loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 114
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 13:30


قیام ابن طباطبا
قیام ابن طباطبا به وسیله محمد بن ابراهیم طباطبا در سال ۱۹۹ هجری قمری علیه حکومت عباسیان در طول خلافت مامون عباسی صورت گرفت. وی پس از تصاحب کردن بیعت از ابو السرایا به سمت کوفه رفت و با شعار الرضا اینجانب آل محمد عموم را به بیعت خویش فراخواند. عموم کوفه و دور و بر آن با وی بیعت کردند. ابن طباطبا رهبری مذهبی و ابو السرایا فرماندهی نظامی قیام را عهده دار شد. امام رضا(ع) از کمپانی در قیام پرهیز کرد و حتی حاضر به پذیرش قیام حسینیه نصرت مشهد هم نشد.

این قیام کاسه بازه زمانی کوتاهی گستره جغرافیایی خویش را از کوفه تا حجاز و از جانب شرق تا اهواز بسط بخشید و لشکریان ارسالی از جانب حکومت عباسیان را ناکامی اعطا کرد و کارگزاران خویش را که عمدتا از فرزندان امامان بودند، به شهرهای متفاوت ارسال کرد؛ ولی با مرگ ناگهانی ابن طباطبا، قیام رو به ضعف بنیان. ابو السرایا رهبری قیام را به‌دست گرفت و در غایت در پیکار با هرثمه بن اعین ناکامی خورد و متلاشی آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.

این قیام به خیال و خاطر گستردگی جغرافیایی، و حضور فعال امام‌زادگان حسنی و حسینی از التفات فراوانی شامل است.

رهبر قیام
نوشته ی علمیٔ اساسی: ابن طباطبا
محمد بن إبراهیم بن إسماعیل بن إبراهیم بن حسن مثنی بن حسن بن علی بن ابی‌طالب (م۱۷۳- ۱۹۹ق) یکی سادات حسنی و از امامان زیدیه میباشد.[۱] وی در ۱۷۳ق در مدینه به دنیا آمد و در آن شهر سکونت رزرو حسینیه نصرت مشهد داشت.[۲]

ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین، روایاتی را از امام سجاد(ع) و زید بن علی نقل می‌نماید که در آن احادیث، قیام اینگونه فردی با اشاره به بعضی از جزئیات، در سال ۱۹۹ق پیش‌بینی گردیده‌است.[۳] در روایتی منسوب به امام رضا(ع) وقوع این قیام در رجب تحت عنوان یکی‌از علامت‌های ظهور قلمداد شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است. [۴]

ابن طباطبا با خرقه و دانش سپید[۵] از کوفه قیام کرد و سیطره حکومتش تا واسط، مدائن، اهواز، مدینه، مکه و حتی یمن پیشرفت پیدا کرد[۶] و تبدیل به ارعاب دور از شوخی برای حکومت عباسیان شد. قیام وی با قدمت کوتاه خویش با اعتنا به گستردگی جغرافیایی آن و اشراف بر مکه و مدینه و حضور فعال علویان و امام‌زادگان حسنی و حسینی در آن، از عنایت متعددی شامل است.

انگیزه‌ و علت قیام
برای قیام ابن طباطبا دلایلی مذکور میباشد؛ به عنوان مثال آن‌که: یکی‌از شیعه ها حیطه جزیره به اسم نصر بن شبیب،[۷] به ملاقات ابن طباطبا رفت و از ظلم و ستم عباسیان و مظلومیت اهل‌بیت(ع) حرف اعلام‌کرد و از وی خواست تا به جزیره رفته و با یاری و پناه وی قیام نماید؛[۸] ولی بعداز آنکه ابن طباطبا به جزیره رفت، ابن شبیب در تصمیم خویش مردد شد و دست از امداد وی برداشت. ابن طباطبا بسیار خشمگین شد[۹] و به سمت حجاز تکان کرد.

میان رویه با ابو السرایا[۱۰] در حوزه‌ رقه[۱۱]که به خیال و خاطر اختلافات مالی از لشکر مأمون غیروابسته گردیده و طغیان کرده بود[۱۲] واکنش کرد. ابن طباطبا از این زمان بهره مند شد و از وی به‌شکل مخفیانه[۱۳] بیعت ستاند[۱۴] و قصد به قیام از کوفه گرفت.[۱۵] بعضی قائلند ابو السرایا برهان اساسی قیام ابن طباطبا میباشد. وی که از فرماندهان هرثمه بن اعین، فرمانده لشکر مأمون بود، به انگیزه اختلافات مالی از وی مستقل شد[۱۶] و به کوفه رفت و با ابن طباطبا در کوفه بیعت کرد و عموم آن شهر، با آن ها بیعت نمودند.[۱۷] گرچه بعضی دیگر قائلند که ابو السرایا اینگونه تصمیمی نداشت و به درخواست و سفارش ابن طباطبا بیعت کرد.[۱۸]

ابن طباطبا، زمانی ظلم و ستم بر یک پیرزن را مشاهده می‌نماید یکی علت‌های خویش را برای قیام و کشته شدن در این‌شیوه را، خودداری از ظلم و ستمی می‌داند که بر این پیرزن و امثال وی شکل می گیرد.[۱۹]

ملازمت و همراهی عموم عراق
درباره عامل ملازمت نواحی عراق، به خصوص کوفه اینگونه نقل گردیده‌است: مأمون پس از به اقتدار وصال، حسن بن راحت را جایگزین طاهر بن حسین در عراق نمود. هنگامی این خبر به عموم عراق رسید گمان کردند که ادب بن سهل و آسان، وزیر اهل ایران مأمون حکومت را به دست گرفته و مأمون را در قصر خویش حبس نموده است و شخصا زمام کارها حکومت را به دست گرفته میباشد.[۲۰] همین دستور باعث خشم و عصبانیت بنی هاشم و بزرگان عراق شد و از تبعیت حکومت مرکزی راز گشوده زدند و در هر کناره و کناری قیامی صورت گرفت و او‌لین هر کس قیام کرد و عموم از وی پیروی نمودند، ابن طباطبا بود.[۲۱]

بازدید : 92
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 10:17


جدال احسن
جِدال اَشمَن روشی در مجادله میباشد که مقصود از آن آشکار شدن حق و راضی کردن فرد مقابل، با به کار گیری از مقدمات نیکو میباشد. از حیث قرآن، جدال احسن گفت و گو و مناظره‌ای میباشد که در بین دو نفر برای رد و ثابت نظریه‌ای، به‌شکل علمی و با رعایت مسائل اخلاقی اعمال می گردد. در قرآن به مثال‌هایی از جدال احسن اشاره شد‌ه‌است. خدا در قرآن جدلی که وضعیت جدال احسن را نداشته باشد ممنوع نموده است. مهمترین کارداران در جدال احسن، استعمال از منابع علمی دارای اعتبار همانند قرآن، سنت، منابع عقلی و رعایت رفتار حسینیه نصرت مشهد میباشد.

به‌اطمینان علامه طباطبایی، در حالتی که که هر دو مناظره‌کننده عشق‌مند به پر‌نور شدن حق بوده و لجاجت به خرج ندهند، جدال احسن آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معنی‌شناسی
جدال احسن گفتگویی میباشد برای آشکار شدن حق و اقناع فرد مقابل، و مقدمات آن، عقاید مشهوری میباشد که از حیث مصلحت مردم، نیکو و رزرو حسینیه نصرت مشهد نیکوست.[۱]

ملاصدرا فیلسوف شیعه:
مراد از جدل، علم آموزی اعتقاد و باور وجود ندارد بلکه الزام میباشد، براین اساس ممکن میباشد جدل به‌شکل استقراء یا این که تمثیل باشد؛ جدل بر دو عهد میباشد: جدال احسن، از آن برای الزام عموم فاسدالعقیده و منکر واقعیت به کارگیری می شود؛ و جدال مذموم، از آن برای پابرجا نمودن فسخ و پایمال کردن حقیقتی به کارگیری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میگردد.[۲]

به‌یقین بعضی جدال احسن، رای زنی در مسائل متفاوت علمی و غیر علمی، به‌شکل مشخص و براساس قواعد و قانون ها دارای اسم و رسم و مقبول طرف مقابل بوده که با طرز‌های علمی، برای ثابت مناسب و کشف واقعیت، به فعالیت رفته میباشد؛ به‌طوری‌که با اقامه ادله، اقتدار نقض آن از طرف مقابل سلب شود.[۳]

التفات جدال احسن
جدال احسن از دو جهت پر ارزش میباشد؛ در آغاز: دعوت غیرمسلمانان به اسلام و مطلع ساختن مسلمان ها ناآگاه؛ دوم: راه حل‌اندیشی در مسائل اجتهادی-اختلافی؛ بدین مضمون‌ که جدال احسن می تواند، راهی چهت نیل به طریقه مشترک در حل مسائل اختلافی باشد.[۴] برخی اندیشمندان مداقه آن را در مواقعی همانند تفاهم اجتماعی، پناه از باورها و رابطه فرهنگی در جامعه تیتر کرده‌اند.[۵]

پیشینه جدال احسن
به‌اعتقادوباور بعضی قرآن‌پژوهان، مشتقات «جدل» ۲۹ توشه در قرآن آورده شده میباشد.[۶] از منظر قرآن جدال احسن مشاجره و مناظره‌ایست که در بین دو نفر برای رد و ثابت نظریه‌ای جاری ساختن میگردد؛ و بایستی به شایسته ترین صورت «وَجَٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ»[۷] صورت پذیرد.[۸] مظفر (درگذشته ۱۳۷۵ق) از عالمان شیعه، راجع به این آیه می‌نویسد: این عبارت به‌معنای خوب بودن چهت نیل به فیض مناسب بوده و شایسته ترین تفسیری میباشد که با (بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ) تناسب داراست.[۹]

در بعضا آیه ها از جدال نهی شد‌ه‌است؛ در مسألۀ اعتکاف باب حج آمده میباشد: «وَ لاٰ جِدٰالَ فِی الْحَجِّ»[۱۰] (در حج مجادله نکنید). در حالتی‌که مجادله منصفانه باشد و مقوله‌های اخلاقی، عقلی و فقاهتی ملاحظه گردد، خیر‌صرفا از آن نهی نشده بلکه خدا به اینگونه جدالی دستور فرموده: «اُدْعُ إِلیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»[۱۱] (با حکمت و موعظه پسندیده، به رویه پروردگارت دعوت نما! و با آن‌ها به‌روشی که نیکوتر میباشد، برهان و مناظره کن). این آیه، تمامی را به جدال احسن دعوت می‌نماید.[۱۲]

جدال احسن از حیث مفسران
روحانی طوسی (درگذشته ۴۶۰ق) در تمجید جدال احسن می گوید: روشی همدم با نرمی، آرامش، سکینه که با موفقیت طرف حق به‌وسیله ارائه ادله و دلیل منطقی میباشد.[۱۳] بعضا عالمان شیعه همانند طبرسی (درگذشته ۵۴۸ق) به محتوای مقدمات دقت کرده و جدال احسن را به مناظره به وسیله قرآن و حجت‌های قطعی معرفی کرده و بر این شالوده، تقدیر آیه را «بالکلمه التی هی احسن» می دانند.[۱۴] فخر رازی (درگذشته ۶۰۶ق) مفسر اهل‌سنت، ملاک جدال احسن را مسلّم بودن مقدمات آن ذکر نموده است.[۱۵] به اعتقاد و باور برخی مفسران جدال احسن، مجادله‌ای برای تبیین حق در باب فرائض میباشد.[۱۶]

گروهی دیگر «علت» را شالوده اساسی تعریف‌و‌تمجید خویش قرار داده و جدال احسن را به جدالی که در آن سرکشی نفس و وسوسه‌های شیطانی نبوده و تنها برای پروردگار باشد تعبیر و تفسیر کرده‌اند.[۱۷] مغنیه (درگذشته ۱۴۰۰ق) مفسر شیعه، به غرض اعتنا کرده و جدال احسن را به اظهار حق و اقناع فرد تعبیروتفسیر نموده است.[۱۸]

بعضا مفسران، با اعتنا به ماجرا رسول(ص) «أمرنا معاشر الأنبیاء ان نکلم الناس علی قدر عقولهم» (به ما پیامبران فرمان داده گردیده‌است که با عموم به اندازه عقلشان کلام کنیم)، جدال احسن را به جدالی تعبیروتفسیر کرده‌اند که در خور فهم و شعور کاربر باشد.[۱۹] برخی دیگر با اعتنا به نوع استفاده کننده می گویند: معنای «وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» یعنی با هر طایفه‌ای، با شیوه متناسب با آن مجادله کن؛ پس با اهل نفاق مجادله کن و با آن‌ها شدت به خرج بده و با موافقان با لطف و عفووبخشش مجادله کن و نسبت به مؤمنان انسان خاکی باش و از آنان درگذر و برایشان طلب مغفرت نما.[۲۰]

علامه طباطبایی (درگذشته ۱۳۶۰ش) مفسر شیعه می‌نویسد: «در شرایطی‌که هر دو مناظره کننده عشق‌مند به پر‌نور شدن حق بوده و لجاجت به خرج ندهند، جدال احسن میباشد.[۲۱]

بازدید : 32
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:14


در دانش حرف
در دانش سخن نام آن لفظی میباشد که بر صِرف ذات دلالت می‌نماید؛ مانند: «اللّه»، «رجل» و «آدم» یا این که بر ذاتی که به وصفی متصف میباشد دلالت می‌نماید مانند: «عالِم» و «توانمند» و یا این که بر مبدأ فعل دلالت می‌نماید؛ مانند: «رازق» و «سازنده» امّا صفت صرفا یک کاربرد داراست و فقط بر مبدأ دلالت می‌نماید سوای اینکه علامتی بر ذات بوده باشد؛ مانند: دانش، اقتدار، رزق و خلقت، به همین جهت می‌قدرت نام را محمول قرار داده و آن را بر ذات حمل کرد و اظهار کرد: معبود «فقید» یا این که «تولیدکننده» یا این که «رحمان» یا این که «رحیم» میباشد؛ اما صفت را نمی‌قدرت محمول قرار اعطا کرد و اظهار کرد: آفریدگار اخلاق حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۷]

در فلسفه و عرفان
اسما و صفات در فلسفه و عرفان معنایی شبیه دارا هستند و صرفا فرقشان به رقیقه بودن معنای آن در فلسفه و حقیقه بودن آن در عرفان میباشد. نام در‌این اصطلاح عبارت از ذات با برخی شؤون، اعتبارات و حیثیات میباشد، چون برای آفریدگار متعال به مقتضای «کُلَّ یوم هُوَ فی شَأن» (آیه ۲۹ سوره الرحمن) شؤون ذاتیه و مراتب عینیه‌ای میباشد که به حسب هر کدام از آنها برای وی نام یا این که صفتی نتایج آدرس حسینیه نصرت مشهد میشود.[۸]

صفت، مفهومی مجرد از ذات و عارض بر آن میباشد، از این جهت نام و صفت نظیر مرکب و بسیط میباشد.[۹]

در تعریف و تمجید دیگری، ذات با صفت معلوم و به اعتبار تجلی خاص، نام نامیده میشود.[۱۰]

گاهی به خویش صفت نام اطلاق می گردد، چون ذات در بین همگی اسما مشترک میباشد و تکثر در اسما به باعث تکثر صفات به اعتبار مراتب غیبیه حق بزرگ (مفاتیح الغیب) رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۱]

گاهی در تعریف‌و‌تمجید نام و صفت، تعینات و حقایق فرنگی از جهت ظهور ذات در آنان و رابطه آنها با ذات مطلق «نام» نامیده می شود و همین تعینات و حقایق اگر صرفا مراعات خواهد شد «وصف» خوانده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می گردد.[۱۲]

تفاوت تمجید عرفا و متکلمین
نام در عرفان، حقیقتی عینی و فرنگی میباشد؛ اما در حرف، وجودی لفظی یا این که کتبی میباشد و ورای لفظ و نگارش، حقیقتی برای آن متصور وجود ندارد، نامِ کلامی از منظر عرفان نامِ نام میباشد؛ خیر خویش نام.[۱۳]

در احادیث
در روایات اسلامی، نام و صفت درخصوص پروردگار متعال یک مضمون‌ دارا‌هستند. به عنوان مثالً «سمیع» و «بصیر» در بعضا از روایات تحت عنوان صفت معرّفی شد ه‌اند[۱۴] و در بعضا از روایات تحت عنوان نام.[۱۵]

برخی از روایات تصریح می‌نمایند که اسما و صفات معبود تفاوتی ندارند، از امام باقر(ع) نقل شد‌ه‌است: إنَّ الأَسماءَ صِفاتٌ وَصَفَ بِها نَفسَهُ: اسم‌های پروردگار، صفاتی می‌باشند که پروردگار با آنها خویش را وصف نموده است.[۱۶] امام رضا(ع) در جواب محمد بن سنان که از «نام» پرسیده بود فرمود: صِفَةٌ لِمَوصوفٍ: صفتی میباشد برای یک موصوف.[۱۷]

نکته بسیار دقیقی که در روایات اهل بیت در تبیین معنای اسما و صفات الهی آمده این میباشد که آنان هویتی جداگانه از ذات مقدّس حق ندارند، چنان که از امام رضا(ع) قصه شد‌ه‌است: أسماؤُهُ تَعبیرٌ، و أفعالُهُ تَفهیمٌ، و ذاتُهُ حَقیقَةٌ: اسم‌های وی تعبیرند(یعنی عین ذات و صفات وی نیستند بلکه تعابیری میباشند که گواه بر وی می باشند) [۱۸] و افعالش برای تفهیم، و ذاتش واقعیت میباشد. همینطور امام رضا(ع) می فرماید: الاِسمُ غَیرُ المُسَمّی، فَمَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنی فَقَد کفَرَ و لَم یعبُد شَیئا، و مَن عَبَدَ الاِسمَ وَ المَعنی فَقَد کفَر و عَبَدَ اثنَینِ، و مَن عَبَدَ المَعنی دونَ الاِسمِ فَذاک التَّوحیدُ: اسم، غیر از ناموَر میباشد، کسی که اسم را پرستد خیر معنی را کافر گردیده و چیزی را نپرسیده میباشد، و کسی که اسم و معنی را پرستد هم کافر گردیده و دو چیز را پرستیده میباشد، و کسی که مفهوم را پرستد خیر اسم را، یکتاپرست میباشد.[۱۹]

بازدید : 30
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 14:37


سردر ورودی‌ها
سردر شرقی
این مسجد، سه ورودی اساسی داراست. سردر شرقی به صورت پنج ضلعی، با دو رتبه در دو طرف، کتیبه‌ای با اشعار فارسی، مقرنس کاری در قوسِ سردر، و دو پشت‌بغل مزین به خط بنّایی کاشی‌کاری‌گر حسینیه نصرت مشهد دیده‌است.

سردر غربی
سردر غربی با مقرنس گچی معمولی در قوس، در انتهای کوچه‌ای بن‌بست قراردارد و به خیابان حکیم رویکرد مییابد و در حدود در جورجیر آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۳]

سردر شمالی
سردر شمالی با اشکال کاشی‌کاری و آجرکاری و دو رتبه در دو طرف، حیاط کوچکی به پهنا مدخل با پیاده سازی قشنگ، در بالای در ورودی دارااست که به حجره‌ای شیوه می یابد. در بالای حجره دو پشت‌بغل و در قوسِ تراس، مقرنس با پوشش کاشی‌کاری مَعْقَلی چشم رزرو حسینیه نصرت مشهد میشود.[۱۴]

اضلاع و حیاط‌ها
مسجد حکیم، با صحنی به بعدها تقریبی ۶۱ متر × ۵۳ متر که در هر ضلع آن ایوانی قرار گرفته، دارنده آبگینه سنگی مستطیل‌صورت و دو مهتابی (رتبه) در دو طرف آن میباشد که در جنوب هر دو مهتابی، جایگاهی به ارتفاع ۱/۷۰ متر برای امام جماعت درنظرگرفته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شده میباشد.[۱۵]

ضلع شمالی

نمای شمالی مسجد حکیم
تراس ضلع شمالی به ارتفاع ۱۱/۵ متر و عمق ۹ متر، نزدیک به ۱۵ سانتی‌متر فراتر از سطح ایوان جای‌دارد. کتیبه‌ای کاشی‌کاری، مشمول اشعاری در وصف مسجد، در میانه حیاط چشم می گردد. ازاره این تراس تا طول ۱/۲۰ متر با کاشی‌های معقلی پوشیده گردیده است. در میانه دیوار غربی، راهرویی به پهنا ۳/۳ متر چشم می شود که رویکرد حصول به مدخل شمالی مسجد میباشد و در حال حاضر با دیوار آجری مشبک پوشانده شد‌ه‌است. در نصیب فوقانی راهروها، دو تراس خرد جلو حجره‌ها جای‌دارد. کتیبه‌ای به خط ثلث، از محمدرضا امامی، با مورد لاجوردی در سه جانب تراس عمل شد‌ه‌است. این کتیبه به همپا پوشش سقف، که واژه و کلمه علی را با خط بنّایی از مخلوط خشت و کاشی فیروزه صورت داده، به‌این تراس جلوه‌ای خاص بخشیده میباشد. در دو طرف تراس، ایوانی خرد‌خیس با تزیینات شبیه سازه شده و هر مورد از این تراس‌ها در دو طرف خویش طاق‌نمایی به پهنا سه متر دارا‌هستند.[۱۶]

ضلع جنوبی

رواق جنوبی
جناح جنوبی صحن و نیز تراس، شبیه ضلع شمالی میباشد و تنها در تزیینات، گوناگون به حیث می‌رسند، مثلا در مقرنسی که در دل قانونی‌بندی بالای حیاط ایجاد شده است.[۱۷]

ضلع شرقی و غربی
جانب شرقی و غربی صحن همچون میباشد، مشمول ایوانی به پهنا حدود هشت متر و در هر طرف تراس آغاز یک طاق‌نما و آنگاه سه حیاط خرد‌خیس، با پهنا در حدود پنج متر، جای دارد. دو طاق‌نمای خرد نیز در صدر و انتهای هر ضلع چشم میگردد که از درون آن‌ها می‌اقتدار به حجره‌های بالای آنان دسترسی یافت. در طبقه بالای دو ضلع شرقی و غربی، برای زیباسازی فضا صحن، طاق‌نماهایی ایجاد شده است که هیچ‌سیرتکامل بنایی در پشت آنان نیست، به‌طوری که هوا از دربین آن‌ها جریان مییابد. به این‌ترتیب، در هر طرف تراس‌های شرقی و غربی شش طاق‌نما قرار گرفته میباشد.
تراس شرقی به صورت بدیعی دارنده سلطان‌نشینی میباشد که ارتفاع فرورفتگی آن حدود ۵/۵ متر و دارنده قوسی میباشد و روی آن ایوانکی (بالکنی) تعبیه کرده‌اند که حجره‌های دو طرف بدان منش دارا‌هستند. تزیینات کاشی‌کاری این حیاط در پشت‌بغل‌ها با نقش هشت و چهار سُلی معقلی و نیز کتیبه سرتاسری، مشاهده می‌گردد. تراس غربی نیز با دارا بودن یک کانال کاشی‌کاری معرق با نقش اسلیمی، در دیوار مقابل حیاط پیاده سازی گردیده‌است.[۱۸]

بازدید : 58
شنبه 11 اسفند 1403 زمان : 13:59


سازش جمهوریت و اسلامیت
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: عموم‌سالاری شرعی
سازگار یا این که ناسازگار بودن «جمهوریت» و «اسلامیت» گزینه اظهار کرد‌وگو واقع شد‌ه‌است. بعضی دخالت دادن خواست و عزم عموم را با اجبار محتوای یک مدرسه ناسازگار قلمداد کرده‌اند.[۱۱] مرتضی مطهری جمهوریت و حاکمیت خواست عموم را منافی تایید یک ایدئولوژی بوسیله عموم و اجرای احکام آن در جامعه نمی‌داند. به اعتقاد و باور او دموکراسی بدین مضمون‌ وجود ندارد که هر کسی مدرسه خویش را داشته باشد؛ بلکه در صورتی عموم یک جامعه با تایید محتوای یک مدرسه خواهان اجرای آن در جامعه باشند، خواست جمهور با تحقق آن مدرسه به ظهور حسینیه نصرت مشهد میرسد.

[۱۲] محمدتقی مصباح یزدی نیز بر این اعتقادوباور میباشد که جمهوری اسلامی حکومتی میباشد که مشروعیت حاکمان آن الهی و اسلامی میباشد و در عین اکنون حامی مردمی دارااست. از این جهت هم اسلامی و هم جمهوری میباشد و تناقضی در آن آدرس حسینیه نصرت مشهد وجود ندارد.[۱۳]

سید علی خامنه‌ای دومی رهبر ایران، در تشریح این ساختار سیاسی، تحقق توامان عزم عموم در کارها حاکمیت و ضوابط اسلام را با تیتر عموم‌سالاری شرعی مطرح رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۴]

دلایل ناسازگاری
مهدی حائری یزدی (۱۳۰۲ ۱۳۷۸ش) فیلسوف و عالم شیعه و محسن کدیور (زاده: ۱۳۳۸ش) از اندیشمندان شیعه بر این باورند که جمهوریت حکومت با اسلامی بودن آن سازگار وجود ندارد.[۱۵] در همین راستا تفاوت‌هایی میان این دو نوع حکومت مطرح‌ گردیده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد است:

در حکومت جمهوری عموم در حوزه همگانی رشید بوده و دارنده حقوق و دستمزد هم اندازه می باشند، ولی در حکومت اسلامی عموم با اولیاء خویش در یک طراز قرار نداشته و ذیل قیمومیت آنها قرار دارا هستند.[۱۶]
در عیب گیری این نگرش آورده شده میباشد که اولا آن‌چه در حکومت اسلامی گزینه ولایت و سرپرستی جای دارد جامعه میباشد خیر عموم متشخص واقعی شان. ثانیا هر جامعه‌ای نیاز به حکم کننده دارااست و برای انجام حاکمیت نیاز به داشتن دستمزد فراتری از عموم مردم میباشد. این به معنای محجوریت یا این که عدم رویش عموم وجود ندارد.[۱۷]
در حکومت جمهوری حکم کننده از جانب عموم تعیین گردیده و نماینده قانونی آنان بوده و فرصت زمامداری آن موقت میباشد البته در حکومت ولایی اسلام حکم دهنده منصوب شارع میباشد و بر عموم ولایت داراست. فرصت مخصوصی نیز برای حکومتش وجود ندارد و تا فرصت مرگ یا این که تلف کردن موقعیت این حکومت ادامه داراست.[۱۸]
در عیب گیری این نگرش نیز بیان شده میباشد که در جمهوری اسلامی نیز می‌قدرت بالاترین مقامات را همانند رییس جمهور با رای بدون واسطه عموم و به طور موقت در حاکمیت قرار اعطا کرد و این منافاتی با وجود مقامی همانند اما دانا تحت عنوان یک مقام تعدیل کننده که‌این رده نیز می تواند به طور غیر بدون واسطه به وسیله عموم تعیین گردد، ندارد.[۱۹]
در حکومت اسلامی حکم دهنده ذیل بررسی عموم قرار دارا‌هستند خلاف حکومت ولایی اسلامی که اینگونه نظارتی نیست.[۲۰]
در عیب گیری این تفاوت بیان شده میباشد که اینگونه سخنی درست وجود ندارد. در متن‌ها فقهی اسلام رده پژوهش بر حکم کننده به وسیله عموم بسیار پر رنگ میباشد. عموم خیر صرفا می توانند بلکه در مواقعی از جهت دستور به دارای شهرت و نهی از منکر وظیفه دارا هستند ناظر بر اجرا حاکمان خویش باشند. در کشور ایران نیز مکانیسم رسمی در مجلس خبرگان رهبری برای ایفا این تحقیق در حیث گرفته گردیده‌است.[۲۱]
در حکومت جمهوری اختیارات قاضی مقید ضابطه میباشد البته در حکومت اسلامی ولایی حکم دهنده مافوق ضابطه بوده و ضابطه به تنفیذ او مشروعیت پیدا می‌نماید.[۲۲]
در انتقاد این نکته نیز گفته شده میباشد که ضابطه حکم کننده در حکومت اسلامی مقررات شریعت میباشد که مبتنی بر مصالح جامعه اجرایی می گردد. از این رو قاضی و اختیارات آن نیز در منطقه احکام شریعت قرار داشته و مافوق ضابطه وجود ندارد. احکام حکومتی حکم کننده نیز سوا منطقه شریعت و مصالح جامعه قرار نداشته و تنفیذ آن بوسیله قاضی به معنای بالاتر بودن قاضی اسلامی از ضابطه وجود ندارد.[۲۳]

بازدید : 16
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 12:23


تسامح در دلیل سنن
این نوشته ی علمی دربارهٔ قاعده اینجانب بلغ میباشد. برای شناخت با حدیثی با همین اسم حدیث اینجانب بلغ را ملاحظه حسینیه نصرت مشهد کنید.
تَسامُح در ادلّهٔ سنن قاعده‌ای شرعی و اصولی به معنای راحت‌گیری نسبت به مستندات احکام مستحب میباشد. فقها مطابق این قاعده، در برهان و مستندات احکام مستحب مشقت بار‎گیری نمیکنند و حالت احراز حجیت خبر واحد را ضروری نمی‌دانند. قاعده تسامح دلیل سنن، جاری ساختن دادن عملی میباشد که احتمال مطلوبیت آن وجود داراست و حتی به آرزو اخذ اجر می‌اقتدار آن را اعمال آدرس حسینیه نصرت مشهد بخشید.

عامل این قاعده، بعضا احادیث میباشد که به خبر ها «مَن بَلَغ» مشهورند. در گستره این قاعده و شمول آن نسبت به مکروهات و روایت‌ها، اختلافاتی وجود داراست. بعضی نیز با این قاعده به مخالفت برخاسته‌اند و آن را موجب تحریف آئین رزرو حسینیه نصرت مشهد می دانند.

معنی‌شناسی
مراد از تسامح، راحت‌گیری در تایید ماجرا و منظور از سنن احکام مستحبی میباشد که گاه آن را به مکروهات و نیز به آداب و دستورها اخلاقی سرایت کردن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میدهند.[مستلزم منبع]

عاملٔ سنن، معمولاً راجع‌به خبر ها تک تک میباشد و قاعدهٔ تسامح، متعلق این میباشد که اصل حجیت خبر واحد پذیرفته باشد.[۱] خبر فاقدِ وضعیت حجیت، خبر ضعیف نامیده می گردد و نمی‌تواند حکم فقهی را ثابت نماید،[مستلزم منبع] در‌صورتی‌که محتوای آن، وعده پاداشی در عوض اجرا یک فعالیت باشد، این محتوا پذیرفته میگردد.[مستلزم منبع]

برپایهٔ این قاعده، در استنباط حکم استحباب، آن‌چنان که در وجوب و حرمت معمول میباشد، مورد نیاز وجود ندارد موقعیت حجیت خبر واحد وجود داشته باشد.[مستلزم منبع]

رده
علمای متقدم امامیه از قاعدهٔ تسامح خاطر نکرده‌اند، هرچند بعضا علمای متاخر، استناد قدما به احادیث ضعیف در ثابت دعاها، زیارات و نمازهای مستحب را قرینه‌ای بر تایید این قاعده نزد قدما دانسته‌اند،[۲] البته از گفتهٔ ابن‌بابویه برمی‌آید که حتی این دانا حدیث‌گرا، حدیث ضعیف را برای ثابت استحباب، دارای اعتبار نمی‌شناخته میباشد.[۳]

از متأخرین، شهید اولیه[۴] و ابن‌فهد حلی[۵] به‌این قاعده اشاره کرده‌اند و بعد از آن، برخی عالمان به طور تک‌نگاری‌‎هایی به آن پرداخته‌اند.[۶]

به صورت معمول تنبیهات اصل برائت در کتاب ها اصولی و نیز کتاب ها قواعد فقه، منزلت مشاجره از این قاعده میباشد. در منابع فقاهتی امامیه، بعضا از احکام مستحب را با این قاعده ثابت می‌نمایند.[۷]

نزد اهل سنت
در منابع اهل سنت دعوا مجزایی با تیتر تسامح در استدلالٔ سنن به دیده نمی خورد، البته حجیت خبر ضعیف در نصیب‌های متفاوت را نظارت می‌نمایند. تایید خبر ضعیف راجع به فضائل، به اشخاصی زیرا احمد بن حنبل و عبدالرحمان بن مهدی، منسوب شده میباشد.[۸]

عامل
موافقان قاعدهٔ تسامح، استدلال آن را گاه اجماع یا این که حسن احتیاط بیان می‌نمایند،[۹] البته مهمترین دلیلی که آیتم توکلٔ مردم موافقان قاعده میباشد، به عبارتی اخباری میباشد که به «خبر‌ها اینجانب بلغ» مشهور‌اند و بر آنها ادعای تواتر گردیده است.[۱۰] مضمون این خبر‌ها آن میباشد که در حالتی‌که کسی شنیده باشد که اجرا یک فعالیت، پاداشی را در ادامه داراست و وی به آرزو وصال به آن اجر، مبادرت به شغل کند، خدا جایزه وعده گردیده را به وی خواهد اعطا کرد، در حالتی که چه اصل خبر اشتباه باشد. در منابع اهل سنت نیز احادیثی با این مضمون، از فرستاده (ص) نقل گردیده‌است.[۱۱]

با دقت به احتمالاتی که در موردها «خبرها اینجانب بلغ» مطرح میباشد، شیوهٔ دلالت قاعده مورداختلاف میباشد. راهنمایی به حکم عقل دائر بر احتیاط، استحباب شغل تحت عنوان ثانوی «اینجانب بلغ» و گسترشٔ حجیت به خبر ها ضعیف راجع به مستحبات، احتمالاتی میباشد که در شیوهٔ دلالت قاعده بیان می‌نمایند.[۱۲]

ماهیت
در انتخاب ماهیت قاعده، سه احتمال داده گردیده‌است و ماهیت آن و نوع موضوع آن متعلق به نگاه ما به‌این قاعده میباشد.

درصورتی که این قاعده، به معنای ساقط شدن حالت حجیت خبر واحد در مستحبات باشد، قاعده‌ای اصولی خواهد بود؛
در‌حالتی که دلالتش حکم ثانوی استحباب باشد، در زمرهٔ قواعد فقه خواهد بود؛
در صورتیکه دلالت قاعده را وصال فرد به اجر بعداز اجرا فعالیت بدانیم، زمینه‌ای کلامی خواهد بود.[۱۳]

بازدید : 85
چهارشنبه 8 اسفند 1403 زمان : 15:20


همایش در بین‌المللی امام سجاد(ع)

همایش فی مابین‌المللی امام سجاد علیه‌السلام اسم همایش یک روزه‌ای میباشد که با غرض معرفی شخصیت و رده حضرت امام سجاد(ع) در روز شنبه ۲۴ مرداد سال ۱۳۹۴ش به طور همزمان با ششمی اجلاس همگانی مجمع جهانی اهل‌بیت در تالار اجلاس سران کشورهای اسلامی با سخنرانی حسن روضه خوان مدیر جمهور وقت کشور‌ایران حسینیه نصرت مشهد برگزار شد.

فرآیند برگزاری همایش

تصویری از همایش میان المللی امام سجاد(ع)
نرم افزار‌ریزی مقدماتی همایش در میان‌المللی امام سجاد(ع) در سال ۱۳۸۶ش به طور همزمان با اجلاس چهارم مجمع همگانی مجمع جهانی در مجمع جهانی اهل‌بیت شکل گرفت البته به‌انگیزه تغییرات در اپ‌ها و مسائل اجرایی، برگزاری این همایش به تأخیر زمین‌خورد.[۱] برای همایش، دوبار فراخوان اعلام شد که از فراخوان زمان نخستین ۲۰ تیتر چاپی به همایش رسید و ۱۰ تیتر مقبول واقع شد و در فراخوان نو از میان ۲۴۲ نوشته‌علمی و چکیده، تعداد ۷۶ نوشته‌علمی پذیرفته آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.

[۲] همایش در میان المللی امام سجاد(علیه‌السلام) با حضور صدها نفر از علمای شیعه، هم زمان با ششمی اجلاس همگانی مجمع جهانی اهل بیت(ع) ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ش با سخنرانی حسن روضه خوان مدیریت‌جمهور وقت کشور‌ایران بهره‌برداری شد[۳] و بعد از برگزاری کمسیون‌های تخصصی، بعد از ظهر به عبارتی روز با تجلیل از نفرات بلندتر به شغل خویش نقطه پایان رزرو حسینیه نصرت مشهد اعطا کرد.[۴]

هدف ها همایش
معرفی شخصیت و رده حضرت امام سجاد(ع)
بالا بردن درایت و سطح معرفتی نخبگان و عامه مردم نسبت به امام سجاد(ع)
تبیین استراتژی امام زین العابدین(ع) در احیای اسلام ناب محمدی(ص)
تشریح راهبردهای امام چهارم، در تبدیل تهدیدات به زمان‌ها
تبیین سیره امام سجاد(ع) در بعدها فرهنگی، اخلاقی و سیاسی
معاند شناسی و شیوه‌های رویارویی با آن در مدرسه امام زین العابدین(ع)
معرفی رساله دستمزد آن حضرت و آنالیز بعد ها و جوانب آن در مقایسه با دستمزد انسان غربی، تعبیروتفسیر، آنالیز و مقایسه حقوق و دستمزد آن حضرت در عرصه‌های متعدد سیاسی و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اجتماعی[۵]
محورهای اساسی فراخوان

تصویر فراخوان همایش فی مابین المللی امام سجاد(علیه‌السلام)
زندگانی امام سجاد(ع)
احوال فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بعد از ظهر امام سجاد(ع)
امام سجاد(ع) و حماسه کربلا
به جا مانده علمی امام سجاد(ع)
صحیفه سجادیه
رساله حقوق و دستمزد
روایات، طومار‌ها، خطبه‌ها و اشعار
دعاها و زیارات
اصحاب، راویان و شاگردان امام سجاد(ع)[۶]
کمیسیون‌های همایش
کمیسیون‌های تخصصی همایش در میان المللی امام سجاد(ع) بعدازظهر شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ برگزار شد:

کمیسیون صحیفه سجادیه با سر کردگی محمدعلی تسخیری
کمیسیون رساله حقوق و دستمزد با سر گروهی مهدی هادوی تهرانی
کمیسیون مدل معاش امام سجاد(سیره شخصی و خانوادگی) به سر کردگی محسن اراکی
کمیسیون احوال فرهنگی، اجتماعی و سیاسی امام سجاد(ع) به سر کردگی محسن قمی
کمیسیون ارثیه علمی (شاگردان و اصحاب) به سر گروهی محمدهادی یوسفی[۷]

بازدید : 72
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 15:50


قسم امام علی(ع)
امام علی(ع) در به عبارتی شروع خلافت به نماینده معاویه اظهار‌کرد: به معاویه بگو که اینجانب از امیری او بر شام خشنود نیستم و عموم نیز هیچگاه به خلافت وی رضایت نخواهند اعطا کرد.[۳۳] معاویه قبل از اتفاق جمل به زبیر نوشت: از عموم شام برای وی بیعت گرفته میباشد، در شرایطی که عراق را تصاحب نماید در شام مشکلی نخواهد داشت. زبیر از این طومار خشنود و رزرو حسینیه نصرت مشهد دلگرم شد.

[۳۴] معاویه بر آن بود تا یک کدام از شخصیت‌های سیاسی قریش به ویژه آن ها را که در شوری حضور داشتند به خویش جذب نماید تا از وی افتتاح سیاسی نماید. امام به همین نکته اشاره کرده بود که قریشی‌هایی که در شام‌اند، هیچکدام در شورا پذیرفته نشده و خلافت برای آن ها جایز وجود ندارد.[۳۵] معاویه در طومار‌ای به امام علی نیز مسأله شورا را مطرح حسینیه نصرت مشهد کرد.[۳۶]

امام خواست تا عبدالله بن عباس را به حکومت شام بفرستد. به معاویه طومار نوشت و معاویه در جواب فقط طومار‌ای سپید برای امام ارسال کرد و نماینده معاویه خاطرنشان کرد از جانب مردمی میاید که معتقدند تو عثمان را کشته‌ای و جز به کشتن تو رضایت نمی‌دهند.[۳۷] معاویه با منفعت بردن از نبرد جمل و با استناد به رویا رویی طلحه، زبیر و عایشه، دخالت امام در قتل عثمان را بیشتر تبلیغ آدرس حسینیه نصرت مشهد می کرد.

[۳۸] بعداز نبرد جمل، امام در کوفه بومی شد؛ چون انتظار زد خورد با سپاه شام می رفت و این شغل از عراق برمی‌آمد. به جزشام دیگر بلاد با امام بیعت کرده بودند. امام در طومار‌هایی کوشید معاویه را به اطاعت قانع نماید. ولی معاویه با استناد به اینکه گماشته قدمت میباشد، از اطاعت رمز گشوده می‌زد.[۳۹] معاویه از امام خواست تا شام و مصر را به وی واگذارد و بعداز وی بیعت کسی را برعهده‌اش نگذارد و در مقابل وی با امام بیعت می‌نماید. امام در جواب بیان کرد «لم یکن الله لیرانی اتخذ المضلین عضدا» «پروردگار من‌را نبیند آن روز که گمراهان را یاروهمدم خود قرار داده باشم.»[۴۰]

معاویه در سخنی در شام بیان کرد: «برای چه علی در خلافت رفیعتر از اینجانب میباشد؟ در‌صورتی‌که حجاز با وی بیعت نموده است، شام با اینجانب بیعت کرده. حجاز و شام موازی میباشد.» وی در طومار ای همین لغت ها را به امام نوشت: «تا هنگامی عموم حجاز ملاحظه حق را می‌کردند، در این زمینه حکم دهنده بر شام بودند. البته فعلا که حق را رخنه‌ کرده‌اند، این حق از آن شامیان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده است.»

[۴۱] امام در جواب نوشت: «ولی در خصوص این صحبت که گفتی «در حال حاضر اهل شام حکم کننده بر اهل حجازند» مردی از قریشیان را علامت ده که در شورا پذیرفته خواهد شد، یا این که خلافت بر او جایز باشد. در شرایطی که اینگونه داعیه کنی، مهاجران و انصار تکذیبت نمایند... بیعت با اینجانب عمومی و محصل بود لحاظ بر خلاف کسی در آن منش ندارد و تجدید گزینشی در شغل وجود ندارد.»[۴۲]

بازدید : 18
دوشنبه 6 اسفند 1403 زمان : 14:36


زیارت الشهدا
با زیارت حوزه‌ مقدسه یا این که زیارت رجبیه امام حسین(ع) خطا نشود.
زیارت الشهدا
داده ها دعا و زیارت
اسم‌های دیگر زیارت حیطه مقدسه غیرمشهور
مورد زیارت شهدای کربلا
صادره از منسوب به منطقه مقدسه
منابع شیعی المزار الکبیر و اقبال الاعمال
فرصت روز عاشورا
جای کربلا و از منش بدور
دعا ها و زیارات معروف
دعای توسل • دعای کمیل • دعای ندبه • دعای سمات • دعای فرج • دعای ابوحمزه ثمالی • زیارت عاشورا • زیارت جامعه کبیره • زیارت وارث • زیارت امین‌الله • حسینیه نصرت مشهد زیارت اربعین

زیارت الشُّهَدا یا این که زیارتِ منطقهٔ غیرمشهور، زیارتنامه‌ای میباشد منحصربه‌فرد شهدای کربلا که جزو جاری ساختن روز عاشورا سفارش گردیده است. این زیارتنامه را محمد بن جعفر مشهدی (درگذشت: ۶۱۰ق) در المَزار الکبیر و سید ابن طاووس (درگذشت: ۶۶۴ق) در الاِقبال داستان آدرس حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

در آن، به تک‌تک شهدای کربلا، با بیان نامشان درود داده گردیده‌است و قاتلان هر یک از آنان با بیان نامشان نفرین شده‌اند. در مدرک زیارت الشهدا، تصریح نشده که کدام امام ان را ذکر کرده و صرفا آمده که از حیطه مقدسه صادر گردیده‌است. «حیطه مقدسه» اصطلاحی میباشد که شیعه‌ها برای اشاره به امام هادی(ع)، امام حسن عسکری(ع) و امام مهدی(ع) به فعالیت رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌بردند.

بعضا از عالمان شیعه، همانند آیت‌الله خویی و محمدمهدی شمس‌الدین گواهی این زیارتنامه را ضعیف دانسته و انتساب آن به امام معصوم(ع) را نپذیرفته‌اند. در مقابل، اشخاصی همانند نجم‌الدین طبسی آن را دارای اعتبار شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میدانند.

زیارت الشهدا، زیارتنامه‌ای برای شهدای کربلا
نیایش

نمازهای مستحب
نافله‌های روزمره•عید•جعفر طیار•سلمان•شکر•استغاثه•وتر•استسقاء
ادعیه
کمیل•توسل•بهره‌برداری•ابوحمزه•عرفه•ندبه•سمات•فرج
مناجات‌ها
مناجات خمس عشر•مناجات شعبانیه
زیارات معروف
عاشورا•وارث•امین‌الله•جامعه کبیره•آل‌یاسین
ذکرها
تکبیر•تحمید•تهلیل•تسبیح•تسبیحات حضرت زهرا•صلوات•بیان یونسیه•استغفار•تعقیبات
کتاب‌های دعا
مفاتیح الجنان•صحیفه سجادیه•مصباح المتهجد•اقبال الاعمال•مفتاح الفلاح
روز ها و ماه‌ها
شب قدر•نصفه شعبان•روز عرفه•رمضان•رجب•ذی‌الحجه•لیلةالرغائب
مفاهیم متعلق
دعا•مناجات•زیارت•عبادت•تسبیح•استجابت دعا•التماس دعا
زیارت الشهدا زیارتنامه‌ای میباشد برای شهدای کربلا که جزو ایفا روز عاشورا مذکور میباشد.[۱] درین زیارتنامه، بعداز درود بر امام حسین(ع)، به تک‌تک شهدای کربلا، با بیان نامشان درود داده شد‌ه‌است. همینطور بر قاتلان‌ شهدا، با بیان نامشان لعنت نبی گردیده است.[۲]

زیارت الشهدا را «زیارتِ منطقهٔ غیرمشهور» نیز می خوانند؛[۳] در مقابلِ زیارت حیطه مقدسه که «زیارتِ حوزه‌ٔ دارای اسم و رسم»[۴] یا این که زیارت حیطه دارای شهرت[۵] هم نامیده می شود.

انتساب زیارت الشهدا به حوزه‌ مقدسه
در منابع حدیثیِ زیارت الشهدا، تصریح نشده میباشد که آن را کدام امام ذکر کرده و فقط آمده در سال ۲۵۲ق از حوزه‌ مقدسه صادر گردیده است.[۶] «منطقه مقدسه» اصطلاحی میباشد که شیعه ها، از فرصت امام هادی(ع) تا نقطه نهایی غایب بودن صغری، برای اشاره به امام معصوم(ع) به کارگیری می‌کردند.[۷] عبدالله مامَقانی رجالی شیعه (درگذشت: ۱۳۵۱ق) این زیارتنامه را به امام مهدی(عج) منسوب نموده است.[۸]

اما امام مهدی(عج) یک سری سال پس از این تاریخ (در سال ۲۵۵ق[۹] یا این که ۲۵۶ق[۱۰]) به عالم آمده میباشد. ازاین‌رو بعضی بر این باورند که خواسته از «حوزه‌» در مدرک این زیارتنامه، امام هادی(ع)[۱۱] و گروهی می گویند امام عسکری(ع) میباشد.[۱۲]

علامه مجلسی دو احتمال مطرح نموده است: یکی از اینکه در بیان تاریخ قصه، اشتباهی فیس داده باشد و اساسا، ۲۶۲ق بوده که به‌خطا، ۲۵۲ق درج گردیده است. دوم اینکه خواسته از «منطقه»، امام حسن عسکری باشد.[۱۳]

اعتبار زیارتنامه
زیارت الشهدا را محمد بن جعفر مشهدی (درگذشت: ۶۱۰ق) در المَزار الکبیر[۱۴] و سید بن طاووس (درگذشت: ۶۶۴ق) در الاِقبال[۱۵] نقل کرده‌اند. به گفته محمدمهدی شمس‌الدین (درگذشت: ۱۳۷۹ش) در کتاب انصار الحسین، بعضی از راویان جانور در سلسله‌مدرک این زیارتنامه مجهول‌اند و در کتاب ها رجالی، به‌جز قاموس الرِّجال (تألیف: ۱۳۶۰ق) تفصیل‌هم اکنون آن‌ها نیامده میباشد. برخی از آن‌ها نیز ضعیف‌اند.[۱۶]

آیت‌الله خویی (درگذشت: ۱۴۱۳ق) در کتاب مُعْجَمُ رِجالِ الحدیث گفته میباشد نمی‌قدرت اعتقادوباور کرد که از حیطه مقدسه صادر گردیده باشد.[۱۷] محمدمهدی شمس‌الدین، انتساب این زیارتنامه به امام مهدی را ضعیف میداند؛ با این اکنون این نظر را دارد تحت عنوان متن تاریخی می‌قدرت به آن پشت گرمی کرد.[۱۸]

در مقابل، نجم‌الدین طبسی، حدیث‌پژوه، اشکالات سندی این زیارتنامه را نپذیرفته میباشد.[۱۹] وی با استناد به محتوای زیارتنامه و هماهنگی آن با دعا ها و زیارتنامه‌های دیگر و همینطور تطبیق مطالب آن با گزارش‌های تاریخی، آن را دارای اعتبار میداند. [۲۰]

تعداد شهدا در زیارتنامه
به گفته محمدمهدی شمس‌الدین، زیارت الشهدای کتاب الاِقبال، نوشته سید بن طاووس از ۶۳ شهید ذکر شده میباشد؛[۲۱] ولی محمدابراهیم آیتی گفته میباشد در آن، به ۷۲ نفر از شهدای کربلا سلام رسول شد‌ه‌است که ۱۷ نفرشان از بنی‌هاشم و ۵۵ نفر از قبایل دیگر بوده‌اند.[۲۲] با این هم اکنون، در بعضی از ورژن‌های المَزار، بر ۷۴ تَن[۲۳] تحت عنوان شهید درود داده گردیده و در بعضا از ورژن‌های اقبال، بر ۸۱ تَن.[۲۴]

اشتباهات محتوایی
به گفته محسن رنجبر در نوشته‌علمی «پژوهشی درباره دو زیارت حوزه‌ و زیارت رجبیّه»، درین زیارتنامه مطالبی وجود دارااست که انتساب آن به معصوم را تحت سؤال می برد:

اسم نبردن از بُرَیر بن خُضَیر در زمره شهدای کربلا؛
معرفی قیس بن مُسْهِر از شهدای روز عاشورا، در حالی که به نقل از منابع تاریخی، وی پیش از روز عاشورا به شهید شدن رسید؛
معرفی مسلم بن عَوسَجه تحت عنوان اول شهید کربلا، در حالی که منابع تاریخیْ بُرَیر بن خُضَیر را اول شهید کربلا میدانند.[۲۵]

بازدید : 56
شنبه 4 اسفند 1403 زمان : 15:23


اهواز

اهواز از شهرهای تاریخی و شیعه‌نشین کشور ایران میباشد. پیشینه تشیع درین شهر به قرن ابتدا قمری و سفر قبایل شیعی مانند قوم و قبیله عبدالقیس و بنی‌اسد از عراق به آن برمی‌خواهد حسینیه نصرت مشهد شد.

خویشان‌های شیعی مانند آل مهزیار و آل حضینی اهوازی بودند. همینطور عبدالله بن عباس کارگزار و رفاعة بن شداد حاکم منصوب امام علی(ع) در‌این شهر بودند.

وجود وکلای امامان شیعه درین شهر و عبور امام رضا(ع) از آن در هجرت به مرو، بر مداقه آن نزد شیعه‌ها افزوده میباشد.

التفات

وضعیت اهواز در استان خوزستان
اهواز از شهرهای کشور ایران میباشد که در جنوب غربی این میهن و در استان خوزستان واقع گردیده‌است. این شهر در مسیر دسترسی کشور‌ایران به عراق بوده میباشد و از این جهت حائز اهمیت بوده میباشد.[۱] مساحت اهواز ۲۱۹۵۴ هکتار و جمعیت آن بیش تر از یک‌میلیون و صد هزار نفر میباشد.[۲] دو قوم و قبیله عرب و بختیاری بیشترین جمعیت شهر را به خویش تخصیص داده‌اند.[۳] حمدالله مستوفی جغرافی‌دان قرن هشتم قمری، حدود اهواز را ولایت عراق عرب، کردستان، لرستان و عجم آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.[۴]

اسم‌ها
در بیشتر منابع تاریخی از اهواز با اسم «هرمز اردشیر»[۵] و در بعض دیگر «هوزمسیر»[۶]، یا این که هرمزدان اردشیر[۷] و یا این که هرمشیر[۸] و... خاطر گردیده‌است. [یادداشت ۱] به گفته یاقوت حموی اعراب اسم اهواز را بر تک تک خوزستان اطلاق رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌کردند.[۹]

اسم اهواز در حین قاجار، بندر ناصری بوده میباشد. در شهریور سال ۱۳۱۴ش به ثبت هیئت‌وزیران اسم اهواز برای راس استان خوزستان برگزیده شد.[۱۰]

فتح اهواز در زمان خلیفه دوم
اهواز در طول خلافت خلیفه دوم و مقارن با حکومت یزدگرد (۶۳۲–۶۵۲م، ۱۱–۳۱ق) واپسین فرمانروا ساسانیان، بوسیله مسلمان‌ها فتح شد. فرماندهی سپاه مسلمان ها در فتح این شهر را حرقوص بن زهیر[۱۱] یا این که ابوموسی اشعری[۱۲] بر ذمه داشت. در منابع تاریخی جزئیات فتح اهواز آمده میباشد.[۱۳] اما فرصت فتح آن به‌اختلاف از سال ۱۶ تا ۲۳ق مذکور میباشد. از فتح اهواز در سال‌های ۱۶،[۱۴]۱۷،[۱۵]۱۸،[۱۶]۱۹،[۱۷]۲۰،[۱۸] و ۲۳ق،[۱۹] حافظه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

پیشینه تاریخی اهواز به قرن سوم میلادی بازمی‌خواهد شد که به وسیله اردشیر (۲۲۴م)[۲۰] یا این که شاپور[۲۱]سازه شد‌ه‌است. اهواز قبل از اسلام از کانون‌های مسیحیت در کشور‌ایران و از اسقف‌نشین‌های خوزستان محسوب میشد و در دوران ساسانیان از شهرهای عمده خوزستان به شمار می رفت.[۲۲]

نفوذ تشیع در اهواز
به گفته فرستاده جعفریان، عمر تشیع در اهواز به عمر تشیع در قم بوده میباشد.[۲۳] همینطور او نفوذ تشیع در اهواز را به‌منجر رابطه ساکنان آن با همسایه کوفه و مسافرت قبایل و فامیل‌های شیعه مانند قوم و قبیله عبدالقیس و بنی‌اسد از کوفه به اهواز در قرن نخستین هجری دانسته میباشد.[۲۴]

عبدالله بن عباس، از سوی امام علی(ع)، والی بصره و نواحی شرقی، برای مثال اهواز بود[۲۵] همینطور رفاعة بن شداد، حکم کننده منصوب امام علی(ع) در‌این شهر بود.[۲۶] در اوائل قرن دوم، سلیمان بن حبیب بن مهلب، کارگزار اهواز در عصر سفاح عباسی شد. وی در حین مروان دوم واپسین خلیفه اموی، به‌ طرفداری از عباسیان در اهواز قیام کرده بود.[۲۷]

حکومت‌های شیعی زیرا آل برید[۲۸] و مشعشعیان[۲۹] درین ناحیه حکمرانی کردند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 325
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 330
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 657
  • بازدید ماه : 1054
  • بازدید سال : 5998
  • بازدید کلی : 63786
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی