هرچند در روایات تفسیری، درباره جزئیات وسوسه شیطان و نقش حوّا در رانده شدن خویش و همسرش از فردوس مطالبی آمده[۲۵] که ظاهراً برگرفته از ماجرا نام برده در مهاجرت پیدایش در عهد و پیمان عتیق میباشد.[۲۶] همینطور در حدیثی با قید اسم حوّا آمده: «درصورتی که حوّا عدم وجود، مال زن به شوهرش توطئه نمی کرد»[۲۷] که خواسته از دسیسه، نقش حوّا در اولیه گناه انسان دانسته شدهاست.[۲۸] همینطور روایتی بر وسوسه شدن حوّا بعداز اخراج از پردیس دلالت داراست؛ براین اساس قصه، حوّا حامله می شد البته نوباوهاش زنده نمیماند. شیطان (که حارث نامیده میشد) نزد او آمد و اورا وسوسه کرد که کودک را عبدالحارث نام گذاری کند تا زنده حسینیه نصرت مشهد بماند.
آنها نیز اینگونه کردند در حالی کهاین وسوسهای شیطانی بود.[۲۹] به این ترتیب ماجرا، حوّا مجدد موجب فریب انسان شد. (عالمان شیعه و سنّی انتقادات یا این که تأویلاتی در این باره دارا هستند)[۳۰] علامه مجلسی صدور این احادیث از امامان شیعه را از روی تقیه دانسته میباشد؛ علامه طباطبائی [۸۷] این ماجرا و نظایر آن را جعلی یا این که از اسرائیلیات دانسته میباشد.[۳۱] با اینکه در منابع حدیثی شیعه و سنّی، احادیث معدودی درباره حوا آمده میباشد، در کتابهای تاریخ، تراجم و قصص انبیا روایاتی فراوان، متعدد و غالباً از سیرتکامل اسرائیلیات چشم میگردد.[۳۲] به این ترتیب احادیث، وقتی که خداوند حضرت بشر را در فردوس مستقر کرد، او صرفا بود. آنگاه آفریدگار اورا به خوابی عمیق فرو موفقیت و حوّا را از یک کدام از دندههای پهلوی چپش کردار کرد. در حین این فعالیت، بشر هیچ دردی شم نکرد، چون در غیر این شکل میلی به زن نمیداشت. آنگاه بر حوّا جامههای بهشتی پوشاندند، او را آراستند و بالای راز بشر نشاندند. بشر بعداز بیدار شدن اورا مشاهده کرد و او را حوّا آدرس حسینیه نصرت مشهد نامید.
نمایی سابق از مرقد حوا در جده (۱۹۱۸م)
در همین منابع آمده میباشد که بشر و حوّا در فردوس در ناز و نعمت بودند، ولی ابلیس، که از دهن مار صحبت میخاطرنشان کرد، با امداد طاووس آنانرا فریب بخشید و میوه ممنوعه (جاودانگی) را آغاز حوّا و آنگاه انسان خورد. در روایتی آمده میباشد تاوقتیکه بشر عقل سلیم داشت از میوه ممنوعه نخورد، ازاینرو، حوّا به وی شراب نوشاند و بعد اورا نزد درخت موفقیت و وادار به میل کردن از میوه آن رزرو حسینیه نصرت مشهد نمود.
بشر و حوّا پیرو قانون شکنی از دستور الهی و میل کردن میوه ممنوعه، محکوم و از فردوس رانده شدند. ضمن جزاهای مشترک، به حوّا و آنگاه تمامی زنان بعد از وی جزاهای بسیار دیگری مثلا عادت ماهانه، حاملگی و درد وضع حمل داده شد. بعداز رانده شدن از پردیس، بشر در هند و حوّا در جده فرود آمد و بعداز توبه، در عرفات با یکدیگر ملاقات کردند. آن ها برخی از مناسک حج را به مکان آوردند و حوّا برای اول توشه حیض شد. انسان پایش را بر زمین کوبید و آب زمزم سرازیرشد و حوّا با آن غسل کرد. حوّا از بیست توشه زایمان چهل کودک به عالم آورد. وی 1 سال بعد از بشر درگذشت و در جوارش به خاک امانت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد.[۳۳]
هرچند در روایات تفسیری، درباره جزئیات وسوسه شیطان و نقش حوّا در رانده شدن خویش و همسرش از فردوس مطالبی آمده[۲۵] که ظاهراً برگرفته از ماجرا نام برده در مهاجرت پیدایش در عهد و پیمان عتیق میباشد.[۲۶] همینطور در حدیثی با قید اسم حوّا آمده: «درصورتی که حوّا عدم وجود، مال زن به شوهرش توطئه نمی کرد»[۲۷] که خواسته از دسیسه، نقش حوّا در اولیه گناه انسان دانسته شدهاست.[۲۸] همینطور روایتی بر وسوسه شدن حوّا بعداز اخراج از پردیس دلالت داراست؛ براین اساس قصه، حوّا حامله می شد البته نوباوهاش زنده نمیماند. شیطان (که حارث نامیده میشد) نزد او آمد و اورا وسوسه کرد که کودک را عبدالحارث نام گذاری کند تا زنده حسینیه نصرت مشهد بماند.
آنها نیز اینگونه کردند در حالی کهاین وسوسهای شیطانی بود.[۲۹] به این ترتیب ماجرا، حوّا مجدد موجب فریب انسان شد. (عالمان شیعه و سنّی انتقادات یا این که تأویلاتی در این باره دارا هستند)[۳۰] علامه مجلسی صدور این احادیث از امامان شیعه را از روی تقیه دانسته میباشد؛ علامه طباطبائی [۸۷] این ماجرا و نظایر آن را جعلی یا این که از اسرائیلیات دانسته میباشد.[۳۱] با اینکه در منابع حدیثی شیعه و سنّی، احادیث معدودی درباره حوا آمده میباشد، در کتابهای تاریخ، تراجم و قصص انبیا روایاتی فراوان، متعدد و غالباً از سیرتکامل اسرائیلیات چشم میگردد.[۳۲] به این ترتیب احادیث، وقتی که خداوند حضرت بشر را در فردوس مستقر کرد، او صرفا بود. آنگاه آفریدگار اورا به خوابی عمیق فرو موفقیت و حوّا را از یک کدام از دندههای پهلوی چپش کردار کرد. در حین این فعالیت، بشر هیچ دردی شم نکرد، چون در غیر این شکل میلی به زن نمیداشت. آنگاه بر حوّا جامههای بهشتی پوشاندند، او را آراستند و بالای راز بشر نشاندند. بشر بعداز بیدار شدن اورا مشاهده کرد و او را حوّا آدرس حسینیه نصرت مشهد نامید.
نمایی سابق از مرقد حوا در جده (۱۹۱۸م)
در همین منابع آمده میباشد که بشر و حوّا در فردوس در ناز و نعمت بودند، ولی ابلیس، که از دهن مار صحبت میخاطرنشان کرد، با امداد طاووس آنانرا فریب بخشید و میوه ممنوعه (جاودانگی) را آغاز حوّا و آنگاه انسان خورد. در روایتی آمده میباشد تاوقتیکه بشر عقل سلیم داشت از میوه ممنوعه نخورد، ازاینرو، حوّا به وی شراب نوشاند و بعد اورا نزد درخت موفقیت و وادار به میل کردن از میوه آن رزرو حسینیه نصرت مشهد نمود.
بشر و حوّا پیرو قانون شکنی از دستور الهی و میل کردن میوه ممنوعه، محکوم و از فردوس رانده شدند. ضمن جزاهای مشترک، به حوّا و آنگاه تمامی زنان بعد از وی جزاهای بسیار دیگری مثلا عادت ماهانه، حاملگی و درد وضع حمل داده شد. بعداز رانده شدن از پردیس، بشر در هند و حوّا در جده فرود آمد و بعداز توبه، در عرفات با یکدیگر ملاقات کردند. آن ها برخی از مناسک حج را به مکان آوردند و حوّا برای اول توشه حیض شد. انسان پایش را بر زمین کوبید و آب زمزم سرازیرشد و حوّا با آن غسل کرد. حوّا از بیست توشه زایمان چهل کودک به عالم آورد. وی 1 سال بعد از بشر درگذشت و در جوارش به خاک امانت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد.[۳۳]

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم