مهدویت از بینش صوفیه
اندیشۀ مهدویت در تصوف، بیشتراز آنکه باوری فقهی باشد، آموزهای عرفانی میباشد؛ با بعدها تکوینی، تشریعی و سلوکی.[۶۵] از آنجا که مهدویت بهشکل موضوعی جدا، چندان در اثرها صوفیه و عرفان مطرح نشده میباشد، این آموزه در تصوف و عرفان اسلامی را می بایست زیر مشاجره ولایت و ختم ولایت کاوش کرد.[۶۶] در اثر ها مکتوب عرفانی قرنها اول تصوف (قرن دوم تا پنجم هجری)، اصطلاحاتی مانند قائم، موعود، منجی، حجت مصلح و... تحت سایۀ مشاجره ختم ولایت مفهوم می یابد.[۶۷] حکیم ترمذی (م ۲۸۵ ق) در آغاز صوفی میباشد که با کتابت کتاب ختم الولایه در زمان غایب بودن صغری، درباره ختم ولایت صحبت حسینیه نصرت مشهد گفته میباشد.
[۶۸] ابنعربی نیز مباحث مهدویت و خاتمالأولیای خویش را در کتاب فتوحات المکیه ناظر بر سوالهای حکیم ترمذی مطرح نموده است. ترمذی در ختم الاولیاء از «مهدی آخرالزمان» حرف می گوید که برای برپاداشتن عدل قیام خواهد کرد؛ ولی ترمذی دربارۀ خاتم الاولیاء نامی از فرد خاصی نمیپیروزی و نمیقدرت اعلام کرد «مهدی»ای که وی از آن مذکور میباشد به عبارتی مهدی موردنظر شیعهها آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.
[۶۹] ابنعربی (۵۶۰-۶۳۸ ق) باب ۳۶۶ فتوحات المکیه را «فی معرفة خانه وزراء المهدی الظاهر فی انتها الزمان الذی بَشَّر به نبی اللّه(ص) و هو اینجانب أهل البیت» اسمگذاری نموده است. او آن حضرت را طبق احادیث شیعه و اهل سنت، فردی می داند که بعداز لبریز شدن زمین از ظلم و جور، زمین را از عدل و داد لبریز مینماید و در صورتیکه از قدمت زمین فقط یک روز مانده باشد، معبود آن روز زمانبر مینماید تا عدل و داد در زمین گستره گردد؛ ولی ابنعربی، آن حضرت را از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) می داند که خَلقاً (مشابهت ظاهری) و خُلقاً(تشابه اخلاقی) مشابهترین به فرستاده اکرم(ص) میباشد.[۷۰] درباره ی اینکه ابنعربی، حضرت مهدی(عج) را از فرزندان امام حسن(ع) دانسته میباشد دو نکته میاقتدار خاطرنشان رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد:
طبق آنچه ملاصدرا، روضه خوان بهایی و عبدالوهاب شعرانی، همین متن را از ابنعربی نقل کردهاند، خیرصرفا جد حضرت مهدی را امام حسین(ع) دانسته میباشد، بلکه همگی سلسله اجداد آن حضرت را دقیقاً بر پایه ی حیث شیعه میشمارد؛
حتی درصورتیکه قائل به تحریف در کتاب فتوحات نشویم، اینکه جد حضرت مهدی(عج) را امام حسن(ع) بدانیم با حدیث نبوی که فرمودند: «... مهدی از فرزندان حسین و حسن میباشد.»[۷۱] قابلحل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۷۲]
سید حیدر آملی (تولد ۷۲۰ ق) در جامع الاسرار و منبع الانوار مشاجره مهدی قائم، صاحب و مالک الزمان و قطب وقت را مطرح مینماید. وی بر این اعتقادوباور میباشد که ولایت مطلقه نیز مرتبط با واقعیت همه حضرت ختمیمرتبت(ص) میباشد. مظهر آن از دید ابنعربی، حضرت عیسی(ع) و از نگاه سید حیدر آملی، امام علی(ع) میباشد. مظهر ولایت مقیده نیز که از دید ابنعربی، خویش ابنعربی میباشد و از نگاه سید حیدر، حضرت مهدی(عج). سید حیدر ایده ها ابنعربی درین مسئله را مغایر عقل و نقل و کشف می داند.[۷۳] نظرها صوفیه در جزئیات آموزۀ مهدویت به موضع امامیه مجاورت میباشد. شخصیتهای اصلی صوفیه مانند سعدالدین حمویه (م ۶۵۰ ق)، از مریدان روضه خوان نجمالدین کبری[۷۴] پاد شاه نعمتالله البته (۷۳۰-۸۳۲ ق) در رساله مهدیه،[۷۵] ابراهیم بن محمد جوینی (۶۴۴-۷۲۲ ق) در کتاب فرائد السمطین،[۷۶] عبدالوهاب شعرانی (۸۹۸- ۹۷۳ ق) در الیواقیت و الجواهر،[۷۷] روحانی محمد لاهیجی (م ۹۱۲ ق) در تفصیل باغ سر[۷۸] ایده ها خویش را درباره مورد مهدویت ذکر کردهاند که بسیار در حدود لحاظ امامیه میباشد. فی مابین صوفیه، سوابق ادعای مهدویت هم چشم میگردد. سید محمد نوربخش که از صوفیان اصلی و تأثیرگذار قرن نهم هجری و مؤسس سلسله نوربخشیه میباشد، در رساله الهدی، صراحتاً ادعای مهدویت مینماید و بر ادعای خویش استدلالای نیز میچیند.[۷۹] جریان تصوف همواره کوشیده تا بُعد عرفانی، فرا تاریخی و قدسی این معنا را در درجۀ نخستین عنایت بداند. ازآنجا که دنیابینی صوفیانه، معطوف به بعدها فرا تاریخی (اَنفُسی) میباشد، شخصیت تاریخی مهدی را نیز به بعد ها فرا تاریخی و باطنی تأویل مینماید. بر این شالوده مجموع خصوصیتها و علائمی را که دربارۀ ظهور حضرت مهدی(عج) تاریخی در احادیث شیعی مطرح شدهاست، بیشتر به بعد ها انفسی احاله مینماید تا رده مقدس آن نیز محفوظ بماند و از عرفی و سطحی شدن آن پرهیز گردد. این قضیه را از جمله در اثر ها دو عارف اواخر بعد از ظهر قاجار، پادشاه علیشاه گنابادی و صفی علیشاه اصفهانی میقدرت رویت کرد.[۸۰]
مهدویت از بینش صوفیه
اندیشۀ مهدویت در تصوف، بیشتراز آنکه باوری فقهی باشد، آموزهای عرفانی میباشد؛ با بعدها تکوینی، تشریعی و سلوکی.[۶۵] از آنجا که مهدویت بهشکل موضوعی جدا، چندان در اثرها صوفیه و عرفان مطرح نشده میباشد، این آموزه در تصوف و عرفان اسلامی را می بایست زیر مشاجره ولایت و ختم ولایت کاوش کرد.[۶۶] در اثر ها مکتوب عرفانی قرنها اول تصوف (قرن دوم تا پنجم هجری)، اصطلاحاتی مانند قائم، موعود، منجی، حجت مصلح و... تحت سایۀ مشاجره ختم ولایت مفهوم می یابد.[۶۷] حکیم ترمذی (م ۲۸۵ ق) در آغاز صوفی میباشد که با کتابت کتاب ختم الولایه در زمان غایب بودن صغری، درباره ختم ولایت صحبت حسینیه نصرت مشهد گفته میباشد.
[۶۸] ابنعربی نیز مباحث مهدویت و خاتمالأولیای خویش را در کتاب فتوحات المکیه ناظر بر سوالهای حکیم ترمذی مطرح نموده است. ترمذی در ختم الاولیاء از «مهدی آخرالزمان» حرف می گوید که برای برپاداشتن عدل قیام خواهد کرد؛ ولی ترمذی دربارۀ خاتم الاولیاء نامی از فرد خاصی نمیپیروزی و نمیقدرت اعلام کرد «مهدی»ای که وی از آن مذکور میباشد به عبارتی مهدی موردنظر شیعهها آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.
[۶۹] ابنعربی (۵۶۰-۶۳۸ ق) باب ۳۶۶ فتوحات المکیه را «فی معرفة خانه وزراء المهدی الظاهر فی انتها الزمان الذی بَشَّر به نبی اللّه(ص) و هو اینجانب أهل البیت» اسمگذاری نموده است. او آن حضرت را طبق احادیث شیعه و اهل سنت، فردی می داند که بعداز لبریز شدن زمین از ظلم و جور، زمین را از عدل و داد لبریز مینماید و در صورتیکه از قدمت زمین فقط یک روز مانده باشد، معبود آن روز زمانبر مینماید تا عدل و داد در زمین گستره گردد؛ ولی ابنعربی، آن حضرت را از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) می داند که خَلقاً (مشابهت ظاهری) و خُلقاً(تشابه اخلاقی) مشابهترین به فرستاده اکرم(ص) میباشد.[۷۰] درباره ی اینکه ابنعربی، حضرت مهدی(عج) را از فرزندان امام حسن(ع) دانسته میباشد دو نکته میاقتدار خاطرنشان رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد:
طبق آنچه ملاصدرا، روضه خوان بهایی و عبدالوهاب شعرانی، همین متن را از ابنعربی نقل کردهاند، خیرصرفا جد حضرت مهدی را امام حسین(ع) دانسته میباشد، بلکه همگی سلسله اجداد آن حضرت را دقیقاً بر پایه ی حیث شیعه میشمارد؛
حتی درصورتیکه قائل به تحریف در کتاب فتوحات نشویم، اینکه جد حضرت مهدی(عج) را امام حسن(ع) بدانیم با حدیث نبوی که فرمودند: «... مهدی از فرزندان حسین و حسن میباشد.»[۷۱] قابلحل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۷۲]
سید حیدر آملی (تولد ۷۲۰ ق) در جامع الاسرار و منبع الانوار مشاجره مهدی قائم، صاحب و مالک الزمان و قطب وقت را مطرح مینماید. وی بر این اعتقادوباور میباشد که ولایت مطلقه نیز مرتبط با واقعیت همه حضرت ختمیمرتبت(ص) میباشد. مظهر آن از دید ابنعربی، حضرت عیسی(ع) و از نگاه سید حیدر آملی، امام علی(ع) میباشد. مظهر ولایت مقیده نیز که از دید ابنعربی، خویش ابنعربی میباشد و از نگاه سید حیدر، حضرت مهدی(عج). سید حیدر ایده ها ابنعربی درین مسئله را مغایر عقل و نقل و کشف می داند.[۷۳] نظرها صوفیه در جزئیات آموزۀ مهدویت به موضع امامیه مجاورت میباشد. شخصیتهای اصلی صوفیه مانند سعدالدین حمویه (م ۶۵۰ ق)، از مریدان روضه خوان نجمالدین کبری[۷۴] پاد شاه نعمتالله البته (۷۳۰-۸۳۲ ق) در رساله مهدیه،[۷۵] ابراهیم بن محمد جوینی (۶۴۴-۷۲۲ ق) در کتاب فرائد السمطین،[۷۶] عبدالوهاب شعرانی (۸۹۸- ۹۷۳ ق) در الیواقیت و الجواهر،[۷۷] روحانی محمد لاهیجی (م ۹۱۲ ق) در تفصیل باغ سر[۷۸] ایده ها خویش را درباره مورد مهدویت ذکر کردهاند که بسیار در حدود لحاظ امامیه میباشد. فی مابین صوفیه، سوابق ادعای مهدویت هم چشم میگردد. سید محمد نوربخش که از صوفیان اصلی و تأثیرگذار قرن نهم هجری و مؤسس سلسله نوربخشیه میباشد، در رساله الهدی، صراحتاً ادعای مهدویت مینماید و بر ادعای خویش استدلالای نیز میچیند.[۷۹] جریان تصوف همواره کوشیده تا بُعد عرفانی، فرا تاریخی و قدسی این معنا را در درجۀ نخستین عنایت بداند. ازآنجا که دنیابینی صوفیانه، معطوف به بعدها فرا تاریخی (اَنفُسی) میباشد، شخصیت تاریخی مهدی را نیز به بعد ها فرا تاریخی و باطنی تأویل مینماید. بر این شالوده مجموع خصوصیتها و علائمی را که دربارۀ ظهور حضرت مهدی(عج) تاریخی در احادیث شیعی مطرح شدهاست، بیشتر به بعد ها انفسی احاله مینماید تا رده مقدس آن نیز محفوظ بماند و از عرفی و سطحی شدن آن پرهیز گردد. این قضیه را از جمله در اثر ها دو عارف اواخر بعد از ظهر قاجار، پادشاه علیشاه گنابادی و صفی علیشاه اصفهانی میقدرت رویت کرد.[۸۰]

مراسمها و آیینهای مذهبی حسینیه نصرت مشهد