علویان در عصر حکومت عثمانی
عثمانیها برای تقویت حکومت خویش و برای وحدت بخشیدن به جامعهای که از اقوام متنوع و مذهبها زیادی درست شده بود، به رهبران صوفی که از نفوذ بالایی بین عموم بهره مند بودند، متوسل شدند.[۲] در همین راستا آن ها رابطه ها گرمی با رهروان علویان بکتاشیه و دراویش این فرقه که در آن عصر فقط مدرسه صوفیگرایانهای بیش خلا، برقرار کردند. این ارتباط ها به سیرتکاملای بود که طبق بعضی گزارشها، هسته اساسی ارتش عثمانی با اسم قشون «ینیچری»، در سال ۱۳۶۳ میلادی در خانقاه بکتاشیه نهاد حسینیه نصرت مشهد گذاشته شد.[۳][۴]
از سوی دیگر گروهی از علویان غیر بکتاشی به طریقت صفی الدین اردبیلی ـ که در قرن ۱۳ میلادی در اردبیل صورت گرفته بود ـ عشق و علاقهمند شدند. این عشق و علاقه تا بدانجا رسید که در قرن ۱۵ میلادی مذهب علوی در آناتولی به شدت اشاعه یافت. پیشرفت علویگری در قلمرو حکومت عثمانی به طور همزمان با ظهور صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی در تبریز، زنگ خطری برای دولت عثمانی بود. به این دلیلکه علویان آناتولی به منجر رابطه قلبی با صفیالدین اردبیلی و صفویان، رؤیای تشکیل دولت علوی را در راز میگذراندند. این رؤیا با اعلام حکومت صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی به وسیله پادشاه اسماعیل صفوی در تبریز به واقعیت به آدرس حسینیه نصرت مشهد پیوست.[۵]
بایزید دوم پاد شاه وقت عثمانی در بالا برای کاهش نفوذ و محبوبیت سلطان اسماعیل نخستین و دراویش اردبیل فی مابین عموم، سیاست تطمیع و ارعاب را در پیش گرفت؛ از یک سو برای جذب آنها به احیاء خانقاهها و مقابر بزرگان اهل سنت پرداخت و از سویی دیگر علویانی را که برای زیارت صفیالدین اردبیلی به جمهوری اسلامی ایران میرفتند، مجازات نموده و آنها را به کرن و مدان (یونان) تبعید میکرد. حکومت عثمانی با این اقدامات نماد بخشید که دولتی سنی مذهب رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]
بایزید دوم در راستای سیاست سنیگرایی، از توسعه طریقت بکتاشیه با محوریت بالم پادشاه برای دوری از نفوذ صفویان امان کرد.[مستلزم منبع] به این خواسته در سال ۱۴۹۲میلادی بالم پادشاه را از آلبانی به شهر نَوشهر، محل معاش و دفن حاج بکتاش اما آورد و قبهای بر فراز قبر حاج بکتاش البته تشکیل داد و در کنار آن خانقاهی برای بالم شاه سازه کرد.[۷] با این سیاست عثمانیها، بکتاشیهایی که شاخه پرجمعیت علویان بودند، تا سال ۱۸۰۰ میلادی تحت لحاظ و با یاریهای دولت عثمانی به راحتی معاش کردند و در مقابل شاخهای از علویان که درپی مدرسه صفی الدین اردبیلی بوده و به پاد شاه اسماعیل صفوی تحت عنوان رهبر فقهی مینگریستند، مدام در ظلم و تبعید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بودند.[مستلزم منبع]
فشارهای دولت عثمانی علیه این شاخه از علویان در عصر پادشاه سلیم هم زمان با نزاع چالدران فی مابین عثمانیها و صفویان در سال ۱۵۱۴ میلادی که به باخت صفویان باعث شد، به نقطع ی عطف خویش رسید. بعضا از گزارشها از صدور فتوای روضه خوانالاسلام ابنکمال پاشا، دانا عثمانی و عقیدهپرداز مبارزه مذهبی چالدران، علیه علویان و در ادامه آن قتلعام ۴۰ هزار علوی، قبل از برپایی مبارزه به وسیله دولت عثمانی خبر دادهاند که بدون صدق و سقم داده های عددی آن، آرم از عکس العمل شدید شاه عثمانی نسبت به علویان داراست.[۸]
گزارشهای تاریخی از وخامت اوضاع و احوال علویان غیربکتاشی بعد از باخت حکومت صفوی تا زمان سقوط دولت عثمانی، خبر دادهاند. طبق گزارشهای نویسندگان علوی، عثمانیها با فتوای افراطی و ضد شیعی ابنکمال پاشا علویانِ غیر بکتاشی یا این که قزلباشها کافر، رافضی و زندیق خوانده شدند.[۹]
وخامت وضع و اوضاع به حدی بود که حتی به دست دریافت کردن قرآن برای علویان ممنوع بود و هر کس به علوی قرآن میفروخت، گناه بزرگی مرتکب میشد. علویان برای تصاحب کردن قرآن از دوستان مسیحی و یهودی خویش میخواستند که برای آنها قرآن بیاورند.[مستلزم منبع] آنها از برگزاری مراسم عبادی و هرگونه اجتماع شرعی در مسجد، خانقاه و هرجای دیگر نهی شده و در شکل برپایی آن تبعید یا این که کشته میشدند. این مجموعه شیعی نمیتوانستند به مدرسه های رفته یا این که محلهای مشخصی را برای یاددادن و جابجایی آموزههای شرعی به نسل آنگاه تأسیس نمایند. همینطور فراروگریز آنها به بخشها صعب الوصول کوهستانی و جنگلی و در سکونت در آن بخش ها از خوف قتلعام شدن، قابلیت و امکان رابطه فرهنگی آن ها با مرکز ها شیعی را غیرممکن کرده بود.[مستلزم منبع]
این مسأله موجب شد وجود عالمان شرعی دربین آنها اندک گردیده و مردم علویان از علم شرعی منفعت کافی نداشته باشند در فیض آنها به باطنیگری و فراگیری سینه به سینه روی آوردند. در فیض این اقدامات، منزلت اجتماعی و اقتصادی علویان ضعیف شد و از نگاه فرهنگی نیز فشارهای عثمانیها، انزوای قهری علویان غیربکتاشی را به برهه زمانی یک سری قرن و تا تأسیس حکومت جمهوری در ترکیه درپی داشت.[۱۰]
علویان در عصر حکومت عثمانی
عثمانیها برای تقویت حکومت خویش و برای وحدت بخشیدن به جامعهای که از اقوام متنوع و مذهبها زیادی درست شده بود، به رهبران صوفی که از نفوذ بالایی بین عموم بهره مند بودند، متوسل شدند.[۲] در همین راستا آن ها رابطه ها گرمی با رهروان علویان بکتاشیه و دراویش این فرقه که در آن عصر فقط مدرسه صوفیگرایانهای بیش خلا، برقرار کردند. این ارتباط ها به سیرتکاملای بود که طبق بعضی گزارشها، هسته اساسی ارتش عثمانی با اسم قشون «ینیچری»، در سال ۱۳۶۳ میلادی در خانقاه بکتاشیه نهاد حسینیه نصرت مشهد گذاشته شد.[۳][۴]
از سوی دیگر گروهی از علویان غیر بکتاشی به طریقت صفی الدین اردبیلی ـ که در قرن ۱۳ میلادی در اردبیل صورت گرفته بود ـ عشق و علاقهمند شدند. این عشق و علاقه تا بدانجا رسید که در قرن ۱۵ میلادی مذهب علوی در آناتولی به شدت اشاعه یافت. پیشرفت علویگری در قلمرو حکومت عثمانی به طور همزمان با ظهور صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی در تبریز، زنگ خطری برای دولت عثمانی بود. به این دلیلکه علویان آناتولی به منجر رابطه قلبی با صفیالدین اردبیلی و صفویان، رؤیای تشکیل دولت علوی را در راز میگذراندند. این رؤیا با اعلام حکومت صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی به وسیله پادشاه اسماعیل صفوی در تبریز به واقعیت به آدرس حسینیه نصرت مشهد پیوست.[۵]
بایزید دوم پاد شاه وقت عثمانی در بالا برای کاهش نفوذ و محبوبیت سلطان اسماعیل نخستین و دراویش اردبیل فی مابین عموم، سیاست تطمیع و ارعاب را در پیش گرفت؛ از یک سو برای جذب آنها به احیاء خانقاهها و مقابر بزرگان اهل سنت پرداخت و از سویی دیگر علویانی را که برای زیارت صفیالدین اردبیلی به جمهوری اسلامی ایران میرفتند، مجازات نموده و آنها را به کرن و مدان (یونان) تبعید میکرد. حکومت عثمانی با این اقدامات نماد بخشید که دولتی سنی مذهب رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]
بایزید دوم در راستای سیاست سنیگرایی، از توسعه طریقت بکتاشیه با محوریت بالم پادشاه برای دوری از نفوذ صفویان امان کرد.[مستلزم منبع] به این خواسته در سال ۱۴۹۲میلادی بالم پادشاه را از آلبانی به شهر نَوشهر، محل معاش و دفن حاج بکتاش اما آورد و قبهای بر فراز قبر حاج بکتاش البته تشکیل داد و در کنار آن خانقاهی برای بالم شاه سازه کرد.[۷] با این سیاست عثمانیها، بکتاشیهایی که شاخه پرجمعیت علویان بودند، تا سال ۱۸۰۰ میلادی تحت لحاظ و با یاریهای دولت عثمانی به راحتی معاش کردند و در مقابل شاخهای از علویان که درپی مدرسه صفی الدین اردبیلی بوده و به پاد شاه اسماعیل صفوی تحت عنوان رهبر فقهی مینگریستند، مدام در ظلم و تبعید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بودند.[مستلزم منبع]
فشارهای دولت عثمانی علیه این شاخه از علویان در عصر پادشاه سلیم هم زمان با نزاع چالدران فی مابین عثمانیها و صفویان در سال ۱۵۱۴ میلادی که به باخت صفویان باعث شد، به نقطع ی عطف خویش رسید. بعضا از گزارشها از صدور فتوای روضه خوانالاسلام ابنکمال پاشا، دانا عثمانی و عقیدهپرداز مبارزه مذهبی چالدران، علیه علویان و در ادامه آن قتلعام ۴۰ هزار علوی، قبل از برپایی مبارزه به وسیله دولت عثمانی خبر دادهاند که بدون صدق و سقم داده های عددی آن، آرم از عکس العمل شدید شاه عثمانی نسبت به علویان داراست.[۸]
گزارشهای تاریخی از وخامت اوضاع و احوال علویان غیربکتاشی بعد از باخت حکومت صفوی تا زمان سقوط دولت عثمانی، خبر دادهاند. طبق گزارشهای نویسندگان علوی، عثمانیها با فتوای افراطی و ضد شیعی ابنکمال پاشا علویانِ غیر بکتاشی یا این که قزلباشها کافر، رافضی و زندیق خوانده شدند.[۹]
وخامت وضع و اوضاع به حدی بود که حتی به دست دریافت کردن قرآن برای علویان ممنوع بود و هر کس به علوی قرآن میفروخت، گناه بزرگی مرتکب میشد. علویان برای تصاحب کردن قرآن از دوستان مسیحی و یهودی خویش میخواستند که برای آنها قرآن بیاورند.[مستلزم منبع] آنها از برگزاری مراسم عبادی و هرگونه اجتماع شرعی در مسجد، خانقاه و هرجای دیگر نهی شده و در شکل برپایی آن تبعید یا این که کشته میشدند. این مجموعه شیعی نمیتوانستند به مدرسه های رفته یا این که محلهای مشخصی را برای یاددادن و جابجایی آموزههای شرعی به نسل آنگاه تأسیس نمایند. همینطور فراروگریز آنها به بخشها صعب الوصول کوهستانی و جنگلی و در سکونت در آن بخش ها از خوف قتلعام شدن، قابلیت و امکان رابطه فرهنگی آن ها با مرکز ها شیعی را غیرممکن کرده بود.[مستلزم منبع]
این مسأله موجب شد وجود عالمان شرعی دربین آنها اندک گردیده و مردم علویان از علم شرعی منفعت کافی نداشته باشند در فیض آنها به باطنیگری و فراگیری سینه به سینه روی آوردند. در فیض این اقدامات، منزلت اجتماعی و اقتصادی علویان ضعیف شد و از نگاه فرهنگی نیز فشارهای عثمانیها، انزوای قهری علویان غیربکتاشی را به برهه زمانی یک سری قرن و تا تأسیس حکومت جمهوری در ترکیه درپی داشت.[۱۰]

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم