loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 59
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 13:57


زیست علمی
ابوالقاسم خویی سال ۱۳۳۰ق در ۱۳ سالگی، یار با برادرش عبدالله خویی به بابا خویش در نجف پیوست.[۱۰] وی شش سال به علم آموزی مقدمات و سطح های بهتر حوزه پرداخت و بعد از آن ۱۴ سال در درس استادان علم ها گوناگون برای مثال فقه و اصول کمپانی کرد. از این فی مابین، چنان‌که خویش وی در معاش‌طومار خودنوشت آورده، بیشترین به کار گیری را از محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی داشته حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۱]

اساتید و اذن اجتهاد
سیدابوالقاسم خویی، خلال آنکه به گفته خویش، از محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی بیشترین به کار گیری علمی را برده و عصر‌ای بدون نقص از دانش اصول و بعضی کتاب‌های فقاهتی را از آن ها آموخته، از اساتید دیگری مثلا روحانی الشریعه (درگذشته ۱۳۳۸ق)، مهدی مازندرانی (درگذشته ۱۳۴۲ق) و آقا ضیاء عراقی[۱۲] نیز خاطر آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.

برخی دیگر از استادان خویی عبارتند از محمدجواد بلاغی نجفی در دانش حرف، عقاید و تعبیر و تفسیر، سید ابوتراب خوانساری در دانش رجال و درایه، سید ابوالقاسم خوانساری ریاضی (درگذشت: ۱۳۸۰ق) در دانش ریاضی ها، سید حسین بادکوبه‌ای در فلسفه و عرفان و همینطور رزرو حسینیه نصرت مشهد سید علی حاکم.[۱۳]

سیدابوالقاسم در حین زمان علم آموزی خویش در حوزه علمیه نجف، با سید محمدهادی میلانی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته ۱۴۰۲ق)، سید صدرالدین جزایری، علی‌محمد بروجردی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید حسین خادمی و سید محمد حسینی همدانی مباحثه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نموده است.[۱۴]

خویی در سال ۱۳۵۲ق از بخش اعظمی از استادان حوزه علمیه نجف اذن اجتهاد اخذ نموده است؛ محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین بلاغی، میرزا علی آقا شیرازی، و سید ابوالحسن اصفهانی از این گزاره‌اند.[۱۵]

مرجعیت
شروع مرجعیت خویی به روشنی معین وجود ندارد، البته بخش اعظمی از منابع، شروع بدون شوخی مرجعیت او‌را بعد از درگذشت بروجردی دانسته و تأکید کرده‌اند که بعد از درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم، خویی مخصوصاً در عراق، مرجع بلندتر شناخته میشد[۱۶] و مقام مرجعیت وی دربین شیعه‌ها کشور‌ایران هم اصلی گزارش گردیده‌است.[۱۷] خویی، به عنوان مثال مراجعی دانسته گردیده که فی مابین اکثر شیعه ها، اعم از عرب و غیرعرب، نفوذ چشمگیری داشته میباشد.[۱۸]

۱۴ نفر از مجتهدین نجف به عنوان مثال صدرا بادکوبه‌ای، سید محمدباقر صدر، سید محمد روضه خوان، مجتبی لنکرانی، موسی زنجانی، یوسف کربلائی، سید یوسف حکیم، و سید جعفر مرعشی اعلمیت خویی را اعلام کردند.[۱۹] سید موسی صدر از سوی مجلس اعلای اسلامی شیعه‌ها لبنان، خویی را مرجع اعلم معرفی کرد.[۲۰]

درس دادن

درس دادن خویی در مسجد الخضراء نجف
ابوالقاسم خویی در ضمن علم آموزی در حوزه علمیه نجف، به درس دادن هم سرگرم بوده و به نقل از منابع متفاوت، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را درس دادن می‌نموده است.[۲۱]

بعد از درگذشت محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های اساسی نجف گزارش گردیده و بر این پایه، بعداز درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس خویی، از مجالس پر اسم و رسم حوزه درسی نجف معرفی گردیده‌است.[۲۲] چنان‌که خویی در معاش‌طومار خودنوشت آورده، در علاوه بر سال‌های وقتگیر درس دادن، جز در روزهای بیماری و مسافرت، هیچ‌گاه دست از یاد دادن شاگردان خود نکشیده میباشد.[۲۳] وی کلاً ۷۰ سال به درس دادن دروس سطح و بیرون در حوزه نجف پرداخته و مبنی بر منابع، مجاورت پنجاه سال، مجلس درسی اسم‌آوری در حوزه علمیه نجف را ذمه ‌دار بوده و طلابی از کشور‌ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و برخی کشورهای دیگر، در درس وی حاضر می‌گردیده‌اند.[۲۴]

خویی، یک عصر بدون نقص درس بیرون فقه و شش زمان درس بیرون اصول فقه را به شاگردان خویش آموختن اعطا کرد. وی همینطور در یک زمان کوتاه به درس دادن تعبیر و تفسیر قرآن پرداخت.[۲۵]

بازدید : 15
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:17


مُتَشابهُ القرآن وَ مُختلفُه تعبیر موضوعی قرآن مهربان، تاثیر ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفای ۵۸۸ق). درین تعبیر و تفسیر به آیه‌ها متشابه، آیه‌ها محتاج به توضیح و آیه‌ها گزینه اختلاف علما در موضوعات متفاوت پرداخته گردیده است. مؤلف، به جز ده سوره، از همه سوره‌های قرآن کریم و مهربان آیاتی را کسب نموده و به توضیح و تعبیر آن پرداخته حسینیه نصرت مشهد میباشد.

درباره مؤلف
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: ابن‌شهرآشوب
ابو عبدالله محمد بن علی بن شهر آشوب سَرَاو مازندرانی (۵۸۸ق) مشهور به ابن شهر آشوب و ملقب به «رشیدالدین» و «عزّالدین» از فقیهان، محدثان و عالمان تعالی شیعه در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری میباشد. او صاحب و مالک تألیفات بخش اعظمی نظیر المناقب و معالم العلماء آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[مستلزم منبع]

پیشینه قضیه
دانش تعبیروتفسیر
تفسیرهای اساسی
شیعی تعبیر ابو الجارود • تعبیروتفسیر قمی • کتاب التفسیر (عیاشی) • تعبیروتفسیر التبیان • تعبیروتفسیر مجمع البیان • تعبیر الصافی • تعبیر و تفسیر المیزان
سنی تعبیروتفسیر جامع البيان (طبری) رزرو حسینیه نصرت مشهد • المحرر الوجیز (ابن عطیه) • تعبیر و تفسیر الجامع لأحكام القرآن (قرطبی) • تفسير القرآن العظيم (ابن كثير) • تعبیر و تفسیر جلالین (سیوطی)
رغبت‌های تفسیری
تعبیر و تفسیر تطبیقی • تعبیر علمی • تعبیر و تفسیر عصری • تعبیر تاریخی • تعبیر فلسفی • تعبیروتفسیر کلامی • تعبیر و تفسیر عرفانی • تعبیروتفسیر ادبی • تعبیر شرعی
شیوه‌های تفسیری
تعبیر قرآن به قرآن • تعبیروتفسیر روایی • تعبیر و تفسیر عقلی • تعبیر اجتهادی
روش‌های کتابت تعبیر و تفسیر
تعبیروتفسیر ترتیبی • تعبیر و تفسیر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد موضوعی
اصطلاحات دانش تعبیر
اثاثیه نزول • ناسخ و منسوخ • سفت و متشابه • معجزه قرآن • جری و تطابق • مکی و مدنی

عنوان ها آیتم استیناف در قرآن بسیار فراوانند و ضمن تعبیروتفسیر و تأویل، عناوینی از قبیل: ناسخ و منسوخ، مَجازهای قرآن، اثاثیه النزول، غریب القرآن، اعراب قرآن، لغت ها قرآن، فضائل قرآن، دانش خواندن و تجوید و... هم تألیفاتی را به خویش تخصیص داده‌اند. یکی‌از موضوعات اصلی قرآنی زمینه سفت و متشابه میباشد.[مستلزم منبع]

در این باره او‌لین هر که دست به مداد برده حمزة بن حبیب زیات کوفی (درگذشت ۱۵۶ق)و از اصحاب امام درستگو(ع) میباشد که پر اسم و رسم به امام القّراء است.[مستلزم منبع] بعداز وی بقیه افراد نیز کتبی با اسم متشابه القرآن تألیف نمودند برای مثال:

ابو عبد و بنده الله محمد بن هارون‌ متوفی ۵۹۷ق.
حسن بن موسی نوبختی متوفی ۳۱۰ق.
محمد بن احمد عمیدی مالک تنقیح البلاغه متوفی ۴۳۳ق.
صدر المتألهین شیرازی متوفی ۱۰۵۰ق.[۱]
اسم کتاب
ابن‌شهرآشوب در کتاب، تصریح به «متشابه القرآن و مختلفه» می‌نماید ولی در معالم العلماء از این کتاب، با اسم «متشابه القرآن» خاطر می‌نماید.[۲] آقا والا تهرانی، افزون بر این اسم‌ها، «تأویل متشابهات القرآن» را نیز اسم میبرد.[۳]

علت کتابت
ازآنجاکه تأویل و بازرسی معانی آیه‌ها متشابه به طور گردآوری‌بندی و طبقه‌بندی گردیده در اثر ها گذشتگان نبوده و تنها در لابلای اثرها جمع‌ای از معتزله به‌این مسائل پرداخته گردیده و تنقیح و تحریر روشمند به خویش را می‌طلبد. از این رو مولف به‌این فرمان تلاش گماشت.[۴]

نحوه تألیف
طرز تفسیری مؤلف، در پژوهش آیه‌ها متشابه و پژوهش مفردات آیه ها و ارجاع آیه‌ها به آیه ها دیگر قرآن میباشد و گاهی نیز از شعر تحت عنوان شاهد نمونه به کارگیری نموده است.

مؤلف، جز ده سوره (شمس، علق، قدر، زمین لرزه، قارعه، عادیات، بعد از ظهر، همزه، فیل، قریش) از همه سوره‌های قرآن کریم ومهربان آیاتی را حصول نموده که به صورت بلاغی، تفسیری، تأویلی و ذکر اسباب و اثاث النزول به توضیح و تعبیر آن پرداخته میباشد.

مؤلف که خویش از اندیشمندان پررنگ شیعی میباشد درباره تردید ها وارده بر بعضی نشانه‌ها، آن را از روش حرف و عقاید شیعه به پاسخگویی پرداخته میباشد.

با دقت به تخصص مهم ابن شهرآشوب در زمینه‌ی حدیث و داستان، بیشترین تأکید وی بر احادیث بعدازظهر صحابه و تابعین میباشد. او از بعضی اصحاب زیرا ابن عباس، ابو سعید خدری، جابر بن عبدالله انصاری، ابن مسعود، ابوهریره و حذیفه و از تابعان نیز از مجاهد، ابو عبیده، سفیان بن عیینه، احمد بن حنبل، کلبی، ابو باتقوا و ابن جریح نقل می‌نماید.[۵]

محتوای کتاب

بازدید : 19
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:24


محمود شَلْتوت(۱۳۱۰-۱۳۸۳ق) معروف به روحانی شلتوت فقید و مفسر اهل سنت حنفی‌مذهب و از اساتید و رؤسای دانشکده الازهر در مصر بود. وی مدافع تخمین و از مؤسسان دارالتقریب دربین المذاهب الاسلامیة بود و فتوای مجوزِ فعالیت بر پایه ی مذهب شیعه را صادر کرد. کرسی درس دادن فقه مقارن و رابطه با علمای شیعه از سایر اقدامات تقریبی حسینیه نصرت مشهد وی بود.

حضور در انقلاب عموم مصر در سال ۱۹۱۹م، اعتراض به حادثه ۱۵ خرداد ماه در کشور‌ایران و مخالفت با مبادرت دولت کشور ایران در به رسمیت شناختن اسرائیل در سال ۱۳۲۶ش، از موضع‌گیری‌های سیاسی او به شمار آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌رود.

معاش‌طومار
محمود شلتوت حنفی‌مذهب[۱] در سال ۱۳۱۰ق موازی با ۱۸۹۳م در یکی‌از نصیب‌های بحیره مصر دیده به جهان گشود. او در دانش کده اسکندریه تحصیلات خویش را آغاز و بعداز فراغت از علم آموزی در ۲۵ سالگی تحت عنوان مدرس درین دانشکده استارت به درس دادن کرد.[۲] شلتوت در سال ۱۹۱۹م هم زمان با انقلاب مصر با تایپ کردن مقاله ها و سخنرانی با عموم همدم شد.[۳] او در سال ۱۳۴۶ق به دعوت روضه خوان مصطفی المراغی مدیر وقت کالج الازهر به درس دادن در‌این دانش گاه سرگرم شد؛ البته بعداز گوشه‌گیری المراغی از سر گروهی الازهر به جهت اختلاف با دربار مصر، شلتوت نیز از درس دادن درین دانش کده گوشه گرفت و به وکالت در محاکم دینی پرداخت. روحانی شلتوت در سال ۱۳۵۵ق با برگشت روحانی مصطفی المراغی به دانش گاه الازهر مجدد به درس دادن فراخوانده شد. او در سال ۱۳۷۷ق بوسیله مدیر جمهور مصر تحت عنوان سر گروهی کالج الازهر برگزیده شد[۴] و تا مجال وفاتش در سال ۱۳۸۳ق در قاهره درین منصب رزرو حسینیه نصرت مشهد باقی ماند.[۵]

اقدامات تقریبی
بخشی از متن فتوای شلتوت در مجوز کار به فقه شیعه
«مدرسه جعفری پر اسم و رسم به مذهب امامی اثناعشری، مکتبی میباشد که از لحاظ دینیً تقلید از آن مانند تاسی از مدرسه‌های اهل سنت روا میباشد. شایسته میباشد مسلمان‌ها این واقعیت را دریابند و از تعصب ناحق و ناروایی که نسبت به مدرسه معینی دارا هستند، غربت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گزینند.»[۶]

اعضای کمیته مرکزی دارالتقریب
روضه خوان شلتوت در مسئله تخمین و وحدت فی مابین مذهب‌ها اسلامی عمل‌هایی داشت که مهمترین آنان عبارت‌اند از:

شرکت کردن در تأسیس دارالتقریب فی مابین المذاهب الاسلامی: روحانی شلتوت به ملازمت و همراهی مصطفی المراغی، محمدتقی قمی، مصطفی عبدالرزاق و عبدالمجید سلیم جماعت تخمین مذهب‌ها اسلامی را با غرض وحدت در میان مذهب ها اسلامی در سال ۱۳۶۷ق در قاهره تأسیس کردند.[۷]
صدور فتوای تایید صلاحیت شغل مطابق مذهب شیعه: روحانی شلتوت در ۱۷ ربیع‌الاول سال ۱۳۷۸ق (۹ مهر ۱۳۳۷ش) با حضور نمایندگان مذهب ها متفاوت اسلامی فتوایی مبتنی بر مجوز تقلید از مذهب شیعه را صادر کرد.[۸] او در پاسخ استفتایی درباره‌ی قرار دادن مکاتب شیعه اثناعشری و زیدیه فی مابین مکاتب اسلامی، این نظر را دارد که اسلام در تبعیت از مدرسه خاصی مخصوص وجود ندارد و می‌اقتدار از یک مدرسه به مکاتب دیگر منتقل شد.[۹]
برای داده ها بیشتر، اینها را هم ملاحظه کنید: فتوای شلتوت در تایید صلاحیت فعالیت به فقه شیعه
رابطه با علمای شیعه: روضه خوان شلتوت برای تخمین میان شیعه و اهل سنت با عالمان شیعه رابطه برقرار کرد. طومار‌نگاری‌های وی با آیت الله بروجردی، مسافرت به کشور‌ایران و دیدار با آیت‌الله بروجردی و اقتدا در نماز جماعت به امامت محمدحسین کشف کننده الغطا در کنفرانس قدس به عنوان مثال این اقدامات بود.[۱۰]
تأسیس کرسی فقه مقارن: روضه خوان شلتوت با غرض بازرسی و بازرسی در فقه مذهبها اسلامی مبادرت به تأسیس کرسی فقه مقارن در کالج الازهر کرد.[۱۱] از سایر اقدامات تقریبی روضه خوان شلتوت تأسیس روزنامه رسالة الاسلام،[۱۲] تایپ کردن پیشگفتار بر تعبیر مجمع البیان از تفاسیر شیعه و برگزاری مراسم روز عاشورا در دانش کده الازهر بود.[۱۳]
مخالفت با تکفیر: روضه خوان شلتوت با تکفیر رهروان مذهب‌ها اسلامی مخالف بود. وی صلاح و نه مذهب‌ها اسلامی را درین می‌دانست که به مکان مشرک قرائت و تکفیر عموم، اهانت به روح بزرگان آئین و اطلاق بت به بارگاه شخصیت‌های گران قدر اسلام، می بایست اشخاص عوام و ناآگاه را باخبر کرد.[۱۴]
موضع ها‌ سیاسی
روحانی شلتوت نسبت به اتفاق ها سیاسی، به‌ویژه در عالم اسلام، حساس بود و موضع‌گیری‌هایی داشت، به عنوان مثال:

صدور اعلامیه درباره قیام ۱۵ خرداد ماه: شلتوت در قیام ۱۵ خرداد ماه در سال ۱۳۴۲ش در کشور ایران نسبت به دستگیری امام خمینی و کشته شدن گردآوری‌ای از عموم کشور‌ایران اعتراض کرد. وی در طومار‌ای از مسلمانها خواست که از علمای مجاهد جمهوری اسلامی ایران دفاع نمایند. همینطور طی تلگرافی از محمدرضا پاد شاه خواست که از تجاوز به «حریم روحانیت» خوداری نماید.[۱۵]
محکومیت به رسمیت شناختن اسرائیل: روحانی شلتوت در اعتراض به مبادرت دولت کشور‌ایران در به رسمیت شناختن اسرائیل در سال ۱۳۲۶ش، علاوه بر رد رابطه کشورهای اسلامی با اسرائیل، با تایپ کردن طومار‌ای به آیت الله بروجردی و آیت الله سید محسن حکیم این مبادرت دولت محمدرضا سلطان را محکوم کرد.[۱۶]

بازدید : 19
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 14:55


محمد بن محمد بن نُعمان پر اسم و رسم به روضه خوان مُفید (۳۳۶ق یا این که ۳۳۸ق ـ ۴۱۳ق) متکلم و عالم امامیه در قرن‌های چهارم و پنجم قمری بود. بیان شده روضه خوان موثر با تدوین دانش اصول فقه، روشی تازه در اجتهاد فقاهتی ارائه بخشید که رویه وسط‌ای بود در قبال دو طرز عقل‌گرایی افراطی و اکتفاکردن به احادیث فارغ از اعتنا به عقل. روحانی صدوق، ابن جنید اسکافی و ابن قولویه مشهورترین استادان روحانی موءثر بودند. روضه خوان طوسی، سید مرتضی، سید رضی و نَجاشی نیز از شاگردان دارای اسم و رسم وی به شمار میروند. المُقنِعَة در دانش فقه، اوائل المقالات در علم سخن و الاِرشاد در گستردن‌درحال حاضر‌ امامان شیعه مشهور‌ترین اثرها روضه خوان اثرگذار شمرده حسینیه نصرت مشهد گردیده‌اند.

تبار و معاش
محمد بن محمد بن نعمان[۱] در ۱۱ ذی‌القعده سال ۳۳۶ق [۲] یا این که ۳۳۸ق [۳] در عُکبَری قربت بغداد چشم به جهان آدرس حسینیه نصرت مشهد گشود.[۴]

پدرش کار معلمی داشت و به این جهت روضه خوان اثر گذار به «ابن المُعَلِّم» پر اسم و رسم بوده میباشد. عکبری[یادداشت ۱]و بغدادی نیز دو کنیه دیگر وی می باشند.[۵] در امر ملقب‌شدن به موءثر هم گفته‌اند: در مناظره‌ای که با علی بن عیسی رُمانی دانشمند معتزلی (درگذشت:۳۸۴ق) داشت توانست استدلالات طرف مقابل را فسخ نماید؛ بعداز آن رُمانی اورا «اثرگذار» رزرو حسینیه نصرت مشهد خواند.[۶]

در منابع تاریخی دو فرزند برای موثر مذکور میباشد؛ یکی از ابوالقاسم علی و دیگری دختری که اسمش در منابع نیامده و همسر ابویعلی جعفری بوده میباشد.[۷]
روضه خوان اثر گذار در دوم یا این که سوم ماه رمضان سال ۴۱۳ق درگذشت.[۸] روضه خوان طوسی، ازدحام عموم از تمامی مذهبها برای نماز گزاردن و گریستن در مرگ او‌را بی‌سوابق تعریف نموده است.[۹] وی چندین سالی در منزل‌اش مدفون بود و آن گاه به سوی مقابر قریش، مجاورت قبر امام جواد(ع) در بقعه کاظمین شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد منتقل شد.[۱۰]

خصوصیت‌های اخلاقی
گفته‌اند روضه خوان اثر گذار بسیار صدقه می‌اعطا کرد، فروتن بود، بسیار نماز می خواند و روزه می‌گرفت و جامه خشن بر بدن می کرد؛ تا آنجا که او را «روضه خوان مشایخ الصوفیه» (معلم استادان صوفیان) خواندند.[۱۱] ابویعلی جعفری داماد او، گزارش نموده است که وی شب‌ها معدود می‌خوابید و بیشتر وقتش صرف استیناف و نماز و خواندن قرآن و یا این که درس دادن می شد.[۱۲] در طومار‌ای که امام فرصت(ع) برای روحانی اثرگذار نوشته، اورا با عنوان ها مانند: اَلاَخُ السَّمشاهده کرد (اخوی پایدار و راست) و وَلیِّ رشید، دوست با اخلاص در آئینِ معبود، واصل به جايگاه اعتقادوباور به منزلتِ اهلبیت، خطاب نموده است.[۱۳][یادداشت ۲]

تحصیلات
اثرگذار قرآن و علم ها مقدماتی را نزد بابا یادگرفت. آنگاه برای ادامه علم آموزی همدم بابا، به بغداد رفت و از محدثان، متکلمان و فقهای پررنگ شیعه و سنی به کار گرفت.[۱۴]

روضه خوان صدوق (درگذشت ۳۸۱ق)، ابن جنید اسکافی (درگذشت۳۸۱ق)، ابن قولویه (درگذشت۳۶۹ق)، ابوغالب زراری (درگذشت۳۶۸ق) و ابوبکر محمّد بن قدمت جعابی (درگذشت۳۵۵ق) از مشهورترین استادان شیعی وی بوده‌اند.[۱۵]

روحانی اثرگذار نزد حسین بن علی بصری مشهور به جُعَل از اساتید بلندمرتبه معتزله و ابویاسر دانش آموز متکلم نامی ابوالجیش بلخی دانش حرف یادگرفت. وی همینطور به توصیه ابویاسر در مجلس درس علی بن عیسی رُمّانی دانشمند پر اسم و رسم معتزلی کمپانی کرد.[۱۶]

او از حدود ۴۰ سالگی سر کردگی شیعه‌ها را در فقه، حرف و حدیث ذمه ‌دار شد و در پناه از عقاید شیعه، با علماء دیگر مذهبها مناظره می کرد.[۱۷]

رده علمی

بقعه روضه خوان اثر گذار در مقبره کاظمین
روحانی طوسی در کتاب الفهرست، موثر را شخصی تیزفهم و حاضرجواب و پیشتاز در علم‌های صحبت و فقه معرفی نموده است.[۱۸] ابن ندیم از موءثر با عبارت مدیریت متکلمان شیعه حافظه کرده، در دانش حرف بر دیگر افراد مقدم دانسته و بی‌همتا تعریف نموده است.[۱۹] به گفته ذهبی از محدثان اهل‌سنت (درگذشت: ۷۴۸ق)، روحانی موءثر تمامی کتاب‌های معارضان شیعه را محافظت بوده میباشد.[۲۰]

روضه خوان موثر را نماینده مدرسه کلامی بغداد و پررنگ‌ترین شخصیت آن شمرده‌اند که به عیب گیری درنگ‌های مدرسه کلامی قم می‌پرداخت.[۲۱] آورده شده مدرسه فکری بغداد در روضه خوان اثر گذار به نقطع ی عطف رسید.[۲۲] آورده شده روضه خوان اثر گذار، خیر عقل‌گرای افراطی بود و خیر حدیث‌گرای افراطی، بلکه او، رویکردی اعتدالی و اواسط داشت.[۲۳]

روحانی موءثر شاگردان اکثری رشد بخشید که بعضی از آنها علماء صاحب و مالک‌اسم شیعه بوده‌اند. اشخاص تحت برای مثال آن‌ها می باشند:[۲۴]

سید مرتضی (درگذشت۴۳۶ق)
سید رضی (درگذشت۴۰۶ق)
روضه خوان طوسی (درگذشت۴۶۰ق)
نجاشی (درگذشت۴۵۰ق)
سلَّار دیلمی (درگذشت۴۶۳ق)
ابوالفتح کراجکی (درگذشت۴۴۹ق)
ابویعلی محمّد بن حسن جعفری (درگذشت۴۶۳ق).[۲۵]
آیت الله خامنه‌ای مجتهد و محقق تاریخ اسلام:
«روحانی موءثر در سلسله علمای امامیه، صرفا یک متکلم و دانا سرآمد و پر رنگ وجود ندارد، بلکه بالاتر از این، او مؤسس و سرحلقه جریان علمیِ رو به تکاملی میباشد که در دو حرفه حرف و فقه، تا امروز در حوزه های علمی شیعه امتداد یافته میباشد و با وجود بر کنار نماندن از تأثرات تاریخی و جغرافیایی و مکتبی، خصوصیت های اساسی و خطوط سیاسی آن همچنان پابرجا باقیمانده میباشد. روحانی موثر نقش مؤثر و انتخاب کننده ای در ثبت نام‌و‌نشان جداگانه مدرسه اهل بیت علیهم السلام ، نهاد‌ گذاری صورت و پوسته علمی درست برای فقه شیعه، آفرینش طریق عده منطقی بین عقل و نقل در فقه و صحبت داشت»

منبع: پیام به کنگره‌ی جهانی هزاره‌ی روضه خوان موءثر

تألیفات
نوشته‌علمیٔ اساسی: فهرست اثرها روضه خوان موثر
روضه خوان موءثر اثرها زیادی کتابت کرد که بر طبق فهرست نجاشی تعداد آن ها ۱۷۵ کتاب و رساله میباشد.[۲۶] نقل شده نیمی از این اثر ها درباره امامت میباشد.[۲۷] دارای شهرت‌ترین تاثیر روضه خوان موءثر در دانش فقه، المُقنَعَة، در دانش حرف، اوائل المقالات و در گستردن درحال حاضر‌نگاری امامان، الاِرشاد میباشد.[۲۸]

تیم اثر ها مکتوب روحانی اثر گذار در گروه‌ای چهارده جلدی با تیتر مُصَنَّفات روحانی اثر گذار منتشر گردیده است. این موسسه در سال ۱۳۷۱ش، برای برگزاری کنگره جهانی روحانی اثرگذار منتشر شد.[۲۹]

بازدید : 40
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:37


سید نورالله حسینی شوشتری (۹۵۶ -۱۰۱۹ق) یا این که مرعشی پر اسم و رسم به حکم کننده نورالله شوشتری یا این که شهید ثالث، فقید، اصولی، متکلم، محدث و شعر سرا شیعی در قول صفویه میباشد. شوشتری تالیفات اکثری به عنوان مثال احقاق الحق و ازهاق الباطل، مجالس المؤمنین، الصوارم المهرقه و مصائب النواصب دارااست. وی حکم دهنده القضاة هند بود و مبنی بر مذهب‌ها چهارگانه اهل سنت، فتوا می‌اعطا کرد. وی سرنوشت با بدگویی بدخواهان، به امر جهانگیرشاه به مرگ محکوم شد و به قتل رسید. او در آگرای هند مدفون حسینیه نصرت مشهد میباشد.

به دنیا آمدن و نسب
سید نورالله حسینی مرعشی در سال ۹۵۶ق در شوشتر از شهرهای خوزستان متولد شد. تبار او به امام سجاد(ع) میرسد. بابا وی سید شریف الدین، از علمای بعد از ظهر خویش بود. سید شریف الدین دارنده اثراتی در علم ها نقلی و عقلی بود. اجداد حکم کننده نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از آمل به شوشتر مهاجرت کرد بازمی‌شود.[۱] حکم کننده نورالله همواره به لینک خویش به‌این سلسله افتخار میکرد و این موضوع در آثارش نمایان آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

فرزندان
حکم کننده نورالله شوشتری ۵ پسر داشت که هر کدام از آن‌ها از نویسندگان، شاعران و علمای بعدازظهر خویش به شمار می روند و دارنده تألیفاتی رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌باشند:

سید محمد یوسف
شریف الدین (۹۹۲ـ ۱۰۲۰ ق)
علاء الملک
سید ابوالمعالی (۱۰۰۴ـ ۱۰۴۶ق)
سید علاء الدوله (ت۱۰۱۲)[۲]
تحصیلات
سید نورالله، در شوشتر به علم آموزی دانش پرداخت. علم ها نقلی و عقلی را نزد پدرش فراگرفت و طب را نزد حکیم مولانا عماد الدین یادگرفت. میر صفی الدین محمد و میر جلال الدین محمد صدر از معلمان وی بودند. وی در ۲۳ سالگی در سال ۹۷۹ (ه‍.ق) به یار اخوی کوچکترش سید وجیه الدین محسن برای علم آموزی به مشهد شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رفت.[۳]

حکم کننده نورالله در مشهد در درس مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین فایده علمی خود را در قضیه‌های فقه، اصول، سخن و حدیث و تعبیر و تفسیر از وی استحصال کرد. وی از درس مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و تجوید قرآن کریم ومهربان را یادگرفت و به‌دنبال علم آموزی از بزرگانی اذن قصه دستیابی کرد. از آن بین می‌قدرت به عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مؤلف کتاب مجالس الامامیه در اعتقادات) و همینطور مولا عبدالوحید تستری اشاره نمود.[۴]

مسافرت به هند
سید نورالله در سال ۹۹۲ یا این که ۹۹۳ق بدون چاره به رخنه‌ مشهد و هجرت به هند شد. انگیزه این مسافرت، مصیبت‌های مداوم و فجایع و کودتا‌های مکرر در مشهد بود؛ به نحوی که در یک کدام از تهاجم هاِ ازبک‌ها به مشهد، برادرش کشته شد. در‌این فرصت پادشاه عباس نخستین هنوز به طور رسمی بر تخت ننشسته بود. بی‌ثباتی سیاسی خراسان، سید نورالله را وادار به مسافرت به محل امن‌تری کرد. هندوستان در آن مجال یک کدام از آهسته‌ترین روزگار تاریخ خویش را سپری میکرد.[۵]

شاید این وقار هندوستان، به روحیه اکبر سلطان بازمی‌گشت که در آن طولانی آن میهن حکمرانی میکرد. اکبر پاد شاه، پسر همایون فرمان روا، نوه بابر و از نسل تیمور گورکانی در ۱۴ سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و دانایی ازخود نماد بخشید و ممالک گجرات، بنگال و کشمیر و گواهی را به تصرف خویش درآورد و سلطنتی بلندمرتبه ایجاد کرد و شهرها و آبادی‌های بی‌شماری نهاد بنیان.[۶]

اکبر فرمانروا علی‌رغم عشق و علاقه فراوان به عمران و آبادی، و مداقه خاصی که به مسائل فلسفی داشت، ولی نظریه چندان محکمی نسبت به آئین خاصی نداشت. همین بینش اکبر پادشاه به آیین، او‌را به پندار ارائه فقهی برآمده از ادیان متفاوت انداخت.

حاکم نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، اولیه به دیوان اکبر پادشاه در فتح پور سکری نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی، طبیب توانمند اهل ایران و شعر سرا گران قدر رفت. مسیح‌الدین گیلانی بعداز یادگرفتن علم ها و فوت‌و‌فن در سال ۹۸۳ وارد هندوستان شد و به خیال قابلیت و امکان و شایستگی خود در زمره مقربان اکبرشاه درآمد.[۷] مسیح الدین، شوشتری را به اکبر پاد شاه معرفی کرد. سید نورالله شوشتری، کتابی که درباره حضرت علی(ع) نوشته بود، به فرمانروا اهدا کرد. اکبر پاد شاه به وی و کتابش بسیار علاقمند شد.

اصحاب تراجم نقل کرده‌اند که حکم دهنده نوروروشنایی الله، اولی عالمی بود که در هند اظهار تشیع کرد و به آن دعوت نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره ساخت.[۸]

بازدید : 25
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:20


کشتن وزیر اهل ایران
نوشته‌علمیٔ مهم: ادب بن سهل و آسان
ادب بن راحت وزیر اهل ایران مأمون بود که برای دست‌یابی وی به خلافت و ثبت حکومتش عملکرد بخش اعظمی کرد. این همت‌ها موجب شد مأمون بعداز وصال به خلافت، کنیه ذوالریاستین به فضل و ادب بن آسان اعطا کرد. اعطای این کنیه به‌این معنی بود که ادب به طور همزمان دو رده اصلی مدیریت کشوری و لشکری را در مشت داشت.[۳۱] بعضا بر این باورند که سفارش ولایتعهدی امام رضا(ع) از سوی ادب بن آسوده مطرح شد‌ه‌است.[۳۲] نقل شده ادب با این شغل می‌خواست بعداز امام، خویش به پادشاهی کشور ایران رسد.[۳۳] مأمور شدن رجاء بن ابی‌ضحاک از بستگان فضل و ادب بن سهل و آسان برای جابجایی امام رضا از مدینه تا مرو، هشدار برخی سیاستمداران به مأمون درباره ی نقشه راحت و گزارش‌های تاریخی دیگر از شواهد این داعیه دانسته حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.[۳۴]

به اعتقادوباور برخی مورخان، مشورت کردن و یاری ابن‌ سهل و آسان به مأمون برای آن بود که مرو به‌مکان بغداد پایتخت خلافت گردد، خراسان در قبال عراق و دیگر بخشها از مقام بالاتری منتفع خواهد شد و رده ایرانیان که بعد از تحقیر برمکیان اهل ایران در ساختار حکومت عباسی از دست رفته بود به آن ها برگردد.[۳۵] برهمین پایه، فضل و ادب بن آسان کارایی می کرد هر زمینه‌ و چالشی که تهدیدی برای عظمت مرو، خراسان و ایرانیان بود از دیده خلیفه بدور بماند. یک کدام از مهم ترین بحران‌ها ظهور آشوب و ناآرامی‌های بغداد بود. همهمه بغداد در‌پی برکناری طاهر بن حسین، حکم دهنده عربی بغداد و تفویض این منصب به حسن بن سهل وآسان اهل ایران بود. این جایگزینی در‌پی سیاست برتری نژاد اهل ایران در قبال نژاد عربی دربار مأمون انجام شده بود. وزیر اهل ایران کوشش بخش اعظمی کرد تا خبرها ناآرامی‌های بغداد به خلیفه آدرس حسینیه نصرت مشهد نرسد.[۳۶]


سکه ولایتعهدی امام رضا(ع) که به فرمان مأمون ضرب شد. بر روی سکه عبارت ذیل به خط کوفی درج شد‌ه‌است: «لله، محمدرسول الله، المأمون خلیفة الله، مما أمر به الأمیر الرضا اما قول المسلمین علی بن موسی بن علی بن ابی طالب، رزرو حسینیه نصرت مشهد ذوالریاستین.
بعد از آنکه مأمون بوسیله امام رضا(ع) از آشوب‌های بغداد با خبر شد، تصمیم گرفت مرو را سوراخ کرده و عازم بغداد، پایتخت مرکزی بنی‌عباس خواهد شد. خلیفه متوجه شد بازگشتش به بغداد با جلوگیری کردن دورازشوخی وزیر اهل ایران‌اش مواجه شود؛ همچنان‌که بعضی اقدامات وزیر نظیر پنهان‌ کردن خبرها بغداد بدبینی خلیفه را نسبت به ادب بن آسوده تشدید کرد. از این‌رو مأمون در اولِ هجرت خویش به بغداد وزیر اهل ایران را در شهر سرخس بوسیله عامل ها پنهان خویش به قتل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رساند.[۳۷]

شهید شدن امام رضا(ع)
بعد از آنکه مأمون در ماجرای ولایت‌عهدی امام رضا به هدف ها خویش دست یافت، حس کرد حضور امام در کنار وی دیگر به مصلحت حکومتش وجود ندارد. نگرانی مأمون از استمرار ولایت‌عهدی امام رضا(ع) ناشی از چندین مورد بود: برتری امام رضا(ع) در جلسات مناظره با علمای مذهب‌ها، ارتقاء محبوبیت امام رضا(ع) بین عموم[۳۸] و نقد مصرح امام به بعضا اقدامات مأمون.[۳۹] از این‌رو مأمون مانند خلفای عباسی گذشته برای نگهداری خلافت خویش با خیانت‌ای امام رضا(ع) را در راه و روش رجوع به بغداد در اوائل سال ۲۰۳ هجری قمری به شهیدشدن رساند.[۴۰] با این حالا، تعداد اندکی از شیعه معتقدند امام رضا از سوی مأمون به شهید شدن نرسیده میباشد؛[۴۱] چنان‌که علی بن عیسی اربلی، مؤلف کتاب کشف الغمّه، اینگونه باوری را از سید ابن طاووس‌ نقل کرده و خویش به آن متمایل گردیده است.[۴۲] البته پیامبر جعفریان با خطا پی بردن این عقیده، این یقین خطا را ناشی از خوی دوگانه مأمون و ظاهرسازی‌های وی دانسته میباشد.[۴۳]

بازدید : 29
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:20


حَمزة بن عَبدالمُطَّلِب، ملقب به اسدالله، اسد نبی‌الله و سیدالشهداء، عموی رسول اکرم(ص) و از شهدای اُحُد میباشد. حمزه از حامیان اساسی دعوت نبی اکرم(ص) بود و گفته‌اند که وی حتی‌د‌ر هنگامی که هنوز مسلمان نشده بود، از نبی(ص) در مقابل آزار مشرکان جانبداری می کرد. او از بزرگان قریش بود و از این رو، با مسلمان شدنش، از معیار آزار قریش نسبت به رسول(ص) حسینیه نصرت مشهد کاسته شد.

وی در شعب ابی‌طالب یار مسلمانها بود و در غزوه بدر و غزوه احد کمپانی داشت و در احد در سال سوم هجری به شهیدشدن رسید.

مقام حمزه
تأثیر عمیق شخصیت حمزه و محبوبیت وی بعداز شهادتش منجر شد بعضی از صحابه فرزندان خویش را حمزه اسم نهادند.[۱] شهیدشدن حمزه و جعفر بن ابی‌طالب استدلال کاهش قدرت بنی‌هاشم در مقابل قریش و به خلافت نرسیدن علی بن ابی‌طالب(ع) بعداز فرستاده(ص) دانسته آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده است.[۲]

براساس بعضا احادیث[۳] و تفاسیر، آیه ۲۳ سوره احزاب در شأن امام علی(ع)، حمزه، جعفر بن ابی‌طالب و عُبیدة بن حارث نازل گردیده‌است[۴] و خواسته از «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ» افرادی که به شهیدشدن رسیدند، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب رزرو حسینیه نصرت مشهد می باشند.[۵]

فضائل وی در احادیث
امام علی(ع) و بقیه امامان شیعه در احتجاج با معارضان، به خویشاوندی خویش با حمزه و جعفر مباهات کرده‌اند.[۶]

درباره فضائل و کرامات حمزه احادیث بخش اعظمی نقل شد‌ه‌است.[۷] رسول اکرم(ص)، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب و علی(ع) را شایسته ترین عموم[۸] و جزو هفت نفر از شایسته ترین کسان از نسل بنی‌هاشم خواند[۹] و نیز علی(ع)، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب را شایسته ترینِ شهدا نامید.[۱۰] نبی(ص) می‌بیان کرد که حمزه شرط خویشاوندی را رعایت کرد و جاری ساختن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد خیر داشت.[۱۱]

در احادیث به اسب حمزه به اسم وَرد و شمشیرش لِیاح،[۱۲] و دیگر متعلقات او اشاره شد‌ه‌است.

مجال میلاد
بر طبق روایاتی که میگویند ثُوَیبه، کنیز ابولهب، به نبی(ص) و حمزه شیر داده میباشد[۱۳] و نیز تأکید فرستاده(ص) بر اینکه حمزه اخوی رضاعی اوست، [۱۴] حمزه حداکثر دو سال از نبی(ص) تبارک‌خیس بوده میباشد. توده‌ای این اختلاف سنی را چهار سال هم دانسته‌اند[۱۵] که باتوجه به شک برخی از پژوهشگران راجع به شیر دادن ثویبه به نبی، [۱۶] ممکن میباشد بیشتر هم باشد. مجموعاَ، او احتمالاً دو تا چهار سال قبل از عام الفیل (سال به دنیاآمدن رسول اکرم) متولد گردیده‌است. باباِ حمزه، عبدالمطلب و مادرش و مامان خواهرش صفیه، هالة بنت أهيب ابن عبد و بنده مناف بن زهرة میباشد و با عبدالله بابا رسول از دو مامان می‌باشند مامان عبدالله فاطمه دختر عمرو بن عائذ مخزومی یکی از دیگر از همسران مخلوق المطلب میباشد. [۱۷]

اسم، لقب و کنیه
حمزه بن عبدالمطلب، عموی نبی اکرم(ص) و از شهدای اُحُد. لقب‌اش ابوعُماره و ابویعْلی[۱۸] و مادرش هاله بنت اُهَیب (وُهَیب) بن عبدمَناف بن زُهره بود.[۱۹] کلمه و واژه حمزه را نیز به معنای شیر[۲۰] یا این که تیزفهم[۲۱] دانسته‌اند.

او را اسدالله و اسد پیامبر‌الله کنیه داده‌اند.[۲۲] بعداز شهید شدن حمزه، جبرئیل به فرستاده خبر بخشید که حمزه در افق‌ها بدین دو تیتر ملقب گشته میباشد.[۲۳] یکی‌از دیگر از ا‌لقاب اصلی حمزه، سیدالشهداء است.[۲۴] مرتضی مطهری کنیه سیدالشهداء را برای حمزه، مقید و برای امام حسین(ع)، مطلق می‌شمارد و بر این نکته تاریخی تأکید می‌ورزد که‌این کنیه پیش از عاشورا منحصر به فرد حمزه بود اما پس از عاشورا کنیه امام حسین(ع) شد و حمزه، سیدالشهدای فرصت خودش میباشد اما امام حسین(ع) سیدالشهدای کلیه مجال هاست همانطور که مریم، سرور بانوان زمان خودش میباشد البته فاطمه(س)، سرور زنان همگی روزگار‌ها.[۲۵] ملاصالح مازندرانی همین حیث را پیش از مرتضی مطهری مطرح کرده‌میباشد.[۲۶]

فرزندان
فرزندان حمزه، سه پسر به اسم‌های عمارة، یعلی و عامر بودند.[۲۷] عمارة (پسر بلندمرتبه حمزه) در فتح عراق حضور داشت.[۲۸] یعلی پنج پسر داشت.[۲۹] با وجود تأکید منابع بر عدم تداوم نسل حمزه، [۳۰] در قرن دهم هجری، برخی را از نسل وی می‌دانستند.[۳۱]

اسم‌های گوناگونی که برای دختران حمزه در منابع نام برده، به تصریح بیشتر منابع، تمامی به یک بدن بازمی گردند که اسم مرجَّح یا این که اُمامه میباشد.[۳۲] اسم امامه را در شمار راویان حدیث غدیرخم نیز درج کرده‌اند.[۳۳]

بازدید : 21
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:12


تاریخچه سود‌های داودی
تشکیل فرقه عَلیه
در عصر‌های آن‌گاه، سود‌های طیبی داودی در گیر ناسازگاری بسیار شدند که عمدتاً از رهبری جامعه و منصب داعی مطلق سرچشمه می‌گرفت؛ در ۱۰۳۴ق، علی بن ابراهیم مرجعیت بیست و نهمی داعی، یعنی عبدالطیب زکی الدین (۱۰۳۰-۱۰۴۱ق.)، را مردود آشنایی و جانشینی را حق خویش گفت. او با رهروان خویش، از منفعت‌های طیبی داودی فرقه‌ای فرعی ایجاد کرد که به اسم خودش به عَلیه معروف شد. مقر داعیان فایده‌های عَلیّه در بارودا (بروده) در گجرات باقیمانده میباشد. علیه با منفعت‌های داودی تزویج نمیکنند و ادبیات مذهبی خاصی حسینیه نصرت مشهد پدید نیاورده‌اند.

اینک، طیب ضیاءالدین بن یوسف نورالدین، تحت عنوان چهل و چهارمی داعی مطلق، رهبری سود‌های علیه را به ذمه دارااست.[۱۲]

فرقه فرعی ناگوشیه
دسته کوچکی از فایده‌ها در ۱۲۰۴، از فرقه علیه جداگانه شدند و به نقطه پایان وصال به دور اسلام را اعلام کردند. آن‌ها همینطور معتقد به برخی از باورهای هندوها بودند، برای مثال حرام بودن گوشتخواری، و از‌این جهت به ناگوشیه پر اسم و رسم شدند. ناگوشیان گیاهخوار، مانند اعضای فرقه مهم علیه، در لبه جامعه سود‌های داودی می‌زیستند و اکنون تعداد یه خرده‌از آن ها باقیمانده آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۳]

آزار اسماعیلیان هند
در حین اورنگ زیب مغول، او موج بزرگی برای آزار اسماعیلیان هند به خط مش‌انداخت. فایده‌های اسماعیلی، به الحاد تبهکار شدند و مساجد آنها به دست گردانندگان سنی مذهب زمین خورد. مراسم مذهبی و جاری ساختن عبادی آنان، مثلا مراسم سوگواری امام حسین(ع) در ماه محرم و دیدار آن ها از زیارتگاه‌های متعددشان، تعطیل شد. مراسم معمولی عبادی سود‌های داودی و سلیمانی، مانند نمازهای روزمره، ذیل لحاظ مأموران سنی که مساجد فرقه را نیز در مشت گرفته بودند رزرو حسینیه نصرت مشهد قرار گرفت.


محمد عامل الدین رهبر قبلی منفعت‌های داوودی

تشییع محمد عامل الدین رهبر گذشته سود‌های داوودی
داعیان داودیان از این پس
اسماعیل بدرالدین: در اینگونه قوانینی بود که سی و چهار‌مین داعی مطلق داودیان، یعنی اسماعیل بدرالدین (۱۰۶۵ ۱۰۸۵)، مقر دعوت فایده‌های طیبی داودی را از احمدآباد به استکان نگر منتقل کرد. فقط بعداز مرگ اورنگ زیب در ۱۱۱۸ و زوال فرمانروایی مغولان هند بود که فایده‌های اسماعیلی اذن یافتند تا آزادانه به مراسم مذهبی و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد فعالیت و کار بپردازند.[۱۴]
هبة الله المؤید فی الدین: در زمان داعی‌گری هبة الله المؤید فی الدین (۱۱۶۸-۱۱۹۳) که به طور همزمان با شروع استیلای انگلیس بر هند بود، نهضت طلاق طلبانه‌ای دیگر در جامعه منفعت‌های داودی صورت بخشید. رهبران این نهضتِ ضد داعی اسماعیل بن عبدالرسول المجدوع، مؤلف کتابشناسی دارای شهرت اسماعیلی موسوم به فهرسة الکتب و الرسائل (چاپ علینقی منزوی، طهران ۱۳۴۴ ش) و پسرش هبة الله بودند که نهضت آنها به هبتیه معروف شد. امروزه، دسته کوچکی از‌این فرقه سود هنوز در اوجین باقی‌اند.[۱۵]
یوسف نجم الدین: چهل و دومی داعی مطلق سود‌های داودی، یوسف نجم الدین (۱۲۰۰-۱۲۱۳)، راس دعوت را به سورات منتقل کرد که در آن فرصت پایین استیلای بریتانیا بود و از‌این حیث برای اسماعیلیان محل امنی به شمار میرفت. اخوی و جانشین یوسف نجم الدین، عبدعلی سیف الدین (۱۲۱۳-۱۲۳۲)، مکتب دارای اسم و رسم به «سیفی درس» (جامعة السیفیة) را در سورات برای یاد دادن و تربیت علمای داودی و نیز برای ارائه تعلیمات خوب مذهبی به اعضای جامعه سود‌های داودی تأسیس کرد. این مکتب، با شعبه‌اش که چندی آنگاه در شهر بمبئی بهره برداری شد، همچنان راس تعلیمات فقاهتی به شیوه‌های سنتی برای فایده‌های داودی میباشد.[۱۶]
عبدعلی سیف الدین: در حین عبدعلی سیف الدین، چهل و سومی داعی مطلق داودیان، که بریتانیا بر هندوستان استیلای بی نقص یافت، اذیت و آزار فایده‌های اسماعیلی نقطه پايان گرفت، ولی کشمکش‌های داخلی و تحزّب که اکثر زمان ها بر رمز جانشینی داعی و مسائل مالی پش می‌آمد، و نیز زد خورد با دیگر دسته‌های مسلمان هند و با هندوها همچنان از خصوصیت‌های تاریخ آینده سود‌های داودی میباشد.[۱۷]
محمد بدرالدین: چهل و ششمی داعی مطلق داودیان، محمد بدرالدین، که واپسین داعی از راجپوتهای گجرات نیز بود، پیش از آن‌که به نص جلی، یعنی در خطابی همگانی‌، جانشین خویش را طبق متد معمول مشخص و معلوم نماید در ۱۲۵۶ درگذشت. این دستور موجب پیدایی مناقشه‌های تند بر رمز موضوع جانشینی در جامعه فایده‌های داودی شد که تا امروز ادامه داشته میباشد.[۱۸]
محمد دلیل‌الدین: وی رهبر قبل سود‌های داوودی بود که در سال ۱۳۹۲ هجری خورشیدی در سن ۱۰۲ سالگی بعداز پنجاه سال رهبری این فرقه درگذشت. مراسم تشییع پیکر این صورت پررنگ هندی در بمبئی برگزار شد که بر تاثیر ازدحام جمعیت ۱۸ نفر از مسلمان‌ها این میهن جان خویش را از دست دادند. پیکر استدلال الدین در حوالی «صیفی محل» به خاک ودیعه شد.[۱۹]
مفضل سیف‌الدین: فرزند محمد استدلال‌الدین و رهبری کنونی و پنجاه و سومی داعی مطلقِ سود‌های داوودی میباشد.[۲۰]

بازدید : 28
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:04


علویان در عصر حکومت عثمانی
عثمانی‎ها برای تقویت حکومت خویش و برای وحدت بخشیدن به جامعه‎ای که از اقوام متنوع و مذهب‌ها زیادی درست شده بود، به رهبران صوفی که از نفوذ بالایی بین عموم بهره مند بودند، متوسل شدند.[۲] در همین راستا آن ها رابطه ها گرمی با رهروان علویان بکتاشیه و دراویش این فرقه که در آن عصر فقط مدرسه صوفی‏‎گرایانه‎ای بیش خلا، برقرار کردند. این ارتباط ها به سیرتکامل‎ای بود که طبق بعضی گزارش‎ها، هسته اساسی ارتش عثمانی‎ با اسم قشون «ینی‎چری»، در سال ۱۳۶۳ میلادی در خانقاه بکتاشیه نهاد حسینیه نصرت مشهد گذاشته شد.[۳][۴]

از سوی دیگر گروهی از علویان غیر بکتاشی به طریقت صفی الدین اردبیلی ـ که در قرن ۱۳ میلادی در اردبیل صورت گرفته بود ـ عشق و علاقه‎مند شدند. این عشق و علاقه تا بدانجا رسید که در قرن ۱۵ میلادی مذهب علوی در آناتولی به شدت اشاعه یافت. پیشرفت علوی‎گری در قلمرو حکومت عثمانی به طور همزمان با ظهور صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی در تبریز، زنگ خطری برای دولت عثمانی بود. به این دلیل‌که علویان آناتولی به منجر رابطه قلبی با صفی‎الدین اردبیلی و صفویان، رؤیای تشکیل دولت علوی را در راز می‎گذراندند. این رؤیا با اعلام حکومت صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی به وسیله پادشاه اسماعیل صفوی در تبریز به واقعیت به آدرس حسینیه نصرت مشهد پیوست.[۵]


بایزید دوم پاد شاه وقت عثمانی در بالا برای کاهش نفوذ و محبوبیت سلطان اسماعیل نخستین و دراویش اردبیل فی مابین عموم، سیاست تطمیع و ارعاب را در پیش گرفت؛ از یک سو برای جذب آن‌ها به احیاء خانقاه‎ها و مقابر بزرگان اهل سنت پرداخت و از سویی دیگر علویانی را که برای زیارت صفی‎الدین اردبیلی به جمهوری اسلامی ایران می‎رفتند، مجازات نموده و آنها را به کرن و مدان (یونان) تبعید می‎کرد. حکومت عثمانی با این اقدامات نماد بخشید که دولتی سنی مذهب رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]


بایزید دوم در راستای سیاست سنی‎گرایی، از توسعه طریقت بکتاشیه با محوریت بالم پادشاه برای دوری از نفوذ صفویان امان کرد.[مستلزم منبع] به این خواسته در سال ۱۴۹۲میلادی بالم پادشاه را از آلبانی به شهر نَوشهر، محل معاش و دفن حاج بکتاش اما آورد و قبه‌ای بر فراز قبر حاج بکتاش البته تشکیل داد و در کنار آن خانقاهی برای بالم شاه سازه کرد.[۷] با این سیاست عثمانی‎ها، بکتاشی‎هایی که شاخه پرجمعیت علویان بودند، تا سال ۱۸۰۰ میلادی تحت لحاظ و با یاری‎های دولت عثمانی به راحتی معاش کردند و در مقابل شاخه‎ای از علویان که در‌پی مدرسه صفی الدین اردبیلی بوده و به پاد شاه اسماعیل صفوی تحت عنوان رهبر فقهی می‎نگریستند، مدام در ظلم و تبعید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بودند.[مستلزم منبع]


فشارهای دولت عثمانی علیه این شاخه از علویان در عصر پادشاه سلیم هم زمان با نزاع چالدران فی مابین عثمانی‎ها و صفویان در سال ۱۵۱۴ میلادی که به باخت صفویان باعث شد، به نقطع ی عطف خویش رسید. بعضا از گزارش‎ها از صدور فتوای روضه خوان‎الاسلام ابن‎کمال پاشا، دانا عثمانی و عقیده‎پرداز مبارزه مذهبی چالدران، علیه علویان و در ادامه آن قتل‎عام ۴۰ هزار علوی، قبل از برپایی مبارزه به وسیله دولت عثمانی خبر داده‎اند که بدون صدق و سقم داده های عددی آن، آرم از عکس العمل شدید شاه عثمانی نسبت به علویان داراست.[۸]

گزارش‎های تاریخی از وخامت اوضاع و احوال علویان غیربکتاشی بعد از باخت حکومت صفوی تا زمان سقوط دولت عثمانی، خبر داده‎اند. طبق گزارش‎های نویسندگان علوی، عثمانی‎ها با فتوای افراطی و ضد‎ شیعی ابن‌کمال پاشا علویانِ غیر بکتاشی یا این که قزلباش‎ها کافر، رافضی و زندیق خوانده شدند.[۹]


وخامت وضع و اوضاع به حدی بود که حتی به دست دریافت کردن قرآن برای علویان ممنوع بود و هر کس به علوی قرآن می‎فروخت، گناه بزرگی مرتکب می‎شد. علویان برای تصاحب کردن قرآن از دوستان مسیحی و یهودی خویش می‎خواستند که برای آنها قرآن بیاورند.[مستلزم منبع] آن‌ها از برگزاری مراسم عبادی و هرگونه اجتماع شرعی در مسجد، خانقاه و هرجای دیگر نهی شده و در شکل برپایی آن تبعید یا این که کشته می‎شدند. این مجموعه شیعی نمی‎توانستند به مدرسه های رفته یا این که محل‎های مشخصی را برای یاددادن و جابجایی آموزه‎های شرعی به نسل آن‌گاه تأسیس نمایند. همینطور فراروگریز آنها به بخشها صعب الوصول کوهستانی و جنگلی و در سکونت در آن بخش ها از خوف قتل‎عام شدن، قابلیت و امکان رابطه فرهنگی آن ها با مرکز ها شیعی را غیرممکن کرده بود.[مستلزم منبع]

این مسأله موجب شد وجود عالمان شرعی دربین آن‌ها اندک گردیده و مردم علویان از علم شرعی منفعت کافی نداشته باشند در فیض آن‌ها به باطنی‌گری و فراگیری سینه به سینه روی‎ آوردند. در فیض این اقدامات، منزلت اجتماعی و اقتصادی علویان ضعیف شد و از نگاه فرهنگی نیز فشارهای عثمانی‎ها، انزوای قهری علویان غیربکتاشی را به برهه زمانی یک سری قرن و تا تأسیس حکومت جمهوری در ترکیه درپی داشت.[۱۰]

بازدید : 37
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:38


اسماعيل‌ بن‌ جعفر (درگذشت:۱۴۳ یا این که ۱۴۵ق) فرزند بلندمرتبه امام راستگو(ع‌) میباشد که‌ اسماعیلیه وی یا این که فرزندش محمد را امام بعداز امام راستگو(ع) می دانند. البته از حیث امامیه و نیز بر طبق روایات رسیده از نبی(ص)، موسی بن جعفر(ع) امامِ بعد از امام راست گو(ع) میباشد. باور به امامت اسماعیل دیباچه طلاق اسماعیلیان از امامیه و صورت‌گیری فرقه حسینیه نصرت مشهد اسماعیلیه شد.

درباره شخصیت اسماعیل اختلاف‌حیث وجود داراست بعضی با استناد به احادیث بر این باورند که او با غالیان رابطه داشته میباشد. ولی آیت‌الله خویی با توجیه این احادیث و استناد به احادیث دیگر او را فردی جلیل و آیتم عطوفت بابا آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.

اسماعیل در طول حیات امام درست گو(ع) از عالم رفت و در بقیع دفن شد. امام راستگو(ع) مراسم‌تدفین و تشییع‌جنازه او را آشکارا برگزار کرد و عده ای را بر مرگش شاهد گرفت تا شبهه امامت و موعود بودن او از در بین برود. همینطور سازه بر احادیث درباره مجال مرگ اسماعیل بداء صورت داده میباشد، چراکه بعضا از شیعه ها او‌را امام می‌پنداشتند و با مرگش پدیدار و آشکار شد که او امام شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نبوده میباشد.

معاش و خانواده
اسماعیل فرزند امام راستگو(ع) و فاطمه نوه امام سجاد(ع) میباشد.[۱] تاریخ‌ به دنیاآمدن او در منابع تاریخی بیان نشده میباشد. با این اکنون با استناد به ولادت امام کاظم(ع) در سال ۱۲۷ق[۲] یا این که ۱۲۸ق[۳] و اختلاف ۲۵ سال فی مابین امام کاظم(ع) و اسماعیل،[۴] میلاد وی در سال‌های اول قرن دوم تقریب زده رزرو حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.[۵]
علی بن محمد علوی عمری سال فوت اسماعیل را ۱۳۸ق گزارش داده.[۶] در حالی که طبری، مولف تاریخ طبری از زنده بودن وی در ۱۴۰ق خبر داده میباشد.[۷] سال‌های ۱۴۳[۸] و ۱۴۵ق[۹] به‌تیتر سال‌های مرگ اسماعیل آمده میباشد.
نسل اسماعیل از روش فرزندانش محمد و علی ادامه یافت.[۱۰] محمد دو فرزند به اسم‌های اسماعیل ثانی و جعفر اکبر داشت[۱۱] و نسل علی بن اسماعیل نیز از فرزندی به اسم محمد باقی ماند.[۱۲]
نوادگان اسماعیل در مرزوبوم‌هایی زیرا خراسان، نیشابور، سامراء[۱۳] دمشق،[۱۴] مصر،[۱۵] اهواز، کوفه، بغداد،[۱۶] یمن،[۱۷] صور،[۱۸] حلب[۱۹] و قم[۲۰] می‌زیستند.

نبو
امام جعفر راستگو (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر راست گو
حمیده بقیه همسران فاطمه
امام موسی کاظم اسحاق محمد اسماعیل عبدالله ام فروة
امام رضا علی عباس اسما فاطمه
اعتبار و شخصیت
به گفته آیت‌الله خویی رجالی شیعه (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) درباره اعتبار شخصیت اسماعیل دو مجموعه احادیث وجود دارااست. از بعضی از احادیث مدح وی و از بعضا دیگر ذمش برداشت میگردد.[۲۱] بر طبق روایاتی که از آن ها ذم اسماعیل‌ برداشت گردیده وی با غالیان‌ همانند مفضل بن عُمَر و بَسّام صیرَفی رابطه داشت و امام درستگو(ع) از این‌ رابطه ها ناخشنود بود.[۲۲] همینطور وی به محافلی‌ رفت‌وآمد داشت که‌ سبب‌ می شد در صلاحیت‌های اخلاقی‌ او شک وتردید گردد.[۲۳] آیت‌الله خویی احادیث ذم را دارنده ضعف سندی و دلالی دانسته و احادیث مدح را ترجیح داده میباشد از این‌رو اسماعیل را فردی جلیل و آیتم عطوفت پدرش معرفی نموده است.[۲۴]
بعضی به رابطه اسماعیل‌ با خطابیه و نقش‌ آن ها در صورت‌گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ اشاره کرده‌اند. به گفته اینان ابوالخطاب و اسماعیل‌ در حین‌ حیات‌ امام‌ راستگو‌(ع‌)، به یاری یکدیگر، عقایدی را مبنا‌گذاری کردند که‌ محور‌ اسماعیلیه شد[۲۵] اورده شده دلیلی بر این داعیه نیست.[۲۶] لویی ماسینیون‌، اسلام‌شناس فرانسوی نیز ابوالخطاب‌ را بابا معنوی اسماعیل میداند.[۲۷] ولی حکم کننده نعمان مغربی فقید اسماعیلیه (۲۸۳-۳۶۳ق) نقشی برای ابوالخطاب در صورت‌گیری اسماعیلیه قائل وجود ندارد و اورا بدعتگذار و گزینه لعن امام راستگو(ع) میداند.[۲۸]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 112
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 113
  • بازدید ماه : 115
  • بازدید سال : 3099
  • بازدید کلی : 60887
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی