loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 22
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 10:31


گستردن حدیث سلسلة الذهب

حدیث سلسلة الذهب بر دو طرف سردر یک کدام از ورودی‌های مقبره امام رضا
روضه خوان صدوق بعداز نقل سخن امام رضا(ع) در کتاب توحید می گوید: معنای کلام حضرت این میباشد که از شروط «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» اقرار به امامت اینجانب میباشد و اینکه اینجانب از جانب آفریدگار امامی هستم که فرمانبری‌ام واجب حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۲][یادداشت ۱]

با دقت به اینکه این حدیث به مسأله توحید و ولایت اشاره نموده است بعضی معتقدند که غرض اساسی این ماجرا ذکر همین لینک میباشد؛ به دلیل آن که عموم نیشابور، از اهل‌سنت بودند و نگاه آن‌ها به ولایت معصومان، ولایت به معنای فرمانبری (یعنی امامت) خلا. بر این شالوده امام رضا(ع) با اشاره به اینکه توحید پناهگاهی قابل متکی بودن و اصل آئین میباشد، البته مسیر وصال به آن، به دست آوردن حقائق از امام و تاسی از آدرس حسینیه نصرت مشهد وی میباشد.

[۱۳] به ارتباط در میان توحید و ولایت امامان معصوم در دیگر احادیث نیز اشاراتی گردیده‌است مانند زیارت جامعه کبیره و علامه مجلسی نیز در تفصیل این فراز از زیارت جامعه کبیره (مَنْ اَرادَ اللهَ بَدَأَ بِكُمْ وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ) احتمالاتی را ذکرکرده مانند این که وصال به معارف الهی و منزلت رضای وی جز با تبعیت از امامان معصوم (ع) ممکن وجود ندارد، توحید الهی تنها با پذیزش صحبت معصومان دست یافتنی میباشد، فارغ از اخذ علم ها از امامان راهی چهت نیل به توحید وعبادت واقعی وجود ندارد، توحید ودیگر معارف تنها با گفتار امامان و استدلال آنها دست یافتنی میباشد، وصال به غایت مراتب توحید صرفا در پرتو تاسی از آن‌ها ممکن میباشد، رد کننده سخنان امامان مشرک ست و این که خداشناس حقیقی و واقعی بدون‌شک پذیرنده آحاد سخنان رزرو حسینیه نصرت مشهد امامان میباشد.

[۱۴] به اعتقادوباور مطهری متفکر معاصر توحید در حرف امام رضا(ع) بدین جهت حصن و باروی الهی دانسته گردیده است که توحیداساس و ریشه میباشد و همچون الف میباشد که به دنبالش کلیه چیز میباشد. [۱۵]بعضا از پژوهشگران نیز حدیث سلسلة الذهب را بیان‌کننده فلسفه سیاسی تشیع و عرفان رضوی و تخصیص داشتن ولایت سیاسی، علمی و معنوی به امامان معصوم(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۱۶]

منابع اهل‌سنت
منابع اهل سنت نیز این حدیث را گزارش کرده‌اند. در کتاب‌های حدیثی اهل سنت یکسری عهد و پیمان در زمینه ی تعداد عده ای که جریان این حدیث را گزارش کرده‌اند وجود داراست برخی تعداد این اشخاص را ده هزار نفر[۱۷] بعضا بیست هزار نفر[۱۸] و بعضی دیگر تعداد این اشخاص را سی هزار نفر[۱۹] گزارش کرده‌اند که برخی قسم بیست هزار نفر را پر اسم و رسم می دانند.[۲۰] ولی اشخاص معدودی همانند قندوزی در ینابیع الموده به پاراگراف نهایی داستان « وانا اینجانب شروطها» اشاره کرده‌اند.[۲۱] از احمد بن حنبل و اباصلت هروی نقل شد‌ه‌است که در حالتی که این ورقه ها بر خل وچل‌ای خوانده خواهد شد هر آینه عاقل میشود یا این که شفا مییابد.[۲۲]

نقل دیگر
یقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی وَلَایةُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ نَارِی.
...معبود جل جلاله میفرماید: ولایت علی ابن ابی‌طالب دژ اینجانب میباشد، پس هرکس که در دژ اینجانب درآید از عذابم در تامین میباشد.

ابن بابویه(صدوق)، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.

در کنار داستان سلسله الذهب مشهور در میان اهل سنت و شیعه روایتی مشابه آن نیز نقل گردیده‌است که اما مضمون متفاوتی دارااست. مشابهت این دو داستان این میباشد که هر دو حدیث قدسی می باشند یعنی محتوا و معنی آنان از طرف آفریدگار به قلب حضرت فرستاده(ص) القا گردیده‌اند[۲۳] و در مدرک هر دو ماجرا ائمه معصومین قرار دارا‌هستند. همانندی دیگر این دو قصه این میباشد که هر دو از امام رضا(ع) بیان شده‌اند. ولی مهمترین تفاوت آن‌ها این میباشد که درین داستان با صراحت به ولایت علی ابن ابیطالب اشاره گردیده‌است. روحانی صدوق در کتاب امالی[۲۴] و عیون خبر ها الرضا(ع)[۲۵]، شعیری (قرن ششم) در کتاب جامع الأخبار[۲۶] و حسکانی (وفات ۴۹۰ق) از عالمان اهل سنت در کتاب شواهد التنزیل[۲۷] این قصه را نقل کرده‌اند و محدثان پس از آن ها مکررا این قصه را در کتاب ها خود آورده‌اند. نکته حائض اهمیت این که در نقل روحانی صدوق در امالی گواهی حدیث که به فرستاده رسیده حضرت افزوده که وی حدیث ولایت علی(ع) را از جبرئیل و وی از میکائیل و وی از اسرافیل شنیده واسرافیل از لوح و لوح از مداد و مداد از معبود متعال نقل نموده است که ولایت علی بن ابی طالب دژ و حصار اوست وهر کس داخلش خواهد شد از حریق وی در جانبداری میباشد. [۲۸][یادداشت ۲]

برخی گفته‌اند که نیکوست این قصه را که مشمول اسامی معصومان(ع) میباشد را بر کفن بنویسند.[۲۹]

پانویس
صدوق، التوحید، ۱۳۸۹ق، ص۲۵.
صدوق، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.
صدوق، معانی الاخبار،۱۴۰۳ق، ص۳۷۱.
صدوق، عیون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۳۵.
فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ش


گستردن حدیث سلسلة الذهب

حدیث سلسلة الذهب بر دو طرف سردر یک کدام از ورودی‌های مقبره امام رضا
روضه خوان صدوق بعداز نقل سخن امام رضا(ع) در کتاب توحید می گوید: معنای کلام حضرت این میباشد که از شروط «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» اقرار به امامت اینجانب میباشد و اینکه اینجانب از جانب آفریدگار امامی هستم که فرمانبری‌ام واجب حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۲][یادداشت ۱]

با دقت به اینکه این حدیث به مسأله توحید و ولایت اشاره نموده است بعضی معتقدند که غرض اساسی این ماجرا ذکر همین لینک میباشد؛ به دلیل آن که عموم نیشابور، از اهل‌سنت بودند و نگاه آن‌ها به ولایت معصومان، ولایت به معنای فرمانبری (یعنی امامت) خلا. بر این شالوده امام رضا(ع) با اشاره به اینکه توحید پناهگاهی قابل متکی بودن و اصل آئین میباشد، البته مسیر وصال به آن، به دست آوردن حقائق از امام و تاسی از آدرس حسینیه نصرت مشهد وی میباشد.

[۱۳] به ارتباط در میان توحید و ولایت امامان معصوم در دیگر احادیث نیز اشاراتی گردیده‌است مانند زیارت جامعه کبیره و علامه مجلسی نیز در تفصیل این فراز از زیارت جامعه کبیره (مَنْ اَرادَ اللهَ بَدَأَ بِكُمْ وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ) احتمالاتی را ذکرکرده مانند این که وصال به معارف الهی و منزلت رضای وی جز با تبعیت از امامان معصوم (ع) ممکن وجود ندارد، توحید الهی تنها با پذیزش صحبت معصومان دست یافتنی میباشد، فارغ از اخذ علم ها از امامان راهی چهت نیل به توحید وعبادت واقعی وجود ندارد، توحید ودیگر معارف تنها با گفتار امامان و استدلال آنها دست یافتنی میباشد، وصال به غایت مراتب توحید صرفا در پرتو تاسی از آن‌ها ممکن میباشد، رد کننده سخنان امامان مشرک ست و این که خداشناس حقیقی و واقعی بدون‌شک پذیرنده آحاد سخنان رزرو حسینیه نصرت مشهد امامان میباشد.

[۱۴] به اعتقادوباور مطهری متفکر معاصر توحید در حرف امام رضا(ع) بدین جهت حصن و باروی الهی دانسته گردیده است که توحیداساس و ریشه میباشد و همچون الف میباشد که به دنبالش کلیه چیز میباشد. [۱۵]بعضا از پژوهشگران نیز حدیث سلسلة الذهب را بیان‌کننده فلسفه سیاسی تشیع و عرفان رضوی و تخصیص داشتن ولایت سیاسی، علمی و معنوی به امامان معصوم(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۱۶]

منابع اهل‌سنت
منابع اهل سنت نیز این حدیث را گزارش کرده‌اند. در کتاب‌های حدیثی اهل سنت یکسری عهد و پیمان در زمینه ی تعداد عده ای که جریان این حدیث را گزارش کرده‌اند وجود داراست برخی تعداد این اشخاص را ده هزار نفر[۱۷] بعضا بیست هزار نفر[۱۸] و بعضی دیگر تعداد این اشخاص را سی هزار نفر[۱۹] گزارش کرده‌اند که برخی قسم بیست هزار نفر را پر اسم و رسم می دانند.[۲۰] ولی اشخاص معدودی همانند قندوزی در ینابیع الموده به پاراگراف نهایی داستان « وانا اینجانب شروطها» اشاره کرده‌اند.[۲۱] از احمد بن حنبل و اباصلت هروی نقل شد‌ه‌است که در حالتی که این ورقه ها بر خل وچل‌ای خوانده خواهد شد هر آینه عاقل میشود یا این که شفا مییابد.[۲۲]

نقل دیگر
یقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی وَلَایةُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ نَارِی.
...معبود جل جلاله میفرماید: ولایت علی ابن ابی‌طالب دژ اینجانب میباشد، پس هرکس که در دژ اینجانب درآید از عذابم در تامین میباشد.

ابن بابویه(صدوق)، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.

در کنار داستان سلسله الذهب مشهور در میان اهل سنت و شیعه روایتی مشابه آن نیز نقل گردیده‌است که اما مضمون متفاوتی دارااست. مشابهت این دو داستان این میباشد که هر دو حدیث قدسی می باشند یعنی محتوا و معنی آنان از طرف آفریدگار به قلب حضرت فرستاده(ص) القا گردیده‌اند[۲۳] و در مدرک هر دو ماجرا ائمه معصومین قرار دارا‌هستند. همانندی دیگر این دو قصه این میباشد که هر دو از امام رضا(ع) بیان شده‌اند. ولی مهمترین تفاوت آن‌ها این میباشد که درین داستان با صراحت به ولایت علی ابن ابیطالب اشاره گردیده‌است. روحانی صدوق در کتاب امالی[۲۴] و عیون خبر ها الرضا(ع)[۲۵]، شعیری (قرن ششم) در کتاب جامع الأخبار[۲۶] و حسکانی (وفات ۴۹۰ق) از عالمان اهل سنت در کتاب شواهد التنزیل[۲۷] این قصه را نقل کرده‌اند و محدثان پس از آن ها مکررا این قصه را در کتاب ها خود آورده‌اند. نکته حائض اهمیت این که در نقل روحانی صدوق در امالی گواهی حدیث که به فرستاده رسیده حضرت افزوده که وی حدیث ولایت علی(ع) را از جبرئیل و وی از میکائیل و وی از اسرافیل شنیده واسرافیل از لوح و لوح از مداد و مداد از معبود متعال نقل نموده است که ولایت علی بن ابی طالب دژ و حصار اوست وهر کس داخلش خواهد شد از حریق وی در جانبداری میباشد. [۲۸][یادداشت ۲]

برخی گفته‌اند که نیکوست این قصه را که مشمول اسامی معصومان(ع) میباشد را بر کفن بنویسند.[۲۹]

پانویس
صدوق، التوحید، ۱۳۸۹ق، ص۲۵.
صدوق، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۵.
صدوق، معانی الاخبار،۱۴۰۳ق، ص۳۷۱.
صدوق، عیون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۳۵.
فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ش

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 161
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 162
  • بازدید ماه : 164
  • بازدید سال : 3148
  • بازدید کلی : 60936
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی