loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 70
سه شنبه 16 بهمن 1403 زمان : 12:36


گنبد

گنبد بقعه مطهر امام رضا(ع)، گلدسته‌ها و حیاط طلا و جواهرات
گنبد دارنده ۲ پوشش میباشد: پوشش اولیه، سقفی میباشد که از پایین (درون بقاع) چشم میشود و مقرنس کاری میباشد. پوشش دوم برفراز پوشش اول گذارده گردیده و از بیرون با آجرهای طلا جواهرات پوشانده گردیده‌است و در معرض رویت کرد عموم جای دارد. این گنبد را اول توشه فرمانروا طهماسب اولیه طلاکاری کرد و آن‌گاه این طلاکاری بوسیله فرمان روا عباس حسینیه نصرت مشهد تجدید شد

. طول بقاع از کف آن تا انتهای تحت سقفِ مُقَعَّر (پوشش داخلی) ۸/۱۸ متر، و تا قله گنبد بر فراز پوشش فرنگی ۲۰/۳۱ متر میباشد. پیرامون فرنگی گنبد ۱/۴۲ متر، طول رمزِ طوق گنبد ۵/۳ متر و طول سطح طلاکاری‌گردیده گنبد از استارت تا قله آن ۴۰/۱۶ متر میباشد. سطح فرنگی گنبد که پوشیده از آجر‌های مسی یا این که لایه‌ای از طلاست، دارنده نقوش و خطوط و کتیبه‌های ممتاز آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۸]

گلدسته‌ها

گنبد طلای بقاع امام رضا(ع)
بقعه دارنده ۲ گلدسته میباشد، یکی‌از مجاورت گنبد و بالای حیاط طلای نادری، در جنوب صحن عتیق؛ و دیگری در شمال صحن عتیق و بر بالای حیاط عباسی. گلدسته مجاورت گنبد از اثر ها اهل سوریه بن معتز میباشد. این گلدسته یک توشه به وسیله فرمان روا طهماسب نخستین و توشه دیگر بوسیله نادرشاه تعمیر و طلاکاری شد. طول آن از کف صحن تا قله ۵۰/۴۰ متر و پیرامون فرنگی آن ۱۳ متر میباشد. گلدسته دیگر به طول گلدسته قبل به وسیله نادرشاه سازه و طلاکاری رزرو حسینیه نصرت مشهد گردیده است.[۹]

صحن‌ها
آستان قدس دارنده صحن‌های زیادی میباشد برای مثال:

صحن عتیق (انقلاب اسلامی)
صحن نو (آزادی)
صحن موزه (امام)
صحن مسجد گوهرشاد
صحن جمهوری اسلامی
صحن قدس
صحن رضوی
صحن غدیر
صحن کوثر
صحن عتیق (انقلاب)

نمایی از صحن عتیق (انقلاب فعلی)، تاریخ عکس: ۱۳۴۵
در شمال بقعه واقع میباشد. ارتفاع آن ۳۸/۱۰۴، و پهنا آن ۵۲/۶۴ متر میباشد. در پیرامون صحن یکسری حجره در دو طبقه سازه شد‌ه‌است. ۴ حیاط، در ۴ سمت صحن، این حجره‌ها را از یکدیگر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد جداگانه می‌نماید:

حیاط جنوبی یا این که حیاط طلا جواهرات، از بناهای امیر علیشیر در قرن ۹ق/۱۵م میباشد.[۱۰] زیرا سطح حیاط را نادرشاه طلاکاری نموده است، به تراس نادری پر اسم و رسم میباشد. ارتفاع حیاط ۷۰/۱۴ و پهنا آن ۸۰/۷ و طول آن ۴/۲۱ متر میباشد. ازاره حیاط به طول ۲ متر سنگ مرمر رنگارنگ میباشد. روی ازاره احادیثی در فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام به خط نستعلیق مندرج میباشد. از ازاره تا سقف با خشتهای مطلّا زینت گردیده‌است. در‌این حیاط ۴ در طلایی وجود داراست. در ضلع شرقی به توحید منزل، و در ضلع غربی به کفشداری گران قدر گشوده می شود. درِ سوم در زاویه جنوب غربی میباشد که به راهرو سقاخانه کهن و از آنجا به دارالسیاده روش داراست. چهارمی در، زاویه جنوب شرقی را به محلی که سابقاً قرآن منزل بود متصل می‌سازد. در ضلع جنوبی حیاط، طاقی مانند محراب وجود دارااست که بر روی خشتهای مطلای آن قصیده‌ای به فارسی از «‌ندیم‌» به خط نستعلیق محمدعلی بن سلیمان رضوی درج شده که بیان‌کننده طلاکاری و مرمّت حیاط به فرمان نادرشاه میباشد.
حیاط شمالی یا این که حیاط عباسی. ارتفاع این حیاط ۸۰/۱۴ و پهنا آن ۲۰/۸ و طول آن ۵۰/۲۲ متر میباشد. این تراس ساخته سلطان عباس نخستین میباشد و در زمانه سلطان عباس دوم تجدید بنا شد‌ه‌است. کف تراس با سنگ خَلَج فرش گردیده و ازاره آن سنگ تیره میباشد. از روی ازاره به سمت بالا تا سقف، کاشی کاری میباشد و بیشتر آن مُعرَّق میباشد. در پشت این تراس، به سمت شمال، صُفّه بزرگی می‌باشد مانند محراب که با کاشیهای معرق زینت داده گردیده‌است. ۴ غرفه فوقانی این حیاط نیز کاشی کاری میباشد. در پیرامون صفه گرانقدر، به خط ثلثِ محمدرضا امامی، در ۱۰۵۹ق/۱۶۴۹م، «‌بسمله و صلوات‌» مندرج میباشد. در پیشانی این حیاط به خط ثلث رنگ زرد، تاثیر محمدرضا امامی دارنده به عبارتی تاریخ، اسم پاد شاه عباس دوم که دستور به نوسازی تراس داده بود، آمده میباشد.
حیاط غربی. این حیاط و حیاط شرقی ساخته سلطان عباس اولیه میباشد. ارتفاع تراس ۱۰/۲۴ و پهنا آن ۹/۶ متر میباشد. یک توشه در روزها فرمانروا عباس دوم و توشه دیگر در دوران ناصرالدین فرمان روا تجدید بنا گردیده‌است. کف تراس از سنگ خلج و ازاره آن سنگ تیره میباشد. از بالای ازاره تا سقف با کاشیهای معرق پوشانده گردیده‌است. در ۳ سوی داخلی تراس، کتیبه‌ای به خط ثلث سفیدرنگ، دربرگیرنده یک‌سری حدیث به خط علیرضا عباسی نصب شد‌ه‌است. در پیشانی آن هم به خط ثلث زرد بر قضیه لاجوردی آیه الکرسی مندرج میباشد.
حیاط و سردر شرقی. بر بالای آن نقاره منزل واقع میباشد. ارتفاع حیاط ۲۰/۱۸، پهنا آن ۸۰/۷ و طول آن ۲۶ متر میباشد. کف حیاط از سنگ خلج و ازاره‌اش از سنگ تیره میباشد. از روی ازاره تا سقف کاشی کاری میباشد. درون تراس بالای در ورودی مقبره، غرفه‌ای میباشد که باطن آن با کاشیهای معرق پوشیده گردیده و کتیبه‌ای به خط ثلث سفیدرنگ در آن میباشد که حدیثی از امام درستگو(ع) بر آن درج شده میباشد. پیرامون سردر فرنگی حیاط به خط ثلث سفیدرنگ سوره «‌المُزَّمِّل » کتیبه گردیده و بر پیشانی آن آیه نور و روشنایی به خط زرد رنگ مندرج میباشد.

بازدید : 87
دوشنبه 15 بهمن 1403 زمان : 14:31


اذن قصه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: اذن ماجرا
اذن ماجرا یا این که اذن نقل داستان به معنای آن میباشد که در حوزه مدرس به شاگردان خویش اذن نقل قصه و حدیث بدهد.[۸] اذن نقل داستان برای نگهداری و جابجایی حدیث و اعتقادوباور از عدم تحریف روایات به نسل‌های آجل بوده‌میباشد. اذن ممکن میباشد شفاهی یا این که کتبی باشد. با گسترش دستگاه‌های چاپ اذن قصه جنبه تشریفاتی حسینیه نصرت مشهد پیدا کرده‌میباشد.[۹][۱۰]

اذن مصدر افعال از ریشه «تایید صلاحیت الماء» (عبور آب) به معنای عبور دادن آب میباشد و از آن‌جا که بر دانش از باب استعاره آب گفته می گردد اذن به معنای عبور دادن علم بکار رفته‌میباشد. بیان کننده روحانی با اذن دادن، قضیه عبور و جریان یافتن علم را آماده ساخته‌میباشد.[۱۱] اذن در اصصلاح مدرن به معنای اجازه و رخصت و جایز فهمیدن آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

[۱۲] اذن از قبل میان علما و پژوهشگران علم ها اسلامی مرسوم بوده و استادان به مراد بزرگداشت از رده علمی شاگردانشان و به نماد کفایت‌ها و آمادگی‌هایی که در آن‌ها وجود داشته برایشان اذن صادر می‌کردند. در حیطههای متعدد علم ها اسلامی هم زیرا تعبیروتفسیر، حدیث، فقه، طب، ادبیات و عرفان تبادل اذن فی مابین استادان و شاگردان مرسوم بوده‌میباشد، به عنوان مثالً اطبا برای شاگردان خویش اذن طبابت می‌نگاشتند، قاریان پر رنگ قرآن برای شاگردان خویش اذن خواندن قرآن می‌نوشتند و ماجرا کتاب‌های حدیثی را به حدیث‌پژوهان اعطا نموده و فقها اذن اجتهاد یا این که تصدی کارها حسبیه را صادر رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌کردند.[۱۳][۱۴]

علمای حدیث اذن را یکی‌از مهمترین شیوه های جابجایی حدیث دانسته‌اند و تحت عنوان پشتیبان صحّت و صدق نقل روایات، به نقل و جابجایی آن پرداخته‌اند. به این شکل که استادان دانش حدیث به‌طور کتبی یا این که شفاهی اجازه داستان روایات از خویش را به شاگردانشان اعطا می‌نمودند و معمولاً درین اجازات اسم استادان و مشایخ و تألیفات خویش را شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌آوردند.[۱۵]

اجازات هم زیرا ورقه ها و مدارک علمی و فرهنگی باارزش در مشت اشخاص قرار می‌گرفته‌میباشد. مثلا سود‌ها آن پشت گرمی و اعتقادوباور به گفته‌ها و نوشته‌های فرد مُجاز (دارنده اذن) میشود و مشمول اظهارنظرهای مشایخ نسبت به شاگردان و استادان خویش میباشد.[۱۶]

در آغاز دوری از هیاهو در نقل روایات که مبنی بر اجازات نقل حدیث از هر کسی و از هر جا پذیرفته نمیشد. دوم آنکه معرفی روضه خوان و اذن او، موجب اعتقاد مستمع به ناقل حدیث می گردید.[۱۷] سوم آنکه مطابق صلاحیتی که روحانی در فراگیر می‌مشاهده کرد، دایره اذن تحدیث، سعه و ضیق می‌یافت، چون چه بسا شاگردی صرفا در نقل کتاب خاصی مجاز و محصور بود، البته دانش آموز دیگری در نقل تک تک کتاب ها حدیث مجاز میشد. و به اصطلاح، صلاحیت ناقلین از حوزه‌ مدرس، در دست گرفتن میگردید و حدود ناقلین احادیث مشخص و معلوم میشد.[۱۸][۱۹]

با نشر ورژن‌های کتاب‌های حدیثی و مخصوصاً بعد از چاپ و تکثیر تیم‌های حدیثی و با از رسمیت افتادن درس حدیث، جهات اساسی که مراد از اذن بود نابودشد و صرفا جنبه تشریفاتی باقی ماند.[۲۰][۲۱]

بازدید : 22
يکشنبه 14 بهمن 1403 زمان : 10:13


تعلق معاد به مورد نفس
بیان شده ثابت معاد و برگشت ارواح و نفوس به تن‌ها مبنی بر تجرّد نفس و بقای آن میباشد.[۷۳] محمدتقی مصباح یزدی اعتقاد دارد درصورتی که می‌قدرت حیات بعد از مرگ را به طور درست تصور کرد که نفس را مجرد و غیر از تن و خاصیت آن دانست.[۷۴] از لحاظ او، در شکل عدم اعتقاد و باور به تجرد نفس، فرض معاد و حیات دوباره سنجیده نخواهد بود.[۷۵] بر این پایه، تصور درست و سنجیده معاد بر اساس تایید این کارها میباشد: وجود روح (نفس)، جوهر بودن روح، استقلال روح از تن و بقای آن بعداز مرگ تن، و پذیرفتن اینکه روح نصیب اساسی و واقعیت آدم میباشد و تازمانیکه باقی باشد، انسانیتِ بشر محفوظ حسینیه نصرت مشهد خواهد بود.[۷۶]

مسیحیان نیز غالباً حیات بعد از مرگ را با یقین به نفس مجرد و غیر وابسته از تن قابلیت‌پذیر می دانند تا جایی که بیان شده کلیه اندیشمندان اصلی در تاریخ مسیحیت این طریقه را آدرس حسینیه نصرت مشهد پذیرفته‌اند.[۷۷]

زمینه این‌همانیِ بشرِ مادی و اخروی
اعتقاد و باور به معاد را بر پایه ی این واقعیت دانسته‌اند که انسانی که در آخرت زنده میشود، به عبارتی انسانی میباشد که در عالم معاش می کرد. از این موضوع با تیتر «هوهویَت» یا این که این‌همانی خاطر گردیده است.[۷۸] منظور از این‌همانیِ فردی در مشاجره معاد این میباشد که آیا شخصی که بعداز مرگ باقی میباشد، به نظر عددی و خیر به حیث کیفیت و خصوصیت‌ها،[یادداشت ۱] به عبارتی کسی میباشد که قبل از مرگ معاش می کرد.[۷۹] بیشتر الهی‌دانان و فیلسوفان مسلمان[مستلزم منبع] و مسیحی[۸۰] این‌همانیِ فردیِ عددی را پذیرفته‌اند. نقل شده کتاب مقدس مسیحیان نیز این حیث را یاددادن داده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۸۱]

در اینکه برهان وحدت و این‌همانیِ بشرِ مادی (قبل از مرگ) با آدم اخروی (آدم بعداز مرگ) چیست و به چه ادله، فردِ بعداز مرگ به عبارتی فردِ قبل از مرگ میباشد، فیلسوفان مسلمان نفس را ترازو و دلیل یکی‌از بودن بشر مادی و اخروی دانسته‌اند. از لحاظ آنها، ماده و تن به جهت تغییر‌و تحول و تحول نمی‌تواند واحد سنجش این‌همانیِ بشرِ مادی و اخروی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد باشد.

[۸۲] از نگاه ملاصدرا، ملاک بقای بشر، بقا و مراقبت نفس اوست. مادامی که نفسِ یک شخص باقی میباشد، وی نیز باقی میباشد، ولو اینکه اجزا و اعضای بدنش دگرگون خواهد شد. زمانی که برای مثالً از شخصی به اسم زید سؤال می گردد که آیا زیدِ جوان به عبارتی زیدِ در حالا کودکی و پیری میباشد یا این که نه، ملاصدرا، زید را به دلیل بقای نفسش در تک تک ارتفاع قدمت، یک فرد می داند. در آخرت نیز به جهت بقای نفس، زیدِ در جهان به عبارتی زیدِ در آخرت خواهد بود.[۸۳]

محمدتقی مصباح یزدی نیز با تایید ملاک نفس اعتقاد دارد سوای تایید نفس مجرد و غیر وابسته از تن، فرض حیات دوباره برای فردِ قبل از مرگ سنجیده نخواهد بود.[۸۴] به اطمینان وی زیرا نفس، مجرد میباشد و پیش و بعد از مرگ تغییر و تحول نمی‌نماید، میتواند بعداز مرگ تن باقی بماند و وقتی که مجدداً به تن وابستگی میگیرد، وحدت و این‌همانیِ فرد را مراقبت نماید؛ البته در شرایطی‌که کسی وجود بشر را اختصاصی در همین تن دنیوی محسوس بپندارد، با متلاشی شدن اندام‌های تن، نابود می گردد. ازاین‌رو، تصور صحیحی از معاد نمی‌قدرت ارائه اعطا کرد.[۸۵]

آیه ۱۱ سوره سجده[یادداشت ۲] را از شواهد این بینش شمرده‌اند که براساس آن، قِوام انسانیت و شخصیت هرکسی به عبارتی چیزی میباشد که ملک‌الموت آن را قبض می‌نماید، خیر تن که دور از هم و پوسیده میگردد.[۸۶]

ملاک تن یا این که مغز (داشتن تن یا این که مغز واحد در حین فرصت)، ملاک خاطر (استمرار خاطر و یاد‌آوری خاطرات در حین مجال) از سایر ملاک‌ها و عقیده‌هایی میباشد که از سوی منکران نفس در مورد این‌همانیِ فردی مطرح گردیده است.[۸۷]

بازدید : 22
شنبه 13 بهمن 1403 زمان : 9:53


خوارج
خَوارِج، گروهی از سپاه امام علی(ع) در نزاع صفین که علی بن ابیطالب را مجرم به بی دینی کردند و علیه وی شوریدند. آن ها که به جهت خروج علیه خلیفه مسلمین، خوارج نامیده شدند، همگی عده ای که حکمیت را پذیرفتند و معتقد به بی دینی علی نبودند، را کافر رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌شمردند.

شعار دادن علیه امام علی در مسجد کوفه، و انذار او به قتل، از شغل های خوارج شمرده شد‌ه‌است. آنها بعد از اجرای حکمیت، در مخالفت با امام علی(ع) سرسخت‌خیس شدند، با عبدالله بن وهب بیعت کردند، و در مسیر خروج از کوفه و رفتن به نهروان، عموم بی‌گناه را کشتند. امام علی بعد از اتمام حجت با آنها، در سال ۳۸ق با آن ها وارد نبرد شد و بخش اعظمی از آنان کشته شدند. با این هم اکنون گروهی از آن‌ها زنده ماندند. فرقه‌های متفاوت خوارج در طی تاریخ منقرض گردیده‌اند و فقط اباضیه که آرای‌شان به عقاید بقیه مسلمان ها مجاورت‌خیس میباشد، در مناطقی از قبیل عمان و الجزایر حضور شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارا‌هستند.

در منابع اسلامی، خصوصیت‌های متفاوت و گاه متضادی برای خوارج نام برده میباشد؛ برای مثال اینکه اهل محافظت و تلاوت قرآن سوای تدبر در آن بوده‌اند، جهل و تنگ‌نظری، غرور و ستیزه‌جویی و همینطور تعصب در باورها. آنان اولی تیم معارض و اولی فرقه فقهی در تاریخ اسلام دانسته گردیده‌اند. به اعتقاد و باور خوارج، هر که مرتکب کبیره میشود، کافر میباشد. بیشتر خوارج، با نصب خلیفه از سوی رسول(ص) مخالف و معتقد به انتخابی بودن خلیفه بودند. آن ها همینطور سنگسار زناکار را رد کرده و با تقیه در عهدوپیمان و کار مخالف آدرس حسینیه نصرت مشهد بوده‌اند.

با آنکه رغبت به مباحث علمی بین خوارج اول، بسیار معدود بوده میباشد، ولی اثراتی در علم ها قرآنی، سخن، فقه و اصول فقه و همینطور درباره توحید و امامت، از آن ها نقل گردیده است. به اعتقاد و باور ابن‌ندیم، خوارج اثرها خویش را به جهت مخالفت و فشار عموم مخفی می‌کرده‌اند. تألیفات غیروابسته و غیرمستقلی در ردّ فکر‌ها و انجام خوارج گزارش گردیده است؛ مثلا روایاتی که در ردّ خوارج نقل شد‌ه‌است همینطور نگاشته‌های عالمانی همانند ابن‌ابی‌الحدید در ردّ اطمینان آن ها به کافر بودن افرادی که مرتکب گناه کبیره حسینیه نصرت مشهد میگردند.

پیدایش و اسامی
پیدایش تیم خوارج را به رویدادها پدید آمده در مبارزه صفین مرتبط میدانند؛ هنگامی که امام علی(ع) با نقض حکمیت مخالفت کرد.[۱] مجموعه ذکر شده گرچه خویش در بالا سفارش حکمیت را مطرح کرده بودند، ولی بعد از تایید آن از سوی امام علی(ع) و توقف نزاع، دست از منظور خویش برداشتند و امام علی(ع) را نیز به توبه دعوت کردند.[۲] خوارج، تایید حکمیت را بی دینی دانسته و بعداز رجوع امام علی(ع) به کوفه، به حروراء در حوالی کوفه رفتند.[۳]

خوارج، برخلاف لحاظ متکلمان و مورخان، خروج خویش علیه امام علی(ع) را انکار حکومت و حاکمیت جور دانسته و از همین‌رو شغل خویش را با سفر رسول مقایسه کردند.[۴] ضمن اسم دارای اسم و رسم خوارج که در سخنان امام علی نیز آمده میباشد،[۵] اسامی دیگری نیز برای آن ها به‌عمل رفته میباشد؛ برای مثال مُحَکِّمة، برگرفته از شعار «لا حکم الا لله» در مخالفت با حکمیت،[۶] حَروریّة، اشاره به محلی که خوارج به آنجا رفتند،[۷] و مارقة، به‌معنای منحرفان.[۸]

خوارج به منجر دشمنی با امام علی(ع)، گاه نواصب یا این که ناصبه نیز خوانده گردیده‌اند[۹] و از آن‌رو که اولیه توشه، افرادی که مرتکب کبیره گردیده بودند را تکفیر کردند، مُکَفّره نامیده گردیده‌اند.[۱۰] اهل النهر یا این که اهل النهروان، اسم دیگری برای خوارج میباشد.[۱۱] آنها همینطور به اسم شُراة، به‌معنای افرادی که جان خویش را به پردیس میفروشند، خوانده گردیده‌اند.[۱۲]

در صدر، کوفه و بصره از مقر‌های اساسی خوارج بود.[۱۳] شمار خوارج بصره بیشتر از کوفه بود؛ چراکه اکثری از خوارج کوفه بعداز خاطرنشان کرد‌وگوی امام علی با آنها، از خوارج مستقل شدند.[۱۴] بعد از آن خوارج در شهرها و نواحی اکثری دور از هم شدند؛ از کشور ایران و یمن تا شمال آفریقا و نواحی مغرب اسلامی.[۱۵] فرقه‌های گوناگون خوارج در طی تاریخ منقرض شدند و صرفا اباضیه که آرای آن ها به عقاید بقیه مسلمان‌ها مجاورت میباشد، در عمان، سیوه، حضرموت، جربه، زنگبار، طرابلس غرب و الجزایر همچنان حضور دارا هستند.[۱۶]

بازدید : 98
پنجشنبه 11 بهمن 1403 زمان : 9:50


ملازمت و همراهی با انقلاب اسلامی کشور‌ایران
خویی بعد از ملاقات فرح دیبا، در صورتیکه مبارزات عموم جمهوری اسلامی ایران علیه حکومت پهلوی تشدید گردیده بود، به ملازمت و همراهی با انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران پرداخت و بعداز آن هم در مورد ها گوناگون، از کشور ایران حسینیه نصرت مشهد امان کرد.

او قبل از برد انقلاب، در بیانیه‌ای خطاب به مراجع، علما و ملت جمهوری اسلامی ایران، از عموم خواست که با شجاعت و با مراقبت موازین دینی گام بردارند.[۶۲] خویی بعداز آن در جریان کلیه‌پرسی گزینش نظام جمهوری اسلامی، عموم را به رأی دادن به جمهوری اسلامی آدرس حسینیه نصرت مشهد فراخواند،

از شاگردان خویش خواست تا در کارها انقلاب شرکت کردن نمایند و در مبارزه عراق با جمهوری اسلامی ایران، به رغم فشار دولت صدام بر اساس تامین از عراق، حکم به مجوز به کار گیری از وجوهات فقاهتی در تأمین الزامات رزمندگان کشور ایران رزرو حسینیه نصرت مشهد بخشید.[۶۳]

دستگیر در انتفاضه شعبانیه عراق
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: انتفاضه شعبانیه عراق

ملاقات خویی و صدام حسین بعد از سرکوب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد انتفاضه شعبانیه
ابوالقاسم خویی هیئتی ۹ نفره را برای اداره بخشها پایین لحاظ شیعه ها انتخاب کرد. باخت انتفاضه شعبانیه، به حصر خانگی خویی و فشار بزرگ حکومت عراق در عصر صدام مواجه شد.[۶۴] سیدابوالقاسم به جهت امان بدون واسطه از انتفاضه شعبانیه عموم عراق در سال ۱۹۹۱م و گزینش شورای رهبری، بوسیله حزب بعث دستگیر و به بغداد پیامبر شد. پس از دو روز دستگیر، به تحمیل نزد صدام حسین برده شد و صدام سخنان توهین‌آمیزی خطاب به او خاطرنشان کرد.[۶۵]

بازدید : 23
چهارشنبه 10 بهمن 1403 زمان : 15:40


خلق ابن‌زبیر با ابن‌عباس نیز یار تندی و خشونت بود و گاه وی بر منبر به ابن عباس اهانت می کرد.[۶۰] ابن عباس هیچوقت با وی بیعت نکرد و او‌را لایق خلافت نمی‌دانست[۶۱] و معتقد بود که وی ادله بی آبرویی بقاع الهی میباشد.[۶۲] با دقت به رده علمی و فقهی ابن عباس، این مسئله به وجهه ابن‌زبیر جراحت می‌زد.[۶۳] افزون بر این، ابن عباس سوابق جهاد در رکاب علی(ع) در مبارزه جمل حسینیه نصرت مشهد را داشت.

بعضی ایده ها شرعی وی نیز برای ابن‌زبیر خوشایند خلا به عنوان مثال فتوای وی به مجوز متعه که محل اختلاف شدید آن‌ها بود. ابن عباس حتی تصریح کرده بود که ابن‌زبیر خویش نتیجه ها اینگونه ازدواجی میباشد و مامان ابن‌زبیر نیز این مورد را پذیرش کرده بود.[۶۴]ارتباط خصمانه آن‌ها آخر و عاقبت موجب گشت تا ابن‌زبیر، ابن عباس را از مکه اخراج نماید؛ اما زد خورد و نزاع سرد آن‌ها همچنان از طائف محل اقامت ابن عباس و ابن‌زبیر در مکه همچنان آدرس حسینیه نصرت مشهد ادامه یافت.[۶۵]

محاصره دوم چگونه بود؟
ابن‌‌زبیر بعداز اقتدار یافتن، بنی‌امیه برای مثال مروان بن حَنادر مریض و پیر و پسرش عبدالملک را از مدینه اخراج کرد و این سبب شد تا مروان تحت عنوان خلیفه حریف ابن‌زبیر در شام در میان بنی‌امیه و طرفدارانشان زمان عرض‌اندام بیابد.[۶۶] مروان غالب شد در نزاع مَرْج شیوهِط در ذی‌حجه سال ۶۴ق.[۶۷]بر طرف داران شامی ابن‌زبیر برنده شود و ضحاک بن قیس را بکشد[۶۸]و در هنگامی کوتاه توان ابن‌زبیر در شام را نقطه پايان بخشد. مصر نیز در سال ۶۵ق. به دست مروان از سلطه ابن‌زبیر خارج رزرو حسینیه نصرت مشهد آمد.[۶۹]

بعداز کسب عبدالملک بن مروان به توان در شام به سال ۶۵ق. ابن‌زبیر از موسم حج برای تبلیغ علیه وی و بیعت به دست آوردن از حاجیان برای خویش بهره جست و در خطبه‌هایش در روز عرفه و روز ها منا در مکه، با خاطر‌کردن از لعنت نبی بر حَنادر بن ابی‌العاص، جد عبدالملک، و دودمانش، شامیان را به خویش متمایل می کرد.[۷۰] در قبال، عبدالملک شامیان را از رفتن به حج دستگیر و با فتوای یکی عالمان درباری به اسم زُهری، آنها را به حج‌ در بیت‌ المقدس و طواف پیرامون صخره مسجدالاقصی واداشت. شامیان در روز ها حج گرد این صخره طواف می‌کردند و اجرا حج را در روز عرفه و عید قربان، به شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عبارتی جا اجرا می‌دادند.[۷۱]

اختلافات داخلی بنی امیه و ارعاب رومیان و خوارج، مروانیان را از رویا رویی دور از شوخی با ابن‌زبیر دستگیر[۷۲] تا آن که در سال ۷۲ق. عبدالملک بعد از ناکامی و قتل مصعب بن زبیر و تصرف عراق، حجاج بن یوسف ثقفی را برای سرکوب ابن‌زبیر به حجاز ارسال کرد.[۷۳]حجاج در ذی قعده سال ۷۲ق. با دور اندیشی از ناتوانی نظامی ابن‌زبیر و بعداز وصال نیروی کمکی ۵۰۰۰ نفری وارد مدینه شد و قاضی زبیری آن را اخراج کرد.[۷۴] بعد به سوی مکه تکان و ابن‌زبیر را در مسجدالحرام محاصره نمود. این محاصره در ذی‌حجه سال ۷۲ق. شروع شد و بعد از شش ماه و ۱۷ روز با قتل ابن‌زبیر در سه‌شنبه۱۷ جمادی‌الاول سال ۷۳ق. نقطه پایان یافت. بعضا بازه زمانی این محاصره را هشت ماه و ۱۷ روز دانسته‌اند.[۷۵]بر شالوده گزارشی، عبدالملک نخست، حجاج را از تهاجم نظامی به مکه بر حذر داشته و از وی مراد بود تا با محاصره اقتصادی ابن‌زبیر را به تسلیم وادارد.[۷۶]

در موسم حج سال ۷۲ق. ابن‌زبیر در مسجدالحرام در محاصره بود و زیرا از وقوف در عرفات و رمی جمرات بازماند، حج نگزارد.[۷۷]به خواست بعضی صحابه مانند ابن‌ قدمت یا این که جابر بن عبدالله انصاری و ابوسعید خُدری، حجاج بن یوسف تا نقطه پایان موسم حج و رجوع حاجیان از منا، دست از حمله کشید و بعد از آن از حاجیان خواست که به شهرهای خویش بازگردند تا نزاع را ادامه دهد.[۷۸]وی خویش را امیرالحاج خواند و با عموم حج گزارد و با جامه رزم در عرفات حاضر شد[۷۹]، هرچند به منجر پرهیز ابن‌زبیر، طواف کعبه و کوشش در میان صفا و مروه را جاری ساختن نداده بود.[۸۰]

بازدید : 58
دوشنبه 8 بهمن 1403 زمان : 14:09


بقاع و حائر حسینی
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حائر حسینی

درفش سرخ‌رنگ بر فراز گنبد امام حسین به نشان خونخواهی[۲۴۹]
محدوده مرقد امام حسین(ع) حائر حسینی نامیده می شود. محدوده حائر دارنده فضیلت و احکام دینی خاصی میباشد و مسافر میتواند نماز خویش‌ را در آن بدون نقص بخواند.[۲۵۰] درباره مساحت ظریف حائر یکسری حیث وجود دارااست و دست کمِ آن را، محدوده‌ای به شعاع ۱۱متر از قبر امام حسین گفته‌اند که بالاترین رتبه فضیلت را حسینیه نصرت مشهد داراست.[۲۵۱]

مقبره امام حسین
نوشته ی علمی‌های اساسی: بقعه امام حسین (ع) و تخریب بقعه آدرس حسینیه نصرت مشهد امام حسین
بر طبق گزارش‌های مو جود، اول سازه بر مرقد حسین بن علی(ع) در طی مختار ثقفی و به فرمان وی ساخته شد و از آن تاریخ تا کنون نیز بنای مقبره بارها تجدید و پیشرفته میباشد.[۲۵۲] بقعه امام حسین(ع) چنددفعه به دست برخی خلفای عباسی[۲۵۳] و وهابیت[۲۵۴] تخریب شوید؛ به عنوان مثال متوکل عباسی امر کرد زمین حائر را شخم بزنند رزرو حسینیه نصرت مشهد و بر بقعه آب ببندند.[۲۵۵]


مسند الامام الشهید حاوی گروه سخنان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد امام حسین(ع)
ارثیه معنوی امام حسین
در منابع گوناگون حدیثی و تاریخی، به جا مانده معنوی حسین بن علی(ع) دربرگیرنده سخنان، دعا ها، طومار‌ها، اشعار، خطبه‌ها و وصیت وی نقل گردیده است. تمام این اثر ها در کتاب مسند الامام الشهید نوشتن عزیزالله عطاردی و کتاب موسوعة کلمه ها الامام الحسین گرد آمده میباشد.

سخنان: به جهت موقعیت سیاسی در روزگار حکومت معاویه، نقل ماجرا از امام حسین فراوان نبوده[۲۵۶] و اکثری از سخنانی که از وی قصه گردیده در مسافت مهاجرت وی از مدینه تا کربلا بوده میباشد.[۲۵۷]علامه طهرانی بر این اعتقادوباور میباشد که که فشار امویان سبب ساز گردیده بود که یا این که اساسا عموم کمتر به امام حسن وامام حسین(ع) مراجعه می‌کردند ویا این که احادیث بیان شده از آنها به انگیزه وحشت و واهمه راویان از دربین رفته و به طبقات آن‌گاه منتقل نشده میباشد. [۲۵۸]سخنان امام سوم شیعه ها در موضوعاتی همانند مباحث اعتقادی، احکام و خلق در منابع اسلامی گزارش شد‌ه‌است.[۲۵۹]

دعا ها: در کتاب مسند الامام الشهید حدود ۲۰ دعا و مناجات از وی نقل گردیده‌است. مشهورترین این دعا ها دعای عرفه میباشد که در روز عرفه در صحرای عرفات خوانده میباشد.[۲۶۰]

اشعار منسوب: اشعاری به امام حسین(ع) منسوب شده میباشد. محمد راستگو کرباسی، گروه این اشعار را در کتاب «دیوان الامام الحسین» در دو جلد جمع و به حیث سندی و ادبی نظارت نموده است.[۲۶۱]

خطبه‌ها و وصیت: در بعضا منابع، خطبه امام حسین در منا[۲۶۲] و خطبه وی در روز عاشورا[۲۶۳] و نیز وصیت مکتوب وی به برادرش محمد حنفیه، که در آن مقصود از تکان خویش را تبیین کرد،[۲۶۴] گزارش گردیده‌است.

طومار‌ها: در کتاب مکاتیب الائمة ۲۷ طومار از حسین بن علی(ع) جمع شد‌ه‌است.[۲۶۵] تنی چند از این طومار‌ها خطاب به معاویه و بخشی دیگر برای اشخاص متعدد و در موضوعات متعدد میباشد.

بازدید : 22
يکشنبه 7 بهمن 1403 زمان : 14:50


اصبغ بن نباته
اَصبَغ بن نُباته تمیمی حَنْظلی مُجاشِعی (قرن اولیه هجری قمری)، از یاران امام علی(ع) و ثقات امیرالمؤمنین. او اهل کوفه بود و در زمانه خلافت امام علی(ع)، یکی اسم‌دارترین و استوارترین یاران امام علی(ع) و از اعضای شرطة الخمیس محسوب حسینیه نصرت مشهد میشد.

رجال شناسان شیعه اورا توثیق کردند البته اکثری از اهل سنت اورا به دلیل رابطه او با امام علی(ع) تضعیف کرده و اصبغ را رافضی و غالی آدرس حسینیه نصرت مشهد می دانند.

او بیشترین روایاتش از امام علی(ع) می باشد. آوازه وی به جهت نقل عهدنامه صاحب اشتر و طومار امام علی(ع) به محمد بن حنفیه میباشد. اصبغ بن نباته ضمن امام علی(ع) از اشخاص دیگری همانند ابوایوب انصاری و عمار بن یاسر قصه نقل نموده است. برای اصبغ بن نباته کتاب عجائب احکام امیرالمومنین(ع) مذکور رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معاش‌طومار
لقب اصبغ بن نباته ابوالقاسم میباشد. وی از قوم بنی حنظله، از تیره مُجاشع بن دارم بود.[۱] او در کوفه و در خلافت امام علی(ع)، یکی اسم‌دارترین و استوارترین یاران آن امام بود.[۲] از بعضا احادیث، ترازو محبوبیت و رده اَصبَغ نزد علی(ع) به نیکی آشکار شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳]

به داستان نصر بن مزاحم، اصبغ پیرمردی مومن و عبادت کننده بود و از جنگاوران عراق و از سرداران علی(ع) به‌شمار می‌آمد.[۴] اصبغ را یکی‌از اعضای «شرطة الخمیس» در نبرد صفین دانسته‌اند.[۵] از خویش وی درباره معنای تیتر «شرطة الخمیس» داستان شد‌ه‌است که ما با علی(ع) شرط و عهدوپیمان بستیم تا پای جان در منش وی فداکاری کنیم.[۶] او یکی‌از راویان رویدادهای مبارزه صفین میباشد.[۷] از وی روایاتی نیز در تفصیل حادثه ها پیکار جمل در اختیار میباشد.[۸]

اصبغ بعد از امام علی(ع) مدتی زنده بود.[۹] وی حادثه شهید شدن امام علی(ع) را گزارش نموده است.[۱۰] روحانی طوسی اورا در طبقه اصحاب امام حسن(ع) نیز برشمرده میباشد.[۱۱] تاریخ ظریف درگذشت وی مشخص و معلوم وجود ندارد و درباره اینکه وی تا چه هنگامی زنده بوده میباشد، اقوال مختلفی وجود داراست و حتی اورده شده که او بعد از سده اولیه قمری درگذشته میباشد.[۱۲] این اقوال متفاوت، از احادیث متعدد او -منقول در منابع روایی- سرچشمه گرفته میباشد؛ مثلا از وی روایتی از امام حسن(ع) [۱۳] و امام حسین(ع) نقل گردیده‌است[۱۴] و یا این که روضه خوان طوسی[۱۵] آورده میباشد که اصبغ اثری در «مقتل» امام حسین(ع) داشته میباشد. در استناد این موردها، بایستی بسیار احتیاط کرد؛ چون برای مثالً شیوه روایی تاثیر یادشده را به سبب ساز کثرت اشخاص مجهول، ضعیف شمرده‌اند.[۱۶]

مقام روایی
مایه آوازه اصبغ، شخصیت روایی اوست. رجال‌شناسان شیعی اورا از ثقات پر رنگ شمرده‌اند.[۱۷] برنده روایاتی که او نقل کرده، به امام علی(ع) میرسد. بیشتر این احادیث در کتاب‌ها و منابع شیعی منعکس گردیده‌اند.[۱۸] بیشتر موضوعات احادیث وی تاریخی، دینی و اخلاقی میباشد. مشهورترین روایاتی که اصبغ از امام علی(ع) نقل نموده است، یک کدام از عهدنامه دارای اسم و رسم صاحب و مالک اشتر میباشد و دیگری وصیت امام به فرزندش محمد حنفیه.[۱۹]

اصبغ بن نباته از ابوایوب انصاری، عمار بن یاسر و قدمت بن خطاب نیز داستان نموده است.[۲۰] و گروهی زیرا ابوالجارود، خالد نوفلی، محمد بن داوود غنوی، اجلح بن عبدالله کندی و ابوحمزه ثمالی از وی ماجرا کرده‌اند.[۲۱]

حیث اهل سنت درباره اصبغ
بیشتر رجال‌شناسان و محدثان اهل سنت، اصبغ را غیرموثق و ضعیف دانسته‌اند[۲۲] که‌این قضیه به لینک صادقانه اصبغ با امام علی(ع) بی‌ربط نمی‌کند؛ تا بدانجا که بعضی او‌را «رافضی» و گاه از غلات شیعه محسوب داشته‌اند.[۲۳] با این‌تمامی، عجلی،[۲۴] اصبغ را در شمار ثقات آورده میباشد.

بازدید : 85
شنبه 6 بهمن 1403 زمان : 9:55


لحاظ منابع اهل سنت


اکثری از منابع اهل سنت امام حسن را شخصی صلح طلب می دانند که از استارت تصمیم به صلح با معاویه داشت. این منابع امام را به دلیل تایید صلح و در فیض نقطه پايان دادن به نزاع داخلی وقتگیر مقطع دربین مسلمان ها ستوده‌اند و سال منعقد صلح را عام الجماعه می‌نامند..[۴۵] روایتی از نبی اکرم در منابع اهل سنت نقل میگردد که در آن رسول از اتحاد مسلمان‌ها وصلح دربین دو دسته از آن ها به دست امام حسن خبر حسینیه نصرت مشهد داده میباشد. [۴۶]

بی‌اعتنایی معاویه به قسم‌طومار صلح
در اکثری از منابع آمده میباشد که معاویه به موردها صلح‌طومار فعالیت نکرد[۴۷] و بخش اعظمی از شیعه ها امام علی(ع) برای مثال حجر بن عدی[۴۸] را به قتل رساند و پسرش یزید را به ولایتعهدی خویش گماشت.[۴۹] نقل گردیده است معاویه بعد از صلح وارد کوفه شد و برای عموم خطبه خواند و اعلام کرد: هر شرطی که کردم، پس می گیرم و هر وعده‌ای که دادم ذیل پا میگذارم.[۵۰] همینطور اظهار کرد: اینجانب با شما نجنگیدم تا نماز و روزه و حج اجرا دهید، بلکه جنگیدم تا بر شما حکمرانی کنم.[۵۱] معاویه حتی شرط پرداخت خراج دارابگرد به امام را که در برخی منابع قید گردیده، خرقه کار نپوشانید و بنابر روایاتی عموم بصره از واگذاری خراج (مالیات)به امام خودداری آدرس حسینیه نصرت مشهد کردند.[۵۲]

برخورد‌ها و اثار
امام حسن(ع):
ای عموم! در شرایطی‌که از مشرق تا مغرب را بگردید، جز اینجانب و برادرم کسی را نخواهید یافت که جدش پیامبر آفریدگار باشد. همانا معاویه در چیزی (خلافت) که حق اینجانب میباشد، با اینجانب به جنگ برخاست و اینجانب برای مصلحت امت و مراقبت خون عموم، از آن دیده رزرو حسینیه نصرت مشهد پوشیدم.

ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۴، ص۳۴.

در گزارش‌ها آمده میباشد بعداز صلح امام حسن، گروهی از شیعه‌ها ابراز تأسف و ناخشنودی می‌کردند[۵۳] و حتی گردآوری‌ای امام را نکوهش کردند و او‌را «مُذِلُّ المؤمنین»(خوار کننده مؤمنان) خواندند.[۵۴] امام در جواب سوال‌ها و اعتراض‌ها، بر لزوم التزام به تصمیم «امام» تاکید کرد و انگیزه صلح خویش را به عبارتی انگیزه صلح حدیبیه خواند و حکمت این فعالیت را از سنخِ حکمتِ شغل های خضر (ع) در ماجرای همسفر شدن با موسی(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانست.[۵۵]

به گفته بعضی پژوهشگران، در بخشی از اخباری که از سوی امویان و عباسیان توسعه یافت، اینگونه وانمود گردیده که خویش امام حسن(ع) هیچ حقی برای خویش در خلافت قائل عدم وجود،[۵۶] البته در روایاتی آمده میباشد که حسن بن علی خلافت را حق خویش می‌دانست و تصریح میکرد که فقط از روی جبر آن را به معاویه واگذار نموده است.[۵۷]

در قرن‌های آنگاه، صلح امام حسن از بُعد کلامی آیتم مشاجره قرار گرفت. سید مرتضی از علمای امامیه به شبهه ها مطرح درباره انگیزه صلح امام با معاویه با وجود گناه کار بودن وی و مسائلی همانند خلع از امامت، بیعت با معاویه، اخذ عطا و کادو از وی جواب داده میباشد. [۵۸] سید بن طاوس با اعتنا به‌این حرف فرستاده(ص) که پروردگار به واسطه امام حسن(ع) فی مابین دو تیم مسلمان صلح برقرار می‌نماید،[۵۹] صلح امام حسن را یکی تدبیرهای بعدی‌نگرانه فرستاده(ص) با استناد به دانش الهی دانسته که موجب محافظت اسلام و بقای نسل رسول شوید.[۶۰] حکم کننده نعمان[۶۱] و ابویعقوب سجستانی[۶۲] از علمای اسماعیلیه نیز به تبیین ماجرای صلح و مدد از مبادرت امام مجتبی پرداخته‌اند.

بازدید : 21
سه شنبه 2 بهمن 1403 زمان : 11:07


امام فرصت
از روش نائبان و نمایندگان با عموم و شیعه‌ها خویش رابطه داشت و گرفتاری های آنها را رسیدگی حسینیه نصرت مشهد می کرد.
از سال‌ها پیشین، امام فرصت تعلیمات خویش را به طور نوشتاری به اصحاب خویش منتقل کرده و آن ها به سیرتکامل‌ای که در زمان غایب بودن و بی‌رهبری بوسیله وی هدایت می‌شدند و تقلید از امرها وی را به ذمه گرفته آدرس حسینیه نصرت مشهد بودند.
اما این قضیه نائبان هیچ ارتباطی با آیین بهایی و احکام آئین بهاییت ندارد و امام مجال تنها با نائبان رقم خورده خویش در مورد بودند.

شخصیت امام وقت گیر شالوده احادیث فقاهتی و قصه‌های مردمی، دربرگیرنده صفاتی زیرا عدل و داد، خشنودی، شکیبایی، و حکمت میباشد.
همینطور امام مجال در باب حادثه عاشورا زیارت منطقه مقدسه را ذکر نمودند که منسوب به امام حسین رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.

امام فرصت برای شیعه‌ها و بشر‌دوستان پیامدهای معنوی مهمی را پیرو دارااست. این اثار مشتمل بر پرورش روحی، کارکشته شدن عزم و ایمان، تمیز شدن دل، ترقی در مسیر توسعه و گسترش، شایستگی برای پشتیبانی از حق و غیره شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.
این عواقب در مواجهه با وضعیت رنج که جامعه شیعه‌ها و بشر‌دوستان در بخش اعظمی از نواحی دنیا سرگرم آن میباشد، اشخاص را به ایستادگی و تحمل بیشتر تشویق می‌نماید.

در پایان، انتظار برای فرج امام فرصت برای شیعه‌ها، خیر صرفا به معنای تولید آرزو و ایمان بلکه به‌تیتر یک مسئولیت عملی و اجتماعی هم تلقی می‌گردد.

در غایت امام مهدی (عج) تحت عنوان واپسین امام ما شیعه‌ها، با وجود غیبتی که دارا هستند، تحت عنوان نمادی از طاقت، پایداری، و عشق و علاقه به آفریدگار و سرویس به عموم در تاریخ اسلام تصویب شد‌ه‌است.
وی در زمانه پنهانی خویش، با رابطه با شیعه‌ها و دوستدارانش، به هدایت و موعظه مردمان میپردازند و در رواج مفاهیم فقهی و اخلاقی که به عنوان مثال آنها می‌اقتدار به پیکار با ستم، دقت به حقوق و دستمزد مظلومان، عدل و داد، شکیبایی و حوصله اشاره نمود، تأثیرگذار می باشند.

با اعتنا به مسئولیت سنگینی که بر دوش امام مهدی (عج) میباشد، وی در واپسین فرصت‌های ظهور خویش با مقصود مراقبت و برقراری قیمت‌های اخلاقی و اسلامی، برای نگهبانی از حق و حقوق و دستمزد مظلومان و نیز تحقق عدل و داد و برقراری ادب و صلح در سراسر عالم، در جریان قیام خویش قرار خواهد گرفت.
و درین در بین ما نیز یکی شغل های معمولی ای که می توانیم برای وی اعمال دهیم، تلاوت دعای فرج میباشد.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 426
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 330
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 758
  • بازدید ماه : 1155
  • بازدید سال : 6099
  • بازدید کلی : 63887
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی