پند کردن سپاه کوفه
حر بعداز توبه رو در روی لشکر قدمت بن سعد ایستاد و به موعظه آن ها پرداخت: «ای قوم و قبیله آیا پیشنهادهایی که حسین(ع) به شما کرد سبب ساز نشده تا آفریدگار شمارا از نبرد با وی گشوده دارااست؟» گفتند: «سخنت را به امیر قدمت [بن سعد] بگو.» حر همین صحبت را با قدمت بن سعد گشوده ذکر کرد. پس قدمت بن سعد اظهار کرد: «اینجانب به مبارزه با حسین(ع) حریصم و در شرایطیکه راهی دیگر جز این داشتم به عبارتی فعالیت را میکردم.» پس حر خطاب به لشکر حسینیه نصرت مشهد اعلام کرد:
«ای عموم کوفه مادرانتان به عزایتان بنشینند؛ آیا این مرد لایق را به سوی خویش خواندید و گفتید: در امداد تو با دشمنانت خوا هیم جنگید، البته اینک که به سوی شما آمد دست از امداداش برداشتید، در قبال وی صف بسته می خواهید اورا بکشید؟ شما جان اورا به دست گرفته رویکرد نفس کشیدن را بر وی بستهاید، و از هر سو اورا محاصره کردهاید و از رفتن به سوی زمینها و شهرهای وسیع خداوند جلوگیریش کردهاید، آن سان که هم زیرا اسیری در مشت شما گرفتار گردیده خیر میتواند به عایدی خویش کاری اعمال دهد و خیر میتواند زیانی را از خویش به دور نماید، و آب فراتی که یهود و نصاری و مجوس از آن میآشامند و خوک های سیاه و سگان در آن میغلطند بر روی وی و زنان و خردسال ها و خاندانش بستهاید، تا جائی که از شدت تشنگی بیاکنون افتادهاند؛ چه بد محمد(ص) را درباره فرزندانش رعایت کردید، خداوند در روز تشنگی (محشر) شمارا سیراب آدرس حسینیه نصرت مشهد نکند!»
دراین هنگام تیراندازان سپاه قدمت بن سعد اورا مقصود تیرهای خویش قرار دادند؛ حر که اینگونه رویت کرد به عقب رجوع و برگشت و پیش روی امام(ع) ایستاد.
شهیدشدن
مجال توبه حرّ تا شهیدشدن او چندان به ارتفاع نینجامید. بنابر روایتی، حرّ از امام تقاضا کرد که زیرا اولیه کسی بوده که بر امام خروج کرده، اذن دهد که اولیه اهل پیکار و شهید باشد.[۲۸] به نوشته سید بن طاووس در لُهوف، مراد حر از «اولین شهید باشم» این بوده که از این لحظه به سپس اولین کسی میباشد که کشته میشود؛ چون گروهی قبل از وی رزرو حسینیه نصرت مشهد مقتول بودند.[۲۹]
او فورا بعداز پیوستن به امام، راهی میدان نزاع شد و بعداز گفتگوی مجدد و بیسود با عمربن سعد و ذکر سخنانی در تقبیح خلق و خوی زشت کوفیان، رجزگویان با آنها جنگید و سرنوشت، بعداز یکسری وهله نزاع، به شهیدشدن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رسید.[۳۰]
وی شجاعانه می جنگید و با این که اسبش زخمی گردیده بود و از گوشها و پیشانی آن خون روان گردیده بود، همواره رجز می خواند و سواره با معاندان نزاع می کرد. تا این که چهل و یک سری نفر از معاندان را به نابودی رساند.براساس بعضا گزارشها اسب حر را ايوب بن مشرح خيوانى پی کرد و وی از اسب زمینخورد البته تخت گاز چونان شیری درحالی که چاقو به دستش بود برخاست و به ادامه جنگ پرداخت.[۳۱]
لشکر پیاده نظام ابن سعد به یکباره بر وی حملهور شدند و اورا به شهید شدن رساندند. آورده شده که دو نفر در شهید شدن وی کمپانی داشتند: یکی از ایوب بن مسرح(مِشرَخ) و دیگر مردی از سواران اهل کوفه.
البته بعضا دیگر از منابع نقل کردهاند که حربن یزید ریاحی و زهیر بن قین، بعد از شهیدشدن حبیب بن مظاهر در قبل از ظهر عاشورا، با هم به میدان رفتند و بر معاندان حمله بردند. آن دو در پیکار یکدیگر را حفاظت میکردند و هرگاه یکیاز آنها در محاصره قرار میگرفت، دیگری به کمکش میشتافت آنها پیوسته میجنگیدند تا این که حر به شهیدشدن رسید، زهیر نیز به اردوگاه رجوع و برگشت. اصحاب امام(ع) لاشه اورا آوردند، امام حسین(ع) نزد حرّ كه خون از بدنش جارى بود آمد و ذکر کرد: «به به! ای حُرّ! تو در جهان و آخرت آزادهای همانطور که آزاد نامیده گردیدهای.»[۳۲] در بعضا منابع آمده که امام برزخم رمز حر دستمالی بست که در ماجرای تعمیر قبر حر آن دستمال مشاهده شدهاست.[۳۳]در برخی منابع اشعاری از امام (ع) در کنار تن حر نقل شدهاست.
لنعم الحر حر بنی ریاح
بردبار عند مشتبک الرماح
[۳۴]بعضی از منابع (مقتل العوالم، مقتل خوارزمی)این اشعار را به علی بن الحسین[یادداشت ۴] نسبت دادهاند. [۳۵]ابن اعثم در الفتوح این اشعار را به مردی ازاصحاب امام حسین(ع) نسبت داده میباشد.ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۰۲. بنابر نقلی خاندانی حر (بنیتمیم) از جداشدن راز حر بن یزید ریاحی پرهیز کردند.[۳۶] البته بنابر قولی دیگر، رمزِ حر بن یزید به هم پا سرهای برخی شهیدان کربلا در زیارتگاه رئوس الشهداء در گورستان باب الصغیر شهر دمشق دفن گردیدهاست.[۳۷]
پند کردن سپاه کوفه
حر بعداز توبه رو در روی لشکر قدمت بن سعد ایستاد و به موعظه آن ها پرداخت: «ای قوم و قبیله آیا پیشنهادهایی که حسین(ع) به شما کرد سبب ساز نشده تا آفریدگار شمارا از نبرد با وی گشوده دارااست؟» گفتند: «سخنت را به امیر قدمت [بن سعد] بگو.» حر همین صحبت را با قدمت بن سعد گشوده ذکر کرد. پس قدمت بن سعد اظهار کرد: «اینجانب به مبارزه با حسین(ع) حریصم و در شرایطیکه راهی دیگر جز این داشتم به عبارتی فعالیت را میکردم.» پس حر خطاب به لشکر حسینیه نصرت مشهد اعلام کرد:
«ای عموم کوفه مادرانتان به عزایتان بنشینند؛ آیا این مرد لایق را به سوی خویش خواندید و گفتید: در امداد تو با دشمنانت خوا هیم جنگید، البته اینک که به سوی شما آمد دست از امداداش برداشتید، در قبال وی صف بسته می خواهید اورا بکشید؟ شما جان اورا به دست گرفته رویکرد نفس کشیدن را بر وی بستهاید، و از هر سو اورا محاصره کردهاید و از رفتن به سوی زمینها و شهرهای وسیع خداوند جلوگیریش کردهاید، آن سان که هم زیرا اسیری در مشت شما گرفتار گردیده خیر میتواند به عایدی خویش کاری اعمال دهد و خیر میتواند زیانی را از خویش به دور نماید، و آب فراتی که یهود و نصاری و مجوس از آن میآشامند و خوک های سیاه و سگان در آن میغلطند بر روی وی و زنان و خردسال ها و خاندانش بستهاید، تا جائی که از شدت تشنگی بیاکنون افتادهاند؛ چه بد محمد(ص) را درباره فرزندانش رعایت کردید، خداوند در روز تشنگی (محشر) شمارا سیراب آدرس حسینیه نصرت مشهد نکند!»
دراین هنگام تیراندازان سپاه قدمت بن سعد اورا مقصود تیرهای خویش قرار دادند؛ حر که اینگونه رویت کرد به عقب رجوع و برگشت و پیش روی امام(ع) ایستاد.
شهیدشدن
مجال توبه حرّ تا شهیدشدن او چندان به ارتفاع نینجامید. بنابر روایتی، حرّ از امام تقاضا کرد که زیرا اولیه کسی بوده که بر امام خروج کرده، اذن دهد که اولیه اهل پیکار و شهید باشد.[۲۸] به نوشته سید بن طاووس در لُهوف، مراد حر از «اولین شهید باشم» این بوده که از این لحظه به سپس اولین کسی میباشد که کشته میشود؛ چون گروهی قبل از وی رزرو حسینیه نصرت مشهد مقتول بودند.[۲۹]
او فورا بعداز پیوستن به امام، راهی میدان نزاع شد و بعداز گفتگوی مجدد و بیسود با عمربن سعد و ذکر سخنانی در تقبیح خلق و خوی زشت کوفیان، رجزگویان با آنها جنگید و سرنوشت، بعداز یکسری وهله نزاع، به شهیدشدن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رسید.[۳۰]
وی شجاعانه می جنگید و با این که اسبش زخمی گردیده بود و از گوشها و پیشانی آن خون روان گردیده بود، همواره رجز می خواند و سواره با معاندان نزاع می کرد. تا این که چهل و یک سری نفر از معاندان را به نابودی رساند.براساس بعضا گزارشها اسب حر را ايوب بن مشرح خيوانى پی کرد و وی از اسب زمینخورد البته تخت گاز چونان شیری درحالی که چاقو به دستش بود برخاست و به ادامه جنگ پرداخت.[۳۱]
لشکر پیاده نظام ابن سعد به یکباره بر وی حملهور شدند و اورا به شهید شدن رساندند. آورده شده که دو نفر در شهید شدن وی کمپانی داشتند: یکی از ایوب بن مسرح(مِشرَخ) و دیگر مردی از سواران اهل کوفه.
البته بعضا دیگر از منابع نقل کردهاند که حربن یزید ریاحی و زهیر بن قین، بعد از شهیدشدن حبیب بن مظاهر در قبل از ظهر عاشورا، با هم به میدان رفتند و بر معاندان حمله بردند. آن دو در پیکار یکدیگر را حفاظت میکردند و هرگاه یکیاز آنها در محاصره قرار میگرفت، دیگری به کمکش میشتافت آنها پیوسته میجنگیدند تا این که حر به شهیدشدن رسید، زهیر نیز به اردوگاه رجوع و برگشت. اصحاب امام(ع) لاشه اورا آوردند، امام حسین(ع) نزد حرّ كه خون از بدنش جارى بود آمد و ذکر کرد: «به به! ای حُرّ! تو در جهان و آخرت آزادهای همانطور که آزاد نامیده گردیدهای.»[۳۲] در بعضا منابع آمده که امام برزخم رمز حر دستمالی بست که در ماجرای تعمیر قبر حر آن دستمال مشاهده شدهاست.[۳۳]در برخی منابع اشعاری از امام (ع) در کنار تن حر نقل شدهاست.
لنعم الحر حر بنی ریاح
بردبار عند مشتبک الرماح
[۳۴]بعضی از منابع (مقتل العوالم، مقتل خوارزمی)این اشعار را به علی بن الحسین[یادداشت ۴] نسبت دادهاند. [۳۵]ابن اعثم در الفتوح این اشعار را به مردی ازاصحاب امام حسین(ع) نسبت داده میباشد.ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۰۲. بنابر نقلی خاندانی حر (بنیتمیم) از جداشدن راز حر بن یزید ریاحی پرهیز کردند.[۳۶] البته بنابر قولی دیگر، رمزِ حر بن یزید به هم پا سرهای برخی شهیدان کربلا در زیارتگاه رئوس الشهداء در گورستان باب الصغیر شهر دمشق دفن گردیدهاست.[۳۷]

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم