loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 19
يکشنبه 14 بهمن 1403 زمان : 10:13


تعلق معاد به مورد نفس
بیان شده ثابت معاد و برگشت ارواح و نفوس به تن‌ها مبنی بر تجرّد نفس و بقای آن میباشد.[۷۳] محمدتقی مصباح یزدی اعتقاد دارد درصورتی که می‌قدرت حیات بعد از مرگ را به طور درست تصور کرد که نفس را مجرد و غیر از تن و خاصیت آن دانست.[۷۴] از لحاظ او، در شکل عدم اعتقاد و باور به تجرد نفس، فرض معاد و حیات دوباره سنجیده نخواهد بود.[۷۵] بر این پایه، تصور درست و سنجیده معاد بر اساس تایید این کارها میباشد: وجود روح (نفس)، جوهر بودن روح، استقلال روح از تن و بقای آن بعداز مرگ تن، و پذیرفتن اینکه روح نصیب اساسی و واقعیت آدم میباشد و تازمانیکه باقی باشد، انسانیتِ بشر محفوظ حسینیه نصرت مشهد خواهد بود.[۷۶]

مسیحیان نیز غالباً حیات بعد از مرگ را با یقین به نفس مجرد و غیر وابسته از تن قابلیت‌پذیر می دانند تا جایی که بیان شده کلیه اندیشمندان اصلی در تاریخ مسیحیت این طریقه را آدرس حسینیه نصرت مشهد پذیرفته‌اند.[۷۷]

زمینه این‌همانیِ بشرِ مادی و اخروی
اعتقاد و باور به معاد را بر پایه ی این واقعیت دانسته‌اند که انسانی که در آخرت زنده میشود، به عبارتی انسانی میباشد که در عالم معاش می کرد. از این موضوع با تیتر «هوهویَت» یا این که این‌همانی خاطر گردیده است.[۷۸] منظور از این‌همانیِ فردی در مشاجره معاد این میباشد که آیا شخصی که بعداز مرگ باقی میباشد، به نظر عددی و خیر به حیث کیفیت و خصوصیت‌ها،[یادداشت ۱] به عبارتی کسی میباشد که قبل از مرگ معاش می کرد.[۷۹] بیشتر الهی‌دانان و فیلسوفان مسلمان[مستلزم منبع] و مسیحی[۸۰] این‌همانیِ فردیِ عددی را پذیرفته‌اند. نقل شده کتاب مقدس مسیحیان نیز این حیث را یاددادن داده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۸۱]

در اینکه برهان وحدت و این‌همانیِ بشرِ مادی (قبل از مرگ) با آدم اخروی (آدم بعداز مرگ) چیست و به چه ادله، فردِ بعداز مرگ به عبارتی فردِ قبل از مرگ میباشد، فیلسوفان مسلمان نفس را ترازو و دلیل یکی‌از بودن بشر مادی و اخروی دانسته‌اند. از لحاظ آنها، ماده و تن به جهت تغییر‌و تحول و تحول نمی‌تواند واحد سنجش این‌همانیِ بشرِ مادی و اخروی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد باشد.

[۸۲] از نگاه ملاصدرا، ملاک بقای بشر، بقا و مراقبت نفس اوست. مادامی که نفسِ یک شخص باقی میباشد، وی نیز باقی میباشد، ولو اینکه اجزا و اعضای بدنش دگرگون خواهد شد. زمانی که برای مثالً از شخصی به اسم زید سؤال می گردد که آیا زیدِ جوان به عبارتی زیدِ در حالا کودکی و پیری میباشد یا این که نه، ملاصدرا، زید را به دلیل بقای نفسش در تک تک ارتفاع قدمت، یک فرد می داند. در آخرت نیز به جهت بقای نفس، زیدِ در جهان به عبارتی زیدِ در آخرت خواهد بود.[۸۳]

محمدتقی مصباح یزدی نیز با تایید ملاک نفس اعتقاد دارد سوای تایید نفس مجرد و غیر وابسته از تن، فرض حیات دوباره برای فردِ قبل از مرگ سنجیده نخواهد بود.[۸۴] به اطمینان وی زیرا نفس، مجرد میباشد و پیش و بعد از مرگ تغییر و تحول نمی‌نماید، میتواند بعداز مرگ تن باقی بماند و وقتی که مجدداً به تن وابستگی میگیرد، وحدت و این‌همانیِ فرد را مراقبت نماید؛ البته در شرایطی‌که کسی وجود بشر را اختصاصی در همین تن دنیوی محسوس بپندارد، با متلاشی شدن اندام‌های تن، نابود می گردد. ازاین‌رو، تصور صحیحی از معاد نمی‌قدرت ارائه اعطا کرد.[۸۵]

آیه ۱۱ سوره سجده[یادداشت ۲] را از شواهد این بینش شمرده‌اند که براساس آن، قِوام انسانیت و شخصیت هرکسی به عبارتی چیزی میباشد که ملک‌الموت آن را قبض می‌نماید، خیر تن که دور از هم و پوسیده میگردد.[۸۶]

ملاک تن یا این که مغز (داشتن تن یا این که مغز واحد در حین فرصت)، ملاک خاطر (استمرار خاطر و یاد‌آوری خاطرات در حین مجال) از سایر ملاک‌ها و عقیده‌هایی میباشد که از سوی منکران نفس در مورد این‌همانیِ فردی مطرح گردیده است.[۸۷]


تعلق معاد به مورد نفس
بیان شده ثابت معاد و برگشت ارواح و نفوس به تن‌ها مبنی بر تجرّد نفس و بقای آن میباشد.[۷۳] محمدتقی مصباح یزدی اعتقاد دارد درصورتی که می‌قدرت حیات بعد از مرگ را به طور درست تصور کرد که نفس را مجرد و غیر از تن و خاصیت آن دانست.[۷۴] از لحاظ او، در شکل عدم اعتقاد و باور به تجرد نفس، فرض معاد و حیات دوباره سنجیده نخواهد بود.[۷۵] بر این پایه، تصور درست و سنجیده معاد بر اساس تایید این کارها میباشد: وجود روح (نفس)، جوهر بودن روح، استقلال روح از تن و بقای آن بعداز مرگ تن، و پذیرفتن اینکه روح نصیب اساسی و واقعیت آدم میباشد و تازمانیکه باقی باشد، انسانیتِ بشر محفوظ حسینیه نصرت مشهد خواهد بود.[۷۶]

مسیحیان نیز غالباً حیات بعد از مرگ را با یقین به نفس مجرد و غیر وابسته از تن قابلیت‌پذیر می دانند تا جایی که بیان شده کلیه اندیشمندان اصلی در تاریخ مسیحیت این طریقه را آدرس حسینیه نصرت مشهد پذیرفته‌اند.[۷۷]

زمینه این‌همانیِ بشرِ مادی و اخروی
اعتقاد و باور به معاد را بر پایه ی این واقعیت دانسته‌اند که انسانی که در آخرت زنده میشود، به عبارتی انسانی میباشد که در عالم معاش می کرد. از این موضوع با تیتر «هوهویَت» یا این که این‌همانی خاطر گردیده است.[۷۸] منظور از این‌همانیِ فردی در مشاجره معاد این میباشد که آیا شخصی که بعداز مرگ باقی میباشد، به نظر عددی و خیر به حیث کیفیت و خصوصیت‌ها،[یادداشت ۱] به عبارتی کسی میباشد که قبل از مرگ معاش می کرد.[۷۹] بیشتر الهی‌دانان و فیلسوفان مسلمان[مستلزم منبع] و مسیحی[۸۰] این‌همانیِ فردیِ عددی را پذیرفته‌اند. نقل شده کتاب مقدس مسیحیان نیز این حیث را یاددادن داده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۸۱]

در اینکه برهان وحدت و این‌همانیِ بشرِ مادی (قبل از مرگ) با آدم اخروی (آدم بعداز مرگ) چیست و به چه ادله، فردِ بعداز مرگ به عبارتی فردِ قبل از مرگ میباشد، فیلسوفان مسلمان نفس را ترازو و دلیل یکی‌از بودن بشر مادی و اخروی دانسته‌اند. از لحاظ آنها، ماده و تن به جهت تغییر‌و تحول و تحول نمی‌تواند واحد سنجش این‌همانیِ بشرِ مادی و اخروی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد باشد.

[۸۲] از نگاه ملاصدرا، ملاک بقای بشر، بقا و مراقبت نفس اوست. مادامی که نفسِ یک شخص باقی میباشد، وی نیز باقی میباشد، ولو اینکه اجزا و اعضای بدنش دگرگون خواهد شد. زمانی که برای مثالً از شخصی به اسم زید سؤال می گردد که آیا زیدِ جوان به عبارتی زیدِ در حالا کودکی و پیری میباشد یا این که نه، ملاصدرا، زید را به دلیل بقای نفسش در تک تک ارتفاع قدمت، یک فرد می داند. در آخرت نیز به جهت بقای نفس، زیدِ در جهان به عبارتی زیدِ در آخرت خواهد بود.[۸۳]

محمدتقی مصباح یزدی نیز با تایید ملاک نفس اعتقاد دارد سوای تایید نفس مجرد و غیر وابسته از تن، فرض حیات دوباره برای فردِ قبل از مرگ سنجیده نخواهد بود.[۸۴] به اطمینان وی زیرا نفس، مجرد میباشد و پیش و بعد از مرگ تغییر و تحول نمی‌نماید، میتواند بعداز مرگ تن باقی بماند و وقتی که مجدداً به تن وابستگی میگیرد، وحدت و این‌همانیِ فرد را مراقبت نماید؛ البته در شرایطی‌که کسی وجود بشر را اختصاصی در همین تن دنیوی محسوس بپندارد، با متلاشی شدن اندام‌های تن، نابود می گردد. ازاین‌رو، تصور صحیحی از معاد نمی‌قدرت ارائه اعطا کرد.[۸۵]

آیه ۱۱ سوره سجده[یادداشت ۲] را از شواهد این بینش شمرده‌اند که براساس آن، قِوام انسانیت و شخصیت هرکسی به عبارتی چیزی میباشد که ملک‌الموت آن را قبض می‌نماید، خیر تن که دور از هم و پوسیده میگردد.[۸۶]

ملاک تن یا این که مغز (داشتن تن یا این که مغز واحد در حین فرصت)، ملاک خاطر (استمرار خاطر و یاد‌آوری خاطرات در حین مجال) از سایر ملاک‌ها و عقیده‌هایی میباشد که از سوی منکران نفس در مورد این‌همانیِ فردی مطرح گردیده است.[۸۷]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 51
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 125
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 52
  • بازدید ماه : 449
  • بازدید سال : 5393
  • بازدید کلی : 63181
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی