loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 14
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:24


تابعین مسلمانانی می باشند که با یک یا این که یکسری بدن از صحابه رسول اکرم(ص) ملاقات یا این که مصاحبت داشته‌اند یا این که آن‌ها‌را شعور کرده‌اند؛ اما خویش رسول(ص) را ندیده‌اند. این کلمه و واژه برگرفته از آیه ها و برخی احادیث پیامبر معبود(ص) حسینیه نصرت مشهد میباشد.

تعداد دقیقی برای تابعین ذکر نشده میباشد. این دسته در صورت‌گیری جریان‌های مختلف سیاسی، فکری و ادبی و پیدایی و دگرگونی علم ها حدیث، تعبیروتفسیر، فقه، سیره‌نویسی، مغازی و تاریخ نقش آدرس حسینیه نصرت مشهد داشتند.

اختلاف در اطلاق تیتر تابعین
واژه و کلمه عربی تابعین توده تابع یا این که تابعی میباشد.[۱] به لحاظ بیشتر عالمان مسلمان، صِرف ملاقات با یک یا این که یک‌سری بدن از صحابه برای اطلاق تابعی بر شخص کافی میباشد.[۲] البته به نظریه خطیب بغدادی مصاحبت و مجالست با صحابه نیز بایستگی داراست، برخلاف صحابه که برای آن ها صرف دیدار با نبی اکرم(ص) در حصول تیتر صحابی کفایت می‌نماید.[۳] ابن حِبّان معتقد بود که تابعی می بایست در سِنّی باشد که توانا به محافظت کردن حدیث از صحابه باشد؛ ازاین‌رو، خَلَف بن خلیفه از اتباع تابعین (طبقه بعد از تابعین) شمرده گردیده، اگرچه در کودکی عَمرو بن حُرَیث را چشم رزرو حسینیه نصرت مشهد بود.[۴]

بعضی از علماء، خلال شنیدن حدیث، ارتفاع ملازمت و همراهی با صحابه و برخورداری از قوه منزه را هم شرط کرده‌اند، البته با یقین مهمترین شرط در ارتباط تابعی به عبارتی دیدار وی با صحابی میباشد.[۵] ابن صلاح شرط دیدار را کافی دانسته و ابن حَجَر همین رأی را سپردن نموده است.[۶] بعضا یک‌سری بدن از تابعین را که شنیدن حدیث آن ها از صحابه به ثابت نرسیده، معرفی کرده‌اند[۷] به نظریه اینان شرط دیدار، از روایتی از پیامبر اکرم(ص) به دست میاید که فرمود: «طوبی \' لِمَن رَآنی و آمن بی، و طوبی \' لمن رأی مَن رآنی‌؛ خوشا به‌درحال حاضر کسی(صحابی) که من‌را چشم و به اینجانب ایمان آورده میباشد و خوشا به اکنون آن‌کس(تابعی) که کسی را که من‌را چشم، چشم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد باشد».[۸]

منشأ اصطلاح تابعی
اصطلاح تابعین از آیه ۱۰۰ سوره توبه گرفته گردیده که در آن از تعبیروتفسیر «الّذین اتَّبَعوهُم‌» به کاررفته میباشد.که مراد رهروان از اصحاب پیشگام اول فرستاده میباشد و اما به معنی اصطلاحی تابعین به عمل نرفته میباشد، چون بین رهروانِ پیشگامانِ نخستین (السابقون الاوّلون)، گروهی از صحابه هم قرار داشته‌اند.[۹] همینطور در تعبیروتفسیر آیه ۱۰ سوره حشر که تفسیر «التابعون باحسان‌» و «التابعین‌» به فعالیت رفته میباشد، [۱۰] معنای اصطلاحی تابعین موردنظر نبوده میباشد.

ممکن میباشد که‌این اصطلاح از سخن نبی اکرم(ص) گرفته گردیده باشد که درباره اویس قَرَنی فرمود: «اِنَّ نهَ التابعینَ رَجلٌ یقالُ لَهُ اویس؛ شایسته ترینِ تابعین مردی به اسم اویس میباشد»؛[۱۱] به تدریج تابعین به کلیه عده ای گفته شد که فرستاده اکرم(ص) را ندیده بودند و در سود احکام و مسائل فقاهتی را از صحابه فراگرفته و راوی احادیثِ آن ها گردیده بودند.

تعداد تابعین
تعداد تابعین بسیار و شمارش‌ناپذیر میباشد؛ چون در حین رحلت نبی(ص) نزدیک به یکصدوچهارده هزار صحابی وجود داشت[۱۲] و زیرا شرط تابعی بودن دیدار با یک کدام از صحابه میباشد و صحابه نیز در بلاد گوناگون متفرق بوده‌اند، تعداد تابعین سوا احتساب میشود، [۱۳] به‌ویژه آنکه بعضا از صحابه تا نقطه نهایی قرن ابتدا هجری قمری زنده بوده‌اند[۱۴] و واپسین شخص تابعین نیز در ۱۸۰ هجری قمری از جهان رفته میباشد.[۱۵] اول هر کس از تابعین درگذشت، ابوزید مُعَمّربن زید بود که در سال ۳۰ قمری ( در خراسان یا این که در آذربایجان)کشته شد و واپسین کس، خَلَف بن خلیفه (درگذشت: ۱۸۰ق) بود.[۱۶]

صحت تیتر تابعی یا این که صحابی
بعضا از تابعین با صفت «مُخَضْرمون‌» نام برده‌اند، از آنرو که آن‌ها زمان نا آگاهی و اسلام را ادراک کرده و در طول پیامبر خداوند(ص) اسلام آورده بودند، ولی دیدار نبی(ص) بخش آن ها نگردیده بود، برای مثال ابوعمرو شیبانی، سُوَیدبن غَفلَة کندی، عمرو بن مبارک اَوْدی، عبدخیر بن خیوانی، ابوعثمان نهدی و ربیعة بن زرارة.[۱۷] بعضا، اینان را از صحابه و بعضی، از بزرگان تابعین دانسته‌اند و تعداد آنها‌را به اختلاف ۲۰ یا این که ۴۲ بدن بیان کرده‌اند.[۱۸]

طبقات تابعین
تابعین طبقاتی دارا هستند، بعضا مانند ابن حبّان (محمدبن احمد بستی . در سپری شد ۳۵۴ق.) کلیه تابعین را به اعتبار آنکه در ملاقات با صحابه مشترک‌اند، یک طبقه دانسته‌اند.[۱۹] مسلم تابعین را در سه طبقه و محمدبن سعد آنان را در چهار طبقه دسته‌بندی نموده است.[۲۰] ولی ابن سعد طبقه‌بندی دیگری نیز ارائه نموده است که در آن، ملاک هر طبقه را شهر و موطن قرار داده میباشد، مانند تابعین بصری و تابعین مدنی و تابعین کوفی.[۲۱]

بازدید : 15
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 13:51


پرهیز امام حسین(ع) از بیعت با یزید
عزاداری محرم
تابلوی بعد از ظهر عاشورا
تابلوی بعد از ظهر عاشورا یکی اثرها نقاشی محمود فرشچیان
حوادث
طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) • طومار امام حسین(ع) به تسلط بصره • روز عاشورا • اتفاق کربلا • رخداد عاشورا (از نظر داده های عددی) • روزشمار حادثه عاشورا • اسیران کربلا
اشخاص
امام حسین(ع) • علی اکبر • علی‌اصغر • عباس بن علی • حضرت زینب(س) • سکینه بنت حسین • فاطمه دختر امام حسین • مسلم بن عقیل • شهیدان کربلا • اسیران کربلا
مکان‌ها
مقبره امام حسین(ع) • تل زینبیه • بقاع حضرت عباس(ع) • چاله قتلگاه • میان‌الحرمین • نهر علقمه
مناسبت‌ها
تاسوعا • عاشورا • دهه محرم • اربعین • دهه صفر
مراسم
مرثیه‌خوانی • مدیحه • تعزیه • مدیحه • زنجیرزنی • سینه‌زنی • سقاخانه • سنج و دمام • تیم سوگواری • شام غریبان • تشت‌گذاری • نخل‌گردانی • قمه‌زنی • راهپیمایی اربعین • تابوت‌گردانی • مراسم حسینیه نصرت مشهد تابوت
نبو
بعداز مرگ معاویه (۱۵ رجب سال ۶۰ق)، با کوشش‌هایی که وی پیش از مرگش جاری ساختن داده بود[۵] برای فرزندش یزید از عموم بیعت دریافت شد؛[۶] ولی براساس صلح‌طومار امام حسن(ع) با معاویه، معاویه حق نداشت برای خویش جانشین گزینش نماید.[۷] یزید تصمیم گرفت از یکسری بدن از بزرگان مسلمانها که دعوت معاویه را برای بیعت با یزید نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد.[۸] به همین استدلال به ولید بن عتبه، قاضی وقت مدینه طومار‌ای نوشت و از وی خواست که از حسین بن علی، عبدالله بن قدمت، عبدالرحمن بن ابی دیده نشده و عبدالله بن زبیر به اجبار بیعت بگیرد و هر مورد نپذیرفت گردنش را بزند[۹] بعد، ولید طومار دیگری از یزید اخذ کرد که در آن تأکید کرده بود: اسم موافقان و معارضان را برای اینجانب بنویس و رمز حسین بن علی را نیز با پاسخ طومار به سوی اینجانب بفرست».[۱۰] ولید با مروان بن حکم مشاوره کرد[۱۱] و آنگاه عبدالله بن عمرو را در پی امام حسین(ع)، ابن‌زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمن بن ابی‌دیده نشده ارسال آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۲]

امام حسین(ع) به یار و همدم سی نفر[۱۳] از نزدیکان خویش به دارالاماره مدینه رفت.[۱۴] ولید، خبر مرگ معاویه را به وی اعطا کرد و آن‌گاه طومار یزید را برایش خواند که در آن از ولید مراد گردیده بود از حسین بن علی(ع) بیعت بگیرد. حسین(ع) به ولید فرمود: «به گمانم مقصود تو این میباشد که بیعت اینجانب در حضور عموم باشد.» ولید پاسخ بخشید: «لحاظ اینجانب نیز همین میباشد.»[۱۵] امام(ع) فرمود: «پس تا فردا به اینجانب زمان بده تا لحاظ خویش را اعلام کنم.»[۱۶] قاضی مدینه، بعد از ظهر روز آنگاه، مأموران خویش را به منزل حسین(ع) ارسال کرد تا پاسخ اورا اخذ نماید.[۱۷] حسین(ع) آن شب را هم مهلت خواست که با موافقت ولید یاروهمدم بود.[۱۸] بعداز این مهلت‌خواهی، امام(ع) تصمیم گرفت مدینه را سوراخ رزرو حسینیه نصرت مشهد نماید.[۱۹]

خروج امام حسین از مدینه
امام حسین(ع)، دو شب باقی مانده از ماه رجب و به نقلی دیگر سوم شعبان سال ۶۰ق[۲۰] به یار ۸۴ نفر از اهل‌بیت و یارانش، مدینه را به قصد مکه شکاف کرد.[۲۱] بنابر بر گزارش ابن‌اعثم، آن حضرت شب‌هنگام نزد، قبر فرستاده(ص)، فاطمه(س) و امام حسن(ع) رفت و با آن‌ها وداع کرد.[۲۲] درین هجرت به جز محمد بن حنفیه[۲۳] بیشتر خویشان امام حسین(ع) مثلا فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده‌هایش، او‌را ملازمت و همراهی می‌کردند.[۲۴] ضمن بنی‌هاشم، بیست و یک نفر از یاران امام حسین(ع) نیز با وی درین هجرت یاروهمدم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شدند.[۲۵]

محمد بن حنفیه اخوی امام حسین(ع) بعداز استحضار از مهاجرت امام، برای خداحافظی نزد وی رفت. حسین(ع) وصیت‌طومار‌ای برای وی نوشت که در آن آمده میباشد:

إنّی لَم اَخْرج أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً وَ إنّما خَرجْتُ لِطلبِ الإصلاح فی اُمّةِ جَدّی اُریدُ أنْ آمُرَ بالمَعْروفِ و أنْهی عن المُنکَرِ و أسیرَ بِسیرةِ جدّی و سیرةِ أبی علی بن أبی طالب
اینجانب از روی ناسپاسی و زیاده‌خواهی و برای خرابی و ستمگری، خروج نکردم؛ بلکه اصلاح امّت جدّم را میجویم. میخواهم فرمان به دارای اسم و رسم و نهی از منکر کنم و به سیره جدّم و پدرم علی بن ابی‌طالب(ع) خوی کنم....[۲۶]
پرونده:مسیر کاروان امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا.jpg
نقشه مسیر کاروان امام حسین(ع) از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا
امام حسین(ع) با همراهانش از مدینه بیرون شد و برخلاف منظور نزدیکانش رویه اساسی مکه را پیش گرفت.[۲۷] در بین شیوه مکه، امام حسین(ع) با عبدالله بن فرمان بردار عکس العمل کرد. وی از مقصد امام پرسید. امام فرمود: فعلا سوی مکه میروم. زیرا آنجا برسم، از معبود برای بعداز آن، طلب نه خواهم کرد. عبدالله امام را از عموم کوفه برحذر داشت و از وی خواست در مکه بماند.[۲۸]

امام حسین(ع) در سوم شعبان سال ۶۰ق به مکه رسید[۲۹] و با استقبال عموم مکه و حج‌گزاران روبرو شد.[۳۰] مسیر تکان حسین(ع) از مدینه تا مکه مشتمل بر این منازل میباشد: ذوالحلیفه، ملل، سیاله، عرق ظبیه، زوحاء، انایه، عرج، لحر جمل، سقیا، ابواء، گردنه هَرشا، رابغ، جحفه، قدید، خلیص، عسفان و مرالظهران.[۳

بازدید : 76
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 10:23


مهدویت از بینش صوفیه
اندیشۀ مهدویت در تصوف، بیشتراز آن‌که باوری فقهی باشد، آموزه‌ای عرفانی میباشد؛ با بعدها تکوینی، تشریعی و سلوکی.[۶۵] از آن‌جا که مهدویت به‌شکل موضوعی جدا، چندان در اثرها صوفیه و عرفان مطرح نشده میباشد، این آموزه در تصوف و عرفان اسلامی را می بایست زیر مشاجره ولایت و ختم ولایت کاوش کرد.[۶۶] در اثر ها مکتوب عرفانی قرنها اول تصوف (قرن دوم تا پنجم هجری)، اصطلاحاتی مانند قائم، موعود، منجی، حجت مصلح و... تحت سایۀ مشاجره ختم ولایت مفهوم می یابد.[۶۷] حکیم ترمذی (م ۲۸۵ ق) در آغاز صوفی میباشد که با کتابت کتاب ختم الولایه در زمان غایب بودن صغری، درباره ختم ولایت صحبت حسینیه نصرت مشهد گفته میباشد.

[۶۸] ابن‌عربی نیز مباحث مهدویت و خاتم‌الأولیای خویش را در کتاب فتوحات المکیه ناظر بر سوال‌های حکیم ترمذی مطرح نموده است. ترمذی در ختم الاولیاء از «مهدی آخرالزمان» حرف می گوید که برای برپاداشتن عدل قیام خواهد کرد؛ ولی ترمذی دربارۀ خاتم الاولیاء نامی از فرد خاصی نمی‌پیروزی و نمی‌قدرت اعلام کرد «مهدی»‌ای که وی از آن مذکور میباشد به عبارتی مهدی موردنظر شیعه‌ها آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

[۶۹] ابن‌عربی (۵۶۰-۶۳۸ ق) باب ۳۶۶ فتوحات المکیه را «فی معرفة خانه وزراء المهدی الظاهر فی انتها الزمان الذی بَشَّر به نبی اللّه(ص) و هو اینجانب أهل البیت» اسم‌گذاری نموده است. او آن حضرت را طبق احادیث شیعه و اهل سنت، فردی می داند که بعداز لبریز شدن زمین از ظلم و جور، زمین را از عدل و داد لبریز می‌نماید و در صورتی‌که از قدمت زمین فقط یک روز مانده باشد، معبود آن روز زمانبر می‌نماید تا عدل و داد در زمین گستره گردد؛ ولی ابن‌عربی، آن حضرت را از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) می داند که خَلقاً (مشابهت ظاهری) و خُلقاً(تشابه اخلاقی) مشابه‌ترین به فرستاده اکرم(ص) میباشد.[۷۰] درباره ی اینکه ابن‌عربی، حضرت مهدی(عج) را از فرزندان امام حسن(ع) دانسته میباشد دو نکته می‌اقتدار خاطرنشان رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد:

طبق آنچه ملاصدرا، روضه خوان بهایی و عبدالوهاب شعرانی، همین متن را از ابن‌عربی نقل کرده‌اند، خیر‌صرفا جد حضرت مهدی را امام حسین(ع) دانسته میباشد، بلکه همگی سلسله اجداد آن حضرت را دقیقاً بر پایه ی حیث شیعه می‌شمارد؛
حتی در‌صورتی‌که قائل به تحریف در کتاب فتوحات نشویم، اینکه جد حضرت مهدی(عج) را امام حسن(ع) بدانیم با حدیث نبوی که فرمودند: «... مهدی از فرزندان حسین و حسن میباشد.»[۷۱] قابل‌حل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۷۲]
سید حیدر آملی (تولد ۷۲۰ ق) در جامع الاسرار و منبع الانوار مشاجره مهدی قائم، صاحب و مالک الزمان و قطب وقت را مطرح می‌نماید. وی بر این اعتقادوباور میباشد که ولایت مطلقه نیز مرتبط با واقعیت همه حضرت ختمی‌مرتبت(ص) میباشد. مظهر آن از دید ابن‌عربی، حضرت عیسی(ع) و از نگاه سید حیدر آملی، امام علی(ع) میباشد. مظهر ولایت مقیده نیز که از دید ابن‌عربی، خویش ابن‌عربی میباشد و از نگاه سید حیدر، حضرت مهدی(عج). سید حیدر ایده ها ابن‌عربی درین مسئله را مغایر عقل و نقل و کشف می داند.[۷۳] نظرها صوفیه در جزئیات آموزۀ مهدویت به موضع امامیه مجاورت‌ میباشد. شخصیت‌های اصلی صوفیه مانند سعدالدین حمویه (م ۶۵۰ ق)، از مریدان روضه خوان نجم‌الدین کبری[۷۴] پاد شاه نعمت‌الله البته (۷۳۰-۸۳۲ ق) در رساله مهدیه،[۷۵] ابراهیم بن محمد جوینی (۶۴۴-۷۲۲ ق) در کتاب فرائد السمطین،[۷۶] عبدالوهاب شعرانی (۸۹۸- ۹۷۳ ق) در الیواقیت و الجواهر،[۷۷] روحانی محمد لاهیجی (م ۹۱۲ ق) در تفصیل باغ سر[۷۸] ایده ها خویش را درباره مورد مهدویت ذکر کرده‌اند که بسیار در حدود لحاظ امامیه میباشد. فی مابین صوفیه، سوابق ادعای مهدویت هم چشم میگردد. سید محمد نوربخش که از صوفیان اصلی و تأثیرگذار قرن نهم هجری و مؤسس سلسله نوربخشیه میباشد، در رساله الهدی، صراحتاً ادعای مهدویت می‌نماید و بر ادعای خویش استدلال‌ای نیز می‌چیند.[۷۹] جریان تصوف همواره کوشیده تا بُعد عرفانی، فرا تاریخی و قدسی این معنا را در درجۀ نخستین عنایت بداند. از‌آنجا که دنیا‌بینی صوفیانه، معطوف به بعدها فرا تاریخی (اَنفُسی) میباشد، شخصیت تاریخی مهدی را نیز به بعد ها فرا تاریخی و باطنی تأویل می‌نماید. بر این شالوده مجموع خصوصیت‌ها و علائمی را که دربارۀ ظهور حضرت مهدی(عج) تاریخی در احادیث شیعی مطرح شد‌ه‌است، بیشتر به بعد ها انفسی احاله می‌نماید تا رده مقدس آن نیز محفوظ بماند و از عرفی و سطحی شدن آن پرهیز گردد. این قضیه را از جمله در اثر ها دو عارف اواخر بعد از ظهر قاجار، پادشاه علیشاه گنابادی و صفی علیشاه اصفهانی می‌قدرت رویت کرد.[۸۰]

بازدید : 23
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 11:23


مشاهیر
سید باتقوا موسوی عاملی، جد خویشان صدر
سید مقتدی صدر، از رهبران شیعه ها عراق، فرزند سید محمد صدر
نوشته‌علمیٔ اساسی: سید مقتدی صدر
سید صدرالدین موسوی عاملی (۱۱۹۳ جبل‌دلیل - ۱۲۶۴ق نجف)، فرزند سید محمد با تقوا و داماد جعفر کشف کننده الغطا و از علمای اصفهان بود. از اساتید او وحید بهبهانی و بحرالعلوم بودند. سید محمد هاشم خوانساری و محمد باقر نجفی اصفهانی از دامادهای عاملی بودند. وی در شب آدینه ۱۴ محرم سال۱۲۶۴ قمری، درگذشت و در بقعه امام علی(ع) به خاک حسینیه نصرت مشهد ودیعت شد.
سید حسن صدر (۱۲۷۲–۱۳۵۴ق) فرزند سید هادی صدر کاظمینی عالم، اصولی، محدث و از مراجع تبعیت شیعه، پر اسم و رسم به محدث کاظمینی. او از عالمان فقهی بخش اعظمی اذن قصه اخذ کرد و کتاب تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام با مسئله «نقش شیعه‌ها در تأسیس علم ها اسلامی» مشهورترین تاثیر وی آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.
محمدعلی بن محمد بن با تقوا بن محمد بن ابراهیم موسوی عاملی اصفهانی (۱۲۳۹–۱۲۷۴ق) دارای شهرت به آقا مُجْتَهِد، دانا شیعی امامی، عارف، شعر سرا و ادیب، در ۱۲ سالگی به اجتهاد رسید و در ۳۵ سالگی به انگیزه مسمومیت در اصفهان درگذشت.
سید اسماعیل صدر؛ (متولد ۱۲۵۸ ق.اصفهان- درگذشته ۱۳۳۸ ق.کاظمین) از مراجع پیروی قرن چهاردهم میباشد. تحصیلات خویش را در اصفهان، نجف و سامرا سپری کرد و از شاگردان میرزای شیرازی بود. در قبال تهاجمات روسیه، انگلیس و ایتالیا به ممالک اسلامی به یاور دیگر علمای نجف، فتاوای جهاد صادر کرد. فرزندانش سید محمدمهدی (متولد۱۲۹۶ق.)، سید صدرالدین (۱۲۹۹–۱۳۷۳ق)، سید محمدجواد (متولد ۱۳۰۱ق.) و سید حیدر رزرو حسینیه نصرت مشهد بودند.
سید حسین خادمی؛ (متولد ۱۲۸۰ش. اصفهان ـ درگذشته ۱۳۶۳ش. اصفهان) عالم شیعی قرن۱۴ و نماینده عموم اصفهان در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور و مدیریت سِنّی اولی مجلس خبرگان رهبری بود. پدرش ابو جعفر (خادم الشریعه) و جدّش سید صدرالدین موسوی عاملی از عالمان و سادات قبیله صدر و مادرش نیز از همین فامیل بود.[۳]
فرزندان سید حیدر صدر
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: محمد باقر صدر
سید محمدباقر صدر (زاده ۱۳۵۳ق/ ۱۳۱۳ش و درگذشته ۱۴۰۰ق/۱۳۵۹ش)، از علما و فعالان سیاسی عراق، اخوی سید اسماعیل صدر. سید محمد باقر صدر پدرش سید حیدر صدرعاملی و مادرش دختر روضه خوان عبدالحسین آل‌یاسین دانا، مفسر و متفکر شیعه و فعال سیاسی عراقی. شرکت کردن در تشکیل حزب الدعوة الاسلامیة، صدور فتوای حرمت عضویت مسلمان ها در حزب بعث عراق و برپایی یک‌سری راهپیمایی و تظاهرات در شهرهای شیعه‌نشین جنوب عراق و بغداد بخشی از عمل‌های سیاسی او بود. آحاد این اقدامات باعث شد که رژیم بعث عراق وی و خواهرش را بازداشت و به شهید شدن رساند. سید جعفر صدر، صرفا پسر وی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.

نوشته‌ی علمیٔ مهم: بنت الهدی صدر
آمنه صدر، مشهور به بنت‌الهدی و شهیده صدر (۱۹۳۷–۱۹۸۰م)، پدرش آیت‌الله سیدحیدر صدر و مادرش خواهر آیت‌الله محمدرضا آل‌یاسین و برادرش سید محمدباقر صدر بود. از زنان مولف و فعال فرهنگی-سیاسی عراق بود. سرپرستی مدرسه های الزهراء نجف و کاظمین، تشکیل جلسات خانگی فقهی، تایپ کردن نوشته‌ی‌علمی در خبرنامه الاضواء، ماجرا‌نویسی و سرایش اشعار مذهبی از کار‌های فرهنگی-شرعی اوست. بنت‌الهدی، به دنبال اعتراض به دستگیری برادرش و سخنرانی در بقعه حضرت علی(ع) که به تظاهرات در شهرها و کشورهای مختلفی انجامید، بوسیله رژیم بعث زندانی و بعد از شکنجه زمانبر اعدام شد.

فرزندان سید صدرالدین صدر
نوشته‌علمیٔ مهم: امام موسی صدر
سید موسی صدر مشهور به امام موسی صدر (زاده ۱۴ خرداد ماه ۱۳۰۷ ش در قم)، از عالمان و اندیشمندان تأثیرگذار شیعه در عرصه فرهنگی و سیاسی میباشد که بعداز سفر از کشور‌ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعه‌ها لبنان و حرکت امل را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعه‌ها این سرزمین را ذمه ‌دار شد. وی در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری قانونی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد. اکثری گزارش‌ها حاکی از قتل وی در به عبارتی فرصت بوسیله قذافی میباشد، البته گزارش‌هایی نیز در مشت میباشد که بنابر آنان وی کشته نشده و در زندان‌های لیبی بوده میباشد. بعداز سقوط معمر قذافی نیز هیچ گزارش قانونی جدیدی از موقعیت وی به دست نیامده میباشد.

نوشته‌علمیٔ مهم: سید رضا صدر
سید رضا صدر(۱۳۰۰–۱۳۷۳ش) مجتهد شیعه و از مدرسان حوزه علمیه قم و مولف کتاب‌های فقهی. وی فرزند سید صدرالدین صدر و اخوی سید موسی صدر بود. در قم نزد استادانی مثل سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، سید محمد پژوهشگر داماد، سید محمد حجت کوه‌کمری و سید حسین بروجردی علم آموزی کرد. فلسفه و عرفان را نیز نزد امام خمینی شاگردی کرد. بعد ها به درخواست سید کاظم شریعتمداری به مراد تبلیغ و پند به طهران رفت در ۱۳۵۶ش مجدد به حوزه علمیه قم رجوع و تا نقطه نهایی قدمت در قم سرگرم به درس دادن بود.

بازدید : 30
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 10:42


تاریخ یعقوبی از دیرین‌ترین کتاب‌های تاریخ همگانی به لهجه عربی، نوشته احمد بن ابی یعقوب (درگذشت: ۲۸۴ یا این که ۲۹۲ق) میباشد. این کتاب خلاصه‌ای از تاریخ عالم از شروع تا وسط سده سوم هجری قمری میباشد. تاریخ یعقوبی دارنده دو نصیب تاریخ پیش از اسلام و تاریخ پس از اسلام میباشد. در قسمت دوم این کتاب، معاش رسول (ص) و امامان معصوم تا امام هادی(ع) نام برده میباشد. این کتاب، همینطور منبعی برای تفحص درباره تاریخ جمهوری اسلامی ایران باستان و زمان ساسانی حسینیه نصرت مشهد میباشد.

مؤلف
نوشته‌علمیٔ مهم: احمد بن ابی یعقوب
احمد بن ابی یعقوب بن جعفر بن وَهْب بن بدیهی یعقوبی تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان سده سوم هجری قمری میباشد. از سایر اثر ها وی «البُلدان» و «مُشاکَلةُ الناس لِمجالِهم» میباشد. او همانند اجدادش میل به شیعه داشت و کاتبِ دربار عباسیان بود. سال وفات او را ۲۸۴ یا این که ۲۹۲ق آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[مستلزم منبع]

قسمت‌های کتاب
تاریخ یعقوبی از دو قسمت یا این که جلد ساخته شده میباشد. قسمت ابتدا به تاریخ قبل از اسلام و نصیب دوم به تاریخ اسلام میپردازد.

نصیب در آغاز
محتوا
در نصیب ابتدا کتاب، که با ماجرا آفرینش شروع گردیده، سرگذشت پیامبران از انسان تا عیسی و بعد از آن تاریخچه‌ای از پادشاهان و ملت‌ها و مملکت‌های عالم آمده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.

یعقوبی در فصل «ملوک عجم» به فرهنگ وتمدن اساطیری و تاریخ جمهوری اسلامی ایران باستان پرداخته و درباره نظام کشورداری و سلسله مراتب دولتی ساسانیان داده ها ارزشمندی داده میباشد.[۱]

منابع نصیب اولیه
منابع همگانی: یعقوبی در ذکر تاریخ پیامبران از قرآن مجید و منابع اسلامی و کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان مثلا انجیل‌های چهارگانه نقل و اقتباس شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۲]
منبع منحصر تاریخ بنی اسرائیل: منبع عمده مطالب مرتبط با بنی اسرائیل در‌این کتاب، به باور برخی، بعداز کتاب مقدس، کتابی به اسم غار گنجینه‌ها میباشد.[۳]
منبع منحصربه‌فرد تاریخ جمهوری اسلامی ایران باستان: منبع یعقوبی درباره ی تاریخ کشور ایران باستان و عصر ساسانی یک‌سری کتاب بوده میباشد که عبارتند از:
گاهنامگ پهلوی بوده که خویش قسمتی از کتاب بزرگتری به اسم آئین نامک بوده میباشد.
خوذای نامگ(خداینامگ)، تاریخ قانونی ساسانیان، از سایر منابع یعقوبی میباشد.[۴]
به دلیل به کار گیری این کتاب از منابع اصیل مذکور، تاریخ یعقوبی از دیرین‌ترین و مهمترین منابع برای آشنایی عصر ساسانیان به شمار می‌رود.[۵]

شیوه نقل مطالب و کتابت
یعقوبی در تاریخ نگاری طریق‌ای معتدل داشته و اطلاعاتی که داده، مثلا خطبه‌ها و وصایای سیاسی و اخلاقی و طومار‌های قانونی[۶] ظریف و گاه مخصوص میباشد.[۷]

وی در نقل مطالب، دو عمل عمده ایفا داده میباشد. مطالبی که با اصول عقائد اسلامی موافق خلا را نقل نکرده میباشد، خصوصا مطالبی که از کتاب غار گنجینه‌ها در وصف بنی اسرائیل نقل نموده است.[۸]

همینطور او هرگاه از تاریخ سیاسی اقوام داده ها کافی نداشته، تاریخ فرهنگی آن‌ها را آورده میباشد.[۹]

یعقوبی در تاثیر خود بعضا مباحث جغرافیایی را نیز مطرح کرده[۱۰] و به گاه‌شماری اهل ایران و رومی نیز اعتنا نماد داده میباشد.[۱۱] وی در بیان تولد عیسی(ع) و میلاد و بعثت و وفات فرستاده اسلام و شروع زمان هرمورد از خلفای اسلامی، اطلاعاتی نجومی داده میباشد. این داده ها برگرفته از منجِّمانی همانند محمد بن موسی خوارزمی (درگذشت ۲۳۲ق) و ماشاءالله یهودی (درگذشت ۲۰۰ یا این که ۲۰۵ ق) میباشد.[۱۲]

قسمت دوم
محتوا
جلد دوم تاریخ یعقوبی به تاریخ اسلام تخصیص دارااست. نخست مجلد، تفصیل معاش فرستاده اسلام از به دنیاآمدن تا بعثت، مسافرت، غزوات، سفیران عرب، کاتبان و همسران نبی آمده میباشد.

تفصیل رویدادهای دوران اولیه جانشینان نبی، یعنی ابوبکر و قدمت و عثمان و امام علی و امام حسن(ع)، سوژه آجل میباشد. یعقوبی در گزارش مسافرت حجة الوداع به معرفی امام علی(ع) از سوی فرستاده(ص) تحت عنوان جانشین بعداز خویش در غدیر خم اشاره نمود و پاراگراف معروف فرستاده درباره امام علی(ع) را نقل نموده است:فمن كنت مولاه، فعلي مولاه، اللهم وال اینجانب والاه و عاد اینجانب عاداه. [۱۳] او به مناسبت بیان وفات ائمه، خلاصه‌ای از سرگذشت و سخنان آن‌ها‌را تا امام علی النقی(ع) آورده میباشد.[۱۴] یعقوبی خلال حافظه کردن از امام علی(ع) و منزلت وی و فضیلت ها اهل بیت، درباره شخصیت ابوطالب، حدیث غدیر و حدیث ثقلین، ماجرای سقیفه بنی ساعده، خلفای در آغاز و امام حسن(ع)، طلحه و زبیر و زبیریان صحبت گفته میباشد.[۱۵].

آن گاه به روزگار حکومت خلفای اموی و عباسی به ترتیب تاریخ به حکومت وصال آنها تا رویدادها ۲۵۹قمری پرداخته شد‌ه‌است. تاریخ عباسیان در حدود یک پنجم کتاب را مشتمل بر می شود، چنانکه مسعودی[۱۶] در کتاب تاریخش (مروج الذهب) از کتابی با تیتر تاریخ «در خبر‌ها عباسیان و جز وی» خاطر کرده که احتمالاً همین قسمت از تاریخ یعقوبی میباشد.[۱۷]

طریق
طرز یعقوبی در نصیب دوم، استیناف در احادیث و تعیین آنهاست. وی، برخلاف مورّخان اخباری مانند طبری، سلسله سندها احادیث را ارائه نکرده میباشد. بلکه بعداز پژوهش و توجه در خبر‌ها راویان و سیره نویسان و مورّخان و تفاوت‌های آن‌ها، گزارشی جامع از خبرها و احادیث ارائه کرده است.[۱۸] یعقوبی در پیشگفتار این جلد، علاوه بر معرفی منابع این نصیب، شماری از راویان و اخباریان و نسب شناسان دارای شهرت سده دوم و سوم را مذکور میباشد.[۱۹]

بازدید : 18
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 11:17


برخورد‌ها و عواقب
تخریب بقیع به دست وهابیان برخورد‌هایی را از سوی عالمان بلاد متفاوت اسلامی به‌دنبال داشت:

عکس العمل عالمان و تألیف اثر ها
قسمتی از طومار علما به احمدشاه قاجار بوسیله سید محمد بهبهانی و اعتراض به مبادرت وهابیان در تخریب قبور ائمه بقیع: «اصلی ترین امری که مردم همسایه مرزوبوم از شاه دوستداشتنی خویش مترصدند تعظیم شعائر دینیه و رفع اختلال اسلامیه و تصدیق مقدسات مذهبی میباشد... با یک دلی پرخون و قلبی آسیب دیده درانتظار سود اقدامات ملوکانه و ترمیم مقبره مقدسه و تسکین جراحات وارده حسینیه نصرت مشهد هستیم.»

تخریب اماکن مسلمان ها، و به خصوص تخریب بقیع، عکس العمل سید ابوالحسن اصفهانی و عبدالکریم حائری یزدی، از بزرگان حوزه علمیه نجف و قم را برانگیخت و به تعطیلی دروس حوزه و بازار منتهی شد.[۳۸] محمد خالصی‌زاده، و سید حسن معلم نیز به تخریب بقیع عکس العمل نماد دادند و خواهان عکس العمل قاطع با عامل ها تخریب قبور اماکن مقدس شدند.[۳۹] سید حسین طباطبایی قمی، معروف به آیت‌الله قمی نیز مثلا مراجع شیعه بود که تا سال‌ها بعد از تخریب قبور بقیع، در ادامه نوسازی قبور ائمه در بقیع بود و وزارت خارجه کشور‌ایران برای تأمین مراد او، به رای زنی با دولت ایالات متحده عربی سعودی پرداخت.[۴۰]امام خمینی نیز نافهمی و کج‌روی را برهان تخریب قبور اولیا آفریدگار در بقیع دانسته میباشد.[۴۱] محمدحسین کشف کننده‌الغطاء، در طومار‌ای خطاب به عبدالله بن بلیهد، حکم کننده‌القضات وهابیان، خلال ذکر مراتب یقین شیعه ها به توحید، او‌را به گفتگوی علمی فراخوانده و عدم پاسخگویی را به‌منزله ضعف دلیل آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.[۴۲]

سید محسن امین، درپی تخریب اماکن مقدس اسلامی به حجاز مسافرت کرد و به تألیف کتاب کشف الارتیاب پرداخت تا وهابیت، تاریخ آن و اقدامات آنها را گستردن دهد.[۴۳] کتاب نام برده همینطور مشمول ذکر اعتقادات وهابیان و مطالبی در رد عقاید آنها میباشد و با تیتر تاریخچه عیب گیری و تحقیق وهابی‌ها، به فارسی ترجمه گردیده‌است.[۴۴] محمدجواد بلاغی نجفی در رساله رد الفتوی بهدم قبور الائمة فی البقیع، به عیب گیری مبانی درنگ وهابیان درباره تخریب اماکن مقدس پرداخت[۴۵] و در کتاب دیگری با تیتر دعوة(دعوی ) الهدی الی الورع فی الأفعال و الفتوی، به فتوای تخریب مقبره‌های متبرکه برخورد آرم اعطا کرد.[۴۶] همینطور شاعران بخش اعظمی، ناخرسندی خویش را از تخریب قبور بقیع، در پوسته شعر ذکر رزرو حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۴۷]

محمدجواد بلاغی نجفی در کتاب الردَ علی الوهابیة، با اعتماد به احادیثی از نبی اسلام(ص)، امام علی(ع)، امام درستگو(ع) و...، و نیز با متکی بودن به سنت متداول در بین مسلمانها از صدر اسلام، به ردّ عقاید وهابیت در این مورد پرداخته و روایات آیتم استناد آن‌ها را غیرمرتبط با غرض آن‌ها دانسته میباشد؛ چرا‌که به گفته بلاغی، در روایات گزینه استناد وهابیان، ساختن بناهایی مانند دیوار، بر روی قبرها ممنوع گردیده، خیر بناهایی که قبرها را شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دربرمی‌گیرند.[۴۸]

اورده شده که وهابیان اولیه گروهی بوده‌اند که با توکل بر ایده ها فقاهتی، ضریح‌های بزرگان مذهبی را ویران کرده‌اند. با این اکنون، در مواقعی افرادی جز وهابیان نیز با اعتماد بر وجود کتاب‌هایی در ملامت خلفا در بانک مقبره بقیع، به‌دنبال تخریب بقاع‌های این گورستان برآمدند، ولی چیره نشدند.[۴۹]

شماری از فقیهان شیعه، درباره بایستگی ساختن دوباره ضریح‌های بقیع، فتوا صادر کرده‌اند؛[۵۰] از آن پاراگراف، محمد فاضل لنکرانی، ناصر مکارم شیرازی، و لطف‌الله صافی گلپایگانی، کوشش برای نوسازی قبور ائمه در بقیع را واجب یا این که واجب کفایی دانسته و سید علی حسینی سیستانی، از مراجع تبعیت شیعه آن را روا خوانده میباشد.[۵۱]


طومار علما به احمدشاه قاجار به وسیله سید محمد بهبهانی و اعتراض به مبادرت وهابیان در تخریب قبور ائمه در بقیع
اقدامات مردمی و دولتی
بعداز وقوع تخریب بقیع، مسلمان ها بومی در نقاط متفاوت اتحاد جماهیر شوروی کهن، و همینطور مسلمانانی از کشورهای ترکیه، افغانستان، چین و مغولستان، با ارسال پیام‌هایی خواهان مراقبت و حراست از اماکن مقدس در مکه و مدینه شدند.[۵۲]

در سال ۱۳۰۴ش، دولت کشور ایران با صدور بیانیه‌ای، روز شنبه ۱۶ صفر ۱۳۴۴ق (۱۴ شهریور ۱۳۰۴ش) را عزای همگانی اظهار کرد[۵۳] و به این ترتیب، عموم در طهران به برگزاری مراسم عزاداری پرداختند.[۵۴] برخی منابع، از برگزاری اجتماعی یک‌سری ده‌هزار نفره در نزدیکی دروازه دولت طهران خبر داده‌اند که در اعتراض به اهانت وهابیان به اماکن مقدس مدینه برپا گردیده بود.[۵۵]

دولت جمهوری اسلامی ایران در اقدامی دیگر، در ۱۱ اسفند ۱۳۰۴ش، با پشت گرمی به نگرانی از امنیت حجاج، مهاجرت به حجاز را ممنوع بیان کرد.[۵۶] در بیانیه قانونی دیگری که در نخستین تیر ۱۳۰۵ش از سوی دولت کشور ایران صادر شد، جسارت به بقعه متبرکه بزرگان آیین در بقیع، موجب تأثر و عزاداری مؤمنان دانسته گردیده و با یاد آوری عدم پایبندی دولت ایالات متحده عربی به دوری از بی‌احترامی به عقاید مسلمان‌ها، دعوت ابن سعود را برای کمپانی در مجمع همگانی حجاز،‌ رد کرد[۵۷] و به‌این‌شکل به رسمیت شناختن دولت ایالات متحده عربی سعودی را نپذیرفت.[۵۸] با این هم اکنون، بعداز آنکه دولت ایالات متحده عربی سعودی در سال ۱۳۰۷ش با ارسال طومار‌ای به کشورهای اسلامی و به عنوان مثال دولت کشور‌ایران، مسئولیت تأمین امنیت حاجیان را عهده دار شد،[۵۹] در خرداد ماه ۱۳۰۸ش، مراودات دربین دولت کشور ایران و ایالات متحده عربی شروع شد[۶۰] و در سود ممنوعیت قانونی حج بعداز ۴ سال برداشته شد.[۶۱]

سروده لطف‌الله صافی گلپایگانی از مراجع تبعیت درباره تخریب بقیع:

خوش آن باد‌ملایم که میاید از کنار بقیع
خوشا هواى سرازیر‌نصیب و مُشکبار بقیع
ملائکه ز زمین میبرند سوى فردوس
براى غالیه‌ حوریان غبار بقیع
اگر‌که طورِ تجلّى ز صحت می‌طلبى
بیا به باغ روحانى دیار بقیع
ایا که غیرت آئین دارى و ولایت آل
ببار خون، عوض اشک در کنار بقیع
حاد کرد ستم، مشهد چهار امام
کز آن شرف به سما یافت خاکسار بقیع
قیام بایستی و مردانگى و همّت و اراده
که بر طرف نماید این احوال ناراحت کننده بقیع
وگر نه عدد نشود انقطاع دست استعمار
عالم شیعه بود زار و دل فکار بقیع
حرامیان به بقاع تا که حکم دهنده‌اند رواست
که مسلمین همگی باشند شرمسار بقیع
درود بی‌حد و بسیار بر پیمبر و آل
سلام وافر و بی‌پایان تقدیم بقیع
ز حافظه مرقد ویران اولیاى آفریدگار
مدام «لطفى صافى» میباشد بی‌قرار بقیع[۶۲]

سروده ریاضی یزدی ملک‌الشعرای آستان حضرت معصومه (درگذشت:۱۳۶۱ش):

ای پردیس برین و دارِ درود
ای زمین بقیع برتو درود
عنبری یا این که عبیری یا این که عودی
هرچه هستی پردیس موعودی
ای بقیع ای پردیس روی زمین
خاکی و رفیعتر از فردوس برین
صَدف و لبریز زِ سیرتکامل سیرتکامل گهر
فرش و از بام اسمان فراتر
چه نگین ها که زیب سینۀ توست
چه گهرها که درخزینۀ توست...
گرچه این سینه ها مدینۀ ماست
قبر آنها باطن سینۀ ماست
ظواهر قبر تا حاد بود
دل ما شیعه ها کباب بود
هر غباری زِ خاک برخیزد
همگی درچشم شیعه ها ریزد
این تمامی شکوه از ریاضی وجود ندارد
هرکه را چشم‌ام راضی وجود ندارد[۶۳]

بازدید : 60
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 16:41


اَبومُسلم خُراسانی (کشته‌گردیده در ۱۳۷ق) داعی پر اسم و رسم بنی‌عباس که در سال ۱۲۹ هجری علیه بنی‌امیه قیام کرد. وی از شعار الرضا اینجانب آل محمد به کارگیری میکرد به همین ادله تنی چند از شیعه‌ها با وی همیاری کردند. قیام ابومسلم از مرو استارت شد و به خلافت سلسله بنی‌عباس و کشته‌شدن مروان بن محمد، واپسین خلیفه اموی، در مصر انجامید. وی بعد والی خراسان شد و در سال ۱۳۷ق به امر منصور، دو‌مین خلیفه عباسی، به جهت بیم از توان‌دریافت کردنِ وی حسینیه نصرت مشهد کشته شد.

درباره معاش و شخصیت ابومسلم، ماجرا‌های متفرق و گاه متناقضی وجود داراست. وی در نوجوانی با داعیان بنی‌عباس در کوفه آشنا شد و در سال ۱۲۹ هجری به امر ابراهیم بن محمد، امام عباسی برای تبلیغ به خراسان رفت. ابومسلم دو طومار به امام راستگو(ع) نوشت و از وی برای پذیرفتن خلافت دعوت کرد، البته امام راستگو(ع) نپذیرفت. وی بعد از سقوط بنی‌امیه، با اشخاص و قیام‌های متمایلِ به امام درستگو(ع) و علویان خلق تندی داشت و آنها را سرکوب آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.

معاش و نسب
قصه‌ها درباره تاریخ و زادگاه، پدر و مادر و تبار ابومسلم متفرق و متناقض میباشد. در بعضا از این گزارش‌ها پشتیبانی منفی یا این که مثبت دارا هستند که بیان شده از سوی معارضان ابومسلم مانند بنی‌عباس، و نیز بوسیله هوا داران وی یا این که معارضان بنی‌عباس به وجود آمده میباشد.[۱] سال ولادت وی میان ۱۰۰ تا ۱۰۵ق(۷۲۴م) تقریب زده گردیده، و ۱۳۷ق(۷۵۵م) سال مرگ وی نقل شده میباشد. در بعضی منابع، اسم اورا ابراهیم‌بن‌ختکان و لقب‌اش را ابواسحاق رزرو حسینیه نصرت مشهد گفته‌اند.
[۲] در مکان دیگری، او‌را ابراهیم‌بن‌عثمان نامیده‌اند.[۳] بعضا مورخان تبار اورا پارسی دانسته و نام او را بهزادان‌بن‌بَنداد هُسر درج شده و داعیه گردیده که بنداد، بابا ابومسلم، بعداز مسلمان شدن، اسم خویش را به عثمان تغییر‌و تحول اعطا کرد.[۴] هم‌اینگونه نقل شده در دیدار ابومسلم با ابراهیم‌بن‌محمد، امام عباسی، ابراهیم از وی منظور که لقب و اسم خویش را به ابومسلم عبدالرحمان بن مسلم تغییر‌و تحول دهد تا خوب بتواند کار نماید.[۵] شهرهای پوشنگ (مجاورت هرات)، کوفه و اصفهان تحت عنوان محل تولد ابومسلم تصویب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده‌اند.[۶]

بابا ابومسلم در بیشتر متن ها تاریخی، عرب یا این که از موالیان عرب معرفی گردیده است.[۷] بعضا منابع، بابا ابومسلم را مستقر یکی روستاهای اصفهان دانسته‌اند که دهقانی می کرد.[۸] وی بعد به سرویس ادریس بن مَعقل عِجلی درآمد و اندکی پیش یا این که بعداز به دنیاآمدن ابومسلم درگذشت.[۹] زمان کار ابومسلم به طور همزمان با امامت حضرت جعفر راست گو(ع)(امامت: ۱۴۸-۱۱۴ق) و خلافت هُشام‌بن‌عبدالملک (خلافت: ۱۲۵-۱۰۵ق)، وَلید‌بن‌یَزید(۱۲۶-۱۲۵ق)، یزیدبن‌ولید(شش ماه ۱۲۶ق)، ابراهیم‌بن‌ولید(۱۲۷-۱۲۶ق)، مَسرازیر‌بن‌محمد(۱۳۲-۱۲۷ق)، سَفّاح (۱۳۶-۱۳۲ق) و منصور (۱۵۸-۱۳۶ق) بود.[۱۰]

ابومسلم در شعبان ۱۳۷ق به فرمان منصور عباسی، خلیفه دوم بنی‌عباس کشته شد. بیان شده منصور، به جهت بدگمانی، هراس از کودتا و نافرمانی ابومسلم، اورا کشت.[۱۱]

بازدید : 19
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 10:51


عَبدالرّحمن بن عمرو بن مُلْجَم مُرادی دارای شهرت به إبن مُلْجَم مُرادی از خوارج نهروان و آدم کش علی بن ابی طالب(ع)، امام نخستین شیعه‌ها، میباشد. ابن ملجم بعداز به خلافت وصال علی(ع)، با وی بیعت کرد، در نزاع جمل در کنار وی جنگید و بعداز نزاع صفین و نقطه نهایی حکمیت، به خوارج پیوست. وی در پیکار نهروان با علی(ع) نزاع کرد و از کم اشخاص بازمانده از این پیکار بود. تا اینکه در سحر ۱۹ رمضان، فرق حضرت علی(ع) را در محراب مسجد کوفه شکافت و امام علی(ع) بعداز دو روز بر تاثیر ضربه وی به شهید شدن رسید. به نقل دارای اسم و رسم، ابن ملجم، در ۲۱ رمضان با یک ضربت چاقو قصاص شد. او سازه بر احادیث اهل بیت(ع) در میان شیعه ها به «اَشقَی الاَولّینَ وَ الآخرین» و «اشقی الاشقیاء» حسینیه نصرت مشهد آوازه داراست.

تولد و نسب
از تاریخ میلاد ابن ملجم خبری گزارش نشده، ولی گفته‌اند او، نا آگاهی را فهم و شعور نموده است.[۱] ابن سعد نسب اورا از اعراب حِمیری و از قوم و قبیله منظور معرفی می‌نماید که با بنی‌جبله از قوم کنده هم عهد و پیمان آدرس حسینیه نصرت مشهد بودند.[۲]

بعضی نیز اورا از تَجوب، یک کدام از قبایل حمیری و هم‌قسم بستگان منظور خوانده‌اند[۳] و بلاذری تجوب را جد ابن ملجم دانسته رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۴][یادداشت ۱]

علت ابن ملجم در قتل امیرمؤمنان
درباره شهید شدن علی بن ابی طالب(ع) به دست ابن ملجم و علت آن، داستان‌های متفاوتی اورده شده میباشد.

ابن سعد، انتقام را علت قتل می داند و می‌نویسد:

درپی باخت خوارج در نهروان، سه بدن از آن‌ها، عبدالرحمن بن ملجم، برک بن عبدالله تمیمی و عمرو بن بکیر تمیمی در مکه گرد آمدند و بعد از رایزنی بر آن شدند که به طور همزمان، علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص را بکشند. عبدالرحمن کشتن علی (ع) را پذیرفت و به کوفه آمد و با یارانش از خوارج دیدار کرد. او در مواجهه زن زیبارویی به اسم قَطام دختر شجنة بن عدی به وی دل ناکامی و از وی خواستگاری کرد. قطام که بابا و برادرش در نهروان مقتول بودند، این سفارش را عهده دار شد و یکی‌از وضعیت وصلت را کشتن علی (ع) قرار اعطا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.[۶]
ابن اعثم کوفی، عشق و علاقه ابن ملجم به قطام را ادله بر قتل امیرمؤمنان بیان کرده و می گوید:

بعداز مبارزه نهروان و قبل از وصال علی(ع) به کوفه، ابن ملجم به کوفه وارد شد و خبر کشته شدن خوارج را به طرفدارانشان بخشید. وی در کوفه به زنی به اسم قطام دختر اضبع تمیمی دل شکست و از وی تقاضای تزویج کرد. سازه بر این نقل، عبدالرحمن در آن شب در منزل قطام به راز موفقیت و شراب نوشید و مست زمین خورد و زیرا بانگ اذان صبح برخاست، قطام اورا بیدار کرد و به مسجد کوفه ارسال کرد و آخر و عاقبت زیرا علی(ع) خواست در رکعت دوم به سجده رود، چاقو ابن ملجم بر سرش فرود آمد.[۷]
ز گند زیرمیزی خوران عالمی قرینِ بدیست
که می‌باشد مضمون‌ رشوت به پارسی بدگند
چنانکه زاده ملجم برای وصل قطام
فروخت خون علی را به نیم شکرخند
[۸] سازه بر منابع، ابن ملجم مرادی در سحر ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری قمری با چاقو آلوده و کثیف به زهر، فرق حضرت علی(ع) را در محراب مسجد کوفه شکافت.[۹]

لعن فرشتگان
در روایتی از امام درستگو (ع) آمده زمانی که ابن ملجم ضربت خویش را بر رمز امام علی(ع) فرود آورد، مانند به عبارتی ضربت بر صورتی از آن حضرت که در افق بود، نقش بست. و فرشتگان هر صبح زود و شامگاه آن شکل را زیارت می‌کنند، و بر ابن ملجم لعنت می‌فرستند.[۱۰] در متن‌ها فقاهتی از ابن ملجم تحت عنوان «اشقی الاشقیا» و «اشقی الآخرین» « اشقی الاولین والآخرین» حافظه گردیده‌است. [۱۱]در روایتی نبی آفریدگار (ص) به امام علی اظهار کرد ای علی چه کسی در خاندان ثمود شقی ترین عموم بود؟ علی جواب اعطا کرد آن که شتر باتقوا را پی‌کرد. فرستاده پرسید شقی ترین فرد درین امت چه کسی است؟ امام علی اعلام کرد پروردگار و پیامبرش داناترند نبی جواب دادکسی که تو‌را بکشد شقی‌ترین فرد درین امت میباشد. [۱۲][یادداشت ۲]

بازدید : 23
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 15:42


نقد ها و منتقدان
اذهان و اعمالی زیرا فرقه‌گرایی،[۸۵] مناقب‌تراشی برای مشایخ،[۸۶] روش معاش خانقاهی (عزلت‌گرایی[۸۷] و رخنه‌ دانش[۸۸]) و عوارض آن (اباحه‌گرایی،[۸۹] پرخوری،[۹۰] پشمینه‌پوشی[۹۱] و گدایی[۹۲]) برای مثال نقد ها منتقدان تصوف بر طریقت برشمرده گردیده‌است. همینطور، فراگیری‌های خاص خانقاهی، غناء، سماع و قرار دادن طریقت و واقعیت در مقابل شریعت، از سایر مفاد نقد برشمرده گردیده‌است.[۹۳] بعضی بزرگان و دانشمندان صوفیه را از او‌لین منتقدان بعضی آداب طریقت حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۹۴]

عبدالحسین زرین‌کوب (۱۳۰۱-۱۳۷۸ش)، ادیب و متفحص تصوف، نقدها ابوالفرج بن جوزی (۵۱۱ -۵۹۷ق)، دانا و مفسر حنبلی‌، بر طریقت را پر‌نور‌ترین نقدها اهل‌سنت بر طریقت دانسته‌ میباشد.[۹۵] ابن‌جوزی اکثری از آداب طریقت، برای مثال سماع و غناء، را از اثاثیه فریب شیطان قلمداد نموده است.[۹۶] ابن‌تیمیه، از سایر عالمان سنی مخالف طریقت دانسته گردیده است.[۹۷] وی نقدهایی را متوجه بینش‌هایی زیرا ملامتیه، شاذلیه و رفاعیه آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۹۸]

از دید برخی، هرچند موفق صوفیان طریقت خویش را به ائمه(ع) می رسانند، فی مابین مذهبها اسلامی، شیعه‌ها امامی بیشترین نقد ها را بر طریقت وارد کرده‌اند.[۹۹] روضه خوان اثر گذار عقاید بعضا دیدگاه‌ها را عیب گیری نموده است.[۱۰۰] مولف شیعی تبصرة العوام آداب طریقت را موجب بی‌دانشی، بی‌فقاهتی، دون‌همتی، حرام‌خواری و بی‌بندوباری دانسته میباشد.[۱۰۱] علامه حلی اعمالی زیرا سماع و غناء را عبادت اهل طریقت دانسته و عیب گیری نموده است.[۱۰۲] رزرو حسینیه نصرت مشهد بیان شده که

در روزگار صفویه و قاجاریه، فشار فقیهان شیعه بر طریقت شدت بیشتری گرفت.[۱۰۳] به گزارش منابع، درین زمان اثر ها فراوانی در رد تصوف نگاشته شد که قسمتی از نقدهای آنان معطوف به طریقت و آداب آن میباشد؛[۱۰۴] مثلا این اثرها می‌اقتدار به عمدة المقال فی بی دینی اهل الضلال[۱۰۵] از حسن فرزند متفحص کَرَکی، حدیقة الشیعه[۱۰۶] منسوب به مقدس اردبیلی، الاثناعشریة فی رد علی الصوفیه[۱۰۷] از روحانی حر عاملی، خیراتیه از محمدعلی بهبهانی.[۱۰۸] در اثر ها برخی عالمان شیعه که خویش میل به عرفان نظری داشتند عیب گیری طریقت برجسته‌خیس دانسته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است؛[۱۰۹] عده ای زیرا ملاصدرا[۱۱۰] و سود کاشانی.[۱۱۱]


کتابی درباره نگرش‌های شیعی در جمهوری اسلامی ایران که منبعی جامع درین زمینه خوانده گردیده است.[۱۱۲]
بعضا معتقدند که از اوایل قرن چهاردهم قمری حمله به تصوف بوسیله فقیهان شیعه کاستی یافت.[۱۱۳] با این هم اکنون در‌این عصر، اثراتی در عیب گیری طریقت به وسیله عالمان شیعه نگاشته شد؛ اثراتی زیرا کشف الاشتباه در کج‌روی اصحاب خانقاه[۱۱۴] از ذبیح‌الله محلاتی و عارف و صوفی چه میگویند؟[۱۱۵] نگاشته جواد تهرانی. طریقت و طریقت‌گرایی گزینه عیب گیری روشنفکران و تجدیدنظرطلبانی نظیر احمد کسروی[۱۱۶] و ابوالفضل برقعی قمی[۱۱۷] نیز بوده میباشد.[۱۱۸]

کتاب‌شناسی
برای مثال اثر ها نگاشته‌گردیده درباره طریقت می‌اقتدار به موردها پایین اشاره نمود:

جلوه‌های معنویت در عالم اسلام (نگرش‌های عرفانی)، تیم مقاله ها به ویراستاری سید حسین نصر.
تصوف و طریقت نگاهی تاریخی، ترجمه مدخل تصوف و طریقت دایرة المعارف اسلام، انتشارات حکمت.
شریعت طریقت و واقعیت، غلامرضا سلیم، انتشارات دریچه.
نگرش‌های، شیعی کشور‌ایران (ذهبیه، نعمت اللهیه و خاکساریه)، ریشارد گراملیش، انتشار نامک.
پانویس
نصر، «اصول و مبانی تصوف»، ص۳؛ سلیم، شریعت طریقت و واقعیت، ۱۳۸۰ش، ص۴۷.
زرین‌کوب، بها ارثیه صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۲۴؛ ژوفروا، «ماهیت و صورت‌گیری اصطلاح طریقت در حوزه تصوف»، ۱۴۱.
گولپینارلی، تصوف در يکصد سوال و جواب، ۱۳۸۰ش، ص۲۵؛ نصر، «اصول و مبانی تصوف»، ص۳.
محمد بن منور، اسرار التوحید، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۱۳؛ نجم‌الدین کبری، فوائح الجمال، دار سعاد الصباح، ص۱۷۶.
استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۱۲۵۹.
قشیری، ترجمه رساله قشیریه، ۱۳۷۴ش، ص۱۲۷.
مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۳ش، ص۶۳۹.
یوسف‌پور، انتقاد صوفی، ۱۳۸۰ش، ص۷۸.
سعدی، گلستان سعدی، ۱۳۸۶ش، ص۲۶۶-۲۶۷.
نصر، «مداقه معنوی پیدایش و پیشرفت سلسله‌های صوفیه»، ص۴۹-۵۰؛ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۱۲۵۹.
شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۹۵.

بازدید : 28
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:09


حرام و بدعت بودن قمه‌زنی
آیت‌الله خامنه‌ای
«قمه‌زنی مرتبط با آیین و یا این که یک تکان سوگواری وجود ندارد و مطلقا بر خلاف و یک بدعت میباشد و سوای شک وتردید آفریدگار به جاری ساختن آن راضی وجود ندارد و من نیز از هر که تظاهر به قمه‌زنی می‌نماید، قلباً راضی حسینیه نصرت مشهد نیستم.»[۱۵]
آیت‌الله خامنه‌ای در خرداد ماه سال ۱۳۷۳ش خلال سخنرانی برای گروهی از روحانیان شیعه، از بعضی از طرز‌های سوگواری به‌ویژه قمه‌زنی نقد کرده و آن را نوعی بدعت شمرد.[۱۶]

ارث‌بردن زن از کلیه اموال شوهر
از دید آیت‌الله خامنه‌ای، زن از بها اموال غیرمنقول شوهر نیز ارث می برد. وی این حیث را در سال ۱۳۸۶ش در عده گروهی از زنان اظهار کرد.[۱۷] این لحاظ در مقابل حیث فقیهانی میباشد که معتقدند زن تنها از اموال منقول شوهر ارث آدرس حسینیه نصرت مشهد میبرد.[۱۸]

مجوز اعتکاف در غیر مسجد جامع
آیت‌الله خامنه‌ای اعتکاف در غیر مسجد جامع را به قصد رجا روا میداند. مبنی بر حیث وی در کشور‌ایران در غیرمساجد جامع نیز اعتکاف برگزار رزرو حسینیه نصرت مشهد می گردد.[۱۹]

مقصود از تهاجم فرهنگی، اشراف بر ملت‌هاست
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: تهاجم فرهنگی
از لحاظ آیت‌الله خامنه‌ای تهاجم فرهنگی، هجومی آگاهانه از سوی اقتدار‌های استعماری برای از در بین بردن تمدن دیگر ملت‌ها و احاطه بیشتر بر آن‌هاست.[۲۰] از اولیه هشدارهای وی در زمان رهبری به تهاجم فرهنگی تخصیص داشت[۲۱] از حیث وی تهاجم فرهنگی در کشور‌ایران از زمان رضاشاه آغاز شد و انقلاب اسلامی آن را متوقف کرد. این تهاجم از مجال نبرد عراق علیه کشور ایران از راز دریافت شد و معاند از این شیوه در صدد ضربه‌زدن به نظام جمهوری اسلامی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲۲]

حرمت توهین به مقدسات اهل‌سنت
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: فتوای حرمت اهانت به مقدسات اهل‌سنت
آیت‌الله خامنه‌ای توهین به مقدسات غیرشیعیان را روا نمی‌داند.[۲۳] وی در سال ۱۳۸۹ش بعداز نشر سخنان یاسر الحبیب علیه عایشه همسر نبی(ص)، با صدور فتوایی توهین به مقدسات و بزرگان بقیه مذهبها مثلا همسران پیامبران را حرام اذعان کرد.[۲۴]

حرمت تشکیل داد و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای
نوشته ی علمیٔ اساسی: فتوای حرمت تشکیل داد و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای
آیت‌الله خامنه‌ای ایجاد کرد و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای و دیگر سلاح‌های کشتار جمعی را تهدیدی علیه بشریت و حرام میداند. فتوای وی درباره حرمت ایجاد کرد و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای در جواب به ادعای اسرائیل بر پایه ی تصمیم کشور‌ایران بر تشکیل داد سلاح هسته‌ای مطرح شد.[۲۵] این فتوا به طور قانونی در اولیه «کنفرانس در بین‌المللی خلع سلاح و عدم رواج سلاح‌های هسته‌ای» در ۱۳۸۹ش در کشور ایران تلاوت شد.[۲۶]

جنبش‌های انقلابی در کشورهای عربی از متاع بیداری اسلامی میباشد
نوشته‌علمیٔ اساسی: بیداری اسلامی
پس از وقوع جنبش‌های انقلابی و کودتا‌ها علیه تعدادی حکومت عربی در کشورهای تونس، مصر، بحرین، لیبی و یمن در سال ۱۳۸۹ش که سبب به سقوط بعضی از حاکمان این کشورها شد، آیت‌الله خامنه‌ای این جنبش‌ها را بیداری اسلامی نامید.[۲۷] در رسانه‌ها این تکان‌ها فصل بهار عربی نامیده شدند.[۲۸]

مخصوص نبودن جهاد در بُعد نظامی
از لحاظ آیت‌الله خامنه‌ای جهاد اختصاصی به جهاد نظامی (مبارزه) وجود ندارد و مشتمل بر هر نوع رویا رویی با معاند و خنثیٰ‌کردن نقشه‌های وی می‌گردد.[۲۹] ازاین‌رو وی این نظر را دارد که جهاد نیز مانند مبارزه بعدها متفاوت سیاسی، فرهنگی، رسانه‌ای[۳۰] و اقتصادی[۳۱] دارااست.

لزوم تبیین برای خنثیٰ‌کردن وسوسه‌های معاند
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: جهاد تبیین
از لحاظ آیت‌الله خامنه‌ای جهاد تبیین به معنای اعمال‌دادنِ فعالیت علمی و تحقیقی، کلام‌زدن و تبیین نمودن برای رویارویی با معاند و از دربین بردن وسوسه‌های اوست.[۳۲] وی این اصطلاح را، اولیه‌توشه در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ش به‌شغل موفقیت[۳۳] و در سال‌های آنگاه به تبیین آن پرداخت.[۳۴]

اقتصاد مقاومتی، منش‌حلی برای اشتباهات اقتصادی کشور‌ایران
نوشته ی علمیٔ مهم: اقتصاد مقاومتی
بعداز تشدید تحریم‌های بعضی کشورهای اروپایی علیه جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله خامنه‌ای بر استعمال از اقتدار داخلی کشور ایران تحت عنوان راهکاری برای خنثیٰ‌کردن تحریم‌ها تأکید کرد.[۳۵] بر تاثیر تأکیدهای وی کلمه اقتصاد مقاومتی وارد ادبیات سیاسی کشور ایران شد.[۳۶]

ملاک حرام بودن غنا و موسیقی
از حیث آیت‌الله خامنه‌ای غنا بر دو سیرتکامل حلال و حرام میباشد؛ غنائی حرام میباشد که مشمول فسخ بوده[۳۷]و لهوی و منحرف‌کننده عن سبیل‌الله باشد.[۳۸] همینطور، هر آهنگی که بشر را به سمت بی‌مبالاتی به آیین، به سمت گناه و بی‌اعتنایی به واجب و تکلیف فقاهتی بکشاند را موسیقی حرام می داند.[۳۹]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 210
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 249
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 461
  • بازدید ماه : 463
  • بازدید سال : 3447
  • بازدید کلی : 61235
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی