loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 26
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:56

از یاران امام علی(ع)[۱] و از شهدای کربلا.[۲] وی از تابعین[۳] و خویشاوندان مَذْحِج[۴] بود. پدرش عبدالله بن مجمع را جزو صحابی نبی(ص) شمرده‌اند.[۵]براساس گزارش منابع، مجمّع جزو چهار نفری[یادداشت ۱] بود که با ارشاد طِرِمّاح بن عَدِی[۶] از کوفه به سوی امام حسین(ع) آمدند و در ناحیه عُذَیب الهِجانات، خانه‌گاهی در اطراف کوفه، به امام پیوستند. در‌این هنگام، حُرّ بن یزید رِیاحی نزد امام آمد و ذکر کرد آن‌ها جزو ملازمان تو نبودند، اینجانب بایستی آنان را بازداشت کنم یا این که بازگردانم؛ ولی امام حسین(ع) از آن ها پناه کرد و آن ها را انصار و یاران خویش خواند و به حرّ اعلام کرد در حالتی‌که دست از راز آن‌ها برندارد، با وی نزاع خواهد کرد. پس حرّ دست از آن ها برداشت. امام به آن چهار نفر خاطرنشان کرد از وضع عموم پشت‌سرتان (عموم کوفه) خبر دهید. مجمّع اعلام‌کرد: به احاطه و بزرگان باج دادند و کیسه‌هایشان را مالامال کردند تا آنان‌را به خویش جلب نمایند. آن‌ها یک دست بر ضد تو حسینیه نصرت مشهد می باشند.

بقیه عموم نیز دل‌هایشان متمایل به توست؛ اما فردا شمشیرهایشان علیه تو خواهد بود.[یادداشت ۲] آنگاه امام حسین(ع) از پیک خویش، قیس بن مُسهر صیداوی پرسید که آنها خبر شهید شدن اورا به امام دادند.[۸] در بعضی منابع تاریخی، این نقل درباره مجمع بن عبدالله عامری بیان شده آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۹]

به نقل ابومِخْنَف و محمد بن جریر طبری، مجمّع همپا با عَمْرو بن خالِد صَیداوی و غلامش سَعْد و جابر بن حارث سلمانی ابتدا مبارزه وارد میدان پیکار شدند؛ البته به وسیله لشکر قدمت سعد محاصره شدند. درین هنگام عباس بن علی(ع) آن ها را نجات اعطا کرد؛‌ در حالی که جراحات متعددی برداشته بودند. توشه دیگر معاند به آن‌ها مجاورت شد و هر چهار بدن را در یک جای به قتل رساند.[۱۰] نقل شده که سن مجمع هنگام شهید شدن، پنجاه سال رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده [۱۱]

و در پیکار صفین حضور داشته میباشد.[۱۲] در زیارت الشهدا[۱۳] و زیارت رجبیه امام حسین(ع)[۱۴] با عبارت «السَّلَامُ عَلَی مُجَمِّعِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْعَائِذی» به وی درود داده گردیده‌است. در زیارت الشهدا به نقل المزار الکبیر تاثیر ابن‌مشهدی، اسم وی «الْعائِدِی» نام برده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۵]

به نقل از محمد سَماوی از پیمان سیره نگاران در اِبصارُ العَین، عائذ پسر مجمع، جزو آن چهار نفری بود که به امام حسین(ع) ملحق شد و در رخداد کربلا و در کنار بابا[۱۶] به شهید شدن رسید.[۱۷]اسم این چهار نفر عبارتند از: عمرو بن خالد ، جنادة ، مجمع و پسرش که حر بن یزید از ملحق شدنشان به امام دوری کرد اما آن گاه به امام ملحق شدند. اسم دو نفر دیگر را هم بیان کرده‌اند بدیهی مولى(هم عهد) حرث ، و سعد مولى (هم قسم)عمرو بن خالد.[۱۸]

پانویس
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
ابن‌زبیر کوفی، تسمیة اینجانب قتل مع الحسین(ع)، ۱۴۰۶ق، ص۱۵۴؛ سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
بلاذری، انساب‌الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲؛ سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
بلاذری، انساب‌الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲؛ ابن‌کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ۱۳۹۸ق، ج۸، ص۱۷۳.
عطاردی، مسند الإمام الشهيد أبي عبد و بنده الله الحسين بن علي(ع)،ج۱، ص۴۳۲.
نگاه نمایید به: طبری، تاریخ الطبری، دار التراث، ج۵، ص۴۰۴ و ۴۰۵؛ ابومخنف کوفی، وقعة الطف، ۱۴۱۷ق، ۱۷۳ و ۱۷۴.
ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۹؛ ابن‌کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ۱۳۹۸ق، ج۸، ص۱۷۳.
ابومخنف، وقعة الطف، ۱۴۱۷ق، ص۲۳۸ و ۲۳۹؛ طبری، تاریخ الطبری، دار التراث، ج۵، ص۴۴۶.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۷۹.
سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۳۴۵.
ابن‌مشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۴۹۴.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۰.
سماوی، ابصارالعین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۶.
یادداشت
به نقل از بَلاذُری در انساب الاشراف چهار نفر عبارت بودند از: مجمع بن عبدالله، نافع بن هلال، عمرو بن خالد صیداوی و غلامش سعد؛(بلاذری، انساب‌الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲) البته در ابصار العین اسم این چهار نفر این‌سیرتکامل گزارش گردیده است: عمرو بن خالد صیداوی، مجمع بن عبدالله و پسرش و جنادة بن حرث سلمانی با پند طِرِمّاح بن عَدِی. (سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۶ و ۱۳۰)
قلوب الناس معك، و سيوفهم مع بنى أميّة، این گزاره به فرزدق نیز منسوب میباشد در دیداری که امام حسین(ع) با وی در مسیر مکه به کربلا داشت در خانه ذات عرق داشت. [۷]
منابع
ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-دار بیروت، چاپ اولیه، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن‌زبیر کوفی، فضیل، تسمیة اینجانب قتل مع الحسین(ع)، تفحص محمدرضا حسینی جلالی، قم، مؤسسه آل‌ البیت، ۱۴۰۶ق.
ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن قدمت، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، مطالعه جواد قیومی اصفهانی، قم، محل کار انتشارات اسلامی، چاپ نخستین، ۱۴۱۹ق.
ابومخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، بازرسی محمدهادی یوسفی غروی، قم، جامعه مدرسین، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تفحص سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اولیه، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
سید بن طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنة، استیناف جواد قیومی اصفهانی، قم، محل کار تبلیغات اسلامی، چاپ نخستین، ۱۳۷۶ش.
سماوی، محمد بن طاهر، إبصار العین فی أنصار الحسین(ع)، تفحص محمدجعفر طبسی، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۴ش.
سنگری، محمدرضا، آینه داران آفتاب: تحقیق و کتابت تازه از معاش و شهیدشدن یاران اباعبدالله الحسین(ع)، طهران، سازمان تبلیغات اسلامی کمپانی چاپ و انتشار دربین‌الملل، چاپ چهارم، ۱۳۹۰ش.

بازدید : 26
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 11:27

مامان اسحاق(ع). بنابر آنچه در دو سوره از قرآن مهربان آمده، ملائکه در ۹۰ سالگی به وی بشارت میلاد فرزندی دادند که اسحاق اسم گرفت. ساره، از‌آنجا‌که ملائکه با وی کلام گفته‌اند، مانند حضرت مریم و حضرت فاطمه(س)، محدَّثه خوانده حسینیه نصرت مشهد می گردد.

ساره سال‌ها قبل از به دنیاآمدن اسحاق، کنیز خویش هاجر را به ابراهیم اعطا کرد تا از وی فرزنددار خواهد شد. روضه خوان صدوق، روایاتی نقل نموده است که به حسادت ساره بعد از میلاد اسماعیل اشاره داراست. با این اکنون بعضا دانشمندان در دلالت و گواهی روایات ذکر شده تشکیک آدرس حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

معاش، امین‌الاسلام طَبْرسی[۱] و ابوالفتوح رازی،[۲] مفسران شیعه قرن ششم قمری، معتقدند ساره فرزند هاران بن یاحور و دخترعموی ابراهیم(ع) میباشد؛ ولی در بعضی احادیث منابع شیعه، ساره فرزند لاحِج پیامبر و دخترخاله ابراهیم شمرده گردیده است.[۳] در منابع تاریخی اقوال دیگری مانند ساره دختر بتوایل بن ناحور،[۴] دختر لابن بن بثویل بن ناحور[۵] و دختر ملک حَرّان[۶] نیز، نقل رزرو حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

ابن قُتَیبَه آئینَوَری تاریخ‌نگار اهل‌سنت قرن سوم از تورات نقل کرده که ساره برادرزاده ابراهیم میباشد. مطابق نقل او، ساره و لوط(ع) اخوی و خواهرِ پدری و فرزندان هاران، اخوی ابراهیم‌ می‌باشند.[۷] ابن کثیر، مورخ اهل‌سنت (درگذشت ۷۷۴ق)، این قسم را رد کرده و عهد و پیمان پر اسم و رسم را این دانسته که ساره دخترعموی ابراهیم بوده میباشد.[۸] عبدالصاحب حسینی عاملی مولف کتاب «الانبیاءُ حیاتُهُم، قِصَصُهُم» این نظر را دارد، لوط اخویِ مادری ساره میباشد، خیر اخویِ پدری وی؛ به این ترتیب ساره برادرزاده ابراهیم وجود ندارد. به گفته وی، ساره دخترعمو و دخترخاله ابراهیم بوده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۹][یادداشت ۱]

ساره به هم پا لوط، به ابراهیم ایمان آورد و یکتاپرست شد.[۱۰] وی همینطور با حضرت ابراهیم(ع) وصلت کرد.[۱۱] ساره، یکی‌از زیباترین زنان عصر خویش معرفی شد‌ه‌است.[۱۲] وی زمین‌های کشاورزی و دام‌های فراوان داشته و تمامی میزان دارایی‌اش را در مشت ابراهیم قرار داده میباشد.[۱۳]

مهاجرت به مصر
بعداز دعوت ابراهیم به یکتاپرستی در ارتباطِل، گردآوری‌ پاره ای به وی ایمان آوردند، و ابراهیم به همین ادله به یار ساره و لوط، به شام سفر کرد، ‌البته با سرایت قحطی و بیماری، ساره به همدم همسرش ابراهیم(ع)، رهسپار مصر شد.[۱۴] بنابر احادیث تاریخی، فرمانروا مصر از زیبایی ساره آگاه شد[۱۵] و ابراهیم در جواب به اینکه چه نسبتی با ساره دارااست، او‌را خواهر خویش معرفی کرد.[۱۶] چنانکه ابن اثیر گفته، ابراهیم ازآنجاکه می‌دانسته در شرایطی‌که ساره را همسر خویش معرفی نماید، فرمانروا امر قتل او‌را صادر خواهد کرد تا ساره را تصاحب نماید، واقعیت را پنهان نموده است.[۱۷] فرمان روا مصر، ساره را احضار می‌نماید و کوشش می‌نماید اورا تصاحب نماید، ولی در همین حین، دستش کم آب میگردد.[۱۸] شاه از ساره می خواهد دعا نماید که دستش مجدد سلامت خواهد شد، تا اورا رها نماید، البته بعد از دعای ساره و سالم دست فرمانروا، وی مجدد کارایی می‌نماید به ساره مجاورت خواهد شد و این رخداد سه توشه چهره می دهد.[۱۹] فرمانروا بعداز آن، از کردهٔ خویش منصرف میگردد، کنیزی به اسم هاجر، و هدایایی به ساره میبخشد و او‌را آزاد می‌نماید.[۲۰]

به گفته علامه طباطبایی اینکه ابراهیم ساره را خواهر خویش معرفی کرد‌ه باشد با منزلت نبوت سازگار وجود ندارد و از تناقاضات تورات کنونی میباشد که در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت وارداتی میباشد.[۲۱] همینطور بر پایه ی روایتی که علامه طباطبایی از الکافی نقل کرده ابراهیم درین روایت ساره را همسر خویش معرفی کرد و هر توشه که دست شاه کم آب می شد به دعای ابراهیم بود که دست وی به موقعیت گذشته برمی‌گشت.[۲۲]

بشارت فرزند در ۹۰ سالگی
چنانکه در منابع تاریخی آمده، ملائکه الهی در ۹۰ سالگی ساره، به وی بشارت میلاد فرزندی دادند.[۲۳] وی از رمز ناباوری خندید و اظهار‌کرد که چطور ممکن میباشد زنی سالخورده باردار گردد؟[۲۴] وی بعد از مدتی حامله شد. اسحاق، فرزند وی و ابراهیم میباشد.[۲۵] در دو سوره از قرآن مهربان، به بشارت ملائکه و برخورد ساره به فرزنددار شدن خویش اشاره گردیده‌است.[۲۶]

ساره قبل از بشارت به بارداری، از آن‌جا که نازا بود، کنیز خویش، هاجر را به همسرش ابراهیم میبخشد تا از وی مالک فرزند گردد و بعداز آن،‌ اسماعیل، فرزند ابراهیم و هاجر متولد میشود
درگذشت
ساره، همسر ابراهیم(ع)، در سن ۱۲۷ سالگی در حوزه‌ حبرون درگذشت.[۲۸] بعد از وفات ساره، ابراهیم مکانی از حبرون را از ساکنان آن خرید و ساره را در آنجا دفن کرد.[۲۹] بعد ها ابراهیم، اسحاق و یعقوب دراین مکان دفن شدند.[۳۰] جای ذکر شده، با تیتر بقاع ابراهیمی شناخته می‌گردد و در شهر الخلیل در جنوب قدس جای دارد.[۳۱]

خصوصیت‌ها
مبنی بر روایتی منسوب به امام علی(ع)، ساره از‌آنجا که ملائکه با او حرف گفته‌اند و به وی بشارت به دنیاآمدن اسحاق داده‌اند، محدَّثه خوانده می شود.[۳۲] مبنی بر ماجرا ذکر شده، حضرت مریم، حضرت زهرا و همینطور مامان حضرت موسی(ع) هم محدثه می باشند.[۳۳] شیعه‌ها معتقدند فرشتگان صرفا با انبیا و رسولان کلام نگفته‌اند؛ بلکه با ائمه، حضرت فاطمه و افرادی دیگر نیز صحبت گفته‌اند.[۳۴] آیاتی از قرآن کریم ومهربان، به عنوان مثال آیه ها ۴۲ و ۴۵ سوره آل عمران، درباره صحبت بیان کردن فرشتگان با حضرت مریم، مؤید این اطمینان دانسته گردیده است.[۳۵]

در روایاتی که به وسیله روحانی صدوق و علی بن ابراهیم قمی گفته شده، به حسادت و کج‌خلقی ساره بعداز میلاد اسماعیل، و شکیبایی ابراهیم(ع) در این زمینه اشاره گردیده‌است.[۳۶] با این درحال حاضر، بعضی دانشمندان معاصر، این احادیث را از جهت مدرک و دلالت ضعیف دانسته‌اند.[۳۷] بنابر آنچه در تورات آمده میباشد، ساره از ابراهیم خواست که هاجر و اسماعیل را از منزل‌اش خارج نماید، ولی ابراهیم از این منظور ساره ناخشنود شد.[۳۸] گرچه سرنوشت بعداز آنکه خدا از وی خواست آن فعالیت را اعمال دهد، به خواست ساره شغل کرد.[۳۹]

پانویس
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۷۳.
ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۳۰۴.
کلینی،‌ الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۷۰؛ راوندی، قصص الانبیاء(ع)، ۱۴۰۹ق، ص۱۰۶.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۵۷.
ابن حبیب،‌ دار الآفاق الجدیدة، ص۳۹۴.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۴۴، به گزارش بقیه افراد.
ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۳۱.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۵۰.
حسینی عاملی، الانبیاء حیاتهم قصصهم، ۱۳۹۱ق، ص۱۱۶ و ۱۲۹.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۴۵.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۴۵.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۰۱؛ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیه، ج۳، ص۵۱.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۷۰.
دقس، شناخت با زنان قرآنی، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۰ و ۱۱۱.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۵۰.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۰۱.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۰۱.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۰۱.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۰۱.
مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیه، ج۳، ص۵۲.
علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۲۲۶-۲۲۹.
علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۲۳۱-۲۳۲.
دقس، شناخت با زنان قرآنی، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۶-۱۱۹.
دقس، شناخت با زنان قرآنی، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۶-۱۱۹.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۲۴۸-۲۴۹.
نگاه فرمائید به: سوره هود، آیه ۷۱-۷۳؛ سوره ذاریات، آیه ۲۹ و ۳۰.
مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیه، ج۳، ص۵۳.
ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۳.
ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۳.
مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیه، ج۳، ص۵۲-۵۳.
حسینی جلالی، مزارات اهل البیت و تاریخها، ۱۴۱۵ق، ص۲۵۴.
عاشور، موسوعة اهل البیت، ۱۴۲۷ق، ج۷، ص۲۴.
عاشور، موسوعة اهل البیت، ۱۴۲۷ق، ج۷، ص۲۴.
امینی، مصحف فاطمی، ۱۳۸۲ش، ص۶۰.
امینی، مصحف فاطمی، ۱۳۸۲ش، ص۶۰-۶۱.
روضه خوان صدوق، الخصال، ۱۴۰۳ق، ص۳۰۷؛ روضه خوان صدوق، معانی الأخبار

بازدید : 38
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 11:26

(۱۲۷۴ـ۱۳۶۲ش) مبنی بر با(۱۳۱۲ـ۱۴۰۳ق) دارای اسم و رسم به بانو امین، صاحب و مالک تعبیر و تفسیر مخزن العرفان، عالم، عارف و مفسر شیعی میباشد. وی اثر ها متعددش را با اسم بانوی اهل ایران منتشر نموده است.بانو امین، نزد فقیهانی زیرا سید علی نجف‌آبادی شاگردی کرد و از محمدرضا نجفی اصفهانی، روضه خوان عبدالکریم حائری و دیگرانی اذن قصه و اجتهاد اخذ کرد. آیت‌الله مرعشی نجفی، علامه امینی و دیگرانی از وی اذن داستان اخذ حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

سیده نُصرت امین، در مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز حضور فعال داشت؛ وی با ضابطه ممانعت عفاف حکومت پهلوی به نزاع برخاست و مدارسی را تأسیس کرد. رده شخصیت‌های علمی و معنوی فراوانی دربارهٔ منزلت و رده علمی و معنوی بانو امین نظرها کرده‌اند. محمدتقی جعفری درین قضیه گفته میباشد: «لحاظ به مقامات عالیۀروحی که بانوی اهل ایران در آن غالب گردیده‌اند بایستی وی را از تیم نابغه‌ای از محققان به شمار آورد که به اضافۀ فرا دریافت کردن علم به ولادت تازه معاش نایل میگردند.» و نیز گفته میباشد: «با دقت به اثر ها علمی که از خانم امین در دسترس ما قرار گرفته، به صورت انقطاع می‌اقتدار وی را یکی علمای برجستۀ دانا تشیع معرفی آدرس حسینیه نصرت مشهد نمود.»[۱]

سید محسن امین به گزارش سید شهاب الدین مرعشی نجفی دربارهٔ بانو امین گفته میباشد: «او یگانهٔ دوران در آن مجال و حجت زنان عصرش بود.[۲] مرتضی مطهری در ذکر ماجرای دیدار خویش با بانو امین می گوید: «از بانو مجتهدۀ امین سؤالی کردم و هنگامی وی آغاز به پاسخگویی کرد، دیدم که اینجانب بایستی دست و پای خودم را توده رزرو حسینیه نصرت مشهد کنم.»[۳]

شخصیت‌هایی همانند علامه امینی، رحیم ارباب، علامه طباطبایی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، محمدتقی جعفری، مرتضی مطهری، سید هاشم حداد و سید محمدحسین تهرانی،[۴] با تدبیر از منزلت و منزلت علمی و معنوی بانو امین به دیدار وی رفتند و در مسئله‌های علمی مرتبط با خویش با وی کلام شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گفتند.[مستلزم منبع]

معاش‌طومار
بانو امین در سال ۱۳۱۲ق، بر طبق با ۳۰ خرداد ماه ۱۲۷۴ش، در اواخر سلطنت ناصرالدین پاد شاه در اصفهان دیده به جهان گشود.[۵]

بابا سیده نصرت امین، سید محمدعلی حسینی اصفهانی ملقب به امین‌التجار، از بازرگانان سرشناس و متدین اصفهان و نوهٔ علامه سید معصوم حسینی خاتون‌آبادی، و مادرش زهرا دختر حاج سیدمهدی ملقب به جناب از خویشاوندان جنابی‌های اصفهان میباشد. نصرت امین در سیزده سالگی با پسر عمویش، حاج میرزا آقا دارای شهرت به معلوم التجار، از بازرگانان دارای اسم و رسم و متدین اصفهان، وصلت کرد. ثمرهٔ این تزویج هشت فرزند بود که هفت نفر از آنها در روزگار حیات بانو و در روزگار کودکی به انگیزه بیماری‌های ناشناختهٔ آن مجال و سرایت بیماری‌های واگیر‌دار در گذشتند.[۶]

وفات
امین در دو‌شنبه ۲۳ خرداد ماه ۱۳۶۲ش، موازی با ۳۰ شعبان ۱۴۰۳ق، در به عبارتی شهر در سپری شد و در تخت فولاد به‌خاک ودیعه شد.[۷]

روزگار علم آموزی

بانو امین
بانو امین سوادآموزی را از پنج سالگی در مدرسه‌منزل استارت کرد و از یازده سالگی به یاد دادن گویش عربی درگیر شد. وی در ۲۰ سالگی علم آموزی علم ها فقاهتی و صرف و نحو را به صورت دورازشوخی شروع کرد و از محضر اساتید مجتهدی که به منزلش می‌آمدند سود گرفت. وی از ابوالقاسم زفره‌ای و علی‌اصغر شریف مقدمات را فراگرفت و در ۳۲ سالگی به یادگرفتن فقه، اصول و حکمت نزد سید علی نجف‌آبادی پرداخت و بیشتر تحصیلات بانو در محضر وی ایفا گرفت.[۸]

اجتهاد و اجازات
شعری در اذن طومار میرزاآقا اصطهباناتی به بانو امین
فلو کن النساء بمثل هذه
لفضلت النساء علی الرجال
فلا التأنیث لاسم الشمس عار
و لا التذکیر فخر للهلال
چنانچه کلیه زنان مثل این زن بودند
زنان بر مردان برتری می‌یافتند
مونث بودن موجب نقص خورشید وجود ندارد
چنان‌که مذکر بودن افتخاری برای ماه وجود ندارد
مهریزی،سهم زنان در تکثیر حدیث، ص۱۵۰

بانو امین در هفتم سال ۱۳۵۴ق در ۴۲ سالگی و بعداز بیست‌وسه سال کارایی مداوم و پیگیر در یاد دادن علم ها عقلی و نقلی اولی اذن اجتهاد و اذن قصه را از محمدکاظم شیرازی و عبدالکریم حائری یزدی اخذ کرد. این او‌لین اذنٔ قانونی اجتهاد و قصه میباشد که به یک زن داده گردیده و در محافل علمی و دینی از آن حرف رفته میباشد. در به عبارتی روزها بعداز آزمون‌ها و سوال‌های متفاوت، بانو اذن طومارٔ دیگری از ابراهیم حسینی شیرازی اصطهباناتی اخذ کرد. بانو امین در ربیع الاول ۱۳۵۷ق، از سوی محمدرضا نجفی اصفهانی نیز اذن قصه اخذ نمود.[۹]


بقعه بانو امین در تخت فولاد اصفهان
اعطای اجازات
از اجازات پر اسم و رسم داستان و اجتهادی که اهل دانش از بانو امین اخذ کرده‌اند می‌قدرت به موردها ذیل اشاره نمود:[۱۰]

سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی
سید عباس حسینی کاشانی (مالک معجم اعلام الشیعه)
سید محمدعلی حاکم طباطبایی
سید محمدعلی روضاتی
عبدالحسین امینی (مالک کتاب الغدیر و شهداء الفضیلة)
عبدالله سبیتی
روضه خوان زهیر الحسون
زینت السادات همایونی
سید مصلح‌الدین مهدوی[مستلزم منبع]
اثر ها

تعبیر و تفسیر مخزن العرفان بانو مجتهده اصفهانی
از بانو امین اثرها پایین منتشر گردیده‌اند:

مَخزَنُ العِرفان در تعبیروتفسیر قرآن تعبیر بی نقص قرآن به گویش فارسی در پانزده جلد که به نحوه استدلالی، کلامی و روایی نگاشته گردیده است.
الاربعین الهاشمیة فی گستردن جملة اینجانب الاحادیث الواردة فی العلوم الدینیة (این کتاب به لهجه عربی درج شده و ترجمهٔ فارسی آن به مداد بانو زینت السادات همایونی منتشر شد‌ه‌است)
مخزن اللئالی در فضیلت مولی الموالی حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام)
سیر و سلوک در شیوه اولیاء نحوه سیر سعداء
معاد یا این که واپسین سیر آدم
طرز بهروزی و سفارش به خواهران ایمانی
رفتار و رویه بهروزی (ترجمه و اقتباسی از کتاب تهذیب الاخلاق و پاکسازی الاعراق نوشتهٔ مسکویه)[۱۱]
النفحات الرحمانیه فی الواردات القلبیة: این تاثیر به لهجه عربی مندرج و در سال ۱۳۸۷ش بوسیله مهدی افتخار با اسم باد ملایم‌های بخشندگی به فارسی ترجمه و منتشر شد‌ه‌است.
جامع الشتّات (به لهجه عربی)[مستلزم منبع]
از شاگردان بانو امین می‌اقتدار به زینت السادات همایونی، عفت الزمان امین، ربابه الهی و بتول غازی اشاره نمود.[مستلزم منبع]

مکاشفات عرفانی
او در کتاب نفحات الرحمانیه مکاشفاتی از خویش نقل نموده است. بانو در‌این کتاب از الهاماتی که از سی سالگی بر قلب او وارداتی کلام به در میان آورده میباشد. شخصیت‌های فقاهتی و شاگردانش نیز از حالات عرفانی و کرامات وی حرف به بین آورده‌اند.[مستلزم

بازدید : 68
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 11:33

عموی عثمان بن عَفّان، بابا مروان خلیفه اموی و از معاندان سرسخت رسول(ص) بود. بعداز آشکار شدن دعوت نبی معبود(ص) در مکه، او نبی(ص) را بسیار می‌آزرد.حکم بن ابی العاص بعد از فتح مکه، به رغم گرایش خویش، اسلام آورد و بعداز مدتی در مدینه سکونت کرد. او در مدینه از رفتارهای زشت خویش دست برنداشت. نبی(ص) او‌را لعنت کرده و به طائف تبعید کرد البته عثمان در طی خلافت خویش، ـ برخلاف مبادرت فرستاده(ص) ـ حکم و فرزندانش را به مدینه حسینیه نصرت مشهد ذبازگرداند


نسب و فعالیت حکم بن ابی العاص از سرشناسان تیره بنی امیه از قوم قریش بود.[۱] از تاریخ میلاد وی اطلاعی در اختیار وجود ندارد. آورده شده فعالیت او حجامت بوده میباشد ، دشمنی با رسول(ص) بعد از آشکار شدن دعوت نبی خداوند(ص) در مکه، حکم بن ابی العاص از اشخاصی بود که بر راز رسول(ص) در هنگام نماز شکنبه گوسفند سرازیرشد.[۳] حکم بر خویشانش که مسلمان می‌شدند، دشوار می‌گرفت، چنان که برادرزاده خویش، عثمان، را با طناب بست و اورا انذار کرد تا از آیین نو دست برندارد، او را آزاد نخواهد کرد.[۴] او در خیانت قتل نبی اکرم (کارشکنی دارالندوه) کمپانی داشت و جزو محاصره کنندگان منزل آن حضرت آدرس حسینیه نصرت مشهد بود.[۵]

اسلام آوردن ، حکم همچنان بر شرک و بی دینی خویش باقی بود تا آنکه بعد از فتح مکه، به رغم تمایل خویش، اسلام آورد و بعداز مدتی در مدینه سکنی گزید.[۶] مسلمان ها همواره با شک وتردید به اسلام آوردن حکم می نگریستند و مسلمانی او‌را حقیقی و واقعی رزرو حسینیه نصرت مشهد نمی‌پنداشتند


اذیت و آزار نبی(ص)، حکم در مدینه نیز از رفتارهای زشت خویش دست برنداشت. او پشت راز فرستاده پروردگار(ص) به شیوه می‌به‌زمین‌خورد و از رویکرد رفتن فرستاده(ص) تبعیت و حرکات حضرت را با دست و بینی و دیده مضحک میکرد.[۸] یک توشه که فرستاده(ص) حکم را در درحال حاضر پیروی کردن روئت کرد، او‌را نفرین کرد و فرمود: «‌به همین اکنون بمان »، و حکم از آن لحظه تا نقطه نهایی قدمت به به عبارتی قیافه ماند[۹] و مبتلا رعشه و بی‌عقلی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد.[۱۰]


حکم اسرار فرستاده(ص) را افشا می‌نمود.[۱۱] به عنوان مثالً، آنچه را فرستاده(ص) درباره مشرکان قریش و منافقان به بزرگان صحابه می‌اعلام‌کرد، برملا می کرد.[۱۲]
یک کدام از دیگر از شغل های وی، که فرستاده(ص) را رنجیده خیال تشکیل داد، این بود که پشت منزل فرستاده معبود(ص) می‌ایستاد و به سخنان وی گوش می‌بخشید. یک توشه نیز از سوراخ در به داخل منزل رسول(ص) می نگریست که فرستاده(ص) خارج آمد و فرمود: «‌چه کسی من‌را از شرّ این مرد نجات میدهد؟‌» عاقبت، فرستاده معبود(ص) او را لعنت و به طائف تبعید کرد و فرمود وی حق ندارد در مدینه با اینجانب معاش و سکونت نماید.[۱۳] بعضا فرزندان حکم، به عنوان مثال عثمان و حارث[۱۴] و به قولی، مروان، [۱۵] نیز هم پا او در طائف به رمز بردند. تبعید حکم به طائف به باعث کلیه رفتارهای خصمانه وی و نیز افشای اسرار رسول(ص) برای معاندان او از کفار و منافقان بود.[۱۶] حکم از آن پس به طَریدِ (تبعید گردیده) نبی خداوند(ص) دارای شهرت گشت.[۱۷]
حکم بن ابی العاص مصداق بارز آیه ۵۷ سوره احزاب بود که در آن، آزار رسول(ص) با آزار آفریدگار یکسان شمرده گردیده و آفریدگار آزاردهندگان فرستاده را در جهان و آخرت از عفو و بخشش خویش به دور کرده و عذاب خوارکننده‌ای برای وی در آخرت فراهم ساخته میباشد.
به نقل از بلاذری[۱۸] رسول اکرم(ص) خیر صرفا حَمعدود، بلکه ذریه و نسل اورا نیز لعنت کرد، مگر مؤمنان آن ها که‌اندک‌اند. ماجرای لعن حکم و فرزندانش از سوی فرستاده(ص)، در احادیث زیادی از لهجه صحابه و تابعین نقل گردیده است
در تبعید
بعداز رحلت رسول(ص)، حکم و فرزندانش تا مجال خلافت عثمان در تبعید بودند. عثمان ظاهراً به باعث خویشاوندْدوستی سماجت داشت که حکم و خانواده‌اش به مدینه بازگردند.[۲۰] در طول خلافت ابوبکر، عثمان از وی خواست که حکم و فرزندانش را به مدینه بازگرداند، البته ابوبکر اظهار کرد: «‌اینجانب نمی‌توانم تبعیدی نبی خداوند(ص) را به مدینه بازگردانم ».

با به خلافت وصال قدمت بن خطاب، عثمان تقاضای خویش را تکرار کرد، ولی قدمت نیز نپذیرفت. هنگامی که عثمان به خلافت رسید، حکم و فرزندانش را به مدینه بازگرداند.[۲۱] بر این عمل عثمان خلل گرفته‌اند.[۲۲] مسلمانها نیز به برگشتِ رانده شدگانِ فرستاده معبود(ص) به مدینه اعتراض کردند.[۲۳] عثمان با فراخواندن حکم و فرزندانش از طائف به مدینه و بخشیدن صد هزار درهم به وی به منزله صله رحم، بی‌توجهی خویش را به مبادرت نبی(ص) و عاطفه ها و احساسات مسلمان‌ها آرم اعطا کرد

بازدید : 19
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 12:48

محدث امامی در قرن سوم هجری قمری و از شاگردان امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بود. او در شمار بزرگان اهل قم بود به سیرتکامل‌ای که روحانی طوسی از وی با تیتر «روضه خوان القمیین و وجههم و فقیههم» حافظه نموده است.او از راویان بزرگی همانند صفوان بن یحیی، احمد بن ابی نصر بزنطی و محمد بن ابی‌عمیر داستان نقل نموده است و راویان متعددی مانند محمد بن یحیی العطار و علی بن ابراهیم قمی از وی قصه نقل حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

احمد بن محمد کتابهای متعددی در موضوع فقه، حرف، تعبیروتفسیر و طب همانند المکاسب، فضائل النبی(ص)، الناسخ و المنسوخ و الطِّبُّ الکبیر تألیف نموده است.وی در عقاید بسیار سختگیر بود و با غالیان به شدت واکنش میکرد و اشخاصی مثل آسوده بن زیاد آدمی، محمد بن علی بن ابراهیم(مشهور به ابوسُمَینَه) را از قم اخراج کرد. بیان شده که او، حتی احمد بن محمد برقی، محدث معروف امامی را به منجر روایاتی که نقل میکرد، از قم بر کنار کرد، ولی بعد از مدتی اورا به قم بازگرداند و از او معذرت آدرس حسینیه نصرت مشهد خواهی کرد.

نسب نجاشی نسب او را اینگونه ذکر کرده: ابوجعفر، احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله بن سعد بن صاحب و مالک بن احوص بن سائب بن صاحب و مالک بن عامر اشعری[۱]و لقب اش ابوجعفر و ملقب به روحانی القمیین میباشد.[۲] در محضر ائمه علیهم السلام از جزئیات معاش احمد بن محمد چندان چیزی دانسته وجود ندارد، چنانکه نجاشی[۳] گفته میباشد، او امام رضا علیه‌السلام را چشم بوده، ولی از‌آنجا‌که به احتمال قادر از وی حدیثی قصه نکرده، اینگونه برمی آید که هنگام ملاقات با آن امام، قدمت او چندان رزرو حسینیه نصرت مشهد نبوده میباشد، [۴]

احمد از اصحاب امام جواد(ع) و اصحاب امام هادی(ع) به شمار آمده میباشد، البته زیرا در قم می‌زیست، تنهاگاه گاهی این دو امام را ملاقات کرده، و به این جهت روایات چندانی از آن‌ها داستان نکرده میباشد.[۵]در روایتی که کشی[۶] نقل کرده، احمد بن محمد، وقتی به امر امام جواد(ع) در مدینه سرویس امام رسیده بود میباشد. در‌این ماجرا تصریح گردیده که او از سوی وی طومار‌ای برای زکریا بن بشر، نماینده امام در قم برده میباشد. در داستان ذکر شده در خطاب امام جواد به احمد بن محمد بن عیسی کنیۀ وی به طور ابوعلی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد آمده میباشد.
در نگاه بزرگان
احمد از محدثان برجستۀ امامیه در دورۀ پیش از محمد بن یعقوب کلینی به شمار می آید، چنانکه نجاشی[۸] دربارۀ او تعبیروتفسیر «روضه خوان القمیین و وجههم و فقیههم، غیرمدافع» را بکار برده، و روحانی طوسی نیز در الفهرست[۹] اورا با تعبیری در حدود همین معنی ها ستوده میباشد.

ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان[۱۰] از او ذکر شده، و اورا «روضه خوان الرافضه بقم» خوانده میباشد. چنانکه نجاشی[۱۱] گفته، او مانند پدرش با حکم دهنده قم در خصوص بوده میباشد و این خویش، آرم از مرتبۀ او در میان اهل قم داراست.[۱۲]

احمد به قومیت عربی مداقه خاص داشته، و کتابی نیز با تیتر فضائل العرب تألیف نموده است. بر پایۀ روایتی از کلینی[۱۳] او در این باره گرفتار تعصب بوده میباشد
رویه عقیدتی
احمد در عقاید سختگیر بود و با معارضان به شدت واکنش میکرد. او با غالیگری دشوار مخالف بوده و با غالیان نزاع می‌نموده است. در یک گزینه اورده شده که او به یونس بن عبدالرحمان، محدث و متکلم معروف امامی، بدگمان بود، البته ابعاد به سبب ساز خوابی که چشم بود، توبه کرد و از نظریه‌اش عدول نمود.[۱۴] نیز گفته‌اند که احمد از حسن بن دوستداشتنی قصه نمی کرد، به دلیل آنکه او در ماجرا ابن دوست داستنی از ابوحمزه ثمالی شک وتردید داشت، البته اورده شده میباشد که احمد از این شک منصرف شد و قبل از مرگ از حیث خویش رجوع. کشی به گزارش نصر بن صباح، این حکایت را نقل کرده[۱۵] و نجاشی[۱۶] آن را به گزارش کشی آورده میباشد.

با این وصف چنانکه در بین سندها حدیث امامی چشم میشود، احمد از ابن دوستداشتنی بارها ماجرا نموده است. نیز چنانکه ابن غضائری اشاره کرده، احمد بن محمد بن عیسی، احمد بن محمد برقی، محدث دارای شهرت امامی را به منجر روایاتی که نقل می کرد، از قم خارج راند، البته پس از مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او عذر و بهانه خواهی کرد و آن هنگام که برقی درگذشت، در تشییع پیکر وی با رمز و پای عریان کمپانی کرد تا پشیمانی از کردۀ خود را علامت دهد.[۱۷]

ابوسعید سهل و آسان بن زیاد آدمی نیز برای مثال اشخاصی بود که به وسیله احمد به باعث غلوی که بدان مجرم بود، از قم رانده شد.[۱۸] چنانکه در الضعفای منسوب به ابن غضائری آمده میباشد.[۱۹] دیگری محمد بن علی بن ابراهیم مشهور به ابوسُمَینَه بود که هنگام ورود به قم، مدتی نزد احمد بن محمد بن عیسی خانه کرد و آن فرصت که میل وی به بزرگ نمایی پدیدار و آشکار شد، به وسیله احمد از قم رانده شد.[۲۰]

بازدید : 27
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:22

(۱۰۰۳-۱۰۷۰ق) دارای شهرت به مجلسی اولیه، بابا علامه مجلسی، از علمای شیعه در قرن یازدهم قمری و تالیف کننده اثراتی همانند روضة المتقین و لوامع صاحبقرانی. مجلسی در اصفهان و نجف علم آموزی کرد و در مسجد جامع اصفهان به درس دادن علم ها شرعی سرگرم بود. او بعد از استادانش روحانی بهائی و میر داماد، درین مسجد نماز آدینه اقامه می کرد. مجلسی در ۱۰۷۰ق در اصفهان درگذشت و در مسجد جامع اصفهان دفن شد. مشهورترین فرزند وی خلال علامه مجلسی، آمنه بیگم میباشد که همسر ملا با تقوا مازندرانی حسینیه نصرت مشهد بود.

به گفته محمدباقر مجلسی، پدرش اهل تقوا و ریاضت بود و به خواسته هدایت صوفیان با آنان رابطه داشت ولی بعضا از اعتقادات آن ها را فسخ می‌دانست. او کتاب الفوائد المدنیه محمدامین استرآبادی را ستوده میباشد و به همین جهت، او‌را از اخباریان معتدل دانسته‌اند.معاش‎طومار محمدتقی مجلسی پسر ملا مقصودعلی نظنزی اصفهانی[یادداشت ۱] در سال ۱۰۰۳ق در اصفهان، پایتخت صفویه، به دنیا آمد.[۱] پدرش مقصودعلی مجلسی اهل دانش و متانت و رواج مذهب شیعه بود و با تخلص «مجلسی» شعر می‌سرود.[۲] نسب محمدتقی از بابا به ابونعیم اصفهانی و از مامان به محمد بن حسن نطنزی آدرس حسینیه نصرت مشهد میرسد.[۳]
او در سال ۱۰۳۴ق در ۳۱ سالگی به نجف رفت و در ۳۳ سالگی از سید شرف‌‌الدین علی شولستانی از محدثان حوزه نجف، اذن نقل حدیث گرفت؛ آن‌گاه به اصفهان برگشت و در مسجد جامع اصفهان به درس دادن درگیر شد.[۴]
به گفته سید محمدباقر خوانساری، مولف کتاب روضات الجنات، محمدتقی مجلسی اولیه کسی بود که بعداز ظهور صفویه، حدیث شیعه را انتشار بخشید[۵] و بعداز روضه خوان بهائی و میرداماد، در اصفهان نماز آدینه اقامه میکرد.[۶] همینطور به گفته او، محمدباقر مجلسی کرامات اکثری از پدرش نقل رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۷]
مطهری او‌را از علمای بسیار والا و صاحب و مالک تألیفات و مقامات معنوی فراوان تعریف نموده است.[۸]

وفات محمدتقی مجلسی در ۱۱ شعبان ۱۰۷۰ق در اصفهان درگذشت[۹] و در مسجد جامع اصفهان دفن شد.[۱۰] فرزندان محمدباقر مجلسی پر اسم و رسم به علامه مجلسی، مولف کتاب بحار الانوار، مشهورترین فرزند محمدتقی مجلسی میباشد. دو پسر دیگر وی عزیزالله و عبدالله اسم داشتند که عبدالله[۱۱] به هند رفت و در آنجا نزدیک به سال ۱۰۸۴ درگذشت.[۱۲] از فی مابین دختران محمدتقی، اسم آمنه‌بیگم را می‌اقتدار در منابع روئت کرد که همسر ملا باتقوا مازندرانی، شارح اصول کافی بوده میباشد.[۱۳] محمدتقی سه دختر دیگر داشته که نامی از آن‌ها بیان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نشده میباشد

البته اسم همسران‌شان تصویب گردیده که عبارتند از: محمدعلی استرآبادی،[۱۴] ملا میرزا محمد شیروانی و میرزا کمال‌الدین محمد فسائی، شارح شافیه[۱۵][یادداشت ۲]

استادان و شاگردان
محمدتقی مجلسی خلال پدرش، از یکسری مدرس استفاده نمود که مشهورترین‌شان روحانی بهائی و میرداماد بودند. استادان دیگر وی عبارتند از ملا عبدالله شوشتری و امیراسحاق استرآبادی.[۱۶][یادداشت ۳]

او شاگردانی تربیت کرد که شاید پر رنگ‌ترین‌شان پسرش، محمدباقر، پر اسم و رسم به علامه مجلسی بود که بحار الانوار را نوشت. از شاگردان دیگر وی می‌اقتدار از ملا محمدصالح مازندرانی اسم پیروزی که ضمن اینکه داماد محمدتقی مجلسی بود،(همسر آمنه بیگم) پای درس وی نیز حاضر می شد و گستردن مشهوری بر اصول کافی نوشت. آقا حسین خوانساری[۱۷] نیز از شاگردان محمدتقی مجلسی میباشد که در فقه و اصول آوازه داشت. او در گورستان تخت فولاد اصفهان دفن گردیده است و بخشی از این آرامستان به جهت وجود قبر او، به اسم توکل آقا حسین خوانساری دارای شهرت گردیده‌است.[مستلزم منبع] اسم دو فرزند دیگر محمدتقی مجلسی، یعنی عزیزالله (درگذشت:۱۰۷۴ ق. مولف کتاب انشای اتفاق ها الروم. [۱۸])و عبدالله نیز در فهرست حاضران در درس‌های بابا چشم میگردد.[مستلزم منبع] از شاگردان دیگر وی عبارتند از سید عبدالحسین خاتون‌آبادی، ملامیرزای شیروانی، ملا محمدصادق کرباسی، سید شرف‌الدین علی گلستانه، میرزا ابراهیم اردکانی یزدی، مولا ابوالقاسم بن محمد گلپایگانی، بدرالدین بن احمد عاملی و میرزا تاج‌الدین گلستانه [۱۹][مستلزم منبع]


کتاب روضة المتقین
رابطه با صوفیه
سید محمد میرلوحی موسوی دارای شهرت به مطهّر، معاصر محمدتقی مجلسى بوده و در کتاب اربعین، اورا تبهکار به تصوّف كرده میباشد.[۲۰][یادداشت ۴] ملا عبدالکریم گزی در کتاب تذکرة القبور مسلم دانسته که محمد تقی مجلسی، اهل ریاضت‌ بوده و با صوفیه‌ رابطه داشته و به همین جهت، صوفیه نیز اورا از خویش دانسته و سلسله‌ گواهی‌ بـه ‌وی رساندند[۲۲] و گروهی از شیعه ها صوفی، به منجر کتاب «حدیقة المتقین» -که رساله عملیه به خودکار محمد تقی مجلسی میباشد- از وی تبعیت می‌کردند.[۲۳] ولی ملا عبدالکریم گزی[۲۴] و حاجی نوری[۲۵] این گفته محمدباقر مجلسی را پذیرش می‌نمایند که اگرچه محمد تقی مجلسی (بابا محمد باقر مجلسی) اهل ریاضت و زهدو تقوا بود، هیچ زمان از صوفیان عدم وجود و با اعتقادات فسخ آنان موافقت نکرد.[۲۶] محمد باقر مجلسی توضیح می دهد درصورتی که گاهی پدرش خودش را صوفی می‌نامید از این جهت بود که می‌خواست صوفیان را به سوی خود جذب کرده و آن‌ها‌را از این شیوه هدایت نماید البته در سال‌های نهایی عمرش، به سبب ساز ناامید شدن از هدایت یافتن صوفیان، از آن ها هجران جُست و آنان را به دلیل اعتقادات فسخ‌شان تکفیر نمود

بازدید : 30
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:39


اثرها احمدی، تاریخ زندگانی نبی اسلام و ائمه اطهار علیهم‌السلام کتابی به لهجه فارسی تاثیر احمد بن تاج‌الدین استرآبادی فقید قرن دهم میباشد. این تاثیر تاریخی و کلامی، در تفصیل وضع و اوضاع و غزوات نبی اکرم(ص) و علی بن ابی طالب(ع) و اندکی از کرامات و معجزات ائمه اثنی عشر حسینیه نصرت مشهد میباشد.

درباره مؤلف
نوشته‌ی علمیٔ مهم: احمد بن تاج‌الدین استرآبادی
احمد بن تاج الدین حسن بن سیف‌الدین استرآبادی از عالمان قرن دهم هجری قمری میباشد. برخی از دانشمندان احتمال داده‌اند که بابا او سیدی علوی از فرزندزادگان موسی مبرقع بوده که در هرات می‌زیسته و بعد از آن به بیرجند رفته و درین شهر به دست اسماعیلیان به قتل رسیده و در روستای شاخِن از توابع دُرُخش به خاک ودیعه شد‌ه‌است. آقا گران قدر تهرانی احتمال داده که او اخوی شاه محمد بن تاج‌الدین مولف تحفة المجالس باشد و این احتمال از این رو تقویت می شود که فرمان روا محمد در تحفة المجالس از اثر ها احمدی نقل قسم می‌نماید. استرآبادی طبعِ شعری داشته، ولی بیان شده شعرش در رتبه خوب وجود آدرس حسینیه نصرت مشهد ندارد.[۱]

اسم کتاب و علت کتابت
مؤلف، تیتر کتاب را از اسم خویش منفعت گرفته میباشد. او می گوید که از هنگام جوانی هرگاه که اتفاقی می‌زمین‌خورد و استیناف‌ای در گستردن اکنون فرستاده اکرم(ص) میکرد، مطالبی از خوانده‌ها آماده می‌آمد. درین در میان، گروهی از دوستان از وی خواستند تا کتابی در‌این باب مهیا آورد. از‌این‌رو، این کتاب را که مشتمل بر ماجرا‌های متفاوت و گفتارهای متفاوت بود، گرد رزرو حسینیه نصرت مشهد آورده میباشد.[۲][۳]

شیوه تألیف
مولف در‌این کتاب، کوشش کرده دیدگاهی بی‌طرف برگزیند و به‌همین جهت در مواردی که از صحابه و مسلمان‌ها صدر اسلام صحبت میگوید، از تفسیر «رضی الله عنه» به کارگیری نموده است. هرچند در ورژن‌های آینده، برخلاف پیشنهاد وسفارش مولف که مراد بود از طرح مباحث به‌صورتی که شائبه عناد و تعصب ساخت‌و‌ساز گردد، بپرهیزند، ورژن‌برداران این‌سیرتکامل تعابیر را حذف شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۴]

محتوا
این کتاب بخشی از تاریخ اسلام را ماجرا می‌نماید که در آن معاش‌طومار رسول اکرم(ص)، غزوات آن حضرت و در نقطه پایان اندکی از معاش‌طومار ائمه(ع) آمده میباشد. در‌این کتاب غایب بودن امام فرصت(عج) با دو برهان ثابت گشته و نقل شده میباشد که برخی شهرهای مغرب زمین در چنگ اوست.[۵]تهرانی در الذریعه نیز محتوای کتاب را درباره زندگانی نبی و پیکار‌هایش و مختصری از زندگانی دیگر معصومان دانسته میباشد.[۶]

قسمت‌های کتاب
کتاب دربرگیرنده موضوعاتی می باشد که عبارتند از:

آفریده شدن نوروفروغ نبی(ص)
حالات آن حضرت از مجال به دنیا آمدن
ماجرا حلیمه
حالات نبی بعداز سه سالگی و بعداز فراغ از زمان رضاع
اتفاق ها سال هفتم و هشتم معاش آن حضرت
حالات وی از ۱۴ تا ۲۵ سالگی
خواستگاری خدیجه از وی
میلاد امیرالمؤمنین(ع)
اتفاق ها سال چهلم معاش رسول و جریان بعثت
دعوت به توحید
آزار دیدن فرستاده از جانب مشرکین
سفر مسلمان ها به حبشه
ماجرای شعب ابوطالب
معراج
مسافرت رسول به مدینه
قصه لیلة المبیت
پیکار‌های بدر، احد، خندق و فتح مکه
جریان مباهله
حجة الوداع
رحلت نبی(ص)
زمان خلفای راشدین
نزاع صفین و نبرد نهروان
خبر‌ها امام علی(ع) از به دنیا آمدن تا شهیدشدن و خبرها بقیه ائمه.[۷]
خصوصیت‌ها
کتاب دارنده نثری سرازیر و نگارشی بی آلایش میباشد و در بعضی مفاد در تعبیر حادثه ها تروتمیز به اشعار میباشد.[یادداشت ۱] مولف در استناد به منابع در موردها اندک به کتاب مغازی واقدی و از کتاب روضة الاحباب نوشته عطاءالله دشتکی شیرازی بیشترین سود را برده میباشد. میر هاشم مُحدِّث مصحح کتاب هم کارایی کرده ضبط صحیح و ظریف اِعراب لغت ها آیه ها و روایات و لغات عربی و ارجاع به سوره‌‌ها و شماره آیه ها را خالی از گونه های و اشتباه‌های چاپی پیش پیروزشود.[۹]

ورژن‌ها
از این کتاب یک‌سری ورژن مانده میباشد؛ ازجمله:

ورژن کتابخانه اسماعیل مربی
ورژن کتابخانه عامره هند
ورژن‌ای در کتابخانه انجمن آسیایی بنگال
ورژن کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی
دو ورژن خطی در کتابخانه مرکزی دانش کده طهران
ورژن کتابخانه محدث ارموی
ورژن‌ای از کتابخانه دانش کده رمینگتن(remington)آلمان.[۱۰]
چاپ
از دیرین‌ترین چاپ‌ها می‌قدرت به چاپ سنگی تبریز در سال ۱۲۷۱ق اشاره نمود که به‌یاور تحفةالمجالس نوشته فرمان روا محمد بن تاج‌الدین نشر یافت.[۱۱] این کتاب را راس فرهنگی قبله با همیاری انتشار به جا مانده مکتوب عرضه نموده است.

بازدید : 46
شنبه 28 تير 1404 زمان : 17:20


نرجس، مامان امام فرصت(عج) و بنابر لحاظ دارای اسم و رسم کنیز امام عسکری(ع). برای او اسم‌هایی زیرا سوسن، صَقیل یا این که صِیقَل، حدیثه، ملیکه و ریحانه نیز نام برده میباشد. از زندگانی نرجس داده ها چندانی در مشت وجود ندارد و بیشترِ آنچه در منابع آمده، درباره تابعیت و نام و نشان اوست که گزارش‌های این مسئله نیز اختلاف‌های بخش اعظمی دارا هستند. برخی گزارش‌ها اورا کنیزی پروش‌یافته در منزل حکیمه خاتون (عمه امام عسکری(ع)) و بعضی دیگر اورا کنیزی سیاه‌پوست یا این که کنیزی اهل نوبه حسینیه نصرت مشهد معرفی کرده‌اند.

روایتی نیز وجود داراست که مامان امام فرصت(عج) را ملیکه (ملیکا) نوه شاه روم خوانده میباشد که به اسارت مسلمان‌ها درآمد. بعضی ضعف‌ها مثل وجود راویان ناشناخته در مدرکِ این حدیث، و نقل قصه‌سیرتکامل آن موجب شد‌ه‌است علما این قصه را دارای اعتبار ندانند. یکی‌از دلایل اختلاف بر رمز اسم و نام و نشان مامان امام فرصت(عج) را پنهانی‌بودن تولد امام مجال(عج) آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.

نقل شده میباشد مامان امام مجال قبل از شهید شدن امام عسکری(ع) وفات یافت. در بعضا کتاب‌ها نیز آمده میباشد وی هنگام شهید شدن امام عسکری(ع) بر بالین او حاضر بوده میباشد. قبر نرجس در بقعه عسکریین در سامرا و در کنار قبر امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) رزرو حسینیه نصرت مشهد جای دارد.

اسم‌ها
مامان امام فرصت(عج) به اسم‌های زیادی خوانده گردیده است: نرجس،[۱] سوسن،[۲] صَقِیل یا این که صیقل،[۳] ریحانه،[۴] حدیثه، حکیمه، ملیکه و خَمط.[۵] همینطور در گزارشی که شهید ثانی آن را ضعیف می داند اسم او، مریم بنت زید العلویه نقل شده میباشد.[۶] در بین این اسم‌ها دارای شهرت‌ترین اسم نرجس میباشد؛ در کهن‌ترین گزارش (گزارش مسعودی)[۷] و همینطور در ماجرا حکمیه خاتون که مشهورترین[۸] ماجرا درباره میلاد حضرت مهدی میباشد، اسم مامان امام مجال(عج)، نرجس نام برده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۹]

نقل شده تعدد اسم‌ها به‌این عامل میباشد که در تمدن عربی آن زمانه، تعدد اسم برای کنیزان مرسوم بوده و بیشتر از اسامی گل‌ها استعمال می‌گردیده است.[۱۰] بعضی نیز احتمال داده‌اند اکثری از این اسم‌ها ناظر به القابی میباشد که نرجس به منجر زادن امام مهدی(عج) متصف به آن گردیده است؛ برای مثال صیقل یا این که صقیل (در فارسی به معنای درخشنده) وصفی میباشد که او به منجر وجود روشنایی امام مهدی(عج) یا این که به باعث درخشندگی و نورانی‌بودن رخ، به آن متصف گردیده است.[۱۱] در عین حالا اورده شده مامان امام مجال پیش از به دنیاآمدن امام نیز نامش «صقیل» بوده میباشد.[۱۲]

برهان متعدد‌ بودن اسم‌ها
درباره اسم‌های متعدد مامان امام مجال، آورده شده میباشد که به‌دنبال نهفته نگه داشتن میلاد امام مجال(عج)، نام‌و‌نشان مامان او نیز مخفی گردیده‌است.[۱۳] همینطور احتمال داده گردیده که‌این اختلاف به جهت تعدد کنیزان امام حسن عسکری(ع) بوده میباشد.[۱۴]

همینطور مشاهده کنید: نهفته‌بودن میلاد امام مجال(عج)
نام و نشان و تابعیت
اکثر قریب به واقعه متن‌ها و روایاتی که به مامان امام مجال(عج) اشاره کرده‌اند، او را کنیز دانسته‌اند.[۱۵] تعریف امام مهدی(عج) به «ابن خیرة الإماء:پسرِ شایسته ترین کنیز»[۱۶] یا این که «ابن سیدة الإماء: پسرِ سرور کنیزان»[۱۷] نیز بر کنیزبودن وی دلالت دارااست.[۱۸] همینطور در احادیث آمده میباشد امام راست گو(ع) برای فسخ‌کردن ادعای هر که مدعا بود محمد بن عبدالله بن حسن (دارای اسم و رسم به نفس زکیه) به عبارتی قائم میباشد، به‌این مقاله دلیل کرد که قائم فرزند کنیز میباشد؛ در حالی که محمد بن عبدالله از مادری آزاده میباشد.[۱۹] صرفا داستانِ مخالف با کنیز بودن، روایتی میباشد که شهید ثانی آن را در پوسته قولی ضعیف نقل می‌نماید و مامان امام مجال را مریم دختر زید علوی معرفی می‌نماید.[۲۰] به گفته محدث بحرانی، علامه مجلسی نیز این ماجرا را ضعیف دانسته‌ میباشد.[۲۱]

بین گزارش‌هایی که مامان امام را کنیز معرفی کرده‌اند، برخی او را کنیز حکیمه خاتون (عمه امام حسن عسکری(ع)) دانسته‌اند[۲۲] و بعضا گفته‌اند کنیزی بوده که تربیتش به حکیمه خاتون امانت گردیده بود.[۲۳] در روایتی نیز وی کنیزی سیاه معرفی گردیده‌است: «همانا در صاحب و مالک این فرمان، سنتی از یوسف(ع) میباشد و آن اینکه وی فرزند کنیزی سیاه میباشد.»[۲۴] همینطور اورده شده او کنیزی از «نوبه» (در شمال سودان) بوده میباشد.[۲۵]

شاهزاده رومی
در بعضا از منابع دیرین شیعه، داستانی کامل وجود دارااست که مامان امام مجال(عج) را شاهزاده‌ای رومی به اسم ملیکه (ملیکا) بنت یشوع، نوه دختری قیصر روم معرفی می‌نماید که نسب مادرش به شمعون، یکی‌از حواری عیسی(ع) می رسد. در‌این ماجرا آمده میباشد ملیکه که در کاخ جدش بود، حضرت مریم(ع) و حضرت فاطمه(س) را در فقید رؤیا می‌بیند و حضرت فاطمه(س) اورا به اسلام دعوت می‌نماید و او را متقاعد می‌سازد تا خویش را به اسارت لشکریان اسلام درآورد. ملیکه آن گاه در مبارزه در میان مسلمان‌ها با رومیان، اسیر مسلمان ها می گردد و امام هادی(ع) شخصی را مأمور می‌نماید و ملیکه را از بازارِ برده‌فروشان میخرد و به عقد امام حسن عسکری(ع) درمی‌آورد.[۲۶]

این قصه را برای نخستین دفعه روضه خوان صدوق (۳۰۵ ۳۸۱ق) در کتاب کمال الدین آورده و محمد بن جریر طبری در دلائل الإمامة[۲۷] آن را با سندی گوناگون نقل نموده است.[۲۸] همینطور روحانی طوسی در کتاب الغیبه با به عبارتی مدرک طبری البته با یک واسطه بیشتر، آن را نقل نموده است.[۲۹]

انواع‌هایی بدین داستان وارداتی میباشد که بعضی از آن‌ها به‌این گستردن میباشد: ۱. اشخاص جان دار در مدرک این حدیث، به جز محمد بن بحر (راوی اولیه)، کلیه مجهول یا این که مُهمل می‌باشند که علامت ضعف رجالی آن‌ها و در فیض ضعف مدرک حدیث میباشد. ۲. محمد بن بحر (راوی اولیه) نیز به بزرگ نمایی تبهکار میباشد. ۳. انسان بن سلیمان که راوی بی واسطه قصه میباشد، مجهول و ناشناخته میباشد. ۴. پرداخت ماجرا‌سیرتکامل و ناهمگون بودنِ آن با نحوه متن ها حدیثی، موجب کاهش پشت گرمی بر این متن میباشد.[۳۰]

بازدید : 23
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:35


میرشمس‌الدین عراقی (۸۴۵-۹۳۲ق) از نوادگان امام موسی کاظم(ع) و از مروجان تشیع در کشمیر و بلتستان بود. میرشمس‌الدین تشیع را در کشمیر تبلیغ کرد و بر این پایه، شماری از ساکنان این حیطه شیعه شدند. او همینطور قضیه‌ای را مهیا کرد تا در مسجد جامع کشمیر، به نام امامان شیعه خطبه خوانده گردد. تشکیل داد مسجد و خانقاه و تخریب بت‌منزل، از سایر شغل‌های او در حیطه کشمیر حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.

محمدعلی کشمیری، کتاب تحفة الاحباب را به گویش فارسی درباره میرشمس‌الدین عراقی نوشته و معاش‌طومار و گزارش کار‌های او را‌ در کتاب ذکر آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.

معاش‌طومار
میرشمس‌الدین عراقی در سال ۸۴۵ق در روستایی از توابع اراک چشم به جهان گشود.[۱] اسم اساسی وی سید محمد بود و نسبش به امام موسی کاظم(ع)، هفتمی امام شیعه ها می سید.[۲]پدرش سید ابراهیم و مادرش از سادات قزوین بوده میباشد.[۳] نسبت عراقی به دلیل انتساب او به عراق فارس از شهرهای کشور‌ایران میباشد[۴] که امروزه به اسم اراک شناخته می شود.[۵] از این رو برخی از او با پسوند اراکی نیز خاطر رزرو حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۶]

سال وفات میرشمس‌الدین عراقی، مطابق یک شجره‌طومار، ۹۳۲ قمری گزارش شد‌ه‌است.[۷] با این حالا به گفته بعضی پژوهشگران، در منابع دیرین همانند بهارستان‎شاهی، تحفة الاحباب و تاریخ ملک حیدر چادوره، در این مورد چیزی نیامده میباشد.[۸] همینطور درباره اینکه میرشمس‌الدین به مرگ طبیعی از عالم رفته یا این که مقتول، اختلاف‌حیث میباشد.[۹] در مرثیه‌ای از ملاسعید اشرف، خواهرزاده محمدباقر مجلسی، به کشته شدن وی اشاره گردیده است.[۱۰] بعضی از نویسندگان در کشمیر نیز همین نظریه را دارا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد هستند.[۱۱]

میرشمس‌الدین در خانقاهی در جادیبال در اطراف سِرینَگَر، پایتخت کشمیر دفن میباشد.[۱۲]

شغل‌های فرهنگی
میرشمس‌الدین کار‌های فرهنگی در کشمیر اجرا اعطا کرد؛ اورده شده وی در زمان پادشاه حسن از سلسله‌های فرمان روا‌میری (۸۷۶-۸۸۹ق)، منصب روحانی‌الاسلامی یافت[۱۳] و قضیه‌ای را آماده آورد تا در مسجد جامع کشمیر و دیگر مساجد آن، به اسم امامان شیعه خطبه خوانده می شد.[۱۴] بعضی دیگر از عمل‌های فرهنگی او در کشمیر عبارتند از:

اشاعه تشیع در کشمیر
میرشمس‌الدین در سال ۸۸۲ قمری تحت عنوان سفیر فرمان روا حسین بایقرا (حکومت: ‌۸۷۵-۹۱۱ق)، قاضی تیموری خراسان به کشمیر رفت و پس از هشت سال اقامت در آنجا، به خراسان رجوع و برگشت.[۱۵]

وی همینطور در سال ۹۰۲ قمری، با درخواست پاد شاه قاسم نوربخش وارد کشمیر شد و عموم را به مذهب تشیع دعوت نمود.[۱۶] میرشمس‌الدین به مکان تبلیغ همگانی و رخ به فیس، به رؤسای قبایل و اشخاص صاحب و مالک نفوذ در سیاست اعتنا می‌نمود.[۱۷] باباعلی نجار، صوفی پررنگ آن زمان، اول شخصی بود که با وی بیعت کرد.[۱۸] بعد از آن موسی رینه در آغاز‌وزیر و کاجی‌نظارت و غازی‌ارزیابی (حک: ۹۶۲-۹۷۱ق) از اشخاص بانفوذ در دولت، مذهب شیعه را پذیرفتند؛[۱۹] از این رو منابع از شیعه‌شدن محاسبه‌ها، که سلسله‌ای امامی‌مذهب بودند و در سال‌های ۹۶۲-۹۹۴ق بر کشمیر حکومت می‌کردند، به دست میرشمس‌الدین صحبت گفته‌اند.[۲۰] همینطور اورده شده میباشد که وی با یاری موسی رینه ابتدا‌وزیر کشمیر، ۲۴ هزار خانواده هندو را به تشیع هدایت کرد[۲۱] و شماری از ساکنان بودایی لداخ در حوزه‌ بلتستان را نیز به مذهب شیعه درآورد.[۲۲]

تشکیل داد مسجد و خانقاه
میرشمس‌الدین بت‌منزل‌هایی را تخریب کرد و به مکان آنان مسجد و خانقاه سازه نمود؛ منابع به ۳۹۴۳ بت‌منزل اشاره کرده‌اند که به دست وی تخریب گردیده است.[۲۳] از این رو به مُکَسّر الأصنام (بت‌شکن) کنیه گرفت.[۲۴] برای مثال خانقاه‌های تشکیل‌شده به دست میرشمس‌الدین، خانقاهی در زدی بل بنا شده در ۸ کیلومتری سرینگر، پایتخت کشمیر بود.[۲۵] همینطور خانقاهی که پادشاه سکندر بت‌شکن (۷۹۶ق) برای می سید علی همدانی ساخته بود را مرمت کرد.[۲۶]

اعزام مبلغ به بخش ها دورافتاده[۲۷] و احیای فرهنگ وتمدن جهاد، از سایر کار‌های فرهنگی میرشمس‌الدین بوده میباشد.[۲۸]

شغل علمی
میرشمس‌الدین نزد سید محمد نوربخش شاگردی کرد.[۲۹] مدتی را نیز در مصاحبت کسانی همانند شمس‌الدین لاهیجی و سلطان قاسم نوربخش طی کرد.[۳۰] وی شاگردان اکثری داشته[۳۱] که در پیشگفتار کتاب بهارستان‌شاهی اسم برخی از آن‌ها آمده میباشد.[۳۲][یادداشت ۱]

تک‌نگاری
کتاب تحفة‌الاحباب، نوشته محمدعلی کشمیری، زندگینامه و گستردن شغل‌های میرشمس‌الدین عراقی میباشد.[۳۳] این کتاب در عصر حکومت پادشاه حسین (حکومت: ۹۷۱-۹۷۸ق) پاد شاه آنالیز نوشته میباشد.[۳۴] این کتاب به لهجه اردو نیز ترجمه گردیده‌است.[۳۵]

پانویس

بازدید : 18
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 16:00


کتابخانه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: کتابخانه آیت الله بروجردی
آیت الله سید حسین بروجردی آغاز قصد داشت کتابخانه مستقلی در شهر قم سازه نماید البته غالب بدین شغل نشد. بعداز کامل شدن بنای مسجد اعظم قم، از طرف فضلای حوزه سفارش شد کتابخانه‌ای برای مسجد در حیث گرفته خواهد شد. او در (۲۳ بهمن ۱۳۳۸ه. ش) امر تأسیس کتابخانه تبارک همگانی مسجد اعظم را برای به کار گیری مردم اعطا کرد. از معمار مسجد، حسین لرزاده خواست، محلی را برای کتابخانه در لحاظ حسینیه نصرت مشهد بگیرند.

او در ضلع غربی مسجد محلی را که تا قبل از این تحت عنوان شبستان درست شده بود، تحت عنوان کتابخانه در حیث گرفت این کتابخانه دارنده ۷۰۹۶ تیتر ورژن خطی، ۸۰۰۰ تیتر ورژن چاپ سنگی، ۲۰۰ تیتر کتاب چاپ سربی گرانبها و بیش تر از ششصد و شصت ورژن مصوّر، رساله‌های عملیه و کتاب‌های درسی تازه در زمان قاجار میباشد. اینک تولیت این کتابخانه به ذمه سید محمدجواد علوی بروجردی نوه آیت الله سید حسین بروجردی میباشد و اداره آن به ذمه رئیس حوزه علمیه قم آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۵]

مرقد آیت‌الله بروجردی

مرقد آیت‌الله بروجردی در ضلع غربی مسجد اعظم جای‌دارد.
مرقد آیت الله سید حسین بروجردی در ضلع غربی مسجد اعظم جای‌دارد. بنابر نقل محمدجواد علوی بروجردی این جای تا قبل از اینً منزل کوچکی به مساحت ۶۰ متر مربع بوده میباشد که از فرآورده فردی آیت الله خریداری گردیده و پس از معین نمودن محل دفن خویش، باقی زمین‌ها را وقف مسجدکردند. آیت‌الله بروجردی گفته بود: «از‌آنجا‌که این جای راهروی ورود به بقاع مطهر میباشد، من را در این جا دفن فرمایید تا خاک کفش زوار، روی قبر اینجانب رزرو حسینیه نصرت مشهد باشد.[۶]

موقوفات
یک دهکده شش دانگ به اسم محمدآباد بنا شده در بروجرد.
چهل و هفت شعیر از یک قریه نیز در بروجرد به اسم (مگسان).
سه دانگ از تمامی شش دانگ یک دهکده به اسم (سراب زارم) نیز در بروجرد.
هفت شعیر از شش دانگ (زارم).
چهاردانگ از چهارخانه وابسته به یک بانوی متدین بنا شده در طهران.
۱۳۵ سهم از کارگاه برق قم.
۱۸باب فروشگاه فوقانی و تحتانی از متعلقات مسجد شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اعظم.[۷][۸]
تولیت
طبق وقف‌طومار، تولیت مسجد و موقوفات آن در طی حیات مؤسس با خویش وی بوده میباشد. بعد از درگذشت آیت الله بروجردی، تولیت مسجد از سال (۱۳۴۰ تا ۱۳۵۶ه‍.ش)با سید محمدحسن طباطبائی بروجردی بود. در زمانه تولیت او نصیب عمده‌ای از نواقص ساختمانی مسجد در حین وی کامل شدن شد. از سال (۱۳۵۶ تا ۱۳۸۳ش) تولیت مسجد با سیدصادق طباطبائی بروجردی بوده میباشد. در روزگار تولیت او اختلافاتی دربین وی و تولیت آستانه مقبره حضرت معصومه(س) در باب طرز اداره مسجد پدید آمد و در فیض آستانه اداره کارها مسجد را علی رغم مخالفت او در چنگ گرفت.[مستلزم منبع]

از سال ۱۳۸۳ خورشیدی تولیت مسجد طبق وقف طومار به سید محمدباقر طباطبائی بروجردی رسید. وی با حیث خصوصیت‌های خاص مسجد و حالت بوجود آمده دربین مسجد و آستانه مقدسه در‌ به عبارتی روزهای اولیه وضعیت و طریق اداره مسجد را با بیت آیت‌الله بروجردی بین میگذارد و با یک تصمیم عده ای از سید محمدجواد علوی بروجردی نواده آیت‌الله سید حسین بروجردی درخواست می‌نمایند؛ تولیت مسجد اعظم و اماکن متعلق به حضرت آیت‌الله بروجردی را قبول نمایند، با قبول کردن تولیت بوسیله او تعاملات با آستانه استارت و اداره مسجد به تولیت آن واگذار میگردد.[۹]

رویدادهای اساسی در‌این مسجد

سخنرانی امام خمینی در مسجد اعظم در ۲۶ فروددین ماه ۱۳۴۳ش
دیدار آیت الله سید حسین بروجردی و محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۳۷ش در مسجد اعظم.[۱۰][۱۱]
سخنرانی حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی در (آذر ۱۳۴۱) در مسجد اعظم قم در امر ثبت‌طومار انجمن‌های ایالتی و ولایتی.[۱۲]
سخنرانی محمد صادقی تهرانی علیه محمدرضا پهلوی (به‌دنبال سخنان تند او علیه روحانیت در ۴ بهمن ۱۳۴۱ش در جریان هجرت به قم) در سالگرد درگذشت آیت الله بروجردی در مسجد اعظم.[۱۳]
سخنرانی امام خمینی در مسجد اعظم قم بعداز آزادی از حبس و حصر در تاریخ ۲۶ فرودین سال ۱۳۴۳.[۱۴]
زد خورد بعضا از هواداران امام خمینی و دوستداران آیت الله سید کاظم شریعتمداری در سال ۱۳۴۵ش در مسجد اعظم قم و سیلی میل کردن یکی طلاب طرفدار امام که به لیلة الضرب دارای اسم و رسم میباشد.[۱۵]
تجمع طلاب در صبح ۱۹ دی سال ۱۳۵۶ش در ایوان مسجد اعظم در اعتراض به چاپ نوشته‌ی علمی رشیدی مطلق در خبرنامه داده ها در ۱۷ دی ۱۳۵۶.[۱۶]
اقامه نماز جماعت در ماه‌های قبل از انقلاب به وسیله آیت الله مرتضی حائری یزدی [مستلزم منبع]
سخنرانی آیت الله عبدالله جوادی آملی در توده طلاب و روحانیون و در رد سخنان آیت الله حسینعلی منتظری در سال ۱۳۷۶ش در مسجد اعظم.[۱۷]
در مجلس فاتحه سید محمد صدر در سال ۱۳۷۷ش که در مسجد اعظم قم برگزار شد، زمانی سید محمد باقر حکیم کمپانی کرد طرف داران صدر با وی واکنش قابل قبولی نداشتند و در مسجد تضارب ساخت شد.[۱۸]
تحصن گروهی از طلاب و روحانیون در مسجد اعظم در اعتراض به سیاست‌های فرهنگی دولت وقت در سال ۱۳۷۸ش.[۱۹]
جلسه اعتراضی با حضور مراجع پیروی و علمای ناحیههای علمیه قم در مسجد اعظم به مناسبت تخریب بقاع عسکریین در سال ۱۳۸۴.[۲۰]

تصویری از گرد هم آیی درس دادن یکی مراجع پیروی در مسجد اعظم
دروس مراجع تاسی
این مسجد یک کدام از مهمترین مرکزها درس دادن حوزه علمیه قم میباشد. گرد هم آیی درس دادن درس حسین وحید خراسانی، ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، سید موسی شبیری زنجانی،حسین نوری همدانی، عبدالله جوادی آملی همگی روزه درین مسجد برگزار میشود قبلا نیز تنی چند از مراجع تبعیت دروس خویش را درین محل درس دادن می‌کردند.[۲۱]

برگزاری مجالس
اینک مسجد اعظم مهمترین راءس برگزاری مراسم‌های اصلی سیاسی-مذهبی در قم میباشد اکثر مجالس ترحیم بزرگان از علما دراین مکان برگزار می شود. کلیه ساله در رجب و رمضان مراسم اعتکاف درین مسجد برگزار می گردد.[مستلزم منبع]

پانویس
دوانی، علی، خاطرات و مبارزات محمدتقی فلسفی، چاپ راءس ورقه ها انقلاب اسلامی، فصل بهار ۱۳۸۲، ص۲۱۲.
ابوالفضل عرب زاده، ۱۳۸۳، ص۱۸۷.
فصلنامه فرهنگ و تمدن کوثر، شماره ۴۷، بهمن ۱۳۷۹.
خاطرات آیت الله سید حسین موسوی کرمانی، تدوین راس سندها انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، چاپ ۱۳۸۴ ص۱۰۷.
تاریخچه کتابخانه آیت الله بروجردی، تارنما کتابخانه آیت الله بروجردی.
مقر آگهی دفتر کار آیت الله العظمی بروجردی.
فصلنامه فرهنگ و تمدن کوثر، شماره ۴۷، بهمن ۱۳۷۹.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 529
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 227
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 432
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 28
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 992
  • بازدید ماه : 1389
  • بازدید سال : 6333
  • بازدید کلی : 64121
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی