رده علمی سلیمان
سلیمان بن مهران از وسیع ترین علمای کوفه بود.[۲۳] اورا داناترین شخص به تلاوت قرآن و حدیث و فرائض بین هم عصرانش دانستهاند.[۲۴] بیشتر رجالیان اهل سنت و جماعت اورا توثیق حسینیه نصرت مشهد کردهاند.[۲۵]
احادیث اورا تا چهار هزار حدیث شمردهاند.[۲۶] و اورا داناترین شخص به روایات عبدالله بن مسعود میدانستند.[۲۷] با اینکه، ابن شهاب زهری، محدث پر اسم و رسم اهل مدینه، علم عراقیها را ضعیف میدانست، با دیدن تیمای از روایات اعمش آن را ستود.[۲۸] برای مثال خصوصیتهای اعمش در رده محدث، توجه وی به مدرک احادیث بود. وی از طریق اهل حدیث بر پایه ی نقل انبوه حدیث فارغ از دقت به صدق یا این که نادرستی آن ناراضی آدرس حسینیه نصرت مشهد بود[۲۹]
سلیمان از قاریان تعالی قرآن بود.[۳۰] به گفته ابنسعد وی در کوفه برای عموم قرآن می خواند و عموم قرآنهای خویش را با خواندن وی تطبیق میدادند. معلم مهم وی در تلاوت یحیی بن وثاب بود که با وی ارتباط مجاورت و وقتگیر مقطع داشت. یحیی نیز خواندن را از شاگردان ابن مسعود آموخته بود؛ از همین روست که تلاوت اورا در حدود خواندن ابن مسعود دانستهاند.[۳۱] بعضا دانشمندان تاکید کردهاند که خواندن اعمش فقط داستان تلاوت ابن مسعود خلا؛ بلکه گزینشی از در بین قرائات منتسب به ابن مسعود و در واقعیت اقدامی در جهت مرمت نظام قرائی ابن مسعود بود.[۳۲] طریق خواندن اعمش پس از او در تلاوت حمزه و کسایی ادامه حیات یافت.[۳۳] تلاوت وی به صورت جدا نیز تا مدتی رزرو حسینیه نصرت مشهد مراقبت شد.[۳۴]
اعمش از فقهای گرانقدر بعد از ظهر خویش نیز به اکانت میآمد. وی در فقه نیز در ادامه مذهب ابن مسعود بود و فراگیر پر رنگ ابراهیم نخعی به شمار میآمد. در فقه به طریق تابعین کوفی پایبند بود و در مباحث حلال و حرام بسیار محتاط بود و به روش استادش ابراهیم نخعی از نظرها درباره حلال و حرام بودن کارها جلوگیری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشت.[۳۵]
استادان، راویان و شاگردان
اعمش افزون بر شاگردی امام راست گو (ع)، ذیل اثر فضا علمی عراق بوده و مهمترین سرچشمه علم حدیثی و دینی و قرآنی او تعالیم عبدالله بن مسعود میباشد که هر یکسری خویش او با وی رابطه بدون واسطه نداشت ولی نزد شاگردانش درس آموخته بود.
مدرس اساسی اعمش در خواندن قرآن یحیی بن وثاب بوده میباشد.[۳۶] البته وی دانش خواندن قرآن را از استادان بخش اعظمی یادگرفت برای مثال ابراهیم نخعی، زَرّ بن حبیش، زید بن وَثّاب، عاصم بن ابی النجود کوفی، ابیحصین، مجاهد بن جبر و ابیالعالیة الریاحی.[۳۷]
بنابر بعضا احادیث، سلیمان با انس بن صاحب دیدار کرده بود؛ ولی در اینکه از وی حدیث شنیده باشد، شک وتردید کردهاند.[۳۸] سلیمان اعمش از بخش اعظمی اشخاص، داستان نقل نموده است، مثلا:[۳۹]
عبدالله بن ابی اوفی
حَکَم بن عُتَیبه
ابو اسحاق سبیعی
ابان بن ابی عیاش
طلق بن حبیب
زید بن وهب
ابی عمرو شیبانی
ابی ظبیان بن جندب
خیثمة بن عبدالرحمن الجعفی
سعید بن بعیده
سلیمان بن مسهر
طلحة بن مصرف
طلحة بن نافع
ابراهیم بن صاحب و مالک اشتر نخعی
عبدالله بن مره
مخلوق العزیز بن رفیع
عبدالملک بن عمیر
عدی بن اثبات
عمارة بن عمیر
راویانی که از سلیمان نقل ماجرا کردهاند نیز بسیارند، از آن فی مابین میقدرت بهاین اشخاص اشاره نمود[۴۰]
سفیان ثوری
حکم بن عتیبه
ابواسحاق سبیعی
شعبة بن الحجاج
حفص بن غیاث
جریر بن حازم
سهیل بن ابی با تقوا
ابراهیم بن طهمان
ابواسحاق فزاری
ابوبکر بن عیاش
عبدالله بن ادریس
خصوصیتهای اخلاقی
گزارشهای تاریخی از شوخطبعی وی حرف راندهاند؛[۴۱] با وجود این برخی از احادیث نیز اورا شخصی بدخُلق دانستهاند.[۴۲] اعمش شخص زاهدی بود که با وجود فقر و تنگدستی به سلاطین و ثروتمندان بیاعتنایی می کرد. همینطور منابع از نگهداری وی بر نماز جماعت خبر دادهاند.[۴۳]
پانویس
ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۳۳۳.
ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۳۳۳.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۹۶۷م، ج۱۱، ص۶۵۲.
سمعانی، الانساب، ۱۳۸۲ق، ج۱۱، ص۳۲.
دایرة المعارف تبارک اسلامی، ج۱۰، ص۴۰۲.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۶.
زرکلی، الاعلام، ۲۰۰۲م، ج۳، ص۱۳۵.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۶.
نگاه نمایید به: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۱۳.
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۱۱، ص۶۵۲.
طوسی، رجال، ۱۳۸۱ق، ص۲۱۵؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۸۱؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۹۸۹م، ج ۸، ص۲۸۰-۲۸۱ .
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج ۷، ص۳۱۶؛ خویی، معجم رجال الحد
رده علمی سلیمان
سلیمان بن مهران از وسیع ترین علمای کوفه بود.[۲۳] اورا داناترین شخص به تلاوت قرآن و حدیث و فرائض بین هم عصرانش دانستهاند.[۲۴] بیشتر رجالیان اهل سنت و جماعت اورا توثیق حسینیه نصرت مشهد کردهاند.[۲۵]
احادیث اورا تا چهار هزار حدیث شمردهاند.[۲۶] و اورا داناترین شخص به روایات عبدالله بن مسعود میدانستند.[۲۷] با اینکه، ابن شهاب زهری، محدث پر اسم و رسم اهل مدینه، علم عراقیها را ضعیف میدانست، با دیدن تیمای از روایات اعمش آن را ستود.[۲۸] برای مثال خصوصیتهای اعمش در رده محدث، توجه وی به مدرک احادیث بود. وی از طریق اهل حدیث بر پایه ی نقل انبوه حدیث فارغ از دقت به صدق یا این که نادرستی آن ناراضی آدرس حسینیه نصرت مشهد بود[۲۹]
سلیمان از قاریان تعالی قرآن بود.[۳۰] به گفته ابنسعد وی در کوفه برای عموم قرآن می خواند و عموم قرآنهای خویش را با خواندن وی تطبیق میدادند. معلم مهم وی در تلاوت یحیی بن وثاب بود که با وی ارتباط مجاورت و وقتگیر مقطع داشت. یحیی نیز خواندن را از شاگردان ابن مسعود آموخته بود؛ از همین روست که تلاوت اورا در حدود خواندن ابن مسعود دانستهاند.[۳۱] بعضا دانشمندان تاکید کردهاند که خواندن اعمش فقط داستان تلاوت ابن مسعود خلا؛ بلکه گزینشی از در بین قرائات منتسب به ابن مسعود و در واقعیت اقدامی در جهت مرمت نظام قرائی ابن مسعود بود.[۳۲] طریق خواندن اعمش پس از او در تلاوت حمزه و کسایی ادامه حیات یافت.[۳۳] تلاوت وی به صورت جدا نیز تا مدتی رزرو حسینیه نصرت مشهد مراقبت شد.[۳۴]
اعمش از فقهای گرانقدر بعد از ظهر خویش نیز به اکانت میآمد. وی در فقه نیز در ادامه مذهب ابن مسعود بود و فراگیر پر رنگ ابراهیم نخعی به شمار میآمد. در فقه به طریق تابعین کوفی پایبند بود و در مباحث حلال و حرام بسیار محتاط بود و به روش استادش ابراهیم نخعی از نظرها درباره حلال و حرام بودن کارها جلوگیری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشت.[۳۵]
استادان، راویان و شاگردان
اعمش افزون بر شاگردی امام راست گو (ع)، ذیل اثر فضا علمی عراق بوده و مهمترین سرچشمه علم حدیثی و دینی و قرآنی او تعالیم عبدالله بن مسعود میباشد که هر یکسری خویش او با وی رابطه بدون واسطه نداشت ولی نزد شاگردانش درس آموخته بود.
مدرس اساسی اعمش در خواندن قرآن یحیی بن وثاب بوده میباشد.[۳۶] البته وی دانش خواندن قرآن را از استادان بخش اعظمی یادگرفت برای مثال ابراهیم نخعی، زَرّ بن حبیش، زید بن وَثّاب، عاصم بن ابی النجود کوفی، ابیحصین، مجاهد بن جبر و ابیالعالیة الریاحی.[۳۷]
بنابر بعضا احادیث، سلیمان با انس بن صاحب دیدار کرده بود؛ ولی در اینکه از وی حدیث شنیده باشد، شک وتردید کردهاند.[۳۸] سلیمان اعمش از بخش اعظمی اشخاص، داستان نقل نموده است، مثلا:[۳۹]
عبدالله بن ابی اوفی
حَکَم بن عُتَیبه
ابو اسحاق سبیعی
ابان بن ابی عیاش
طلق بن حبیب
زید بن وهب
ابی عمرو شیبانی
ابی ظبیان بن جندب
خیثمة بن عبدالرحمن الجعفی
سعید بن بعیده
سلیمان بن مسهر
طلحة بن مصرف
طلحة بن نافع
ابراهیم بن صاحب و مالک اشتر نخعی
عبدالله بن مره
مخلوق العزیز بن رفیع
عبدالملک بن عمیر
عدی بن اثبات
عمارة بن عمیر
راویانی که از سلیمان نقل ماجرا کردهاند نیز بسیارند، از آن فی مابین میقدرت بهاین اشخاص اشاره نمود[۴۰]
سفیان ثوری
حکم بن عتیبه
ابواسحاق سبیعی
شعبة بن الحجاج
حفص بن غیاث
جریر بن حازم
سهیل بن ابی با تقوا
ابراهیم بن طهمان
ابواسحاق فزاری
ابوبکر بن عیاش
عبدالله بن ادریس
خصوصیتهای اخلاقی
گزارشهای تاریخی از شوخطبعی وی حرف راندهاند؛[۴۱] با وجود این برخی از احادیث نیز اورا شخصی بدخُلق دانستهاند.[۴۲] اعمش شخص زاهدی بود که با وجود فقر و تنگدستی به سلاطین و ثروتمندان بیاعتنایی می کرد. همینطور منابع از نگهداری وی بر نماز جماعت خبر دادهاند.[۴۳]
پانویس
ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۳۳۳.
ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۳۳۳.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۹۶۷م، ج۱۱، ص۶۵۲.
سمعانی، الانساب، ۱۳۸۲ق، ج۱۱، ص۳۲.
دایرة المعارف تبارک اسلامی، ج۱۰، ص۴۰۲.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۶.
زرکلی، الاعلام، ۲۰۰۲م، ج۳، ص۱۳۵.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۶.
نگاه نمایید به: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۱۳.
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۱۱، ص۶۵۲.
طوسی، رجال، ۱۳۸۱ق، ص۲۱۵؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۸۱؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۹۸۹م، ج ۸، ص۲۸۰-۲۸۱ .
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج ۷، ص۳۱۶؛ خویی، معجم رجال الحد

سوالات مهم درباره حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای انتخاب، رزرو و برگزاری مراسم