مذهب و مدرسه فکری حسن بصری
درباره مدرسه فکری حسن حادثه حیث نیست؛ اورا معتزلی، شیعی، درپی مذهب مرجئه و معتقد به مبانی اشاعره دانستهاند. [۷۹] بعضی از ابن ابی العوجا، که آغاز محصل حسن بود و بعد از زندیقان شد، ماجرا کردهاند که حسن گاهی به سوی قدریان و هنگامی به سمت جبریان متمایل میگردیدهاست.[۸۰] ولی به لحاظ می رسد با استناد به گفته وی نمیاقتدار مطلبی را اثبات کرد. افزون بر آن که سخنان و احادیث حسن در تخطئه جبر و قدر و تأیید موضع شیعه در این مورد، بارها در متن ها شیعی گزینه استناد و ثنا قرار حسینیه نصرت مشهد گرفته میباشد.[۸۱]
عبدالرحمان بدوی[۸۲] نیز بر مبنا دوری حسن از جواب به سوال حجاج درباره امام علی(ع) و عثمان، اورا از نهادگذاران مرجئه دانسته میباشد. البته حسن بارها معاویه، یزید و حجاج و بخش اعظمی دیگر از قدرتمندان را محکوم کرده و حتی حکمرانان بعدازظهر خویش را منافق خوانده میباشد.[۸۳] همینطور اقوال و احادیث به جامانده از حسن راجعبه مضمون ایمان، حکایت از مخالفت جدّی وی با مرجئه آدرس حسینیه نصرت مشهد داراست.[۸۴]
برخی هم بر آناند که حسن، بعد از ترساندن شدن، از اظهار مخالفت با نظریه عامه سنّیان درباره قدر بازایستاده میباشد.[۸۵] ولی در شرایطیکه هم اثبات گردد که حسن در پارهای مورد ها به یکیاز دو طرف جبر یا این که سپردن رغبت یافته میباشد، بایستی این گفتهها را با کل گفتگوها وی رزرو حسینیه نصرت مشهد سنجید.
از زمانه حسن تاکنون درباره وی گزارشهایی مطرح بوده میباشد که بعضی آن را حاکی از مخالفت حسن با امامان شیعه، خاصه امام علی(ع)، دانستهاند. به عنوان مثالً طبرسی[۸۶] ماجرا نموده است که در بصره علی(ع) از حسن استدلال کمپانی نکردنش در نزاع جمل را پرسید و حسن عامل آن را جهنمی بودن قتل کننده و کشته شده اذعان کرد. طبق روایتی دیگر،[۸۷] بعد از نبرد جمل و ورود امام علی به بصره، آن حضرت خطاب به حسن که قصد نگارش عرایض وی را داشت گفته بود هر امتی سامریای داراست و سامری این امت حسن میباشد که اطمینان به نبرد کردن ندارد. همینطور نقل گردیده است که حسن عمداً در کربلا به سپاه امام حسین(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نپیوست.[۸۸]
درباره دو ماجرا اولیه بایستی اعلام کرد که خلال آنکه فاقد سندند، به نظر تاریخی نیز نمیتوانند صحیح باشند، چون پیکار جمل در سال ۳۶ق وقوع افتاد و حسن دراین مجال حداکثر پانزده ساله بود. ولی قبل از دعوا مدرک و موضوع تاریخی این دو ماجرا و نیز احادیث دیگری که در تأیید اقدامات علی(ع) در نزاع جمل از حسن بیان شده،[۸۹] روحانی اثرگذار در امالی[۹۰] قصه اولیه را به سیرتکامل دیگری نقل نموده است. در آنجا حسن خیر فقط جواب بیادبانهای به سؤال امام نداده، بلکه حتی از وی موعظه مراد میباشد. ولی در امر داستان سوم، حضور نیافتن حسن در کربلا می تواند بهاین ادله باشد که به موقع از ورود سپاه امام به کربلا آگاه نشد، همچنان که هیچ یک از رجال بصره، که قصد کمک کردن امام حسین(ع) را داشتند، مجال پیوستن به امام را نیافتند. به علاوه، ابن زیاد همگی رویههایی را که به آن مرزوبوم منتهی میشد بسته بود. دیگر آنکه نقل میباشد که حسن چنان به اهل بیت علیهم السلام دلبستگی داشت که با شنیدن خبر شهید شدن امام حسین(ع)، به شدت گریست و بعد از آن اذعان کرد: «خداوند خوار نماید امتی را که فرزند پیامبرش را کشت».[۹۱]
حسن در اشاعه برخی معتقدات که امامان شیعه یاد دادن میدادند و نیز آموزههایی که تیم آموزهای شیعه را تشکیل میدهند، گامهای بلندی برداشت، از آن پاراگراف میباشد: نفی رؤیت باری گرانقدر، شفاعت، مهدویت، امامتِ امامان اهل بیت و شمار آن ها، تخطئه قیاس، تقیه، سرانجام فرزندان نامسلمانان، معراج نبی صلی اللّه علیه وآله وسلم، خطاهای فاحش خلفا، نکاح موقت، زمینه ارثیه رسول صلی اللّه علیه وآله وسلم، تقدیس بزرگان شیعه همانند سلمان و عمار یاسر.[۹۲]
او همینطور امامان شیعه را ثنا نموده است. برای مثالً از علی(ع) تحت عنوان ربّانی این امت و شایسته ترین شخص امت رسول(ص) و اولیه مؤمن و نمازگزار با او و از همسر و دو فرزندش تحت عنوان شایسته ترین کسان بعد از او خاطر کرده و نیز، به گزارش عبدالله بن مسعود، گفته میباشد که در قیامت، علی(ع) بر کرسی فروغ و روشنایی نشسته میباشد و صرفا کسی می تواند از صراط بگذرد که ولایت وی و اهل بیت اورا داشته باشد.[۹۳]
مذهب و مدرسه فکری حسن بصری
درباره مدرسه فکری حسن حادثه حیث نیست؛ اورا معتزلی، شیعی، درپی مذهب مرجئه و معتقد به مبانی اشاعره دانستهاند. [۷۹] بعضی از ابن ابی العوجا، که آغاز محصل حسن بود و بعد از زندیقان شد، ماجرا کردهاند که حسن گاهی به سوی قدریان و هنگامی به سمت جبریان متمایل میگردیدهاست.[۸۰] ولی به لحاظ می رسد با استناد به گفته وی نمیاقتدار مطلبی را اثبات کرد. افزون بر آن که سخنان و احادیث حسن در تخطئه جبر و قدر و تأیید موضع شیعه در این مورد، بارها در متن ها شیعی گزینه استناد و ثنا قرار حسینیه نصرت مشهد گرفته میباشد.[۸۱]
عبدالرحمان بدوی[۸۲] نیز بر مبنا دوری حسن از جواب به سوال حجاج درباره امام علی(ع) و عثمان، اورا از نهادگذاران مرجئه دانسته میباشد. البته حسن بارها معاویه، یزید و حجاج و بخش اعظمی دیگر از قدرتمندان را محکوم کرده و حتی حکمرانان بعدازظهر خویش را منافق خوانده میباشد.[۸۳] همینطور اقوال و احادیث به جامانده از حسن راجعبه مضمون ایمان، حکایت از مخالفت جدّی وی با مرجئه آدرس حسینیه نصرت مشهد داراست.[۸۴]
برخی هم بر آناند که حسن، بعد از ترساندن شدن، از اظهار مخالفت با نظریه عامه سنّیان درباره قدر بازایستاده میباشد.[۸۵] ولی در شرایطیکه هم اثبات گردد که حسن در پارهای مورد ها به یکیاز دو طرف جبر یا این که سپردن رغبت یافته میباشد، بایستی این گفتهها را با کل گفتگوها وی رزرو حسینیه نصرت مشهد سنجید.
از زمانه حسن تاکنون درباره وی گزارشهایی مطرح بوده میباشد که بعضی آن را حاکی از مخالفت حسن با امامان شیعه، خاصه امام علی(ع)، دانستهاند. به عنوان مثالً طبرسی[۸۶] ماجرا نموده است که در بصره علی(ع) از حسن استدلال کمپانی نکردنش در نزاع جمل را پرسید و حسن عامل آن را جهنمی بودن قتل کننده و کشته شده اذعان کرد. طبق روایتی دیگر،[۸۷] بعد از نبرد جمل و ورود امام علی به بصره، آن حضرت خطاب به حسن که قصد نگارش عرایض وی را داشت گفته بود هر امتی سامریای داراست و سامری این امت حسن میباشد که اطمینان به نبرد کردن ندارد. همینطور نقل گردیده است که حسن عمداً در کربلا به سپاه امام حسین(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نپیوست.[۸۸]
درباره دو ماجرا اولیه بایستی اعلام کرد که خلال آنکه فاقد سندند، به نظر تاریخی نیز نمیتوانند صحیح باشند، چون پیکار جمل در سال ۳۶ق وقوع افتاد و حسن دراین مجال حداکثر پانزده ساله بود. ولی قبل از دعوا مدرک و موضوع تاریخی این دو ماجرا و نیز احادیث دیگری که در تأیید اقدامات علی(ع) در نزاع جمل از حسن بیان شده،[۸۹] روحانی اثرگذار در امالی[۹۰] قصه اولیه را به سیرتکامل دیگری نقل نموده است. در آنجا حسن خیر فقط جواب بیادبانهای به سؤال امام نداده، بلکه حتی از وی موعظه مراد میباشد. ولی در امر داستان سوم، حضور نیافتن حسن در کربلا می تواند بهاین ادله باشد که به موقع از ورود سپاه امام به کربلا آگاه نشد، همچنان که هیچ یک از رجال بصره، که قصد کمک کردن امام حسین(ع) را داشتند، مجال پیوستن به امام را نیافتند. به علاوه، ابن زیاد همگی رویههایی را که به آن مرزوبوم منتهی میشد بسته بود. دیگر آنکه نقل میباشد که حسن چنان به اهل بیت علیهم السلام دلبستگی داشت که با شنیدن خبر شهید شدن امام حسین(ع)، به شدت گریست و بعد از آن اذعان کرد: «خداوند خوار نماید امتی را که فرزند پیامبرش را کشت».[۹۱]
حسن در اشاعه برخی معتقدات که امامان شیعه یاد دادن میدادند و نیز آموزههایی که تیم آموزهای شیعه را تشکیل میدهند، گامهای بلندی برداشت، از آن پاراگراف میباشد: نفی رؤیت باری گرانقدر، شفاعت، مهدویت، امامتِ امامان اهل بیت و شمار آن ها، تخطئه قیاس، تقیه، سرانجام فرزندان نامسلمانان، معراج نبی صلی اللّه علیه وآله وسلم، خطاهای فاحش خلفا، نکاح موقت، زمینه ارثیه رسول صلی اللّه علیه وآله وسلم، تقدیس بزرگان شیعه همانند سلمان و عمار یاسر.[۹۲]
او همینطور امامان شیعه را ثنا نموده است. برای مثالً از علی(ع) تحت عنوان ربّانی این امت و شایسته ترین شخص امت رسول(ص) و اولیه مؤمن و نمازگزار با او و از همسر و دو فرزندش تحت عنوان شایسته ترین کسان بعد از او خاطر کرده و نیز، به گزارش عبدالله بن مسعود، گفته میباشد که در قیامت، علی(ع) بر کرسی فروغ و روشنایی نشسته میباشد و صرفا کسی می تواند از صراط بگذرد که ولایت وی و اهل بیت اورا داشته باشد.[۹۳]

مراسمها و آیینهای مذهبی حسینیه نصرت مشهد