loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 61
سه شنبه 17 آبان 1401 زمان : 16:21

امام زین العابدین علیه السلام:

در شبى که هکر نستش پدرم به شهیدشدن رسید، نشسته بودم و عمّه‌ام زینب، از اینجانب پرستارى مى‌کرد مسجد نصرت مشهد که پدرم از یارانش گوشه گرفت و به خیمۀ خویش رفت و صرفا حُوَى، غلام ابو ذر غفارى، نزدش بود و به اصلاح و پرداختِ خنجر وی، درگیر بود. پدرم مى‌خواند:

«اى زمانه، اف بر دوستى‌ات!

چه‌قدر صبح زود و شامگاه داشتى

که در آنان، هم پا و یا این که جوینده‌اى کشته شد

که زمانه، از آوردن مانندش عقیم میباشد!

و عمل با [خداى] گران قدر میباشد

و هر زنده‌اى، این‌شیوه را مى‌پیماید».

دو یا این که سه توشه این شعر را خواند تا آن جا که فهمیدم و دانستم که چه مى‌خواهد.رزرو مسجد نصرت مشهد ناله، منش گلویم را بست؛آدرس مسجد نصرت مشهد ولى بغضم را فرو خوردم و هیچ نگفتم و دانستم که بلا، فرود مى‌آید. عمّه‌ام نیز آنچه اینجانب شنیدم، شنید و زیرا مانند دیگر زنان، دل نازک و بى‌تاب بود، نتوانست خویش را نگاه دارااست. لباسش را کشید و خارج پَرید و در حالى که درمانده گردیده بود، خویش را به پدرم حسین علیه السلام رساند و اظهار‌کرد: وا مصیبتا! کاش مرده بودم. امروز [که تورا از دست مى‌دهم، در واقعیت،] مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن درگذشته‌اند، اى جانشین گذشتگان و حمایت باقى‌ماندگان!

حسین علیه السلام به وی نگریست و فرمود: «اى خواهر عزیزم! شیطان، بردبارى‌ات را نبرَد».

زینب علیها السلام ذکر کرد: اى ابا مخلوق اللّٰه! بابا و مادرم فدایت! خویش را به کشتن دادى. جانم فدایت!

حسین علیه السلام اندوهش را فرو بُرد شماره تلفن مسجد نصرت مشهد و اشک در چشمانش گردآوری شد و فرمود: «چنانچه شبى، مرغ سنگخواره را آزاد بگذارند، مى‌خوابد».[43]

زینب علیها السلام اعلام کرد: واى بر اینجانب! آیا اینگونه مشقت بار در فشارى‌؟ همین، دلم را بیشتر ریش مى‌نماید و بر اینجانب، دشوار مى‌آید.

آنگاه به طور خویش زد و یقه چاک کرد و مدهوش به زمین خورد.

حسین علیه السلام به سویش آمد و آب بر صورتش زد و به وی فرمود: «خواهر اینجانب! از خداوند بترس و به تسلیت وی، آهسته باش. بدان که زمینیان، مى‌میرند و آسمانیان، باقى نمى‌مانند

و هر چیزى هلاک مى‌گردد، جز ذات آفریدگار که با قدرتش زمین را آفرید، و عموم را بر مى‌انگیزد تا تمامی گشوده گردند و وی فقط بمانَد. پدرم از اینجانب، خوب بود، مادرم از اینجانب، عالی بود، برادرم از اینجانب، عالی بود و الگو اینجانب و آن‌ها و هر مسلمان، فرستاده خداوند صلى الله علیه و آله میباشد».

حسین علیه السلام این‌اینگونه اورا تسلّى اعطا کرد و به وی فرمود: «خواهر عزیزم! تو‌را قسم و سوگند مى‌دهم و بدان شغل کن. بر اینجانب، یقه چاک مده، شکل مخراش و زیرا در گذشتم، شیون و گریه راه و روش مینداز».

امام زین العابدین علیه السلام:

در شبى که هکر نستش پدرم به شهیدشدن رسید، نشسته بودم و عمّه‌ام زینب، از اینجانب پرستارى مى‌کرد مسجد نصرت مشهد که پدرم از یارانش گوشه گرفت و به خیمۀ خویش رفت و صرفا حُوَى، غلام ابو ذر غفارى، نزدش بود و به اصلاح و پرداختِ خنجر وی، درگیر بود. پدرم مى‌خواند:

«اى زمانه، اف بر دوستى‌ات!

چه‌قدر صبح زود و شامگاه داشتى

که در آنان، هم پا و یا این که جوینده‌اى کشته شد

که زمانه، از آوردن مانندش عقیم میباشد!

و عمل با [خداى] گران قدر میباشد

و هر زنده‌اى، این‌شیوه را مى‌پیماید».

دو یا این که سه توشه این شعر را خواند تا آن جا که فهمیدم و دانستم که چه مى‌خواهد.رزرو مسجد نصرت مشهد ناله، منش گلویم را بست؛آدرس مسجد نصرت مشهد ولى بغضم را فرو خوردم و هیچ نگفتم و دانستم که بلا، فرود مى‌آید. عمّه‌ام نیز آنچه اینجانب شنیدم، شنید و زیرا مانند دیگر زنان، دل نازک و بى‌تاب بود، نتوانست خویش را نگاه دارااست. لباسش را کشید و خارج پَرید و در حالى که درمانده گردیده بود، خویش را به پدرم حسین علیه السلام رساند و اظهار‌کرد: وا مصیبتا! کاش مرده بودم. امروز [که تورا از دست مى‌دهم، در واقعیت،] مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن درگذشته‌اند، اى جانشین گذشتگان و حمایت باقى‌ماندگان!

حسین علیه السلام به وی نگریست و فرمود: «اى خواهر عزیزم! شیطان، بردبارى‌ات را نبرَد».

زینب علیها السلام ذکر کرد: اى ابا مخلوق اللّٰه! بابا و مادرم فدایت! خویش را به کشتن دادى. جانم فدایت!

حسین علیه السلام اندوهش را فرو بُرد شماره تلفن مسجد نصرت مشهد و اشک در چشمانش گردآوری شد و فرمود: «چنانچه شبى، مرغ سنگخواره را آزاد بگذارند، مى‌خوابد».[43]

زینب علیها السلام اعلام کرد: واى بر اینجانب! آیا اینگونه مشقت بار در فشارى‌؟ همین، دلم را بیشتر ریش مى‌نماید و بر اینجانب، دشوار مى‌آید.

آنگاه به طور خویش زد و یقه چاک کرد و مدهوش به زمین خورد.

حسین علیه السلام به سویش آمد و آب بر صورتش زد و به وی فرمود: «خواهر اینجانب! از خداوند بترس و به تسلیت وی، آهسته باش. بدان که زمینیان، مى‌میرند و آسمانیان، باقى نمى‌مانند

و هر چیزى هلاک مى‌گردد، جز ذات آفریدگار که با قدرتش زمین را آفرید، و عموم را بر مى‌انگیزد تا تمامی گشوده گردند و وی فقط بمانَد. پدرم از اینجانب، خوب بود، مادرم از اینجانب، عالی بود، برادرم از اینجانب، عالی بود و الگو اینجانب و آن‌ها و هر مسلمان، فرستاده خداوند صلى الله علیه و آله میباشد».

حسین علیه السلام این‌اینگونه اورا تسلّى اعطا کرد و به وی فرمود: «خواهر عزیزم! تو‌را قسم و سوگند مى‌دهم و بدان شغل کن. بر اینجانب، یقه چاک مده، شکل مخراش و زیرا در گذشتم، شیون و گریه راه و روش مینداز».

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 4
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 249
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 255
  • بازدید ماه : 257
  • بازدید سال : 3241
  • بازدید کلی : 61029
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی