از سیره نبوی و علوی در ارتباط حکومتداری اینگونه برمیآید که حکومت در اسلام ضمن هدف ها مشترکی که در دولت ها انسانی برای حکومت وجود داراست (مانند برقراری نظم و امنیت، تأمین نیازهای دنیوی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و جسمی و آزادیهای اجتماعی و سیاسی )، دو غرض عمده دیگر را نیز بایستی پیگیری نماید:
۱۲.۱ - کمال معنوی و اخلاقی عموم
رویش و کمال معنوی و اخلاقی عموم، که از مهم ترین مسئولیتهای رزرو حسینیه نصرت مشهد زمامدار جامعه اسلامی میباشد.
حضرت علی علیهالسلام علت خویش را از تایید حکومت، آشکارسازیِ علامتهای آئین پروردگار و اصلاح در میهنهای اسلامی شمرده تا در پرتو آن ستمدیدگان حس امنیت نمایند و حدود تعطیل گردیده الهی اقامه گردد . [۸۷]
۱۲.۲ - برقراری عدل و داد به دست عموم
برقراری عدل و داد به دست عموم، که از مهم ترین هدف ها ارسال پیامبران خوانده گردیده است. [۸۸][۸۹][۹۰]
امیرمؤمنان مقصود اساسی خویش را از تایید مسئولیت، ستاندن حقوق و دستمزد ضعیفان حسینیه نصرت مشهد و ستمدیدگان از اقویا و ستمپیشگان بیان نموده است [۹۱]او حاضر نشد برای قانع کردن زیادهطلبان از اجرای عدل و داد دیده بپوشد، هر یکسری حکومتش با آشوب و نبردافروزی روبهرو گردد.
به حیث وی، بیتالمال می بایست به تساوی دربین مسلمانها تقسیم خواهد شد . [۹۲]؛ حتی عدل آدرس حسینیه نصرت مشهد و داد بر عفو وبخشش برتری داراست، چون عدل و داد خیر صرفآ ارزشی شخصی، بلکه ارزشی اجتماعی میباشد . [۹۳]
اما اجرای احکام الهی در بعد ها متفاوت خویش پیشگفتار اجرای عدل و داد میباشد و تلقی اسلام از برقرار شدن عدل و داد، نیل عموم پایین مدیر یک حکومت (شهروندان) به دستمزد خویش در پرتو ضوابط اسلامی میباشد. [۹۴]
از همین منظر، جواب مصرح علی بن ابی طالب در شورای تعیین خلیفه سوم قابل تبیین میباشد.
آن حضرت هنگام سفارش خلافت تأکید کرد که خلافت را با این شرط میپذیرد که صرفا کتاب خداوند و سنّت فرستاده را مبنای مبادرت قرار دهد [۹۵][۹۶] چون تحقق عدل و داد تنها با التزام به آیین حق قابلیت و امکانپذیر میباشد.
با دقت به سنگینیِ مسئولیت حکومتداری در اسلام، حالت مشقت برای زمامدار اسلامی و کارگزاران وی مقرر شدهاست.
۱۳ - اوصاف ضروری حاکمیت شرع از بینش ملا محمد حسن هردنگی با دقت به شخصیت شناسی خصوصیت های حضرت علی(ع)
[دستکاری]
۱۳.۱ - داشتن دانش به آداب نظام جهان و نظام آئین
دیگر از قوانینی که از نفس این تعریفوتمجید فهمیده میشود این میباشد که می بایست اشتباه در نظام آئین و عالم از وی صادر نشود. این مضمون نتیجه ها نمیشود فارغ از ملکه عدل و داد بلکه پاکی. چه، غیر عادل خطاکار میباشد، و زیرا خطاکار شد نظام را مختل می نماید خیر پابرجا. تعجب میباشد از برادران که به همین طور تعریفوتمجید کرده اند امامت را، و ملتفت به اسباب نشده اند.
۱۳.۲ - قاضی اسلامی می بایست بداند که پیشوایی و خلافت به به جا مانده نیست
او این مسئله را جایی ذکر می نماید که به رفع شبهه ای جواب میدهد بهاین مضمون که برخی عموی رسول جناب عباس بن عبدالمطلب را سزاوار جانشینی دانسته و این رده را مرتبط با حضرت علی(ع) نمی دانستند و در مثل میگوید جماعتی را باور این میباشد که خلافت به ارثیه میباشد و از این جهت عباس بن عبدالمطلب که عمّ حضرت نبی بود را خلیفه میدانند. خرابی این باور ظواهر میباشد؛ چه مناط و ملاک و ترازو در خلافت اللهی که منزلت نبوّت، که اصل خلافت میباشد، دانش و علم و انصاف، ملکه عصمت و طهارت و تأیید به روحالقدس میباشد؛ و خلافت فرستاده هم خلافت خداست به واسطه فرستاده صلی الله علیه و آله و سلّم. پس بایستی همین ملاک و واحد سنجش در آن باشد. مثل ارث جنس وجود ندارد شک و تردید وجود ندارد که عباس رضی الله عنه دارنده این رده خلا...
۱۳.۳ - گزینش خلیفه و قاضی اسلامی با اجماع نمیباشد
او این مورد را در جواب به شبهه ای از برادران ذکر می نماید که مدعا میباشند استدلال تعیین جناب صدیق اجماع میباشد و میگوید شک و تردید وجود ندارد که نص ارجح میباشد چون که پروردگار و فرستاده اعرفاند به محلّ قابل خلافت. به همین سبب ساز میباشد که در امم سوابق نیز هیچ کس قائل نشده که گزینش خلیفه را به اجماع کرده باشند، و انتخاب به اجماع و بیعت مرجوح میباشد. چون که جعل خلیفه به دلیل مراقبت نظام و رفع خرابی میباشد و واگذاشتن به تفویض عموم سبب ترویج فتنه و اعلاء خرابی میباشد. علاوه که هرگاه نصب امام به سپردن رعیت شد برکنار وی نیز به تفویض وی خواهد بود، که برکنار یک کدام از ما یحتاج دارااست نصب دیگری را. پس می بایست امام سیخکی عموم باشد، به اصطلاح ولایت ما. اینگونه امامی نمیتواند دستور و نهی و حکمرانی نماید که یک رعیت بی رمز و پایی بگوید اینجانب تورا برکنار کردم. در شرایطی که ابوموسی اشعری به فریب قدمت و عاص علی علیهالسلام را بر کنار کرد.
۱۳.۴ - اعظم کارها معتبره در قاضی اسلامی داشتن کمالاتی از فضل و ادب، دانش، علم، عصمت مولد، نجابت، شرافت آبا و معروفیت به تقوی میباشد و حکم کننده اسلامی می بایست افضل از رعیت باشد
در این زمینه در تامین از خلیفه بودن حضرت علی میگوید : می بایست خلیفه افضل از رعیت هم باشد عقلاً؛ از جهت قبح دستور کردن فقید به اطاعت جاهل؛ و قبح نثار مفضول بر فاضل؛لِکونه ظُلماً وَ اِضلالاً؛ ممتنع میباشد که هرکس اشراف به کمالات هر کس فوق وی میباشد کند و به اندازه رده فضل و ادب و کمال وی عکس العمل، والّا مورد نیاز آید که آنچه را فوق در کمال فرض کردیم فوق نباشد، و آنکه را فاضل فرض کردیم مفضول باشد. زیرا این دو دستور که طهارت و افضلیت از رعیت باشد دارای اعتبار شد، ما یحتاج آمد که انتخاب خلیفه باایمان و فرستاده باشد؛ چه، برخوردگی بهاین دو صفت کسی را ممکن وجود ندارد، و محال میباشد که رعیت را از شعور این دو صفت به گونه ای که مناط صحّت خلافت میباشد سود باشد مگر به تأیید الهی، و خرق عادت.
و ولی تفصیلاً، دارای اعتبار میباشد در امام اینکه افضل از رعیت و اهل مجال خویش باشد، چون که درصورتی که افضل نباشد، یا این که هم اندازه خواهد با رعیت، یا این که ادون؛ در صورتیکه ادون باشد، ما یحتاج میآید ترجیح مرجوح بر راجح و این بالبداهه فسخ میباشد و در صورتی متساوی باشد ما یحتاج میآید ترجیح بلا مرجح، چه احد للمتساویین را بر دیگری ترجیح دادن نیازمند مفسده مزبوره میباشد. ترجیح بلا مرجح فسخ میباشد. هر یک سری اشاعره روا میدانند. چون که نیازمند میباشد ترجیح بلا مرجح، ترجح بلامرجح را که اشاعره نیز در بطلان آن با ما موافقند
۱۳.۵ - گزینش حکم کننده اسلامی نباید مطابق ریش سفیدی و بزرگسالی باشد
چه اینکه ریش سفیدان فراوانی که عمری در بت پرستی بودند و چه ریش سیاهانی مانند حضرت علی که از طفولیت اسلام آورد و میگوید باری مراعات نموده است که مسلمان ریش سپید و مسلمان ریش سیاه، سن نخستین بیشتر میباشد، پس بایستی فعالیت وی بیشتر باشد هرچند در خواب باشد، اما غافل از اینکه ریش سیاه با شغل خداپسند از فرصت طفولیت که خویش معترفند که علی علیهالسلام در طفولیت اسلام آورد، بایستی بیشتر باشد ثوابش از ریشی که در بت پرستی سپید گردد، ودر آن انتها کلمه و واژه اسلام به گویش روان نماید.
۱۳.۶ - حکم دهنده اسلامی حصار آئین و نظام مسلمین میباشد
او در مورد حقانیت امامت حضرت علی میگوید که در کدام از مرحله از آیین چه سنی و چه شیعه نقل کرده اند که علی مسیر را فارغ اسلام رفت اما در باب هر ۳ خلیفه دیگر از این موردها زیاد میباشد. قاضی می بایست عموم را به سمت معبود با حکمت و راهنمایی حسنه و مخالفین نظام اسلامی را با شجاعت از آیین پروردگار دفع نماید. امامت یا این که جانشینی بر امام اصل اسلام میباشد که نمو می نماید، فرع و شاخ بلند اسلام میباشد. امام دعوت می نماید به سوی پروردگار به حکمت و ارشاد حسنه، و دفع می نماید مخالفین را از آیین معبود. امام مثل آفتاب تابان میباشد که به روشنایی آن فقید پرنور میگردد خیر آنکه با ساخت و ساز مواقعی شبه ناک مسیر آئین را تغییر تحول یا این که در آن بدعت نماید.
۱۳.۷ - قاضی اسلامی فردی میباشد که بر پا می دارد نماز را و میدهد زکات و صدقه حتی درصورتی که در رکوع باشد
او این مورد را در جایی ذکر میدارد که کسانی در رد حضرت علی ذکر داشتند که چهگونه ممکن میباشد فردی در نماز باشد و صدقه بدهد و آخوند هردنگی به استناد آیه ولایت این مسئله را جواب میدهد.
۱۳.۸ - حکم کننده اسلامی نباید معروف به فسق، فجور و نابکاری باشد
او این زمینه را در جایی ذکر میدارد که خرابی مالی جناب عثمان به حدی رسیده بود که دیگر تحملش برای خیلی از مومنین قابل تحمل عدم وجود
۱۳.۹ - حکم دهنده اسلامی می بایست از صادقین بوده و کذاب نباشد
حکم دهنده می بایست با صراحت و صداقت با عموم عکس العمل کند و آخوند هردنگی این خصوصیت را جز در حضرت علی به نسبت بقیه خلفا نمی بیند آنجا که برای ثابت این مسئله شان نزول آیه صادقین را در زمینه ی حضرت علی میداند و به استناد منابع اهل تسنن مثلا قاضی حسکانى این مسئله را ثابت می کند. او ذکر می نماید که صادقین در واقع و نفس الامر، یا این که صادقین مشخص و معلوم الصدق به اختلاف قولین در وضع و اوضاع لفظ ها. در هر شکل دانش به صحت یا این که روش نفس الامر میباشد یا این که خویش نفس الامر.
آن زمانی نتیجه ها می گردد که آن فرد معصوم باشد. و لیس غیر علی معصوما؛ به حادثه طرفین. پاکی وی بزرگوار را ذکر کردیم. پس وی بزرگوار راست گو می باشند. و واجب میباشد بودن با وی بزرگوار؛ و تبعه خلفاء ثلاث با وی بزرگوار نیستند. پس بعداز پیامبر که معصوم و درست گو میباشد، اطاعت و بودن با وی بزرگوار واجب شد. قصد نداریم به خلافت و امامت مگر این معنا را.
۱۳.۱۰ - قاضی اسلامی قادر است دارنده وصایت و ولایت عامه و خاصه باشد
او دراین خصوص میگوید آنچه در فرستاده دارای اعتبار میباشد در امام هم دارای اعتبار میباشد، جز اینکه وحی به امام نمیشود، چون که امامت نیابت میباشد و نیابت مقتضی میباشد که آنچه در منصوب عنه باشد در نایب نیز باشد؛ مگر آنچه به جهت اثبات گردد عدم اعتبار آن،
۱۳.۱۱ - حکم دهنده اسلامی می بایست از سبقت گیرندگان در طاعات و وصال به پردیس باشد و در نهان و آشکار مالهای خودش را در رویکرد آفریدگار نفقه نماید
، درین خصوص میگوید از عامل خلافت بلافصل علی علیه السلام آیه شریفه میباشد "وَالسّابِقُونَ السّابِقون، اولئک المُقرَّبُون" و یعنی سبقت گیرندگان به طاعات، سبقت گیرندگان به جنات اند. منها آیه شریفه "الّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم بِاللَّیلِ و النَّهارِ سِراً وَ ... علانیه" درین خصوص میگوید چه، این آیه در حق علی علیه السلام نازل گردیده وقتی که چهار درهم تصدّق کرد، یا این که باری رطب بر اصحاب صفّه، به دوازده حدیث از شیوه های برادران و تصدیق اعیان از علماءشان. معنا آیه این میباشد که اشخاصی که نفقه می نمایند مالهای خویش را در منش آفریدگار در شب و روز، نهان و آشکار، ثواب وی بر خداوند میباشد تا پایان.
۱۳.۱۲ - وجود حکم دهنده اسلامی به استناد در بین جوهره نبوت و امامت از ضروریات میباشد
از ادلّه خلافت بلافصل علی علیهالسلام این میباشد که وسط واقعیت و جوهره نبوّت و واقعیت و جوهره امامت و خلافت، کمال، مناسبت میباشد، یعنی امامت درج شده میباشد در نبوّت؛از این جهت میباشد که در حق ابراهیم خلیل می فرماید پروردگار فقیه"إیَّ حاملک للناس اماماً"و بدین منجر میباشد که امام صوت ملک میشنود همانند پیامبر صلی الله علیه و آله و در نحوه سیر الی الله » حاملک للناس اماماً اولاً می بایست به رده امامت رسید تا قابل پوشیدن لباس نبوت شوید.
۱۳.۱۳ - قاضی اسلامی نباید به حریم ائمه اطهار ورود نماید یا این که آن ها را ترساندن یا این که تخویف کند
او این مسئله را در جایی ذکر می نماید که جناب صدیق و فاروق به فدک دست زده و درب خانه حضرت زهرا (س)را شکستند و میگوید از مطاعن و قبایح جاری ساختن صادره از ابیبکر میباشد اینکه قصد کرد احراق بیت فاطمه را که علی و حسنین و عده ای از بنیهاشم در آن بودند، و وی را ترساندن و تخویف کردند که یا این که خارج آیید و بیعت فرمایید و یا این که منزل را بر شما بسوزانیم با آنچه در آن میباشد. چاقو زبیر را شکستند و اورا و علی را به عنف و قهر قدمت و خالد به نزد ابوبکر آوردند.
۱۳.۱۴ - قاضی اسلامی باید تا پیش از وصال بدین رده جزئی اموری از کارها مسلمان ها به او اختیار گردیده و درین خصوص چیره باشد
او این قضیه را در جایی ذکر می نماید که در مطاعن جناب صدیق ذکر میدارد که در صورتیکه وی از مسئولیت پذیری و کاردانی بهره مند می بود فرستاده در طی حیاتش کناره ای از کارها مسلمین را به او واگذار میکرد و در جایی میگوید از چیزهایی که طعن میباشد بر ابوبکر و استدلال میباشد بر عدم استحقاق وی سکو خلافت و سر گروهی عامّه روش این میباشد که هیچوقت جزیی امری را از کارها به وی مفوّض نفرمودند فرستاده صلیالله علیه و آله؛ و با اینکه خیلی شوق و اشتیاق داشتند که عده ای پیدا شوند که به فرمان وی بزرگوار متصدّی و کارگزار باشند. پس مشخص و معلوم میباشد که آن قابلیت و امکان در وجود ابی دیده نشده عدم وجود.
از سیره نبوی و علوی در ارتباط حکومتداری اینگونه برمیآید که حکومت در اسلام ضمن هدف ها مشترکی که در دولت ها انسانی برای حکومت وجود داراست (مانند برقراری نظم و امنیت، تأمین نیازهای دنیوی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و جسمی و آزادیهای اجتماعی و سیاسی )، دو غرض عمده دیگر را نیز بایستی پیگیری نماید:
۱۲.۱ - کمال معنوی و اخلاقی عموم
رویش و کمال معنوی و اخلاقی عموم، که از مهم ترین مسئولیتهای رزرو حسینیه نصرت مشهد زمامدار جامعه اسلامی میباشد.
حضرت علی علیهالسلام علت خویش را از تایید حکومت، آشکارسازیِ علامتهای آئین پروردگار و اصلاح در میهنهای اسلامی شمرده تا در پرتو آن ستمدیدگان حس امنیت نمایند و حدود تعطیل گردیده الهی اقامه گردد . [۸۷]
۱۲.۲ - برقراری عدل و داد به دست عموم
برقراری عدل و داد به دست عموم، که از مهم ترین هدف ها ارسال پیامبران خوانده گردیده است. [۸۸][۸۹][۹۰]
امیرمؤمنان مقصود اساسی خویش را از تایید مسئولیت، ستاندن حقوق و دستمزد ضعیفان حسینیه نصرت مشهد و ستمدیدگان از اقویا و ستمپیشگان بیان نموده است [۹۱]او حاضر نشد برای قانع کردن زیادهطلبان از اجرای عدل و داد دیده بپوشد، هر یکسری حکومتش با آشوب و نبردافروزی روبهرو گردد.
به حیث وی، بیتالمال می بایست به تساوی دربین مسلمانها تقسیم خواهد شد . [۹۲]؛ حتی عدل آدرس حسینیه نصرت مشهد و داد بر عفو وبخشش برتری داراست، چون عدل و داد خیر صرفآ ارزشی شخصی، بلکه ارزشی اجتماعی میباشد . [۹۳]
اما اجرای احکام الهی در بعد ها متفاوت خویش پیشگفتار اجرای عدل و داد میباشد و تلقی اسلام از برقرار شدن عدل و داد، نیل عموم پایین مدیر یک حکومت (شهروندان) به دستمزد خویش در پرتو ضوابط اسلامی میباشد. [۹۴]
از همین منظر، جواب مصرح علی بن ابی طالب در شورای تعیین خلیفه سوم قابل تبیین میباشد.
آن حضرت هنگام سفارش خلافت تأکید کرد که خلافت را با این شرط میپذیرد که صرفا کتاب خداوند و سنّت فرستاده را مبنای مبادرت قرار دهد [۹۵][۹۶] چون تحقق عدل و داد تنها با التزام به آیین حق قابلیت و امکانپذیر میباشد.
با دقت به سنگینیِ مسئولیت حکومتداری در اسلام، حالت مشقت برای زمامدار اسلامی و کارگزاران وی مقرر شدهاست.
۱۳ - اوصاف ضروری حاکمیت شرع از بینش ملا محمد حسن هردنگی با دقت به شخصیت شناسی خصوصیت های حضرت علی(ع)
[دستکاری]
۱۳.۱ - داشتن دانش به آداب نظام جهان و نظام آئین
دیگر از قوانینی که از نفس این تعریفوتمجید فهمیده میشود این میباشد که می بایست اشتباه در نظام آئین و عالم از وی صادر نشود. این مضمون نتیجه ها نمیشود فارغ از ملکه عدل و داد بلکه پاکی. چه، غیر عادل خطاکار میباشد، و زیرا خطاکار شد نظام را مختل می نماید خیر پابرجا. تعجب میباشد از برادران که به همین طور تعریفوتمجید کرده اند امامت را، و ملتفت به اسباب نشده اند.
۱۳.۲ - قاضی اسلامی می بایست بداند که پیشوایی و خلافت به به جا مانده نیست
او این مسئله را جایی ذکر می نماید که به رفع شبهه ای جواب میدهد بهاین مضمون که برخی عموی رسول جناب عباس بن عبدالمطلب را سزاوار جانشینی دانسته و این رده را مرتبط با حضرت علی(ع) نمی دانستند و در مثل میگوید جماعتی را باور این میباشد که خلافت به ارثیه میباشد و از این جهت عباس بن عبدالمطلب که عمّ حضرت نبی بود را خلیفه میدانند. خرابی این باور ظواهر میباشد؛ چه مناط و ملاک و ترازو در خلافت اللهی که منزلت نبوّت، که اصل خلافت میباشد، دانش و علم و انصاف، ملکه عصمت و طهارت و تأیید به روحالقدس میباشد؛ و خلافت فرستاده هم خلافت خداست به واسطه فرستاده صلی الله علیه و آله و سلّم. پس بایستی همین ملاک و واحد سنجش در آن باشد. مثل ارث جنس وجود ندارد شک و تردید وجود ندارد که عباس رضی الله عنه دارنده این رده خلا...
۱۳.۳ - گزینش خلیفه و قاضی اسلامی با اجماع نمیباشد
او این مورد را در جواب به شبهه ای از برادران ذکر می نماید که مدعا میباشند استدلال تعیین جناب صدیق اجماع میباشد و میگوید شک و تردید وجود ندارد که نص ارجح میباشد چون که پروردگار و فرستاده اعرفاند به محلّ قابل خلافت. به همین سبب ساز میباشد که در امم سوابق نیز هیچ کس قائل نشده که گزینش خلیفه را به اجماع کرده باشند، و انتخاب به اجماع و بیعت مرجوح میباشد. چون که جعل خلیفه به دلیل مراقبت نظام و رفع خرابی میباشد و واگذاشتن به تفویض عموم سبب ترویج فتنه و اعلاء خرابی میباشد. علاوه که هرگاه نصب امام به سپردن رعیت شد برکنار وی نیز به تفویض وی خواهد بود، که برکنار یک کدام از ما یحتاج دارااست نصب دیگری را. پس می بایست امام سیخکی عموم باشد، به اصطلاح ولایت ما. اینگونه امامی نمیتواند دستور و نهی و حکمرانی نماید که یک رعیت بی رمز و پایی بگوید اینجانب تورا برکنار کردم. در شرایطی که ابوموسی اشعری به فریب قدمت و عاص علی علیهالسلام را بر کنار کرد.
۱۳.۴ - اعظم کارها معتبره در قاضی اسلامی داشتن کمالاتی از فضل و ادب، دانش، علم، عصمت مولد، نجابت، شرافت آبا و معروفیت به تقوی میباشد و حکم کننده اسلامی می بایست افضل از رعیت باشد
در این زمینه در تامین از خلیفه بودن حضرت علی میگوید : می بایست خلیفه افضل از رعیت هم باشد عقلاً؛ از جهت قبح دستور کردن فقید به اطاعت جاهل؛ و قبح نثار مفضول بر فاضل؛لِکونه ظُلماً وَ اِضلالاً؛ ممتنع میباشد که هرکس اشراف به کمالات هر کس فوق وی میباشد کند و به اندازه رده فضل و ادب و کمال وی عکس العمل، والّا مورد نیاز آید که آنچه را فوق در کمال فرض کردیم فوق نباشد، و آنکه را فاضل فرض کردیم مفضول باشد. زیرا این دو دستور که طهارت و افضلیت از رعیت باشد دارای اعتبار شد، ما یحتاج آمد که انتخاب خلیفه باایمان و فرستاده باشد؛ چه، برخوردگی بهاین دو صفت کسی را ممکن وجود ندارد، و محال میباشد که رعیت را از شعور این دو صفت به گونه ای که مناط صحّت خلافت میباشد سود باشد مگر به تأیید الهی، و خرق عادت.
و ولی تفصیلاً، دارای اعتبار میباشد در امام اینکه افضل از رعیت و اهل مجال خویش باشد، چون که درصورتی که افضل نباشد، یا این که هم اندازه خواهد با رعیت، یا این که ادون؛ در صورتیکه ادون باشد، ما یحتاج میآید ترجیح مرجوح بر راجح و این بالبداهه فسخ میباشد و در صورتی متساوی باشد ما یحتاج میآید ترجیح بلا مرجح، چه احد للمتساویین را بر دیگری ترجیح دادن نیازمند مفسده مزبوره میباشد. ترجیح بلا مرجح فسخ میباشد. هر یک سری اشاعره روا میدانند. چون که نیازمند میباشد ترجیح بلا مرجح، ترجح بلامرجح را که اشاعره نیز در بطلان آن با ما موافقند
۱۳.۵ - گزینش حکم کننده اسلامی نباید مطابق ریش سفیدی و بزرگسالی باشد
چه اینکه ریش سفیدان فراوانی که عمری در بت پرستی بودند و چه ریش سیاهانی مانند حضرت علی که از طفولیت اسلام آورد و میگوید باری مراعات نموده است که مسلمان ریش سپید و مسلمان ریش سیاه، سن نخستین بیشتر میباشد، پس بایستی فعالیت وی بیشتر باشد هرچند در خواب باشد، اما غافل از اینکه ریش سیاه با شغل خداپسند از فرصت طفولیت که خویش معترفند که علی علیهالسلام در طفولیت اسلام آورد، بایستی بیشتر باشد ثوابش از ریشی که در بت پرستی سپید گردد، ودر آن انتها کلمه و واژه اسلام به گویش روان نماید.
۱۳.۶ - حکم دهنده اسلامی حصار آئین و نظام مسلمین میباشد
او در مورد حقانیت امامت حضرت علی میگوید که در کدام از مرحله از آیین چه سنی و چه شیعه نقل کرده اند که علی مسیر را فارغ اسلام رفت اما در باب هر ۳ خلیفه دیگر از این موردها زیاد میباشد. قاضی می بایست عموم را به سمت معبود با حکمت و راهنمایی حسنه و مخالفین نظام اسلامی را با شجاعت از آیین پروردگار دفع نماید. امامت یا این که جانشینی بر امام اصل اسلام میباشد که نمو می نماید، فرع و شاخ بلند اسلام میباشد. امام دعوت می نماید به سوی پروردگار به حکمت و ارشاد حسنه، و دفع می نماید مخالفین را از آیین معبود. امام مثل آفتاب تابان میباشد که به روشنایی آن فقید پرنور میگردد خیر آنکه با ساخت و ساز مواقعی شبه ناک مسیر آئین را تغییر تحول یا این که در آن بدعت نماید.
۱۳.۷ - قاضی اسلامی فردی میباشد که بر پا می دارد نماز را و میدهد زکات و صدقه حتی درصورتی که در رکوع باشد
او این مورد را در جایی ذکر میدارد که کسانی در رد حضرت علی ذکر داشتند که چهگونه ممکن میباشد فردی در نماز باشد و صدقه بدهد و آخوند هردنگی به استناد آیه ولایت این مسئله را جواب میدهد.
۱۳.۸ - حکم کننده اسلامی نباید معروف به فسق، فجور و نابکاری باشد
او این زمینه را در جایی ذکر میدارد که خرابی مالی جناب عثمان به حدی رسیده بود که دیگر تحملش برای خیلی از مومنین قابل تحمل عدم وجود
۱۳.۹ - حکم دهنده اسلامی می بایست از صادقین بوده و کذاب نباشد
حکم دهنده می بایست با صراحت و صداقت با عموم عکس العمل کند و آخوند هردنگی این خصوصیت را جز در حضرت علی به نسبت بقیه خلفا نمی بیند آنجا که برای ثابت این مسئله شان نزول آیه صادقین را در زمینه ی حضرت علی میداند و به استناد منابع اهل تسنن مثلا قاضی حسکانى این مسئله را ثابت می کند. او ذکر می نماید که صادقین در واقع و نفس الامر، یا این که صادقین مشخص و معلوم الصدق به اختلاف قولین در وضع و اوضاع لفظ ها. در هر شکل دانش به صحت یا این که روش نفس الامر میباشد یا این که خویش نفس الامر.
آن زمانی نتیجه ها می گردد که آن فرد معصوم باشد. و لیس غیر علی معصوما؛ به حادثه طرفین. پاکی وی بزرگوار را ذکر کردیم. پس وی بزرگوار راست گو می باشند. و واجب میباشد بودن با وی بزرگوار؛ و تبعه خلفاء ثلاث با وی بزرگوار نیستند. پس بعداز پیامبر که معصوم و درست گو میباشد، اطاعت و بودن با وی بزرگوار واجب شد. قصد نداریم به خلافت و امامت مگر این معنا را.
۱۳.۱۰ - قاضی اسلامی قادر است دارنده وصایت و ولایت عامه و خاصه باشد
او دراین خصوص میگوید آنچه در فرستاده دارای اعتبار میباشد در امام هم دارای اعتبار میباشد، جز اینکه وحی به امام نمیشود، چون که امامت نیابت میباشد و نیابت مقتضی میباشد که آنچه در منصوب عنه باشد در نایب نیز باشد؛ مگر آنچه به جهت اثبات گردد عدم اعتبار آن،
۱۳.۱۱ - حکم دهنده اسلامی می بایست از سبقت گیرندگان در طاعات و وصال به پردیس باشد و در نهان و آشکار مالهای خودش را در رویکرد آفریدگار نفقه نماید
، درین خصوص میگوید از عامل خلافت بلافصل علی علیه السلام آیه شریفه میباشد "وَالسّابِقُونَ السّابِقون، اولئک المُقرَّبُون" و یعنی سبقت گیرندگان به طاعات، سبقت گیرندگان به جنات اند. منها آیه شریفه "الّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم بِاللَّیلِ و النَّهارِ سِراً وَ ... علانیه" درین خصوص میگوید چه، این آیه در حق علی علیه السلام نازل گردیده وقتی که چهار درهم تصدّق کرد، یا این که باری رطب بر اصحاب صفّه، به دوازده حدیث از شیوه های برادران و تصدیق اعیان از علماءشان. معنا آیه این میباشد که اشخاصی که نفقه می نمایند مالهای خویش را در منش آفریدگار در شب و روز، نهان و آشکار، ثواب وی بر خداوند میباشد تا پایان.
۱۳.۱۲ - وجود حکم دهنده اسلامی به استناد در بین جوهره نبوت و امامت از ضروریات میباشد
از ادلّه خلافت بلافصل علی علیهالسلام این میباشد که وسط واقعیت و جوهره نبوّت و واقعیت و جوهره امامت و خلافت، کمال، مناسبت میباشد، یعنی امامت درج شده میباشد در نبوّت؛از این جهت میباشد که در حق ابراهیم خلیل می فرماید پروردگار فقیه"إیَّ حاملک للناس اماماً"و بدین منجر میباشد که امام صوت ملک میشنود همانند پیامبر صلی الله علیه و آله و در نحوه سیر الی الله » حاملک للناس اماماً اولاً می بایست به رده امامت رسید تا قابل پوشیدن لباس نبوت شوید.
۱۳.۱۳ - قاضی اسلامی نباید به حریم ائمه اطهار ورود نماید یا این که آن ها را ترساندن یا این که تخویف کند
او این مسئله را در جایی ذکر می نماید که جناب صدیق و فاروق به فدک دست زده و درب خانه حضرت زهرا (س)را شکستند و میگوید از مطاعن و قبایح جاری ساختن صادره از ابیبکر میباشد اینکه قصد کرد احراق بیت فاطمه را که علی و حسنین و عده ای از بنیهاشم در آن بودند، و وی را ترساندن و تخویف کردند که یا این که خارج آیید و بیعت فرمایید و یا این که منزل را بر شما بسوزانیم با آنچه در آن میباشد. چاقو زبیر را شکستند و اورا و علی را به عنف و قهر قدمت و خالد به نزد ابوبکر آوردند.
۱۳.۱۴ - قاضی اسلامی باید تا پیش از وصال بدین رده جزئی اموری از کارها مسلمان ها به او اختیار گردیده و درین خصوص چیره باشد
او این قضیه را در جایی ذکر می نماید که در مطاعن جناب صدیق ذکر میدارد که در صورتیکه وی از مسئولیت پذیری و کاردانی بهره مند می بود فرستاده در طی حیاتش کناره ای از کارها مسلمین را به او واگذار میکرد و در جایی میگوید از چیزهایی که طعن میباشد بر ابوبکر و استدلال میباشد بر عدم استحقاق وی سکو خلافت و سر گروهی عامّه روش این میباشد که هیچوقت جزیی امری را از کارها به وی مفوّض نفرمودند فرستاده صلیالله علیه و آله؛ و با اینکه خیلی شوق و اشتیاق داشتند که عده ای پیدا شوند که به فرمان وی بزرگوار متصدّی و کارگزار باشند. پس مشخص و معلوم میباشد که آن قابلیت و امکان در وجود ابی دیده نشده عدم وجود.

مراسمها و آیینهای مذهبی حسینیه نصرت مشهد