داستان با سماع تحت عنوان شیوه فراگیری و مراقبت تحت عنوان نحوه یادگیری شماره مسجد توفیق مشهد در واقع ما یحتاج و ملزوم یکدیگرند و شواهد مرتبط با شناخت اعراب با سنت ماجرا را در اینجا نیز میقدرت حافظه کرد.
دشواریابی و گرانی نوشتافزار و ترویج سنت جابجایی سینه به سینه ماجراها میان کلیه اقوام از دلایل اساسی روی آوردن دانشجوها روزگاران سابق به نگهداری مطالب بود. قبل از اینها، سرفراز خارج وارد رزرو مسجد توفیق مشهد شدن از مجالس محاضره ــ که بهویژه بین ایرانیان از اهمیتـی بسـزا برخـوردار بـود ــ بیامداد گنجینه ارزشمندی از محفوظات غیر ممکن مینمود. ولی از دوران نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) علت دیگری به علتهای قبلی به کار گیری از طرز محافظت افزوده شد. با نزول قرآن مجید و تأکید پیوسته رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به از بر داشتن قرآن و فضایلی که برای «حملة القرآن» برشمرده میشد (مثلا آنهاست: «حملة القرآن عرفاء اهلِ آدرس مسجد توفیق مشهد الجنة (یوم القیامة)» یا این که «تسلط امتی حملة القرآن واصحاب اللیل»؛ نک [۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱][۱۳۲]) شمار بخش اعظمی از مسلمانها ــ از هر سن و قشـری و کسی که درحد اقتدار خویش ــ به محافظت سورهای خرد تا سراسر قرآن عملکرد گماشتند.
قضیه محافظت قرآن حتی ۳ قرن بعد از نگارش قرآن و ۲ قرن بعد از اشاعه ورقه در مملکتهای اسلامی چندان از مداقه و اعتبار منتفع بود که ابوبکر محمد بن حسین بن عبدالله آجری بغدادی کتابی به اسم خوی حملة القرآن نگاشت. بهدنبال همین سنت اثرها دیگری زیرا التبیان فی آداب حملة القرآن ابوزکریا محییالدین یحیی بن شرف نووی (د ۶۷۶ ق)، تذکرة الحفاظ ذهبی (د ۷۴۸ق) و زیرهایی که ابوالمحاسن محمد بن علی بن حسن بن حمزه حسینی شافعی (د ۷۶۵ق) و تقیالدین محمد بن فهد مکی (د ۸۷۱ ق) بر آن نوشتند، طبقات الحفاظ جلالالدین سیوطی (د ۹۱۱ق) و در سده اخیر فتح الکریم المنان فی آداب حملة القرآن علی بن محمد حسن دارای شهرت به ضباع مصری (د ۱۳۷۶ق) به فن تحریر درآمدند.
سنت نگهداری قرآن حتی امروزه و با وجود قابل انعطافافزارهای پرشماری که به یک اشاره هر کلمهای را در قرآن می یابند و تفاسیر و ترجمههای متعدد آن را نیز در قبال جوینده مینهند، همچنان با قوّت در سراسر عالم اسلام پیگیری می گردد. روایات نیز اندکاندک در زمره مطالبی قرار گرفتند که ازبر داشتن آن ها ارجی کمتر از حمل قرآن نداشت. صورتگیری دانش حدیث نیز دراین مورد تأثیری بسزا داشت، چون محدث بدون چاره از نگهداری روایات متفاوت بود تا بتواند با مقایسه آن ها سره و ناسره را از یکدیگر متمایز سازد. قبل از این در زمان اسلامی هماهنگ با اینشیوه علم آموزی، اثرها زیادی با ساختاری مطلوب برای ازبر داشتن (و طبعاً غالباً منظوم و گاه منثور البته مسجع و موزون) نگاشته شد که با عناوینی کلی مانند ارجوزه، یا این که منظومه و جز آن آوازه مییافت.
۵.۲ - درایه و شعور
بعضا پژوهندگان که پنداشتهاند طریق نگهداری، آفتی برای درک مطالب به وسیله دانشجو یان مسلمان بوده میباشد، ولی آیه ها زیادی که مسلمان ها را به تانی و فکر در طبیعت، نظام هستی و جز آن فرامیخواند، مارا بدین سود میرساند که در نظام یاد دادن و تربیت اسلامی که بر محور تمدن قرآن سازه گردیده بود، نگهداری شکل مطالب کفایت نمیکرد و به همین باعث اکثری از بزرگان و صاحب و مالکنظران آموختن و تربیت به تیزفهمی و قوه استنتاج دانشجوها بهای بسیار میدادهاند. [۱۳۳]
۵.۳ - سوال و جواب و مناقشه
سوال و جواب و نیز مناقشه بر راز جوابهای ارائه گردیده (اما با رعایت احترام مدرس) همواره یک کدام از مهم ترین طرزهای دانشآموزی بوده میباشد. مداقه این راه در دانشآموزی تا بدانجا ست که حتیدر اثرها آموزشی (یا این که به تعبیری سنت مکتوب یادگرفتن) نیز روش یافته میباشد. سنت کتابت اثرها آموزشی (بهویژه اثرها پندآموز) به روش سوال و جواب در کشور ایران باستان نیز ریشهای عمیق داشت و از مشهورترین این اثر ها که اما ماجرا پایانی آن به سده ۳ق گشوده می شود، بایستی به مینوی، کوچک، رساله خسروقبادان و ریدگی و... اشاره نمود. این شیوه در یادگرفتن علم ها دقیقه نیز به فعالیت میرفته میباشد که مشهورترین تاثیر دراین باره التفهیم ابوریحان بیرونی میباشد. نحوه مناقشه نیز رفلکس ویژهای در اثر ها مکتوب داشته میباشد. بهاینشکل که مؤلف گاه بعد از بیان لحاظ خویش پاسخ مخالفان خیالی را به طرزای مانند این جواب میبخشید: «و ان قیل.... قُلتُ...) این راه بهویژه در ردیهها و دیگر اثر ها احتجاجی (که اساساً پایه آن ها مناقشه میباشد) و نیز اثرها فقاهتی ترویج بسیار داشته میباشد.
در قرآن مجید بر سوال در هنگام ندانستن تأکید شدهاست «... فَسْئَلُوا اَهْلَ الذِّکرِ اِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» [۱۳۴] در روایات منسوب به نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز علم به گنجینههایی تشبیه گردیدهاست که کلیدش سوال میباشد. سازه بر این احادیث در پرسیدن ۳ (در برخی احادیث ۴) ثواب میباشد: ثواب خواهنده (پرسنده)، مربی یا این که گوینده و مستمع (و در بعضی احادیث: ثواب دوستار اینان، نک [۱۳۵] [۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸][۱۳۹]) خلیل بن احمد حتی مناظره (در واقع مناقشه و دعوا) محصل با معلم را برای دوراندیشی مدرس از ضعفهایش اثر گذار میشمارد («اجعل مناظرة المتعلم تنبیها علی ما لیس عندک»، نک[۱۴۰])
ماوردی آورده میباشد که بعضا دانشجو یان در تبعیت از مربی خویش بزرگ نمایی و به پیروی بسنده مینمایند تا جایی که هر چه وی میگوید، برایشان حجت میباشد و به احتجاج و سوال نمیپردازند و درصورتیکه ابعاد کسی در رد آنچه آنها از مدرس شنیدهاند، استدلالی صحیح آورد، پاسخشان این میباشد که خرابی این عامل از آنجا پیدا ست که روحانی ما چیزی درباره آن نگفت! ولی بیاعتمادی و بسیار پرسیدن از معلم نیز سزاوار وجود ندارد و خوب آنکه دانشجو در اعتقاد و باور به آموزگارش وسطرو (معتدل الرأی و میانگین الاعتقاد) باشد. [۱۴۱]
امتناع معلم از جواب در حالی که می داند (کتمان دانش) یا این که گزافهگویی و قصهسرایی در حالی که جواب را نمیداند، هر دو از نکوهیدهترین امور بود. سازه بر نص قرآن مجید خدا با دانشوران پیمان نموده است که دانش (آنچه را در کتاب الله آمده میباشد) بر سایر افراد پرنور سازند و از آنها پوشیده ندارند، چه، در شرایطی که اینگونه نمایند پروردگار و ملائکه اورا لعن خواهند کرد. [۱۴۲][۱۴۳] از نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) داستان کردهاند کسی که وقتی که از آنچه می داند، از او بپرسند و وی جواب ندهد و پوشیده دارااست، در روز رستاخیز بر دهانش لگامی از حریق خواهند زند. [۱۴۴][۱۴۵][۱۴۶][۱۴۷][۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱][۱۵۲][۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷] [۱۵۸] به لحاظ ماوردی، از آداب علما آن میباشد که در یاد دادن آنچه در آن زبردستاند، بخل نورزند و از آموختن آنچه می دانند، دوری نکنند. [۱۵۹]
در سنت نبوی، هرکس در جواب به پرسشی، از روی بیدانشی فتوا دهد، گم راه باشد و منحرف نماید. «اینجانب سئل فافتی بغیر دانش فقد ضل و اضل» [۱۶۰][۱۶۱] «اذا شکاف العالم عهدوپیمان لا ادری اصیبت مقاتله» و «هلک اینجانب شکاف لا ادری»
۵.۴ - مناظره و مباحثه و گفتوگو و محاضره
اینشیوه همچنان که از معانی کلمههایش پیداست، بیشتر فی مابین اشخاص صاحب و مالکحیث و اساتید چهره میداده میباشد (مثالای از کاربرد مناظره در مفهوم مناقشه بین طلبه و معلم پیشخیس بیان شد) ولی چه بسیار بزرگانی که از مجالس مناظره و محاضره فایده بسیار میبردند و بر علم آنان افزوده میشد. پیشخیس درباره عنایت سرفرازی در مجالس محاضره که به نوعی پیشیتصاحب کردن بر دیگری در حاضر جوابی و نغز سخنی و جز آن بود، حرف به در بین آمد. در کشور ایران باستان مجالس مناظره و محاضره نوشیروان که با حضور بزرگمهر و دیگر بزرگان دربار برگذار میشد، از آوازه بسیار بهره مند بود که تفصیل آن ها به شرح در مجالس هفتگانه نوشیروان آمده میباشد. [۱۶۲] فردوسی درباره فایدهوری حکیمی فرزانه زیرا بزرگمهر از مجالس مناظره اینگونه آورده میباشد. [۱۶۳]
«همی علم فراگرفت و اندرگذشت •••• وزان فیلسوفان سرش برگذشت»
سنت برگذاری مجالس مناظره و مباحثه علمی و فلسفی در زمان خلیفگان عباسی نیز به تلاش دولتمردان بلندپایه اهل ایران، به ویژه برمکیان که خویش مشربی فلسفی داشتند، اشاعه یافت. در روایتی که به سال ۱۷۱ق گشوده میشود، یحیی بن خالد برمکی بر آن میشود که مناظرهای علمی در میان بختیشوع بن جورجیس (د ۱۸۵ق) که از جندیشاپور برای معالجه هارون فرا خوانده گردیده بود و پزشکان حاضر در دربار زیرا ابوقریش عیسی، عبدالله طیفوری و داوود بن سرابیون برگذار نماید، ولی آنها از این فعالیت راز گشوده زدند و ابوقریش اذعان کرد که بین ما کسی وجود ندارد که یارای اینگونه کاری داشته باشد، چه وی، و پدرش و امثال وی (یعنی جندیشاپوریان) تمامی از فلاسفه و در مشاجره زبردست میباشند. بختیشوع بعد از سرافرازی در تست هارون، بر پزشکان دیگر برتری یافت و از آن پس تا هنگام مرگ دکتر منحصربهفرد خلیفه بود. [۱۶۴][۱۶۵][۱۶۶] (نشست تعدادی از پزشکان و ریاضیدانان در قصر عیسی بن علی و مشاجره درباره یک موضوع پزشکی [۱۶۷])
با اشراف بدون نقص آل بویه بر دستگاه خلافت در نصفه دوم سده ۴ق، سیاست تساهل و تسامح در قبال آراء متعدد بر رونق اینسیرتکامل محافل خاطر نشان کرد و برخی امرا و دولتمردان بلندپایه این دستگاه حکومت از این نیز بالاتر رفتند و قصر خویش را به مکانی برای برگذاری اینسیرتکامل مجالس تبدیل کردند. دراین دوران مجالس مباحثه از چنان اعتباری بهره مند بود که دانشمندی پررنگ زیرا ابوالوفا بوزجانی در ۳۶۰ق «نقیب مجلس و آراسته» (به اصطلاح مدرن: مدیریت نشست) بزرگان دربار عزالدوله بختیار بود. [۱۶۸]
کتاب الامتاع و المؤانسه ابوحیان توحیدی در واقع گزارشی از ۴۰ شب همنشینی و مباحثه ابوحیان توحیدی با ابنسعدان وزیر میباشد که به درخواست ابوالوفا بوزجانی به حرفه تحریر درآمد و اتفاقاً مسئله بعضی مباحث این جلسات، خویش مباحثات و مناظراتی فی مابین اشخاص دیگر میباشد. [۱۶۹][۱۷۰][۱۷۱][۱۷۲][۱۷۳][۱۷۴][۱۷۵][۱۷۶] ولی گزارش او از محفل علمی ابوسلیمان سجستانی که در پوسته کتاب المقابسات گرد آمده میباشد، اهمیتی به مراتب بیشخیس داراست.[۱۷۷] البته غزالی خیر فقط مناظره را موءثر ندانسته، بلکه باب چهارم از «کتاب العلم» احیاء علم ها الدین را به آفات مناظره و جدل و موقعیت اباحت آن تخصیص داده، و تصور تشابه مجالس مناظره به جلسات مشورت صحابه و «مفاوضات سلف» را از تلبیسات ابلیس برشمرده میباشد.
۵.۵ - سفرهای علمی
یک کدام از مهم ترین معیارهای انتخاب سکو علمی هر دانشور مسلمان شمار اساتید بلندپایهای بود که او در زمان دانشجویی از محضر آنها سود گرفته بود. ناگفته پیداست که هیچگاه کلیه استادان پر رنگ یک دانش در یک شهر گرد نمیآمدند. در سود ترسیم این بود که هیچ دانشوری والا شمرده نمیشد، مگر آنکه برای دستیابی محضر محققان نقاط متعدد توشه مسافرت بندد و به شهرهای متفاوت برود. حتی گاه بعضا دانشوران پر رنگ فقط برای استحصال به ورژنای از یک کتاب، (که به نوعی داستان مکتوب درس استادی پر رنگ بود) رنج سفرهای بس بدور دست را بر خویش هموار میساختند.
مثلا کمالالدین فارسی در پیشگفتار تنقیح المناظر اینگونه آورده میباشد: «زیرا خدای گرانقدر من را در جوانی با کلیه کوتاه دستی و گمراهی و سستی اثاثیه تلاش و نیرومندی مانع ها، موفقیت ارزانی داشت که سعی بر طلب دانش مصروف دارم، به میهنهای مختلف رخت میکشیدم و به دنبال یافتن بزرگان بودم تا از روشنی وی استحصال فروغ و روشنایی کنم، و اینگونه بود تا موفقیت رفیق اینجانب شد و به محضر قطبالدین شیرازی درآمدم و وی با لطف خود دست من را گرفت و پیوسته منرا به جستوجوی علم انگیخت.... پس پرسیدم که منش مطالعه دراین دستور (نورشناسی)، با پیش گویی اینکه مباحث مرتبط با آن در کتابهای هیئت کفاف نمی دهد، چیست؟ حضرتش ذکر کرد که در کودکی در برخی از کتابخانههای عجم کتابی در مناظر منسوب به ابنهیثم در دو جلد بلندمرتبه چشمام و شاید آنچه درپی آن میگردی در آن باشد، و بر اینجانب میباشد که گرچه در ثریا باشد، آن را به دست آورم. پس دشوار خواهان وصال به منظور شدم و در آن حین ورژن کتاب به خط ابن هیثم از شهر دوردستی به دست زمینخورد، منرا خواست و کتاب را به اینجانب اعطا کرد»
داستان با سماع تحت عنوان شیوه فراگیری و مراقبت تحت عنوان نحوه یادگیری شماره مسجد توفیق مشهد در واقع ما یحتاج و ملزوم یکدیگرند و شواهد مرتبط با شناخت اعراب با سنت ماجرا را در اینجا نیز میقدرت حافظه کرد.
دشواریابی و گرانی نوشتافزار و ترویج سنت جابجایی سینه به سینه ماجراها میان کلیه اقوام از دلایل اساسی روی آوردن دانشجوها روزگاران سابق به نگهداری مطالب بود. قبل از اینها، سرفراز خارج وارد رزرو مسجد توفیق مشهد شدن از مجالس محاضره ــ که بهویژه بین ایرانیان از اهمیتـی بسـزا برخـوردار بـود ــ بیامداد گنجینه ارزشمندی از محفوظات غیر ممکن مینمود. ولی از دوران نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) علت دیگری به علتهای قبلی به کار گیری از طرز محافظت افزوده شد. با نزول قرآن مجید و تأکید پیوسته رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به از بر داشتن قرآن و فضایلی که برای «حملة القرآن» برشمرده میشد (مثلا آنهاست: «حملة القرآن عرفاء اهلِ آدرس مسجد توفیق مشهد الجنة (یوم القیامة)» یا این که «تسلط امتی حملة القرآن واصحاب اللیل»؛ نک [۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱][۱۳۲]) شمار بخش اعظمی از مسلمانها ــ از هر سن و قشـری و کسی که درحد اقتدار خویش ــ به محافظت سورهای خرد تا سراسر قرآن عملکرد گماشتند.
قضیه محافظت قرآن حتی ۳ قرن بعد از نگارش قرآن و ۲ قرن بعد از اشاعه ورقه در مملکتهای اسلامی چندان از مداقه و اعتبار منتفع بود که ابوبکر محمد بن حسین بن عبدالله آجری بغدادی کتابی به اسم خوی حملة القرآن نگاشت. بهدنبال همین سنت اثرها دیگری زیرا التبیان فی آداب حملة القرآن ابوزکریا محییالدین یحیی بن شرف نووی (د ۶۷۶ ق)، تذکرة الحفاظ ذهبی (د ۷۴۸ق) و زیرهایی که ابوالمحاسن محمد بن علی بن حسن بن حمزه حسینی شافعی (د ۷۶۵ق) و تقیالدین محمد بن فهد مکی (د ۸۷۱ ق) بر آن نوشتند، طبقات الحفاظ جلالالدین سیوطی (د ۹۱۱ق) و در سده اخیر فتح الکریم المنان فی آداب حملة القرآن علی بن محمد حسن دارای شهرت به ضباع مصری (د ۱۳۷۶ق) به فن تحریر درآمدند.
سنت نگهداری قرآن حتی امروزه و با وجود قابل انعطافافزارهای پرشماری که به یک اشاره هر کلمهای را در قرآن می یابند و تفاسیر و ترجمههای متعدد آن را نیز در قبال جوینده مینهند، همچنان با قوّت در سراسر عالم اسلام پیگیری می گردد. روایات نیز اندکاندک در زمره مطالبی قرار گرفتند که ازبر داشتن آن ها ارجی کمتر از حمل قرآن نداشت. صورتگیری دانش حدیث نیز دراین مورد تأثیری بسزا داشت، چون محدث بدون چاره از نگهداری روایات متفاوت بود تا بتواند با مقایسه آن ها سره و ناسره را از یکدیگر متمایز سازد. قبل از این در زمان اسلامی هماهنگ با اینشیوه علم آموزی، اثرها زیادی با ساختاری مطلوب برای ازبر داشتن (و طبعاً غالباً منظوم و گاه منثور البته مسجع و موزون) نگاشته شد که با عناوینی کلی مانند ارجوزه، یا این که منظومه و جز آن آوازه مییافت.
۵.۲ - درایه و شعور
بعضا پژوهندگان که پنداشتهاند طریق نگهداری، آفتی برای درک مطالب به وسیله دانشجو یان مسلمان بوده میباشد، ولی آیه ها زیادی که مسلمان ها را به تانی و فکر در طبیعت، نظام هستی و جز آن فرامیخواند، مارا بدین سود میرساند که در نظام یاد دادن و تربیت اسلامی که بر محور تمدن قرآن سازه گردیده بود، نگهداری شکل مطالب کفایت نمیکرد و به همین باعث اکثری از بزرگان و صاحب و مالکنظران آموختن و تربیت به تیزفهمی و قوه استنتاج دانشجوها بهای بسیار میدادهاند. [۱۳۳]
۵.۳ - سوال و جواب و مناقشه
سوال و جواب و نیز مناقشه بر راز جوابهای ارائه گردیده (اما با رعایت احترام مدرس) همواره یک کدام از مهم ترین طرزهای دانشآموزی بوده میباشد. مداقه این راه در دانشآموزی تا بدانجا ست که حتیدر اثرها آموزشی (یا این که به تعبیری سنت مکتوب یادگرفتن) نیز روش یافته میباشد. سنت کتابت اثرها آموزشی (بهویژه اثرها پندآموز) به روش سوال و جواب در کشور ایران باستان نیز ریشهای عمیق داشت و از مشهورترین این اثر ها که اما ماجرا پایانی آن به سده ۳ق گشوده می شود، بایستی به مینوی، کوچک، رساله خسروقبادان و ریدگی و... اشاره نمود. این شیوه در یادگرفتن علم ها دقیقه نیز به فعالیت میرفته میباشد که مشهورترین تاثیر دراین باره التفهیم ابوریحان بیرونی میباشد. نحوه مناقشه نیز رفلکس ویژهای در اثر ها مکتوب داشته میباشد. بهاینشکل که مؤلف گاه بعد از بیان لحاظ خویش پاسخ مخالفان خیالی را به طرزای مانند این جواب میبخشید: «و ان قیل.... قُلتُ...) این راه بهویژه در ردیهها و دیگر اثر ها احتجاجی (که اساساً پایه آن ها مناقشه میباشد) و نیز اثرها فقاهتی ترویج بسیار داشته میباشد.
در قرآن مجید بر سوال در هنگام ندانستن تأکید شدهاست «... فَسْئَلُوا اَهْلَ الذِّکرِ اِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» [۱۳۴] در روایات منسوب به نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز علم به گنجینههایی تشبیه گردیدهاست که کلیدش سوال میباشد. سازه بر این احادیث در پرسیدن ۳ (در برخی احادیث ۴) ثواب میباشد: ثواب خواهنده (پرسنده)، مربی یا این که گوینده و مستمع (و در بعضی احادیث: ثواب دوستار اینان، نک [۱۳۵] [۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸][۱۳۹]) خلیل بن احمد حتی مناظره (در واقع مناقشه و دعوا) محصل با معلم را برای دوراندیشی مدرس از ضعفهایش اثر گذار میشمارد («اجعل مناظرة المتعلم تنبیها علی ما لیس عندک»، نک[۱۴۰])
ماوردی آورده میباشد که بعضا دانشجو یان در تبعیت از مربی خویش بزرگ نمایی و به پیروی بسنده مینمایند تا جایی که هر چه وی میگوید، برایشان حجت میباشد و به احتجاج و سوال نمیپردازند و درصورتیکه ابعاد کسی در رد آنچه آنها از مدرس شنیدهاند، استدلالی صحیح آورد، پاسخشان این میباشد که خرابی این عامل از آنجا پیدا ست که روحانی ما چیزی درباره آن نگفت! ولی بیاعتمادی و بسیار پرسیدن از معلم نیز سزاوار وجود ندارد و خوب آنکه دانشجو در اعتقاد و باور به آموزگارش وسطرو (معتدل الرأی و میانگین الاعتقاد) باشد. [۱۴۱]
امتناع معلم از جواب در حالی که می داند (کتمان دانش) یا این که گزافهگویی و قصهسرایی در حالی که جواب را نمیداند، هر دو از نکوهیدهترین امور بود. سازه بر نص قرآن مجید خدا با دانشوران پیمان نموده است که دانش (آنچه را در کتاب الله آمده میباشد) بر سایر افراد پرنور سازند و از آنها پوشیده ندارند، چه، در شرایطی که اینگونه نمایند پروردگار و ملائکه اورا لعن خواهند کرد. [۱۴۲][۱۴۳] از نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) داستان کردهاند کسی که وقتی که از آنچه می داند، از او بپرسند و وی جواب ندهد و پوشیده دارااست، در روز رستاخیز بر دهانش لگامی از حریق خواهند زند. [۱۴۴][۱۴۵][۱۴۶][۱۴۷][۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱][۱۵۲][۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷] [۱۵۸] به لحاظ ماوردی، از آداب علما آن میباشد که در یاد دادن آنچه در آن زبردستاند، بخل نورزند و از آموختن آنچه می دانند، دوری نکنند. [۱۵۹]
در سنت نبوی، هرکس در جواب به پرسشی، از روی بیدانشی فتوا دهد، گم راه باشد و منحرف نماید. «اینجانب سئل فافتی بغیر دانش فقد ضل و اضل» [۱۶۰][۱۶۱] «اذا شکاف العالم عهدوپیمان لا ادری اصیبت مقاتله» و «هلک اینجانب شکاف لا ادری»
۵.۴ - مناظره و مباحثه و گفتوگو و محاضره
اینشیوه همچنان که از معانی کلمههایش پیداست، بیشتر فی مابین اشخاص صاحب و مالکحیث و اساتید چهره میداده میباشد (مثالای از کاربرد مناظره در مفهوم مناقشه بین طلبه و معلم پیشخیس بیان شد) ولی چه بسیار بزرگانی که از مجالس مناظره و محاضره فایده بسیار میبردند و بر علم آنان افزوده میشد. پیشخیس درباره عنایت سرفرازی در مجالس محاضره که به نوعی پیشیتصاحب کردن بر دیگری در حاضر جوابی و نغز سخنی و جز آن بود، حرف به در بین آمد. در کشور ایران باستان مجالس مناظره و محاضره نوشیروان که با حضور بزرگمهر و دیگر بزرگان دربار برگذار میشد، از آوازه بسیار بهره مند بود که تفصیل آن ها به شرح در مجالس هفتگانه نوشیروان آمده میباشد. [۱۶۲] فردوسی درباره فایدهوری حکیمی فرزانه زیرا بزرگمهر از مجالس مناظره اینگونه آورده میباشد. [۱۶۳]
«همی علم فراگرفت و اندرگذشت •••• وزان فیلسوفان سرش برگذشت»
سنت برگذاری مجالس مناظره و مباحثه علمی و فلسفی در زمان خلیفگان عباسی نیز به تلاش دولتمردان بلندپایه اهل ایران، به ویژه برمکیان که خویش مشربی فلسفی داشتند، اشاعه یافت. در روایتی که به سال ۱۷۱ق گشوده میشود، یحیی بن خالد برمکی بر آن میشود که مناظرهای علمی در میان بختیشوع بن جورجیس (د ۱۸۵ق) که از جندیشاپور برای معالجه هارون فرا خوانده گردیده بود و پزشکان حاضر در دربار زیرا ابوقریش عیسی، عبدالله طیفوری و داوود بن سرابیون برگذار نماید، ولی آنها از این فعالیت راز گشوده زدند و ابوقریش اذعان کرد که بین ما کسی وجود ندارد که یارای اینگونه کاری داشته باشد، چه وی، و پدرش و امثال وی (یعنی جندیشاپوریان) تمامی از فلاسفه و در مشاجره زبردست میباشند. بختیشوع بعد از سرافرازی در تست هارون، بر پزشکان دیگر برتری یافت و از آن پس تا هنگام مرگ دکتر منحصربهفرد خلیفه بود. [۱۶۴][۱۶۵][۱۶۶] (نشست تعدادی از پزشکان و ریاضیدانان در قصر عیسی بن علی و مشاجره درباره یک موضوع پزشکی [۱۶۷])
با اشراف بدون نقص آل بویه بر دستگاه خلافت در نصفه دوم سده ۴ق، سیاست تساهل و تسامح در قبال آراء متعدد بر رونق اینسیرتکامل محافل خاطر نشان کرد و برخی امرا و دولتمردان بلندپایه این دستگاه حکومت از این نیز بالاتر رفتند و قصر خویش را به مکانی برای برگذاری اینسیرتکامل مجالس تبدیل کردند. دراین دوران مجالس مباحثه از چنان اعتباری بهره مند بود که دانشمندی پررنگ زیرا ابوالوفا بوزجانی در ۳۶۰ق «نقیب مجلس و آراسته» (به اصطلاح مدرن: مدیریت نشست) بزرگان دربار عزالدوله بختیار بود. [۱۶۸]
کتاب الامتاع و المؤانسه ابوحیان توحیدی در واقع گزارشی از ۴۰ شب همنشینی و مباحثه ابوحیان توحیدی با ابنسعدان وزیر میباشد که به درخواست ابوالوفا بوزجانی به حرفه تحریر درآمد و اتفاقاً مسئله بعضی مباحث این جلسات، خویش مباحثات و مناظراتی فی مابین اشخاص دیگر میباشد. [۱۶۹][۱۷۰][۱۷۱][۱۷۲][۱۷۳][۱۷۴][۱۷۵][۱۷۶] ولی گزارش او از محفل علمی ابوسلیمان سجستانی که در پوسته کتاب المقابسات گرد آمده میباشد، اهمیتی به مراتب بیشخیس داراست.[۱۷۷] البته غزالی خیر فقط مناظره را موءثر ندانسته، بلکه باب چهارم از «کتاب العلم» احیاء علم ها الدین را به آفات مناظره و جدل و موقعیت اباحت آن تخصیص داده، و تصور تشابه مجالس مناظره به جلسات مشورت صحابه و «مفاوضات سلف» را از تلبیسات ابلیس برشمرده میباشد.
۵.۵ - سفرهای علمی
یک کدام از مهم ترین معیارهای انتخاب سکو علمی هر دانشور مسلمان شمار اساتید بلندپایهای بود که او در زمان دانشجویی از محضر آنها سود گرفته بود. ناگفته پیداست که هیچگاه کلیه استادان پر رنگ یک دانش در یک شهر گرد نمیآمدند. در سود ترسیم این بود که هیچ دانشوری والا شمرده نمیشد، مگر آنکه برای دستیابی محضر محققان نقاط متعدد توشه مسافرت بندد و به شهرهای متفاوت برود. حتی گاه بعضا دانشوران پر رنگ فقط برای استحصال به ورژنای از یک کتاب، (که به نوعی داستان مکتوب درس استادی پر رنگ بود) رنج سفرهای بس بدور دست را بر خویش هموار میساختند.
مثلا کمالالدین فارسی در پیشگفتار تنقیح المناظر اینگونه آورده میباشد: «زیرا خدای گرانقدر من را در جوانی با کلیه کوتاه دستی و گمراهی و سستی اثاثیه تلاش و نیرومندی مانع ها، موفقیت ارزانی داشت که سعی بر طلب دانش مصروف دارم، به میهنهای مختلف رخت میکشیدم و به دنبال یافتن بزرگان بودم تا از روشنی وی استحصال فروغ و روشنایی کنم، و اینگونه بود تا موفقیت رفیق اینجانب شد و به محضر قطبالدین شیرازی درآمدم و وی با لطف خود دست من را گرفت و پیوسته منرا به جستوجوی علم انگیخت.... پس پرسیدم که منش مطالعه دراین دستور (نورشناسی)، با پیش گویی اینکه مباحث مرتبط با آن در کتابهای هیئت کفاف نمی دهد، چیست؟ حضرتش ذکر کرد که در کودکی در برخی از کتابخانههای عجم کتابی در مناظر منسوب به ابنهیثم در دو جلد بلندمرتبه چشمام و شاید آنچه درپی آن میگردی در آن باشد، و بر اینجانب میباشد که گرچه در ثریا باشد، آن را به دست آورم. پس دشوار خواهان وصال به منظور شدم و در آن حین ورژن کتاب به خط ابن هیثم از شهر دوردستی به دست زمینخورد، منرا خواست و کتاب را به اینجانب اعطا کرد»

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم