پیشدرآمد:
هر تعریفی که از ”فرهنگ“ داشته باشیم بایستی بپذیریم که در تمجید «انسانیت» حسینیه نصرت مشهد معنا میل همگانی به سمت سرویس به آدم و تکامل توانگریها و تجهیزات ذاتی و عرضی وی، مثلا مهم ترین بنیادها به شمار میرود.
هیچ مذهب، مدرسه یا این که حتی رفتاری، جز با داشتن جنبهٔ انسانی نمیتواند آنگاه تمدنی به خویش گیرد. لازمهٔ این آن گاه انسانی ـ بنابر ادراکات وجدان و سوای نیاز به دلیل ـ اعتقادوباور به دستهٔ قیمتهای مطلق و مشترک آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد، چه نمیاقتدار در هر چیز، هم قایل به نسبیّت بود و هم وجود خصوصیتهای انسانی را مسلّم تلقی کرد. چون این دستور متضمّن نوعی تناقض و باصطلاح پارادوکس میباشد بهاین مفهوم که لازمهاش از یک سو تایید نامونشان متفرّد رزرو حسینیه نصرت مشهد و جزیی در حالتیکه خیر کلی آدم و از سوی دیگر، نفی هرگونه وجه تمایز انسانی یا این که بها اثبات در آن میباشد.
اکنون سوال این میباشد کهاین خصوصیت و قیمت اثبات، کدام میباشد؟
جواب وجدانی این سوال (با تأکید بر وجدانی بودن این جواب به جهت بینیازی از دلیل)، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد همانا فطرت انسانی میباشد.
خواسته از فطرت نیز آن میباشد که آدم آفریدهای میباشد که سازه بر حکمت و روالّت الهی، در وجود و سرشت اساسی وی، تیم دادههای اشکار و بضاعت و توانهای عقلی و امیال و غرایزی به ودیعت گذاشته گردیده که تکان طبیعی به سمت اپلیکیشنٔ تکاملی در حیث گرفته گردیده برای اورا ضمانت مینماید.
تمامیٔ تمدنها، ادیان و مذهبها، به تفسیر مولای متقیان علی (علیهالسلام) آمدهاند تا قیمتهای والای کوچک را بنمایانند و فضای قابل قبولی برای بروز توانگریهای مخفی در بشر را به منصهٔ ظهور رسانند و اورا به شیوه و سمت و سویی رهنمون شوند که با خوی حیوانها لهجه بستهای که فاقد توانگریها و تجهیزات وی میباشند، تفاوت زمین تا آسمانی داشته باشد.
قضایای مبرهن به وی (یعنی آدم) اقتدار آشنایی می بخشند: آشنایی خویش، آشنایی هستی و حقیقی وواقعیّت، فلسفهٔ وجود و پیوندهای جانور بین اشیاء. این قضایا مواقعی زیرا: ایمان به اصل علیّت، ایمان به عدم قابلیت اجتماع و طول نقیضین و بعضی قضایای دیگر را مشتمل بر میگردند.
تایید این نوع قضایا، نیازی به برهان ندارد و در باورها و وجدان انسانی، تماماً پذیرفته گردیده و مسلّم تلقی میگردند به این دلیلکه در غیر اینصورت با بنبست روبرو میشویم چون بررسی ها خویش بهاین قضایای هویدا متکی میباشند و به امداد آن ها امکان ثابت مییابند.
توانگریهای عقلی نیز به عبارتی اقتدار درونی انسانی بر تامل، تأمل، مجرّدسازی مسایل از حشو و زوائد، ارتقاء از مرحلهٔ جزئیات به مرحلهٔ کلیّات، مقایسهٔ شی ها با یکدیگر برای نیل به دیدهاندازهای نو و نرم افزارریزیهای فرضی برای مراحلی میباشد که هنوز مصداق حقیقی وواقعی و عملی به خویش ندیدهاند. این بضاعت و توان خیالی، برای مثال خصوصیتهای بشر و در واقع رمز و سر جنبش، مراحل تکاملی، خلاقیّت، پرورش و نموّ اوست، اکنون آنکه امیال غریزی، نیروی محرکهٔ او به سمت کمال و سوق دهنده ی وی در راستای منفعتگیری از پتانسیلهای مخفی او دراین باره میباشد. به عنوان مثال این امیال و غریزه ها میقدرت به موردها ذیل اشاره نمود: تمایل به کمال، تکان به سمت کمال مطلق، عملکرد در رفع کاستیهای خود، اذعان بهاین اقتدار، مطلق ادای حق و تشکر نعمتهای ارزانی گردیده، کارایی در جهت اطاعت از وی و … میباشد؛ این رغبتها و امیال و غریزه ها به رغم گوناگونی تجلیّات و تعدد طریقها و عملکردهای آنها، در سرشت انسانی ریشه دوانیده اند هرچند ممکن میباشد به جهت شک ها یا این که سوء تفاهمهایی، سرکوب یا این که نهفته گردیده باشند. به عنوان مثال این غریزه ها همینطور میاقتدار از غریزهٔ حب به ذات و همت در جهت تحقق خواستها و آرزوهای خود اسم پیروزی که به نوبهٔ خویش مثلا غریزه ها اساسی در آدم به شمار میرود که نمیقدرت آن را نادیده گرفت و سرکوب کرد یا این که همانند مارکسیسم آن را پدیدهای روبنایی تلقی کرد و تصور کرد که میاقتدار از روش الغای مالکیت سری، آن را از وجود آدم حذف نمود. سلیقه هنری و شیفتگی نسبت به عنصر زیبایی که عالم هستی، سرشار از آن میباشد نیز دراین زمره قراردارد.
به این ترتیب آنچه به طور کاملً پرنور به حیث میرسد این میباشد که: قضیه اعتقاد به عقیدهٔ فطرت انسانی، عرصه را برای کلام از تیم مفاهیمی زیرا ”دستمزد“، ”تکالیف“، ”عدل و داد“، ”انسانیّت“، ”خلق“، ”ذوق وسلیقه هنری“، ”قیمتهای مشترک“، ”فرهنگ“، ”مذاکره“، ”آئین“، ”آشنایی“، ”تصدیق“، ”منطق“، و حتی ”ادله و ادله“ و ”دانش“ گشوده مینماید چون این دو معنا ]دانش و برهان[ نیز بر اساس عنصر ثابتی میباشند که فارغ از آن مرزها و نشانهایشان، قابل تبیین وجود ندارد.
سوای یقین بهاین عقیده آدم، زندانی خود خواهد ماند و به تعبیروتفسیر جرج بارکلی، جز با تصاویر خیالی خویش، ارتباطی پیدا نمینماید، و حتی میقدرت اظهار کرد وی با کنار گذاردن این عقیده، نمیتواند به خودش نیز ایمان داشته باشد و این نقطع ی عطف پوچی و هیچانگاری میباشد.
فارغ از این عقیده [عقیدهٔ فطرت] به اعتقادوباور ما هر آنچه گفته شد، فاقد مفهوم می گردد. و این واقعیت بزرگی میباشد که تمایلهای دنیوی به شدت با آن مواجه می گردند؛ هم از اینروست که متن ها اسلامی بر ”فطرت“ و اینکه آیین در واقعیت همسو و هماهنگ با ”فطرت“ میباشد تأکید داراست به دلیل آن که فطرت واقعیتی اصیل و آیین نیز نرمافزارای حقیقی وواقعی برای اصلاح بشر و بهبود حالت معاش اوست. خدا متعال می فرماید: فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم([۱])
بدین ترتیب با صحت آئین، روی (دل) را برای این آئین راست بدار! بر به عبارتی سرشتی که خدا عموم را بر آن آفریده میباشد، هیچ تحول در آفرینش آفریدگار منش ندارد؛ این میباشد آیین پایدار ولی بیشتر عموم نمیدانند.
این آیهٔ کریمه همچنانکه آیها… شهید محمدباقر صدر (قدسسره) در کتاب خویش اقتصادنا یادآور گردیده بر موردها پایین انگشت میگذارد:
یکم: آئین (با کلیه حقوق و دستمزد و تکالیف و هدفهای عدل و داد جویانهای که دربردارد) خویش از مفاد فطری میباشد که خداوندگار دنیا، کلیه مردمان را بدان سرشته و دراین آفریده به نظر اینگونه سرشتی، تغییری پدید نخواهد آمد.
دوم: این آئین که فطرت انسانی بدان سرشته گردیده به عبارتی آئین راست و خالص و ناب میباشد؛ درحال حاضر آنکه ادیان بی دینیآمیز و خدایان و همی و نسبی، قدرت حل اشتباهات بشری را ندارند.
پیشدرآمد:
هر تعریفی که از ”فرهنگ“ داشته باشیم بایستی بپذیریم که در تمجید «انسانیت» حسینیه نصرت مشهد معنا میل همگانی به سمت سرویس به آدم و تکامل توانگریها و تجهیزات ذاتی و عرضی وی، مثلا مهم ترین بنیادها به شمار میرود.
هیچ مذهب، مدرسه یا این که حتی رفتاری، جز با داشتن جنبهٔ انسانی نمیتواند آنگاه تمدنی به خویش گیرد. لازمهٔ این آن گاه انسانی ـ بنابر ادراکات وجدان و سوای نیاز به دلیل ـ اعتقادوباور به دستهٔ قیمتهای مطلق و مشترک آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد، چه نمیاقتدار در هر چیز، هم قایل به نسبیّت بود و هم وجود خصوصیتهای انسانی را مسلّم تلقی کرد. چون این دستور متضمّن نوعی تناقض و باصطلاح پارادوکس میباشد بهاین مفهوم که لازمهاش از یک سو تایید نامونشان متفرّد رزرو حسینیه نصرت مشهد و جزیی در حالتیکه خیر کلی آدم و از سوی دیگر، نفی هرگونه وجه تمایز انسانی یا این که بها اثبات در آن میباشد.
اکنون سوال این میباشد کهاین خصوصیت و قیمت اثبات، کدام میباشد؟
جواب وجدانی این سوال (با تأکید بر وجدانی بودن این جواب به جهت بینیازی از دلیل)، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد همانا فطرت انسانی میباشد.
خواسته از فطرت نیز آن میباشد که آدم آفریدهای میباشد که سازه بر حکمت و روالّت الهی، در وجود و سرشت اساسی وی، تیم دادههای اشکار و بضاعت و توانهای عقلی و امیال و غرایزی به ودیعت گذاشته گردیده که تکان طبیعی به سمت اپلیکیشنٔ تکاملی در حیث گرفته گردیده برای اورا ضمانت مینماید.
تمامیٔ تمدنها، ادیان و مذهبها، به تفسیر مولای متقیان علی (علیهالسلام) آمدهاند تا قیمتهای والای کوچک را بنمایانند و فضای قابل قبولی برای بروز توانگریهای مخفی در بشر را به منصهٔ ظهور رسانند و اورا به شیوه و سمت و سویی رهنمون شوند که با خوی حیوانها لهجه بستهای که فاقد توانگریها و تجهیزات وی میباشند، تفاوت زمین تا آسمانی داشته باشد.
قضایای مبرهن به وی (یعنی آدم) اقتدار آشنایی می بخشند: آشنایی خویش، آشنایی هستی و حقیقی وواقعیّت، فلسفهٔ وجود و پیوندهای جانور بین اشیاء. این قضایا مواقعی زیرا: ایمان به اصل علیّت، ایمان به عدم قابلیت اجتماع و طول نقیضین و بعضی قضایای دیگر را مشتمل بر میگردند.
تایید این نوع قضایا، نیازی به برهان ندارد و در باورها و وجدان انسانی، تماماً پذیرفته گردیده و مسلّم تلقی میگردند به این دلیلکه در غیر اینصورت با بنبست روبرو میشویم چون بررسی ها خویش بهاین قضایای هویدا متکی میباشند و به امداد آن ها امکان ثابت مییابند.
توانگریهای عقلی نیز به عبارتی اقتدار درونی انسانی بر تامل، تأمل، مجرّدسازی مسایل از حشو و زوائد، ارتقاء از مرحلهٔ جزئیات به مرحلهٔ کلیّات، مقایسهٔ شی ها با یکدیگر برای نیل به دیدهاندازهای نو و نرم افزارریزیهای فرضی برای مراحلی میباشد که هنوز مصداق حقیقی وواقعی و عملی به خویش ندیدهاند. این بضاعت و توان خیالی، برای مثال خصوصیتهای بشر و در واقع رمز و سر جنبش، مراحل تکاملی، خلاقیّت، پرورش و نموّ اوست، اکنون آنکه امیال غریزی، نیروی محرکهٔ او به سمت کمال و سوق دهنده ی وی در راستای منفعتگیری از پتانسیلهای مخفی او دراین باره میباشد. به عنوان مثال این امیال و غریزه ها میقدرت به موردها ذیل اشاره نمود: تمایل به کمال، تکان به سمت کمال مطلق، عملکرد در رفع کاستیهای خود، اذعان بهاین اقتدار، مطلق ادای حق و تشکر نعمتهای ارزانی گردیده، کارایی در جهت اطاعت از وی و … میباشد؛ این رغبتها و امیال و غریزه ها به رغم گوناگونی تجلیّات و تعدد طریقها و عملکردهای آنها، در سرشت انسانی ریشه دوانیده اند هرچند ممکن میباشد به جهت شک ها یا این که سوء تفاهمهایی، سرکوب یا این که نهفته گردیده باشند. به عنوان مثال این غریزه ها همینطور میاقتدار از غریزهٔ حب به ذات و همت در جهت تحقق خواستها و آرزوهای خود اسم پیروزی که به نوبهٔ خویش مثلا غریزه ها اساسی در آدم به شمار میرود که نمیقدرت آن را نادیده گرفت و سرکوب کرد یا این که همانند مارکسیسم آن را پدیدهای روبنایی تلقی کرد و تصور کرد که میاقتدار از روش الغای مالکیت سری، آن را از وجود آدم حذف نمود. سلیقه هنری و شیفتگی نسبت به عنصر زیبایی که عالم هستی، سرشار از آن میباشد نیز دراین زمره قراردارد.
به این ترتیب آنچه به طور کاملً پرنور به حیث میرسد این میباشد که: قضیه اعتقاد به عقیدهٔ فطرت انسانی، عرصه را برای کلام از تیم مفاهیمی زیرا ”دستمزد“، ”تکالیف“، ”عدل و داد“، ”انسانیّت“، ”خلق“، ”ذوق وسلیقه هنری“، ”قیمتهای مشترک“، ”فرهنگ“، ”مذاکره“، ”آئین“، ”آشنایی“، ”تصدیق“، ”منطق“، و حتی ”ادله و ادله“ و ”دانش“ گشوده مینماید چون این دو معنا ]دانش و برهان[ نیز بر اساس عنصر ثابتی میباشند که فارغ از آن مرزها و نشانهایشان، قابل تبیین وجود ندارد.
سوای یقین بهاین عقیده آدم، زندانی خود خواهد ماند و به تعبیروتفسیر جرج بارکلی، جز با تصاویر خیالی خویش، ارتباطی پیدا نمینماید، و حتی میقدرت اظهار کرد وی با کنار گذاردن این عقیده، نمیتواند به خودش نیز ایمان داشته باشد و این نقطع ی عطف پوچی و هیچانگاری میباشد.
فارغ از این عقیده [عقیدهٔ فطرت] به اعتقادوباور ما هر آنچه گفته شد، فاقد مفهوم می گردد. و این واقعیت بزرگی میباشد که تمایلهای دنیوی به شدت با آن مواجه می گردند؛ هم از اینروست که متن ها اسلامی بر ”فطرت“ و اینکه آیین در واقعیت همسو و هماهنگ با ”فطرت“ میباشد تأکید داراست به دلیل آن که فطرت واقعیتی اصیل و آیین نیز نرمافزارای حقیقی وواقعی برای اصلاح بشر و بهبود حالت معاش اوست. خدا متعال می فرماید: فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم([۱])
بدین ترتیب با صحت آئین، روی (دل) را برای این آئین راست بدار! بر به عبارتی سرشتی که خدا عموم را بر آن آفریده میباشد، هیچ تحول در آفرینش آفریدگار منش ندارد؛ این میباشد آیین پایدار ولی بیشتر عموم نمیدانند.
این آیهٔ کریمه همچنانکه آیها… شهید محمدباقر صدر (قدسسره) در کتاب خویش اقتصادنا یادآور گردیده بر موردها پایین انگشت میگذارد:
یکم: آئین (با کلیه حقوق و دستمزد و تکالیف و هدفهای عدل و داد جویانهای که دربردارد) خویش از مفاد فطری میباشد که خداوندگار دنیا، کلیه مردمان را بدان سرشته و دراین آفریده به نظر اینگونه سرشتی، تغییری پدید نخواهد آمد.
دوم: این آئین که فطرت انسانی بدان سرشته گردیده به عبارتی آئین راست و خالص و ناب میباشد؛ درحال حاضر آنکه ادیان بی دینیآمیز و خدایان و همی و نسبی، قدرت حل اشتباهات بشری را ندارند.

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم