ساخت تامل مهدویت در زمان حیرت و شیعی بودن این تامل
احمد الکاتب ریشه مهدویت را خیر در آیهها و احادیث، بلکه در شهید شدن امام حسن عسکری(ع) و پدید وارد شدن زمانه حیرت می داند. وی اعتقاد دارد وقتی که امام عسکری(ع) دارفانی را وداع گفت، فرزندی نداشت و عموم مبتلا حیرت شدند. درین بین گردآوریای از یاران امام عسکری(ع) ادعای وجود فرزند برای اورا مطرح کردند. آنها داعیه کردند کهاین فرزند پیش از مرگ امام عسکری(ع) به جهان آمده میباشد. به همین عامل اطمینان به مهدی حسینیه نصرت مشهد غایب پدیدآمد.[۹۶]
نعمانی، محدث شیعی، با اینکه حیرت و سرگردانی را تصدیق مینماید، این حیرت را فیض عدم اعتنا به احادیث مرتبط با غایب بودن میداند.[۹۷] نعمانی کتاب الغیبه را برای این مینویسد که اعتنا شیعه ها را بهاین روایات جلب نماید. روحانی صدوق نیز خلال تصدیق وجود حیرت، این نظر را دارد عدم مراجعه عموم به سخنان ائمه موجب حیرت گردیده است؛ چون در سخنان نبی(ص) و ائمه بر دستور غایب بودن بسیار آدرس حسینیه نصرت مشهد تأکید شدهاست.[۹۸]
رشید رضا مینویسد: «شیعه ها میکوشیدند خلافت را در آل الرسول از نسل علی(ع) قرار دهند، به این ترتیب احادیثی را برای فراهمسازی این شغل اوضاع کردند».[۹۹] احمد امین نیز در تأیید این عقیده مینویسد: «این رهبران حرفه ای (خواسته رؤسای شیعه) اذهان جمع عموم را به شغل گرفتند... و احادیثی را اوضاع کردند که از فرستاده پروردگار داستان رزرو حسینیه نصرت مشهد میکردند».[۱۰۰]
بستوی، مولف کتاب المهدی المنتظر فی ضوء الاحادیث و الآثار الصحیحه، در جواب بهاین داعیه مینویسد: «از تمام ۴۶ حدیث صحیحی که درباره مهدی وجود دارااست، جز ۱۱ حدیث که بعضا اشخاص جنایتکار به شیعه بودن در اوراق آنان وجود دارااست، دیگر روایات درین باب هیچسیرتکامل اتهامی در سندشان نیست»؛[۱۰۱] یعنی ۳۵ حدیث از روش اهل سنت نقل شدهاست. روایات مهدویت در کتابهایی مانند جامع الاصول نوشته ابن اثیر، المصنف نوشته صنعانی، المصنف نوشته ابن ابیشیبه و مسند نوشته احمد بن حنبل آمده میباشد و دست کم ۳۲ نفر از اصحاب نبی معبود شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد این روایات را نقل کردهاند.
پیامدهای اعتقاد و باور به مهدویت
(نقد ها و جواب ها)
ناقدان معتقدند انتظار موعود، موجب خمودگی و رکود اجتماعی گردیدهاست. رشید رضا مینویسد: «توسعه این پندار فی مابین مسلمانها، منجر سستی آن ها نسبت به واجبات الاهی گردیده است».[۱۰۲]
مرتضی مطهری در جواب بدین نگاه، معنا انتظار را به دو نوع انتظار تولید کننده و انتظار ویرانگر تقسیم نموده است و این نظر را دارد که انتظار تولیدکننده در مقابل انتظار مُالاغّب میباشد: «از آیه ها استعمال میگردد که ظهور مهدی موعود رینگای میباشد از حلقات نزاع اهل حق با فسخ که به موفقیت آخری اهل حق منتهی میشود».[۱۰۳] نیز وی اعتقاد دارد که با موعودباوری تکلیف از آدم برداشته نمیشود: «به انتظار ظهور حجت، هیچ تکلیفی از ما ساقط نمیشود، خیر تکلیف شخصی و خیر تکلیف اجتماعی».[۱۰۴]
منتقدان مهدویت، ظهور مدعیان مهدویت را سبب تفرقه در میان مسلمانها می دانند. رشید رضا مینویسد: «یقین به مهدی منجر پیدایش فتنههای عظیمی گردیده که در بخشها و فرصتهای متعدد کسانی به پا خاسته و مدعا مهدویت گردیدهاند و بر اهل و نزدیگان پادشاه وقت خروج کرده و فریب خوردگانی او را اجابت کرده و دربین آنان و حاکمان جور خون به رویه افتاده».[۱۰۵] احمد امین نیز با همین مضمون اعتراضاتی را به اندیشه مهدویت وارد مینماید: «در حالتی که شمار عده ای که در تاریخ اسلام خروج کردهاند و ادعای مهدویت داشتهاند بر شماریم،... حرف به درازا می کشد».[۱۰۶]
بعضا از مالکنظران از این مسئله عکس آنچه اینان سود گرفتهاند را برداشته کردهاند. وی معتقدند این قضیه ثابتکننده حقانیت این یقین و فکر میباشد؛ چون آرم می دهد که جمعای می خواهند از یک اعتقاد و باور حقیقی و واقعی سوءاستفاده نمایند.[۱۰۷] همینطور این آفت، دامن نبوت را نیز گرفته میباشد و بسیار چشم میشود که تودهای ادعای پیامبری مینمایند. آیا میقدرت به سبب ساز این ادعاها دست از آموزه نبوت برداشت؟
مهدویت؛ رویکردها و تحولات گفتمانی
مضمون مهدویت آموزۀ مشترک فی مابین فرق اسلامی میباشد. مهدیباوری را حتی میقدرت در بقیه ادیان آسمانی هم رویت کرد. این معنا در طی تاریخ در گیر تطور گردیده و همواره یک مفهوم نداشته. هرچند در نصوص شرعی و بوسیله فرد رسول، هم معنا مهدویت و هم مصداق آن دقیقاً معلوم گردیده بود، ولی در طی تاریخ موقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، منجر شد مدعیان متفاوت مهدویت ظهور نمایند و حتی تعریفوتمجید جدیدی از آن ارائه خواهد شد. همین فرمان حتی منجر پیدایش مذهبها و فرق گوناگون مذهبی همانند کیسانیه، واقفیه، مبارکیه و ادیانی مثل قادریه و بهائیت گردیدهاست.[۱۰۸]
گروهی مهدویت را امری اکتسابی میدانستند. در اینگونه تلقیای مهدویت بعضا موقعیت همگانی و غیرانحصاری داراست که اشخاص با احراز آن موقعیت می توانند مصداق مهدی موعود باشند. یک کدام از اشخاص این شیوه محمدبن عبدالله بن حسن (۹۳-۱۴۵ق) دارای اسم و رسم به نفس زکیه میباشد.[۱۰۹]
در نظریۀ دیگری که مُبدع آن سید محمد مُشَعشَع (سید محمد بن فلاح بن فرمالله، از مدعیان نیابت حجت بن الحسن که پیش از سلطنت صفویان،(۸۷۰ق) اولین حکومت شیعه خوزستان را سازه بنیان.)میباشد، مهدویت در فردی غیر از مهدی موعود که حاجب، حمل کننده و نماینده قانونی اوست، تحقق پیدا مینماید. مشعشع بین گوهر امام هنگامی و فرزند امام حسن عسکری تمایز قائل بود. گوهر امام وقتی در هر فرصت میتوانست در کالبد کسی ظهور نماید، لذا تیتر مهدی به مصداق خاصی اختصاصی نمیشد.[۱۱۰]
در نگرش دیگری از معنای اصطلاحی مهدی در احادیث صرفلحاظ مینمایند و صرفا بر معنای لغوی مهدی، یعنی هدایتگردیده، تأکید دارا هستند. براساس این نگاه مهدی کسی میباشد که از جانب خداوند هدایت گردیده و با ظلم و ظالمان نبرد مینماید و از مظلومان در قبال ظالمان حمایت مینماید. لذا این نگاه به نوعی موعود مصطلح در حرف انبیاء را انکار مینماید. سید محمد نوربخش (۸۶۹ق) را میقدرت با تسامح از قائلین این عهد و پیمان دانست.[۱۱۱]
در تلقی دیگری مؤلفۀ غایب بودن در مهدویت را خیر ترفندی برای مراقبت جان مهدی و مهیا شدن وضعیت ما یحتاج ظهور، بلکه آن را مجازاتی الهی میدانند. طبق این لحاظ زیرا آن حضرت در اجرا رسالت خویش کوتاهی کرده، مستحق مجازات غایب بودن میباشد. برای مثالً راجع به محمد بن حنفیه اینگونه ادعایی شد.[۱۱۲]
در تعریف و تمجید دیگری از مهدویت، کل اثر ها دنیوی و معنوی ظهور مهدی در یک سلسله یا این که بستگان خاص متجلی میگردد. خلفای فاطمی قرن چهارم از شواهد تاریخی این رویکرداند که حکومت خویش را با ادعای مهدویت استارت کردند.[۱۱۳]
طبق طریقه دیگری اساسی وجود ندارد که موقعیت مذکور برای مهدویت در نصوص، احراز خواهد شد. بلکه این ارتباط ها و مناسبات سیاسی و فکری میباشد که حالت، هدف ها و خصوصیتهای مهدی و مهدویت را انتخاب مینماید.[۱۱۴] لذا چه بسا در بین آن مهدویتی که در نصوص آمده و آن مهدویتی که بسته به وضعیت خاص اجتماعی تمجید میگردد، تفاوتهای جزئی یا این که حتی بنیادین وجود داشته باشد. از شواهد تاریخی این نگرش میقدرت به ادعای مهدویت منصور عباسی برای فرزندش و یا این که مهدویت اختراع گردیده به وسیله خالدبن معاویه اشاره نمود.[۱۱۵]
در رویه دیگری که نوعی مهدویت ارتدادی بود، بعضا از اشخاص یا این که نحلهها با تمایلهای خاص فکری و مذهبی، از گفتگو مذهبی موفق در جامعه بیرون میشدند و ادعای مهدویت میکردند. این معنا از مهدویت، بسته به هدفش به نصوص فقهی مجاورت یا این که به دور میشد. ادعایی که اسپهبدان گبر راجعبه ابومسلم خراسانی داشتند، از این عهدوپیمان میباشد.[۱۱۶]
این دگرگونی و تطور در نقطهای از تاریخ متوقف نشد و تا مجال معاصر ادامه داشت. از جمله پدیدۀ انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران به آموزۀ مهدویت بیرابطه وجود ندارد. از طرفی در تامل اسلامی، تحقق جامعۀ موعود، بی نقصترین مرحلۀ فرهنگ وتمدن اسلامی به شمار میرود. از طرف دیگر انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران نیز تحت عنوان حکومتی که اجرای احکام اسلامی را تسهیل مینماید، روش تمدنی داراست. آموزۀ مهدویت خیر فقط در صورتگیری و برد انقلاب، بلکه در استمرار و بقاء آن هم نقش محوری داشت. بدین ترتیب فی مابین آموزۀ مهدویت و خط مش تمدنی انقلاب اسلامی ربط و نسبت میباشد. به گونه ایکه میقدرت اعلام کرد آموزههای مرتبط با مهدویت راهنمای انقلاب اسلامی بود.[۱۱۷]
بعداز انقلاب بین صاحب و مالکنظران رهیافتها و رویکردهای مختلفی در حوزۀ مهدویت صورت گرفت. میقدرت از ضمن گفتوگو با اساتید و صاحب و مالکنظران و منابع مکتوب و تعدادی رسانهای جانور، این رویکردها را استحصال کرد. شیوه قرآنی، روایی، کلامی، فلسفی، شرعی، تاریخی، تمدنی، سیاسی، تربیتی، عرفانی، تبلیغی و استحضاررسانی، راهبردی و آجلنگارانه، مدیریتی، اجتماعی، جامعهشناختی، شیوهشناختی، ادبی و آیینی و مناسکی، از جملۀ این رویکردها میباشند.[۱۱۸]
ساخت تامل مهدویت در زمان حیرت و شیعی بودن این تامل
احمد الکاتب ریشه مهدویت را خیر در آیهها و احادیث، بلکه در شهید شدن امام حسن عسکری(ع) و پدید وارد شدن زمانه حیرت می داند. وی اعتقاد دارد وقتی که امام عسکری(ع) دارفانی را وداع گفت، فرزندی نداشت و عموم مبتلا حیرت شدند. درین بین گردآوریای از یاران امام عسکری(ع) ادعای وجود فرزند برای اورا مطرح کردند. آنها داعیه کردند کهاین فرزند پیش از مرگ امام عسکری(ع) به جهان آمده میباشد. به همین عامل اطمینان به مهدی حسینیه نصرت مشهد غایب پدیدآمد.[۹۶]
نعمانی، محدث شیعی، با اینکه حیرت و سرگردانی را تصدیق مینماید، این حیرت را فیض عدم اعتنا به احادیث مرتبط با غایب بودن میداند.[۹۷] نعمانی کتاب الغیبه را برای این مینویسد که اعتنا شیعه ها را بهاین روایات جلب نماید. روحانی صدوق نیز خلال تصدیق وجود حیرت، این نظر را دارد عدم مراجعه عموم به سخنان ائمه موجب حیرت گردیده است؛ چون در سخنان نبی(ص) و ائمه بر دستور غایب بودن بسیار آدرس حسینیه نصرت مشهد تأکید شدهاست.[۹۸]
رشید رضا مینویسد: «شیعه ها میکوشیدند خلافت را در آل الرسول از نسل علی(ع) قرار دهند، به این ترتیب احادیثی را برای فراهمسازی این شغل اوضاع کردند».[۹۹] احمد امین نیز در تأیید این عقیده مینویسد: «این رهبران حرفه ای (خواسته رؤسای شیعه) اذهان جمع عموم را به شغل گرفتند... و احادیثی را اوضاع کردند که از فرستاده پروردگار داستان رزرو حسینیه نصرت مشهد میکردند».[۱۰۰]
بستوی، مولف کتاب المهدی المنتظر فی ضوء الاحادیث و الآثار الصحیحه، در جواب بهاین داعیه مینویسد: «از تمام ۴۶ حدیث صحیحی که درباره مهدی وجود دارااست، جز ۱۱ حدیث که بعضا اشخاص جنایتکار به شیعه بودن در اوراق آنان وجود دارااست، دیگر روایات درین باب هیچسیرتکامل اتهامی در سندشان نیست»؛[۱۰۱] یعنی ۳۵ حدیث از روش اهل سنت نقل شدهاست. روایات مهدویت در کتابهایی مانند جامع الاصول نوشته ابن اثیر، المصنف نوشته صنعانی، المصنف نوشته ابن ابیشیبه و مسند نوشته احمد بن حنبل آمده میباشد و دست کم ۳۲ نفر از اصحاب نبی معبود شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد این روایات را نقل کردهاند.
پیامدهای اعتقاد و باور به مهدویت
(نقد ها و جواب ها)
ناقدان معتقدند انتظار موعود، موجب خمودگی و رکود اجتماعی گردیدهاست. رشید رضا مینویسد: «توسعه این پندار فی مابین مسلمانها، منجر سستی آن ها نسبت به واجبات الاهی گردیده است».[۱۰۲]
مرتضی مطهری در جواب بدین نگاه، معنا انتظار را به دو نوع انتظار تولید کننده و انتظار ویرانگر تقسیم نموده است و این نظر را دارد که انتظار تولیدکننده در مقابل انتظار مُالاغّب میباشد: «از آیه ها استعمال میگردد که ظهور مهدی موعود رینگای میباشد از حلقات نزاع اهل حق با فسخ که به موفقیت آخری اهل حق منتهی میشود».[۱۰۳] نیز وی اعتقاد دارد که با موعودباوری تکلیف از آدم برداشته نمیشود: «به انتظار ظهور حجت، هیچ تکلیفی از ما ساقط نمیشود، خیر تکلیف شخصی و خیر تکلیف اجتماعی».[۱۰۴]
منتقدان مهدویت، ظهور مدعیان مهدویت را سبب تفرقه در میان مسلمانها می دانند. رشید رضا مینویسد: «یقین به مهدی منجر پیدایش فتنههای عظیمی گردیده که در بخشها و فرصتهای متعدد کسانی به پا خاسته و مدعا مهدویت گردیدهاند و بر اهل و نزدیگان پادشاه وقت خروج کرده و فریب خوردگانی او را اجابت کرده و دربین آنان و حاکمان جور خون به رویه افتاده».[۱۰۵] احمد امین نیز با همین مضمون اعتراضاتی را به اندیشه مهدویت وارد مینماید: «در حالتی که شمار عده ای که در تاریخ اسلام خروج کردهاند و ادعای مهدویت داشتهاند بر شماریم،... حرف به درازا می کشد».[۱۰۶]
بعضا از مالکنظران از این مسئله عکس آنچه اینان سود گرفتهاند را برداشته کردهاند. وی معتقدند این قضیه ثابتکننده حقانیت این یقین و فکر میباشد؛ چون آرم می دهد که جمعای می خواهند از یک اعتقاد و باور حقیقی و واقعی سوءاستفاده نمایند.[۱۰۷] همینطور این آفت، دامن نبوت را نیز گرفته میباشد و بسیار چشم میشود که تودهای ادعای پیامبری مینمایند. آیا میقدرت به سبب ساز این ادعاها دست از آموزه نبوت برداشت؟
مهدویت؛ رویکردها و تحولات گفتمانی
مضمون مهدویت آموزۀ مشترک فی مابین فرق اسلامی میباشد. مهدیباوری را حتی میقدرت در بقیه ادیان آسمانی هم رویت کرد. این معنا در طی تاریخ در گیر تطور گردیده و همواره یک مفهوم نداشته. هرچند در نصوص شرعی و بوسیله فرد رسول، هم معنا مهدویت و هم مصداق آن دقیقاً معلوم گردیده بود، ولی در طی تاریخ موقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، منجر شد مدعیان متفاوت مهدویت ظهور نمایند و حتی تعریفوتمجید جدیدی از آن ارائه خواهد شد. همین فرمان حتی منجر پیدایش مذهبها و فرق گوناگون مذهبی همانند کیسانیه، واقفیه، مبارکیه و ادیانی مثل قادریه و بهائیت گردیدهاست.[۱۰۸]
گروهی مهدویت را امری اکتسابی میدانستند. در اینگونه تلقیای مهدویت بعضا موقعیت همگانی و غیرانحصاری داراست که اشخاص با احراز آن موقعیت می توانند مصداق مهدی موعود باشند. یک کدام از اشخاص این شیوه محمدبن عبدالله بن حسن (۹۳-۱۴۵ق) دارای اسم و رسم به نفس زکیه میباشد.[۱۰۹]
در نظریۀ دیگری که مُبدع آن سید محمد مُشَعشَع (سید محمد بن فلاح بن فرمالله، از مدعیان نیابت حجت بن الحسن که پیش از سلطنت صفویان،(۸۷۰ق) اولین حکومت شیعه خوزستان را سازه بنیان.)میباشد، مهدویت در فردی غیر از مهدی موعود که حاجب، حمل کننده و نماینده قانونی اوست، تحقق پیدا مینماید. مشعشع بین گوهر امام هنگامی و فرزند امام حسن عسکری تمایز قائل بود. گوهر امام وقتی در هر فرصت میتوانست در کالبد کسی ظهور نماید، لذا تیتر مهدی به مصداق خاصی اختصاصی نمیشد.[۱۱۰]
در نگرش دیگری از معنای اصطلاحی مهدی در احادیث صرفلحاظ مینمایند و صرفا بر معنای لغوی مهدی، یعنی هدایتگردیده، تأکید دارا هستند. براساس این نگاه مهدی کسی میباشد که از جانب خداوند هدایت گردیده و با ظلم و ظالمان نبرد مینماید و از مظلومان در قبال ظالمان حمایت مینماید. لذا این نگاه به نوعی موعود مصطلح در حرف انبیاء را انکار مینماید. سید محمد نوربخش (۸۶۹ق) را میقدرت با تسامح از قائلین این عهد و پیمان دانست.[۱۱۱]
در تلقی دیگری مؤلفۀ غایب بودن در مهدویت را خیر ترفندی برای مراقبت جان مهدی و مهیا شدن وضعیت ما یحتاج ظهور، بلکه آن را مجازاتی الهی میدانند. طبق این لحاظ زیرا آن حضرت در اجرا رسالت خویش کوتاهی کرده، مستحق مجازات غایب بودن میباشد. برای مثالً راجع به محمد بن حنفیه اینگونه ادعایی شد.[۱۱۲]
در تعریف و تمجید دیگری از مهدویت، کل اثر ها دنیوی و معنوی ظهور مهدی در یک سلسله یا این که بستگان خاص متجلی میگردد. خلفای فاطمی قرن چهارم از شواهد تاریخی این رویکرداند که حکومت خویش را با ادعای مهدویت استارت کردند.[۱۱۳]
طبق طریقه دیگری اساسی وجود ندارد که موقعیت مذکور برای مهدویت در نصوص، احراز خواهد شد. بلکه این ارتباط ها و مناسبات سیاسی و فکری میباشد که حالت، هدف ها و خصوصیتهای مهدی و مهدویت را انتخاب مینماید.[۱۱۴] لذا چه بسا در بین آن مهدویتی که در نصوص آمده و آن مهدویتی که بسته به وضعیت خاص اجتماعی تمجید میگردد، تفاوتهای جزئی یا این که حتی بنیادین وجود داشته باشد. از شواهد تاریخی این نگرش میقدرت به ادعای مهدویت منصور عباسی برای فرزندش و یا این که مهدویت اختراع گردیده به وسیله خالدبن معاویه اشاره نمود.[۱۱۵]
در رویه دیگری که نوعی مهدویت ارتدادی بود، بعضا از اشخاص یا این که نحلهها با تمایلهای خاص فکری و مذهبی، از گفتگو مذهبی موفق در جامعه بیرون میشدند و ادعای مهدویت میکردند. این معنا از مهدویت، بسته به هدفش به نصوص فقهی مجاورت یا این که به دور میشد. ادعایی که اسپهبدان گبر راجعبه ابومسلم خراسانی داشتند، از این عهدوپیمان میباشد.[۱۱۶]
این دگرگونی و تطور در نقطهای از تاریخ متوقف نشد و تا مجال معاصر ادامه داشت. از جمله پدیدۀ انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران به آموزۀ مهدویت بیرابطه وجود ندارد. از طرفی در تامل اسلامی، تحقق جامعۀ موعود، بی نقصترین مرحلۀ فرهنگ وتمدن اسلامی به شمار میرود. از طرف دیگر انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران نیز تحت عنوان حکومتی که اجرای احکام اسلامی را تسهیل مینماید، روش تمدنی داراست. آموزۀ مهدویت خیر فقط در صورتگیری و برد انقلاب، بلکه در استمرار و بقاء آن هم نقش محوری داشت. بدین ترتیب فی مابین آموزۀ مهدویت و خط مش تمدنی انقلاب اسلامی ربط و نسبت میباشد. به گونه ایکه میقدرت اعلام کرد آموزههای مرتبط با مهدویت راهنمای انقلاب اسلامی بود.[۱۱۷]
بعداز انقلاب بین صاحب و مالکنظران رهیافتها و رویکردهای مختلفی در حوزۀ مهدویت صورت گرفت. میقدرت از ضمن گفتوگو با اساتید و صاحب و مالکنظران و منابع مکتوب و تعدادی رسانهای جانور، این رویکردها را استحصال کرد. شیوه قرآنی، روایی، کلامی، فلسفی، شرعی، تاریخی، تمدنی، سیاسی، تربیتی، عرفانی، تبلیغی و استحضاررسانی، راهبردی و آجلنگارانه، مدیریتی، اجتماعی، جامعهشناختی، شیوهشناختی، ادبی و آیینی و مناسکی، از جملۀ این رویکردها میباشند.[۱۱۸]

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم