدن علی بن محمد
علی‌ بن‌ محمد صلیحی در نزاع‌های قبل از وصال به حکومت، زیرا‌ اقتدار مقاومت‌ در قبال اقتدار‌ نجاح‌، حکم کننده حوزه‌ تهامه را نداشت‌ نزدیک به ۴۵۲ق اورا به‌ دست‌ کنیزی‌ که‌ به‌ وی کادو‌ کرده‌ بود مسموم‌ کرد.[۲۱] آخر و عاقبت فرزند نجاح پر اسم و رسم به الاَحْوَل به انتقام قتل پدرش، او را در سال ۴۷۳ق در وسط مسافرت حج کشت.[۲

بازدید : 13
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:24


تابعین مسلمانانی می باشند که با یک یا این که یکسری بدن از صحابه رسول اکرم(ص) ملاقات یا این که مصاحبت داشته‌اند یا این که آن‌ها‌را شعور کرده‌اند؛ اما خویش رسول(ص) را ندیده‌اند. این کلمه و واژه برگرفته از آیه ها و برخی احادیث پیامبر معبود(ص) حسینیه نصرت مشهد میباشد.

تعداد دقیقی برای تابعین ذکر نشده میباشد. این دسته در صورت‌گیری جریان‌های مختلف سیاسی، فکری و ادبی و پیدایی و دگرگونی علم ها حدیث، تعبیروتفسیر، فقه، سیره‌نویسی، مغازی و تاریخ نقش آدرس حسینیه نصرت مشهد داشتند.

اختلاف در اطلاق تیتر تابعین
واژه و کلمه عربی تابعین توده تابع یا این که تابعی میباشد.[۱] به لحاظ بیشتر عالمان مسلمان، صِرف ملاقات با یک یا این که یک‌سری بدن از صحابه برای اطلاق تابعی بر شخص کافی میباشد.[۲] البته به نظریه خطیب بغدادی مصاحبت و مجالست با صحابه نیز بایستگی داراست، برخلاف صحابه که برای آن ها صرف دیدار با نبی اکرم(ص) در حصول تیتر صحابی کفایت می‌نماید.[۳] ابن حِبّان معتقد بود که تابعی می بایست در سِنّی باشد که توانا به محافظت کردن حدیث از صحابه باشد؛ ازاین‌رو، خَلَف بن خلیفه از اتباع تابعین (طبقه بعد از تابعین) شمرده گردیده، اگرچه در کودکی عَمرو بن حُرَیث را چشم رزرو حسینیه نصرت مشهد بود.[۴]

بعضی از علماء، خلال شنیدن حدیث، ارتفاع ملازمت و همراهی با صحابه و برخورداری از قوه منزه را هم شرط کرده‌اند، البته با یقین مهمترین شرط در ارتباط تابعی به عبارتی دیدار وی با صحابی میباشد.[۵] ابن صلاح شرط دیدار را کافی دانسته و ابن حَجَر همین رأی را سپردن نموده است.[۶] بعضا یک‌سری بدن از تابعین را که شنیدن حدیث آن ها از صحابه به ثابت نرسیده، معرفی کرده‌اند[۷] به نظریه اینان شرط دیدار، از روایتی از پیامبر اکرم(ص) به دست میاید که فرمود: «طوبی \' لِمَن رَآنی و آمن بی، و طوبی \' لمن رأی مَن رآنی‌؛ خوشا به‌درحال حاضر کسی(صحابی) که من‌را چشم و به اینجانب ایمان آورده میباشد و خوشا به اکنون آن‌کس(تابعی) که کسی را که من‌را چشم، چشم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد باشد».[۸]

منشأ اصطلاح تابعی
اصطلاح تابعین از آیه ۱۰۰ سوره توبه گرفته گردیده که در آن از تعبیروتفسیر «الّذین اتَّبَعوهُم‌» به کاررفته میباشد.که مراد رهروان از اصحاب پیشگام اول فرستاده میباشد و اما به معنی اصطلاحی تابعین به عمل نرفته میباشد، چون بین رهروانِ پیشگامانِ نخستین (السابقون الاوّلون)، گروهی از صحابه هم قرار داشته‌اند.[۹] همینطور در تعبیروتفسیر آیه ۱۰ سوره حشر که تفسیر «التابعون باحسان‌» و «التابعین‌» به فعالیت رفته میباشد، [۱۰] معنای اصطلاحی تابعین موردنظر نبوده میباشد.

ممکن میباشد که‌این اصطلاح از سخن نبی اکرم(ص) گرفته گردیده باشد که درباره اویس قَرَنی فرمود: «اِنَّ نهَ التابعینَ رَجلٌ یقالُ لَهُ اویس؛ شایسته ترینِ تابعین مردی به اسم اویس میباشد»؛[۱۱] به تدریج تابعین به کلیه عده ای گفته شد که فرستاده اکرم(ص) را ندیده بودند و در سود احکام و مسائل فقاهتی را از صحابه فراگرفته و راوی احادیثِ آن ها گردیده بودند.

تعداد تابعین
تعداد تابعین بسیار و شمارش‌ناپذیر میباشد؛ چون در حین رحلت نبی(ص) نزدیک به یکصدوچهارده هزار صحابی وجود داشت[۱۲] و زیرا شرط تابعی بودن دیدار با یک کدام از صحابه میباشد و صحابه نیز در بلاد گوناگون متفرق بوده‌اند، تعداد تابعین سوا احتساب میشود، [۱۳] به‌ویژه آنکه بعضا از صحابه تا نقطه نهایی قرن ابتدا هجری قمری زنده بوده‌اند[۱۴] و واپسین شخص تابعین نیز در ۱۸۰ هجری قمری از جهان رفته میباشد.[۱۵] اول هر کس از تابعین درگذشت، ابوزید مُعَمّربن زید بود که در سال ۳۰ قمری ( در خراسان یا این که در آذربایجان)کشته شد و واپسین کس، خَلَف بن خلیفه (درگذشت: ۱۸۰ق) بود.[۱۶]

صحت تیتر تابعی یا این که صحابی
بعضا از تابعین با صفت «مُخَضْرمون‌» نام برده‌اند، از آنرو که آن‌ها زمان نا آگاهی و اسلام را ادراک کرده و در طول پیامبر خداوند(ص) اسلام آورده بودند، ولی دیدار نبی(ص) بخش آن ها نگردیده بود، برای مثال ابوعمرو شیبانی، سُوَیدبن غَفلَة کندی، عمرو بن مبارک اَوْدی، عبدخیر بن خیوانی، ابوعثمان نهدی و ربیعة بن زرارة.[۱۷] بعضا، اینان را از صحابه و بعضی، از بزرگان تابعین دانسته‌اند و تعداد آنها‌را به اختلاف ۲۰ یا این که ۴۲ بدن بیان کرده‌اند.[۱۸]

طبقات تابعین
تابعین طبقاتی دارا هستند، بعضا مانند ابن حبّان (محمدبن احمد بستی . در سپری شد ۳۵۴ق.) کلیه تابعین را به اعتبار آنکه در ملاقات با صحابه مشترک‌اند، یک طبقه دانسته‌اند.[۱۹] مسلم تابعین را در سه طبقه و محمدبن سعد آنان را در چهار طبقه دسته‌بندی نموده است.[۲۰] ولی ابن سعد طبقه‌بندی دیگری نیز ارائه نموده است که در آن، ملاک هر طبقه را شهر و موطن قرار داده میباشد، مانند تابعین بصری و تابعین مدنی و تابعین کوفی.[۲۱]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 109
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 110
  • بازدید ماه : 112
  • بازدید سال : 3096
  • بازدید کلی : 60884
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی