از یاران امام علی(ع)[۱] و از شهدای کربلا.[۲] وی از تابعین[۳] و خویشاوندان مَذْحِج[۴] بود. پدرش عبدالله بن مجمع را جزو صحابی نبی(ص) شمردهاند.[۵]براساس گزارش منابع، مجمّع جزو چهار نفری[یادداشت ۱] بود که با ارشاد طِرِمّاح بن عَدِی[۶] از کوفه به سوی امام حسین(ع) آمدند و در ناحیه عُذَیب الهِجانات، خانهگاهی در اطراف کوفه، به امام پیوستند. دراین هنگام، حُرّ بن یزید رِیاحی نزد امام آمد و ذکر کرد آنها جزو ملازمان تو نبودند، اینجانب بایستی آنان را بازداشت کنم یا این که بازگردانم؛ ولی امام حسین(ع) از آن ها پناه کرد و آن ها را انصار و یاران خویش خواند و به حرّ اعلام کرد در حالتیکه دست از راز آنها برندارد، با وی نزاع خواهد کرد. پس حرّ دست از آن ها برداشت. امام به آن چهار نفر خاطرنشان کرد از وضع عموم پشتسرتان (عموم کوفه) خبر دهید. مجمّع اعلامکرد: به احاطه و بزرگان باج دادند و کیسههایشان را مالامال کردند تا آنانرا به خویش جلب نمایند. آنها یک دست بر ضد تو حسینیه نصرت مشهد می باشند.
بقیه عموم نیز دلهایشان متمایل به توست؛ اما فردا شمشیرهایشان علیه تو خواهد بود.[یادداشت ۲] آنگاه امام حسین(ع) از پیک خویش، قیس بن مُسهر صیداوی پرسید که آنها خبر شهید شدن اورا به امام دادند.[۸] در بعضی منابع تاریخی، این نقل درباره مجمع بن عبدالله عامری بیان شده آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۹]
به نقل ابومِخْنَف و محمد بن جریر طبری، مجمّع همپا با عَمْرو بن خالِد صَیداوی و غلامش سَعْد و جابر بن حارث سلمانی ابتدا مبارزه وارد میدان پیکار شدند؛ البته به وسیله لشکر قدمت سعد محاصره شدند. درین هنگام عباس بن علی(ع) آن ها را نجات اعطا کرد؛ در حالی که جراحات متعددی برداشته بودند. توشه دیگر معاند به آنها مجاورت شد و هر چهار بدن را در یک جای به قتل رساند.[۱۰] نقل شده که سن مجمع هنگام شهید شدن، پنجاه سال رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده [۱۱]
و در پیکار صفین حضور داشته میباشد.[۱۲] در زیارت الشهدا[۱۳] و زیارت رجبیه امام حسین(ع)[۱۴] با عبارت «السَّلَامُ عَلَی مُجَمِّعِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْعَائِذی» به وی درود داده گردیدهاست. در زیارت الشهدا به نقل المزار الکبیر تاثیر ابنمشهدی، اسم وی «الْعائِدِی» نام برده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۵]
به نقل از محمد سَماوی از پیمان سیره نگاران در اِبصارُ العَین، عائذ پسر مجمع، جزو آن چهار نفری بود که به امام حسین(ع) ملحق شد و در رخداد کربلا و در کنار بابا[۱۶] به شهید شدن رسید.[۱۷]اسم این چهار نفر عبارتند از: عمرو بن خالد ، جنادة ، مجمع و پسرش که حر بن یزید از ملحق شدنشان به امام دوری کرد اما آن گاه به امام ملحق شدند. اسم دو نفر دیگر را هم بیان کردهاند بدیهی مولى(هم عهد) حرث ، و سعد مولى (هم قسم)عمرو بن خالد.[۱۸]
پانویس
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
ابنزبیر کوفی، تسمیة اینجانب قتل مع الحسین(ع)، ۱۴۰۶ق، ص۱۵۴؛ سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
بلاذری، انسابالاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲؛ سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
بلاذری، انسابالاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲؛ ابنکثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ۱۳۹۸ق، ج۸، ص۱۷۳.
عطاردی، مسند الإمام الشهيد أبي عبد و بنده الله الحسين بن علي(ع)،ج۱، ص۴۳۲.
نگاه نمایید به: طبری، تاریخ الطبری، دار التراث، ج۵، ص۴۰۴ و ۴۰۵؛ ابومخنف کوفی، وقعة الطف، ۱۴۱۷ق، ۱۷۳ و ۱۷۴.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۹؛ ابنکثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ۱۳۹۸ق، ج۸، ص۱۷۳.
ابومخنف، وقعة الطف، ۱۴۱۷ق، ص۲۳۸ و ۲۳۹؛ طبری، تاریخ الطبری، دار التراث، ج۵، ص۴۴۶.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۷۹.
سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۳۴۵.
ابنمشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۴۹۴.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۰.
سماوی، ابصارالعین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۶.
یادداشت
به نقل از بَلاذُری در انساب الاشراف چهار نفر عبارت بودند از: مجمع بن عبدالله، نافع بن هلال، عمرو بن خالد صیداوی و غلامش سعد؛(بلاذری، انسابالاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲) البته در ابصار العین اسم این چهار نفر اینسیرتکامل گزارش گردیده است: عمرو بن خالد صیداوی، مجمع بن عبدالله و پسرش و جنادة بن حرث سلمانی با پند طِرِمّاح بن عَدِی. (سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۶ و ۱۳۰)
قلوب الناس معك، و سيوفهم مع بنى أميّة، این گزاره به فرزدق نیز منسوب میباشد در دیداری که امام حسین(ع) با وی در مسیر مکه به کربلا داشت در خانه ذات عرق داشت. [۷]
منابع
ابناثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-دار بیروت، چاپ اولیه، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابنزبیر کوفی، فضیل، تسمیة اینجانب قتل مع الحسین(ع)، تفحص محمدرضا حسینی جلالی، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۶ق.
ابنکثیر دمشقی، اسماعیل بن قدمت، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
ابنمشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، مطالعه جواد قیومی اصفهانی، قم، محل کار انتشارات اسلامی، چاپ نخستین، ۱۴۱۹ق.
ابومخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، بازرسی محمدهادی یوسفی غروی، قم، جامعه مدرسین، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تفحص سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اولیه، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
سید بن طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنة، استیناف جواد قیومی اصفهانی، قم، محل کار تبلیغات اسلامی، چاپ نخستین، ۱۳۷۶ش.
سماوی، محمد بن طاهر، إبصار العین فی أنصار الحسین(ع)، تفحص محمدجعفر طبسی، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۴ش.
سنگری، محمدرضا، آینه داران آفتاب: تحقیق و کتابت تازه از معاش و شهیدشدن یاران اباعبدالله الحسین(ع)، طهران، سازمان تبلیغات اسلامی کمپانی چاپ و انتشار دربینالملل، چاپ چهارم، ۱۳۹۰ش.
از یاران امام علی(ع)[۱] و از شهدای کربلا.[۲] وی از تابعین[۳] و خویشاوندان مَذْحِج[۴] بود. پدرش عبدالله بن مجمع را جزو صحابی نبی(ص) شمردهاند.[۵]براساس گزارش منابع، مجمّع جزو چهار نفری[یادداشت ۱] بود که با ارشاد طِرِمّاح بن عَدِی[۶] از کوفه به سوی امام حسین(ع) آمدند و در ناحیه عُذَیب الهِجانات، خانهگاهی در اطراف کوفه، به امام پیوستند. دراین هنگام، حُرّ بن یزید رِیاحی نزد امام آمد و ذکر کرد آنها جزو ملازمان تو نبودند، اینجانب بایستی آنان را بازداشت کنم یا این که بازگردانم؛ ولی امام حسین(ع) از آن ها پناه کرد و آن ها را انصار و یاران خویش خواند و به حرّ اعلام کرد در حالتیکه دست از راز آنها برندارد، با وی نزاع خواهد کرد. پس حرّ دست از آن ها برداشت. امام به آن چهار نفر خاطرنشان کرد از وضع عموم پشتسرتان (عموم کوفه) خبر دهید. مجمّع اعلامکرد: به احاطه و بزرگان باج دادند و کیسههایشان را مالامال کردند تا آنانرا به خویش جلب نمایند. آنها یک دست بر ضد تو حسینیه نصرت مشهد می باشند.
بقیه عموم نیز دلهایشان متمایل به توست؛ اما فردا شمشیرهایشان علیه تو خواهد بود.[یادداشت ۲] آنگاه امام حسین(ع) از پیک خویش، قیس بن مُسهر صیداوی پرسید که آنها خبر شهید شدن اورا به امام دادند.[۸] در بعضی منابع تاریخی، این نقل درباره مجمع بن عبدالله عامری بیان شده آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۹]
به نقل ابومِخْنَف و محمد بن جریر طبری، مجمّع همپا با عَمْرو بن خالِد صَیداوی و غلامش سَعْد و جابر بن حارث سلمانی ابتدا مبارزه وارد میدان پیکار شدند؛ البته به وسیله لشکر قدمت سعد محاصره شدند. درین هنگام عباس بن علی(ع) آن ها را نجات اعطا کرد؛ در حالی که جراحات متعددی برداشته بودند. توشه دیگر معاند به آنها مجاورت شد و هر چهار بدن را در یک جای به قتل رساند.[۱۰] نقل شده که سن مجمع هنگام شهید شدن، پنجاه سال رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده [۱۱]
و در پیکار صفین حضور داشته میباشد.[۱۲] در زیارت الشهدا[۱۳] و زیارت رجبیه امام حسین(ع)[۱۴] با عبارت «السَّلَامُ عَلَی مُجَمِّعِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْعَائِذی» به وی درود داده گردیدهاست. در زیارت الشهدا به نقل المزار الکبیر تاثیر ابنمشهدی، اسم وی «الْعائِدِی» نام برده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۵]
به نقل از محمد سَماوی از پیمان سیره نگاران در اِبصارُ العَین، عائذ پسر مجمع، جزو آن چهار نفری بود که به امام حسین(ع) ملحق شد و در رخداد کربلا و در کنار بابا[۱۶] به شهید شدن رسید.[۱۷]اسم این چهار نفر عبارتند از: عمرو بن خالد ، جنادة ، مجمع و پسرش که حر بن یزید از ملحق شدنشان به امام دوری کرد اما آن گاه به امام ملحق شدند. اسم دو نفر دیگر را هم بیان کردهاند بدیهی مولى(هم عهد) حرث ، و سعد مولى (هم قسم)عمرو بن خالد.[۱۸]
پانویس
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
ابنزبیر کوفی، تسمیة اینجانب قتل مع الحسین(ع)، ۱۴۰۶ق، ص۱۵۴؛ سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
بلاذری، انسابالاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲؛ سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۹.
بلاذری، انسابالاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲؛ ابنکثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ۱۳۹۸ق، ج۸، ص۱۷۳.
عطاردی، مسند الإمام الشهيد أبي عبد و بنده الله الحسين بن علي(ع)،ج۱، ص۴۳۲.
نگاه نمایید به: طبری، تاریخ الطبری، دار التراث، ج۵، ص۴۰۴ و ۴۰۵؛ ابومخنف کوفی، وقعة الطف، ۱۴۱۷ق، ۱۷۳ و ۱۷۴.
ابناثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۹؛ ابنکثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ۱۳۹۸ق، ج۸، ص۱۷۳.
ابومخنف، وقعة الطف، ۱۴۱۷ق، ص۲۳۸ و ۲۳۹؛ طبری، تاریخ الطبری، دار التراث، ج۵، ص۴۴۶.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۷۹.
سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۳۴۵.
ابنمشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۴۹۴.
سنگری، آینه داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۷۶۹.
سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۰.
سماوی، ابصارالعین، ۱۴۱۹ق، ص۱۴۶.
یادداشت
به نقل از بَلاذُری در انساب الاشراف چهار نفر عبارت بودند از: مجمع بن عبدالله، نافع بن هلال، عمرو بن خالد صیداوی و غلامش سعد؛(بلاذری، انسابالاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۷۲) البته در ابصار العین اسم این چهار نفر اینسیرتکامل گزارش گردیده است: عمرو بن خالد صیداوی، مجمع بن عبدالله و پسرش و جنادة بن حرث سلمانی با پند طِرِمّاح بن عَدِی. (سماوی، ابصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۶ و ۱۳۰)
قلوب الناس معك، و سيوفهم مع بنى أميّة، این گزاره به فرزدق نیز منسوب میباشد در دیداری که امام حسین(ع) با وی در مسیر مکه به کربلا داشت در خانه ذات عرق داشت. [۷]
منابع
ابناثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-دار بیروت، چاپ اولیه، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابنزبیر کوفی، فضیل، تسمیة اینجانب قتل مع الحسین(ع)، تفحص محمدرضا حسینی جلالی، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۶ق.
ابنکثیر دمشقی، اسماعیل بن قدمت، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۳۹۸ق/۱۹۷۸م.
ابنمشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، مطالعه جواد قیومی اصفهانی، قم، محل کار انتشارات اسلامی، چاپ نخستین، ۱۴۱۹ق.
ابومخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، بازرسی محمدهادی یوسفی غروی، قم، جامعه مدرسین، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تفحص سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اولیه، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
سید بن طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنة، استیناف جواد قیومی اصفهانی، قم، محل کار تبلیغات اسلامی، چاپ نخستین، ۱۳۷۶ش.
سماوی، محمد بن طاهر، إبصار العین فی أنصار الحسین(ع)، تفحص محمدجعفر طبسی، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۴ش.
سنگری، محمدرضا، آینه داران آفتاب: تحقیق و کتابت تازه از معاش و شهیدشدن یاران اباعبدالله الحسین(ع)، طهران، سازمان تبلیغات اسلامی کمپانی چاپ و انتشار دربینالملل، چاپ چهارم، ۱۳۹۰ش.

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم