loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 67
چهارشنبه 26 شهريور 1404 زمان : 10:06


نادرْ‌فروشی یا این که تَطفیفْ کارشکنی به خریدار از روش نادر‌گذاشتن در پیمانه یا این که وزن که حرام و از گناهان کبیره میباشد. معدود‌فروشی همینطور به معنای عرضه یا این که فروش کالاها و سرویس ها، کمتر از ترازو یا این که واحد سنجش مقرر گردیده، تمجید حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

فقهای شیعه براساس استدلال اربعه نادر‌فروشی را حرام دانسته‌اند. هفت آیه در قرآن با عنا وین متفاوت «تَطفیفْ»، «بَخسْ»، «نَقص» و «إخسار» بر حرمت آن اشاره دارااست. احادیث فراوانی از امامان معصوم(ع) نیز با تیتر «آداب التجارة» بیان شده که بر حرام ‌بودن معدود‌فروشی دلالت آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نمایند.

در‌این که نادر‌فروشی تنها به اجناس پیمانه‌ای و وزن‌شدنی تخصیص داراست یا این که مشتمل بر کلیه اجناس و کالاها می شود، اختلاف لحاظ میباشد. اکثر فقها معدود‌فروشی را خلال کالاهای پیمانه‌ای و وزن‌شدنی به کالاها و اجناس قابل شمارش و متری نیز سرایت کردن رزرو حسینیه نصرت مشهد داده‌اند.

بعضی با الغای ویژگی از معدود‌فروشی در اجناس، با بسط محدوده معدود‌فروشی و مصادیق آن، بر این باورند که هر کسی در حوزه کاری خویش معدود‌کاری نماید و وظایفش را به صورت درست اعمال ندهد، معدود‌فروشی بر آن درستی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.

واژه و کلمه‌شناسی
معدودْ‌فروشی (تطفیف)، کارشکنی به خریدار از روش نادر‌گذاشتن در پیمانه یا این که وزن میباشد.[۱] بعضی گفته‌اند نادر‌فروشی عملی میباشد که در آن فروشنده فرآورده و یا این که متاع را به وزن کمتر از ترازو خویش به مشتری تحویل می دهد.[۲] در ضابطه نظام صنفی مملکت کشور‌ایران، نادر‌فروشی به معنای عرضه یا این که فروش کالاها و سرویس ها، کمتر از ترازو یا این که واحد سنجش مقرر گردیده، تمجید گردیده‌است.[۳]

معدود‌فروشی با عنوان ها «تَطفیف»، «بَخس»، «نقص» و «إخسار» در آیه‌ها و احادیث و صحبت فقها مطرح گردیده‌است.[۴]

از حیث مالک جواهر معدود‌فروشی از گناهان کبیره میباشد و در قرآن و احادیث برای نادرْ‌فروش، وعده عذاب الهی داده گردیده است.[۵]

بر اساس ماده ۵۸ ضابطه نظام صنفی سرزمین، نادر‌فروشی جرم محسوب گردیده و ضابطه‌گذار مجازات‌هایی از قبیل: جبران زیان به مشتری، جریمه نقدی، تعلیق پروانه استخراج و بستن و پلمب محل استحصال، در حیث گرفته میباشد.[۶]

حرمت
معدود‌فروشی حرام میباشد.[۷] روضه خوان انصاری در کتاب المکاسب، نادر‌فروشی را پایین تیتر «اموری که ذاتا حرام‌اند و به همین خیال و خاطر اکتساب با آن ها نیز حرام هست.» مطرح نموده است.[۸] آیت الله سبحانی حرمت آن را از ضروریات فقه دانسته میباشد.[۹]
فقها برای ثابت حرمت معدود‌فروشی به عامل اربعه؛ یعنی قرآن، احادیث، اجماع و عقل تمسک کرده‌اند:[۱۰]
آیه‌ها
هفت آیه در قرآن با عنوان ها متعدد «تَطفیف»، «بَخْس»، «نقص» و «اِخسار» بر حرمت نادر‌فروشی دلالت کرده و از اجرا آن نهی کرده‌اند.[۱۱] برخی از این نشانه‌ها عبارتند از:

سوره مطففین با آیه «وَیلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ؛ وای بر معدود‌فروشان.» استارت گردیده و در دو آیه بعد از آن به ذکر اوصاف نادر‌فروشان پرداخته میباشد «آن ها که زیرا از عموم کالایی را با پیمانه و وزن میستانند، آحاد و بی نقص می ستانند-و زیرا برای آن‌ها پیمانه و وزن نمایند، نادر میدهند.»[۱۲] «وَیْل» برای وعید و ارعاب اوضاع و احوال گردیده و برای هر کس در نابودی و عذاب واقع شد‌ه‌است، بکار می‌رود.[۱۳] بعضا نیز گفته‌اند: «ویل» اسم مکانی در دوزخ وجهنم میباشد.[۱۴] «مُطَفِّف» (نادر‌فروش) از ماده «تطفیف» و در اصطلاح به‌معنای معدود‌کردن پیمانه و معدود‌کشیدن میباشد.[۱۵]
«أَوْفُواْ الْمِکیالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیاءهُمْ..؛ پیمانه و معیار را کل و بدون نقص بدهید و از اجناس و اموال و حقوق و دستمزد عموم مکاهید.»[۱۶] «بخسْ» هم معنای «تطفیف» و به معنای نادر گذاشتن و کاستن حق دیگری از روی ظلم میباشد.[۱۷]
«وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِکیالَ وَالْمِیزَانَ..؛ از پیمانه و واحد سنجش مکاهید.»[۱۸]
«أَوْفُوا الْکَیلَ وَ لٰا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ؛ پیمانه را بی نقص بدهید و از نادر‌فروشان نباشید.»[۱۹]

بازدید : 21
سه شنبه 25 شهريور 1404 زمان : 22:11


‌هاشم
نوشته‌ی علمیٔ مهم: هاشم بن عبدمناف
هاشم سالانه در اجرای مسؤولیت پذیرایی از زائران کعبه، از شرکت کردن و یاری‌های مالی خانواده‌های قریش سود‌مند میشد.[۱] وی همینطور با حفر چاه دستور آبرسانی به حج گزاران را تسهیل کرد.[۲] هاشم بیزنس قریش را نیز افزایش داد و توانست با منعقد قسم‌های بازرگانی (که در قرآن از آنان با اسم ایلاف القریش خاطر حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است

[۳]) سفرهای تجاری قریش را به دو مسافرت تابستانی به سوی شام و زمستانی به سوی یمن و حبشه ارتقاء دهد.[۴] وی همینطور توانست در یک کدام از سال‌های قحطی شدید، برای قریش طعام تهیه و تنظیم نماید و آنها را از گرسنگی نجات دهد.[۵] تیم این کارها سبب شد که هاشم جایگاهی رفیع در بین قریش آدرس حسینیه نصرت مشهد بیابد.

هاشم چهار پسر به اسم‌های شَیبه (عبدالمطّلب)، أسد، عَمرو (ابوصَیفی)، نَضْله و همینطور پنج دختر داشت.[۶]

عبدالمطّلب
نوشته ی علمیٔ مهم: عبدالمطلب
بعداز مرگ هاشم، برادرش مطّلب بن عبدمَناف مناصب او‌را گرفت و آنگاه عبدالمطّلب (فرزند هاشم) جانشین مطّلب رزرو حسینیه نصرت مشهد شد.[۷]

عبدالمطّلب خلال داشتن مناصب سقایت و رفادت(آبرسانی وپذیرایی از حاجیان)، به منجر خصلت‌های بلندمرتبه‌منشانه‌اش نزد عموم مکه حرمت یافت. همینطور حفر چاه زمزم نیز بزرگی جایگاه اورا در لحاظ حج گزاران دوچندان کرد. بنی عبدمناف و از آن پاراگراف بنی‌هاشم بر بقیه قریش فخر می‌فروختند و سقایت از این چاه را برای خویش افتخاری تعالی تلقی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کردند.[۸]

حالت عبدالمطّلب در ماجرای هجوم سپاه ابرهه به مکه در عام الفیل فزونی یافت؛ چون وی بر تاثیر مقام ویژه‌اش در نزد قریش تحت عنوان نماینده مکیان در نزد ابرهه حاضر شوید. عکس العمل عبدالمطّلب با ابرهه و آنگاه هدایت مکیان به کوه‌های دور و اطراف و مراقبت جان آن‌ها از اسیب سپاه ابرهه موجب شوید که قریش عبدالمطّلب را در‌این حادثه، «ابراهیم ثانی» کنیه دهند.[۹][یادداشت ۱]

برخی نسل عبدالمطّلب را فقط نسلِ ما‌نده از فرزندان هاشم دانسته، بنی‌هاشم را با بنی عبدالمطّلب متساوی می دانند؛[۱۰] در حالی که با وجود فرزندانی از نَضلة بن هاشم و عمرو بن هاشم اینگونه ادعایی درست وجود ندارد.[۱۱]

بازدید : 17
دوشنبه 24 شهريور 1404 زمان : 16:07


محتوا و ساختار
زن و مرد دو ستاره‌اند در دو مدار گوناگون، هر مورد بایستی در مدار خویش و فلک خویش تکان کند. شرط اساسی بهروزی هرکدام از زن و مرد و در واقعیت، جامعه بشری، اینست که دو متاع هرکدام در مدار خود به جنبش خویش ادامه دهند . آزادی و برابری آن‌گاه بهره می بخشد که هیچ کدام از مدار و مسیر طبیعی و فطری خود بیرون نگردند. آنچه در آن‌ جامعه حزن آفریده میباشد قیام بر ضد دستور فطرت و طبیعت میباشد خیر چیز حسینیه نصرت مشهد دیگر.[۱۷]

کتاب نظام حقوق و دستمزد زن در اسلام در یازده قسمت سامان یافته میباشد که عبارتند از: خواستگاری، تزویج موقت، زن و استقلال اجتماعی، اسلام و تجدد معاش، جایگاه انسانی زن در قرآن، مبانی طبیعی دستمزد خانوادگی، تفاوت‌های زن و مرد، مهریه و نفقه، قضیه ارث، حق جدایی و تعدد آدرس حسینیه نصرت مشهد زوجات.[۱۸]

مطهری مسائل دیگری همانند حق حضانت طفل، مورد گردآوری، پوشش زن، عفت و حجب و فعالیت کردن زن در سوا خانه را نیز برشمرده که درین مقاله ها و کتاب به چاپ نرسیده و وعده تکثیر آن‌ها در جلد دوم کتاب را رزرو حسینیه نصرت مشهد داده میباشد.[۱۹]

آورده شده مطهری در کتاب نظام دستمزد زن در اسلام درصدد بوده دربین متحجّران سنتی که زن را حتی آدم نمی‌دانند و فی مابین روشنفکران امروزی که عدل و داد را در قبال زن و مرد مفهوم می‌نمایند، مرزگذاری کرده و پندار‌ای اواسط ارائه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نماید.[۲۰]

نگرش‌ها
بعضی از بینش‌های شهید مطهری در کتاب نظام حقوق و دستمزد زن در اسلام از این قرار میباشد:

از حیث مطهری، زن در قرآن به عبارتی زن در طبیعت میباشد و قرآن زن را همانطور که در طبیعت میباشد، مراعات نموده است. او با این نگاه، در‌این کتاب هماهنگی طریقه قرآن درباره زن با طبیعت زن را توضیح داده میباشد.[۲۱]
او تفاوت‌های زن و مرد را از شاهکارهای خلقت و درس توحید و خداشناسی شمرده، اعتقاد دارد برای تولید وحدت و لینک فی مابین جسم و جان زن و مرد، تفاوت‌های جسمی و روحی در میان آن ها قرار داده گردیده است. این تفاوت‌ها زن و مرد را به یکدیگر جذب کرده و شیفته و خواستار یکدیگر قرار میدهد. از نگاه مطهری، مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده گردیده‌است.[۲۲]
مطهری در بخشی از کتاب می‌نویسد از حیث اسلام زن و مرد هر دو انسانند و از دستمزد انسانی متساوی منفعت‌مندند؛ البته در جهات متعددی شبیه یکدیگر نیستند، عالم برای آن ها یک‌جور وجود ندارد، خلقت و طبیعتْ آنان‌را یکنواخت نخواسته میباشد؛ همین تفاوت‌ها موجب میگردد زن و مرد از نظر اکثری از حقوق و دستمزد و تکالیف و مجازات‌ها شرایط مشابهی نداشته باشند. در دنیای غرب، تلاش می‌‏خواهد شد بین زن و مرد از حیث ضوابط و قوانین و حقوق و دستمزد و وظایف وضعی واحد و مشابهی به وجود آورند و تفاوت‌های غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند. تفاوتی که فی مابین حیث اسلام و سیستم‌های غربی وجود دارااست در اینجاست

بازدید : 45
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 19:50


جَنّات عَدْن به معنای گلشن‌ها و پردیس‌های جاودان، اسم یک کدام از پردیس‌ها یا این که شهری در پردیس میباشد. مفسران معتقدند «جنات عدن» بر بقیه گلشن‌های پردیس برتری داراست. فرستاده اکرم(ص) در روایتی، جنات عدن را این‌سیرتکامل تعریف حسینیه نصرت مشهد می‌نماید

که خیر هیچ چشمی مانند آن را چشم و خیر به قلب کسی تصور آن خطور نموده است. با این درحال حاضر بعضا نشانه‌ها، توصیفاتی محسوس از این فردوس داشته‌اند. از تیم‌های مختلفی همانند پیامبران، صدیقان، شهیدان،‌ مومنان و مجاهدان تحت عنوان ساکنان جنات عدن حافظه آدرس حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

معرفی
واژه «جنات» توده واژه «جَنّة» به معنای گلشن‌ها و پردیس‌ها میباشد[۱] و کلمه و واژه «عَدْن» به‌معنای اقامت[۲] و استقرار داشتن[۳] آمده میباشد. مفسران، «عدن» در قرآن را به‌معنای ابدیت[۴] و جاویدان بودن[۵] دانسته و تعبیر و تفسیر «جنات عدن» را به پردیس‌های جاودانگی رزرو حسینیه نصرت مشهد مفهوم کرده‌اند.

[۶] تعبیر و تفسیر «جنات عدن» ۱۱ توشه در قرآن کریم و مهربان آمده و در تمامی مورد ها به طور عده مستعمل میباشد.[۷] این تعبیروتفسیر هم در سور‌ه‌های مکی و هم سوره‌های مدنی وجود داراست.[۸] برخی مفسران معتقدند «جنات عدن» بر بقیه گلشن‌های فردوس برتری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارااست.[۹]

در خصوص «جنات عدن» دو عهد وجود دارااست:

تنی چند از مفسران معتقدند تفسیر «جنات عدن» نام عَلَم گردیده[۱۰] و اسم یک کدام از پردیس‌ها میباشد.[۱۱] برخی مفسران هم جنات عدن را نام شهری[۱۲] در اواسط پردیس[۱۳] دانسته‌اند.
گردآوری‌ای نیز معتقدند کلمه و واژه «عدن» صفتی برای فردوس میباشد و پردیس‌ها کلیه مصداق جنات عدن میباشند.[۱۴]
محمد دروزه مفسر اهل‌سنت اعتقاد دارد پروردگار در تعریف رده‌های اخروی از جای ‌های معروف دنیایی به کارگیری نموده است. قبل از بعثت نبی اکرم(ص) ناحیه‌ای به اسم «أدنت» در یمن وجود داشته که گلشن‌های مشهوری داشت. واژه و کلمه «أدنت» تبدیل به «عدن» گردیده و خدا از آن در ذکر فردوس یا این که یکی‌از پردیس‌های اخروی به کار گرفت.[۱۵]

اوصاف
نبی اکرم(ص) در روایتی جنات عدن را اینگونه تعریف می‌نماید که هیچ چشمی به مانند آن ندیده و به قلب کسی اینگونه تصوری خطور نکرده میباشد.[۱۶] با این هم اکنون، بعضا آیه‌ها تعریف‌هایی محسوس از این فردوس داشته‌اند. در سوره توبه این فردوس را دارنده گلشن‌هایی میداند که رودهایی در آن روان میباشد و منزل‌های منزه (طیب) در آن جای دارد.[۱۷] در سوره کهف آمده که آنجا با دست‌بندهایی از طلا جواهرات تروتمیز گردیده و خرقه‌هایی (فاخر) به رنگ سبز، از حریر نازک و ستبر، بر بدن ساکنان آن میباشد.[۱۸]

در سوره ص آمده که ساکنان پردیس عدن در حالی‌که بر تخت‌ها توکل کرده‌اند؛ میوه‌های بسیار و آب میوه‌ها در چنگ آنها میباشد و نزد آن ها همسرانی میباشد که صرفا دیده به شوهرانشان دوخته‌اند.[۱۹]

براساس احادیث، رود بهشتیِ تسنیم از این فردوس سرچشمه می گیرد.[۲۰]

ساکنان
از رسول اکرم(ص) بیان شده که سه دسته پیامبران، صدیقان و شهیدان بومی پردیس عدن می گردند.[۱۶]

برخی آیه‌ها و احادیث ساکنان دیگری برای این فردوس بیان کرده‌اند:

در سوره توبه، فردوس عدن را به مردها و زنان مؤمن وعده داده میباشد.[۱۷]
کسانی که به قول خویش با آفریدگار پای‌حایل باقیمانده و آن‌را نقض نکنند، آنهایی که به خیال و خاطر پروردگارشان حوصله نمایند، نماز برپا دارا‌هستند، و نهفته و آشکار انفاق نمایند.[۲۱]
هر کس به معبود و رسولش ایمان داشته و با جان و مالش در رویه پروردگار جهاد نماید.[۲۲]
هر که توبه کرده، ایمان بیاورد و شغل پارسا جاری ساختن دهد.[۲۳]
در بعضا احادیث از شیعه‌ها امام علی(ع) تحت عنوان پادشاهان جنات عدن مذکور میباشد.[۲۴]

بازدید : 124
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:15


غَزوه ذاتُ‌الرِقاع از غزوات نبی(ص) با مشرکان در سال چهارم هجری میباشد. رسول(ص) زمانی که آگاه شد بستگان بَنی‌اَنمار و بَنی‌ثَعْلَبَه قصد حمله به مسلمانها را دارا هستند، با تنی چند از مسلمان ها به‌سوی معاند جنبش حسینیه نصرت مشهد کرد

. با وصال مسلمان‌ها به حیطه جنگی، معاندان از هراس به قله کوه‌ها متواری شدند و فارغ از آنکه جنگی شکل گیرد غنائمی به دست مسلمانها زمین خورد و آنها به سوی مدینه آدرس حسینیه نصرت مشهد بازگشتند.

مطابق گزارش منابع تاریخی، در‌این غَزوه سیلی سرازیر شد و فی مابین فرستاده(ص) و یارانش مسافت به زمین خورد. درین هنگام یکی مشرکان قصد کشتن رسول(ص) را داشت که با معجزه الهی ناکامی رزرو حسینیه نصرت مشهد خورد.

آوازه این غزوه به اسم ذات‌الرقاع به‌خیال و خاطر وقوع آن در کنار کوهی با قله‌های سرخ، سیاه و سپید میباشد. این غزوه همینطور با اسم‌های غزوه اَعاجِیب، غزوه مُحارِب و بَنی‌ثَعْلَبَة و بَنی‌اَنْمار در منابع تاریخی اسم‌گذاری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

ماجرای پیکار
غزوه ذات‌الرقاع در سال ۴ هجری برای تقابل با مشرکانی از خویشان‌های بنی‌انمار و بنی‌سَعد واقع شد که قصد حمله به مسلمانها را داشتند.

بر طبق گزارشات تاریخی، فردی که از حوزه‌ نَجْد برای فروش کالایش به مدینه میرفت، گروهی از بنی‌انمار و بنی‌سَعد را روءیت کرد که عموم را علیه مسلمان‌ها گردآوری کرده و قصد حمله به آن ها را دارا‌هستند، در حالی که مسلمان ها از این تکان معاندان بی‌خبر بودند.[۱] وقتی که‌این خبر به فرستاده(ص) رسید، عثمان[۲] و بنابر نقلی ابوذر را جانشین خویش در مدینه کرد[۳] و به همدم ۴۰۰ و به قولی ۷۰۰ یا این که ۸۰۰ نفر از صحابه از مدینه برای پیکار خارج رفتند.[۴] وقتی که سپاه اسلام به محل معاندان رسید، کسی را مشاهده نکردند؛ به این دلیل‌که مشرکان به نوک کوه‌ها گریخته[۵] و از آنجا بر سپاه اسلام اِشراف داشتند.[۶] مسلمانها که از حمله غافلگیرانه مشرکان بیمناک بودند[۷] در وقت نماز با نبی(ص) نماز واهمه خواندند.[۸] درین غزوه، نبی(ص) فارغ از آنکه جنگی نماید،[۹] بعد از ۱۵ روز[۱۰] با تصاحب کردن غنائمی [۱۱] به مدینه رجوع و برگشت.[۱۲]

فرصت غزوه
تاریخ‌نگاران در طول وقوع این غزوه اختلاف دارا هستند.[۱۳] واقدی فرصت غزوه را محرم سال چهارم،[۱۴] بَلاذُری محرم سال پنجم،[۱۵] حَلَبی ربیع‌الاول بعداز غزوه بَنی‌نَضیر،[۱۶] و دِهمپا البَکری بعداز غزوه بَدر صُغری[۱۷] بیان کرده‌اند.

بازدید : 131
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:11


صلح آماسیه
نوشته ی علمیٔ مهم: صلح آماسیه
عهد آماسیه اسم پیمانی میباشد که دربین فرمانروا طهماسب صفوی و فرمان روا سلیمان اولیه در سال ۸۸۴ خورشیدی (۹۶۲ قمری / ۱۵۵۵م) در شهر آماسیه (شهری در شمال آناتولی و در ترکیه مدرن) حسینیه نصرت مشهد بسته شد

. این عهدوپیمان با مشخص و معلوم کردن مرز جمهوری اسلامی ایران و عثمانی نهایی بر پیکار‌های دراز برهه زمانی دو کشوربود. این قول ۲۰ سال متانت را میان دو میهن به ارمغان آورد. متن نامۀ سلطان طهماسب ممهور به مهر او به شمارۀ ۸۹۶۸ در بایگانی کتابخانۀ توپقاپی مراقبت آدرس حسینیه نصرت مشهد می شود.[۸]

به موجب این تفاهم نامه ایالت‌های آذربایجان، ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی در مشت دولت کشور ایران قرار گرفت و گرجستان غربی، ارمنستان غربی و میهن عراق به دولت عثمانی واگذار شد. همینطور پادشاه عثمانی موافقت کرد که با رهروان مذهب شیعه با مدارا خلق نماید و از زوار اهل ایران که عازم مکه و مدینه می‌باشند، امان نماید. به ‌علاوه به فرماندهان مرزی نیز تأکید گردد تا از صدور هرگونه دستوری که موجب منازعات مرزی خواهد شد، دوری رزرو حسینیه نصرت مشهد نمایند.

استقرار در پایتخت
با آرامشی که از روش صلح آماسیه در مرزوبوم تولید شد، فرمانروا طهماسب به دوران بیست سال از قزوین خارج نرفت و در‌این بازه زمانی مشغول افتتاح از ثبات و فراغتی که به وجود آمده بود، شوید. طبع فرآورده‌دوست و زراندوزی او به سیرتکامل‌ای بود که چهارده سال نقطه نهایی سلطنت، حقوق و دستمزد لشکریان را نپرداخت و طبیعی بود که سپاهیان از فشار بر عموم ارتزاق شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کردند

که همین دستور سبب نارضایتی عموم و سبب ساز کودتا‌هایی در گیلان به رهبری سید حسین در سال ۹۷۹ ه‍.ق و کودتا تبریز در سال ۹۸۱ ه‍.ش شد که نهایتا هر دو کودتا سرکوب شدند؛ ولی بذرهای معضل و کودتا در زمان‌های پس از سلطنت او خویش را نمایان ایجاد کرد و دوازده سال طولانی شد تا بعد از یک زمان بی‌ثباتی پس از مرگ طهماسب، سلطنت صفوی استقرار و اقتدار خویش را گشوده یابد.[۹]

جابجایی پایتخت
فرمانروا طهماسب به انگیزه قربت تبریز به مرزهای عثمانی و زخم‌پذیری این شهر و غربت تبریز از خراسان که همواره آیتم هجوم ازبکان قرار می‌گرفت، در سال ۹۶۵ ه‍.ق پایتخت خویش را به قزوین منتقل کرد. از این تاریخ تا سال ۱۰۰۶ ه‍.ق (که پادشاه عباس نخستین، اصفهان را به پایتختی تعیین کرد) شهر قزوین پایتخت صفویه بود.

پناهنده شدن همسایگان به کشور‌ایران
از اتفاق ها عمده زمان فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون شاه هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو اتفاق افتاد تأثیر متعددی در رابطه ها کشور‌ایران با هند و عثمانی داشت.[۱۰] در سال ۹۵۰ ه‍.ق همایون فرمانروا هند به انگیزه اختلافاتی که میان وی و شیرخان افغانی چهره داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را سوراخ کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمان روا طهماسب پناهنده شد. پادشاه طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و امر بخشید اورا با احترام تا پایتخت ملازمت و همراهی نمایند. همایون پس از مدتی اقامت در کشور ایران با نیرویی که شاه صفوی در چنگ وی گذاشت، به هند رجوع و برگشت و سلطنت از دست رفته خویش را به دست آورد. این حادثه چنان اثر خیر و خوبی در رابطه ها کشور ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یک سری که اختلافاتی فی مابین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، ادامه یافت.[۱۱]

بازدید : 122
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 11:05


مصاحبت با ائمه(ع)
به گفته آقابزرگ تهرانی عبدالعظیم، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) را شعور کرده و ایمانش را بر امام هادی(ع) عرضه داشته میباشد.[۱۲] در کتاب الاختصاص نیز روایتی امام رضا(ع) بوسیله وی نقل شد‌ه‌است؛[۱۳] با این حالا آیت‌الله خویی، هم‌بعد از ظهر بودن عبدالعظیم با امام رضا(ع) را رد حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۴]

روحانی طوسی عبدالعظیم را از اصحاب امام عسکری(ع) برشمرده میباشد.[۱۵] عزیزالله عطاردی، با نظارت اوضاع و احوال عبدالعظیم حسنی و احادیث او، این نظر را دارد وی چهارتن از امامان (از امام کاظم(ع) تا امام هادی(ع)) را شعور نموده است.[۱۶] از نگاه محمد محمدی ری‌شهری نیز عبدالعظیم امام جواد(ع) و امام هادی(ع) را فهم و شعور کرده و از آنان روایات نقل آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۷]

نقل میباشد که عبدالعظیم باادب و تواضع ویژه‌ای در مجلس امام جواد(ع) یا این که امام هادی(ع) حاضر می شد و امام(ع) نیز او‌را نزد خویش می‌نشاند و از احوالش جویا رزرو حسینیه نصرت مشهد میشد.[۱۸]

معاش در زمانه سرکوب شیعه‌ها
زمانه معاش عبدالعظیم مصادف با حالت خفقان و سرکوب شیعه‌ها بوسیله بنی عباس بود. وی نیز همانند پدرانش سال‌ها پایین تعقیب بود. وی گرچه وقتی که در مدینه، بغداد و سامرا می‌زیست البته طریق تقیه میکرد و نظریه خویش را نهفته می‌داشت، البته با این درحال حاضر آیتم غضب متوکل و معتز شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بود.[۱۹]

سفر به ری
بنابر گزارش‌های تاریخی، عبدالعظیم در حین معتز، خلیفه عباسی، به دلیل اذیت و آزار و خوف از قتل، به فرمان امام هادی(ع) از سامرا به ری -که از مقر‌های اصلی عباسیان بود- سفر کرد. برخی هم نقل کرده‌اند به قصد زیارت قبر امام رضا(ع) به قصد خراسان مسافرت کرد و در ری برای زیارت حمزة بن موسی بن جعفر توقف کرد و در آن‌جا نهان شد.[۲۰]

نجاشی به گزارش احمد بن محمد بن خالد برقی نقل نموده است که عبدالعظیم در حالا فرار و گریز از پاد شاه، به ری آمد و در سرداب منزل یک کدام از شیعه‌ها در محله «سِکة المَوالی» (کوچه و محله دوستان اهل‌بیت) سکونت کرد. وی در به عبارتی سرداب به عبادت می‌پرداخت، روز را روزه می‌گرفت و شب را به عبادت میگذراند. او مخفیانه از خانه خارج می‌آمد و به زیارت قبری می رفت که آن را قبر یکی‌از فرزندان موسی بن جعفر می‌دانست. پیوسته در آن سرداب بود و خبر ورود وی به شیعه‌ها آل محمد یکی از بعد از دیگری می سید تا اکثر شیعه‌ها با او آشنا شدند.[۲۱]

بعضی امامزادگان کشور ایران
اسم امامزاده مقبره از نسل امام شهر، استان
هلال بن علی امامزاده هلال بن علی امام علی (ع) اصفهان-آران و بیدگل
هاشم بن حسن بن یحیی امامزاده هاشم امام علی (ع)
امام حسن(ع) مازندران-آمل
عبدالعظیم حسنی مقبره حضرت عبدالعظیم امام حسن(ع) ری
شرف‌الدین داود الحسنی امامزاده داود امام حسن(ع) طهران-کوه‌های کن
حسن بن حسین بن اسحاق امام حسن(ع) لرستان-الیگودرز
جلال الدین اشرف امامزاده جلال الدین اشرف امام حسن(ع) گیلان-آستانه اشرفیه
محسن بن علی بن حسین (الاثرم) امامزاده محسن یا این که امامزاده کوه امام حسن(ع) همدان
علی‌اکبر بن ابراهیم بن حسین امامزاده علی‌اکبر چیذر امام سجاد(ع) محله چیذر طهران
محمد بن محمد بن زید امامزاده محروق امام سجاد(ع) خراسان رضوی - نیشابور
عبدالله بن حسین بن علی اصغر بن زین‌العابدین امامزاده عبدالله امام سجاد(ع) خوزستان-شوشتر
محمد بن زید بن علی امامزاده محمد بن زید امام سجاد(ع) خوزستان - شوشتر
حسن، حسین، ابراهیم و جعفر مقبره چهار امامزاده قم امام سجاد(ع) قم
اظهر بن علی امامزاده اظهر بن علی امام سجاد(ع) روستای درگزین، شهر رزن، همدان
احمد بن علی امامزاده احمد امام باقر(ع) اصفهان - حسن آباد
علی بن محمد باقر(ع) مشهد اردهال امام باقر(ع) اصفهان - کاشان
علی بن جعفر الصادق سه مقبره منسوب در عُریض (مدینه)، قم و سمنان امام درستگو(ع) مدینه/قم/ سمنان
علی زین العابدین درب امام امام راستگو(ع) اصفهان
جعفر بن علی امامزاده جعفر امام راست گو(ع) یزد
خدیجه خاتون بقاع خدیجه‌خاتون امام درست گو(ع) قم
حمزه بن موسی(ع) در مجاورت آستانه حضرت عبدالعظیم امام کاظم(ع) طهران - ری
حسین بن موسی بن جعفر(ع) علاءالدین حسین امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن موسی بن جعفر(ع) سید میرمحمد امام کاظم(ع) عجم - شیراز
حکیمه دختر امام کاظم(ع) امام کاظم(ع) کهکیلویه و بویراحمد - گچساران
اسحاق بن موسی(ع) مشهدِ نوروروشنایی گرگان امام کاظم(ع) شهر گرگان
اسحاق بن موسی(ع) امامزاده اسحاق بن موسی بن جعفر (ساوه) امام کاظم(ع)
جعفر بن موسی کاظم امامزاده شاهرضا امام کاظم(ع) اصفهان - شهرضا
زینب بنت موسی بن جعفر زینبیه امام کاظم(ع) اصفهان
آقاعلی عباس امامزاده آقا علی عباس امام کاظم(ع) اصفهان - کاشان
باتقوا بن موسی کاظم امامزاده با تقوا امام کاظم(ع) طهران - تجریش
حسین بن موسی بن جعفر امام کاظم(ع) کوفه/ شیراز/ خراسان جنوبی - طبس
محمد بن موسی کاظم امامزاده سبز قبا امام کاظم(ع) خوزستان-دزفول
سید بهاءالدین محمد امامزاده سید بهاء الدین محمد (روضه خوان شبان) امام کاظم(ع) چهارمحال وبختیاری
علی بن حمزه امامزاده فرمانروا میر علی بن حمزه امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن حسن آقامشهید امام کاظم(ع) عجم - فراشبند
یحیی بن موسی کاظم امامزاده یحیی بن موسی امام کاظم(ع) سمنان
عبیدالله بن موسی کوسه هجیج امام کاظم(ع) کرمانشاه - روستای هجیج
سید پاد شاه‌محمد امامزاده سید فرمان روا‌محمد (پیرچوگان) امام کاظم(ع) هرمزگان - رودان
عبدالله بن احمد الشعرانی امامزاده عبدالله امام کاظم(ع) همدان
حسن بن عبدالله امامزاده امام حسن امام کاظم(ع) شهرستان دیلم، استان بوشهر
حبیب بن موسی بن جعفر زیارتگاه حبیب بن موسی امام کاظم(ع) کاشان
خدیجه خاتون مقبره خدیجه‌خاتون امام کاظم(ع) قم
حسین بن علی امامزاده حسین امام رضا(ع) قزوین
جعفر بن علی بن موسی الرضا امامزاده جعفر بن رضا مشهور به امامزاده فرمان روا‌کرم امام رضا(ع) اصفهان
موسی بن محمد امامزاده موسی مبرقع - چهل‌اختران امام جواد(ع) قم
احمد بن موسی مبرقع امامزاده فرمانروا میراحمد یا این که احمد بن موسی مبرقع امام جواد(ع) اصفهان - کاشان
امامزاده اسماعیل امام جواد(ع) عجم - فسا
حسین بن علی النقی شاهزاده حسین امام هادی(ع) همدان
نبو


مدفن و اجر زیارت عبدالعظیم
نوشته‌علمیٔ اساسی: بقاع عبدالعظیم حسنی

امام خمینی در بقاع عبدالعظیم حسنی
عبدالعظیم در شهر ری وفات یافت و در همانجا دفن شد[۲۲] آرامگاه وی به مسجد شجره (به معنای مسجد درخت) دارای شهرت میباشد.[۲۳] این نامگذاری به خوابی اشاره داراست که در آن رسول(ص) محل دفن یکی‌از فرزندانش را کنار درخت سیب در باغی در ری پیش‌بینی کرده بود.[۲۴]

مبنی بر روایتی که از امام هادی(ع) بیان شده اجر زیارت قبر عبدالعظیم هم‌تراز زیارت امام حسین(ع) میباشد.[۲۵] محققان این ماجرا را آرم رده عبدالعظیم[۲۶] و یا این که آگاهی امام هادی برای نگهداری شیعه‌ها از مخاطرات زیارت امام حسین(ع) می دانند.[۲۷] با این هم اکنون علی‌اکبر غفاری اعتقاد دارد این صحبت ممکن میباشد ناظر به موقعیت خاصی باشد. او برابری این دو زیارت را بعید میداند، البته مطابق قاعده تسامح در دلیل سنن و خبر ها اینجانب بلغ این نظر را دارد زیارت عبدالعظیم با نیت اجر زیارت امام حسین(ع) می تواند شامل ادب الهی خواهد شد.[۲۸]

بازدید : 37
چهارشنبه 12 شهريور 1404 زمان : 15:08


بعداز رحلت فرستاده(ص)
همینطور ملاحظه کنید: غصب خلافت و بی سر و صدا بیست و پنج ساله
«فَصَبْرَتُ وَ فِى العَيْنِ قَذًى، وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً، أرى تُراثىِ نَهْباً»
«به حوصله گراییدم؛ در حالی که چشم از خار اندوه حسینیه نصرت مشهد خسته بود و نوا در گلو شکسته، می‌دیدم میراثم به غارت می‌رود.»

نهج‌البلاغه، خطبه سوم(خطبه شقشقیه) کلام امام علی(ع) در باره طاقت و صبر زمانه ۲۵ ساله قبل آدرس حسینیه نصرت مشهد از خلافت[۷۸]

فرستاده(ص) در صفر سال ۱۱ هجری درگذشت.[۷۹] علی(ع) بعد از رحلت رسول(ص) و در ۳۳ سالگی به امامت رسید.[۸۰] علی(ع) سرگرم کفن و دفن نبی بود که گروهی در سقیفه، ابوبکر را برای خلافت برگزیدند. بعد از خلافت ابوبکر، امام علی(ع) آغاز از بیعت دوری کرد[۸۱] اما آخر و عاقبت با وی بیعت رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.

[۸۲] شیعه‌ها معتقدند این بیعت بدون میل بوده[۸۳] و روحانی اثر گذار این نظر را دارد امام علی(ع) هیچ گاه بیعت نکرده میباشد.[۸۴][۸۵] به نظریه شیعه، یاران خلیفه برای تصاحب کردن بیعت به منزل علی(ع) حمله کردند[۸۶] که طی آن فاطمه(س) جراحت روئت کرد و فرزندش سقط شد.[۸۷] در همین روزها، ابوبکر فدک را غصب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد

[۸۸] و علی(ع) به دادخواهی از فاطمه(س) برخاست.[۸۹] فاطمه(س) بعد از حادثه حمله به منزل، در بستر بیماری زمین‌خورد و بعداز بازه زمانی کوتاهی در سال یازدهم هجری به شهید شدن رسید.[۹۰]

ابوبکر در سال ۱۳ هجری درگذشت[۹۱] و طبق وصیت وی قدمت بن خطاب به خلافت رسید.[۹۲] قدمت در ماه محرم سال ۱۴ هجری، برای نزاع با ساسانیان از مدینه بیرون شد و در سرزمینی با اسم صرار، اردو زد. وی امام علی(ع) را به مکان خویش در مدینه قرار اعطا کرد تا خویش فرماندهی نزاع را به ذمه بگیرد، ولی بعد از مشورت کردن با برخی صحابه برای مثال امام علی(ع)، از تصمیم خویش قیدش را زد و سعد بن ابی‌وقاص را به مبارزه ارسال کرد.

[۹۳] معادیخواه با استناد به نقلی از ابن اثیر گفته میباشد علی(ع) در روزگار خلیفه دوم، جز در سال‌های در آغاز آن، منصب قضاوت داشته میباشد.[۹۴][۹۵] در سال شانزدهم (یا این که هفدهم) هجری[۹۶] به توصیه علی(ع) و تایید قدمت، سفر فرستاده(ص) از مکه به مدینه تحت عنوان مبدأ تاریخ اسلامی معین شد.[۹۷][۹۸] در سال ۱۷ هجری[۹۹] قدمت برای فتح بیت‌المقدس راهی شام شد و امام علی(ع) را جانشین خویش در مدینه قرار بخشید.

[۱۰۰][۱۰۱] در امسال[۱۰۲] قدمت بعداز پافشاری و ترساندن با ام کلثوم دختر امام علی(ع) و فاطمه(س) وصلت کرد.[۱۰۳][۱۰۴] جانشینی علی(ع)، در مهاجرت سال ۱۸ هجری قدمت به شام نیز تکرار شد‌ه‌است.[۱۰۵] قدمت بعداز ترور و قبل از درگذشتش در سال ۲۳ هجری،[۱۰۶] شورایی شش‌نفره برای گزینش خلیفه پس از خویش ایجاد کرد

[۱۰۷] که علی(ع) عضو آن بود.[۱۰۸] قدمت، عبدالرحمن بن عوف را تحت عنوان فرد گزینش‌کننده در شورا معرفی کرد. عبدالرحمن آغاز از امام علی(ع) خواست به شرط شغل به کتاب خداوند، سیره نبی و سیره ابوبکر و قدمت ذمه ‌دار خلافت گردد، ولی امام علی(ع) شرط فعالیت به سیره شیخین را نپذیرفت و اظهار کرد «آرزو آن دارم که در محدوده علم، بضاعت و توان و اجتهاد خویش به کتاب معبود و سنت فرستاده پروردگار(ص) فعالیت کنم».[۱۰۹] عبدالرحمن بعداز آن شروط ذکر شده را با عثمان بن عفان میان گذاشت و بعداز جواب مثبت وی، او را ذمه ‌دار خلافت کرد.[۱۱۰]

بازدید : 63
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:24


تامین و تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران

بدرالدین حوثی در کنفرانس وحدت اسلامی در جمهوری اسلامی ایران ۱۳۷۴ش
بدرالدین حوثی از حامیان انقلاب اسلامی کشور‌ایران بود.[۱۳] میگویند وی توفیق‌ نظامی کشور‌ایران در نبرد کشور‌ایران و عراق و نزاع‌های داخلی را با شلیک گلوله پای کوبی می‌گرفت.[۱۴] همینطور خیزش فکری تکان انصارالله یمن که او بابا معنوی آن به شمار می‌رود را الهام‌گرفته از انقلاب اسلامی کشور ایران می دانند.[۱۵] سیاست‌های وی و فرزندانش را نیز همسو با سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۱۶]

بدرالدین در سال ۱۹۹۴م به‌همدم فرزندش حسین به کشور‌ایران مهاجرت کرد.[۱۷] برخی رجوع او به یمن را در سال ۲۰۰۲ تیتر کرده‌اند[۱۸] و بعضی دیگر زمان اقامت او در جمهوری اسلامی ایران را 1 سال بیان نموده‌اند.[۱۹] بعضی مدعا گردیده‌اند که وی و فرزندش در کشور‌ایران ذیل‌تأثیر مذهب شیعه اثناعشری قرار گرفتند. به همین عامل انصارالله را حرکت شیعی دوازده‌امامی دانسته‌اند؛ ولی حوثی‌ها این داعیه را رد کرده و بر زیدی‌بودن خویش تأکید دارا آدرس حسینیه نصرت مشهد هستند.[۲۰]

شغل‌های سیاسی
بدرالدین، بعد از شهید شدن فرزندش حسین، رهبری تکان انصارالله را بر ذمه گرفت.[۲۱] وی با یاری برخی از عالمان زیدی حزب الحق را تأسیس کرد.[۲۲] حوثی از اعضای شاخص این حزب بود[۲۳] که به‌برهان بروز اختلافات درین حزب، از آن غیر وابسته شد و حزب شَباب‌المؤمن را تأسیس رزرو حسینیه نصرت مشهد نمود.[۲۴]

خرابی، عدم عملکرد دولت و نفوذ و دخالت بیگانگان خصوصا ایالات متحده در یمن، موجب شد تا بدرالدین حوثی شاگردان خویش را به نبرد علیه دولت دعوت نماید.[۲۵] این رویارویی به تضارب نظامی رسید و بدرالدین ناچار به شکاف شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد یمن شد.[۲۶]

گفته میشود بدرالدین چند توشه غرض ترور نافرجام قرار گرفته میباشد. در غرض‌قراردادن وی در روستای الخرب، تنی چند از اشخاص خانواده‌اش کشته شدند.[۲۷] همینطور عملیات ناموفق ترور وی در سال ۲۰۰۵م، موجب استارت مبارزه دوم حوثی‌ها با دولت یمن شد و با تصور کشته‌شدن بدرالدین، نزاع متوقف شوید.[۲۸]

خصوصیت‌های اخلاقی
عالمان هم‌بعد از ظهر بدرالدین حوثی، به تعریف‌و‌تمجید از وی پرداخته‌اند.[۲۹] مَجدالدین مؤیدی، او‌را فقیدِ دلیل دانسته و پندار اورا ستوده میباشد.[۳۰] حسین بن حسن، اورا به زهد، زهدو تقوا، تواضع و عبادت تعریف کرده و او را مدافع مدرسه اهل‌بیت معرفی نموده است.[۳۱] همینطور به‌گفته عبدالملک حوثی، بدرالدین با قرآن، مأنوس بود و اهتمام متعددی به آن داشت.[۳۲] انس وی با قرآن موجب شد به وی کنیه فَقیه القرآن داده خواهد شد.[۳۳]

بازدید : 15
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 15:09


بَیْتُ الْاَحْزان فی مَصائبِ سَیّدةِ النِّسْوان کتابی تاریخی، درباره زندگانی حضرت زهرا(س) و به گویش عربی ، نوشته روضه خوان عباس قمی از علمای شیعه قرن چهاردهم قمری. وی این تاثیر را در سال ۱۳۳۰ق نگاشته و در یک‌سری باب از به دنیاآمدن تا شهید شدن تهیه و تنظیم کرده و فقط به ذکر اتفاق ها تاریخی پرداخته میباشد. این تاثیر، چندبار به لهجه فارسی ترجمه و منتشر شد‌ه‌است. محمد محمدی اشتهاردی، بَیْتُ الْاَحْزان را ترجمه و به اسم «سختی‌ها و فریادهای فاطمه درود الله علیها» یار با پیشگفتار‌ای از آیت‌الله مکارم شیرازی منتشر حسینیه نصرت مشهد نموده است.

مؤلف
نوشته ی علمیٔ اساسی: روضه خوان عباس قمی
عباس بن محمد رضا القُمی (۱۲۹۴-۱۳۵۹ق) دارای اسم و رسم به روحانی عباس قمی و نیز محدّث قمی، فقیه شیعه قرن چهاردهم قمری میباشد. وی محدّث، مورخ و خطیب بود. مفاتیح الجنان، سفینة البحار و منتهی الآمال از مشهورترین تألیفات اوست. محدث قمی در سال ۱۳۵۹ ق در نجف درگذشت و در بقاع علی بن ابیطالب(ع) آدرس حسینیه نصرت مشهد دفن شد.

تاریخ تألیف و اسم کتاب
تألیف کتاب در سال ۱۳۳۰ق در قم انجام یافته میباشد.[۱] محدث قمی در پیشگفتار، اسم کتاب را «بیت الاحزان فی مصائب سیدة النسوان» معرفی می‌نماید،[۲] ولی در برخی چاپ‌ها با اسم «بیت الاحزان فی بیان احوالات سیدة نساء العالمین» آمده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳]

محتوا
محدث قمی در چهار باب به زندگانی حضرت زهرا(س) پرداخته و در هر باب، مباحث زیادی را مطرح نموده است. شیوه مؤلف، تحلیلی وجود ندارد و در برخی موردها فقط به نظارت روایات پرداخته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.

ابواب کتاب
سازه بر آنچه مؤلف در پیشگفتار کتاب گفته، بیت الاحزان دربردارنده ابوابی میباشد، البته اشاره به تعداد آن نشده و ازآنجاکه متن کتاب به طور پیوسته درج شده و عنوان ندارد، در چاپ‌ها و ترجمه‌های متفاوت، ترتیب ابواب به طور انواع گوناگون آمده میباشد.

باب نخستین: به دنیا آمدن، اسم‌ها و لقب‌ها
باب دوم: فضیلت ها حضرت فاطمه(س) (مصحف فاطمه، مقام وی نزد پروردگار، زهدوتقوا و پارسایی وی، فاطمه بعداز رحلت نبی (ص)، تزویج حضرت زهرا)
باب سوم: خبر ها سقیفه و احوالات بعداز رحلت نبی(ص) (خیانت‌های منافقان، کیفیت بیعت به چنگ آوردن از امیرمؤمنان، احتجاج حضرت زهرا(س) با ابوبکر، حادثه ها منزل حضرت فاطمه(س)، حریق زدن در، غصب فدک، کثرت اندوه و شیون فاطمه، عزاداری و سوگواری حضرت زهرا(س) کنار قبر بابا، سخنان حضرت به خلیفه اولیه و دوم در بستر بیماری، عیادت زنان مهاجر و انصار، وصیت و شهیدشدن حضرت فاطمه(س)، دفن وی و شکوائیه امیر‌مومنان).[۴]
نسخه ها خطی

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 127
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 249
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 378
  • بازدید ماه : 380
  • بازدید سال : 3364
  • بازدید کلی : 61152
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی