0
برخی از خصوصیتهای حیات طیبه یا این که دانا عندالله عبارت میباشداز:
معاش حقیقی و واقعی: بهاین مفهوم که رنگ و لعاب معاش دنیوی، مانند سرابی حسینیه نصرت مشهد میباشد که آدم طالب واقعیت را از مسیر صیرورت و سلوک الیالله گشوده نمیداراست. وی در پس این لعابها حقیقتی را میبیند، اگرچه در آن کلمههایی، مانند شور، نشاط و... و برخورداری از کل تمتعات مادی در در دسترس میباشد، ولی همیشگی و جاودانگی را تنها در آن واقعیت میبیند؛
جامعیت نه جهان و آخرت: فقید «عندیت» نزد معبودبودن، خیر محدود در زمانه حیات دنیایی آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد و خیر اختصاصی به حیات اخروی؛ بلکه نه آن بر عالم و آخرت عظیم گردیده و برخورداران از آن در همین جهان از آن سودمندند: «فَعِندَ اللّهِ ثَوابِ الدُنیا وَ الاخرَةِ» [۱۴]
پایداری: ثمره حیات طیبه ابدی و ماندنی میباشد و هلاکت و فرسودگی در آن روش ندارد؛
نامحدود بودن: سرچشمه بیکران و بینقطه نهایی کلیه چیز نزد آفریدگار میباشد «وَ اِن مِن شَیء اِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ؛ [۱۵] و هیچچیز وجود ندارد، مگر اینکه معادن آن نزد خداست.» «لَهُم مَا یشاؤُون َفیهَا وَ لَدَینَا مَزِیدٌ»؛ [۱۶] رزرو حسینیه نصرت مشهد برایشان هرچه بخواهند در آنجا میباشد و نزد ما بیشتراز آن میباشد.»
واحد سنجش و واحد سنجشبودن: این خصوصیت امکان این را داراست که بشر متصل به وحی، میزان و معیار برای همگی معادلههای مطروحه درین جهان باشد و همگی چیز با آن معقول میشود.
منزلت حقیقت: مقام راست و پایدار اهل حیات طیبه «فی مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلِیک مُقْتَدِر؛ [۱۷] در موضع راستین، نزد پادشاهی حاذق میباشد». وی منش صحیح را یافته، به مقام و حالت راستین میرسند و با حق به راز میبرند، خیر با سراب.
جلوه آیهها الهی: فقید عندیت جلوه پرنور آیه ها الهی میباشد. چنانکه فرمود: «اِنَّمَا الآیاتُ عِندَاللّهِ؛ [۱۸] آحاد آیه ها الهی صرفا نزد پروردگار میباشد.» کسی می تواند آیهها الهی را ادراک نماید که چشمی به فقید عنداللّه باز و خبری از آن یافته باشد. فقیه سراسر آیهها الهی میباشد، ولی برای هر کس معبود را مشاهده کرده و ربط پدیدههای عالم را با شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد حقبزرگ به تماشا نشسته میباشد.
دانش در ادبیات قرآن: به عبارتی آشنایی معبود و نشانهها و اثرها وی میباشد. قرآن مجموع دانش را نزد معبود می داند: «اِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَاللَّهِ؛ [۱۹] دانش صرفا نزد معبود میباشد.» بدین ترتیب، از برگزیدگان شاخصههای حیات طیبه، دانش میباشد.
اهل بیت: معدن و منبع این دانش و سرآمد اهل حیات طیبهاند؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره، امامهادی (علیهالسلام) خویشان خوشیمن خویش را «خزّان العلم» میشمارد.
فروغ و روشنایی: عده ای بهدانا عنداللّه و حیات طیبه رویه پیدا مینمایند که دل و جان خویش را صاف کرده و از تمامی تعلقات و تیرگیها رها و آیینهگون گردیدهاند «وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ اُوْلَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ اَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ؛ [۲۰] عده ایکه به خداوند و رسولش ایمان آوردند، آنها اهل حقیقت و گواهان نزد پروردگارند که محرک و نورشان برای آنهاست.» اینها اشخاصی میباشند که آفریدگار را با کل وجود شعور کرده و آینهدار نور و روشنایی و اسم وی گردیدهاند و در بین عموم با این نوروفروغ تکان کرده و مایه هدایت اخلاق می گردند «ویَمَن کَانَ مَیتاً فَاَحْیینَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَن مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیسَ بِخَارِج مِنْهَا».[۲۱]
علامه طباطبایی در رسالةالولایه می آورد: «هرچه آدم میبیند، نخستین معبود را میبیند، آن گاه آن شی را زیرا «هو الظاهر» جایی برای ظهور غیر نمیگذارد». خواص نوروروشنایی به ظهور رساندن و ظواهرشدن میباشد و هر که وارد حیات طیبه می گردد، خلال اینکه خویش فروغ و روشنایی میشود، سایر افراد نیز از نوروروشنایی وی سود می برند، همگی چیز را نیز پرنور و ظواهر مینماید. این نوع معاش اصیل بر پایه ی فهم و شعور و تشخیص خویش فرد نتیجه ها می شود. بهعبارت دیگر در آن پیروی و تعبد، القاپذیری، تقلید از اذهان همگانی و مدهای فکری دوران جایی ندارد. این نوع طریقه و شیوه معاش در تاثیر تایید اسلام که آیین تایید میباشد میسر گردد و در صورتیکه سیر پندار انسان نظمی منطقی داشته باشد، نتیجه ها آن بایقین منتهی به پروردگار شود و به معرفتی جدید و نو نسبت به پروردگار خواهد رسید. که ولی این نوع آشنایی و عرفان در سایه عقل نتیجه ها گردد. پس میاقتدار آن را معنویت عقلانی نامید (ملکیان، معنویت و عقلانیت نیاز امروز ما).
۸ - خصوصیت معنویت عقلانی
[بازنویسی]
اول خصوصیت معنویت عقلانی این میباشد که متدینی که متعقل میباشد، از آیین «فلسفه حیات» جامعای میطلبد؛ یک فلسفه حیات شاگرد و فلسفه معاش یکسره دامنگستر؛ یعنی بهعبارت دیگر شخص متدین نمیخواهد که کلیه زندگیش مثل معاش غیرمتدینان باشد و تنها حجرهای از حجرههای زندگیش با سایر افراد فرق نماید. متدین متعقل میخواهد که دیانتش در کل زندگیش روان گردیده باشد. معنویتهای غیرعقلانی، معنویتهایی میباشند که صرفا در آنان یک قسمت از معاش شخص متدین با سایرافراد فرق مینماید؛ ولی سایر نصیبهای معاش او با غیرمتدینان اختلافی ندارد. معنویت، یک فلسفه حیات بدون نقص میباشد و در شرایطی که فلسفه حیات جامعی نباشد، عقلانیت وجود نخواهد داشت.
خصوصیت دوم معنویت عقلانی آن میباشد که متدینانی که معنویت متعقلانه دارا هستند، دیانت خود را به معنای «صاحب و مالک واقعیت» بودن نمیدانند؛ بلکه آنرا به معنای «طالب واقعیت» بودن میشناسند. به معنای استارت طلب و یک سیر و سلوک برای یافتن واقعیت میانگارند. واقعیت، فقط با بیان کردن یک گزاره یا این که اعمال یک شغل خاص بهدست نمیآید. برای مثال: غسل تعمید برای یک مسیحی و شهادتین بیان کردن برای مسلمان، استارت طلب واقعیت وی و بهاین معنی میباشد که فرد پا در روش گذاشته؛ خیر بدین معنی که به مقصد رسیده میباشد. اما درین نوع دیانت می بایست رویه انتقادی هم وجود داشته باشد، در واقع بدین مضمون که می بایست به اصول و فروع آیین و مذهبی که تعیین کرده، حیث و اعتنا داشته باشد. می بایست اعتنا نماید که درصورتی که در این موسسه، تعارض ظاهری رویت کرد، اورا منتقل به مرحله عمیقتری نماید که در آن مرحله عمیقخیس این تعارضات از فی مابین برود. در شکل از در میان نرفتن تعارضات با چنین رسیدگیهای عقلانی میقدرت بهطور قاطع از آن آیین و مذهب روی گرداند.
0
برخی از خصوصیتهای حیات طیبه یا این که دانا عندالله عبارت میباشداز:
معاش حقیقی و واقعی: بهاین مفهوم که رنگ و لعاب معاش دنیوی، مانند سرابی حسینیه نصرت مشهد میباشد که آدم طالب واقعیت را از مسیر صیرورت و سلوک الیالله گشوده نمیداراست. وی در پس این لعابها حقیقتی را میبیند، اگرچه در آن کلمههایی، مانند شور، نشاط و... و برخورداری از کل تمتعات مادی در در دسترس میباشد، ولی همیشگی و جاودانگی را تنها در آن واقعیت میبیند؛
جامعیت نه جهان و آخرت: فقید «عندیت» نزد معبودبودن، خیر محدود در زمانه حیات دنیایی آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد و خیر اختصاصی به حیات اخروی؛ بلکه نه آن بر عالم و آخرت عظیم گردیده و برخورداران از آن در همین جهان از آن سودمندند: «فَعِندَ اللّهِ ثَوابِ الدُنیا وَ الاخرَةِ» [۱۴]
پایداری: ثمره حیات طیبه ابدی و ماندنی میباشد و هلاکت و فرسودگی در آن روش ندارد؛
نامحدود بودن: سرچشمه بیکران و بینقطه نهایی کلیه چیز نزد آفریدگار میباشد «وَ اِن مِن شَیء اِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ؛ [۱۵] و هیچچیز وجود ندارد، مگر اینکه معادن آن نزد خداست.» «لَهُم مَا یشاؤُون َفیهَا وَ لَدَینَا مَزِیدٌ»؛ [۱۶] رزرو حسینیه نصرت مشهد برایشان هرچه بخواهند در آنجا میباشد و نزد ما بیشتراز آن میباشد.»
واحد سنجش و واحد سنجشبودن: این خصوصیت امکان این را داراست که بشر متصل به وحی، میزان و معیار برای همگی معادلههای مطروحه درین جهان باشد و همگی چیز با آن معقول میشود.
منزلت حقیقت: مقام راست و پایدار اهل حیات طیبه «فی مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلِیک مُقْتَدِر؛ [۱۷] در موضع راستین، نزد پادشاهی حاذق میباشد». وی منش صحیح را یافته، به مقام و حالت راستین میرسند و با حق به راز میبرند، خیر با سراب.
جلوه آیهها الهی: فقید عندیت جلوه پرنور آیه ها الهی میباشد. چنانکه فرمود: «اِنَّمَا الآیاتُ عِندَاللّهِ؛ [۱۸] آحاد آیه ها الهی صرفا نزد پروردگار میباشد.» کسی می تواند آیهها الهی را ادراک نماید که چشمی به فقید عنداللّه باز و خبری از آن یافته باشد. فقیه سراسر آیهها الهی میباشد، ولی برای هر کس معبود را مشاهده کرده و ربط پدیدههای عالم را با شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد حقبزرگ به تماشا نشسته میباشد.
دانش در ادبیات قرآن: به عبارتی آشنایی معبود و نشانهها و اثرها وی میباشد. قرآن مجموع دانش را نزد معبود می داند: «اِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَاللَّهِ؛ [۱۹] دانش صرفا نزد معبود میباشد.» بدین ترتیب، از برگزیدگان شاخصههای حیات طیبه، دانش میباشد.
اهل بیت: معدن و منبع این دانش و سرآمد اهل حیات طیبهاند؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره، امامهادی (علیهالسلام) خویشان خوشیمن خویش را «خزّان العلم» میشمارد.
فروغ و روشنایی: عده ای بهدانا عنداللّه و حیات طیبه رویه پیدا مینمایند که دل و جان خویش را صاف کرده و از تمامی تعلقات و تیرگیها رها و آیینهگون گردیدهاند «وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ اُوْلَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ اَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ؛ [۲۰] عده ایکه به خداوند و رسولش ایمان آوردند، آنها اهل حقیقت و گواهان نزد پروردگارند که محرک و نورشان برای آنهاست.» اینها اشخاصی میباشند که آفریدگار را با کل وجود شعور کرده و آینهدار نور و روشنایی و اسم وی گردیدهاند و در بین عموم با این نوروفروغ تکان کرده و مایه هدایت اخلاق می گردند «ویَمَن کَانَ مَیتاً فَاَحْیینَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَن مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیسَ بِخَارِج مِنْهَا».[۲۱]
علامه طباطبایی در رسالةالولایه می آورد: «هرچه آدم میبیند، نخستین معبود را میبیند، آن گاه آن شی را زیرا «هو الظاهر» جایی برای ظهور غیر نمیگذارد». خواص نوروروشنایی به ظهور رساندن و ظواهرشدن میباشد و هر که وارد حیات طیبه می گردد، خلال اینکه خویش فروغ و روشنایی میشود، سایر افراد نیز از نوروروشنایی وی سود می برند، همگی چیز را نیز پرنور و ظواهر مینماید. این نوع معاش اصیل بر پایه ی فهم و شعور و تشخیص خویش فرد نتیجه ها می شود. بهعبارت دیگر در آن پیروی و تعبد، القاپذیری، تقلید از اذهان همگانی و مدهای فکری دوران جایی ندارد. این نوع طریقه و شیوه معاش در تاثیر تایید اسلام که آیین تایید میباشد میسر گردد و در صورتیکه سیر پندار انسان نظمی منطقی داشته باشد، نتیجه ها آن بایقین منتهی به پروردگار شود و به معرفتی جدید و نو نسبت به پروردگار خواهد رسید. که ولی این نوع آشنایی و عرفان در سایه عقل نتیجه ها گردد. پس میاقتدار آن را معنویت عقلانی نامید (ملکیان، معنویت و عقلانیت نیاز امروز ما).
۸ - خصوصیت معنویت عقلانی
[بازنویسی]
اول خصوصیت معنویت عقلانی این میباشد که متدینی که متعقل میباشد، از آیین «فلسفه حیات» جامعای میطلبد؛ یک فلسفه حیات شاگرد و فلسفه معاش یکسره دامنگستر؛ یعنی بهعبارت دیگر شخص متدین نمیخواهد که کلیه زندگیش مثل معاش غیرمتدینان باشد و تنها حجرهای از حجرههای زندگیش با سایر افراد فرق نماید. متدین متعقل میخواهد که دیانتش در کل زندگیش روان گردیده باشد. معنویتهای غیرعقلانی، معنویتهایی میباشند که صرفا در آنان یک قسمت از معاش شخص متدین با سایرافراد فرق مینماید؛ ولی سایر نصیبهای معاش او با غیرمتدینان اختلافی ندارد. معنویت، یک فلسفه حیات بدون نقص میباشد و در شرایطی که فلسفه حیات جامعی نباشد، عقلانیت وجود نخواهد داشت.
خصوصیت دوم معنویت عقلانی آن میباشد که متدینانی که معنویت متعقلانه دارا هستند، دیانت خود را به معنای «صاحب و مالک واقعیت» بودن نمیدانند؛ بلکه آنرا به معنای «طالب واقعیت» بودن میشناسند. به معنای استارت طلب و یک سیر و سلوک برای یافتن واقعیت میانگارند. واقعیت، فقط با بیان کردن یک گزاره یا این که اعمال یک شغل خاص بهدست نمیآید. برای مثال: غسل تعمید برای یک مسیحی و شهادتین بیان کردن برای مسلمان، استارت طلب واقعیت وی و بهاین معنی میباشد که فرد پا در روش گذاشته؛ خیر بدین معنی که به مقصد رسیده میباشد. اما درین نوع دیانت می بایست رویه انتقادی هم وجود داشته باشد، در واقع بدین مضمون که می بایست به اصول و فروع آیین و مذهبی که تعیین کرده، حیث و اعتنا داشته باشد. می بایست اعتنا نماید که درصورتی که در این موسسه، تعارض ظاهری رویت کرد، اورا منتقل به مرحله عمیقتری نماید که در آن مرحله عمیقخیس این تعارضات از فی مابین برود. در شکل از در میان نرفتن تعارضات با چنین رسیدگیهای عقلانی میقدرت بهطور قاطع از آن آیین و مذهب روی گرداند.

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم