loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 29
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:04


علویان در عصر حکومت عثمانی
عثمانی‎ها برای تقویت حکومت خویش و برای وحدت بخشیدن به جامعه‎ای که از اقوام متنوع و مذهب‌ها زیادی درست شده بود، به رهبران صوفی که از نفوذ بالایی بین عموم بهره مند بودند، متوسل شدند.[۲] در همین راستا آن ها رابطه ها گرمی با رهروان علویان بکتاشیه و دراویش این فرقه که در آن عصر فقط مدرسه صوفی‏‎گرایانه‎ای بیش خلا، برقرار کردند. این ارتباط ها به سیرتکامل‎ای بود که طبق بعضی گزارش‎ها، هسته اساسی ارتش عثمانی‎ با اسم قشون «ینی‎چری»، در سال ۱۳۶۳ میلادی در خانقاه بکتاشیه نهاد حسینیه نصرت مشهد گذاشته شد.[۳][۴]

از سوی دیگر گروهی از علویان غیر بکتاشی به طریقت صفی الدین اردبیلی ـ که در قرن ۱۳ میلادی در اردبیل صورت گرفته بود ـ عشق و علاقه‎مند شدند. این عشق و علاقه تا بدانجا رسید که در قرن ۱۵ میلادی مذهب علوی در آناتولی به شدت اشاعه یافت. پیشرفت علوی‎گری در قلمرو حکومت عثمانی به طور همزمان با ظهور صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی در تبریز، زنگ خطری برای دولت عثمانی بود. به این دلیل‌که علویان آناتولی به منجر رابطه قلبی با صفی‎الدین اردبیلی و صفویان، رؤیای تشکیل دولت علوی را در راز می‎گذراندند. این رؤیا با اعلام حکومت صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی به وسیله پادشاه اسماعیل صفوی در تبریز به واقعیت به آدرس حسینیه نصرت مشهد پیوست.[۵]


بایزید دوم پاد شاه وقت عثمانی در بالا برای کاهش نفوذ و محبوبیت سلطان اسماعیل نخستین و دراویش اردبیل فی مابین عموم، سیاست تطمیع و ارعاب را در پیش گرفت؛ از یک سو برای جذب آن‌ها به احیاء خانقاه‎ها و مقابر بزرگان اهل سنت پرداخت و از سویی دیگر علویانی را که برای زیارت صفی‎الدین اردبیلی به جمهوری اسلامی ایران می‎رفتند، مجازات نموده و آنها را به کرن و مدان (یونان) تبعید می‎کرد. حکومت عثمانی با این اقدامات نماد بخشید که دولتی سنی مذهب رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]


بایزید دوم در راستای سیاست سنی‎گرایی، از توسعه طریقت بکتاشیه با محوریت بالم پادشاه برای دوری از نفوذ صفویان امان کرد.[مستلزم منبع] به این خواسته در سال ۱۴۹۲میلادی بالم پادشاه را از آلبانی به شهر نَوشهر، محل معاش و دفن حاج بکتاش اما آورد و قبه‌ای بر فراز قبر حاج بکتاش البته تشکیل داد و در کنار آن خانقاهی برای بالم شاه سازه کرد.[۷] با این سیاست عثمانی‎ها، بکتاشی‎هایی که شاخه پرجمعیت علویان بودند، تا سال ۱۸۰۰ میلادی تحت لحاظ و با یاری‎های دولت عثمانی به راحتی معاش کردند و در مقابل شاخه‎ای از علویان که در‌پی مدرسه صفی الدین اردبیلی بوده و به پاد شاه اسماعیل صفوی تحت عنوان رهبر فقهی می‎نگریستند، مدام در ظلم و تبعید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بودند.[مستلزم منبع]


فشارهای دولت عثمانی علیه این شاخه از علویان در عصر پادشاه سلیم هم زمان با نزاع چالدران فی مابین عثمانی‎ها و صفویان در سال ۱۵۱۴ میلادی که به باخت صفویان باعث شد، به نقطع ی عطف خویش رسید. بعضا از گزارش‎ها از صدور فتوای روضه خوان‎الاسلام ابن‎کمال پاشا، دانا عثمانی و عقیده‎پرداز مبارزه مذهبی چالدران، علیه علویان و در ادامه آن قتل‎عام ۴۰ هزار علوی، قبل از برپایی مبارزه به وسیله دولت عثمانی خبر داده‎اند که بدون صدق و سقم داده های عددی آن، آرم از عکس العمل شدید شاه عثمانی نسبت به علویان داراست.[۸]

گزارش‎های تاریخی از وخامت اوضاع و احوال علویان غیربکتاشی بعد از باخت حکومت صفوی تا زمان سقوط دولت عثمانی، خبر داده‎اند. طبق گزارش‎های نویسندگان علوی، عثمانی‎ها با فتوای افراطی و ضد‎ شیعی ابن‌کمال پاشا علویانِ غیر بکتاشی یا این که قزلباش‎ها کافر، رافضی و زندیق خوانده شدند.[۹]


وخامت وضع و اوضاع به حدی بود که حتی به دست دریافت کردن قرآن برای علویان ممنوع بود و هر کس به علوی قرآن می‎فروخت، گناه بزرگی مرتکب می‎شد. علویان برای تصاحب کردن قرآن از دوستان مسیحی و یهودی خویش می‎خواستند که برای آنها قرآن بیاورند.[مستلزم منبع] آن‌ها از برگزاری مراسم عبادی و هرگونه اجتماع شرعی در مسجد، خانقاه و هرجای دیگر نهی شده و در شکل برپایی آن تبعید یا این که کشته می‎شدند. این مجموعه شیعی نمی‎توانستند به مدرسه های رفته یا این که محل‎های مشخصی را برای یاددادن و جابجایی آموزه‎های شرعی به نسل آن‌گاه تأسیس نمایند. همینطور فراروگریز آنها به بخشها صعب الوصول کوهستانی و جنگلی و در سکونت در آن بخش ها از خوف قتل‎عام شدن، قابلیت و امکان رابطه فرهنگی آن ها با مرکز ها شیعی را غیرممکن کرده بود.[مستلزم منبع]

این مسأله موجب شد وجود عالمان شرعی دربین آن‌ها اندک گردیده و مردم علویان از علم شرعی منفعت کافی نداشته باشند در فیض آن‌ها به باطنی‌گری و فراگیری سینه به سینه روی‎ آوردند. در فیض این اقدامات، منزلت اجتماعی و اقتصادی علویان ضعیف شد و از نگاه فرهنگی نیز فشارهای عثمانی‎ها، انزوای قهری علویان غیربکتاشی را به برهه زمانی یک سری قرن و تا تأسیس حکومت جمهوری در ترکیه درپی داشت.[۱۰]


علویان در عصر حکومت عثمانی
عثمانی‎ها برای تقویت حکومت خویش و برای وحدت بخشیدن به جامعه‎ای که از اقوام متنوع و مذهب‌ها زیادی درست شده بود، به رهبران صوفی که از نفوذ بالایی بین عموم بهره مند بودند، متوسل شدند.[۲] در همین راستا آن ها رابطه ها گرمی با رهروان علویان بکتاشیه و دراویش این فرقه که در آن عصر فقط مدرسه صوفی‏‎گرایانه‎ای بیش خلا، برقرار کردند. این ارتباط ها به سیرتکامل‎ای بود که طبق بعضی گزارش‎ها، هسته اساسی ارتش عثمانی‎ با اسم قشون «ینی‎چری»، در سال ۱۳۶۳ میلادی در خانقاه بکتاشیه نهاد حسینیه نصرت مشهد گذاشته شد.[۳][۴]

از سوی دیگر گروهی از علویان غیر بکتاشی به طریقت صفی الدین اردبیلی ـ که در قرن ۱۳ میلادی در اردبیل صورت گرفته بود ـ عشق و علاقه‎مند شدند. این عشق و علاقه تا بدانجا رسید که در قرن ۱۵ میلادی مذهب علوی در آناتولی به شدت اشاعه یافت. پیشرفت علوی‎گری در قلمرو حکومت عثمانی به طور همزمان با ظهور صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی در تبریز، زنگ خطری برای دولت عثمانی بود. به این دلیل‌که علویان آناتولی به منجر رابطه قلبی با صفی‎الدین اردبیلی و صفویان، رؤیای تشکیل دولت علوی را در راز می‎گذراندند. این رؤیا با اعلام حکومت صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی به وسیله پادشاه اسماعیل صفوی در تبریز به واقعیت به آدرس حسینیه نصرت مشهد پیوست.[۵]


بایزید دوم پاد شاه وقت عثمانی در بالا برای کاهش نفوذ و محبوبیت سلطان اسماعیل نخستین و دراویش اردبیل فی مابین عموم، سیاست تطمیع و ارعاب را در پیش گرفت؛ از یک سو برای جذب آن‌ها به احیاء خانقاه‎ها و مقابر بزرگان اهل سنت پرداخت و از سویی دیگر علویانی را که برای زیارت صفی‎الدین اردبیلی به جمهوری اسلامی ایران می‎رفتند، مجازات نموده و آنها را به کرن و مدان (یونان) تبعید می‎کرد. حکومت عثمانی با این اقدامات نماد بخشید که دولتی سنی مذهب رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]


بایزید دوم در راستای سیاست سنی‎گرایی، از توسعه طریقت بکتاشیه با محوریت بالم پادشاه برای دوری از نفوذ صفویان امان کرد.[مستلزم منبع] به این خواسته در سال ۱۴۹۲میلادی بالم پادشاه را از آلبانی به شهر نَوشهر، محل معاش و دفن حاج بکتاش اما آورد و قبه‌ای بر فراز قبر حاج بکتاش البته تشکیل داد و در کنار آن خانقاهی برای بالم شاه سازه کرد.[۷] با این سیاست عثمانی‎ها، بکتاشی‎هایی که شاخه پرجمعیت علویان بودند، تا سال ۱۸۰۰ میلادی تحت لحاظ و با یاری‎های دولت عثمانی به راحتی معاش کردند و در مقابل شاخه‎ای از علویان که در‌پی مدرسه صفی الدین اردبیلی بوده و به پاد شاه اسماعیل صفوی تحت عنوان رهبر فقهی می‎نگریستند، مدام در ظلم و تبعید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بودند.[مستلزم منبع]


فشارهای دولت عثمانی علیه این شاخه از علویان در عصر پادشاه سلیم هم زمان با نزاع چالدران فی مابین عثمانی‎ها و صفویان در سال ۱۵۱۴ میلادی که به باخت صفویان باعث شد، به نقطع ی عطف خویش رسید. بعضا از گزارش‎ها از صدور فتوای روضه خوان‎الاسلام ابن‎کمال پاشا، دانا عثمانی و عقیده‎پرداز مبارزه مذهبی چالدران، علیه علویان و در ادامه آن قتل‎عام ۴۰ هزار علوی، قبل از برپایی مبارزه به وسیله دولت عثمانی خبر داده‎اند که بدون صدق و سقم داده های عددی آن، آرم از عکس العمل شدید شاه عثمانی نسبت به علویان داراست.[۸]

گزارش‎های تاریخی از وخامت اوضاع و احوال علویان غیربکتاشی بعد از باخت حکومت صفوی تا زمان سقوط دولت عثمانی، خبر داده‎اند. طبق گزارش‎های نویسندگان علوی، عثمانی‎ها با فتوای افراطی و ضد‎ شیعی ابن‌کمال پاشا علویانِ غیر بکتاشی یا این که قزلباش‎ها کافر، رافضی و زندیق خوانده شدند.[۹]


وخامت وضع و اوضاع به حدی بود که حتی به دست دریافت کردن قرآن برای علویان ممنوع بود و هر کس به علوی قرآن می‎فروخت، گناه بزرگی مرتکب می‎شد. علویان برای تصاحب کردن قرآن از دوستان مسیحی و یهودی خویش می‎خواستند که برای آنها قرآن بیاورند.[مستلزم منبع] آن‌ها از برگزاری مراسم عبادی و هرگونه اجتماع شرعی در مسجد، خانقاه و هرجای دیگر نهی شده و در شکل برپایی آن تبعید یا این که کشته می‎شدند. این مجموعه شیعی نمی‎توانستند به مدرسه های رفته یا این که محل‎های مشخصی را برای یاددادن و جابجایی آموزه‎های شرعی به نسل آن‌گاه تأسیس نمایند. همینطور فراروگریز آنها به بخشها صعب الوصول کوهستانی و جنگلی و در سکونت در آن بخش ها از خوف قتل‎عام شدن، قابلیت و امکان رابطه فرهنگی آن ها با مرکز ها شیعی را غیرممکن کرده بود.[مستلزم منبع]

این مسأله موجب شد وجود عالمان شرعی دربین آن‌ها اندک گردیده و مردم علویان از علم شرعی منفعت کافی نداشته باشند در فیض آن‌ها به باطنی‌گری و فراگیری سینه به سینه روی‎ آوردند. در فیض این اقدامات، منزلت اجتماعی و اقتصادی علویان ضعیف شد و از نگاه فرهنگی نیز فشارهای عثمانی‎ها، انزوای قهری علویان غیربکتاشی را به برهه زمانی یک سری قرن و تا تأسیس حکومت جمهوری در ترکیه درپی داشت.[۱۰]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 169
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 170
  • بازدید ماه : 172
  • بازدید سال : 3156
  • بازدید کلی : 60944
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی