خلق ابنزبیر با ابنعباس نیز یار تندی و خشونت بود و گاه وی بر منبر به ابن عباس اهانت می کرد.[۶۰] ابن عباس هیچوقت با وی بیعت نکرد و اورا لایق خلافت نمیدانست[۶۱] و معتقد بود که وی ادله بی آبرویی بقاع الهی میباشد.[۶۲] با دقت به رده علمی و فقهی ابن عباس، این مسئله به وجهه ابنزبیر جراحت میزد.[۶۳] افزون بر این، ابن عباس سوابق جهاد در رکاب علی(ع) در مبارزه جمل حسینیه نصرت مشهد را داشت.
بعضی ایده ها شرعی وی نیز برای ابنزبیر خوشایند خلا به عنوان مثال فتوای وی به مجوز متعه که محل اختلاف شدید آنها بود. ابن عباس حتی تصریح کرده بود که ابنزبیر خویش نتیجه ها اینگونه ازدواجی میباشد و مامان ابنزبیر نیز این مورد را پذیرش کرده بود.[۶۴]ارتباط خصمانه آنها آخر و عاقبت موجب گشت تا ابنزبیر، ابن عباس را از مکه اخراج نماید؛ اما زد خورد و نزاع سرد آنها همچنان از طائف محل اقامت ابن عباس و ابنزبیر در مکه همچنان آدرس حسینیه نصرت مشهد ادامه یافت.[۶۵]
محاصره دوم چگونه بود؟
ابنزبیر بعداز اقتدار یافتن، بنیامیه برای مثال مروان بن حَنادر مریض و پیر و پسرش عبدالملک را از مدینه اخراج کرد و این سبب شد تا مروان تحت عنوان خلیفه حریف ابنزبیر در شام در میان بنیامیه و طرفدارانشان زمان عرضاندام بیابد.[۶۶] مروان غالب شد در نزاع مَرْج شیوهِط در ذیحجه سال ۶۴ق.[۶۷]بر طرف داران شامی ابنزبیر برنده شود و ضحاک بن قیس را بکشد[۶۸]و در هنگامی کوتاه توان ابنزبیر در شام را نقطه پايان بخشد. مصر نیز در سال ۶۵ق. به دست مروان از سلطه ابنزبیر خارج رزرو حسینیه نصرت مشهد آمد.[۶۹]
بعداز کسب عبدالملک بن مروان به توان در شام به سال ۶۵ق. ابنزبیر از موسم حج برای تبلیغ علیه وی و بیعت به دست آوردن از حاجیان برای خویش بهره جست و در خطبههایش در روز عرفه و روز ها منا در مکه، با خاطرکردن از لعنت نبی بر حَنادر بن ابیالعاص، جد عبدالملک، و دودمانش، شامیان را به خویش متمایل می کرد.[۷۰] در قبال، عبدالملک شامیان را از رفتن به حج دستگیر و با فتوای یکی عالمان درباری به اسم زُهری، آنها را به حج در بیت المقدس و طواف پیرامون صخره مسجدالاقصی واداشت. شامیان در روز ها حج گرد این صخره طواف میکردند و اجرا حج را در روز عرفه و عید قربان، به شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عبارتی جا اجرا میدادند.[۷۱]
اختلافات داخلی بنی امیه و ارعاب رومیان و خوارج، مروانیان را از رویا رویی دور از شوخی با ابنزبیر دستگیر[۷۲] تا آن که در سال ۷۲ق. عبدالملک بعد از ناکامی و قتل مصعب بن زبیر و تصرف عراق، حجاج بن یوسف ثقفی را برای سرکوب ابنزبیر به حجاز ارسال کرد.[۷۳]حجاج در ذی قعده سال ۷۲ق. با دور اندیشی از ناتوانی نظامی ابنزبیر و بعداز وصال نیروی کمکی ۵۰۰۰ نفری وارد مدینه شد و قاضی زبیری آن را اخراج کرد.[۷۴] بعد به سوی مکه تکان و ابنزبیر را در مسجدالحرام محاصره نمود. این محاصره در ذیحجه سال ۷۲ق. شروع شد و بعد از شش ماه و ۱۷ روز با قتل ابنزبیر در سهشنبه۱۷ جمادیالاول سال ۷۳ق. نقطه پایان یافت. بعضا بازه زمانی این محاصره را هشت ماه و ۱۷ روز دانستهاند.[۷۵]بر شالوده گزارشی، عبدالملک نخست، حجاج را از تهاجم نظامی به مکه بر حذر داشته و از وی مراد بود تا با محاصره اقتصادی ابنزبیر را به تسلیم وادارد.[۷۶]
در موسم حج سال ۷۲ق. ابنزبیر در مسجدالحرام در محاصره بود و زیرا از وقوف در عرفات و رمی جمرات بازماند، حج نگزارد.[۷۷]به خواست بعضی صحابه مانند ابن قدمت یا این که جابر بن عبدالله انصاری و ابوسعید خُدری، حجاج بن یوسف تا نقطه پایان موسم حج و رجوع حاجیان از منا، دست از حمله کشید و بعد از آن از حاجیان خواست که به شهرهای خویش بازگردند تا نزاع را ادامه دهد.[۷۸]وی خویش را امیرالحاج خواند و با عموم حج گزارد و با جامه رزم در عرفات حاضر شد[۷۹]، هرچند به منجر پرهیز ابنزبیر، طواف کعبه و کوشش در میان صفا و مروه را جاری ساختن نداده بود.[۸۰]
خلق ابنزبیر با ابنعباس نیز یار تندی و خشونت بود و گاه وی بر منبر به ابن عباس اهانت می کرد.[۶۰] ابن عباس هیچوقت با وی بیعت نکرد و اورا لایق خلافت نمیدانست[۶۱] و معتقد بود که وی ادله بی آبرویی بقاع الهی میباشد.[۶۲] با دقت به رده علمی و فقهی ابن عباس، این مسئله به وجهه ابنزبیر جراحت میزد.[۶۳] افزون بر این، ابن عباس سوابق جهاد در رکاب علی(ع) در مبارزه جمل حسینیه نصرت مشهد را داشت.
بعضی ایده ها شرعی وی نیز برای ابنزبیر خوشایند خلا به عنوان مثال فتوای وی به مجوز متعه که محل اختلاف شدید آنها بود. ابن عباس حتی تصریح کرده بود که ابنزبیر خویش نتیجه ها اینگونه ازدواجی میباشد و مامان ابنزبیر نیز این مورد را پذیرش کرده بود.[۶۴]ارتباط خصمانه آنها آخر و عاقبت موجب گشت تا ابنزبیر، ابن عباس را از مکه اخراج نماید؛ اما زد خورد و نزاع سرد آنها همچنان از طائف محل اقامت ابن عباس و ابنزبیر در مکه همچنان آدرس حسینیه نصرت مشهد ادامه یافت.[۶۵]
محاصره دوم چگونه بود؟
ابنزبیر بعداز اقتدار یافتن، بنیامیه برای مثال مروان بن حَنادر مریض و پیر و پسرش عبدالملک را از مدینه اخراج کرد و این سبب شد تا مروان تحت عنوان خلیفه حریف ابنزبیر در شام در میان بنیامیه و طرفدارانشان زمان عرضاندام بیابد.[۶۶] مروان غالب شد در نزاع مَرْج شیوهِط در ذیحجه سال ۶۴ق.[۶۷]بر طرف داران شامی ابنزبیر برنده شود و ضحاک بن قیس را بکشد[۶۸]و در هنگامی کوتاه توان ابنزبیر در شام را نقطه پايان بخشد. مصر نیز در سال ۶۵ق. به دست مروان از سلطه ابنزبیر خارج رزرو حسینیه نصرت مشهد آمد.[۶۹]
بعداز کسب عبدالملک بن مروان به توان در شام به سال ۶۵ق. ابنزبیر از موسم حج برای تبلیغ علیه وی و بیعت به دست آوردن از حاجیان برای خویش بهره جست و در خطبههایش در روز عرفه و روز ها منا در مکه، با خاطرکردن از لعنت نبی بر حَنادر بن ابیالعاص، جد عبدالملک، و دودمانش، شامیان را به خویش متمایل می کرد.[۷۰] در قبال، عبدالملک شامیان را از رفتن به حج دستگیر و با فتوای یکی عالمان درباری به اسم زُهری، آنها را به حج در بیت المقدس و طواف پیرامون صخره مسجدالاقصی واداشت. شامیان در روز ها حج گرد این صخره طواف میکردند و اجرا حج را در روز عرفه و عید قربان، به شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عبارتی جا اجرا میدادند.[۷۱]
اختلافات داخلی بنی امیه و ارعاب رومیان و خوارج، مروانیان را از رویا رویی دور از شوخی با ابنزبیر دستگیر[۷۲] تا آن که در سال ۷۲ق. عبدالملک بعد از ناکامی و قتل مصعب بن زبیر و تصرف عراق، حجاج بن یوسف ثقفی را برای سرکوب ابنزبیر به حجاز ارسال کرد.[۷۳]حجاج در ذی قعده سال ۷۲ق. با دور اندیشی از ناتوانی نظامی ابنزبیر و بعداز وصال نیروی کمکی ۵۰۰۰ نفری وارد مدینه شد و قاضی زبیری آن را اخراج کرد.[۷۴] بعد به سوی مکه تکان و ابنزبیر را در مسجدالحرام محاصره نمود. این محاصره در ذیحجه سال ۷۲ق. شروع شد و بعد از شش ماه و ۱۷ روز با قتل ابنزبیر در سهشنبه۱۷ جمادیالاول سال ۷۳ق. نقطه پایان یافت. بعضا بازه زمانی این محاصره را هشت ماه و ۱۷ روز دانستهاند.[۷۵]بر شالوده گزارشی، عبدالملک نخست، حجاج را از تهاجم نظامی به مکه بر حذر داشته و از وی مراد بود تا با محاصره اقتصادی ابنزبیر را به تسلیم وادارد.[۷۶]
در موسم حج سال ۷۲ق. ابنزبیر در مسجدالحرام در محاصره بود و زیرا از وقوف در عرفات و رمی جمرات بازماند، حج نگزارد.[۷۷]به خواست بعضی صحابه مانند ابن قدمت یا این که جابر بن عبدالله انصاری و ابوسعید خُدری، حجاج بن یوسف تا نقطه پایان موسم حج و رجوع حاجیان از منا، دست از حمله کشید و بعد از آن از حاجیان خواست که به شهرهای خویش بازگردند تا نزاع را ادامه دهد.[۷۸]وی خویش را امیرالحاج خواند و با عموم حج گزارد و با جامه رزم در عرفات حاضر شد[۷۹]، هرچند به منجر پرهیز ابنزبیر، طواف کعبه و کوشش در میان صفا و مروه را جاری ساختن نداده بود.[۸۰]

مراسمها و آیینهای مذهبی حسینیه نصرت مشهد